مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

قابلیت رشد و تغییر

image

image

اولین مربی شناختی در ایران

صفحه نخست

عملکرد برتر    آموزش و یادگیری    یادگیری خود تنظیم    فراشناخت 

 مطالعه-خواندن   انگیزش و هیجان   سنجش و ارزشیابی   عصب روانشناسی

شنبه - 29 آذر 1404

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

آموزش و یادگیری

قابلیت رشد و تغییر

 

چگونه نوع باور ما درباره‌ی خودمان و توانایی‌هایمان می‌تواند سرنوشت‌مان را شکل دهد؟ محور اصلی، تفاوت میان دو نوع طرز فکر است:

۱. طرز فکر ثابت

- معتقد است که ویژگی‌هایی مانند هوش یا استعداد ذاتی و تغییرناپذیر هستند.

- افرادی که این طرز فکر را دارند دائماً سعی می‌کنند خود را ثابت کنند و از شکست می‌ترسند و آن را نشانه‌ای از بی‌کفایتی ذاتی می‌دانند.

- بر باهوش به نظر رسیدن تمرکز می‌کنند، نه یادگیری.

۲. طرز فکر رشد

- معتقد است که توانایی‌ها را می‌توان از طریق تلاش، آموزش و تجربه توسعه داد.

- شکست را فرصتی برای یادگیری و رشد می‌بیند.

- افرادی که این طرز فکر را دارند، انعطاف‌پذیرتر هستند و چالش‌ها را می‌پذیرند.

با نگاهی تاریخی، به دیدگاه روان‌شناسانی مانند آلفرد بینه که معتقد بودند هوش ثابت نیست و با آموزش می‌توان آن را افزایش داد، پژوهش‌های جدید نیز نشان می‌دهند که ژن و محیط در تعامل‌اند و انسان تا پایان عمر قابلیت رشد ذهنی دارد.

انتخاب طرز فکر رشد نه تنها نحوه‌ی مواجهه‌ی ما با شکست، بلکه مسیر زندگی، روابط، شغل و میزان شکوفایی پتانسیل‌هایمان را تعیین می‌کند.

در یک جمله، باور به قابلیت رشد و تغییر، کلید اصلی پیشرفت، تاب‌آوری و موفقیت در زندگی است.

مقایسه‌ی دقیق واکنش افراد دارای طرز فکر ثابت و طرز فکر رشد در مواجهه با شکست نشان می‌دهد که این تفاوت بنیادی چگونه بر رفتار و خودشناسی افراد تأثیر می‌گذارد.

واکنش به شکست

طرز فکر ثابت شکست را مترادف با بی‌ارزشی هویت خود می‌دانند ("احمق"، "بازنده"). این تجربه منجر به فلج شدن، احساس درماندگی و فروپاشی کامل می‌شود، زیرا عملکرد فعلی را نشانه‌ی ارزش ذاتی خود تلقی می‌کنند.

طرز فکر رشد شکست را صرفاً ناخوشایند می‌دانند و واکنششان عملی و متمرکز بر راه‌حل است ("باید بیشتر تلاش کنم"، "باید روشم را عوض کنم"). آن‌ها تسلیم نمی‌شوند و از شکست برای برنامه‌ریزی بهبود استفاده می‌کنند.

ریسک، تلاش و چالش:

ریسک و تلاش برای افراد با طرز فکر ثابت، تهدیدآمیز است زیرا ممکن است ناکافی بودن آن‌ها را آشکار کند. آن‌ها تلاش را بی‌ارزش می‌دانند. در مقابل، افراد با طرز فکر رشد، به طور ذاتی اهمیت ریسک‌پذیری و تلاش مستمر را درک می‌کنند، زیرا معتقدند این‌ها ابزارهای توسعه هستند.

خودشناسی دقیق

نکته‌ی جالب این است که افراد دارای طرز فکر رشد دیدگاه دقیق‌تری نسبت به توانایی‌های فعلی خود دارند. آن‌ها پذیرای اطلاعات دقیق در مورد نقاط قوت و ضعف خود هستند، زیرا این اطلاعات برای یادگیری مؤثر ضروری است؛ در حالی که افراد با طرز فکر ثابت اغلب در تخمین توانایی‌های خود دچار اشتباه (اغلب بزرگنمایی یا نادیده گرفتن) می‌شوند.

