مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی: شناخت، فراشناخت، خودتنطیمی، و خلاقیت.
مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی: شناخت، فراشناخت، خودتنطیمی، و خلاقیت.

خواندن در گذر عمر؛ آیا هرچه بیشتر بخوانیم، بهتر می‌فهمیم؟

خواندن در گذر عمر؛ آیا هرچه بیشتر بخوانیم، بهتر می‌فهمیم؟

 

همه ما این تصور رایج را داریم که «هرچه بیشتر بخوانی، بهتر می‌فهمی». این جمله در نگاه اول بدیهی به نظر می‌رسد؛ مثل این است که بگوییم هرچه بیشتر ورزش کنی، قوی‌تر می‌شوی. اما پژوهشگران آلمانی، فرانتسیسکا ماریا لوخر و ماکسیمیلیان ففوست، در مقاله‌ای که در مجله «پژوهش در خواندن» منتشر شد، این باور ساده را در بوته آزمایش گذاشتند و به نتایجی رسیدند که هم شگفت‌انگیز است و هم بسیار آموزنده. آن‌ها پرسیدند: آیا رابطه میان «زمان صرف‌شده برای خواندن» و «توانایی درک مطلب» در تمام طول زندگی یکسان است؟ آیا کودکان و نوجوانان و بزرگسالان همه از یک الگو پیروی می‌کنند؟

پاسخ کوتاه این است: نه. و پاسخ بلند، داستانی است درباره اینکه خواندن در هر مرحله از زندگی معنای متفاوتی پیدا می‌کند.

بخش اول: نظریه‌ای به نام «اثر متیو»

برای فهم این پژوهش، باید با مفهومی آشنا شویم که در علوم تربیتی و روان‌شناسی جایگاه ویژه‌ای دارداثر متیو (Matthew Effect). این اصطلاح از جمله‌ای در انجیل گرفته شده است: «هر که دارد، به او داده خواهد شد و هر که ندارد، آنچه هم دارد از او گرفته خواهد شد.» در علوم اجتماعی، این ایده به معنای آن است که مزیت‌ها و محرومیت‌ها به‌صورت مارپیچی تشدید می‌شوند.

در حوزه خواندن، کیت استانوویچ در سال ۱۹۸۶ این نظریه را مطرح کرد: کودکانی که در سال‌های اولیه مدرسه مهارت خواندن بهتری کسب می‌کنند، به‌مرور از خواندن لذت بیشتری می‌برند، بیشتر می‌خوانند و در نتیجه مهارتشان باز هم بهتر می‌شود. در مقابل، کودکانی که در خواندن ضعیف‌ترند، از خواندن دوری می‌کنند، کمتر می‌خوانند و فاصله‌شان با همسالان قوی‌تر بیشتر و بیشتر می‌شود. این چرخه، که گاه «چرخه فضیلت‌آمیز خواندن» و گاه «چرخه شوم نخواندن» نامیده می‌شود، به‌ظاهر توضیح می‌دهد که چرا تفاوت‌های کوچک اولیه در مهارت خواندن، با گذشت زمان به شکاف‌های بزرگ تبدیل می‌شوند.

بر اساس این نظریه، پژوهشگران انتظار داشتند که:

۱. بین زمان صرف‌شده برای خواندن و درک مطلب، رابطه مثبتی وجود داشته باشد.

۲. این رابطه با افزایش سن قوی‌تر شود؛ چون افراد در بزرگسالی یا خوانندگان چیره‌دست‌تری شده‌اند یا از خواندن فاصله گرفته‌اند.

۳. در بزرگسالی، خواندن‌های شغلی و کاری نیز به این رابطه اضافه شوند.

بخش دوم: روش پژوهش؛ نگاهی به یک مطالعه بزرگ

برای آزمون این فرضیه‌ها، پژوهشگران از داده‌های «مطالعه ملی پانل آموزشی آلمان» (NEPS) استفاده کردند. این مطالعه یکی از بزرگ‌ترین و معتبرترین پژوهش‌های طولی در حوزه آموزش در آلمان است که چندین گروه سنی را از کودکی تا بزرگسالی دنبال می‌کند. نمونه این پژوهش شامل حدود ۲۸٬۷۹۵ نفر در چهار گروه اصلی بود:

·                        دانش‌آموزان پایه پنجم (حدود ۱۰ ساله): ۴٬۳۵۴ نفر

·                        دانش‌آموزان پایه نهم (حدود ۱۵ ساله): ۱۰٬۹۸۳ نفر

·                        دانشجویان (حدود ۲۵ ساله): ۵٬۴۲۹ نفر

·                        بزرگسالان (۲۵ تا ۷۰ ساله): ۸٬۰۲۹ نفر

در این پژوهش، دو متغیر اصلی اندازه‌گیری شد:

زمان صرف‌شده برای خواندن: از دانش‌آموزان پرسیده شد که در روزهای عادی مدرسه و در تعطیلات آخر هفته، چقدر وقت صرف خواندن خارج از مدرسه می‌کنند. از دانشجویان و بزرگسالان نیز پرسیده شد که چقدر در اوقات فراغت و چقدر در محل کار یا تحصیل مطالعه می‌کنند.

