جمعه - 30 خرداد 1404
مجله اینترنتی روان تنظیم
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
عملکرد برتر
استعداد
مدیریت استعداد
تمرین سنجیده و عمدی برای موفقیت
خواسته ها و چالش های قرن بیست و یکم ما را ملزم می کند که در بسیاری از زمینه های زندگی خود تجدید نظر کنیم، که اساسی ترین آنها به هدف زندگی ما و چرایی حضور ما در وهله اول مربوط می شود. این یک سوال حیاتی است، زیرا تشخیص می دهد که هر یک از ما توانایی های بسیار منحصر به فردی داریم که خود را در استعدادهای ما نشان می دهد. حتی در یک رشته مانند معماری، هنر یا موسیقی، ما استعدادهای مختلفی را تجربه می کنیم.
ثانیاً، به طور کلی بین استعدادهای ما و رویاهای ما رابطه وجود دارد، و بنابراین این نشان می دهد که دوران کودکی احتمالاً مهم ترین مرحله زندگی ما است - این زمانی است که والدین ما باید به آنچه علاقه و توجه ما را جلب می کند توجه کنند. این مرحله ای است که در طی آن باید کودکان را در معرض طیف وسیعی از علایق قرار دهیم تا هم تخیل آنها را تحریک کنیم و هم افق دید آنها را گسترش دهیم.
شاید به دورانی رسیدهایم که ایجاب میکند به والدین مهارتهای فرزندپروری آموزش داده شود تا بتوانند فرزندان را به بهترین شکل ممکن تربیت کنند تا به پتانسیل کامل خود برسند و با عزت نفس سالم رشد کنند.
ثالثاً، آموزش نقش مهمی در مدیریت استعداد دارد. بین توسعه اقتصادی، عملکرد اقتصادی، رقابت پذیری و مدیریت فعال استعداد رابطه مستقیم وجود دارد. ما موظفیم مطمئن شویم که سیستم آموزشی ما مکانی الهام بخش برای یادگیری و رشد، از دوران کودکی تا سطوح بالاتر آموزش است.
ما باید از یک مدل آموزشی محدود و تخصصی به سمت مدلی برویم که آموزش حرفه ای را با مهارت های مدیریتی و تجاری ادغام کند تا چشم انداز آموزش را فراتر از اشتغال گسترش دهیم. ما همچنین باید بپذیریم که همه کودکان تمایل تحصیلی ندارند و برای اطمینان از اینکه آنها از آرزوهای خود محروم نمی شوند، باید جایگزین های دیگری مانند آموزش حرفه ای و توسعه کارآفرینی ارائه دهیم.
در نهایت، ما فقط باید به طبیعت نگاه کنیم تا به یاد بیاوریم که قرار است چقدر باشکوه باشیم. همه گل ها یکسان به نظر نمی رسند - هر کدام رنگ و طرح منحصر به فردی دارند، هر کدام زیبایی و عطر خاص خود را دارند، هر کدام ارزش خاص خود را دارند. ما قرار است منحصر به فرد باشیم.
هر حرفه ای ارزش دارد و هیچ کدام از دیگری مهمتر نیست. ما به همان اندازه که به پزشکان یا حسابداران، معلمان یا مددکاران اجتماعی نیاز داریم، به افراد حرفه ای در نیروی پلیس هم نیاز داریم. چالش ما اولویت دادن به مهارت های حیاتی است که کشورمان برای تبدیل شدن به شایستگی، کارآمدی و مدیریت خوب نیاز دارد.
تعریف گستردهتر استعداد، ما را ترغیب می کند تا استعدادها را فعالانهتر پرورش دهیم و به طور کلی مدیریت استعداد را در کشور در اولویت قرار دهیم.
اجرای سیستم های مدیریت عملکرد نقش کلیدی در ایجاد اقتصادپویا ایفا می کند، مانند پیادهسازی سیستمهای مدیریت عملکرد، نقشههای استراتژی، مدیریت استعداد، یادگیری سریع و مداخلات تغییر که منجر به ارتقای عملکرد سازمانها می شود. اصلی ترین علاقه، ترویج مدیریت استعداد به عنوان یک فرآیند تجاری نهادی برای به حداکثر رساندن استعدادهای کارآفرینی و نهادی است.
