یکشنبه - 30 شهریور 1404
مجله اینترنتی روان تنظیم
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
یادگیری خودتنظیم
خودتنظیمی و رفتار هدفمند
بررسی سیستماتیک خودتنظیمی
از نظر تاریخی، گفتمان خودتنظیمی ریشه در روانکاوی فروید، به ویژه روانپویایی نهاد، خود و فراخود دارد. نهاد تحت تأثیر امیال ناشی از رفتارهای غریزی و اغلب مخرب، مانند خرید وحشتزده و رفتارهای اعتیادآور، قرار میگیرد. از سوی دیگر، فراخود، خودِ انتقادی و اخلاقگرای برتر است که خود را در قالب اعمالی که از خودتنظیمی و خویشتنداری پشتیبانی میکنند، آشکار میکند.
کارولی (1993) تأکید کرد که حوزه خودتنظیمی در طیف وسیعی از رشتهها و زیررشتههای حوزه روانشناسی گسترش یافته است. تحقیقات در مورد خودتنظیمی به طور برجسته در حوزههای شخصیت؛ روانشناسی اجتماعی؛ علوم رفتاری و بازاریابی؛ انگیزش و هیجان؛ روانشناسی سلامت/پزشکی رفتاری؛ روانشناسی صنعتی-سازمانی؛ آموزش؛ و قانون/جرم دیده میشود. بنابراین، حوزه خودتنظیمی در جهات مختلف گسترش یافته است. این سوال مطرح می شود که چه نوع تحقیقات، متخصصان و پیامدهای سیاستی را میتوان از این دانش استخراج کرد تا مزایای خودتنظیمی به مجموعه وسیعتری از ذینفعان منتقل شود؟
مرزهای بررسی از طریق یک بررسی سیستماتیک در ادبیات گسترده در حوزه خودتنظیمی و اهداف مصرفکننده، بر تحقیقات منتشر شدهای که به طور مستقیم یا غیرمستقیم با تحقیقات بازاریابی مرتبط هستند، تمرکز دارد. اگرچه دو دهه گذشته شاهد حجم قابل توجهی از کارها در حوزه خودتنظیمی و رفتار هدفمند بودهایم، اما کمبود بررسیهای سیستماتیک ادبیات وجود دارد.
عمل خودتنظیمی، که خودکنترلی نیز نامیده میشود، نقطه مقابل اسراف یا اتلاف بیملاحظه در استفاده از منابع است. خودتنظیمی نقش اساسی در رفتار انسان ایفا میکند و هسته اصلی یک جامعه کارآمد است. اگرچه خودتنظیمی و رفتار هدفمند به عنوان یک موضوع تحقیقاتی توسط بهترین محققان مورد توجه قرار گرفته است، اما بررسیهای سیستماتیک ادبیات در این زمینه نادر است. مروری سیستماتیک بر ادبیات خودتنظیمی و رفتار هدفمند چارچوب نظریه، ویژگیها، زمینه و روششناسی، و چارچوبی برای ارائه توصیههای سیاست عمومی ارائه میدهد. علاوه بر این، محققان مدلهای اصلی را در ادبیات خودتنظیمی استخراج میکنند تا آنها را در تحقیقات بازاریابی معاصر ادغام کنند. بینشهای بهدستآمده از بررسی ادبیات، پیشنهاداتی برای سیاستهای عمومی ارائه میدهد و یک دستور کار تحقیقاتی دقیق تدوین میکند.
