
دیدگاه
خودتنظیمی زیمرمن؛
کاربردهای
عملی و راهگشا
چارچوبی
برای کاربرد
در مشکلات
یادگیری و تحصیل
در
هر کلاس درس،
با دانشآموزانی
روبهرو
هستیم که با
وجود تواناییهای
شناختی
مناسب، در
یادگیری و
تحصیل با مشکلات
جدی مواجهاند.
این مشکلات نه
تنها بر
عملکرد تحصیلی
آنها تأثیر
میگذارد،
بلکه بر
اعتماد به
نفس، انگیزه و
سلامت روانیشان
نیز سایه میاندازد.
ریشه بسیاری
از این مشکلات
را باید در
ناتوانی در
«خودتنظیمی
یادگیری»
جستجو کرد؛
یعنی ناتوانی
در کنترل
شناخت،
رفتار، انگیزه،
اراده و
هیجانات به
شکلی که به
یادگیری مؤثر
منجر شود.
مدل
چرخهای
زیمرمن (۲۰۰۰، ۲۰۰۳، ۲۰۰۹)
نشان میدهد
که خودتنظیمی
یک فرآیند سهمرحلهای
است: پیشاندیشی
(قبل از
یادگیری)،
عملکرد (در
حین یادگیری)
و خوداندیشی
(بعد از
یادگیری).
مشکلات یادگیری
میتوانند در
هر یک از این
مراحل رخ دهند
و در پنج حوزه
اصلی طبقهبندی
شوند: شناختی،
رفتاری،
انگیزشی،
ارادی و
عاطفی. در
ادامه، هر یک
از این حوزهها
به تفصیل
تحلیل میشود.
بخش اول:
مشکلات
شناختی
1. تعریف
و ماهیت
مشکلات
شناختی در
یادگیری به
ناتوانی در
پردازش،
سازماندهی،
ذخیره و
بازیابی
اطلاعات اشاره
دارد. این مشکلات
میتوانند
ناشی از ضعف
در فرآیندهای
فراشناختی (شناخت
درباره شناخت)
یا ناتوانی در
استفاده از
راهبردهای
شناختی مناسب
باشند. دانشآموزی
که مشکل
شناختی دارد،
ممکن است
محتوا را
بفهمد اما
نتواند آن را
سازماندهی
کند، یا ممکن
است
راهبردهای
مطالعه مؤثر
را نداند و به
روشهای
ناکارآمد
مانند حفظ
طوطیوار
متوسل شود.
2. نشانهها
و مصادیق
· ضعف
در فراشناخت: دانشآموز
نمیداند
چگونه فکر میکند،
کجا ضعف دارد
و کجا قوی است.
نمیتواند
نحوه یادگیری
خود را تحلیل
کند.
· ناتوانی
در برنامهریزی
راهبردی: نمیداند
چه
راهبردهایی
برای یادگیری
بهتر جواب میدهند.
مثلاً برای
امتحان
ریاضی، به جای
حل مسئله، فقط
فرمولها را
حفظ میکند.
· ضعف
در خودپایشی: در
حین مطالعه،
متوجه نمیشود
که چقدر یاد
گرفته است.
نمیداند چه
بخشهایی را
نفهمیده و
نیاز به مرور
دارد.
· ناتوانی
در سازماندهی
اطلاعات: نمیتواند
مفاهیم را
دستهبندی
کند، نقشه
مفهومی بکشد
یا خلاصهنویسی
کند.
· مشکل
در انتقال
یادگیری: آنچه را
در یک زمینه
یاد گرفته،
نمیتواند در
زمینه دیگر به
کار ببرد.
3. ریشهها
در مدل زیمرمن
در
مرحله پیشاندیشی، مشکل
در «تحلیل
تکلیف» و
«برنامهریزی
راهبردی» رخ
میدهد. دانشآموز
نمیداند
هدفش چیست یا
چگونه به آن
برسد. در
مرحله عملکرد، مشکل
در
«خودکنترلی»
(ناتوانی در
انتخاب راهبردهای
تکلیف) و
«خودپایشی»
(ناتوانی در
ثبت پیشرفت و
خودآزمایی)
ظاهر میشود.
