اولین مربی شناختی در ایران
صفحه نخست عملکرد برتر آموزش و یادگیری یادگیری خود تنظیم فراشناخت
مطالعه-خواندن انگیزش و هیجان سنجش و ارزشیابی عصب روانشناسی
جمعه - 30 آبان 1404
مجله اینترنتی روان تنظیم
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
روانشناسی یادگیری
نظریه های یادگیری
چارچوب یادگیری معنادار لارنس فینک
اصول بنیادی و مبانی شناختی طراحی یادگیری
هدف از توضیح مفهوم «یادگیری معنادار» لارنس فینک، با ترکیب آن با اصول روانشناسی شناختی مدرن (سازندهگرایی) و مدلهای یادگیری چرخهای، ارائه دیدگاهی جامع برای گذار آموزش از مدلی مبتنی بر انتقال صرف به مدلی مبتنی بر ساخت و کاربرد دانش است.
توضیح مفهوم «یادگیری معنادار» که توسط لارنس فینک ارائه شده است، همگراییهایی با اصول روانشناسی شناختی مدرن، به ویژه سازندهگرایی و مدلهای یادگیری چرخهای مانند چرخه کلب دارد که میتواند دیدگاهی جامع برای تحول فرآیند آموزش ایجاد کند. هدف اصلی، گذار آموزش از مدل سنتی مبتنی بر انتقال صرف اطلاعات به مدلی است که بر ساخت، کاربرد و تحول درونی یادگیرنده تأکید دارد. یادگیری معنادار چیزی بیش از صرفاً حفظ اطلاعات است؛ بلکه در مورد ایجاد تغییرات پایدار در نحوه تفکر، عمل، احساس و زندگی دانشآموزان است. این چارچوب شش حوزه کلیدی یادگیری را مشخص میکند که باید در طراحی هر برنامه آموزشی در نظر گرفته شوند تا اطمینان حاصل شود که یادگیری نه تنها رخ میدهد، بلکه به اندازه کافی عمیق و پایدار است که بر آینده دانشآموز تأثیر میگذارد.
بخش اول: اصول اساسی یادگیری معنادار؛ فینک (۲۰۰۳)
یادگیری معنادار، یادگیری عمیق و پایداری است که دانشآموزان را برای مقابله با مشکلات پیچیده، چالشهای حرفهای و زندگی روزمره آماده میکند. این چارچوب بر این فرض اساسی استوار است که یادگیری صرفاً «کسب» منفعل اطلاعات نیست، بلکه فرآیندی فعال و چندوجهی است که نتایج آن باید فراتر از نمرات آزمون باشد.
لارنس فینک (۲۰۰۳) شش حوزه کلیدی را برای اطمینان از «معنادار» بودن واقعی یادگیری شناسایی کرده است. یک دوره آموزشی موفق باید آگاهانه در هر یک از این حوزهها مداخله کند:
۱ تفکر انتقادی
این حوزه بر توانایی دانشآموز در بهکارگیری مهارتهای شناختی سطح بالاتر تمرکز دارد.
تعریف: توانایی تجزیه و تحلیل، ترکیب و ارزیابی اطلاعات، استدلالها و ایدهها با استفاده از معیارها و شواهد منطقی.
اهداف یادگیری: دانشآموز قادر خواهد بود فرضیات ضمنی را شناسایی کند، اعتبار منابع را ارزیابی کند و در مواجهه با اطلاعات متناقض، استدلالهای قوی ارائه دهد.
نتایج یادگیری: توسعه مهارتهای حل مسئله و تصمیمگیری پیچیده.
۲ دانش بنیادی
این حوزه به محتوای اصلی هر موضوع یا مبحثی مربوط میشود. با این حال، در زمینه یادگیری معنادار، این دانش باید فراتر از حفظ کردن باشد.
تعریف: درک و تسلط بر مفاهیم کلیدی، حقایق، تعاریف و اصول یک موضوع.
اهداف یادگیری: دانشآموز باید بتواند ساختار مفهومی رشته را درک کند و اصطلاحات فنی و اساسی را به درستی استفاده کند.
