یکشنبه - 26 اَمرداد 1404
مجله اینترنتی روان تنظیم
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مطالعه-خواندن
مثل یک دانشجوی هاروارد درس بخوانید
(3)
چند موضوعی، نقشه ذهنی
تکنیک ۵
چند موضوعی درس بخوانید
موضوعات مختلف را با هم مخلوط کنید
آیا تا به حال پشت میزتان، فقط یک موضوع را برای ساعتهای طولانی مطالعه کردهاید؟ شاید تمام صبح را صرف انجام تمرینات ریاضی یا تمام بعد از ظهر را صرف خواندن یادداشتهای تاریخ کردهاید؟
در ابتدا، این میتواند احساس راحتی ایجاد کند زیرا منظم و ساده به نظر میرسد. میتوانید در یک موضوع بمانید و مجبور نباشید ذهنتان را از یک موضوع به موضوع دیگر تغییر دهید. بسیاری از دانشجویان معتقدند که این بهترین روش یادگیری است، اما دانشجویان هاروارد اغلب یک حقیقت شگفتانگیز را میدانند.
شاید ساعتها مطالعهی یک موضوع آسانتر به نظر برسد، اما همیشه برای یادگیری عمیق و بلندمدت بهترین راه نیست. به همین دلیل است که بسیاری از آنها از تکنیکی به نام چند موضوعی استفاده میکنند، روشی که در آن موضوعات یا مباحث مختلف را در طول زمان مطالعه خود با هم ترکیب میکنید.
در ابتدا، چند موضوعی عجیب به نظر میرسد. چرا موضوعات را با هم ترکیب کنید؟ آیا این کار شما را گیج نمیکند؟ پاسخ این است که ممکن است در ابتدا گیج کننده به نظر برسد، و دقیقاً به همین دلیل است که جواب میدهد. مغز ما طوری طراحی شده که وقتی مجبور به کار سختتر میشود، بهتر یاد میگیرد، نه اینکه فقط یک نوع تفکر را بارها و بارها تکرار کند.
چند موضوعی مثل ورزش برای ذهن شماست. همانطور که ورزشکاران برای قویتر شدن کلی بدنشان انواع مختلفی از تمرینات را انجام میدهند، ترکیب موضوعات مختلف به مغز شما کمک میکند تا انعطافپذیرتر، خلاقتر و قویتر شود.
بیایید برنامه مطالعه را برای بعد از ظهر تنظیم کنیم. به جای اینکه دو ساعت پشت سر هم تاریخ بخوانید، تصمیم بگیرید 30 دقیقه تاریخ بخوانید. سپس 30 دقیقه مسائل ریاضی را حل کنید. بعد از آن، یک مقاله انگلیسی بخوانید یا واژگان را تمرین کنید. سپس به مدت 30 دقیقه دیگر به تاریخ برگردید. در پایان جلسه، شما به جای فقط یک موضوع، سه موضوع را پوشش دادهاید.
ممکن است احساس کنید که چالش برانگیزتر بوده است، اما تحقیقات نشان میدهد که این چالش به مغز شما کمک میکند تا اطلاعات بیشتری را به خاطر بسپارد و بهتر درک کند.
چرا این اتفاق میافتد؟
چون این کار مغز شما را مجبور میکند بین انواع مختلف تفکر جابجا شود. وقتی از تاریخ به ریاضی میروید، ذهن شما باید از به خاطر سپردن حقایق و تاریخها به حل مسائل منطقی عادت کند. سپس، وقتی یک متن انگلیسی میخوانید، مغز شما روی مهارتهای زبانی، واژگان و درک مطلب کار میکند. با بازگشت به تاریخ، مغز شما باید آنچه را که قبلاً مطالعه کردهاید به خاطر بیاورد و آن را به آنچه اکنون در حال یادگیری آن هستید، پیوند دهد.