در مرحله خوداندیشی، مشکل
در
«خودارزیابی»
و «اسنادها»
دیده میشود؛ دانشآموز
نمیتواند
عملکردش را
درست ارزیابی
کند و شکست را به
عوامل نادرست
نسبت میدهد.
4.
راهبردهای
عملی
· آموزش
صریح
راهبردهای
شناختی: خلاصهنویسی،
یادداشتبرداری،
نقشه مفهومی،
خودآزمایی.
· آموزش
فراشناخت: تشویق
دانشآموز به
فکر کردن
درباره نحوه
فکر کردنش. پرسیدن
سؤالاتی مثل
«چگونه این
مسئله را حل
کردی؟»
· تمرین
خودپایشی: ثبت
زمان مطالعه،
میزان درک، و
پیشرفت روزانه.
· استفاده
از چرخه: قبل از
تکلیف هدفگذاری،
در حین تکلیف
پایش، بعد از
تکلیف بازتاب.
بخش دوم:
مشکلات
رفتاری
1. تعریف
و ماهیت
مشکلات
رفتاری در
یادگیری به
ناتوانی در
مدیریت اعمال
و تلاش برای
رسیدن به هدف
اشاره دارد.
این مشکلات پل
بین نیت و عمل
را میشکنند.
دانشآموز میداند
چه باید بکند،
اما نمیتواند
آن را انجام
دهد. این حوزه
شامل مشکلاتی
مانند به
تعویق
انداختن،
حواسپرتی،
عدم برنامهریزی،
و ناتوانی در
حفظ تلاش است.
2. نشانهها
و مصادیق
· به
تعویق
انداختن (Procrastination): دانشآموز
آنقدر کار را
عقب میاندازد
که فرصت کافی
برای یادگیری
نداشته باشد.
· حواسپرتی: نمیتواند
تمرکزش را حفظ
کند. گوشی،
تلویزیون، یا حتی
افکار مزاحم
او را از
مطالعه دور میکنند.
· عدم
برنامهریزی: نمیداند
چه زمانی، کجا
و چقدر مطالعه
کند. برنامه
مشخصی ندارد.
· ناتوانی
در حفظ تلاش: با
اولین مانع،
تلاشش را رها
میکند.
استقامت لازم
برای ادامه
دادن را ندارد.
· رفتارهای
اجتنابی: تظاهر به
بیماری،
تقلب، یا کمتلاشی
عمدی برای
فرار از تکلیف.
· عدم
استفاده از
راهبردهای
تکلیف: نمیداند
چگونه از
ابزارهایی
مثل خلاصهنویسی
یا یادداشتبرداری
استفاده کند.
3. ریشهها
در مدل زیمرمن
در
مرحله پیشاندیشی، مشکل
در «برنامهریزی
راهبردی» و
«تعیین هدف»
است. دانشآموز
هدف مشخصی
ندارد یا نمیداند
چگونه به آن
برسد. در مرحله عملکرد، مشکل
در
«خودکنترلی»
(مدیریت تمرکز
و تلاش) و
«خودپایشی»
(ثبت پیشرفت)
رخ میدهد. در
مرحله خوداندیشی، مشکل
در «واکنش
خود» است؛
دانشآموز به
جای واکنش
انطباقی
(تغییر
راهبرد)، واکنش
دفاعی (انکار،
بهانهتراشی)
نشان میدهد.
4. ریشههای
عمیقتر: هدف
اجتناب
یکی
از مهمترین
ریشههای
مشکلات
رفتاری، «هدف
اجتناب» است.
دانشآموزی
که از شکست میترسد،
به جای تلاش
برای
یادگیری،
تلاش میکند
از قضاوت منفی
فرار کند. این
پدیده «خودتضعیفی» (Self-handicapping) نام دارد.
مثالهایی از
این
راهبردهای
مضر:
· تظاهر
به بیماری: وانمود
میکند مربض
است تا در
امتحان شرکت
نکند.
