مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

توهمات دانستن

دوشنبه 27 مرداد 1404

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

مطالعه-خواندن

روانشناسی شناختی مطالعه

توهمات دانستن

اگر بازخوانی تا حد زیادی بی اثر است، چرا دانش آموزان از آن استفاده می کنند

 

یک دلیل ممکن است این باشد که آنها توصیه های بدی برای مطالعه دریافت می کنند. اما راه دیگری نیز وجود دارد که آنها را به سمت این روش بازبینی سوق می‌دهد، پدیده‌ای که قبلاً به آن اشاره شد: افزایش آشنایی با یک متن و تسلط در خواندن آن می‌تواند توهم تسلط ایجاد کند. همانطور که هر استادی تأیید می کند، دانش آموزان سخت کار می کنند تا عباراتی را که در سخنرانی های کلاس می شنوند نکته به نکته ثبت کنند، و با این تصور نادرست کار می کنند که ماهیت موضوع در عبارت های کلامی است که در آن توصیف شده است.

تسلط بر سخنرانی یا متن با تسلط بر ایده های پشت سر آنها یکسان نیست. با این حال، خواندن مکرر باعث ایجاد توهم تسلط بر ایده های زیربنایی می شود. اجازه ندهید گول بخورید. این واقعیت که می‌توانید عبارات موجود در یک متن یا یادداشت‌های سخنرانی خود را تکرار کنید، نشان‌دهنده این نیست که اهمیت اطلاعاتی را که آنها توصیف می‌کنند، کاربرد آنها، یا نحوه ارتباط آنها با آنچه قبلاً در مورد موضوع می‌دانید، درک می‌کنید.

خیلی رایج است که یک استاد دانشگاه وقتی در دفترش را می‌زنند، با یک دانشجوی سال اولی مضطرب مواجه می‌شود که از او می‌خواهد درباره نمره پایینش در اولین آزمون مقدماتی روانشناسی صحبت کند. چطور ممکن است؟ او در تمام سخنرانی ها شرکت می کرد و به دقت از آنها یادداشت بر می داشت. او متن را می خواند و قسمت های انتقادی را برجسته می کرد. آیا روش صحیحی برای مطالعه در پیش گرفته بود؟

خوب، او به عقب برگشته بود و یادداشت های خود را هایلایت می کرد، و سپس چندین بار یادداشت های هایلایت شده و متن هایلایت شده خود را مرور می کرد تا اینکه احساس می کرد کاملاً با همه آنها آشنا است. پس چگونه ممکن است که او در امتحان یک نمره پایین گرفته باشد؟

آیا او از مجموعه مفاهیم کلیدی در انتهای هر فصل برای آزمایش خود استفاده کرده بود؟ آیا او می تواند به مفهومی مانند «محرک شرطی» نگاه کند، آن را تعریف کند و در یک پاراگراف از آن استفاده کند؟ آیا در حین مطالعه، به این فکر کرده بود که نکات اصلی متن را به یک سری سؤال تبدیل کند و بعد در حین مطالعه سعی در پاسخگویی به آنها داشته باشد؟ آیا او حداقل در حین خواندن ایده های اصلی را با کلمات خودش بازنویسی کرده بود؟ آیا سعی کرده بود آنها را با آنچه قبلاً می دانست مرتبط کند؟ آیا او به دنبال مثال هایی خارج از متن بوده است؟

پاسخ در هر مورد منفی بود. او خود را به عنوان دانش آموز نمونه می بیند که در برابر خطا کوشا است، اما حقیقت این است که او نمی داند چگونه به طور موثر مطالعه کند.

توهم تسلط نمونه ای از فراشناخت ضعیف است: آنچه می دانیم در مورد آنچه می دانیم. دقت در قضاوت درباره چیزهایی که می دانید و نمی دانید، برای تصمیم گیری بسیار مهم است. این مشکل معروف در عبارات زیر خلاصه شده است:

مطالب شناخته شده ای وجود دارد. چیزهایی هست که می دانیم و می دانیم که می دانیم. مجهولات شناخته شده وجود دارد. یعنی چیزهایی وجود دارد که ما اکنون می دانیم که نمی دانیم. اما همچنین ناشناخته ای از ناشناخته ها وجود دارد - چیزهایی هست که ما نمی دانیم و نمی دانیم ما نمی دانیم.