سه سوالی که رهبران بخش خدمات عمومی و کسب و کار همیشه خواهان پاسخهای مشخص به آنها هستند عبارتند از: استعداد واقعاً چیست؟ چگونه میتوان استعدادها را تشخیص داد و به دقت ارزیابی کرد؟ آیا یک نامزد این استعداد را دارد که به یک مدیرکل موفق، مدیر عامل، مدیر مهندسی، معمار اصلی یا مجری برنامه گفتگو تبدیل شود؟ چگونه میتوان به یک جوان کمک کرد تا به یک متخصص، سیاستمدار یا هنرمند حرفهای موفق تبدیل شود؟
تحقیقات ما را به درک جدیدی از استعداد و آناتومی آن و نحوه مدیریت آن برای به حداکثر رساندن تأثیر آن بر موفقیت فردی و سازمانی هدایت می کند. معلوم شده است که مدیریت استعداد و توانایی از چندین بخش تشکیل شده است که شامل برانگیختن احساسات دیگران نیز می شود، و اینکه مدیریت استعداد باید به عنوان یک هنر حرفهای عمدی برای رهایی و به حداکثر رساندن استعداد یک فرد تمرین عمدی و سنجیده شود.
مدیریت استعداد به افراد قدرت میدهد تا در مهارتها و فضیلتهایی که علاقه واقعی، احساس رضایت شخصی و توانایی برانگیختن احساسات را تغذیه میکند، تسلط شخصی ایجاد کنند. افرادی که مشتاق استعداد هستند، قادر می شوند تا توانایی تشخیص استعداد و شناسایی و پرورش مؤلفههای کلیدی استعداد انسانی - قدرت افراد، واقعیترین علاقه، مهارتهای طبیعی و هوش فضیلتی را ایجاد کنند. مدیریت استعداد از رهبران، مدیران، مربیان، والدین و تمرینکنندگان در مدیریت استعدادهای تحت نظارتشان حمایت معنوی میکند و در نتیجه به مشمولان کمک میکند تا زندگی کامل و فعالیتهای تجاری موفق را تجربه کنند.
مدیریت استعداد عمدی افراد را آزاد می کند تا زندگی را به عنوان رنگین کمانی از جریان های موازی دنبال و تجربه کنند، با فعالیت های هیجان انگیزی که در آن استعداد و توانایی اهرم شگفت انگیزی را برای غلبه بر انواع رقابت های زندگی فراهم می کند تدارک می بیند.
مدیریت استعداد به عنوان یک هنر برای قرن ها در اتاق های مخفی ذهن جهانی بشر ارتعاش داشته است و در طی هزاران سال منجر به چندین چرخه کشف، روشنگری و هیجان شده است. ماموریت مدیریت استعداد نهادی تضمین مهارت های آینده برای زنجیره ارزش صنایع و خدمات اجتماعی است.
در طول قرنهای متمادی، مؤسسات آموزشی که به منظور آمادهسازی مردم برای زندگی آسانتر و ارزشمندتر ایجاد شدند، این الگوی غالب را القا کردند که کار دست و پا گیر است و زندگی مسیری است از کشمکشهای دردناک با نعمتهای کمیاب و تحقق نادر، اما با وابستگی پایدار و برنامهریزی سخت برای مردم.
مدیریت استعداد بهعنوان یک تمرین آشکار، عمدی و حرفهای، این قالب را میشکند و افراد را آزاد میکند تا در امتداد جریانهای رنگینکمان زندگی که انتخاب میکنند، جریان پیدا کنند و زندگی را بهعنوان مجموعهای بیپایان از چالشها تجربه کنند که برای آنها استعدادها باید پرورش داده شود تا افراد و سازمانها پیروز شوند، رقابتی باقی بمانند و از نظر معنوی برآورده شوند.
