
چهارشنبه - 21 خرداد 1404
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
بسته آموزشی عمومی مبتنی بر شواهد
مجموعه فعالیت های کاربردی آموزشی و پرورشی برای مدارس
شیوه های آموزشی اثربخش
شیوه های آموزشی اثربخش اثرات یادگیری مثبت و بزرگی را برای دانش آموزان در شرایط بسیار متفاوت نشان می دهند و برای دروس کلاسی در مدارس ابتدایی و متوسطه اعمال می شود. معلمان و مربیان کاربرد این شیوه ها را در شرایط خاص خود ارزشمند می دانند. همانند تمام شیوه های آموزشی، شیوه های آموزشی اثربخش می توانند به طور موثر یا غیرموثر برنامه ریزی و اجرا شوند، و نتایج ممکن است بر این اساس متفاوت باشد. تحقیقات در مورد این شیوه ها بیش از نیم قرن انباشته شده است.
شیوه های آموزشی اثربخش عمدتا حقایق و اصول موضوعات درسی معمول یا غالب را پوشش می دهند و کمتر مربوط به هنر، موسیقی و دو و میدانی هستند، موضوعاتی که ممکن است بیشتر رفتاری و کمتر آکادمیک باشند. همانطور که در بالا ذکر شد، شیوه های آموزشی اثربخش به طور کلی در ارتقاء جنبه های مهم یادگیری درسی قدرتمند و سازگار هستند.
مشارکت والدین
یادگیری زمانی افزایش می یابد که مدارس والدین را تشویق کنند تا رشد فکری فرزندان خود را تحریک کنند. ده ها مطالعه نشان داده اند که محیط خانه تأثیر قدرتمندی بر آموخته های کودکان و نوجوانان در داخل و خارج از مدرسه دارد. این محیط به طور قابل توجهی قدرتمندتر از درآمد و تحصیلات والدین در تأثیرگذاری بر آموخته های کودکان در شش سال اول زندگی و در طول دوازده سال تحصیلات ابتدایی و متوسطه است. یکی از دلایل اصلی که تأثیر والدین بسیار قوی است این است که از دوران نوزادی تا سن 18 سالگی، کودکان تقریباً 92 درصد از وقت خود را در خارج از مدرسه تحت تأثیر والدین خود می گذرانند. تلاشهای مشترک والدین و مربیان برای اصلاح این شرایط تحصیلی قابل تغییر در خانه تأثیرات قوی و مفیدی بر یادگیری دارد. در بیست و نه مطالعه کنترلشده، کودکان چنین برنامههایی را نسبت به گروههای کنترل بیشتر ترجیح میدادند.
محیط خانه که گاهی «برنامه درسی خانه» نامیده میشود، به مکالمات آگاهانه والدین و فرزند درباره مدرسه و رویدادهای روزمره اشاره دارد: تشویق و بحث در مورد مطالعه اوقات فراغت؛ نظارت و بررسی انتقادی تماشای تلویزیون و فعالیت های همتایان؛ به تعویق انداختن رضایت فوری برای دستیابی به اهداف بلند مدت؛ ابراز محبت و علاقه به پیشرفت تحصیلی؛ و سایر پیشرفت های کودک به عنوان یک شخص. خواندن برای کودکان و بحث در مورد رویدادهای روزمره آنها را برای فعالیت های تحصیلی قبل از حضور در مدرسه آماده می کند. همکاری بین مربیان و والدین از این رویکردها حمایت می کند. مربیان میتوانند فعالیتهای خاصی را پیشنهاد کنند که احتمالاً باعث ارتقای یادگیری کودکان در خانه و مدرسه میشود. آنها همچنین میتوانند برنامههای معلم و والدین در مقیاس بزرگ را برای ارتقای شرایط و فعالیتهای محرک تحصیلی در خارج از مدرسه به شیوهای سیستماتیک ایجاد و سازماندهی کنند.
تکالیف درجه بندی شده
دانشآموزان وقتی تکالیفی را تکمیل میکنند که توسط معلمانشان نمرهگذاری، اظهارنظر و بحث میشود، بیشتر یاد میگیرند. ترکیبی از بیش از دوازده مطالعه در مورد تأثیر تکالیف در موضوعات مختلف نشان داد که تکلیف و تکمیل تکالیف تأثیر مثبتی بر پیشرفت تحصیلی دارد. وقتی معلمان برای نمره دادن به کار وقت بگذارند، اصلاحات و نظرات خاصی را در مورد بهبودهایی که می توان انجام داد ارائه کنند و مشکلات و راه حل ها را با تک تک دانش آموزان یا کل کلاس بحث کنند تأثیرات تکالیف افزایش می یابد.