خودتنظیمی به ظرفیت انسان برای کنترل امیال در تلاش برای تغییر رفتار موجود بر اساس برخی ایدهها یا اهداف تعریفشده اشاره دارد (باومیستر و وُس، ۲۰۰۷) و یکی از قابلیتهای کلیدی انسان محسوب میشود (باومیستر، ۱۹۹۷). طبق فلسفه قرون وسطی و مفاهیم فضیلت کنفوسیوسی، خودکنترلی در هسته تقریباً هر جامعهای قرار دارد، جایی که شکست در خودکنترلی میتواند منجر به مشکل و هرج و مرج شود (موراون و باومیستر، ۲۰۰۰). شکست در خودتنظیمی به این دلیل رخ میدهد که افراد منابع محدودی برای خودتنظیمی دارند و این منابع نیز در معرض کاهش هستند (باومیستر و هیثرتون، ۱۹۹۶؛ وُس و همکاران، ۲۰۰۵). فقدان خودتنظیمی به صورت از دست دادن خودکنترلی بروز کرده و رفتارهای مضر مختلفی مانند خرید وحشتزده و رفتارهای اعتیادآور مانند قمار و بازیهای ویدیویی بیش از حد را القا کرده است. شکست در خودتنظیمی میتواند منجر به افسردگی؛ رفتارهای پرخاشگرانه؛ سیگار کشیدن؛ و فعالیتهای مجرمانه گردد. در چارچوب همهگیری مداوم کووید-۱۹، ما شاهد مواردی از شکست خودتنظیمی به شکل رفتار نامناسب با داروسازان و حمله به مغازهها از سوی عموم مردم بودیم. تنها در سال اول همهگیری کووید-19، گزارشهای نگرانکنندهای از افزایش 25 درصدی تعداد افراد مبتلا به اضطراب و افسردگی وجود داشت. شرایط آشفته در طول کووید-19، موارد شکست خودتنظیمی را در جامعه افزایش داده است. شکستهای خودتنظیمی به رهبران جهانی که توسط رسانههای عمومی گزارش شدهاند، گسترش یافته است. در طول کووید-19، برخی از رهبران بینالمللی آشکارا قوانینی را که بر مردم خود تحمیل کرده بودند، نادیده گرفتند. در فعالیتهای قانونشکنانه در بریتانیا رهبران ارشد بارها از پیروی از راهنماییهای عمومی سر باز زدند و این منجر به از دست رفتن اعتماد و اعتبار دولت شد. در استرالیا، نخست وزیر سابق به دلیل عدم استفاده از ماسک در حالی که استفاده از ماسک در آنجا اجباری بود، 500 دلار جریمه شد. این امر به نوبه خود، بسیاری از تلاشهای ارتباطی دولتی با هدف تقویت رفتارهای خودتنظیمی در عموم را تضعیف کرد و حتی با آنها در تضاد قرار گرفت.
از سوی دیگر، وقتی افراد کنترل بیشتری بر مکانیسمهای خودتنظیمی خود دارند، رفتارشان سازنده و هدفمند میشود. پیامدهای مثبت، مانند افزایش ثبات خانواده و افزایش مسئولیت مالی، اهمیت جهتگیری خودتنظیمی و تأثیر بلندمدت آن بر سلامت و رفاه مصرفکننده را افزایش داده است. فنیس (۲۰۲۲) خودتنظیمی را به عنوان یک مکانیسم حیاتی برای ترغیب افراد به انتخابهای سالمتر به عنوان برخی از اهداف بلندمدت خود میداند.
در ادبیات موجود، خودتنظیمی به طور گسترده در رابطه با اهداف انسانی مورد مطالعه قرار گرفته است، به عنوان مثال، لاک و لاتام (1990) در پیوند دادن خودتنظیمی به اهداف، یکی از پراستنادترین نظریههای تعیین هدف را ارائه دادند که فرض میکند رفتار انسان هدفمند است و توسط اهداف فردی تنظیم میشود. خودتنظیمی همچنین تحت تأثیر استانداردهایی است که افراد بر اساس تجربیات زمانی و لحظهای خود ایجاد میکنند (هیگینز، 1997). به گفته باومیستر و وس (2007)، خودتنظیمی با تخلیه نفس، انگیزه و تعارضات انگیزشی مرتبط است و به عنوان رفتاری در نظر گرفته میشود که میتواند مزایای بلندمدتی را برای مصرفکنندگان و جامعه به همراه داشته باشد. در چارچوب نظریه تمرکز تنظیمی مصرفکننده که رویکرد مصرفکنندگان را برای دستیابی به اهداف مطالعه میکند، اهداف مصرفکننده به عنوان «ساختارهای بازنمایی که سیستم را در دستیابی به یک مرجع یا وضعیت نهایی هدایت میکنند» تعریف میشوند (مارکمن و برندل، ۲۰۰۰، ص ۹۸). وقتی افراد نتیجه نهایی را مثبت ارزیابی میکنند، از استراتژی رویکردی پیروی میکنند، در حالی که اگر نتیجه منفی و نامطلوب باشد، از استراتژی اجتنابی پیروی میکنند (هیگینز، ۱۹۸۷).