درک مطلب: توانایی درک مطلب با آزمون‌های استانداردی سنجیده شد که شامل پنج نوع متن (اطلاعاتی، استدلالی، ادبی، دستوری و تبلیغاتی) بود. این آزمون‌ها برای هر گروه سنی متناسب‌سازی شده بودند تا بتوان توانایی خواندن را در سراسر عمر به شکلی هماهنگ مقایسه کرد.

بخش سوم: یافته‌ها؛ آنچه واقعاً اتفاق می‌افتد

۱. رابطه مثبت در نوجوانی

نتایج نشان داد که در میان دانش‌آموزان پایه پنجم و نهم، رابطه متوسطی بین زمان صرف‌شده برای خواندن در اوقات فراغت و درک مطلب وجود دارد. ضریب این رابطه حدود ۰٫۲۰ تا ۰٫۳۰ بود؛ یعنی هرچه دانش‌آموزان بیشتر می‌خواندند، درک مطلب بهتری داشتند. این یافته با پژوهش‌های پیشین همخوانی دارد.

نکته جالب اینکه خواندن در تعطیلات آخر هفته رابطه قوی‌تری با درک مطلب داشت تا خواندن در روزهای مدرسه. به بیان دیگر، وقتی نوجوانان وقت آزاد بیشتری دارند و با میل خودشان کتاب به دست می‌گیرند، این خواندن تأثیر بیشتری بر مهارت‌شان دارد.

۲. شگفتی در بزرگسالی: رابطه ضعیف‌تر می‌شود

اما وقتی پژوهشگران به گروه‌های بزرگسال رسیدند، الگو تغییر کرد. در میان دانشجویان، رابطه بین زمان صرف‌شده برای خواندن در اوقات فراغت و درک مطلب حتی کمی منفی بود؛ هرچند این رابطه بسیار ضعیف بود. در میان بزرگسالان نیز این رابطه به‌طرز چشمگیری کاهش یافت و به حدود ۰٫۰۷ رسید.

این یافته با انتظار پژوهشگران کاملاً متناقض بود. طبق نظریه اثر متیو، باید رابطه با افزایش سن قوی‌تر می‌شد، نه ضعیف‌تر. اما داده‌ها چیز دیگری می‌گفتند.

۳. کشف مهم: نقش خواندن شغلی

اما یک نکته مهم دیگر وجود داشت. در بزرگسالان، خواندن مرتبط با شغل رابطه بسیار قوی‌تری با درک مطلب داشت (حدود ۰٫۱۳ تا ۰٫۲۳). بزرگسالان به‌طور میانگین یک تا دو ساعت در روز برای کارشان مطالعه می‌کردند و این خواندن، بیش از خواندن در اوقات فراغت، با توانایی درک مطلب‌شان مرتبط بود.

به بیان ساده: برای یک بزرگسال، آنچه در محل کار می‌خواند (گزارش‌ها، ایمیل‌ها، دستورالعمل‌ها، متون تخصصی) بیشتر از رمان یا مجله‌ای که در خانه می‌خواند، نشان‌دهنده توانایی خواندن اوست.

بخش چهارم: چرا رابطه در بزرگسالی ضعیف می‌شود؟

پژوهشگران سه توضیح ممکن برای این یافته ارائه می‌دهند:

اول، تفاوت در نوع متن‌ها. ممکن است بزرگسالان متن‌های متفاوتی بخوانند. یک بزرگسال ممکن است ساعات زیادی را صرف خواندن ایمیل‌های کاری یا شبکه‌های اجتماعی کند، اما این نوع خواندن با درک مطلب پیچیده رابطه قوی نداشته باشد.

دوم، محدودیت‌های زندگی بزرگسالی. بزرگسالان برخلاف نوجوانان، وقت آزاد زیادی ندارند. تعهدات شغلی و خانوادگی باعث می‌شود حتی اگر کسی انگیزه بالایی برای خواندن داشته باشد، نتواند زمان کافی به آن اختصاص دهد. به عبارت دیگر، «ساختار فرصت‌ها» در بزرگسالی محدودتر می‌شود و این محدودیت، چرخه اثر متیو را تضعیف می‌کند.