در مدارس توسعه یافته، تعطیلات تابستان طولانی است و دانش آموزان کمترین روزهای مدرسه را دارند. همچنین دانش آموزان به طور متوسط زمان کمتری را صرف انجام تکالیف می کنند. تمدید زمان تکالیف راهی ثابت شده برای افزایش زمان مطالعه و افزایش موفقیت است، اما کیفیت تکالیف و کارهای انجام شده مهم تر هستند. تکالیف مدرسه مستلزم تعیین تکلیف و ارائه بازخورد، نظارت والدین بر آن و انجام دانش آموز است.
نقش معلم در ارائه بازخورد - در تقویت آنچه به درستی انجام شده و در آموزش مجدد آنچه انجام نشده است - کلید به حداکثر رساندن تأثیر مثبت تکالیف است. مدارسی که سیاست های مشق شب شناخته شده ای برای دقایق روزانه کار مورد نیاز دارند، احتمالاً از مزایای بیشتری برخوردار خواهند شد. خطهای تلفن تکالیف خانه که در آن دانشآموزان ممکن است برای کمک تماس بگیرند، مفید واقع شدهاند.
معلمان می توانند برای کاهش بخشی از بار کاری نمره دهی از روش هایی استفاده کنند که در آن دانش آموزان به کار خود و سایر دانش آموزان نمره می دهند. به این ترتیب، آنها می توانند مهارت های اجتماعی مشارکتی و نحوه ارزیابی تلاش های خود و دیگران را بیاموزند.
کیفیت تکالیف به اندازه مقدار آن مهم است. تکالیف موثر مربوط به درس هایی است که باید آموخته شوند و با توانایی های دانش آموزان مطابقت داشته باشد.
زمان تنظیم شده برای انجام کار
دانش آموزانی که به طور فعال بر اهداف آموزشی متمرکز هستند در تسلط بر موضوع درسی بهترین عملکرد را دارند. بیش از 130 مطالعه از این ایده آشکار حمایت می کنند که هر چه دانش آموزان بیشتر مطالعه کنند، بیشتر یاد می گیرند. این یکی از ثابت ترین یافته ها در تمام تحقیقات آموزشی است. اما زمان به تنهایی کافی نیست. فعالیت های آموزشی باید منعکس کننده اهداف آموزشی باشد. این همسویی یا هماهنگی ابزارها با اهداف را می توان «تمرکز درسی» نامید.
اصطلاح «اصلاح سیستمی» به این معنی است که سه جزء برنامه درسی - (1) اهداف، (2) کتاب های درسی، مواد و فعالیت های یادگیری، و (3) آزمون ها و سایر ارزیابی های پیشرفت- از نظر محتوا به خوبی مطابقت دارند.
مقدار آموخته شده هم زمان مطالعه و هم تمرکز درسی را منعکس می کند. تمرکز درسی نشاندهنده تلاشهایی است برای تصمیمگیری در مورد آنچه باید در سن یا سطح معینی آموخته شود، و سپس تمرکز، زمان و انرژی بر روی این عناصر. در نتیجه، دانشآموزان در سطح معینی باید درجات بیشتری از دانش و مهارتهای مشترک را به عنوان پیشنیاز برای یادگیری بیشتر داشته باشند. معلمان مستقیم ترین نقش را در حصول اطمینان از اینکه این تاکید به کلاس درس وارد می شود دارند. مدیریت ماهرانه کلاس درس معلم با در نظر گرفتن مطالبی که باید یاد شود و شناسایی کارآمدترین راه های ارائه آن، زمان مطالعه موثر را افزایش می دهد. دانش آموزانی که به طور فعال در فعالیت های متمرکز بر اهداف آموزشی خاص شرکت می کنند، پیشرفت بیشتری در جهت این اهداف دارند.
تدریس مستقیم
آموزش مستقیم زمانی مؤثرتر است که ویژگی های کلیدی را نشان دهد و مراحل سیستماتیک را دنبال کند. بسیاری از مطالعات نشان می دهد که آموزش مستقیم می تواند در ارتقای یادگیری دانش آموزان موثر باشد. این فرآیند بر ترتیب منظم درس ها، ارائه محتوا و مهارت های جدید، تمرین هدایت شده دانش آموز، استفاده از بازخورد و تمرین مستقل توسط دانش آموزان تأکید دارد.