· تقلب: به
جای یادگیری،
از راه
غیرصادقانه
نمره میگیرد.
· کمتلاشی
عمدی: تلاش نمیکند
تا اگر شکست
خورد، بگوید
«من حتی تلاش
نکردم»، پس
احمق نیستم.
این
رفتارها هم
خودتنظیمی
هستند، اما نه
به سمت
یادگیری،
بلکه به سمت فرار.
وقتی محیط
یادگیری ایمن
نباشد، دانشآموز
به جای
یادگیری، به
محافظت از خود
روی میآورد.
5.
راهبردهای
عملی
· آموزش
مدیریت زمان: برنامهریزی
روزانه،
تقسیم تکالیف
بزرگ به بخشهای
کوچک.
· حذف
حواسپرتیها: خاموش
کردن گوشی،
مطالعه در جای
آرام.
· ایجاد
ساختار و روال: محیطی
که رفتار
خودتنظیم را
تسهیل کند.
· پیگیری
منظم و
بازخورد: معلم و
والدین باید
پیشرفت را
پیگیری کنند.
· تقویت
هدف یادگیری: به
جای تمرکز بر
نمره، بر
یادگیری و رشد
تأکید شود.
· آموزش
راهبردهای
ارادی: محافظت از
هدف، مدیریت
هیجان، تنظیم
تلاش.
بخش سوم:
مشکلات
انگیزشی
1. تعریف
و ماهیت
مشکلات
انگیزشی به
ناتوانی در
ایجاد، حفظ و
هدایت انگیزه
برای یادگیری
اشاره دارد.
انگیزه
نیرویی است که
رفتار را
آغاز، جهتدهی
و حفظ میکند.
دانشآموزی
که مشکل
انگیزشی
دارد، ممکن
است بگوید «من
انگیزه
ندارم» یا
«این درس برای
من مهم نیست».
اما نکته
کلیدی این است
که انگیزه یک
ویژگی ثابت
نیست؛ بلکه
مهارتی قابل
یادگیری و کنترل
است.
2. نشانهها
و مصادیق
· عدم
آگاهی از
انگیزه: دانشآموز
نمیداند چرا
یاد میگیرد
یا چه چیزی او
را به جلو میراند.
· ناتوانی
در
خودانگیزشی: وقتی
انگیزهاش
افت میکند،
نمیتواند
دوباره آن را
بسازد. منتظر
است انگیزه از
بیرون بیاید.
· از
دست دادن
علاقه: در طول
انجام تکلیف،
علاقهاش را
از دست میدهد
و تمرکزش را
از دست میدهد.
· باور
به ناتوانی: فکر
میکند «من
ذاتاً بیانگیزهام»
و نمیتواند
تغییر کند.
· عدم
ارزشگذاری
برای تکلیف: نمیداند
چرا این کار
برای او مهم
است.
· جهتگیری
هدف عملکردی
یا اجتنابی: هدفش
فقط نمره
گرفتن یا شکست
نخوردن است،
نه یادگیری.
3. ریشهها
در مدل زیمرمن
در
مرحله پیشاندیشی، مشکل
در «باورهای
انگیزشی» رخ
میدهد:
خودکارآمدی
پایین،
انتظارات
نتیجه منفی،
عدم ارزشگذاری
برای تکلیف، و
جهتگیری هدف
نادرست. در
مرحله عملکرد، مشکل
در
«خودکنترلی»
و حفظ انگیزه
در حین کار
است. در مرحله خوداندیشی، مشکل
در «واکنش
خود» است؛
دانشآموز از
عملکردش راضی
نیست و واکنش
دفاعی نشان میدهد.
4. نظریه
اراده: تفاوت
انگیزه و
اراده
در
اینجا یک
تفکیک مهم
وجود دارد:
· انگیزه: به
جذب شدن به
سمت یک تکلیف
مربوط است.
یعنی چه چیزی
باعث میشود
دانشآموز
تصمیم بگیرد
که یک کار را
شروع کند.