تاکید در اینجا بر نمی دانیم ما نمی دانیم است. ما به این نکته پی می بریم که دانش آموزانی که خود را امتحان نمی کنند (و اکثر آنها نمی کنند) تمایل دارند میزان تسلط بر مطالب کلاس را بیش از حد تخمین بزنند. چرا؟ وقتی سخنرانی را می شنوند یا متنی را می خوانند که نمونه ای از وضوح است، سهولت دنبال کردن مطالب به آنها این احساس را می دهد که از قبل آن را می دانند و نیازی به مطالعه آن ندارند.

به عبارت دیگر، آنها تمایل دارند چیزی را که نمی دانند، ندانند. وقتی مورد آزمون قرار می گیرند، متوجه می شوند که نمی توانند ایده های انتقادی را به خاطر بیاورند یا آنها را در زمینه جدیدی به کار ببرند. به همین ترتیب، وقتی یادداشت‌ها و متون سخنرانی خود را تا حد روانی بازخوانی می‌کنند، تسلط آن‌ها این حس کاذب را به آن‌ها می‌دهد که دارای محتوا، اصول و مفاهیم اساسی هستند که یادگیری واقعی را تشکیل می‌دهد، با اطمینان از اینکه می‌توانند آنها را در یک لحظه مهم به خاطر بیاورند.

نتیجه این است که حتی سخت‌کوش‌ترین دانش‌آموزان نیز معمولاً با دو مسئولیت مواجه می‌شوند: ناتوانی در دانستن زمینه‌هایی که یادگیری آنها در آن ضعیف است - یعنی جایی که باید کار بیشتری انجام دهند تا دانش خود را افزایش دهند، و ترجیح دادن روش‌های مطالعه ای که حس کاذب تسلط ایجاد می کنند.

دانش کافی نیست، اما لازم است

آلبرت انیشتین گفت: «خلاقیت مهم‌تر از دانش است» و به نظر می‌رسد که این مطلب به طور گسترده در میان دانشجویان شایع است. و چرا آنها این مطلب را طبیعی تلقی می کنند؟ این یک حقیقت آشکار و عمیق را در بر می گیرد، زیرا بدون خلاقیت، پیشرفت های علمی، اجتماعی یا اقتصادی ما از کجا می آید؟ علاوه بر این، انباشت دانش می تواند مانند یک کورخوانی باشد، در حالی که خلاقیت بسیار سرگرم کننده تر به نظر می رسد.

اما البته این دوگانگی نادرست است. شما نمی‌خواهید بدون دانستن حجم عظیم اطلاعات مورد نیاز، جراح مغز و اعصاب یا کاپیتان هواپیما شوید. اما این احساسات در پاسخ به آزمون‌های استاندارد ارزشمندتر شده‌اند، زیرا ترس از این است که چنین آزمون‌هایی منجر به تأکید بر حفظ کردن به قیمت از دست دادن مهارت‌های سطح بالا شود

با وجود مشکلات تست استاندارد، آنچه ما واقعاً باید بپرسیم این است که چگونه در ایجاد دانش وخلاقیت بهتر عمل کنیم، زیرا بدون دانش، پایه و اساس مهارت های سطح بالاتر تجزیه و تحلیل، ترکیب، و حل خلاقانه مسئله را نداریم.

همانطور که رابرت استرنبرگ روان‌شناس بیان می‌کند «اگر کسی چیزی را برای به کار بردن نداند، نمی‌تواند آنچه را که می‌داند به صورت عملی به کار گیرد». تسلط در هر زمینه ای، از آشپزی گرفته تا شطرنج تا جراحی مغز، افزایش تدریجی دانش، درک مفهومی، قضاوت و مهارت است. اینها ثمرات تنوع در تمرین مهارتهای جدید و تلاش، تأمل و تمرین ذهنی هستند. به خاطر سپردن حقایق مانند کار با وسایل لازم برای ساخت خانه است. ساخت خانه نه تنها نیازمند دانش در مورد یراق آلات و مصالح مختلف است، بلکه به درک مفهومی جنبه‌هایی مانند اصول انتقال انرژی و حفظ انرژی نیاز دارد که خانه را گرم نگه می‌دارد. پشت بام سرد است و حفاظ مناسب سقفی نیاز دارد.

تسلط هم نیازمند داشتن دانش آماده و هم درک مفهومی نحوه استفاده از آن است. دانشجوی جراحی مغز و اعصاب در سال اول مدرسه پزشکی خود باید کل سیستم عصبی، کل سیستم اسکلتی، کل سیستم عضلانی را به خاطر بسپارد. اگر نتواند، جراح مغز و اعصاب نمی شود. البته موفقیت او به سخت کوشی بستگی دارد، اما همچنین به یافتن راهبردهای مطالعه ای بستگی دارد که او را قادر می سازد حجم زیادی از مطالب مورد نیاز را در ساعات محدود موجود بیاموزد.

