اولین
مربی شناختی
در ایران
صفحه
نخست عملکرد
برتر آموزش
و یادگیری یادگیری
خود تنظیم فراشناخت
مطالعه-خواندن انگیزش
و هیجان سنجش
و ارزشیابی عصب
روانشناسی
پنج
شنبه - 28 خرداد 1405
مجله
اینترنتی
روان تنظیم
مجله
تخصصی
روانشناسی
تربیتی شناختی
مطالعه-خواندن
به
چالش کشیدن
مفاهیم رایج
در مورد نحوهٔ
یادگیری
ایدههای
اصلی را میتوان
در مفاهیم بنیادین
زیر خلاصه
کرد:
- یادگیری
همراه با
تلاش، یادگیری
ماندگار است:
تز اصلی این
است که یادگیری،
جذب
منفعلانهٔ
اطلاعات نیست.
یادگیری واقعی
و ماندگار، یک
فرایند فعال و
پرزحمت است. یادگیری
«آسان» (مثل
دوبارهخوانی)
زودگذر است،
در حالی که یادگیری
«پرتلاش» - که
کندتر و
دشوارتر به
نظر میرسد -
دانشی بادوام
و قابل بازیابی
ایجاد میکند.
- توهم تسلط:
یادگیرندگان
قضاوتکنندگان
ضعیفی برای
تواناییهای
خود هستند.
راهبردهایی
که احساس
بازدهی بالایی
ایجاد میکنند
(مانند دوبارهخوانی
یا تمرین
فشرده) یک
«توهم روانی»
خطرناک ایجاد
میکنند: یعنی
احساس آشنایی
موقتی که
فقدان درک عمیق
را پنهان میکند.
- بازیابی،
موتور حافظه:
عمل «بهیادآوردن»
اطلاعات از حافظه
(تمرین بازیابی)،
قدرتمندترین
ابزار برای
تقویت حافظه و
متوقف کردن
فراموشی است.
کشمکش برای بهخاطر
آوردن، دقیقاً
همان مکانیزمی
است که یادگیری
را تثبیت میکند.
- ساختار
تمرین حیاتی
است: نحوهٔ چیدمان
تمرین بسیار
مهم است. تمرین
فشرده (حفظکردن
شبامتحانی) بینتیجه
است. تمرین
فاصلهدار
(پخش کردن یادگیری
در طول زمان)، تمرین
درهمآمیخته
(مخلوط کردن
موضوعات
مرتبط اما
متفاوت) و تمرین
متنوع برتر
هستند، زیرا
بازیابی را
دشوارتر میکنند
و مغز را
مجبور میسازند
تا مسیرهای عصبی
قویتر و
انعطافپذیرتری
بسازد.
- یادگیری،
ساختمانی
فعال، نه
منفعل: یادگیری
جدید باید بهطور
فعال بر روی
شالودهای از
دانش قبلی
ساخته شود، از
طریق فرایندی
به نام بسطدهی
- که یعنی با
اتصال مطالب
جدید به
دانستههای
قبلی و بیان
آنها به زبان
خود، به محتوای
جدید معنا بخشید.
- فراشناخت
کلیدی است:
ما باید بهطور
فعال با سوگیریهای
شناختی خود
مبارزه کنیم.
استفاده از
ابزارهایی
مانند آزمون
دادن و خودآزمایی
برای تنظیم
قضاوت ما
دربارهٔ
دانستههایمان
و شناسایی
شکافهای
دانش ضروری
است. باید
همچنین
افسانهٔ «سبکهای یادگیری»
را رد کرده و
رویکردی
انعطافپذیر
و چندحالته را
توصیه کرد که
از تمام تواناییهای
فرد استفاده
کند.
مکانیسمهای
دقیق و مشخص:
- تمرین
فشرده (حفظکردن
شبامتحانی):
این روش به
عنوان «تکرار
سریع و متمرکز
یک مهارت یا
دانش» تعریف میشود.
این روش گرچه
احساس موقتی
روانی ایجاد میکند،
اما به فراموشی
سریع منجر میشود
(«نوشتن روی
شن»). از نظر
مفهومی، این
روش حافظهٔ
کوتاهمدت را
بیش از حد بار
میکند، بدون
اینکه مسیرهای
بازیابی
بلندمدت که
حافظه را تقویت
میکنند، درگیر
شوند.