انگیزه در قبل
از عمل نقش
اصلی را دارد.
· اراده: به
حفظ و محافظت
از آن تصمیم
در طول انجام
کار مربوط
است. یعنی چه
چیزی باعث میشود
دانشآموز
حتی وقتی
انگیزهاش کم
میشود،
ادامه دهد.
اراده در حین
عمل نقش اصلی
را دارد.
نظریه
اراده میگوید:
انگیزه باعث
میشود دانشآموز
وارد میدان
شود. اما وقتی
وارد میدان
شد،
فرآیندهای
ارادی کنترل
را به دست میگیرند.
این فرآیندها
شامل محافظت
از هدف،
مدیریت
هیجان، تنظیم
تلاش و کنترل
محیط است.
5.
راهبردهای
عملی
· گفتوگوی
درونی مثبت: «میتوانم
این کار را
انجام دهم»،
«قبلاً
کارهای سختتری
انجام دادهام».
· یادآوری
هدف: چرا این
کار را انجام
میدهم؟ هدف
بلندمدتم
چیست؟
· تقسیم
تکلیف: کار بزرگ
را به بخشهای
کوچک تقسیم
کن. بعد از هر
بخش، به خودت
جایزه بده.
· تغییر
محیط: اگر حواست
پرت میشود،
محیط را عوض
کن.
· استفاده
از علاقه: ارتباطی
بین موضوع و
علاقهات
پیدا کن.
· یادآوری
موفقیتهای
گذشته: به خودت
یادآوری کن که
قبلاً کارهای
سختی را انجام
دادهای.
· آموزش
خودانگیزشی: به
دانشآموزان
یاد بدهید که
انگیزه قابل
ساخت و کنترل
است.
بخش چهارم:
مشکلات ارادی
1. تعریف
و ماهیت
مشکلات
ارادی به
ناتوانی در
حفظ و محافظت
از تصمیم در
طول انجام کار
اشاره دارد.
این مشکلات
زمانی رخ میدهند
که دانشآموز
با انگیزه
شروع میکند،
اما در میانه
راه، انگیزهاش
کم میشود و
نمیتواند
ادامه دهد.
اراده پل بین
شروع و پایان
است. دانشآموزی
که مشکل ارادی
دارد، ممکن
است بارها و بارها
شروع کند، اما
هر بار نیمهراه
رها کند.
2. نشانهها
و مصادیق
· شروعهای
مکرر و رها
کردن: دانشآموز
کتاب را باز
میکند، دفتر
را میآورد،
اما نیمهراه
رها میکند.
· ناتوانی
در محافظت از
هدف: حواسپرتیها
هدف را از ذهن
او دور میکنند.
· ضعف
در مدیریت
هیجان در حین
کار: اضطراب و
ناامیدی او را
از ادامه
بازمیدارد.
· ناتوانی
در تنظیم
تلاش: سطح تلاشش
را در طول کار
حفظ نمیکند.
یا بیش از حد
تلاش میکند و
خسته میشود،
یا کمتلاشی
میکند.
· عدم
کنترل محیط: نمیتواند
موانع را حذف
کند و شرایط
مناسب برای ادامه
کار ایجاد کند.
· تسلیم
شدن در برابر
موانع: با اولین
مانع، کار را
رها میکند.
3. ریشهها
در مدل زیمرمن
در
مرحله پیشاندیشی، مشکل
در «باورهای
انگیزشی»
است؛ دانشآموز
باور ندارد که
میتواند
ادامه دهد. در
مرحله عملکرد، مشکل
در
«خودکنترلی»
است؛ نمیتواند
تمرکز و تلاشش
را مدیریت
کند. در مرحله خوداندیشی، مشکل
در «واکنش
خود» است؛ بعد
از شکست، واکنش
دفاعی نشان میدهد
و دفعه بعد هم
ادامه نمیدهد.
4. تفاوت
اراده و
انگیزه در عمل
بسیاری
از دانشآموزان
با انگیزه
شروع میکنند،
اما نیمهراه
رها میکنند.
