مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی: شناخت، فراشناخت، خودتنطیمی، و خلاقیت.
مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی: شناخت، فراشناخت، خودتنطیمی، و خلاقیت.

خودتنظیمی بالینی در مقابل خودتنظیمی یادگیری

 خودتنظیمی بالینی در مقابل خودتنظیمی یادگیری

مرور جامع مفاهیم، تفاوت‌ها و ارائه چارچوب تلفیقی

 

چکیده

زمینه و هدف: خودتنظیمی به عنوان یکی از مفاهیم بنیادین در روانشناسی شناختی، شخصیت و علوم تربیتی، نقش محوری در موفقیت فردی و اجتماعی ایفا می‌کند. با این حال، ادبیات پژوهشی نشان می‌دهد که خودتنظیمی در حوزه‌های بالینی و یادگیری، علیرغم اشتراکات مفهومی، از تفاوت‌های اساسی در بستر وقوع، اهداف، راهبردها و پیامدها برخوردار است. پیچیدگی اصلی در موقعیت‌های بینابینی (مانند محیط‌های آموزش بالینی) رخ می‌دهد که در آن فرد به طور همزمان به تنظیم هیجانات خود (حوزه بالینی) و مدیریت فرایند یادگیری (حوزه آموزشی) می‌پردازد. هدف این مقاله مروری جامع، نه تنها تبیین تفاوت‌های بنیادین، بلکه ارائه یک چارچوب تلفیقی بدیع برای درک تعامل این دو حوزه و شناسایی کاربردهای عملی آنها در محیط‌های آموزشی و درمانی است.

روش: این مقاله با رویکرد مروری تلفیقی انتقادی و با بهره‌گیری از مدل‌های نظری کلاسیک و معاصر در حوزهٔ خودتنظیمی (شامل مدل‌های زیمرمن، پینتریچ، وین، نولز، نیگ، اینزلیخت و همکاران، و نظریه کنترل فرایند دوگانه کانمن) به تحلیل، نقد و ترکیب دو حوزهٔ خودتنظیمی بالینی و یادگیری پرداخته است. برای اولین بار، مدل سه‌مرحله‌ای خودتنظیمی یادگیری با مدل سه‌گانه سیستم‌های مغزی-رفتاری نیگ و نظریه سیستم‌های شناختی-هیجانی (CEST) ادغام شده است.

یافته‌ها: خودتنظیمی بالینی بیشتر بر تنظیم هیجانات، رفتارهای مشکل‌آفرین و نشانه‌های آسیب‌شناختی متمرکز است و در بستر اختلالات روانی و موقعیت‌های درمانی معنا پیدا می‌کند. در مقابل، خودتنظیمی یادگیری بر مدیریت فرایند یادگیری، شامل هدف‌گذاری تحصیلی، انتخاب راهبردهای شناختی و فراشناختی، و ارزیابی پیشرفت تأکید دارد. مقاله با نقد مدل‌های خطی موجود، نشان می‌دهد که خودتنظیمی در دنیای واقعی یک فرایند غیرخطی، پویا و وابسته به بافت است. تفاوت‌های کلیدی شامل: سطح تحلیل (زیستی-عصبی در مقابل شناختی-رفتاری)، سیستم غالب مغزی (رویکرد/اجتناب در مقابل کنترل)، نقش تعارض (محوری در مقابل حاشیه‌ای)، کارکرد هیجان (هدف نهایی در مقابل ابزار و بازخورد)، و زمان‌مندی فرایندها (واکنشی/لحظه‌ای در مقابل تأملی/بلندمدت) است. چارچوب تلفیقی ارائه‌شده، «مدل تعامل پویا (Dynamic Interaction Model)» نام دارد که نشان می‌دهد چگونه ضعف در خودتنظیمی بالینی (مانند اضطراب) مستقیماً ظرفیت خودتنظیمی یادگیری را کاهش می‌دهد و بالعکس.

نتیجه‌گیری: درک تمایزات و اشتراکات این دو حوزه، به طراحان آموزشی، درمانگران و پژوهشگران کمک می‌کند تا مداخلات دقیق‌تر و مؤثرتری طراحی کنند. نوآوری اصلی این مقاله، ارائه «مدل تعامل پویا» و شناسایی حلقه‌های بازخوردی (Feedback Loops) بین تنظیم هیجان و فرایندهای یادگیری است. پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های آینده بر طراحی مداخلات چندسطحی (زیستی-شناختی-اجتماعی) با استفاده از فناوری‌های سنجش عصب‌شناختی (مانند EEG و ردیابی چشم) و بررسی تفاوت‌های فردی در این تعامل پویا متمرکز شوند.

واژگان کلیدی: خودتنظیمی بالینی، خودتنظیمی یادگیری، خودکنترلی، کنترل شناختی، کارکردهای اجرایی، مدل تعامل پویا، نظریه سیستم‌های شناختی-هیجانی، محیط بالینی، آموزش پزشکی

مقدمه

خودتنظیمی یکی از مفاهیم محوری در علوم شناختی، روانشناسی و آموزش به شمار می‌رود که طی دهه‌های اخیر توجه گسترده‌ای را به خود جلب کرده است. این مفهوم به توانایی فرد در مدیریت رفتار، هیجانات و شناخت خود به منظور دستیابی به اهداف شخصی اشاره دارد (اینزلیخت و همکاران، ۲۰۲۱؛ زیمرمن، ۲۰۰۰). گستردگی دامنهٔ کاربرد این مفهوم، از محیط‌های آموزشی گرفته تا موقعیت‌های بالینی و درمانی، موجب شده است که پژوهشگران حوزه‌های مختلف، هر یک از زاویهٔ تخصص خود به مطالعهٔ آن بپردازند. این تکثر رویکردها، اگرچه به غنای دانش افزوده است، اما در عین حال باعث ایجاد سردرگمی مفهومی و پراکندگی در ادبیات پژوهشی شده است. علت اصلی این سردرگمی، نادیده گرفتن ماهیت پویا و غیرخطی خودتنظیمی و تلاش برای برازش یک مدل واحد بر تمام موقعیت‌هاست.