سوم، پایداری مهارت‌های پایه. ممکن است مهارت خواندن در بزرگسالی به سطحی از تثبیت رسیده باشد که دیگر با میزان خواندن روزانه تغییر چندانی نکند. فرد بزرگسال یا خواننده ماهری است یا نیست، و این ویژگی چندان به این بستگی ندارد که چند ساعت در هفته کتاب می‌خواند.

بخش پنجم: پیام‌های کاربردی برای آموزش و پرورش

این پژوهش، چند درس مهم برای سیاست‌گذاران آموزشی، معلمان و والدین دارد:

۱. خواندن یک مهارت یکنواخت در طول عمر نیست. خواندن در کودکی، نوجوانی و بزرگسالی معنای متفاوتی دارد. برنامه‌های آموزشی باید متناسب با هر مرحله طراحی شوند.

۲. برای کودکان و نوجوانان، تشویق به خواندن در اوقات فراغت حیاتی است. در این سنین، رابطه بین خواندن و درک مطلب قوی است و مداخله‌های آموزشی می‌توانند تفاوت ایجاد کنند.

۳. برای بزرگسالان، خواندن شغلی کلید اصلی است. آموزش بزرگسالان باید بر خواندن متون کاری و تخصصی متمرکز شود، نه فقط بر خواندن برای لذت.

۴. محدودیت‌های اثر متیو را بپذیریم. این نظریه ممکن است برای دانش‌آموزان و نوجوانان معتبر باشد، اما نمی‌توان آن را به‌سادگی به بزرگسالان تعمیم داد. بزرگسالان در چارچوب‌های متفاوتی زندگی می‌کنند که این چرخه را تغییر می‌دهد.

۵. نتایج پژوهش‌های مدرسه‌ای را تعمیم ندهیم. بسیاری از یافته‌های مربوط به رابطه خواندن و درک مطلب از پژوهش روی دانش‌آموزان به دست آمده است. این یافته‌ها ممکن است برای بزرگسالان معتبر نباشند.

بخش ششم: محدودیت‌های پژوهش

این مطالعه، مانند هر پژوهش دیگری، محدودیت‌هایی دارد. اول، اندازه‌گیری زمان خواندن بر اساس خودگزارشی بود؛ یعنی افراد خودشان گفتند چقدر می‌خوانند و این ممکن است دقیق نباشد. دوم، ابزار اندازه‌گیری در گروه‌های سنی مختلف کمی متفاوت بود (برای دانش‌آموزان مقیاس بسته و برای بزرگسالان مقیاس باز). سوم، پژوهش فقط کمیت خواندن را سنجید، نه کیفیت آن؛ یعنی نوع متن‌ها و ژانرهای مختلف در نظر گرفته نشد. چهارم، جهت علیت مشخص نیست: آیا خواندن بیشتر باعث درک مطلب بهتر می‌شود یا برعکس، افرادی که درک مطلب بهتری دارند بیشتر می‌خوانند؟

نتیجه‌گیری: خواندن به‌عنوان سفری در طول زندگی

این پژوهش نشان می‌دهد که خواندن یک فعالیت ثابت نیست، بلکه فرایندی پویا و متغیر در طول زندگی است. در کودکی و نوجوانی، خواندن در اوقات فراغت نقش مهمی در تقویت مهارت‌های خواندن دارد و چرخه اثر متیو در این مرحله فعال است. اما در بزرگسالی، این چرخه ضعیف می‌شود و عوامل دیگری مانند خواندن شغلی، تعهدات زندگی و تثبیت مهارت‌ها وارد میدان می‌شوند.

پیام اصلی این پژوهش برای همه ما، چه والدین، چه معلمان و چه سیاست‌گذاران، این استبه خواندن به‌عنوان یک مهارت مادام‌العمر نگاه کنیم، نه یک تکلیف مدرسه‌ای. اگر می‌خواهیم کودکانمان خوانندگان بهتری شوند، باید آن‌ها را در کودکی و نوجوانی به خواندن تشویق کنیم. اگر می‌خواهیم بزرگسالان خوانندگان بهتری باشند، باید به آن‌ها کمک کنیم تا متون شغلی و تخصصی را بهتر بفهمند. و اگر می‌خواهیم جامعه‌ای بسازیم که در آن همه بتوانند از خواندن بهره ببرند، باید بپذیریم که خواندن در هر مرحله از زندگی، چهره متفاوتی دارد و نیازمند رویکردی متفاوت است.

خواندن، تنها یک مهارت نیست؛ یک سبک زندگی است که با ما رشد می‌کند، تغییر می‌کند و ما را تغییر می‌دهد.

 

مجله اینترنتی روان تنظیم

Online Journal of Ravantanzim

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا

روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی

دانش آموخته دانشگاه تهران

اولین مربی شناختی در ایران

لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.

استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.