
یکشنبه - 05 اَمرداد 1404
مجله اینترنتی روان تنظیم
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
عملکرد برتر – تخصص
آموزش و یادگیری - حل مسئله
حل مسئله تخصصی (2)
بکارگیری رویههای حل مسئله در کسب تخصص
کاربرد رویههای حل مسئله
پس از ایجاد بازنمایی از مسئله، حلکننده میتواند راهبردها و رویههای حل مسئله مناسب را برای حل آن در دسترس داشته باشد و آنها را اعمال کند. نشان داده شده است که متخصصان نسبت به افراد تازه کار به روشهای راهحل مخصوص دامنه برای انواع مسائل به خوبی تمرین شده دسترسی مطمئنتری دارند. برای مسائل ساده، آنها سریعتر و دقیق تر از افراد تازه کار تصمیم می گیرند.
تحقیقات همچنین نشان داده است که متخصصان و تازه کارها از انواع مختلفی از استراتژی ها برای حل مسائل ساده استفاده می کنند. کارشناسان به احتمال زیاد از استراتژیهای رو به جلو برای مسائلی که به خوبی تمرین شدهاند استفاده میکنند، در حالی که تازهکارها از استراتژیهای رو به عقب استفاده میکنند. استراتژیهای رو به جلو به رویکردی برای حل مسئله اشاره دارند که در آن فرد با حالت اولیه شروع میکند و به سمت نتیجه مطلوب پیش میرود، که اغلب شامل مجموعهای از مراحل یا اقدامات است. این به معنای حرکت از درک اولیه مسئله به سمت راهحل است. به عبارت دیگر راهبرد رو به جلو شامل تجزیه و تحلیل وضعیت فعلی، شناسایی نتیجه مطلوب و سپس برداشتن گامهایی برای پر کردن شکاف بین این دو است.
راهبرد رو به جلو زمانی مفید است که (1) مسیر مشخص باشد و (2) حالت اولیه به خوبی درک شده باشد. اگر مراحل رسیدن به هدف به خوبی تعریف و درک شده باشند، یک رویکرد رو به جلو میتواند کارآمد باشد. متخصصان از مراحل حل مسئله بخوبی اگاه هستند و مراحل حل مسئله را گام به گام اجرا می کنند. وقتی حالت اولیه به خوبی درک شده باشد، وضعیت فعلی مشخص باشد و نتیجه مطلوب به خوبی تعریف شده باشد، کار رو به جلو میتواند یک انتخاب طبیعی باشد.
جنبههای کلیدی راهبرد رو به جلو شامل برنامهریزی گام به گام انطباقی است و مستلزم برنامهریزی دقیق و تحلیل وضعیت فعلی و نتیجه مطلوب، تجزیه مشکل به مراحل کوچکتر و قابل مدیریت، و توانایی تنظیم برنامه با ظهور اطلاعات جدید است.
به طور خلاصه، استراتژیهای رو به جلو، رویکردی سیستماتیک برای حل مسئله هستند که در آن فرد از حالت اولیه به سمت نتیجه مطلوب پیشرفت میکند و اغلب شامل یک مسیر مشخص و درک روشنی از مراحل مربوطه است. این همان چیزی است که متخصصان به آن مجهز هستند. استراتژی های رو به جلو شامل کار به سمت راه حل با استفاده از اصول شناخته شده یک رشته علمی است. به عنوان مثال، متخصصان فیزیک ابتدا اصول کار را شناسایی می کنند و سپس استراتژی ها و روش های خاص دامنه را به کار می گیرند و گام به گام به سمت راه حل کار می کنند.