یکی از مهم‌ترین تمایزاتی که در ادبیات خودتنظیمی کمتر به آن پرداخته شده، تفاوت بین خودتنظیمی بالینی و خودتنظیمی یادگیری است. خودتنظیمی بالینی به کاربرد مفاهیم و راهبردهای خودتنظیمی در بستر اختلالات روانی، مشکلات هیجانی و رفتاری، و موقعیت‌های درمانی اشاره دارد (نیگ، ۲۰۱۷). در این حوزه، هدف اصلی کاهش نشانه‌های آسیب‌شناختی، بهبود عملکرد هیجانی و رفتاری، و ارتقای سلامت روان است. در مقابل، خودتنظیمی یادگیری بر مدیریت فرایند یادگیری در محیط‌های آموزشی متمرکز است و شامل فعالیت‌هایی مانند هدف‌گذاری تحصیلی، انتخاب راهبردهای شناختی و فراشناختی، نظارت بر پیشرفت، و خودارزیابی می‌شود (زیمرمن، ۲۰۰۸؛ ون هوتن-شات و همکاران، ۲۰۱۸).

نوآوری و ضرورت این مقاله در آن است که با رویکردی انتقادی، نه تنها به مقایسه این دو حوزه می‌پردازد، بلکه با نقد مدل‌های خطی رایج (مانند مدل سه‌مرحله‌ای زیمرمن که فرایند را چرخه‌ای اما همچنان سلسله‌مراتبی می‌بیند)، یک چارچوب تلفیقی پویا ارائه می‌دهد که تعامل دوطرفه و همزمان این سیستم‌ها را در موقعیت‌های واقعی (به‌ویژه محیط‌های بالینی-آموزشی) تبیین می‌کند.

۱ خودتنظیمی بالینی: تعریف، مؤلفه‌ها و ویژگی‌ها

۱-۱ تعریف خودتنظیمی بالینی

خودتنظیمی بالینی به مجموعهٔ فرایندهایی اشاره دارد که فرد برای مدیریت رفتار، هیجانات و شناخت خود در مواجهه با موقعیت‌های تنش‌زا، چالش‌برانگیز و آسیب‌شناختی به کار می‌گیرد (نیگ، ۲۰۱۷). این مفهوم در ادبیات روانشناسی بالینی و آسیب‌شناسی روانی ریشه دارد و بر تنظیم نشانه‌های اختلالات روانی، کاهش رفتارهای مشکل‌آفرین، و ارتقای عملکرد هیجانی و رفتاری متمرکز است.

۱-۲ مدل‌های نظری خودتنظیمی بالینی: از نیگ تا نظریه سیستم‌های شناختی-هیجانی

نیگ (۲۰۱۷) مدلی عمومی از خودتنظیمی ارائه می‌دهد که شامل سه حوزهٔ اصلی است:

۱. تنظیم رفتار (Behavioral Regulation): شامل کنترل تکانه‌ها، مدیریت رفتارهای تکانشی، و پایبندی به قوانین و هنجارها

۲. تنظیم هیجان (Emotional Regulation): شامل مدیریت هیجانات منفی مانند خشم، اضطراب و افسردگی، و تقویت هیجانات مثبت

۳. تنظیم شناخت (Cognitive Regulation): شامل کنترل توجه، مدیریت افکار مزاحم، و استفاده از راهبردهای شناختی برای حل مسئله

۱-۳ نقد مدل نیگ و ارائه رویکرد مکمل (نظریه CEST)

اگرچه مدل نیگ جامع است، اما دو نقص اساسی دارد که در مقاله فعلی با افزودن نظریه سیستم‌های شناختی-تجربی (CEST) اپستاین (Epstein, 1998) برطرف شده است:

نقص اول: غفلت از نظام‌های پردازش موازی. مدل نیگ عمدتاً بر پایه‌های عصبی-شناختی استوار است و به‌خوبی تفاوت سیستم رویکرد (پاداش) و اجتناب (تهدید) را توضیح می‌دهد، اما از تعامل این سیستم‌ها با سیستم پردازش تحلیلی (System 2) غافل است. نظریه CEST تفکیک می‌کند بین:

·  سیستم تجربی (Experimental System): خودکار، سریع، هیجان‌محور و مبتنی بر تجربیات گذشته (مطابق با سیستم رویکرد/اجتناب نیگ).

·  سیستم تحلیلی (Analytical System): آگاهانه، کند، منطقی و مبتنی بر قوانین (مطابق با سیستم کنترل نیگ).

·  نوآوری: در خودتنظیمی بالینی موفق، فرد باید تعادل پویا بین این دو سیستم برقرار کند. مثلاً در درمان اختلال اضطراب اجتماعی، سیستم تجربی (ترس از قضاوت) با سیستم تحلیلی (ارزیابی منطقی از خطر) درگیر می‌شود.

نقص دوم: نادیده گرفتن نقش «بازخورد هیجانی» در شکل‌گیری رفتارهای تکراری. مدل نیگ رفتار را حاصل تعادل سه سیستم می‌داند، اما توضیح نمی‌دهد که چرا برخی الگوهای رفتاری (مثل نشخوار فکری در افسردگی) علیرغم پیامدهای منفی، تکرار می‌شوند. مدل تلفیقی پیشنهادی این مقاله نشان می‌دهد که هیجانات منفی نه تنها خروجی سیستم‌ها هستند، بلکه به عنوان «ورودی» برای سیستم‌های شناختی عمل کرده و حلقه‌های بازخوردی (Feedback Loops) ایجاد می‌کنند. در بخش ۸ (چارچوب تلفیقی)، این حلقه‌ها به تفصیل تبیین خواهد شد.

۲ خودتنظیمی یادگیری: تعریف، مؤلفه‌ها و ویژگی‌ها

۲-۱ تعریف خودتنظیمی یادگیری

خودتنظیمی یادگیری (Self-Regulated Learning) به فرایندی اشاره دارد که در آن یادگیرنده به طور فعال و هدفمند، فرایندهای شناختی، انگیزشی و رفتاری خود را برای دستیابی به اهداف یادگیری مدیریت می‌کند (زیمرمن، ۲۰۰۰؛ ۲۰۰۸). این مفهوم در حوزهٔ روانشناسی تربیتی و آموزش ریشه دارد و بر نقش فعال یادگیرنده در ساخت دانش و مهارت تأکید می‌کند.

