پنج شنبه - 22 خرداد 1404
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
راهبردهای خود تنظیمی
گستره راهبردهای خود تنظیمی
پراوات (1989)، رفتارهای استراتژیک را شامل طیف وسیعی از تکنیک های اکتشافی تا استراتژی های کنترل کلی می داند. تکنیک های اکتشافی پردازش شناختی کمتری موجب می شوند، کنترل اجرایی کمتری دارند، و در موقعیت های خاص بکار می روند. استراتژی های کنترل کلی پردازش شناختی بیشتری موجب می شوند، کنترل اجرایی بیشتری دارند، و در موقعیت های بسیاری بکار می روند. مثلا بین راهبردهای شناختی و راهبردهای خواندن تفاوت وجود دارد. این تفاوت در درجه اول با این واقعیت مرتبط است که راهبردهای شناختی عمومی تر هستند و می توانند در چندین حوزه مختلف مورد استفاده قرار گیرند، در حالی که راهبردهای خواندن بیشتر به حوزه خواندن اختصاص دارند. از دید پراوات (1989) رفتارهای استراتژیک تکنیک های اکتشافی یا دامنه خاص، استراتژی های حوزه خاص، استراتژی های هدف مدار، و استراتژی ها کنترل کلی را در بر می گیرند.
پرسلی، گودچایلد و همکاران (1989) دامنه مشابهی از فرآیندهای استراتژیک را توصیف کرده اند. با این حال، آنها پیشنهاد کردند که دامنه از استراتژیهای «محدود به تکلیف» تا استراتژیهایی «در سراسر دامنه» گسترش می یابد. استراتژیهای «محدود به تکلیف»، مانند «تکنیکهای اکتشافی» پراوات (1989)، تنها در موقعیتهای خاص و در حوزه های خاص مفید هستند. استراتژیهای «سراسر دامنه»، مانند استراتژیهای کنترل کلی پراوات (1989)، گسترده تر هستند و می توانند در موقعیتهای مختلف و در چندین حوزه اعمال شوند.
در این پیوستار، تکنیکهای اکتشافی (یا استراتژیهای محدود به تکلیف) فرد را قادر می سازد تا به اطلاعات مرتبط در حین حل مسئله دسترسی پیدا کند. همچنین، آنها به پردازش شناختی زیادی نیاز ندارند و در انتهای پایین زنجیره کنترل اجرایی در نظر گرفته می شوند. تکنیکهای اکتشافی "ترفندهای کاری" در نظر گرفته می شوند که در شرایط خاص برای کمک به عملکرد استفاده می شوند.
نمونه هایی از تکنیکهای اکتشافی شامل آموزش دانش آموزان برای نگاه کردن به سرفصلها یا مقدمه ها قبل از خواندن، یا آموزش ترفندی برای کمک به آنها برای به خاطر سپردن اطلاعات خاص است. تکنیکهای اکتشافی لزوماً به موقعیتهای جدید و احتمالاً مرتبط منتقل نمی شود. یعنی با آموزش استفاده از تکنیکهای اکتشافی به دانش آموزان برای به خاطر سپردن نام دریاچه های بزرگ، این بدان معنا نیست که آنها به طور ناگهانی از بسیاری از تکنیکهای اکتشافی جدید آگاه می شوند و از آنها در موقعیت های دیگر استفاده می کنند. تکنیکهای اکتشافی به طور کلی به سایر حوزه های یادگیری منتقل یا تعمیم نمی یابند.
راهبردهای کنترل کلی شامل بالاترین سطح پیوستار کنترل اجرایی هستند و قابلیت تعمیم بیشتری دارند (پراوات، ۱۹۸۹). یعنی، راهبردهای عمومی مانند برنامهریزی، نظارت، ارزیابی و بررسی، ویژگیهای اساسی خود را در هر حوزهای (مثلاً خواندن، نوشتن، ریاضیات) حفظ میکنند. به عنوان مثال، فرآیند برنامهریزی - بررسی دقیق گزینههای ممکن قبل از شروع یک کار - اساساً در هر حوزهای یکسان است. همچنین اگر کسی قصد مطالعه برای یک آزمون را داشته باشد، از آن استفاده میشود. مهم نیست در چه حوزهای، برنامهریزی همیشه شامل بررسی اقدامات ممکن و خاص مورد نیاز برای دستیابی به یک هدف است. چنین راهبردهای عمومی نیاز به پردازش شناختی بیشتری نسبت به راهبردهای خاص حوزه دارند، در نتیجه نیاز به کنترل یا مدیریت اجرایی بیشتری از طرف متفکر دارند.