ویژگیهای معلمانی که از آموزش مستقیم مؤثر استفاده میکنند عبارتند از: وضوح، وظیفهگرایی، اشتیاق و انعطافپذیری. معلمان آموزش مستقیم مؤثر نیز به وضوح ارائه های خود را سازماندهی می کنند و گهگاه از ایده های دانش آموزان استفاده می کنند.
استفاده از آموزش مستقیم را می توان در آغاز قرن گذشته دنبال کرد. این چیزی است که بسیاری از شهروندان و والدین انتظار دارند در کلاس های درس ببینند. اگر به خوبی انجام شود، می تواند نتایج ثابت و قابل توجهی به همراه داشته باشد.
تدریس در کل کلاس
گروه های متنوع ممکن است به این معنی باشد که درس ها برای دانش آموزان کندتر بسیار پیشرفته و برای دانش آموزان سریع بسیار تکراری هستند. علاوه بر این، در یکی دو دهه اخیر، نظریهپردازان سعی کردهاند کنترل بیشتری بر برنامهریزی و تکمیل درس به خود دانشآموزان منتقل کنند تا آنها «یاد بگیرند که یاد بگیرند.
شش عملکرد مرحله ای آموزش مستقیم به خوبی کار می کند:
مرور روزانه، بررسی تکالیف و در صورت لزوم، آموزش مجدد.
ارائه مطالب و مهارت های جدید در مراحل کوچک.
تمرین هدایت شده دانش آموز با نظارت دقیق معلم.
بازخورد اصلاحی و تقویت آموزشی؛
تمرین مستقل در کار مستقل و انجام تکالیف با درصد موفقیت بالا (بیش از 90%).
بررسی هفتگی و ماهانه.
سازمان دهنده های پیشرفته
نشان دادن روابط بین یادگیری گذشته و یادگیری حال به دانش آموزان، عمق و وسعت آن را افزایش می دهد. بیش از دوازده مطالعه نشان داده است که وقتی معلمان توضیح میدهند که چگونه ایدههای جدید در درس فعلی با ایدههای دروس قبلی و سایر یادگیریهای قبلی مرتبط است، دانشآموزان میتوانند ایدههای قدیمی را با جدید مرتبط کنند، که به آنها کمک میکند تا بهتر به خاطر بسپارند و درک کنند.
به طور مشابه، هشدار دادن به آنها در مورد یادگیری نکات کلیدی به آنها اجازه می دهد تا روی مهم ترین بخش های دروس تمرکز کنند.
پیش سازمان دهنده ها به دانشآموزان کمک میکنند تا روی ایدههای کلیدی تمرکز کنند و آنها را قادر میسازند تا پیشبینی کنند که چه نکاتی برای یادگیری مهم است. علاوه بر این، درک توالی یا تداوم توسعه موضوع می تواند انگیزه دهنده باشد. اگر دانشآموزان به سادگی یکی پس از دیگری ایدههای جدا شده را بیاموزند، موضوع ممکن است تکه تکه به نظر برسد.
با در نظر گرفتن یک «نقشه راه ذهنی» از آنچه انجام دادهاند، در حال حاضر کجا هستند و به کجا میروند، میتواند از غافلگیری ناخوشایند جلوگیری کند و به آنها در تعیین اهداف واقع بینانه کمک کند. تأثیرات مشابهی را می توان با هدف گذاری، مرور کلی و پیش آزمون قبل از درس انجام داد که دانش آموزان را نسبت به نکات مهم و سؤالاتی که در کتاب های درسی با آنها مواجه می شوند و توسط معلمان ارائه می شود حساس می کند. همچنین ممکن است نشان داده شود که چگونه آموختهها مشکلاتی را که در دنیای خارج از مدرسه وجود دارد و دانشآموزان احتمالاً در زندگی با آنها مواجه میشوند را حل میکند.
به عنوان مثال، زیست شناسی انسانی که تغذیه و پیامدهای آن برای انتخاب غذا را مشخص می کند، احتمالاً جالب تر از زیست شناسی انتزاعی است. گاهی اوقات معلمان و کتاب های درسی می توانند از سازمان دهندگان گرافیکی پیشرفته استفاده کنند. نقشهها، جدولهای زمانی، نمودارهای جریانی که توالی فعالیتها را نشان میدهند، و سایر سیستم های مشابه ممکن است به اندازه هزاران کلمه ارزش داشته باشند. همچنین ممکن است به خاطر سپردن آنها آسان تر باشد.