۲-۲ مدل‌های نظری خودتنظیمی یادگیری: از زیمرمن تا مدل‌های فراشناختی معاصر

۱-۲-۲ مدل سه‌مرحله‌ای زیمرمن (Zimmerman, 2000, 2008)

این مدل که پرکاربردترین مدل در پژوهش‌های خودتنظیمی یادگیری است، فرایند خودتنظیمی را به سه مرحلهٔ اصلی تقسیم می‌کند:

مرحله

فعالیت‌های اصلی

پیش‌اندیشی (Forethought)

هدف‌گذاری، برنامه‌ریزی راهبردی، خودکارآمدی، علاقه، و جهت‌گیری هدف

عملکرد/اراده (Performance/Volitional)

خودنظارتی، خودگویی، تصویرسازی، و استفاده از راهبردهای یادگیری

خودبازاندیشی (Self-Reflection)

خودارزیابی، نسبت‌دهی علّی، واکنش‌های خودانگیزشی، و تطبیق راهبردها

۲-۲-۲ نقد مدل زیمرمن و ارائه مدل فراشناختی وین (Winne, 2011)

نقد اساسی بر مدل زیمرمن این است که فرایند را خطی و سلسله‌مراتبی فرض می‌کند (پیش‌اندیشی ← عملکرد ← بازاندیشی)، در حالی که خودتنظیمی در عمل یک فرایند چرخه‌ای، بازگشتی و غیرخطی است. برای رفع این نقص، مدل COPES (Conditions, Operations, Products, Evaluations, and Standards) وین وارد ادبیات می‌شود که بر چهار مؤلفه کلیدی تأکید دارد:

·  شرایط (Conditions): منابع درونی (دانش قبلی، انگیزه) و بیرونی (زمان، محیط).

·  عملیات (Operations): فرایندهای شناختی و فراشناختی که یادگیرنده به کار می‌گیرد (مثل جستجو، نظارت، جمع‌بندی).

·  محصولات (Products): خروجی‌های میانی عملیات (مثل یک یادداشت، یک نقشه مفهومی).

·  ارزیابی و استانداردها (Evaluations & Standards): مقایسه محصولات با استانداردهای درونی (مثل معیارهای موفقیت).

نوآوری مدل وین در مقایسه با زیمرمن: خودتنظیمی را غیرخطی می‌بیند؛ به این معنا که یادگیرنده در هر لحظه می‌تواند بین عملیات و ارزیابی در رفت و برگشت باشد، نه اینکه حتماً ابتدا هدف‌گذاری کند و سپس عملکرد نشان دهد. این دیدگاه با ماهیت پویای محیط‌های بالینی-آموزشی (که در آن دانشجو باید مدام بین مراقبت از بیمار و یادگیری جابه‌جا شود) سازگارتر است.

۳ تفاوت‌های بنیادین خودتنظیمی بالینی و خودتنظیمی یادگیری (تحلیل تطبیقی پیشرفته)

در این بخش، تفاوت‌های اساسی بین خودتنظیمی بالینی و خودتنظیمی یادگیری را در محورهای جدیدی تحلیل می‌کنیم:

۳-۱ تفاوت در بستر و هدف

ویژگی

خودتنظیمی بالینی

خودتنظیمی یادگیری

بستر اصلی

محیط بالینی، درمانی، و موقعیت‌های آسیب‌شناختی

محیط آموزشی (کلاس درس، کارآموزی، دوره‌های بالینی)

هدف اصلی

کاهش نشانه‌های آسیب‌شناختی، بهبود سلامت روان، مدیریت هیجانات و رفتارهای مشکل‌آفرین

بهبود یادگیری، افزایش دانش و مهارت، موفقیت تحصیلی

نوع تعارض

تعارضات عمیق انگیزشی و هیجانی (مثل وسوسهٔ مصرف مواد، ترس از ارزیابی منفی)

تعارضات شناختی و برنامه‌ریزی (مثل انتخاب راهبرد مطالعه، مدیریت زمان)

زمان‌مندی (Temporality)

واکنشی (Reactive) و لحظه‌ای : اغلب در پاسخ به محرک فوری فعال می‌شود.

تأملی (Reflective) و بلندمدت : با افق زمانی گسترده‌تر (مثلاً موفقیت در پایان ترم).

۳-۲ تفاوت در نقش هیجان و سیستم مغزی غالب

محور

خودتنظیمی بالینی

خودتنظیمی یادگیری

نقش هیجان

هیجان هم هدف تنظیم است و هم ابزار آن. فرد به دنبال کاهش هیجانات منفی است.

هیجان عمدتاً یک عامل تأثیرگذار و بازخوردی است. اضطراب می‌تواند مانع یادگیری شود، اما هدف اصلی کاهش اضطراب نیست.

سیستم مغزی غالب (بر اساس مدل نیگ)

سیستم رویکرد (پاداش) و سیستم اجتناب (تهدید) به‌شدت فعال هستند و سیستم کنترل باید تعادل ایجاد کند.

سیستم کنترل (که شامل توجه، حافظه کاری و بازداری پاسخ است) نقش اصلی را ایفا می‌کند و سیستم‌های رویکرد/اجتناب به‌عنوان تعدیل‌کننده عمل می‌کنند.

سطح تحلیل

زیستی-عصبی (Biological-Neurological): تأکید بر آمیگدال، جسم مخطط، قشر پیشانی.

شناختی-رفتاری (Cognitive-Behavioral): تأکید بر راهبردهای فراشناختی و پردازش اطلاعات.

۳-۳ تفاوت در نوع و شدت تعارض و نقش خودکنترلی

بر اساس تفکیک‌های مفهومی ارائه‌شده توسط اینزلیخت و همکاران (۲۰۲۱) و مدل دوگانه کانمن (Kahneman, 2011)، تفاوت اساسی در ماهیت تعارض است:

·  در خودتنظیمی بالینی: تعارض بین سیستم تجربی (خودکار/هیجانی) و سیستم تحلیلی (کنترل‌شده) است. فرد باید در لحظه، بین پاداش فوری (مثلاً خوردن شکلات در رژیم) و هدف بلندمدت (کاهش وزن) یکی را انتخاب کند. این تعارض پراسترس و انرژی‌بر است و مستقیماً به کاهش منابع توجه منجر می‌شود (پدیده «خودتنظیمی به‌عنوان منبع محدود» - Baumeister).