مشکل آنها
انگیزه شروع
نیست؛ اراده
ادامه است.
این یعنی برای
حل مشکلات
ارادی، باید
مهارتهای
متفاوتی
آموزش داد:
· محافظت
از هدف: نگهداشتن
اینکه حواسپرتیها
هدف را از ذهن
دور نکنند.
· مدیریت
هیجان: کنترل
اضطراب و
ناامیدی در
حین کار.
· تنظیم
تلاش: حفظ سطح
مناسب تلاش در
طول کار.
· کنترل
محیط: حذف موانع
و ایجاد شرایط
مناسب.
5.
راهبردهای
عملی
· آموزش
راهبردهای
ارادی: محافظت از
هدف، مدیریت
هیجان، تنظیم
تلاش، کنترل
محیط.
· تمرین
استقامت: تشویق
دانشآموز به
ادامه دادن
حتی وقتی
انگیزهاش کم
میشود.
· شکستن
کار به بخشهای
کوچک: هر بخش را
کامل کند و
بعد به بخش
بعدی برود.
· پاداشدهی
به خود: بعد از هر
بخش، به خودش
استراحت یا
جایزه بدهد.
· یادآوری
هدف بلندمدت: چرا
این کار را
انجام میدهم؟
این کار چگونه
به هدفم کمک
میکند؟
· ایجاد
روال: مطالعه در
زمان مشخص و
مکان مشخص، به
حفظ اراده کمک
میکند.
بخش پنجم:
مشکلات عاطفی
1. تعریف
و ماهیت
مشکلات
عاطفی در
یادگیری به
ناتوانی در
مدیریت
احساسات در
حین انجام
تکالیف
تحصیلی اشاره
دارد. یادگیری
همیشه یک
فرآیند خنثی
نیست. دانشآموز
در حین
یادگیری
احساس میکند:
گاهی اضطراب
میگیرد،
گاهی ناامید
میشود، گاهی
خسته میشود و
گاهی هم احساس
غرور و شادی
میکند.
مشکلات عاطفی
زمانی رخ میدهند
که این
احساسات—چه
منفی و چه
مثبت—مانع عملکرد
شوند.
2. نشانهها
و مصادیق
· اضطراب
امتحان: دانشآموز
مطالب را میداند،
اما در جلسه
امتحان آنقدر
اضطراب دارد که
ذهنش قفل میکند.
· ترس
از شکست: از اینکه
تلاش کند و
باز هم شکست
بخورد، میترسد.
این ترس او را
از تلاش بازمیدارد.
· شرم
از اشتباه
کردن: از اینکه
احمق به نظر
برسد، احساس
شرم میکند.
این شرم او را
از پرسیدن
سؤال یا
مشارکت در کلاس
بازمیدارد.
· ناامیدی
بعد از شکست: بعد
از یک نمره
بد، ناامید میشود
و انگیزهاش
را از دست میدهد.
· خستگی
عاطفی: در طول
مطالعه،
احساس خستگی و
بیحوصلگی میکند.
· افراط
در هیجانات
مثبت: بعد از یک
موفقیت بزرگ،
احساس میکند
«دیگر کافی
است» و تلاشش
را کاهش میدهد.
· مدیریت
نادرست
انتظارات: همیشه
انتظار
موفقیت دارد و
در اولین شکست
فرو میریزد.
3. ریشهها
در مدل زیمرمن
در
مرحله پیشاندیشی، مشکل
در «باورهای
انگیزشی»
است؛
خودکارآمدی
پایین و
انتظارات
نتیجه منفی.
در مرحله عملکرد، مشکل
در
«خودکنترلی»
است؛ نمیتواند
هیجاناتش را
مدیریت کند.
در مرحله خوداندیشی، مشکل
در «واکنش
خود» است؛
واکنشهای
دفاعی مانند
انکار، بهانهتراشی
یا رها کردن.