نتیجه‌گیری

طرز فکر، بنیادین‌ترین معنای تلاش، ریسک، شکست و موفقیت را برای افراد تغییر می‌دهد و این تغییر باور، تأثیرات عمیقی بر عملکرد آن‌ها در مدرسه، کار و روابط شخصی می‌گذارد. افراد استثنایی و خلاق، به دلیل داشتن طرز فکر رشد، در تبدیل شکست‌ها به موفقیت‌ها و نشان دادن پشتکار، بسیار مستعدتر هستند.

سنتی در روان‌شناسی بر قدرت باورها در تعیین رفتار و موفقیت انسان تأکید دارد. باورهای ما (چه آگاهانه و چه ناخودآگاه) تعیین می‌کنند: چه می‌خواهیم، چقدر برای رسیدن به آن می‌کوشیم، و تا چه اندازه موفق خواهیم شد. تغییر حتی ساده‌ترین باورها می‌تواند اثرات عمیقی بر زندگی انسان بگذارد.

ذهنیت (“Mindset”) به‌عنوان یک الگوی باور در مورد خود، نیروی اصلی شکل‌دهنده‌ی شخصیت و توانایی انسان است.

درک بهتر افراد موفق (دانشمندان، هنرمندان، ورزشکاران، کارآفرینان).

درک رفتار نزدیکان (همسر، فرزندان، مدیر، دوستان).

رهاسازی پتانسیل خود و دیگران.

نه فقط تئوریک، بلکه عملی و تحول‌آفرین است.

بر پایه‌ی:

پژوهش‌های علمی،

مشاهدات شخصی و تجربیات واقعی،

و روایت‌های انسانی و روزمره شکل گرفته است.

تا خواننده بتواند:

ذهنیت خود را شناسایی کند،

نحوه‌ی عملکرد آن را بفهمد،

و در صورت تمایل، آن را تغییر دهد.

مفهوم اصلی: باورهای انسان نیروی محرکه‌ی زندگی‌اند.

آنچه درباره‌ی توانایی‌ها، هوش یا ارزش خود باور داریم، جهت و عمق تلاش ما را تعیین می‌کند.

طرز فکر، نقشه‌ای است که رفتار، یادگیری و رشد را هدایت می‌کند.

بیشترِ آنچه ما «شخصیت» می‌نامیم، از همین ذهنیت ناشی می‌شود.

تغییر باور = تغییر زندگی.

اگر ذهنیت ثابت خود را به ذهنیت رشد تبدیل کنیم، می‌توانیم استعدادهای پنهان خود را آزاد سازیم.

قدرت باورهای ما در تعیین مسیر زندگی — که نشان می‌دهد چگونه یک “طرز فکر ساده درباره‌ی خود” می‌تواند رفتار، موفقیت و حتی معنای رشد را در ما دگرگون سازد.

دیدگاه اول

باور: صفات انسانی (مانند مهارت‌های فکری) امری ثابت هستند.

مفهوم: شما یا باهوش هستید یا نیستید.

واکنش به شکست: شکست نشان‌دهنده‌ی نبودن هوش است. بنابراین، باید از شکست به هر قیمتی اجتناب کرد.

تلاش و چالش: تلاش و تقلا جزئی از فرآیند یادگیری نیستند، بلکه نقاط ضعف را آشکار می‌کنند.

دیدگاه دوم

باور: صفات انسانی قابل پرورش و توسعه از طریق تلاش هستند.

مفهوم: با تلاش می‌توانید باهوش‌تر شوید.

واکنش به شکست: شکست لزوماً به معنای ناتوانی نیست؛ شکست یعنی فرصتی برای یادگیری و رشد. (دارند باهوش‌تر می‌شوند).

تلاش و چالش: چالش‌ها و تلاش سخت، فرصت‌هایی برای تقویت مهارت‌ها هستند و به همین دلیل مورد استقبال قرار می‌گیرند.

جزئیات حسی (غرغر کردن، عرق کردن، دست‌ها را مالیدن)، تضاد بین فرسودگی ذهنی (دیدگاه ثابت) و هیجان یادگیری (دیدگاه رشد) را بسیار ملموس می‌سازد.