آموزش راهبردهای یادگیری
دادن حق انتخاب به دانشآموزان در اهداف یادگیری و آموزش توجه ویژه به پیشرفت، دستاوردهای یادگیری را به همراه دارد. در دهه 1980، تحقیقات شناختی در مورد آموزش به دنبال راههایی برای تشویق خودنظارتی، خودآموزی یا «فراشناخت» برای تقویت موفقیت و استقلال بود. مهارت ها مهم هستند، اما نظارت و مدیریت یادگیرنده بر یادگیری خود اولویت دارد. این رویکرد بخشی از کارکردهای آموزش مستقیم برنامه ریزی، تخصیص زمان و مرور را به فراگیران منتقل می کند.
آگاهی از آنچه در ذهن فرد در طول یادگیری می گذرد اولین گام مهم برای یادگیری مستقل موثر است. برخی از دانشآموزان فاقد این خودآگاهی هستند و باید مهارتهای لازم برای نظارت و تنظیم یادگیری خود را به آنها آموزش داد. بسیاری از مطالعات نشان داده اند که تأثیرات مثبت می تواند از مهارت های توسعه یافته حاصل شود.
دانش آموزان با مجموعه ای از راهبردهای یادگیری می توانند پیشرفت خود را به سمت اهداف صریح اندازه گیری کنند. هنگامی که دانش آموزان از این راهبردها برای تقویت فرصت های یادگیری خود استفاده می کنند، همزمان مهارت های خودآگاهی، کنترل شخصی و خودارزیابی مثبت خود را افزایش می دهند.
سه مرحله ممکن آموزش در مورد راهبردهای یادگیری عبارتند از:
مدل سازی که در آن معلم رفتار مورد نظر را از خود نشان می دهد
تمرین هدایت شده، که در آن دانش آموزان با کمک معلم اجرا می کنند
کاربرد، که در طی آن دانش آموزان مستقل از معلم عمل می کنند.
به عنوان مثال، یک برنامه موفق «تدریس متقابل» درک مطلب را تقویت میکند و دانشآموزان را به نوبت در گفتوگوهای پیشرو در مورد ویژگیهای مربوط به متون قرار میدهد. دانش آموزان با در نظر گرفتن نقش برنامه ریزی و نظارت که به طور معمول توسط معلمان اعمال می شود، خود مدیریتی را می آموزند. شاید به همین دلیل است که مربیان از تدریس خصوصی یاد می گیرند و می گویند: "برای اینکه چیزی را خوب یاد بگیرید، آن را آموزش دهید."
تدریس خصوصی
آموزش به یک یا تعداد کمی دانش آموز با توانایی ها و نیازهای آموزشی یکسان می تواند بسیار موثر باشد. تدریس خصوصی امکانات یادگیری را مطابق با نیازهای دانش آموزان همگام می کند. تدریس خصوصی در دهها مطالعه اثرات یادگیری بزرگی به همراه داشته است. این تأثیرات بسیار بزرگی در ریاضیات دارد - شاید به دلیل توالی و سازماندهی کاملاً مشخص موضوع. دانشآموزان در کلاس ریاضیات ممکن است عقب بمانند، مگر اینکه مشکلات خاص آنها شناسایی و برطرف شود. این ارزیابی فردی و فرآیند پیگیری، فضیلت تدریس خصوصی و سایر ابزارهای آموزش انطباقی است.
به نظر می رسد که تدریس خصوصی همتا (تدریس دانش آموزان کندتر یا جوان تر توسط دانش آموزان پیشرفته تر) تقریباً به خوبی تدریس خصوصی معلمان کار می کند؛ با تمرین مداوم دانش آموز ممکن است در برخی موارد با تدریس خصوصی معلم برابر باشد. به طور قابل توجهی، تدریس خصوصی همتا باعث ارتقای یادگیری مؤثر در معلمان و همچنین مربیان می شود. نیاز به سازماندهی افکار به منظور انتقال قابل فهم به دیگران، نیاز به آگاهی از ارزش زمان، و نیاز به یادگیری مهارت های مدیریتی و اجتماعی احتمالاً دلایل اصلی مزایای معلم هستند.