مطالعات و مشاهدات شخصیت ها و رفتارهای قهرمانان گذشته، برندگان و دستاوردهای بزرگ، به تعریف استعداد به عنوان قدرت برانگیختن احساسات منجر شده است - قدرتی که از یک تمرین عمدی برای ایجاد، پرورش و به حداکثر رساندن استعداد تکامل می یابد.
مدیریت استعداد تجلی واقعی ترین علاقه به خاستگاه و ساختار استعداد انسان و نقش آن در جامعه است. جوامع باید بر پرورش استعدادها تأکید کنند تا از دام های ناکارامدی فرهنگی اجتناب کنند. خرد مردمی، حسی از ارزشهای اخلاقی و اخلاقیات دوران گذشته را ارائه میدهد که کمک زیادی به بافت سالم جامعه مدرن می کند. زندگینامه پیشرفت های بزرگ قصد، تمرکز، تمرین عمدی، درد جسمی، فداکاری، سرزندگی و احساس وظیفه افراد عمیق را شرح می دهد.
تمرین جامع مدیریت استعداد، ما را به آبهای هیجان انگیز و کشف نشده خلاقیت، کالیبراسیون و پرورش استعدادهای شخصی و نهادی سوق می دهد و برای آنها درس هایی برای تبدیل شدن به جنگجویان معنوی، شرکت و پیروزی در مسابقات امروز و فردا فراهم می کند. وقتی مردم استعداد خود و دیگران را بشناسند و به دنبال پرورش آن باشند، هدف مدیریت استعداد محقق خواهد شد.
مدیریت استعداد، اوج جستجوی پرشور در طول سالیان متمادی برای یافتن روشی عمدی است که افراد را به معماران و سازندگان سلامت اجتماعی-اقتصادی بدون تعصب تبدیل میکند. به عنوان کمک شخصی و مربیگری، الگوی جدیدی از استعداد ایجاد خواهد کرد.
رابطه عظمت و استعداد و اینکه چه چیزی به این رابطه کمک می کند وضعیت مدیریت استعداد را ارزیابی می کند و رفتارهایی را که می توانند به عنوان بهترین شیوه توصیف شوند، شناسایی می کند. فرآیند ایجاد استعداد به طور خاص تر، بر نقش کارفرمایان تمرکز دارد و چارچوبی برای ساختاردهی و سنجش استعداد ارائه می دهد. بررسی نقش کارفرمایان در پرورش و به کارگیری استعدادها، استعداد یابی و مربیگری استعدادها نمایان می شود.
ارزیابی چالش های مدیریت استعداد
تنها زمانی میتوان نقش استعداد را در موفقیتهای استثنایی ارزیابی کرد و رازی که استعداد را احاطه کرده بود، کشف کرد که منشأ عظمت فردی را درک کرد. در زمانهای اخیر، چندین محقق دانشگاهی و همچنین نویسندگان مجلاتی مانند فورچون و فوربز زندگی دستاوردهای بزرگ و استراتژیهای شرکتهای بزرگ را بررسی کردهاند تا ریشههای عظمت را پیدا کنند. استعداد افراد به عنوان یک عامل متمایزکننده مهم در ارزیابی آنها نمایان می شود. بنابراین ارزشمند است که برخی از یافتههای تحقیقاتی خود را در ابتدا به اشتراک بگذارند، تا راه را برای ایجاد بهترین روش عمدی برای مدیریت استعداد هموار کنند.
آرنولد لودویگ، پروفسور روانپزشکی در مرکز پزشکی دانشگاه کنتاکی، نتایج یک پروژه تحقیقاتی گسترده را منتشر کرد که بیش از هشتصد نفر از مجریان بزرگ جهان در پنج قرن گذشته را پوشش میداد. هدف شناسایی عواملی بود که به طور معمول بر موفقیت یک فرد و رسیدن به عظمت نهایی تأثیر می گذارد. او تصمیم گرفت تا ارتباط بین عظمت و سلامت روانی را مشخص کند و الگویی الهام بخش برای ارزیابی عظمت واقعی فراهم کند.