نتایج آموزشی: ایجاد یک پایه محکم که امکان ساخت دانش پیچیدهتر را در آینده فراهم میکند (مطابق با نظریه طرحوارهها.)
۳ کاربرد
این حوزه شکاف بین نظریه و عمل را پر میکند. دانش بدون کاربرد عملاً بیمعنی است.
تعریف: توانایی استفاده مؤثر و خلاقانه از دانش، مهارتها و ابزارهای آموخته شده در موقعیتهای جدید، واقعی یا شبیهسازی شده.
اهداف یادگیری: شامل تواناییهای فنی، انجام آزمایشها، نوشتن گزارشهای حرفهای یا رهبری یک پروژه.
نتایج آموزشی: توسعه شایستگیهای حرفهای و آماده شدن برای محیط کار یا تحقیقات آینده.
۴ بعد انسانی / همدلی
یادگیری یک فرآیند اجتماعی و انسانی است.این حوزه به ابعاد عاطفی و اجتماعی یادگیری میپردازد.
تعریف: درک دیدگاهها، تجربیات و احساسات دیگران، و همچنین توانایی برقراری ارتباط مؤثر و کار در یک محیط گروهی. همچنین شامل حس ارتباط یادگیرنده با محتوای یادگیری و همکلاسیها میشود.
اهداف یادگیری: تقویت کار تیمی، مهارتهای ارتباط بین فردی و حساسیت فرهنگی.
نتایج آموزشی: پرورش شهروندان مسئول و مشارکتکنندگان سازنده در جوامع حرفهای و مدنی.
۵ تحول درون فردی
این حوزه عمیقترین سطح یادگیری معنادار است و با تغییرات در هویت و جهانبینی یادگیرنده سروکار دارد.
تعریف: تغییر در نحوهی نگرش فرد به خود (هویت حرفهای، ارزشها، تواناییها) یا تغییر در جهانبینی کلی یادگیرنده نسبت به موضوع مورد مطالعه یا جهان.
اهداف یادگیری: تفکر در مورد اهداف بلندمدت، شکلدهی باورهای شخصی در مورد تواناییهای خود (خودکارآمدی) و بازنگری در اولویتهای زندگی.
پیامدهای آموزشی: ایجاد انگیزه و تعهد پایدار برای یادگیری مادامالعمر.
۶ یادگیری چگونه یاد گرفتن - فراشناخت
این حوزه ابزارهایی را که دانشآموزان در طول زندگی خود به آن نیاز خواهند داشت، در اختیار آنها قرار میدهد.
تعریف: توسعه استراتژیهای فراشناختی برای نظارت بر فرآیند یادگیری خود، خودتنظیمی و کسب دانش و مهارتها به طور مستقل در آینده.
اهداف یادگیری: دانشآموز باید بتواند تشخیص دهد که چه زمانی چیزی را نمیفهمد، منابع آموزشی مناسب را پیدا کند و استراتژیهای مطالعه خود را بر اساس نیازهای جدید تنظیم کند.
پیامدهای آموزشی: خودکفایی علمی و سازگاری مداوم با تغییرات دانش در حوزههای تخصصی.
بخش دوم: مبانی روانشناسی شناختی و سازندهگرایی
چارچوب یادگیری معنادار ذاتاً با اصول روانشناسی شناختی مدرن همسو است که یادگیری را به عنوان یک فرآیند فعال و سازنده میبیند. این دیدگاه مسئولیت اصلی ساخت درک را بر عهده یادگیرنده میگذارد، نه صرفاً انتقالدهنده دانش (معلم).
نظریه سازندهگرایی
سازندهگرایی، که بر اساس کار نظریهپردازانی مانند پیاژه و ویگوتسکی بنا شده است، تأکید میکند که دانش یک واقعیت خارجی برای ثبت شدن نیست، بلکه یک ساختار ذهنی است که توسط فرد ایجاد میشود.
پایگاه دانش: درک از طریق تجربه مستقیم و تعامل فعال با محیط به دست میآید. محیط یادگیری باید فرصتهایی برای تمرین، خطا و مرور فراهم کند.