این رفت و برگشت، مسیرهای حافظه شما را قویتر میکند و به شما کمک میکند ارتباطاتی را ببینید که اگر فقط روی یک موضوع تمرکز میکردید، ممکن بود از دست بدهید. بسیاری از دانشجویان هاروارد میگویند که روش مطالعهی ترکیبی به آنها کمک میکند تا برای امتحانات واقعی نیز آمادهتر باشند.
امتحانات معمولاً فقط یک نوع تفکر را نمیسنجند. در یک آزمون واحد، ممکن است به سؤالات پاسخ کوتاه پاسخ دهید، مقاله بنویسید و یک مسئله را حل کنید. با تمرین تغییر موضوع، مغز خود را آموزش میدهید تا برای هر چیزی آماده باشد. مثل این است که یاد بگیرید با ریتمهای مختلف برقصید به جای اینکه همیشه یک گام واحد را تکرار و تمرین کنید.
بعضی از دانشجویان نگرانند که ترکیب موضوعات درسی باعث سردرگمی بیشترشان می شود، اما این احساس تقلا در واقع نشانهای از این است که مغز شما عمیقاً در حال یادگیری است. این نشان میدهد که ذهن شما در حال سازماندهی، مقایسه و درک اطلاعات جدید است.
این مبارزه باعث میشود دانش بهتر در حافظه شما بماند. به آن مانند بلند کردن وزنههای کمی سنگینتر در باشگاه فکر کنید. سختتر به نظر میرسد، اما شما را قویتر میکند.
بیایید به مثال دیگری نگاه کنیم. فرض کنید شما در حال تحصیل در رشته علوم هستید. به جای اینکه تمام شب را فقط به زیست شناسی اختصاص دهید، سعی کنید زیست شناسی را با فیزیک و شیمی ترکیب کنید. شما ممکن است به مدت ۲۰ دقیقه فتوسنتز در زیست شناسی را مطالعه کنید، سپس به مدت ۲۰ دقیقه به قوانین نیوتن و فیزیک بروید و بعد از آن به مدت ۲۰ دقیقه واکنش های شیمیایی را مطالعه کنید. در دوره بعدی، به زیستشناسی برگردید و آموختههای قبلی خود را بیازمایید.
این به مغز شما کمک میکند تا بین موضوعات ارتباط برقرار کند. برای مثال، درک اینکه چگونه انرژی خورشید، که شما در زیستشناسی مطالعه کردهاید، با قوانین فیزیکی حرکت و انرژی در فیزیک مرتبط است. چند موضوعی فقط بین موضوعات مختلف کار نمیکند. همچنین میتوانید موضوعات مختلف را در یک موضوع با هم ترکیب کنید. برای مثال، اگر ریاضی میخوانید، به جای تمرین ۲۰ مسئلهی مشابه پشت سر هم، انواع مختلف مسائل را با هم ترکیب کنید؛ یکی روی جبر، یکی روی هندسه، بعد یکی روی مسائل کلامی و همینطور الی آخر.
این به مغز شما کمک میکند تا یاد بگیرد برای هر سوال، روش مناسب را انتخاب کند، به جای اینکه به استفاده مکرر از یک روش عادت کند.
یکی دیگر از مزایای استفاده از چند موضوعی این است که جلسات مطالعه را جالبتر نگه میدارد. ساعتها مطالعهی یک موضوع میتواند خستهکننده باشد و ذهن شما را سرگردان کند. اما وقتی میدانید که به زودی موضوع بحث را عوض خواهید کرد، اغلب هوشیارتر و کنجکاوتر میمانید. هر موضوع جدید حس تازگی میدهد و شما با دیدگاهی جدید به موضوعات قبلی برمیگردید.
بسیاری از دانشجویان هاروارد، روش چند موضوعی را با تکنیکهای دیگر نیز ترکیب میکنند. برای مثال، آنها از روش پامادورو برای مطالعه در جلسات کوتاه ۲۵ دقیقهای استفاده میکنند و سپس بعد از هر پامادورو، موضوع مطالعه را عوض میکنند.