·  در خودتنظیمی یادگیری: تعارض عمدتاً درون سیستم تحلیلی رخ می‌دهد؛ یعنی یادگیرنده باید بین دو راهبرد شناختی (مثلاً مطالعه عمیق در مقابل مرور سریع) یا بین دو فعالیت (مطالعه دروس در مقابل تفریح) یکی را انتخاب کند. این تعارض کم‌هیجان‌تر است و با راهبردهای فراشناختی قابل حل است، مگر اینکه عوامل هیجانی (مثل اضطراب امتحان) بر آن سوار شوند.

۴ دیدگاه‌های ویژه و نقد مدل‌های بالینی

۴-۱ مدل سه‌گانهٔ نیگ (۲۰۱۷) و نقد آن بر اساس نظریه CEST

نیگ (۲۰۱۷) مدلی سه‌گانه از خودتنظیمی ارائه می‌دهد که در آن سه سیستم اصلی با هم تعامل دارند:

۱. سیستم رویکرد (Approach System): سیستم پایین-بالا که به پاداش پاسخ می‌دهد و فرد را به سمت محرک‌های لذت‌بخش سوق می‌دهد.

۲. سیستم اجتناب (Avoidance System): سیستم پایین-بالا که به تهدید پاسخ می‌دهد و فرد را از خطر دور می‌کند.

۳. سیستم کنترل (Control System): سیستم بالا-پایین که دو سیستم دیگر را تعدیل می‌کند و شامل بازداری پاسخ، حافظهٔ کاری، و برنامه‌ریزی است.

نقد نظری وارد بر مدل نیگ در این مقاله:

اگرچه مدل نیگ برای تبیین آسیب‌شناسی‌های رشدی مفید است، اما نقش «بازخورد هیجانی» در شکل‌گیری اختلالات را نادیده می‌گیرد. برای مثال، در اختلال افسردگی، سیستم اجتناب (پاسخ به تهدید) به‌شدت فعال است. این فعال‌سازی منجر به تولید هیجان غم و نشخوار فکری می‌شود. نشخوار فکری خود به‌عنوان یک محرک درونی جدید عمل کرده و مجدداً سیستم اجتناب را تحریک می‌کند (حلقه بازخورد مثبت). مدل نیگ این حلقه را توضیح نمی‌دهد، در حالی که نظریه CEST با تفکیک سیستم تجربی (که نشخوار را تولید می‌کند) و سیستم تحلیلی (که سعی در متوقف کردن آن دارد)، این پدیده را به‌خوبی تبیین می‌کند.

۴-۲ تفکیک مفاهیم مرتبط با نگاه تکاملی

نیگ (۲۰۱۷) به تمایز دقیق بین اصطلاحات کلیدی در خودتنظیمی بالینی تأکید دارد. در این مقاله، یک لایه تحلیلی جدید به نام «کارکرد تکاملی» به این تفکیک اضافه شده است:

اصطلاح

تعریف

کارکرد تکاملی

خودتنظیمی (Self-Regulation)

مفهوم چتری شامل تنظیم رفتار، هیجان و شناخت، هم بالا-پایین و هم پایین-بالا

بقا و تطابق با محیط پیچیده

خودکنترلی (Self-Control)

فرایندهای بالا-پایین برای غلبه بر پاسخ محرک‌زده یا مقاومت در برابر وسوسه

غلبه بر غرایز آنی برای دستیابی به اهداف بلندمدت (پدیده «تأخیر در پاداش»)

تکانشگری (Impulsivity)

انتخاب غیرتأملی پاسخ محرک‌زده یا پاداش فوری

کارکرد تطابقی در موقعیت‌های خطرناک (واکنش سریع)، اما در محیط مدرن آسیب‌زا

ریسک‌پذیری (Risk-Taking)

نادیده گرفتن احتمال ضرر به خاطر پاداش بزرگ‌تر

ممکن است در محیط‌های اجدادی (برای به دست آوردن منابع) مفید بوده باشد

۵ خودتنظیمی یادگیری در محیط‌های بالینی: چالش‌ها و فرصت‌ها با نگاهی نو

۵-۱ یافته‌های مرور سیستماتیک ون هوتن-شات و همکاران (۲۰۱۸) و تحلیل مجدد بر اساس مدل تلفیقی

ونز هوتن-شات و همکاران (۲۰۱۸) در مرور سیستماتیک خود، به بررسی خودتنظیمی یادگیری دانشجویان پزشکی و دستیاران در محیط بالینی پرداختند. یافته‌های اصلی این مرور عبارتند از:

الف) مدل‌های نظری: بیشتر مطالعات از مدل سه‌مرحله‌ای زیمرمن (۲۰۰۰) یا مدل نولز (۱۹۷۵) استفاده کرده‌اند که هر دو ریشه در محیط کلاس درس دارند و برای محیط بالینی به‌طور خاص طراحی نشده‌اند.

ب) عوامل مؤثر (به‌روزرسانی شده با تحلیل تعامل پویا):

سطح

عوامل مثبت

عوامل بازدارنده

تحلیل تعامل پویا (Dynamic Interaction)

فردی

انگیزهٔ درونی، مهارت هدف‌گذاری، تأمل‌پذیری

مشکل در تأمل، تولید هدف، تمرکز، انجام چندکار همزمان

اضطراب بالا (نقص در خودتنظیمی بالینی) ظرفیت حافظه کاری را کاهش داده و توانایی برنامه‌ریزی (خودتنظیمی یادگیری) را مختل می‌کند.

زمینه‌ای

تماس با بیمار، جو کاری حمایت‌کننده

فشار زمان

فشار زمانی بالا، سیستم اجتناب (ترس از اشتباه) را فعال کرده و یادگیرنده را به سمت راهبردهای سطحی (سطحی‌خوانی) به جای راهبردهای عمیق سوق می‌دهد.

اجتماعی

حمایت سرپرست، مربی، همتایان

---

بازخورد منفی از سوی سرپرست، سیستم رویکرد (انگیزه) را تضعیف کرده و چرخه خودتنظیمی را متوقف می‌کند.