یک استراتژی خاص دامنه، مانند استفاده از نشانه های حرف-صدا برای رمزگشایی کلمات ناآشنا، آشکارا مختص خواندن است. یعنی نمی توانید از آن استراتژی برای کمک به حوزه دیگری مانند حل مسائل ریاضی استفاده کنید. از آنجایی که استراتژی های دامنه خاص کمتر قابل تعمیم هستند و به پردازش شناختی کمتری نیاز دارند، در انتهای پایین زنجیره کنترل اجرایی قرار دارند.
استراتژیهای محدود به هدف، مانند ساختن تصاویر ذهنی برای تقویت حافظه، قابل تعمیم تر هستند، زیرا ممکن است از این استراتژی برای تجسم رویدادهای داستانی استفاده شود، که به درک مطلب در حین خواندن کمک می کند، یا ممکن است از آن برای کمک به یادآوری فهرستی از اقلام خواربار استفاده شود. استراتژیهای محدود به هدف به اندازه استراتژیهای کنترل کلی در سراسر حوزه ها قابل تعمیم نیستند، زیرا با هدفی که به فرد کمک می کند (مثلاً به خاطر سپردن، درک کردن، حل مسئله) محدود می شوند.
همانطور که قبلاً ذکر شد، راهبردهای شناختی به هر شکلی نیاز به هدفمندی دارند، و هدفمندی به این معنی است که فرآیند استراتژیک برای درون نگری در دسترس است - می توان آن را به صورت کلی یا اختصاصی مورد بررسی، بحث و تحلیل قرار داد. در مقابل، مهارت های اکتسابی به طور خودکار اجرا می شوند و به صورت ناخودآگاه اعمال می شوند (افلرباخ و همکاران، 2008؛ پاریس و همکاران، 1991).
رانندگی نمونه ای از پاسخ ماهرانه است و نشاندهنده این است که از یک مهارت خودکار استفاده می کنیم که با تمرین مکرر به دست آمده و به کمال رسیده است. افلرباخ و همکاران (2008) اشاره کردند که برای تازه کاران، مهارتهای نوظهور، اگر عمداً به کار گرفته شوند ممکن است به عنوان یک استراتژی استفاده شوند. به همین ترتیب، پردازش استراتژیک در صورت تمرین و تکرار مکرر می تواند خودکار شود (افلرباخ و همکاران، 2008؛ پرسلی، بورکوفسکی، و همکاران، 1989؛ پرسلی، ولوشین، و همکاران، 1995).
برای درک ویژگی هایی استراتژی خوب، کوسکینن و بلوم (2002) پیشنهاد کرده اند که درباره موضوع تخصص فکر کنید. یکی از ویژگی هایی که نشان میدهد فردی به عنوان یک متخصص شناخته می شود، پایگاه دانش گسترده است. ویژگی دیگر انگیزه است. انگیزه نقش کلیدی در تبدیل شدن فرد به یک حرفه ای دارد. او همچنین از چگونگی پیشرفت کل کار بسیار آگاه است. او به شیوه ای که کار را انجام می دهد انتقادی نگاه می کند و می داند چه زمانی مشکلی پیش می آید. از این نظر، او فراشناختی است - او قادر است بر عملکرد خود نظارت کند و تعیین کند که آیا باید کار را به همان شیوه ادامه دهد، کار را رها کند یا از رویکرد مؤثرتری استفاده کند. وقتی تشخیص داد که چیزی خوب پیش نمی رود، می تواند کار را تجزیه و تحلیل کند تا بداند چگونه میتواند روش خود را اصلاح کند. می داند چرا این اتفاق می افتد، و او می داند که برای اصلاح مشکل چه کاری انجام دهد. بنابراین، او همچنین دارای استراتژی های متنوعی برای دستیابی به هدف مورد نظر است. از طریق آگاهی فراشناختی او از مشکل، توانایی خود در تجزیه و تحلیل کار، و انتخاب یک استراتژی جایگزین مناسب از استراتژی های موجود خود، او قادر به حل معضل و رسیدن به هدف خود است.