باور فرد تعیین می‌کند که آیا شکست یک پایان است یا یک ابزار.

پیامد عملی داشتن این دو باور در زندگی روزمره (هوش، شخصیت، موفقیت) چیست؟

بحث قدیمی سرشت یا پرورش نشان می‌دهد که چگونه این دو دیدگاه بر تفاوت‌های فردی سایه افکنده و در نهایت چگونه علم مدرن به یک نتیجه‌ی متعادل رسیده است.

طرح مسئله: بیان این واقعیت که تفاوت‌های فردی (هوش، اخلاق و موفقیت) همواره یک دغدغه‌ی اصلی بوده است.

قطب اول - سرشت: ارائه‌ی دیدگاهی که تفاوت‌ها را ناشی از عوامل فیزیکی، ارثی و غیرقابل تغییر می‌داند (مانند خرافات قدیمی تا ژن‌های امروزی).

قطب دوم - پرورش: ارائه‌ی دیدگاهی که تفاوت‌ها را ناشی از محیط، تجربه، آموزش و شیوه‌ی یادگیری می‌داند.

استناد به آلفرد بینه (مخترع تست IQ) برای نشان دادن این نکته که حتی طراحان ابزارهای سنجش هوش نیز به پتانسیل تغییر اعتقاد داشتند.

جمع‌بندی علمی مدرن:  اعلام این موضوع که دیدگاه امروزی تعامل دائمی بین ژن و محیط است.

تأکید نهایی: تأکید بر نقش محوری تلاش آگاهانه و یادگیری مادام‌العمر بر رسیدن به تخصص، حتی با وجود استعدادهای اولیه متفاوت.

چرا افراد متفاوت هستند؟

بحث قدیمی سرشت یا پرورش می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه این دو دیدگاه بر تفاوت‌های فردی سایه افکنده و در نهایت چگونه علم مدرن به یک نتیجه‌ی متعادل رسیده است.

دو دسته‌ی اصلی از توضیح‌دهنده‌های تفاوت‌های فردی را معرفی می‌کند:

 دیدگاه 

 تمرکز اصلی 

 مثال‌های تاریخی 

 

 

 

 

 

پایه‌ی فیزیکی (سرشت)

 تفاوت‌ها غیرقابل تغییر و ذاتی هستند. 

 برآمدگی‌های جمجمه (جمجمه‌شناسی)، اندازه و شکل جمجمه، و امروزه ژن‌ها. 

تجربه و محیط (پرورش)

 تفاوت‌ها ناشی از محیط، آموزش و تجربه هستند. 

 پیشینه‌ها، آموزش‌ها، روش‌های یادگیری. 

 

دیدگاه واقعی آلفرد بینه شناسایی کودکانی بود که از مدارس پاریس عقب مانده بودند تا برنامه‌های آموزشی جدیدی برای جبران طراحی شود. او معتقد بود که با تمرین، آموزش و مهم‌تر از همه، روش صحیح، می‌توان توجه، حافظه و قضاوت را بهبود بخشید و عملاً باهوش‌تر از قبل شد. این دیدگاه، اساساً یک موضع طرز فکر رشد در حوزه‌ی هوش است.

نتیجه‌گیری نهایی: تعامل دو عاملی

علم مدرن به این نتیجه رسیده است که تفاوت‌ها صرفاً ناشی از یک عامل نیستند: ژن‌ها برای عملکرد صحیح، نیازمند ورودی از محیط هستند. انسان‌ها ظرفیت بیشتری برای یادگیری و رشد مغزی ظرفیت مادام‌العمر دارند. استعداد اولیه مهم است، اما عامل اصلی رسیدن به تخصص، مشارکت هدفمند است (رابرت استرنبرگ).

به طور خلاصه، قدرت باورهای ما درباره‌ی توانایی‌هایمان، اصلی‌ترین نیروی محرکه‌ی تفاوت‌های فردی و سرنوشت ماست که در تضاد میان «طرز فکر ثابت» و «طرز فکر رشد» نمایان می‌شود. افراد دارای طرز فکر ثابت باور دارند که هوش و استعداد تغییرناپذیر است، در نتیجه از شکست می‌ترسند و تلاش را برای اثبات خود بی‌فایده می‌دانند، زیرا شکست را نشانه نارسایی ذاتی خود تلقی می‌کنند. در مقابل، دارندگان طرز فکر رشد معتقدند که توانایی‌ها با تلاش، تمرین و آموزش توسعه می‌یابند؛ از این رو، شکست را نه یک نقص هویتی، بلکه فرصتی عملی برای یادگیری و بهبود روش‌ها می‌بینند و چالش‌ها را برای رشد می‌پذیرند.