تجربه فعال: یادگیری معنادار نیازمند فعالیتهایی مانند بحث، آزمایش، شبیهسازی و پروژههای کاربردی است.
نقش دانش قبلی: یادگیری جدید همیشه بر پایه دانش قبلی بنا میشود. اگر دانش قبلی ناقص یا نادرست باشد، دانش جدید به درستی جا نمیافتد یا منجر به سوءتفاهمهای ساختاری میشود.
گلاسر (۱۹۹۱) بر اهمیت ادغام اطلاعات جدید با ساختارهای شناختی موجود برای ایجاد درک عمیق تأکید میکند.
نظریه طرحواره دانش در مغز
رویکردهای شناختی مدرن نشان میدهند که مغز اطلاعات را به صورت جداگانه ذخیره نمیکند، بلکه در شبکههای سازمانیافته ذخیره میکند.
شبکههای معنایی: دانش در شبکههایی از مفاهیم، روابط و قوانین مرتبط سازماندهی میشود. این ساختارها "طرحواره" نامیده میشوند.
یادگیری عمیق و ارتباطات غنی: یادگیری معنادار نیازمند ایجاد ارتباطات غنی و متنوع بین اطلاعات جدید و طرحوارههای موجود است. هرچه ارتباطات متنوعتر و متنوعتر باشند، بازیابی و بهکارگیری آن دانش آسانتر خواهد بود. به عبارت دیگر، اگر دانشآموزی فقط مفهوم «آنتروپی» را در فیزیک بداند، این یادگیری سطحی است. اگر او بتواند آن را به ترمودینامیک، نظریه اطلاعات و حتی بینظمی اتاقش ربط دهد، یادگیری معنادار رخ داده است.
اهمیت اصلاح تصورات غلط: طرحوارههای نادرست یا ناقص به عنوان موانعی برای ساخت دانش صحیح عمل میکنند. شناسایی و به چالش کشیدن فعال این فرضیات (که اغلب از تفکر انتقادی فینک گرفته شدهاند) برای تسهیل بازسازی شناختی ضروری است.
زول (۲۰۰۲) توضیح میدهد که یادگیری مؤثر نیاز به تعامل فعال قشر مغز دارد، جایی که طرحوارهها شکل میگیرند و تغییر میکنند.
بخش ۳: کاربردهای فنی و چرخههای عملیاتی
برای عملیاتی کردن یادگیری معنادار در کلاس درس، باید از رویکردهای فعالی استفاده شود که فرآیند ساخت و تثبیت دانش در مغز را افزایش دهند. این امر اغلب نیاز به یک چرخه مداوم از تعامل، تأمل و عمل دارد.
یادگیری تجربی کلب
چرخه یادگیری کلب (۱۹۸۴) به خوبی با نیاز به مشارکت فعال در یادگیری معنادار مطابقت دارد و یک مدل چهار مرحلهای برای تبدیل تجربه به دانش ارائه میدهد:
تجربه عینی: مشارکت در یک فعالیت جدید یا چالشبرانگیز (مشابه حوزه کاربرد فینک).
مشاهده تأملی: بررسی و تفکر در مورد تجربه از دیدگاههای مختلف (همپوشانی با حوزه یادگیری نحوه یادگیری).
مفهومسازی انتزاعی: نتیجهگیری از مشاهدات و ایجاد مدلها یا نظریههای کلی (همپوشانی با دانش بنیادی و تفکر انتقادی).
آزمایش فعال: استفاده از این مفاهیم جدید برای حل مشکلات یا انجام کارهای جدید در موقعیتهای مختلف (تأکید مجدد بر کاربرد).
این مدل نشان میدهد که یادگیری یک فرآیند مداوم است که نیاز به تعادل بین ابعاد عینی / فعال و انتزاعی / مفهومی دارد. مربیانی که صرفاً بر سخنرانی (مفهومسازی انتزاعی) تمرکز میکنند، از دو مرحله کلیدی مشارکت و تثبیت (مشاهده تأملی ، آزمایش فعال) غافل میشوند.