۵-۲ چالش‌های منحصربه‌فرد با رویکرد مدل تلفیقی

بر اساس یافته‌های ون هوتن-شات و همکاران (۲۰۱۸) و مدل تلفیقی ارائه‌شده در این مقاله، خودتنظیمی یادگیری در محیط بالینی با چالش‌های خاصی روبروست:

۱. اولویت مراقبت از بیمار و تعارض سیستم‌ها: در مدل تلفیقی، این چالش به‌عنوان تعارض بین سیستم کنترل (که بر یادگیری متمرکز است) و سیستم رویکرد/اجتناب (که بر بقای بیمار و اضطراب از پیامدها متمرکز است) تبیین می‌شود. دانشجو باید به‌طور همزمان این دو سیستم را مدیریت کند که منجر به کاهش منابع شناختی می‌شود.

۲. فشار زمان و تأثیر بر سیستم‌های پردازش: فشار زمان، سیستم تحلیلی (کند و منطقی) را کنار زده و سیستم تجربی (سریع و خودکار) را غالب می‌کند. این امر منجر به یادگیری سطحی و مبتنی بر شهود به جای یادگیری عمیق و مبتنی بر شواهد می‌شود.

۳. حلقه‌های بازخورد منفی: یک اشتباه بالینی (یا بازخورد منفی) می‌تواند سیستم اجتناب را فعال کرده، منجر به افزایش اضطراب شود و این اضطراب مجدداً بر حافظه کاری تأثیر گذاشته و چرخه «اضطراب ← کاهش عملکرد ← اضطراب بیشتر» را ایجاد کند.

۶ کاربردهای بالینی و آموزشی در چارچوب مدل تعامل پویا

۶-۱ کاربردهای بالینی مبتنی بر مدل تعامل پویا

تشخیص و ارزیابی: استفاده از ابزارهای سنجش خودتنظیمی (مثل پرسشنامه‌های تنظیم هیجان، کنترل تکانه، و بازداری پاسخ) و همزمان سنجش راهبردهای یادگیری برای شناسایی الگوی نقص. مثلاً در ADHD، نقص در بازداری پاسخ (بالینی) با نقص در برنامه‌ریزی (یادگیری) همراه است.

درمان و مداخله پیشرفته:

·  مداخلات دوگانه (Dual-Interventions): به جای اینکه درمانگر فقط روی کاهش اضطراب (بالینی) یا فقط روی تکنیک‌های مطالعه (یادگیری) کار کند، مداخله‌ای طراحی شود که همزمان تنظیم هیجان و راهبردهای شناختی را هدف قرار دهد. مثلاً در درمان اضطراب امتحان: جلسه اول تمرین تنفس عمیق (تنظیم هیجان) و جلسه دوم تکنیک خلاصه‌نویسی (راهبرد یادگیری).

·  توانبخشی شناختی با رویکرد سیستم‌های مغزی: تمرین‌های بازداری پاسخ و حافظه کاری (تقویت سیستم کنترل در مدل نیگ) همراه با تمرین‌های کاهش حساسیت به پاداش‌های فوری (تنظیم سیستم رویکرد).

پیش‌گیری: آموزش مهارت‌های خودتنظیمی تلفیقی در مدارس که در آن دانش‌آموزان نه تنها «چگونه مطالعه کنند» بلکه «چگونه با شکست تحصیلی کنار بیایند» را یاد می‌گیرند.

۶-۲ کاربردهای آموزشی در چارچوب مدل تعامل پویا

طراحی آموزشی پویا:

·  طراحی برنامه‌های درسی که به طور فعال هر دو مرحله پیش‌اندیشی و خودارزیابی را پوشش دهند و فضای امن روانی (کاهش تهدید سیستم اجتناب) ایجاد کنند.

·  استفاده از فناوری‌های آموزشی با بازخورد فوری: پلتفرم‌هایی که نه تنها پیشرفت تحصیلی را نشان می‌دهند، بلکه سطح استرس و خستگی شناختی را نیز پایش می‌کنند (مثلاً از طریق تحلیل الگوی تایپ یا پاسخ‌دهی).

نقش معلم و سرپرست در مدل تعامل پویا:

·  مدیریت حلقه‌های بازخورد: سرپرست باید از ایجاد بازخوردهای تهدیدکننده (که سیستم اجتناب را فعال می‌کند) خودداری کرده و به جای آن از بازخوردهای مبتنی بر تلاش و پیشرفت استفاده کند.

·  مدل‌سازی خودتنظیمی تلفیقی: اساتید باید آشکارا نشان دهند که چگونه خودشان با استرس‌های شغلی (بالینی) کنار می‌آیند و همزمان دانش جدید را یاد می‌گیرند (یادگیری).

۷ چارچوب تلفیقی پیشنهادی: مدل تعامل پویا (Dynamic Interaction Model - DIM)

این بخش، قلب تپنده ارتقاء مقاله است. مدل DIM بر اساس تلفیق سه نظریه کلیدی ساخته شده است:

۱. مدل سه‌مرحله‌ای زیمرمن (خودتنظیمی یادگیری).

۲. مدل سه‌گانه نیگ (سیستم‌های رویکرد، اجتناب و کنترل).

۳. نظریه سیستم‌های شناختی-تجربی (CEST - تمایز بین سیستم تحلیلی و تجربی).

۷-۱ اصول بنیادین مدل DIM

اصل اول: خودتنظیمی یک سیستم پویا و غیرخطی است. برخلاف مدل‌های خطی، در DIM، سه مرحله زیمرمن (پیش‌اندیشی، عملکرد، بازاندیشی) به‌صورت همزمان و در حلقه‌های بازخوردی با سه سیستم مغزی نیگ در تعامل هستند.

اصل دوم: سیستم مغزی غالب، مسیر خودتنظیمی را تعیین می‌کند.

·  اگر سیستم کنترل غالب باشد (فرد آرام، متمرکز و با منابع شناختی کافی)، مسیر خودتنظیمی یادگیری-محور طی می‌شود و فرد به راحتی مراحل زیمرمن را طی می‌کند.

·  اگر سیستم رویکرد یا اجتناب غالب شود (فرد وسوسه‌شده یا مضطرب)، مسیر خودتنظیمی بالینی-محور طی می‌شود و فرد درگیر مدیریت هیجان می‌شود.

اصل سوم: حلقه‌های بازخورد هیجانی (که در مدل‌های قبلی نادیده گرفته شده بودند) نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. هر مرحله از یادگیری، یک بازخورد هیجانی تولید می‌کند که می‌تواند سیستم‌های مغزی را تقویت یا تضعیف کند.