این تضاد بنیادین، ریشه‌های تاریخی بحث «سرشت یا پرورش» را دنبال می‌کند، اما پژوهش‌های جدید، از جمله تأکید آلفرد بینه بر تغییرپذیری هوش با آموزش، نشان می‌دهند که پاسخ در تعامل دائمی ژن و محیط نهفته است. در نهایت، علم مدرن تأکید می‌کند که هرچند ما با استعدادهای اولیه متفاوتی شروع می‌کنیم، اما رسیدن به تخصص و شکوفایی پتانسیل‌ها عمدتاً وابسته به تلاش هدفمند و مادام‌العمر است. بنابراین، انتخاب طرز فکر رشد کلید اصلی تاب‌آوری، پذیرش واقع‌بینانه‌ی توانایی‌ها و پیشرفت پایدار در تمام جنبه‌های زندگی محسوب می‌شود. در حالی که ما با مجموعه‌ای منحصر به فرد از استعدادها و مزاج‌ها متولد می‌شویم، مسیر نهایی ما توسط تلاش هدفمند و توانایی ما برای توسعه دادن این استعدادها تعیین می‌شود.

روایت آخر

تأثیر عمیق طرز فکر بر زندگی فرد توضیح می‌دهد که چگونه یک باور ساده می‌تواند روانشناسی و مسیر زندگی ما را دگرگون کند. نویسنده دو طرز فکر بنیادین را در برابر هم قرار می‌دهد:

طرز فکر ثابت

این باور که صفات (هوش، شخصیت، و غیره) «در سنگ حک شده» و تغییرناپذیر هستند. پیامد این باور، ایجاد اضطراب دائمی برای اثبات خود است، زیرا هر موقعیتی به یک محک برای سنجش میزان دارا بودن این ویژگی‌های اساسی تبدیل می‌شود (آیا موفق می‌شوم یا شکست می‌خورم؟ آیا باهوش به نظر می‌رسم یا احمق؟).

چگونه این طرز فکر از کودکی (با رتبه‌بندی دانش‌آموزان بر اساس نمره IQ) نهادینه می‌شود و یادگیری را به امری ثانوی و تنها راهِ باهوش به نظر رسیدن تبدیل می‌کند.

طرز فکر رشد

این باور که صفات اساسی، صرفاً نقطه شروعی برای توسعه از طریق تلاش و تجربه هستند. افراد با این طرز فکر، بر خلاف طرز فکر ثابت، معتقد نیستند که هر کسی می‌تواند تبدیل به هر چیزی شود (مثلاً انیشتین)، بلکه باور دارند که پتانسیل واقعی فرد ناشناخته و از طریق اشتیاق و کار سخت قابل دستیابی است. شواهدی از افراد موفقی چون داروین، تولستوی، بن هاگان، و سیندی شرمن که در ابتدا استعداد خاصی نداشتند، برای تقویت این دیدگاه ارائه می‌شود.

ویژگی اصلی این طرز فکر، اشتیاق به یادگیری و تلاش برای پیشرفت است. این افراد به جای پنهان کردن ضعف‌ها، به دنبال غلبه بر آن‌ها هستند و موقعیت‌هایی را انتخاب می‌کنند که آن‌ها را به چالش بکشد و گسترش دهد، و این رویکرد، عاملی است که به آن‌ها اجازه می‌دهد در چالش‌برانگیزترین زمان‌ها شکوفا شوند.

در نهایت، تأکید بر این است که انتخاب طرز فکر رشد، فرد را از دایره‌ی اثبات بی‌پایان خود خارج کرده و او را به مسیر توسعه مستمر و دستیابی به ارزش‌های مورد نظرش هدایت می‌کند.

 

مجله اینترنتی روان تنظیم

Online Journal of Ravantanzim

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا

روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی

دانش آموخته دانشگاه تهران

اولین مربی شناختی در ایران

لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.

استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.