حرکت از یادگیری سطحی به یادگیری عمیق
تفاوت اصلی بین آموزشهای سنتی و رویکرد یادگیری معنادار، در هدف نهایی یادگیری است:
|
|
ویژگی |
یادگیری سطحی (Rote/Surface Learning) |
یادگیری معنادار (Significant Learning) |
|
|
|
تمرکز اصلی |
حفظ کردن و به یاد آوردن (Recall) اطلاعات جزئی. |
یافتن، درک کردن، و استفاده کردن (Find, Understand & Use) دانش در موقعیتهای جدید. |
|
|
|
ماهیت یادگیری |
انباشت اطلاعات مجزا و خارج از بافتار. |
ساختاردهی و شبکهسازی مفهومی؛ ساخت مدلهای ذهنی جدید. |
|
|
|
نقش دانشجو |
منفعل؛ دریافتکننده اطلاعات (Receptive). |
فعال؛ سازنده، کاوشگر و متفکر انتقادی. |
|
|
|
ارزیابی متداول |
آزمونهای مبتنی بر حافظه، تکرار تعاریف و بازیابی فرمولها. |
پروژههای کاربردی، مطالعات موردی، تولید استدلالهای پیچیده و انتقال دانش. |
|
مثال عملی: آمار
به منظور عملیاتی کردن تفاوتها، یک مثال از یک دوره مقدماتی آمار آورده شده است:
هر رویکرد با دانشجو چه میکند؟ و ارتباط با چارچوب فینک دنبال می شود.
رویکرد یادگیری سطحی
دانشجو فرمول محاسبه واریانس را حفظ میکند.
تمرکز صرف بر دانش بنیادی به شیوهی بازتولید.
رویکرد یادگیری معنادار
دانشجو درک میکند که واریانس در دنیای واقعی به چه معناست، چرا توزیعهای مختلف در موقعیتهای متفاوت استفاده میشوند، چگونه نتایج آن بر تصمیمات تجاری تأثیر میگذارد (کاربرد)، و چرا استانداردهای آماری برای اعتبارسنجی علم ضروری هستند (تفکر انتقادی).
پوشش چندین حوزه شامل دانش بنیادی، کاربرد، تفکر انتقادی و زمینهسازی برای تحول درون فردی از طریق درک تأثیر علم بر جامعه.
نتیجهگیری: ادغام چارچوبی برای آموزش مؤثر
کتاب «یادگیری معنادار» نوشته لارنس فینک، نقشه راهی قدرتمند برای طراحی دورهها ارائه میدهد. این چارچوب نه تنها بر «چه چیزی» باید آموزش داده شود (دانش بنیادی) تأکید دارد، بلکه بر «چگونه» و «چرا» نیز تأکید میکند.
این رویکرد در هسته موفقیت در آموزش عالی مدرن قرار دارد؛ زیرا کاملاً با نحوه عملکرد مغز (شبکهسازی شناختی و طرحوارهسازی) و نقش فعال دانشجو (سازندهگرایی) سازگار است. اجرای موفقیتآمیز یادگیری معنادار نیازمند تغییر الگو در طراحی دوره است، به طوری که اهداف یادگیری باید به صراحت در هر یک از شش حوزه یادگیری فینک تعریف شده و فعالیتها و ارزیابیها برای پشتیبانی از این اهداف چندگانه طراحی شوند.
وقتی دانشآموزی نه تنها چیزی را میداند، بلکه میتواند آن را به کار ببرد، در مورد آن فکر کند، با دیگران همدلی کند، در مورد خودش یاد بگیرد (تحول درون فردی) و برای یادگیری آیندهاش برنامهریزی کند (نحوه یادگیری)، آنگاه یادگیری واقعاً معنادار است و تأثیر عمیق و ماندگاری بر زندگی او خواهد داشت.
مجله اینترنتی روان تنظیم
Online Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا
روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی
دانش آموخته دانشگاه تهران
اولین مربی شناختی در ایران
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.
استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.