حتی دانشآموزان با یادگیری کند و افراد دارای معلولیت میتوانند در موقعیت آموزش به دیگران باشند، اگر زمان و تمرین اضافی برای تسلط بر یک مهارت به آنها داده شود. این می تواند به آنها یک تجربه مثبت بدهد و احساس عزت نفس آنها را افزایش دهد.
موفقیت دو روش آموزش راهبردهای یادگیری و یادگیری مشارکتی به ویژگی های آموزشی مشابه ویژگی های تدریس خصوصی نسبت داده می شود.
یادگیری تسلط
برای یادگیری گام به گام موضوع، تسلط کامل بر هر مرحله اغلب بهینه است. بیش از پنجاه مطالعه نشان می دهد که توالی، نظارت و کنترل دقیق فرآیند یادگیری، میزان یادگیری را افزایش می دهد. پیش آزمون به تعیین آنچه باید مطالعه شود کمک می کند. این به معلم اجازه می دهد تا از اختصاص مطالبی که قبلاً تسلط یافته است یا دانش آموز هنوز مهارت های لازم را ندارد، اجتناب کند. حصول اطمینان از اینکه دانش آموزان به تسلط بر مراحل اولیه در توالی دست می یابند به اطمینان از پیشرفت رضایت بخش در مراحل بعدی و پیشرفته تر کمک می کند. ارزیابی مکرر پیشرفت به معلمان و دانشآموزان اطلاع میدهد که زمان اضافی و راهحلهای اصلاحی مورد نیاز است. زمانی که موضوع به خوبی سازماندهی شده باشد، به نظر می رسد که یادگیری تسلط بهترین نتیجه را دارد.
به دلیل تاکید بر نتایج و نظارت دقیق بر پیشرفت، یادگیری تسلط می تواند در وقت یادگیرندگان صرفه جویی کند. این به دانش آموزانی که به آن نیاز دارند زمان و اصلاح بیشتری می دهد. همچنین به یادگیرندگان سریعتر امکان میدهد از مطالبی که قبلاً میدانند صرف نظر کنند. از آنجایی که آموزش و یادگیری تسلط با نیازهای هر دانش آموز مطابق است، می تواند بهتر از ارائه یک درس به کل کلاس در همان زمان باشد. آموزش کل کلاس ممکن است برای برخی از فراگیران بسیار سخت و برای برخی دیگر بسیار آسان باشد.
برنامه های یادگیری تسلط نیاز به برنامه ریزی، مواد و رویه های خاصی دارد. معلمان باید آماده باشند تا اجزای آموزش را شناسایی کنند، راهبردهای ارزشیابی را توسعه دهند تا دانش آموزان به طور مناسب در پیوستار آموزشی قرار گیرند و بازخوردهای تقویتی و اصلاحی ارائه دهند - در حالی که به طور مداوم دانش آموزان را در دروس درگیر می کنند.
یادگیری مشارکتی
دانشآموزان در گروههای کوچک و خودآموز میتوانند یادگیری یکدیگر را حمایت کرده و افزایش دهند. همانطور که توسط بیش از پنجاه مطالعه نشان داده شده است، زمانی که مبادلات بین معلمان و فراگیران مکرر است و به طور خاص به سمت مشکلات و علایق دانش آموزان هدایت می شود، یادگیری موثرتر از حد معمول پیش می رود. در آموزش کل کلاس، فقط یک نفر می تواند در هر زمان صحبت کند، و دانش آموزان خجالتی یا کم یادگیری ممکن است اصلا تمایلی به صحبت کردن نداشته باشند. با این حال، وقتی دانشآموزان در گروههای دو تا چهار نفره کار میکنند، هر یک از اعضای گروه میتوانند به طور گسترده شرکت کنند، مشکلات فردی به احتمال زیاد واضح میشوند و برطرف میشوند (گاهی اوقات با کمک معلم)، و یادگیری میتواند تسریع شود.
یادگیری مشارکتی گسترده شده است. نه تنها می تواند پیشرفت تحصیلی را افزایش دهد، بلکه فضایل دیگری نیز دارد. دانش آموزان با کار در گروه های کوچک، کار گروهی، نحوه انتقاد و پیشنهاد و نحوه برنامه ریزی، نظارت و ارزیابی فعالیت های فردی و مشترک خود را با دیگران می آموزند. به نظر می رسد که محیط های کار مدرن به طور فزاینده ای به چنین تفویض جزئی اختیارات، مدیریت گروه و مهارت های همکاری نیاز دارند. مانند مدیران مدرن، معلمان ممکن است نیاز داشته باشند که بیشتر شبیه تسهیلگر، مشاور و ارزیاب عمل کنند تا سرپرست.