- تمرین بازیابی
(آزمون دادن): این
عمل «بهیادآوری
حقایق، مفاهیم
یا رویدادها
از حافظه»
است. این کار
صرفاً یک
آزمون نیست،
بلکه خود یک
رویداد یادگیری
محسوب میشود.
مکانیزم
مفهومی آن است
که عمل بازیابی
موفق، مسیرهای
عصبی را تقویت
میکند و تلاش
برای بازیابی ناموفق،
به شکلگیری
«قلاب» ذهنی
قویتری برای
پاسخ صحیح
(زمانی که
بعداً ارائه میشود)
کمک میکند.
- فاصلهگذاری
و درهمآمیختن:
- فاصلهگذاری
شامل بازگشت
به مطالب پس
از اندکی «زنگزدگی»
است. این
فراموشی
اجباری، نیازمند
تلاشی سختتر
برای بازیابی
است که در نتیجهٔ
آن، ردپای
حافظه قویتر
میشود.
- درهمآمیختن
شامل مخلوط
کردن تمرین
مهارتهای
مختلف است
(مثلاً حل
مسائل حجم برای
مخروط، سپس
کره، سپس
مکعب). مزیت
مفهومی آن این
است که یادگیرنده
را مجبور میکند
تا بین انواع
مختلف مسائل
تمایز قائل
شود و توانایی
او را برای
«استخراج
اصول بنیادین»
و انتخاب راهحل
مناسب برای یک
مسئلهٔ
ناآشنا در آینده،
بهبود میبخشد.
کشمکش و
سردرگمی اولیه،
نشانهٔ کار
مؤثر است، نه
شکست.
- بسطدهی و
مدلهای ذهنی:
بسطدهی
عبارت است از
معنا بخشیدن
به مطلب جدید
با بیان آن به
زبان خود و
ارتباط آن با
دانش پیشین
(مثلاً درک
انتقال حرارت
از طریق تجربیات
شخصی مانند یک
روز مرطوب یا یک
فنجان کاکائوی
داغ). این فرایند،
ارتباطات بیشتری
ایجاد میکند
و حافظه را
بادوامتر و
در دسترستر میسازد.
این ارتباطات
در قالب مدلهای
ذهنی تجمیع
میشوند که
بازنماییهای
ذهنی پویا و
بههمپیوستهای
از واقعیت بیرونی
هستند. مدل پیچیدهٔ
یک بازیکن بیسبال
از بازی،
نمونهای از این
موضوع است. از
نظر مفهومی،
مدل ذهنی یک
نقشهٔ شناختی
است که به فرد
امکان پیشبینی،
هدایت و حل
مسئله در یک
حوزهٔ پیچیده
را میدهد.
- آزمون
دادن و تنظیم
قضاوت: این
ابزاری کلیدی
برای غلبه بر
«توهم تسلط»
است. یک خلبان
در شبیهساز
پرواز، بهسرعت
متوجه میشود
که آیا
اقدامات
اصلاحی را میداند
یا نه. این
بازخورد عینی،
قضاوتهای
ذهنی و اغلب
اشتباه ما را
تصحیح میکند.
- نقش دانش
پیشین: این یک
مفهوم بنیادین
است. این
مفهوم،
دوگانگی «هدیهٔ
ژنها» در
مقابل
«توانمند شدن
از طریق یادگیری»
را توضیح میدهد.
شما نمیتوانید
مهارتهای
سطح بالا را
بدون پایهای
مستحکم از
دانش بنیادین یاد
بگیرید. یک
نجار باید پیش
از ساخت
اتصالات پیچیده،
بر خواص چوب
مسلط باشد.
هرچه دانش پیشین
شما بیشتر
باشد،
«قلاب»های بیشتری
(از طریق بسطدهی)
برای اطلاعات
جدید دارید و
شبکهی یادگیری
شما همواره در
حال گسترش
است.