۷-۲ تصویر مفهومی مدل DIM (شرح کلامی)

حلقه اول: شروع فرایند (هدف‌گذاری)

·  یادگیرنده یک هدف یادگیری تعیین می‌کند (مرحله پیش‌اندیشی زیمرمن).

·  ارزیابی سیستم مغزی: اگر هدف با ترس از شکست همراه باشد (فعال‌سازی سیستم اجتناب)، به‌جای حرکت به سمت عملکرد، فرد وارد حلقه مدیریت اضطراب می‌شود. (خودتنظیمی بالینی بر یادگیری غلبه می‌کند). اگر هدف با انگیزه درونی همراه باشد (سیستم رویکرد متعادل)، فرد وارد مرحله عملکرد می‌شود.

حلقه دوم: حین عملکرد (خودنظارتی)

·  یادگیرنده در حال مطالعه است و با یک مانع (مثلاً مطلب سخت) مواجه می‌شود.

·  بازخورد هیجانی: ناامیدی (فعال‌سازی سیستم اجتناب). این بازخورد می‌تواند به‌عنوان «سیگنال توقف» عمل کرده و فرد را به عقب‌گرداند (مرور دوباره) یا اگر سیستم کنترل قوی باشد، فرد با جستجوی راهبرد جدید (مثلاً کمک‌خواهی) به مسیر ادامه می‌دهد.

حلقه سوم: پس از عملکرد (خودارزیابی)

·  ارزیابی پیشرفت (مرحله بازاندیشی زیمرمن).

·  بازخورد هیجانی نهایی: موفقیت (فعال‌سازی سیستم رویکرد و تقویت انگیزه) یا شکست (فعال‌سازی سیستم اجتناب و احتمال ترک یادگیری).

·  در DIM، خودارزیابی فقط یک مرحله پایانی نیست، بلکه به‌عنوان ورودی برای چرخه بعدی (پیش‌اندیشی جدید) عمل می‌کند. اگر شکست منجر به سرخوردگی شدید شود، فرد ممکن است اصلاً وارد چرخه جدید نشود (خودتنظیمی یادگیری مختل می‌شود).

۷-۳ مکانیسم‌های تعامل و مداخله در DIM

بر اساس مدل DIM، سه نقطه مداخله کلیدی شناسایی می‌شود:

۱. مداخله در سطح سیستم‌های مغزی (پایین‌ترین سطح): تمرینات تنفس، ذهن‌آگاهی و کاهش استرس برای تضعیف سیستم اجتناب و تقویت سیستم کنترل.

۲. مداخله در سطح بازخوردهای هیجانی (سطح میانی): بازسازی شناختی برای تغییر تفسیر هیجانی از شکست (مثلاً دیدن شکست به‌عنوان فرصت یادگیری به‌جای تهدید).

۳. مداخله در سطح راهبردهای یادگیری (بالاترین سطح): آموزش هدف‌گذاری مؤثر، خودنظارتی و خودارزیابی دقیق برای تسهیل حرکت در چرخه زیمرمن.

۸ آینده‌نگری: جهت‌گیری‌های پژوهشی و عملی مبتنی بر DIM

۸-۱ شکاف‌های پژوهشی موجود و اولویت‌های جدید

بر اساس مرور جامع ادبیات و مدل DIM، شکاف‌های پژوهشی زیر قابل شناسایی هستند:

۱. کمبود مدل‌های غیرخطی: بیشتر مدل‌ها خطی هستند. اولویت اول: طراحی پژوهش‌های طولی با اندازه‌گیری مکرر (Experience Sampling Method - ESM) برای ثبت نوسانات لحظه‌ای خودتنظیمی در محیط بالینی.

۲. نادیده‌گرفته شدن حلقه‌های بازخورد هیجانی: همان‌طور که DIM نشان می‌دهد، نقش هیجان‌های پیشرفت (مانند غرور، شرم، خستگی) در تغییر مسیر خودتنظیمی ناشناخته است. اولویت دوم: پژوهش‌های تجربی که تأثیر بازخورد هیجانی بر انتخاب راهبرد یادگیری را بررسی کنند.

۳. عدم استفاده از فناوری‌های عصب‌شناختی: برای سنجش هم‌زمان سیستم‌های مغزی و رفتار یادگیری، نیاز به ابزارهای پایش فیزیولوژیک (نوار مغزی - EEG، پاسخ‌دهی پوستی - GSR) در موقعیت‌های واقعی است. اولویت سوم: طراحی کلاس‌های درس هوشمند با پایش زیستی.

۴. تفاوت‌های فردی در تعامل پویا: آیا افراد با شخصیت متفاوت (برون‌گرا در برابر درون‌گرا) مسیرهای تعامل متفاوتی در DIM دارند؟ اولویت چهارم: پژوهش‌های شخصیت-محور.

۸-۲ جهت‌گیری‌های پژوهشی پیشنهادی با رویکرد چندبعدی

۱. طراحی و اعتباریابی مقیاس سنجش تعامل پویا (Dynamic Interaction Scale - DIS): ابزاری که همزمان سه مؤلفه (تنظیم هیجان، خودکنترلی، راهبردهای یادگیری) را اندازه‌گیری کند.

۲. پژوهش‌های مداخله‌ای بر اساس DIM: طراحی یک بسته آموزشی ۶ جلسه‌ای که در هر جلسه، یک بخش به تنظیم هیجان (بالینی) و یک بخش به راهبرد مطالعه (یادگیری) اختصاص یابد و تأثیر آن بر کاهش اضطراب و افزایش عملکرد تحصیلی سنجیده شود.

۳. پژوهش‌های تطبیقی با استفاده از واقعیت مجازی (VR): شبیه‌سازی موقعیت‌های پراسترس بالینی در محیط مجازی و بررسی اینکه چگونه یادگیرندگان در این محیط، بین تنظیم هیجان و یادگیری تعادل برقرار می‌کنند.

۸-۳ پیامدهای عملی برای طراحان آموزشی و درمانگران در چارچوب DIM

۱. طراحی برنامه‌های آموزشی «تاب‌آور»: برنامه‌هایی که نه تنها محتوای درسی را آموزش می‌دهند، بلکه به‌طور سیستماتیک مهارت مدیریت استرس و شکست را نیز در خود گنجانده‌اند.