با این وجود، محققان توصیه نمی کنند که یادگیری مشارکتی کل روز مدرسه را در بر گیرد. استفاده از روشهای مختلف، بهجای یادگیری مشارکتی به تنهایی، بیشترین بهرهوری را ایجاد می کند. علاوه بر این، یادگیری مشارکتی به معنای بیش از اختصاص دادن کودکان به گروه های کوچک است. معلمان نیز باید با دقت طراحی کنند و برای تنظیم گروه کوچک آماده شوند.
دانش آموزان به آموزش مهارت های لازم برای موفقیت در گروه های کوچک نیاز دارند. باید در مورد استفاده از مسئولیت پذیری فردی یا گروهی تصمیم گیری شود. باید در ایجاد ترکیبی از نقاط قوت و نیازهایی که توسط دانش آموزان در گروه ها ارائه می شود، دقت شود. توجه به این جزئیات احتمال افزایش یادگیری توسط گروه های تعاونی را افزایش می دهد.
آموزش انطباقی
انواع تکنیکهای آموزشی که دروس را با دانشآموزان و گروههای کوچک تطبیق میدهند، پیشرفت را افزایش میدهند. آموزش انطباقی یک فرآیند تشخیصی- تجویزی یکپارچه است که چندین روش قبلی - تدریس خصوصی، تسلط و یادگیری مشارکتی و آموزش راهبردهای یادگیری - را در یک سیستم مدیریت کلاس درس ترکیب میکند تا آموزش را با نیازهای فردی و گروههای کوچک تطبیق دهد. اثرات دستاورد برنامه های انطباقی نشان داده شده است. اثرات گسترده تر آموزش انطباقی احتمالا دست کم گرفته می شود، زیرا هدف آن اهداف مختلفی است که اندازه گیری آنها دشوار است، از جمله استقلال دانش آموز، انگیزه درونی، انتخاب معلم و دانش آموز و مشارکت والدین.
آموزش انطباقی مستلزم اجرای مراحل اجرا شده توسط معلم است؛ از جمله برنامه ریزی، تخصیص زمان، تفویض وظایف به دستیاران و دانش آموزان، و کنترل کیفیت. بر خلاف بسیاری از شیوه های دیگر، این یک برنامه جامع برای کل روز مدرسه است، نه یک روش واحد که نیاز به ادغام ساده در یک موضوع یا در کار یک معلم دارد. تمرکز آن بر تک تک دانشآموزان مستلزم آن است که ابتدا موانع یادگیری شناسایی شده و سپس طرحی برای رفع این نیازها تدوین شود. دانش آموزی با نیازهای ویژه یا با مشکلات تحصیلی مسئولیت مشترک تیمی از معلمان و متخصصان می شود.
چنین رویکردی برای آموزش، معلمان را میطلبد تا طیف گستردهای از رویکردهای آموزشی را توسعه دهند، همراه با آگاهی از زمان استفاده مؤثرتر از هر یک از آنها، و هماهنگی تلاشهای خود با سایر متخصصان که از دانشآموز حمایت میکنند. زمان و فرصت برای انجام این کار برای اجرای آموزش انطباقی بسیار مهم است. مدیریت حرفه ای ماهرانه برای ادغام تمام جنبه های برنامه مورد نیاز است. برای مثال، هماهنگی برنامه درسی به معنای چیزی بیش از یک طرح برای آموزش مهارت ها و دانش موضوعی در سطوح پایه است، زیرا برای همه دانش آموزان اعمال می شود. در عوض، ارتباط آن برنامه درسی با توانایی ها و نیازهای هر دانش آموز را در بر می گیرد. در نتیجه، کارکنان دفتر مرکزی، مدیران و معلمان برای پیاده سازی و نگهداری برنامههای انطباقی بیش از حد معمول به آموزش نیاز دارند. همانطور که اهداف مدرسه واضح تر و یکنواخت تر می شوند، باید به طور فزاینده ای امکان توسعه و به کارگیری رویکردهای سیستمی، مانند آموزش انطباقی وجود داشته باشد.
مجله اینترنتی روان تنظیم
Online Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا
روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی
دانش آموخته دانشگاه تهران
استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.