دانشجویان هاروارد همچنین هنگام تغییر موضوع، با آزمودن خود در آخرین موضوع قبل از شروع موضوع بعدی، از یادآوری فعال استفاده میکنند. به این ترتیب، آنها ارتباطات حافظه قوی ایجاد میکنند و زمان مطالعه را کارآمد نگه میدارند.
برای شروع چند موضوعی، نیازی به برنامهریزی دقیق و بینقص ندارید. حتی قدمهای کوچک هم کمک میکنند. دفعهی بعد که مطالعه می کنید، به جای اینکه تمام وقت خود را صرف یک موضوع کنید، دو یا سه موضوع را با هم ترکیب کنید. هر کدام را ۳۰ دقیقه یا حتی اگر برایتان آسانتر است، ۲۰ دقیقه امتحان کنید. توجه کنید که ذهنتان چطور بیشتر به چالش کشیده میشود و چطور بعد از چند روز بهتر به خاطر میسپارید.
در ابتدا، ممکن است به نظر نامرتب بیاید، و ممکن است فکر کنید، آیا واقعاً در حال یاد گیری هستم؟ اما به یاد داشته باشید، یادگیری واقعی زمانی اتفاق میافتد که مغز شما کمی احساس ناراحتی کند. این سردرگمی به این معنی است که ذهن شما سخت تلاش میکند تا اطلاعات جدید را درک کند و مسیرهای قویتری بسازد.
در نهایت، ایجاد وقفه در مطالعه به معنای سختتر کردن درس خواندن نیست. این در مورد هوشمندتر کردن آن است. این به شما کمک میکند الگوها را ببینید، ارتباط برقرار کنید و مغز خود را برای تفکر انعطافپذیر آموزش دهید، مهارتهایی که بسیار فراتر از امتحانات اهمیت دارند.
دانشجویان هاروارد از چند موضوعی استفاده میکنند چون جواب میدهد، و حالا شما هم میتوانید از آن استفاده کنید. بنابراین دفعه بعد که برای مطالعه مینشینید، از خودتان بپرسید، چگونه میتوانم چند موضوع را با هم ترکیب کنم؟ اول تاریخ، بعد ریاضی، بعد انگلیسی.
موضوعات را با هم ترکیب کنید، خودتان را محک بزنید و بعداً به آنها برگردید. با گذشت زمان، خواهید دید که حافظه شما تیزتر، درک شما عمیقتر و زمان مطالعه شما مؤثرتر میشود.
این قدرتِ آموزشِ درهمآمیختگیِ موضوعات مختلف در هر روز برای آماده شدن مغزتان برای هر چیزی است.
تکنیک ششم
نقشه ذهنی
تصویر بزرگ را ببینید
آیا تا به حال از انبوه حقایق، تاریخها و ایدههایی که باید به خاطر بسپارید، احساس سردرگمی کردهاید؟ شاید یک فصل طولانی را بخوانید و با خودتان فکر کنید، چطور میتوانم همه اینها را در ذهنم نگه دارم؟
بسیاری از دانشجویان با این مشکل مواجه میشوند، به خصوص وقتی موضوع بزرگ و پیچیده باشد. اما دانشجویان هاروارد اغلب از یک ابزار بصری ساده برای کمک به درک، سازماندهی و به خاطر سپردن آنچه مطالعه میکنند، استفاده میکنند. این ابزار نقشه ذهنی نام دارد.
نقشه ذهنی در مورد دیدن این است که چگونه همه چیز مانند قطعات یک پازل در کنار هم قرار میگیرد. یک نقشه ذهنی با یک صفحه خالی و یک ایده اصلی شروع میشود. برای مثال، اگر در حال یادگیری علل جنگ جهانی دوم هستید، علل جنگ جهانی دوم را در مرکز صفحه خود بنویسید، سپس خطوط ضخیمی مانند شاخههای درخت که از مرکز بیرون زدهاند، بکشید.