نیاز روزافزون به خودتنظیمی همچنین در زمینه مصرف مسئولانه و آگاهانه مطابق با اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد برجسته شده است. اساساً، خودتنظیمی به اهمیت اولیه افراد برای پذیرش مسئولیت و پذیرش اعمال و پیامدهای خود، از جمله محافظت از دیگران در اطرافشان، اشاره دارد. با این حال، آگاهی اجتماعی از رفتار خودتنظیمی هنوز به خوبی درک یا تفسیر نشده است تا بتوان به تحول رفتاری مثبت دست یافت. نگرانیهایی وجود دارد که مربوط به گفتمان نظری ضعیفی است که خودتنظیمی و رفتار هدفمند و سیاستگذاری را به هم مرتبط میکند. هنگامی که عموم مردم از تأثیرات مطلوب رفتارهای خودتنظیمی آگاه شوند، احتمالاً منجر به سطوح بالاتر آموزش عمومی و انطباق با قوانین خواهد شد. برای مثال، سیاستگذاران عمومی میتوانند هشدارهای الهام گرفته از چراغ راهنمایی را روی بستهبندی مواد غذایی قرار دهند تا به افرادی که در خودتنظیمی مصرف مواد غذایی خود مشکل دارند و به سمت انتخابهای غذایی ناسالم سوق پیدا میکنند، کمک کنند. از این رو، افزایش اهمیت درک خودتنظیمی در جامعه برای آیندهای پایدار بسیار مهم است. مولر و همکاران (2006) تأکید کردند که وقتی نیاز به تحولات رفتاری واقعی و پایدار وجود دارد، سیاستهایی که انتخابهای خودمختارانه را ترویج میکنند، تأثیرگذارتر از سیاستهایی هستند که به اجبار و الزام متکی هستند. استدلال محکمی وجود دارد که چرا حوزه خودتنظیمی و رفتار هدفمند حیاتی است و چرا مفهومسازی و عملیاتیسازی آن باید بیشتر درک شود.
مرور سیستماتیک متون خودتنظیمی به بینشی عمیق و ارزیابی انتقادی از تحقیقات موجود منتهی می شود. درک سیستماتیک حوزه خودتنظیمی و همچنین برای شناسایی شکافهای تحقیقاتی به سمت برنامههای تحقیقاتی آینده، تثبیت یافتههای موجود، پیشبرد نظریه، عمل، روش و سیاستها ، مفید می باشد.
خودتنظیمی مفاهیم و مدلهای تثبیتشده را به شیوهای ساختاریافته و روششناختی تشریح میکند. ارزش خودتنظیمی نه تنها در این است که از طریق ترکیب دانش، بینشهای علمی جمعی ارائه میدهد، بلکه میتواند پیامدهای عملی و مبتنی بر عمل را برای زمینههای معاصر نیز ارائه دهد. خودتنظیمی، علاوه بر گسترش بینشهای یافته شده به سیاستگذاری عمومی، همچنین به دنبال ترکیب دانش موجود است.
اگرچه بررسی متون، کارهای گسترده و زمانبری هستند، آنها به دلیل ارائه بینشهای عمیقتر و جدیدتر که برای ارائه مسیرهایی برای تحقیقات آینده به دانشگاهیان، سیاستگذاران عمومی و ذینفعان ضروری هستند، بسیار ارزشمند هستند.
در سالهای اخیر، بررسیهای سیستماتیک کمی در مورد حوزههای مرتبط مانند رفتارهای بهداشتی و خودتنظیمی در دوران کودکی انجام شده است. پیامدهای سیاستگذاری و برنامههای تحقیقاتی آینده از طریق بررسی سیستماتیک متون برجسته می شود. یافتهها میتواند نقش مهمی در کمک به دانشگاهیان و متخصصان، از جمله سیاستگذاران، برای طراحی استراتژیهای اقدام اصلاحی و ایجاد ارتباطات و سیاستهای مرتبط و تأثیرگذار ایفا کند.