تحقیقات او به روشنی نشان داد که برنامه ریزی ذهنی و رفتاری در دوران کودکی و نوجوانی، و تأثیر بین فردی و سنجش استعداد در بزرگسالی، همه تفاوت ها را در رشد افراد بزرگ ایجاد کرده است. یافتههای او برای جامعهای که پس از قرنها تحت تأثیر ظلم و ستم سیاسی و قربانی شدن آسیبهای روحی بهسوی استعدادها و رقابت بینالمللی پیش میبرد، اهمیت زیادی دارد.
لودویگ دریافت که افرادی که به عظمت می رسند، الگوی خاصی را از نظر علایق شخصی، پاسخگویی به الگوهای الهام بخش و تأثیرات، دیدگاهشان نسبت به زندگی، مهارت ها، فضایل، انگیزه، انرژی، استقلال، آسیب پذیری و مهر شخصی نشان می دهند - یک ویژگی شخصی منحصر به فرد یا سبک ارائه خلاقانه.
زندگی انسان های بزرگ نیز مسیر و الگوی خاصی را نشان می دهد، با چهارراه های فراوان بالا و پایین تپه های زندگی. توانایی آنها برای غلبه بر ناملایمات یک عامل کلیدی در زندگی افراد موفق است. همه انسانهای واقعاً بزرگ، در طول زندگی خود، رگههای عمیقی از ترس، اضطراب و ناملایمات را تجربه کردند، اما اوج موفقیت، هیجان و نشاط را نیز تجربه کردند. این ترکیبی از این شانس ها و شکست های متناوب و همچنین ویژگی های شخصی است که افراد عادی را به افراد بزرگ تبدیل می کند.
پروفسور لودویگ عوامل زیر را برای موفقیت استثنایی شناسایی کرد:
عنصر شماره 1 - اشتیاق به یادگیری
افراد بزرگ از سنین پایین شروع به شکوفا کردن منحصر به فرد بودن و استعداد عمیق خود می کنند. آنها از هر فرصت ممکن برای ورزش و تکمیل توانایی های منحصر به فرد خود استفاده می کنند. آنها از دوران جوانی خود آغازگر هستند و فراتر از آموزش و پرورش رسمی خود برای توسعه خود می روند. افراد بزرگ بر اساس یادگیری و تجربیات دوران جوانی خود، انتخاب دقیقی از علاقه واقعی دارند. آنها در اشتیاق خود به یادگیری و اطلاعات جدید غیرقابل توقف هستند.
آنها به طور گسترده و گسترده تر می خوانند، بی وقفه تمرین می کنند، زیر نظر اساتید برجسته درس می خوانند، جوایز مهمی را کسب می کنند، تلاوت های ویژه ای ارائه می دهند و به طور فزاینده ای در بیان مورد علاقه خود مهارت پیدا می کنند. بسیاری عمداً به دنبال یا جذب مربیان و حامیان مالی تأثیرگذار هستند که تواناییهای منحصربهفرد آنها را در دورهای از آموزش تشخیص میدهند.
آنها از مربیان کمک می گیرند تا مهارت ها و فضایل خود را اصلاح کنند و به آنها در حرفه خود کمک کنند. آنها دائماً به دنبال راه هایی برای تکمیل و ابراز استعداد خود هستند و زندگی روزمره خود را بر این اساس می سازند. ما این اتفاق را در جامعه خود در مقیاس بسیار محدود می بینیم.
عنصر شماره 2 - برنامه ریزی جوانان - پاسخگویی به الگوها و تأثیرات الهام بخش
والدین نقش عمیقی در رشد افراد بزرگ دارند. معلمان، مربیان و الگوها نیز همینطور. کودکان و نوجوانان به راحتی فضایل افرادی را که به آنها احترام می گذارند و دوستشان دارند، می پذیرند. دسترسی به منابع بهینه مانند معلمان و فرصت هایی برای پیگیری اهداف حرفه ای بسیار مهم است. پول و موقعیت زیاد در سنین جوانی نیاز به دستیابی را کسل کننده می کند.