این در تضاد با استراتژی رو به عقب است که در آن فرد با نتیجه مطلوب شروع میکند و برای یافتن مراحل لازم به عقب برمیگردد. به عبارت دیگر راهبرد رو به عقب شامل شروع با نتیجه مطلوب و سپس کار رو به عقب برای شناسایی مراحل مورد نیاز برای دستیابی به آن است. تازه کار ها در مرحله شناسایی مراحل مورد نیاز هستند و لذا زمان زیادی را برای یافتن راه حل های مناسب هدر می دهند و خطا های زیادی مرتکب می شوند. نشان داده شده است که تازه کارها از روش های اکتشافی حل مسئله عمومی، مانند تجزیه و تحلیل وسیله - هدف برای عملکرد رو به عقب از هدف مسئله استفاده می کنند.
در شرایطی که مشکل به خوبی تعریف نشده باشد، ترکیبی از استراتژیهای رو به جلو و رو به عقب ممکن است مناسبتر باشد. استفاده از استراتژی هم برای متخصصان و هم برای تازه کارها اساسا به رابطه بین دانش قبلی و تکلیف بستگی دارد. متخصصان همچنین ممکن است از روشهای کلی حل مسئله و استراتژیهای معکوس در هنگام حل کارهای بسیار جدید در حوزه استفاده کنند.
ارزیابی راه حل و ذخیره سازی
ارزیابی راه حل فرآیند ارزیابی راه حل مسئله است. تحقیقات نشان داده است که کارشناسان زمان بیشتری را نسبت به افراد تازه کار صرف ارزیابی راه حل های خود می کنند تا مطمئن شوند که محدودیت های کار را برآورده می کنند. همچنین کارشناسان نسبت به افراد تازه کار بیشتر احتمال دارد اشتباهات را شناسایی و تصحیح کنند.
متخصصانی که مسئله خارج از حوزه اصلی خود به آنها داده می شود، بیشتر از افراد تازه کار به دنبال منابع و اطلاعات اضافی برای تجدید نظر در چارچوب اولیه مسئله خود هستند، در حالی که تازه کارها احتمال بیشتری دارد که پیش فرض های نادرست اولیه خود را ادامه دهند.
تحقیقات نشان میدهند که متخصصان مهارتهای فراشناختی (یعنی نظارت بازتابی) بهتری نسبت به افراد تازه کار برای کارهای مرتبط با حوزه علمی خود توسعه دادهاند. این مهارت ها ممکن است به ویژه در هنگام تطبیق دانش آنها با وظایف جدید در حوزه مفید باشد.
پس از تولید راه حل می توان آن را برای استفاده بعدی ذخیره کرد. تحقیقات زیادی نشان می دهد که دانش قبلی تأثیر زیادی بر آموخته ها دارد. به عنوان مثال، کسب دانش جدید در حوزه برای کارشناسان آسان تر از افراد تازه کار است. ساختارهای دانش غنی و به خوبی سازماندهی شده کارشناسان آنها را قادر می سازد تا به راحتی اطلاعات جدید را در دانش قبلی خود بگنجانند.
خلاصه، گزارشهای نظری تفاوتهای متخصص و تازهکار عمدتاً در بازنمایی و سازماندهی دانش تخصصی بیان میشوند. نه تنها متخصصان دانش مفهومی و رویه ای بیشتری نسبت به افراد تازه کار دارند، بلکه دانش آنها نیز به گونه ای سازماندهی شده است که حل موثر مسئله را تسهیل می کند. آنها میتوانند به سرعت بخشهای بزرگی از اطلاعات مربوط به رشته خود را تشخیص دهند، ویژگیهای عمیق مسئله را ببینند، و بهطور مؤثر بازنماییهای اولیه مسئله خود را توضیح دهند. آنها میتوانند استراتژیهای دامنه خاص خود را اعمال کنند، با اصلاح و تصحیح راهحلها، پیشرفت حل مسئله خود را بهطور مؤثر نظارت کنند، و میتوانند اطلاعات جدید مرتبط با دامنه را راحتتر از افراد تازهکار یاد بگیرند.