4. چرا
کنترل هیجان
حیاتی است؟
بوکارتز
و کورنو (2005)
تأکید میکنند
که کنترل
هیجان خصوصاً
وقتی تکالیف
میتوانند
عملکرد دانشآموز
را مسدود
کنند، حیاتی
است. تصور
کنید:
· دانشآموزی
که ریاضی را
خوب میفهمد،
اما در جلسه
امتحان آنقدر
اضطراب دارد که
ذهنش قفل میکند.
· دانشآموزی
که مقالهای
را خوب نوشته،
اما از ترس
قضاوت شدن، آن
را تحویل نمیدهد.
· دانشآموزی
که بعد از یک
شکست، ناامید
میشود و دیگر
تلاش نمیکند.
در
این موارد،
مشکل دانش
نیست: مشکل
هیجان است.
دانشآموزی
که نمیتواند
این هیجانات
را مدیریت
کند، حتی اگر
هوش بالایی
داشته باشد،
ممکن است زیر
سطح توانایی
واقعیاش عمل
کند.
5. کنترل
هیجان فقط
برای هیجانات
منفی نیست
نکته
مهم این است
که کنترل
هیجان فقط به
تنظیم
هیجانات منفی
محدود نمیشود.
دانشآموزان
در حین
یادگیری
هیجانات مثبت
هم تجربه میکنند:
غرور، شادی،
رضایت،
کنجکاوی،
هیجان کشف.
کنترل هیجان
مثبت هم مهم
است، اما به
شکل متفاوت:
· حفظ و
تقویت
هیجانات مثبت: دانشآموزی
که بعد از حل
یک مسئله سخت
احساس غرور میکند،
باید بتواند
این احساس را
نگه دارد و از آن
به عنوان سوخت
برای ادامه
یادگیری
استفاده کند.
· جلوگیری
از افراط در
هیجانات مثبت: گاهی
شادی بیش از
حد میتواند
باعث شود دانشآموز
تمرکزش را از
دست بدهد.
· مدیریت
انتظارات: دانشآموزی
که همیشه
انتظار
موفقیت دارد،
ممکن است در
اولین شکست
فرو بریزد.
کنترل هیجان
مثبت یعنی
واقعبین
بودن و آماده
بودن برای
فراز و نشیبها.
6.
راهبردهای
عملی
· آموزش
تکنیکهای
مدیریت
اضطراب: تنفس
عمیق، تجسم
مثبت، آرامسازی.
· ایجاد
فضایی امن: محیطی
که اشتباه
کردن در آن
شرمآور
نباشد.
· تشویق
به بازتاب بر
احساسات: دانشآموزان
را تشویق کنید
درباره
احساساتشان
در حین
یادگیری حرف
بزنند.
· جشن
گرفتن موفقیتها: به
دانشآموزان
کمک کنید
احساسات مثبت
را savor کنند.
· آموزش
پذیرش شکست: شکست
را به فرصت
یادگیری
تبدیل کنید،
نه فاجعه.
· مدیریت
انتظارات: به
دانشآموزان
یاد بدهید که
واقعبین
باشند و برای
فراز و نشیبها
آماده شوند.
بخش ششم:
تعامل پنج
حوزه—چرا
مشکلات جدا از
هم نیستند؟
مشکلات
شناختی،
رفتاری،
انگیزشی،
ارادی و عاطفی
جدا از هم
نیستند. آنها
به هم پیوستهاند
و اگر یکی
ضعیف باشد،
بقیه هم تحت
تأثیر قرار میگیرند.
مثالهایی از
این تعامل:
· اضطراب
(عاطفی) باعث
میشود دانشآموز
نتواند تمرکز
کند (شناختی) و
مطالعه را به
تعویق
بیندازد
(رفتاری).
· عدم
انگیزه
(انگیزشی)
باعث میشود
دانشآموز
هدفی تعیین
نکند (شناختی)
و تلاشی برای
یادگیری نکند
(رفتاری).
· ضعف
در اراده
(ارادی) باعث
میشود دانشآموز
با انگیزه
شروع کند اما
نیمهراه رها
کند (رفتاری) و
بعد از شکست،
ناامید شود
(عاطفی).