کاربردهای
عملی
اصول مطرحشده،
کاربردهای
مستقیم و
قدرتمندی در
حوزههای
گوناگون
دارند:
- برای دانشآموزان
و دانشجویان:
- جایگزینی
دوبارهخوانی
با خودآزمایی:
پس از خواندن یک
فصل، کتاب را
ببندید و هر
آنچه را به
خاطر دارید،
بنویسید یا با
صدای بلند توضیح
دهید. از فلشکارت
استفاده کنید،
اما بر کشمکش
برای بهخاطر
آوردن تمرکز
کنید.
- فاصلهدار
کردن مطالعه:
به جای یک
جلسهٔ ۳
ساعته، ۳ جلسه یک ساعته در
روزهای مختلف
مطالعه کنید.
- درهمآمیختن
دروس: هنگام
مطالعهٔ ریاضی،
مسائل مربوط
به فصلهای
مختلف را با
هم مخلوط کنید.
اگر تاریخ میخوانید،
بین دورههای تاریخی
مختلف تمرکز
کنید.
- استفاده از
بسطدهی:
هنگام یادگیری
یک مفهوم جدید،
خود را مجبور
کنید یک مثال
واقعی بیاورید
و مفهوم را
برای یک دوست یا
حتی یک مخاطب
خیالی توضیح
دهید.
- برای
معلمان و مربیان:
- اولویت
دادن به فعالیت
بر انفعال:
کلاسها را
حول آزمونهای
مکرر و کمفشار
که باعث بازیابی
میشوند،
طراحی کنید.
پس از هر
سخنرانی، یک
آزمون کوتاه
گرفته شود و
سپس یک هفته
بعد، آزمونی
بر روی همان
مطالب برگزار
شود.
- طراحی
«دشواریهای
مطلوب»:
تکالیفی طراحی
کنید که مفاهیم
مختلف را درهم
میآمیزد یا
از دانشآموزان
بخواهید پیش
از آموزش کامل
راهحل، یک
مسئله را حل
کنند.
- ترویج بسطدهی:
دانشآموزان
را تشویق کنید
تا دربارهٔ
ارتباط مطالب
جدید با دانش
پیشین و
موضوعات قبلی
درس تأمل
کنند. سؤالات
«چرا» و
«چگونه» بپرسید.
- رد افسانهٔ
«سبکهای یادگیری»:
رویکردی
چندحالته برای
مطالعه ترویج
دهید و دانشآموزان
را به درگیر
شدن با مطالب
از طریق
خواندن،
نوشتن، صحبت
کردن و عمل
کردن تشویق کنید.
- برای حرفهایها
(پزشکی، فنی،
کسبوکار):
- شبیهسازی
و تمرین فاصلهدار:
متخصصان پزشکی
باید بهطور
منظم و با
فاصله از شبیهسازها
استفاده کنند.
آموزش یک
کارگاه یکروزه
بینتیجه است.
- حل مسئلهٔ
درهمآمیخته:
در آموزش کسبوکار،
فقط روی یک
نوع تحلیل
داده تمرین
نکنید؛ انواع
مختلف مسائل
را درهم بیامیزید
تا مدل ذهنی
جامعتری از
چشمانداز
کسبوکار
بسازید.
- ساخت مدلهای
ذهنی: در مربیگری،
نه تنها روی
وظایف خاص،
بلکه بر کمک
به فرد برای
ساختن یک مدل
ذهنی جامع از
نقش یا صنعت
خود تمرکز کنید.
تولید ایدههای
نو: فراتر از
نتیجهگیری
ایدههای
جدید و
نوآورانهای
خلق کنیم. این
به معنای موافقت
با همهٔ نکات
نیست، بلکه به
معنای گفتوگو
با آنها برای
خلق چیزی تازه
است.
- ۱. برنامهٔ
درسی «فرا-یادگیری»:
- ایده: به جای
صرفاً آموزش
موضوعات، یک
برنامهٔ درسی
جداگانه و
اجباری ایجاد
کنید که چگونگی
یادگیری را
بر اساس این
اصول آموزش
دهد. این
برنامه از
تکرار فاصلهدار
و درهمآمیختن
برای آموزش
مفاهیمی
مانند تمرین
بازیابی
استفاده میکند.