کسب تخصص
بسیاری از تحقیقات نشان می دهد که حداقل 10 سال تمرین عمدی روزانه برای توسعه تخصص در بیشتر حوزه ها ضروری است. اریکسون و همکارانش از تمرین عمدی به عنوان تجربه مکرر یاد می کنند که در آن فرد می تواند به جنبه های بحرانی موقعیت توجه کند و عملکرد خود را به تدریج در پاسخ به دانش از نتایج، بازخورد یا هر دو از معلم بهبود بخشد. این دیدگاه تأکید می کند که چگونه نوع و ساختار عمل برای کسب عملکرد متخصص بسیار مهم است.
در مقابل این دیدگاه، این دیدگاه وجود دارد که تخصص ناشی از استعداد یا توانایی ذاتی است. دیدگاه استعداد، در ابتدا توسط گالتون (1869) مطرح شد و شامل این تصور است که ویژگی های روانشناختی، مانند ویژگی های فیزیکی، ارثی هستند و نسب خانوادگی (یعنی ژن ها) به شدت بر فردی که به عملکرد متخصص دست می یابد تأثیر می گذارد. بیشتر فرمولبندیهای مدرن این دیدگاه فرض میکنند که تخصص نتیجه تعامل پیچیده بین تمایلات ژنتیکی و تجربه است (به عنوان مثال، سیمونتون، 1999).
با توجه به اینکه دیدگاه استعداد پشتیبانی تجربی محدودی دریافت کرده است و تحقیقات زیادی نشان میدهد که مزایای متخصص به دلیل دانش حوزه آنهاست (و نه تواناییهای استدلال یا حافظه عمومی)، فرآیندهای یادگیری شناختی در مرکز مطالعه تخصص قرار دارند.
دانش تخصصی از هر دو مؤلفه بیانی و رویه ای تشکیل شده است. دانش بیانی شامل توصیفاتی درباره جهان، از جمله حقایق، راهبردها و اصول است و معمولاً به عنوان دانستن چیستی موضوع شناخته می شود. دانش رویهای شامل اطلاعاتی در مورد چگونگی انجام اقدامات خاص برای دستیابی به اهداف تکلیف است و معمولاً به عنوان دانستن چگونگی شناخته میشود.
فرآیندهای یادگیری مختلفی برای کسب این دو نوع دانش فرض شدهاند. فرض بر این است که یادگیری دانش بیانی از طریق مشاهده، فرآیندهای درک برای گفتار شفاهی و نوشتاری، استقراء، قیاس، استنباط و خود توضیحی اتفاق میافتد.
نکته کلیدی این است که دانش بیانی را می توان از طریق تعدادی از فرآیندهای شناختی بازتابی به دست آورد. محیطهای یادگیری (مثلاً آموزش کلاس درس) میتواند به گونهای ساختاردهی شود که اکتساب آن را با گنجاندن و بهبود این فرآیندها تسهیل کند.
فرض بر این است که کسب دانش یا مهارت رویه ای از طریق تمرین مکرر یک کار یا مسئله خاص اتفاق می افتد. فیتس (1964) کسب مهارت را در سه مرحله از عملکرد، شامل مراحل شناختی، تداعی و خودکار توصیف کرده است. در مرحله شناختی، فرد دانش بیانی را برای حل مسئله به کار می گیرد و عملکرد آهسته، تلاشگر و مستعد خطا می باشد. در حوزه هایی مانند ریاضیات و فیزیک، تازه کارها برای حل مسائل جدید به شدت بر دانش بیانی نمونه های قبلی تکیه می کنند. دانش آموزان اغلب این دانش را با قیاس بین مسئله فعلی که حل می کنند و مسئله قبلی که به طور مشابه حل شده یا محتوای مشابهی داشته است، به کار می گیرند. در مرحله تداعی، مهارت تمرین میشود و عملکرد سریعتر، دقیقتر و کمتر مستعد تداخل میشود. در این مرحله دانش آموزان کمتر به مثال ها تکیه می کنند و بیشتر به استفاده از قواعد آموخته شده برای حل مسئله تکیه می کنند. در مرحله خودکار، مهارت روشمند شده است و با کاربرد سریع دانش (یا قوانین) با خطای کم یا بدون خطا مشخص می شود و به حداقل منابع شناختی نیاز دارد.