هر شاخه نمایانگر یک دسته بزرگ است، مانند عوامل سیاسی، عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی و عوامل نظامی. از این شاخههای اصلی، شاخههای کوچکتری بکشید که جزئیات را نشان دهند. در زیر عوامل سیاسی، میتوانید بنویسید ظهور هیتلر، معاهده ورسای یا شکست جامعه ملل. در زیر عوامل اقتصادی، میتوانید بنویسید رکود بزرگ، بیکاری و بیثباتی اقتصادی. شما به شاخه بندی کردن ادامه میدهید تا زمانی که موضوع را به وضوح جلوی خود ببینید.
چرا این موضوع اینقدر مفید است؟
چون مغز شما عاشق تصاویر و ارتباطات است. وقتی به یک نقشه ذهنی نگاه میکنید، فقط فهرستی از کلمات را نمیبینید. شما روابط، الگوها و تصویر کلی را میبینید. به جای به خاطر سپردن حقایق بی ربط، آنها را به عنوان بخشی از یک داستان به یاد میآورید. و چون خودتان نقشه را خلق میکنید، تبدیل به تصویر ذهنی شما میشود. بعداً، وقتی به موضوع فکر میکنید، ذهن شما میتواند شاخهها را ببیند و به خاطر بیاورد که روی هر کدام چه چیزی بوده است.
بعضی از دانشجویان نگرانند که برای ترسیم نقشه ذهنی باید در نقاشی مهارت داشته باشند. اما حقیقت این است که شما به مهارتهای هنری نیازی ندارید. فقط به کاغذ و خودکار نیاز دارید. اگر بخواهید، میتوانید از رنگها، فلشها و نمادها استفاده کنید تا واضحتر و به یاد ماندنیتر شود. مثلاً برای موضوعات سیاسی از رنگ قرمز، برای موضوعات اقتصادی از رنگ سبز و برای موضوعات اجتماعی از رنگ آبی استفاده کنید.
در کنار مهمترین نکات ستاره بکشید یا برای نشان دادن علت و معلول، فلش بکشید. بخش خلاقانه به شما کمک میکند تا مطالب را به خاطر بسپارید، زیرا شما را مجبور میکند با مطالب درگیر شوید، نه اینکه فقط آنها را کپی کنید.
نقشه ذهنی را میتوان برای هر موضوعی استفاده کرد. در ادبیات، میتوانید برای یک کتاب یک نقشه ذهنی ایجاد کنید. عنوان را در مرکز بنویسید، سپس به شخصیتهای اصلی، مضامین، رویدادها و نمادها شاخهبندی کنید. در علم، میتوانید مفهومی مانند فتوسنتز را با شاخههایی برای نور خورشید، آب، دیاکسید کربن و گلوکز ترسیم کنید. در یادگیری زبان، میتوانید برای واژگان جدید پیرامون موضوعی مانند سفر، با شاخههایی مانند حمل و نقل، اقامت و فعالیتها، یک نقشه ذهنی ایجاد کنید.
هر نقشه ذهنی به یک خلاصه بصری سریع تبدیل میشود که میتوانید هر زمان آن را مرور کنید. چیزی که نقشه ذهنی را بسیار قدرتمند میکند این است که خلاقیت را با ساختار ترکیب میکند. شما فقط حفظ نمیکنید. شما در حال ساختن تصویری از دانش هستید که برای خودتان معنادار است.
فرآیند نقشه ذهنی به مغز شما کمک میکند تا اطلاعات را سازماندهی کند و راحتتر آنها را به خاطر بسپارد. با گذشت زمان، متوجه خواهید شد که ایجاد نقشههای ذهنی سرگرمکننده هم است. این باعث میشود مطالعه کمتر شبیه کار و بیشتر شبیه کشف به نظر برسد، اما نقشه ذهنی به تنهایی کارساز نیست.
طرز فکر یک دانشجوی هاروارد
شاید از خود بپرسید که کدام یک از شش تکنیک مطالعه را باید استفاده کنید؟ پاسخ این است که آنها را با هم استفاده کنید. هر تکنیک به شیوهای متفاوت به مغز شما کمک میکند و در کنار هم، یک سیستم قوی برای یادگیری ایجاد میکنند.