- دلیل: یادگیرندگان
قضاوتکنندگان
ضعیفی از یادگیری
خود هستند.
کارآمدترین
راه برای حل این
مشکل، آموزش
علم یادگیری
به عنوان یک
مهارت بنیادین
است. این یک
راهحل
ساختاری برای
مشکل
فراشناختی
مطرحشده است.
- ۲. آزمونهای
خرد و بازیگونه
برای یادگیری
مادامالعمر:
- ایده:
پلتفرمی برای
متخصصان
بزرگسال ایجاد
کنید که نه
تنها محتوا
ارائه دهند،
بلکه از یک سیستم
بازبینی
فاصلهدار و
بازیگونه
استفاده کنند
که هر بار که یک
مفهوم مرور میشود،
از کاربر
بخواهد آن
مفهوم را در یک
سناریوی جدید
و کمی متفاوت
به کار گیرد.
- دلیل: این ایده
با تأکید بر
«تمرین
متنوع» و «استخراج
اصول بنیادین»
همخوانی دارد.
با بازیگونه
کردن کاربرد و
تمرکز بر آن،
به تمرین
فشرده به دلیل
خستهکننده
بودن و آسان
بودن بازیابی،
پاسخ میدهیم.
- ۳. پروتکل
«شکست پیشگیرانه»:
- ایده: در هر
برنامهٔ
آموزشی، قبل
از بخش آموزش،
یک تمرین «اولین
تلاش» طراحی
کنید که در آن یادگیرنده
بهاجبار
تلاش کند و در
انجام یک کار
پیچیده که هیچ
ایدهای
دربارهٔ آن
ندارد، شکست
بخورد. این یک
نسخهٔ افراطی است
که «تلاش برای
حل مسئله پیش
از آموزش...
منجر به یادگیری
بهتر میشود».
- دلیل: میتوان
این اصل را تا
حد افراط آزمایش
کرد. اگر یادگیرنده
شکستی واضح و
مستقیم را
تجربه کند، این
امر یک محرک
شناختی
قدرتمند و تقریباً
اولیه برای
درک راهحل ایجاد
میکند. این
با ایدهٔ «شکست
نشانهٔ تلاش و
منبعی از
اطلاعات مفید
است» همخوانی
دارد.
- ۴. هوش
مصنوعی شخصیسازیشده
سمج:
- ایده: سیستمی
آموزشی مبتنی
بر هوش مصنوعی
که برای راحت
نگذاشتن
دانشآموز
طراحی شده
است. در عوض،
وظیفهٔ اصلی
آن قطع کردن
جریان روان و
پرسیدن
سؤالات
اکتشافی برای
آشکارسازی
شکافهای درک
است. این سیستم،
کاربر را به
بسطدهی تشویق
میکند («این
مفهوم چه
ارتباطی با
مطلبی که دیروز
یاد گرفتی
دارد؟»).
- دلیل: این ایده
پاسخی مستقیم
به ادعای متن
دربارهٔ خطای
قضاوت ما نسبت
به دانستههایمان
است. این ایده
از اصل آزمون
دادن برای ایجاد
ابزاری
قدرتمند و شخصیسازیشده
استفاده میکند
که بهطور
فعال با سوگیری
شناختی انسان
نسبت به
اعتمادبهنفس
بیشازحد
مبارزه میکند.
تلاش و کشمکش
را به تجربهٔ
اصلی کاربر
تبدیل میکند.
منبع: با
استفاده از Make It Stick
مجله
اینترنتی
روان تنظیم
Online
Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی
روانشناسی
تربیتی
شناختی
مدیر
مسئول: محمود
دلیر عبدی نیا
روانشناس
تربیتی با
دیدگاه
شناختی
دانش
آموخته دانشگاه
تهران
اولین
مربی شناختی
در ایران
لطفا نظرات
و پیشنهادات
خود را از
طریق بخش نظرات
مجله
اینترنتی
روان تنظیم و
یا از طریق ایمیل
برای ما ارسال
کنید.
استفاده از
مطالب ارائه
شده در این
پایگاه، صرفا
با ذکر منبع
آزاد می باشد.