تحقیقات در مورد کسب مهارت، رابطه قدرت-قانون بین میزان تمرین و عملکرد را آشکار کرده است. رابطه قدرت-قانون، رابطهای تابعی بین دو کمیت است که در آن تغییر نسبی در یک کمیت منجر به تغییر نسبی متناسب در کمیت دیگر میشود. به طور کلی، نشان داده شده است که عملکرد در اولین یادگیری یک کار بیشتر بهبود مییابد، و به دنبال آن با ادامه تمرین تا زمانی که عملکرد مجانبی انجام میشود، دستاوردهای یادگیری کاهش مییابد. البته الگوی یادگیری نوع خاصی از الگوی سریع و سپس آهسته است: وقتی در مقیاس لگاریتمی رسم می شود، رابطه قدرت-قانون به صورت یک خط مستقیم دقیق آشکار می شود. نشان داده شده است که این رابطه دقیق یک پدیده بسیار کلی است و در فعالیتهای مختلفی از یادگیری مشاهده شده است.
یک مکانیسم فرض شده برای توضیح یادگیری رویه ای، جمع آوری دانش است. جمعآوری دانش بهعنوان یک ابزار ترجمه عمل میکند که دانش بیانی را در مجموعهای از قواعد رویهای خاص با توجه به یک هدف خاص تفسیر یا گردآوری میکند.
همانطور که این رویه ها (قوانین) به طور مکرر اعمال می شوند، به قواعد فشرده تری به هم متصل می شوند و در یک قطعه یکپارچه می شوند. این مکانیسم نشان میدهد که چگونه پردازش شناختی از تکیه بر تفسیر و بازیابی دانش بیانی به گنجاندن آن دانش در مجموعهای از قوانین رویهای که با استفاده فشردهتر میشوند، تغییر میکند. نتیجه یک بازنمایی مختص یک رشته علمی از یک مهارت است که می تواند به سرعت و کارآمد اجرا شود.
در مجموع، تحقیقات نشان داده است که کسب عملکرد متخصص نیاز به تمرین عمدی گسترده در حوزه دارد. دانش تخصصی از هر دو دانش بیانی و رویه ای تشکیل شده است و تحقیقات در مورد یادگیری نشان داده است که دانش بیانی را می توان از طریق مسیرهای شناختی متعدد به دست آورد، در حالی که دانش رویه ای از تمرین مکرر یک کار ناشی می شود. این دیدگاه نشان میدهد که نوع و ساختار محیط یادگیری برای کسب عملکرد تخصصی بسیار مهم است
بسط پارادایم سنتی برای تحقیق در زمینه تخصص
جهت گیری های تحقیقات کنونی پارادایم سنتی را به طرق مختلف گسترش می دهد. دو مثال بارز تخصص مشترک و استفاده از تفاوت های خبره و تازه کار برای تعیین اهداف یادگیری است.
اخیرا، این فرصت منحصر به فرد را برای بررسی چگونگی همکاری بیش از 50 دانشمند ناسا برای برنامه ریزی عملیات روزانه دو مریخ نورد (ماموریت مریخ نورد کاوشگر مریخ) داشت. وظیفه روزانه دانشمندان این بود که داده های روز قبل را تجزیه و تحلیل کنند و سپس به طرحی برسند که مریخ نوردها در روز بعد چه آزمایش هایی را انجام خواهند داد. آنها دریافتند که میزان برنامهریزی در طول روز کاهش مییابد و از منحنی یادگیری مشابه با منحنیهایی که معمولاً برای کسب تخصص فردی مشاهده میشود، پیروی میکنند، که نشان میدهد که میتوان تخصص را در سطح گروه نیز به دست آورد. تحلیلهای اولیه نشان میدهد که سرعت در برنامهریزی هم به دلیل عوامل شناختی، مانند خرد کردن دانش فردی، استفاده مجدد از برنامه، و کاهش عدم قطعیت وظایف و همچنین عوامل اجتماعی، مانند هماهنگی اطلاعات با دیگران و تأثیر رهبری بر گروه بود.