یادآوری فعال به شما کمک میکند تا با پرسیدن سوال به جای خواندن صرف، حافظه خود را آزمایش کنید.
تکرار با فاصله باعث میشود در لحظات مناسب مرور کنید تا فراموش نکنید.
تکنیک فاینمن به شما کمک میکند تا موضوعات را با کلمات ساده توضیح دهید و نشان دهید که واقعاً چه چیزی را درک کردهاید.
روش پامادورو با جلسات مطالعه کوتاه مدت و استراحت، تمرکز شما را بالا نگه میدارد.
مطالعهی ترکیبی به شما کمک میکند تا با ترکیب موضوعات مختلف به جای مطالعهی فقط یک موضوع در یک زمان، ارتباطات را ببینید.
و نقشه ذهنی با تبدیل حقایق به یک داستان تصویری به شما کمک میکند تا تصویر کلی را ببینید.
تصور کنید اگر به این روش درس بخوانید، روزتان چگونه خواهد بود. صبح، شما با یک پامادورو شروع میکنید. شما یک موضوع را میخوانید، سپس کتاب خود را میبندید و با استفاده از یادآوری فعال، خود را محک میزنید. در طول پنج دقیقه استراحت، حرکات کششی انجام میدهید، نفس میکشید یا آب مینوشید. سپس در پامادوروی بعدیتان، از تکنیک فاینمن برای توضیح آنچه آموختهاید با صدای بلند یا به صورت کتبی استفاده میکنید. بعداً در طول روز، با استفاده از فلش کارتها، تکرارهای فاصلهدار انجام میدهید و مطالبی را که دیروز و هفتهی گذشته مطالعه کردهاید، مرور میکنید. شما سوژههایتان را با استفاده از روش چند موضوعی ترکیب میکنید. بیست دقیقه تاریخ، بعد ریاضی، بعد علوم. و شبها، یک نقشه ذهنی میکشید تا هر چیزی را که مطالعه کردهاید به هم ربط دهید.
هر روز، این گامهای کوچک دانش، حافظه و اعتماد به نفس شما را میسازند. لازم نیست تمام شب قبل از امتحان بیدار بمانید، زیرا هر روز به طور فعال در حال یادگیری بودهاید. وقتی معلم سوالی میپرسد، احساس گمگشتگی نخواهید کرد، زیرا فقط کلمات را به خاطر نخواهید سپرد. شما آنها را درک خواهید کرد. و شما وقت آزاد بیشتری خواهید داشت زیرا هوشمندانهتر درس میخوانید، نه طولانیتر.
اما چیزی حتی مهمتر از این ابزارها وجود دارد. طرز فکر یک دانشجوی هاروارد. این دانشجویان اغلب به سه نکتهی کلیدی اعتقاد دارند. اولاً، یادگیری فعال است، نه منفعل. آنها فقط نمیخوانند. آنها سوال میکنند، آزمایش میکنند، توضیح میدهند و خلق میکنند. دوم، شکست یک بازخورد است، نه یک شکست. اگر چیزی را فراموش کنند، آن را به عنوان نشانه ای برای مرور می بینند، نه به عنوان مدرکی مبنی بر اینکه نمی توانند یاد بگیرند. سوم، گامهای کوچک روزانه، تلاشهای بزرگ گاهبهگاه را شکست میدهند. آنها تا آخرین لحظه صبر نمیکنند. آنها عادتها را میسازند، چون میدانند موفقیت واقعی از کاری که به طور مداوم انجام میدهند حاصل میشود، نه کاری که یک بار انجام میدهند.