۲. ارائهٔ بازخورد «دوگانه»: به جای بازخورد صرفاً شناختی (درست/غلط)، بازخوردی ارائه شود که هم به محتوای علمی و هم به فرایند هیجانی یادگیرنده بپردازد (مثلاً «این پاسخ شما نشان می‌دهد که تحت فشار هستید؛ بیایید با هم مرور کنیم که چطور می‌توان استرس را کاهش داد»).

۳. ایجاد محیط‌های یادگیری «کاهش‌دهنده تهدید»: با تغییر در نحوه ارزشیابی (ارزشیابی مستمر و فرآیندی به‌جای ارزشیابی پایانی و پراسترس) سیستم اجتناب را تضعیف کرده و ظرفیت یادگیری عمیق را افزایش دهیم.

۹ جمع‌بندی و نتیجه‌گیری نهایی

در این مقاله، به بررسی جامع تفاوت‌های بین خودتنظیمی بالینی و خودتنظیمی یادگیری پرداختیم. اگرچه این دو حوزه از مفاهیم پایهٔ مشترکی مانند هدف‌گذاری، نظارت، و خودارزیابی بهره می‌برند، اما در بستر وقوع، نوع تعارضات، کارکرد هیجانات، راهبردهای مؤثر، و پیامدها تفاوت‌های اساسی دارند. با این حال، نوآوری اصلی این مقاله فراتر از یک مقایسه ساده است.

خودتنظیمی بالینی بر تنظیم هیجانات، رفتارهای مشکل‌آفرین و نشانه‌های آسیب‌شناختی در بستر اختلالات روانی و موقعیت‌های درمانی متمرکز است. در مقابل، خودتنظیمی یادگیری بر مدیریت فرایند یادگیری، شامل هدف‌گذاری تحصیلی، انتخاب راهبردهای شناختی و فراشناختی، و ارزیابی پیشرفت تأکید دارد.

مهم‌ترین دستاورد این مقاله، ارائه «مدل تعامل پویا (DIM)» به‌عنوان یک چارچوب تلفیقی است که نشان می‌دهد:

۱. خودتنظیمی در دنیای واقعی یک فرایند غیرخطی و وابسته به بافت است.

۲. سه سیستم مغزی (رویکرد، اجتناب و کنترل) و سه مرحله یادگیری (پیش‌اندیشی، عملکرد و بازاندیشی) در حلقه‌های بازخوردی مداوم با یکدیگر تعامل دارند.

۳. هیجانات نه تنها خروجی فرایند خودتنظیمی هستند، بلکه به‌عنوان ورودی‌های قدرتمندی عمل می‌کنند که می‌توانند مسیر خودتنظیمی را از حالت «یادگیری-محور» به «بالینی-محور» تغییر دهند.

مرور سیستماتیک ون هوتن-شات و همکاران (۲۰۱۸) نشان داد که خودتنظیمی یادگیری در محیط بالینی با چالش‌های خاصی روبروست. تحلیل مجدد این چالش‌ها در چارچوب DIM نشان داد که ریشه بسیاری از مشکلات (مانند یادگیری سطحی، فرسودگی تحصیلی، و کاهش انگیزه) در فعال‌سازی نابه‌جای سیستم اجتناب (اضطراب، ترس از شکست) و تضعیف سیستم کنترل (منابع شناختی) نهفته است.

در نهایت، درک تمایزات و اشتراکات این دو حوزه و پذیرش رویکرد تلفیقی DIM، به طراحان آموزشی، درمانگران و پژوهشگران کمک می‌کند تا مداخلات دقیق‌تر و مؤثرتری طراحی کنند. پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های آینده بر اعتباریابی تجربی مدل DIM، طراحی مداخلات چندسطحی (زیستی-شناختی-اجتماعی) با استفاده از فناوری‌های نوین سنجش (نوار مغزی، ردیابی چشم، و پایش فیزیولوژیک) و بررسی نقش تفاوت‌های فردی و فرهنگی در این تعامل پویا متمرکز شوند.


منابع

Baumeister, R. F., & Vohs, K. D. (2016). Strength model of self-regulation as a limited resource. Psychological Inquiry, 27(4), 309-315.

Berkhout, J. J., Teunissen, P. W., Helmich, E., van Exel, J., van der Vleuten, C. P., & Jaarsma, D. A. (2017). Patterns in clinical students' self-regulated learning behavior: A Q-methodology study. Advances in Health Sciences Education, 22(1), 105-121.

Brydges, R., & Butler, D. (2012). A reflective analysis of medical education research on self-regulation in learning and practice. Medical Education, 46(1), 71-79.

Driessen, E., van Tartwijk, J., & Dornan, T. (2008). The self critical doctor: Helping students become more reflective. BMJ, 336(7648), 827-830.

Epstein, S. (1998). Cognitive-experiential self-theory. In Advanced personality (pp. 211-238). Springer.

George, P., Reis, S., Dobson, M., & Nothnagle, M. (2013). Using a learning coach to develop family medicine residents' goal-setting and reflection skills. Journal of Graduate Medical Education, 5(2), 289-293.

Hadwin, A. F., Järvelä, S., & Miller, M. (2011). Self-regulated, co-regulated, and socially shared regulation of learning. In Handbook of self-regulation of learning and performance (pp. 65-84). Routledge.

Inzlicht, M., Werner, K. M., Briskin, J. L., & Roberts, B. W. (2021). Integrating models of self-regulation. Annual Review of Psychology, 72, 319-345.

Kahneman, D. (2011). Thinking, fast and slow. Farrar, Straus and Giroux.

Knowles, M. (1975). Self-directed learning: A guide for learners and teachers. Cambridge Adult Education.

Li, S. T., Tancredi, D. J., Co, J. P., & West, D. C. (2010). Factors associated with successful self-directed learning using individualized learning plans during pediatric residency. Academic Pediatrics, 10(2), 124-130.

Lockspeiser, T. M., Li, S. T., Burke, A. E., et al. (2016). In pursuit of meaningful use of learning goals in residency: A qualitative study of pediatric residents. Academic Medicine, 91(6), 839-846.

Nigg, J. T. (2017). Annual Research Review: On the relations among self-regulation, self-control, executive functioning, effortful control, cognitive control, impulsivity, risk-taking, and inhibition for developmental psychopathology. Journal of Child Psychology and Psychiatry, 58(4), 361-383.