همچنین، والدین و خانوادهها نباید نیاز فرزندان را برای رسیدن به موفقیت کمرنگ کنند و آنها را از تلاش برای رسیدن به هدف منصرف نکنند. فقر واقعاً مانع توسعه است، زیرا قرار گرفتن در معرض الگوهای موفق و توسعه چشم انداز موفقیت شخصی را محدود می کند. تأثیر والدین خلاقی که در حرفه یا حرفه خود موفق هستند نیز مهم است.
عنصر شماره 3 - اشتیاق برای هیجان موفقیت
به گفته لودویگ، افراد بزرگ معمولاً بی قرار، ناراضی و بی حوصله هستند. موفقیت لزوما آنها را برای مدت طولانی راضی نمی کند. به محض اینکه آنها یک پروژه را تکمیل می کنند، آماده هستند تا پروژه دیگری را انجام دهند. "ناراحتی" روانی آنها آنها را به دستاوردهای استثنایی سوق می دهد. مغز انسان یک عضو حل کننده مشکل است. وقتی مشکلی برای حل نداشته باشد، آنها را ایجاد می کند. زمانی که این مغزها نمی توانند مشکلاتی ایجاد کنند، شروع به جستجوی آنها می کنند. افراد با کنجکاوی و هوش زیاد باید با حل مشکلات مغز خود را فعال نگه دارند. آنها معمولاً به دنبال مشکلات چالش برانگیز هستند - هر چه بزرگتر، بهتر. آنها به دنبال راه حل هستند و وعده های غذایی، خواب و آرامش را فدای راه حل می کنند. آنها می توانند به طور خستگی ناپذیر و به طور پیوسته روی پروژه ها برای مدت زمان طولانی کار کنند. آنها اوج خلاقیت و تجربیات اوج به دست آمده از پیشرفت ها را دوست دارند، که گاهی منجر به معتاد شدن آنها به فرآیندهای فکری خود می شود. این افراد از ناراحتی یا تنش خلاقانه خود به نفع خود استفاده می کنند، چه به عنوان انگیزه ای برای بهره وری یا در خدمت هنر، سرمایه گذاری های اجتماعی یا فعالیت های علمی خود.
عنصر شماره 4 - جاه طلبی (حرکت برای برتری)
افراد بزرگ با جسارت شخصی، مغناطیس و استعداد مشخص می شوند. آنها طوری رفتار می کنند که انگار مجبورند رهبر، قهرمان، پیشگام، استاد، بنیانگذار، کاشف، مبتکر، یا قهرمان باشند. وقتی با مقاومت اجتماعی مواجه میشوند، سعی میکنند به جای تطبیق با محیطشان، محیطهایشان را به گونهای شکل دهند که مناسب آنها باشد. اگرچه آنها پیروان زیادی را جذب می کنند و افراد زیادی را به سمت خود می آورند، اما بسیاری از مردم را نیز دشمنی می کنند و از خود بیگانه می کنند. تمایل آنها برای تسلط معمولاً با اعتماد به نفس عالی و آرزوهای گسترده مرتبط است. آنها همچنین معمولاً به چشم اندازهای گسترده ای که برای خود دارند پی می برند.
انیشتین تلاش کرد تا یک نظریه میدانی یکپارچه در مورد جهان ایجاد کند و فروید یک سیستم روانشناسی ایجاد کرد که تمام بشریت را در بر می گرفت. هر موفقیت بزرگی دنیای خرد جدیدی خلق می کند یا دنیایی را تغییر می دهد که مطلوب نیست. انسان های بزرگ اراده ای نابود نشدنی برای پیروزی و موفقیت دارند. آنها پرخاشگری، دقت، قاطعیت، اشتیاق و انرژی کنترل شده را نشان می دهند و خود را به حد نهایی می رسانند.
مجله اینترنتی روان تنظیم
Online Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا
روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی
دانش آموخته دانشگاه تهران
استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.