در یک بررسی آزمایشگاهی در مورد تأثیر تخصص در حل مشارکتی مسئله، عملکرد حل مسئله خلبانان خبره و مبتدی را هنگام کار به تنهایی یا با شرکت کننده دیگری با همان سطح تخصص بررسی کردند. دریافتند که کارشناسانی که به صورت جفت کار میکنند، مزایای مشارکتی بسیار بیشتری نسبت به افراد تازهکار که با هم کار میکنند، نشان میدهند، به ویژه برای کارهای پیچیده حل مسئله. تجزیه و تحلیل پروتکلهای شفاهی نشان داد که عملکرد مشارکتی متخصص هم توسط دانش حوزه (مثلاً تشریح مشارکتهای یکدیگر) و هم مهارت مشارکتی (مثلاً تأیید و بیان مجدد مشارکتهای شریک) پشتیبانی میشود. مطالعه خلبان و دانشمند ناسا پارادایم سنتی را گسترش می دهد و می پرسد که چگونه تخصص بر فرآیندهای شناختی و اجتماعی در سطح فردی و گروهی تأثیر می گذارد.
استفاده از تحقیقات تخصصی برای کمک به شناسایی اهداف یادگیری برای افراد تازه کار مثال دوم را تشکیل می دهد. برخی از یافته های کلاسیک در تخصص فیزیک برای ایجاد یک مداخله آموزشی برای کمک به دانش آموزان برای اتخاذ استراتژی های مشابه با کارشناسان بکار گرفته شد.
در یک مطالعه، به دانشجویان آموزش داده شد تا تحلیلهای مفهومی را در مقابل یک رابط کامپیوتری، ابتدا با شناسایی اصول مناسب، توجیه استفاده از آن اصول و سپس بیان رویههای حل، انجام دهند که مبتنی بر روشی بود که متخصصان برای حل مسائل به کار میبرند. دریافتند که این نوع استراتژی درک مفهومی دانشآموز و متعاقباً حل مسئله را در مقایسه با شرایط کنترل که دانشآموزان از رویکردهای سنتیتری برای حل مسائل استفاده میکنند (مثلاً آموزش کتاب درسی) بهبود میبخشد. این تحقیق یک مثال برای چگونگی استفاده از یافته های ادبیات تخصصی برای کمک به بهبود تکنیک های آموزشی ارائه می دهد.
نتیجهگیری
در زمینه تخصص در حل مسئله انسانی، دانش تخصصی بر هر مرحله از فرآیند حل مسئله از درک مسئله تا ذخیره راه حل تأثیر می گذارد. دانش تخصصی از دانش بیانی و رویهای تشکیل شده است و در ساختارهای دانش (مثلاً قطعهها و طرحوارهها) سازماندهی شده است که دستهبندی و ساخت یک بازنمایی ذهنی از مسئله را تسهیل میکند، از انتخاب استراتژیها و رویههای مناسب پشتیبانی میکند، محدودیتهایی را برای ارزیابی پیشرفت حل مسئله فراهم میکند و چارچوبی را برای ذخیره مؤثر اطلاعات جدید در مورد حوزه مورد نظر فراهم میکند. این ساختارهای دانش از طریق تمرین عمدی به دست میآیند و میتوان محیطهای یادگیری را برای تسهیل کسب آنها طراحی کرد. کار آینده باید بر اساس این پایگاه دانش غنی برای پیشبرد تئوری های یادگیری و آموزش باشد.
مجله اینترنتی روان تنظیم
Online Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا
روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی
دانش آموخته دانشگاه تهران
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.