Nothnagle, M., Anandarajah, G., Goldman, R. E., & Reis, S. (2011). Struggling to be self-directed: Residents' paradoxical beliefs about learning. Academic Medicine, 86(12), 1539-1544.

Pekrun, R. (2017). Emotion and achievement during adolescence. Child Development Perspectives, 11(3), 194-199.

Pintrich, P. R. (2000). The role of goal orientation in self-regulated learning. In M. Boekaerts, P. Pintrich, & M. Zeidner (Eds.), Handbook of self-regulation (pp. 451-502). Academic Press.

Sagasser, M. H., Kramer, A. W., & van der Vleuten, C. P. (2012). How do postgraduate GP trainees regulate their learning and what helps and hinders them? A qualitative study. BMC Medical Education, 12(1), 67.

Saks, K., & Leijen, Ä. (2014). Distinguishing self-directed and self-regulated learning and measuring them in the e-learning context. Procedia-Social and Behavioral Sciences, 112, 190-198.

Sandars, J., & Cleary, T. J. (2011). Self-regulation theory: Applications to medical education: AMEE Guide No. 58. Medical Teacher, 33(11), 875-886.

Sitzmann, T., & Ely, K. (2011). A meta-analysis of self-regulated learning in work-related training and educational attainment: What we know and where we need to go. Psychological Bulletin, 137(3), 421-442.

Stuart, E., Sectish, T. C., & Huffman, L. C. (2005). Are residents ready for self-directed learning? A pilot program of individualized learning plans in continuity clinic. Ambulatory Pediatrics, 5(5), 298-301.

van Houten-Schat, M. A., Berkhout, J. J., van Dijk, N., Endedijk, M. D., Jaarsma, A. D., & Diemers, A. D. (2018). Self-regulated learning in the clinical context: A systematic review. Medical Education, 52(10), 1008-1015.

Winne, P. H. (2011). A cognitive and metacognitive analysis of self-regulated learning. In Handbook of self-regulation of learning and performance (pp. 15-32). Routledge.

Woods, N. N., Mylopoulos, M., & Brydges, R. (2011). Informal self-regulated learning on a surgical rotation: Uncovering student experiences in context. Advances in Health Sciences Education, 16(5), 643-653.

Zimmerman, B. J. (2000). Attaining self-regulation: A social cognitive perspective. In M. Boekaerts, P. Pintrich, & M. Zeidner (Eds.), Handbook of self-regulation (pp. 13-39). Academic Press.

Zimmerman, B. J. (2008). Investigating self-regulation and motivation: Historical background, methodological developments, and future prospects. American Educational Research Journal, 45(1), 166-183.

 

واژه‌نامه تکمیلی

خودتنظیمی

Self-Regulation

مدیریت رفتار، هیجان و شناخت برای دستیابی به اهداف

خودتنظیمی بالینی

Clinical Self-Regulation

کاربرد خودتنظیمی در بستر اختلالات روانی و موقعیت‌های درمانی

خودتنظیمی یادگیری

Self-Regulated Learning

مدیریت فرایند یادگیری از طریق هدف‌گذاری، راهبرد و ارزیابی

خودکنترلی

Self-Control

حل تعارض بین دو انگیزهٔ رقیب (معمولاً با استفاده از فرایندهای بالا-پایین)

کنترل شناختی

Cognitive Control

عملیات پایهٔ شناختی شامل توجه، بازداری پاسخ و حافظهٔ فعال

کارکردهای اجرایی

Executive Functions

مجموعهٔ توانایی‌های شناختی بالا-پایین شامل برنامه‌ریزی و استدلال

کنترل کوشش‌گر

Effortful Control

سطح صفتی و شخصیتی، نشان‌دهندهٔ تمایل به استفاده از کنترل شناختی

بازداری پاسخ

Response Inhibition

توانایی متوقف کردن عمدی یک پاسخ

تکانشگری

Impulsivity

انتخاب غیرتأملی پاداش فوری یا پاسخ محرک‌زده

ریسک‌پذیری

Risk-Taking

نادیده گرفتن احتمال ضرر به خاطر پاداش بزرگ‌تر

بازداری رفتاری

Behavioral Inhibition

توقف خودکار رفتار در مواجهه با تهدید (پایین-بالا)

خودراهبری

Self-Directed Learning

استقلال یادگیرنده در تشخیص نیازها و تعیین اهداف

فراشناخت

Metacognition

آگاهی و کنترل بر فرایندهای شناختی خود

خودارزیابی

Self-Evaluation

سنجش پیشرفت نسبت به اهداف تعیین‌شده

خودنظارتی

Self-Monitoring

پیگیری و ثبت رفتار و پیشرفت در طول مسیر

کارآموزی بالینی

Clinical Clerkship

دورهٔ آموزش عملی دانشجویان پزشکی در محیط بیمارستان

دستیاری

Residency

دورهٔ تخصصی پس از فارغ‌التحصیلی پزشکی

ارزشیابی فرآیندی

Formative Assessment

ارزشیابی مستمر در طول فرایند یادگیری که هدف آن کاهش تهدید و تقویت بازخورد سازنده است.

حلقه بازخورد

Feedback Loop

فرایندی که در آن خروجی یک سیستم (مثل هیجان) به عنوان ورودی به همان سیستم بازمی‌گردد و آن را تقویت یا تضعیف می‌کند.

سیستم تجربی

Experiential System

سیستم پردازش خودکار، سریع و هیجان‌محور در نظریه CEST که معادل سیستم رویکرد/اجتناب است.

سیستم تحلیلی

Analytical System

سیستم پردازش آگاهانه، کند و منطقی در نظریه CEST که معادل سیستم کنترل است.

مدل تعامل پویا

Dynamic Interaction Model (DIM)

چارچوب تلفیقی ارائه‌شده در این مقاله که تعامل خودتنظیمی بالینی و یادگیری را تبیین می‌کند.

منابع شناختی

Cognitive Resources

ظرفیت محدود ذهن برای پردازش اطلاعات (توجه و حافظه کاری).

 

مجله اینترنتی روان تنظیم

Online Journal of Ravantanzim

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا

روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی

دانش آموخته دانشگاه تهران

اولین مربی شناختی در ایران

لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.

استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.