· باور
به ناتوانی
(انگیزشی)
باعث میشود
دانشآموز
راهبردهای
مؤثر را
انتخاب نکند
(شناختی) و از
تلاش اجتناب کند
(رفتاری).
خودتنظیمی
کامل وقتی
اتفاق میافتد
که هر پنج
حوزه با هم
عمل کنند.
معلمی که این
پنج حوزه را
در دانشآموزان
پرورش دهد، نه
فقط درس را
آموزش داده، بلکه
مهارت
یادگیری برای
زندگی را به
آنها هدیه
داده است.
بخش هفتم:
کاربردهای
عملی برای
معلمان، والدین
و دانشآموزان
الف)
کاربرد برای
معلمان
1.
آموزش
صریح
راهبردها: فقط
نگویید «خوب
مطالعه کن».
یاد بدهید
چگونه.
راهبردهای
شناختی،
فراشناختی،
انگیزشی، ارادی
و عاطفی را
آموزش دهید.
2.
ایجاد
محیط ایمن:
o
تلاش را
ارزش بدانید،
نه فقط نتیجه.
o
رقابت
افراطی را
کاهش دهید.
o
بازخورد
سازنده بدهید.
3.
تقویت
هدفهای
یادگیری:
o
هر دانشآموز
را با خودش
مقایسه کنید،
نه با دیگران.
o
ارتباط
موضوع با
زندگی واقعی
را نشان دهید.
o
کنجکاوی و
پرسشگری را
تشویق کنید.
4.
استفاده
از چرخه:
o
قبل از
تکلیف: هدفگذاری
و برنامهریزی.
o
در حین
تکلیف: پایش و
خودکنترلی.
o
بعد از
تکلیف: بازتاب
و اصلاح.
5.
توجه
به تفاوتهای
فردی:
o
هر دانشآموز
در مرحله خاصی
از خودتنظیمی
قرار دارد.
o
بعضی تازه
شروع کردهاند؛
بعضی تقریباً
مستقل شدهاند.
o
سطح
انتظار را با
مرحله رشد
هماهنگ کنید.
ب)
کاربرد برای
والدین
1.
الگو
باشید: خودتان
نشان دهید
چگونه هدف میگذارید،
برنامهریزی
میکنید و
بازتاب میکنید.
2.
اجازه
دهید اشتباه
کند: شکست را
به فرصت
یادگیری
تبدیل کنید،
نه فاجعه.
3.
سؤال
بپرسید، نه
دستور بدهید: «چه
برنامهای
داری؟» بهتر
از «برو درس
بخون».
4.
محیط
مناسب فراهم
کنید: جای آرام،
زمان مشخص،
حواسپرتی کم.
5.
پیشرفت
را جشن
بگیرید: نه فقط
نمره نهایی،
بلکه تلاش و
بهبود.
ج)
کاربرد برای
دانشآموزان
1.
هدف
کوچک و مشخص
بگذارید: «امروز ۱۰ صفحه میخوانم»
بهتر از «باید
درس بخونم».
2.
برنامهریزی
کنید: چه زمانی،
کجا، چقدر.
3.
خودتان
را پایش کنید: هر
۲۰ دقیقه
یک بار بپرسید
«چقدر یاد
گرفتم؟»
4.
بعد
از مطالعه
بازتاب کنید: چه
خوب پیش رفت؟
چه چیزی را میتوانم
بهتر کنم؟
5.
انگیزهتان
را بسازید: به
خودتان
یادآوری کنید
چرا این کار
مهم است.
6.
هیجاناتتان
را مدیریت
کنید: اضطراب را
بپذیرید و از
تکنیکهای
آرامسازی
استفاده کنید.
7.
از
شکست نترسید: شکست
داده است، نه
هویت. هر شکست
یک درس است.