این پنج ویژگی - داشتن پایگاه دانش گسترده، انگیزه برای استفاده از استراتژیها، آگاهی فراشناختی، داشتن توانایی تجزیه و تحلیل کار، و داشتن استراتژیهای متنوع برای دستیابی به هدف مورد نظر - ویژگیهای متخصصان تقریباً در هر حوزه ای است.
مایکل پرسلی و همکارانش ویژگی های مشابهی را در مدل کاربر استراتژی خوب خود شناسایی کرده اند. این ویژگی ها از انبوهی از مطالعات تحقیقاتی خبره و تازه کار انجام شده در دهه 1980 مشتق شده اند. در این مطالعات، محققان آنچه را که خوانندگان خبره هنگام مطالعه انجام می دهند، بررسی کردند و آن را با آنچه خوانندگان تازه کار هنگام خواندن انجام می دادند مقایسه کردند. فرض اساسی این مطالعات این بود که اگر بتوانیم آنچه را که خوانندگان خبره انجام می دهند را درک کنیم و آن را با آنچه خوانندگان تازه کار انجام می دهند مقایسه کنیم، به ما کمک می کند تا بفهمیم چه چیزی به خوانندگان تازه کار آموزش دهیم تا به آنها کمک کنیم بیشتر شبیه خوانندگان خبره شوند.
این مطالعات نشان دادند که خوانندگان تازه کار (1) روی رمزگشایی کلمات تک تک تمرکز می کنند، (2) نمی توانند نرخ خواندن خود را تنظیم کنند، (3) از استراتژی های جایگزین برای تقویت درک و حافظه متن آگاه نیستند، و (4) در نظارت بر درک خود مهارت ندارند.
در مقابل، پاریس و همکاران (1991) در ترکیب تحقیقات استراتژی خود اشاره کرده اند که خوانندگان خبره (1) مهارت های رمزگشایی سریع، (2) واژگان بزرگ، (3) آگاهی واجی، (4) دانش ویژگی های متن، (5) دانش از انواع استراتژی ها برای تقویت درک و حافظه متن، و (6) توانایی نظارت بر درک خود را دارند.
از دیدگاه آموزشی، هدف ما باید شامل ارائه آموزش، مدلسازی و تمرین هدایت شده باشد، به طوری که خوانندگان با مهارت کمتر، شروع به درک چگونگی خواندن و پردازش متن به صورت استراتژیک کنند. از نظر آموزش راهبردها، این به معنای آموزش به خوانندگان مبتدی و خوانندگان دشوار است که چگونه از انواع استراتژی ها در موقعیت های مختلف استفاده کنند. به آنها در مورد ویژگی های مختلف متن (از جمله ساختار متن) آموزش داده می شود و به آنها آموزش می دهند که چگونه بر درک خود نظارت کنند.
بطور خلاصه، پنج ویژگی - داشتن پایگاه دانش گسترده، انگیزه برای استفاده از استراتژیها، آگاهی فراشناختی، داشتن توانایی تجزیه و تحلیل کار، و داشتن استراتژیهای متنوع برای دستیابی به هدف مورد نظر - ویژگیهای متخصصان است. در حوزه خواندن، خوانندگان خبره مهارت رمزگشایی سریعی دارند؛ دایره لغات بزرگی دارند؛ راهبردهای مختلفی را برای تقویت درک و حافظه متن بکار می برند؛ ویژگی های متن و ساختارهای متن را می شناسند؛ و آگاهی واج شناختی خوبی دارند. در مقابل، خوانندگان تازه کار روی رمزگشایی کلمات فردی تمرکز می کنند؛ نرخ خواندن خود را نمی توانند تنظیم کنند؛ از استراتژی های جایگزین برای تقویت درک و حافظه متن آگاه نیستند؛ و در نظارت بر درک مطلب خود مهارت ندارند. این به ما کمک می کند تا بفهمیم چه چیزی به خوانندگان تازه کار آموزش دهیم تا به آنها کمک کنیم بیشتر شبیه خوانندگان خبره شوند.
مجله اینترنتی روان تنظیم
Online Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا
روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی
دانش آموخته دانشگاه تهران
استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.