بهترین قسمت ماجرا این است که لازم نیست برای استفاده از این ایدهها در هاروارد باشید. از امروز میتوانید از آنها در هر مکانی استفاده کنید. میتوانید نقشههای ذهنی خودتان را بکشید، از خودتان آزمون بگیرید، موضوعات مختلف را با هم ترکیب کنید و در بازههای زمانی کوتاه مطالعه کنید. با گذشت زمان، این عادتها نه تنها میتوانند نمرات شما، بلکه نحوهی نگاه شما به خودتان به عنوان یک یادگیرنده را نیز تغییر دهند. ابزارها اینجا هستند. سوال این است که آیا از آنها استفاده خواهید کرد؟ از همین امروز شروع کنید. اولین نقشه ذهنی خود را ترسیم کنید. با یک سوال خودتان را محک بزنید. ۲۵ دقیقه بدون گوشی درس بخوانید. و فردا، دوباره این کار را انجام دهید. کم کم متوجه خواهید شد که بسیاری از دانشجویان هاروارد چه چیزهایی آموختهاند. راز واقعی، سختتر درس خواندن نیست. این یعنی مطالعه هوشمندانهتر با کنجکاوی، شجاعت و پشتکار.
نکات پایانی
شما توانایی انجام این کار را دارید. بسیاری از مردم معتقدند که دانشجویان هاروارد نابغههایی هستند که با استعدادهای خاص به دنیا میآیند، اما حقیقت بسیار متفاوت است. بیشتر دانشجویان هاروارد، آدمهای معمولی هستند که یاد گرفتهاند چطور هوشمندانه و مؤثر درس بخوانند. آنها منتظر شرایط ایدهآل، دورههای گرانقیمت یا ترفندهای جادویی نماندند. آنها با گامهای کوچک شروع کردند و هر روز تمرین را ادامه دادند. و حدس می زنید که چه اتفاقی می افتد؟
شما هم میتوانید همین کار را انجام دهید، فرقی نمیکند کجا هستید یا در کدام مدرسه درس میخوانید. مهمترین چیز این است که از همین الان شروع کنید. تا فردا یا هفته بعد صبر نکنید. از بین تکنیکهایی که در موردشان صحبت کردیم، یک تکنیک را انتخاب کنید. برای مثال، با یادآوری فعال شروع کنید. امشب بعد از جلسه مطالعه، کتابتان را ببندید و از خودتان در مورد آنچه تازه یاد گرفتهاید سوال بپرسید. سعی کنید بدون نگاه کردن جواب دهید. این عادت ساده حافظه شما را بسیار قویتر میکند. فردا، سعی کنید با مرور مجدد همان مطالب پس از یک یا دو روز، تکرار با فاصله را اضافه کنید. روز بعد از آن، میتوانید با توضیح آنچه آموختهاید به زبان خودتان، تمرین تکنیک فاینمن را شروع کنید.
مهارتهایتان را گام به گام و کم کم تقویت کنید. اگر در این مسیر به کمک و انگیزه بیشتری نیاز دارید، به مطالعه منابع خود یاری ادامه دهید و بدانید که تداوم صحیح موفقیت را افزایش می دهد. یادتان باشد که دانشجویان هاروارد چندین سال به این طریق درس می خوانند وبا آن زندگی می کنند.
خودتان را یک سال بعد تصور کنید. شما مطالب بیشتری را به خاطر خواهید سپرد، موضوعات را عمیقتر درک خواهید کرد و در مطالعات خود احساس اعتماد به نفس خواهید داشت. لازم نیست برای درس خواندن مثل یک دانشجوی هاروارد به هاروارد بروید. راز، مکان یا مدرسه نیست. این تمرین و عادتهایی است که شما ایجاد میکنید. خب، حالا از خودتان بپرسید، امروز با کدام تکنیک شروع خواهید کرد؟ آن را بنویسید. به یک دوست یا یکی از اعضای خانواده بگویید، و از همه مهمتر، شروع کنید. مغزتان از شما تشکر خواهد کرد. خودِ آیندهتان از شما تشکر خواهد کرد، و کل زندگیتان تغییر خواهد کرد. به یاد داشته باشید، مطالعه هوشمندانه فقط برای امتحانات نیست. برای تمام عمرتان است. و شما میتوانید این کار را انجام دهید.
مجله اینترنتی روان تنظیم
Online Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا
روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی
دانش آموخته دانشگاه تهران
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.