بخش هشتم:
اشتباهات
رایج و اصلاح
آنها
|
اشتباه |
اصلاح |
|
فقط بر
نتیجه تمرکز
کردن |
فرآیند و
تلاش را هم
ببینید |
|
انتظار
خودتنظیمی
کامل از روز
اول |
خودتنظیمی
مهارتی است
که تدریجی
رشد میکند |
|
برچسب
زدن «بیانگیزه»
به دانشآموز |
انگیزه
قابل
یادگیری و
کنترل است |
|
نادیده
گرفتن
هیجانات |
هیچجان
بخشی از
یادگیری است |
|
مقایسه
با دیگران |
مقایسه
با خود قبلی |
|
آموزش
دادن بدون
آموزش
«چگونه یاد
گرفتن» |
راهبردهای
یادگیری را
صریح آموزش
دهید |
|
تمرکز
فقط بر شناخت |
رفتار،
انگیزه،
اراده و
هیجان را هم
ببینید |
جمعبندی:
از مشکل تا
راهحل
مشکلات
یادگیری و
تحصیل را نمیتوان
در یک حوزه
خلاصه کرد.
این مشکلات در
پنج حوزه
شناختی،
رفتاری،
انگیزشی،
ارادی و عاطفی
رخ میدهند و
به هم پیوستهاند.
دانشآموزی
که مشکل
شناختی دارد،
ممکن است مشکل
انگیزشی هم
داشته باشد.
دانشآموزی
که مشکل عاطفی
دارد، ممکن
است در رفتار و
اراده هم ضعیف
باشد.
مدل
چرخهای
زیمرمن نشان
میدهد که
خودتنظیمی یک
فرآیند سهمرحلهای
است: پیشاندیشی،
عملکرد و
خوداندیشی.
مشکلات میتوانند
در هر یک از
این مراحل رخ
دهند. برای حل این
مشکلات، باید
هر پنج حوزه
را به صورت
همزمان مورد
توجه قرار داد:
· شناختی: آموزش
راهبردهای
مطالعه و
فراشناخت.
· رفتاری: آموزش
مدیریت زمان،
حذف حواسپرتی،
و ایجاد روال.
· انگیزشی: آموزش
خودانگیزشی،
یادآوری هدف،
و تقویت خودکارآمدی.
· ارادی: آموزش
محافظت از
هدف، مدیریت
هیجان، و
تنظیم تلاش.
· عاطفی: آموزش
مدیریت
اضطراب،
پذیرش شکست، و
جشن گرفتن
موفقیت.
خودتنظیمی
یادگیری یک
مهارت قابل
یادگیری است،
نه یک ویژگی
ثابت. دانشآموزی
که امروز نمیتواند
خودش را تنظیم
کند، میتواند
فردا یاد
بگیرد. این
یادگیری
نیازمند محیط
ایمن، آموزش
صریح، فرصت
تمرین و
بازخورد سازنده
است.
معلمی
که این پنج
حوزه را در
دانشآموزان
پرورش دهد، نه
فقط برای
امتحان فردا آمادهشان
میکند، بلکه
مهارتی به آنها
میدهد که تا
آخر عمر با
خود خواهند
برد: مهارت یاد
گرفتن، مهارت
مدیریت خود، و
مهارت رسیدن
به اهدافی که
خودشان
انتخاب کردهاند.
خودتنظیمی
هدیهای است
که هر معلم و
هر والد میتواند
به فرزندش
بدهد—هدیهای
که هرگز کهنه
نمیشود.
|
مجله
اینترنتی
روان تنظیم Online
Journal of Ravantanzim مجله تخصصی
روانشناسی
تربیتی
شناختی مدیر
مسئول: محمود
دلیر عبدی
نیا روانشناس
تربیتی با
دیدگاه شناختی دانش
آموخته دانشگاه
تهران ●اولین
مربی شناختی
در ایران● لطفا
نظرات و
پیشنهادات
خود را از
طریق بخش نظرات
مجله
اینترنتی
روان تنظیم و
یا از طریق ایمیل
برای ما
ارسال کنید. استفاده از
مطالب ارائه
شده در این
پایگاه، صرفا
با ذکر منبع
آزاد می باشد. |