اکثر مقالات تمرکز هماهنگ و صریحی بر مسائل مبتنی بر سیاست و سیاستگذاری ندارند. این امر فرصتی را فراهم میکند تا حوزههای مورد توجه در سیاستگذاری را شناسایی کرده و همچنین بر نیاز به تمرکز بیشتر تحقیقات بر سیاستها تأکید شود. تمرکز بر موضوع خودتنظیمی این است که سازوکارهای خودتنظیمی پتانسیل مرتبط بودن با مخاطبان گسترده جهانی را دارند و محدود به یک کشور و صنعت واحد نیستند (پاول و همکاران، ۲۰۲۱).
یکی دیگر از مزایای خودتنظیمی را میتوان به کسبوکارها تعمیم داد. اگر این امر در استراتژیهای سازمانی و مدلهای کسبوکار گنجانده شود، میتواند منجر به رابطهای معنادارتر با مصرفکنندگان، کارمندان و جامعه وسیعتر شود. برای مثال، وقتی کسبوکارها رفتار خودتنظیمی را تبلیغ میکنند، تنش بین کسبوکارها و مصرفکنندگان را کاهش میدهند و مشروعیت و اعتماد عمومی را افزایش میدهند.
خودتنظیمی ضعیف همچنین میتواند اثرات مضری بر نحوه عملکرد داخلی کسبوکارها داشته باشد. به طور خاص، دنیای شرکتها شاهد افزایش اعتیاد به رسانههای اجتماعی در بین کارمندان است که تأثیر نامطلوبی بر سلامت روان کارمندان دارد و مانع عملکرد آنها در محیط کار میشود (پیتافی و همکاران، ۲۰۱۸). در یک مطالعه تجربی چند مرحلهای از کارمندان شرکتهای فناوری اطلاعات چینی، دریافتند که خودتنظیمی، تأثیر اعتیاد به رسانههای اجتماعی را کاهش میدهد. به خصوص در حوزه بازاریابی دیجیتال مدرن، پاسخگویی در مورد استراتژیهای بازاریابی یک نگرانی رو به رشد است و درخواست بیشتری برای افزایش شفافیت و مکانیسمهای خودتنظیمی پیشگیرانه وجود دارد تا اطمینان حاصل شود که اطلاعات به شیوهای صحیح منتقل و درک میشوند. علاوه بر این، رهبران کسبوکاری که رفتارهای خودتنظیمی دارند، در موقعیت بهتری برای شناخته شدن به عنوان افرادی معتبر و مؤثر قرار دارند.
سایر پیامدهای مثبت خودتنظیمی در رفتار کودکان و نوجوانان مشاهده می شود. افرادی که موفق به تأخیر در ارضای نیازها می شوند، ناامیدی را به شیوهای بهتر مدیریت می کنند، در مطالعات خود عملکرد بهتری دارند و به طور کلی آرامتر هستند. همانطور که مونتویا و اسکات (۲۰۱۳) نشان دادهاند، مداخلات عمومی و مداخلات مبتنی بر خانواده، زندگی جوانانی را که در شرایط سبک زندگی ضعیف زندگی میکنند، بهبود بخشیده تا بتوانند تصمیمات مالی خود را بهتر تنظیم کنند. بنابراین، خودتنظیمی به عنوان نوعی رفتار مقابلهای سازنده ظهور کرده است که میتواند تأثیرات پاسخهای خودکار، غریزی و اغلب غیرمنطقی انسان را تعدیل کند. بنابراین، درک بهتر مکانیسمهای خودتنظیمی و چگونگی بهبود رفاه و تابآوری کلی جامعه توسط این مکانیسمها، موضوع مهمی برای مطالعه است. همان گونه که ملاحظه کردید مطالعه خودتنظیمی در اینجا بیشتر توسط آثار قبلی باومیستر و همکاران (2002) پشتیبانی میشود که تأکید کردند خودتنظیمی کلید موفقیت در زندگی است زیرا توانایی انسان را برای کنترل جنبههای عاطفی و رفتاری برای رسیدن به اهداف و انجام تعهدات خود فراهم میکند.
مجله اینترنتی روان تنظیم
Online Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا
روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی
دانش آموخته دانشگاه تهران
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.
استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.