آزمون در مقابل ابزار یادگیری

راه های مطمئن تری نسبت به صحبت در مورد تست زدن برای بسیاری از دانش آموزان و مربیان وجود ندارد. تمرکز فزاینده در سال‌های اخیر بر ارزیابی استاندارد، به‌ویژه، آزمایش را به تیراندازی برای ناامیدی در مورد چگونگی دستیابی به اهداف آموزشی کشور تبدیل کرده است.

برای بسیاری از دانش‌آموزان و مربیان، هیچ راه مطمئن‌تری برای صحبت در مورد آزمون وجود ندارد. تمرکز فزاینده در سال‌های اخیر بر روی ارزیابی‌های استاندارد، به ویژه، آزمون را به تیر خلاصی برای ناامیدی‌ها در مورد چگونگی دستیابی به اهداف آموزشی کشور تبدیل کرده است. 

انجمن‌های آنلاین و مقالات خبری توسط خوانندگانی محاصره می‌شوند که تاکید بر تست کردن به نفع حفظ کردن به قیمت درک بیشتر زمینه یا توانایی خلاقانه است. که استرس آزمون مضاعفی برای دانش آموزان ایجاد می کند و معیار نادرستی از توانایی را ارائه می دهد. و غیره

بسیاری از خوانندگان با حفظ کردن، بر آزمون دادن تأکید دارند و این به قیمت از دست دادن درک بیشتر از زمینه یا توانایی خلاقانه تمام می‌شود. این امر باعث ایجاد استرس مضاعف در آزمون برای فراگیران می‌شود و معیار نادرستی از توانایی ارائه می‌دهد. اما اگر از فکر کردن به تست زدن به عنوان یک نشانگر برای اندازه گیری یادگیری مطمئن دست برداریم - اگر آن را تمرین بازیابی یادگیری از حافظه به جای "آزمون کردن" بدانیم، خود را به روی امکان دیگری باز می کنیم: استفاده از آزمون به عنوان ابزاری برای یادگیری.

یکی از برجسته‌ترین یافته‌های تحقیقاتی، قدرت بازیابی فعال - آزمون - برای تقویت حافظه است و هر چه بازیابی تلاش بیشتری داشته باشد، سود آن قوی‌تر است. در مورد امتحان دادن در مقابل دوباره خوانی فکر کنید. عمل بازیابی یادگیری از حافظه دو فایده عمیق دارد. یکی، به شما می‌گوید که چه چیزی را می‌دانید و چه چیزی را نمی‌دانید، و بنابراین برای بهبود بخش‌هایی که در آن ضعیف هستید، مطالعه بیشتر را در کجا متمرکز کنید. دوم، یادآوری چیزهایی که آموخته‌اید باعث می‌شود مغزتان حافظه را تقویت کند، که ارتباط آن را با آنچه قبلاً می‌دانید تقویت می‌کند و یادآوری آن را برای شما در آینده آسان‌تر می‌کند. در واقع، بازیابی - آزمون - فراموشی را قطع می کند.

کلاس علوم پایه هشتم را در نظر بگیرید. برای کلاس مورد بحث، در یک مدرسه متوسطه محققان ترتیبی دادند که بخشی از مطالب تحت پوشش در طول دوره، در سه نقطه در ترم، موضوع آزمون‌های کم‌مخاطره (با بازخورد) باشد. بخش دیگری از مطالب هرگز مورد بررسی قرار نگرفت، اما سه بار در بازبینی مطالعه شد. در آزمایشی که یک ماه بعد انجام شد، کدام مطلب بهتر یادآوری شد؟ دانش‌آموزان در مطالبی که مورد آزمون قرار گرفته بود میانگین بالا و در مورد مطالبی که مورد آزمون قرار نگرفته بود اما مرور شده بود میانگین پایین نشان دادند.

در مورد خلبانی، هر شش ماه یک بار تسلط آنها را در مجموعه ای از آزمایش ها و شبیه سازی های پروازی تقویت می کنند که او را ملزم به بازیابی اطلاعات و مانورهایی می کند که برای کنترل هواپیمایش ضروری است. همانطور که بیان می شود، به ندرت دچار شرایط اضطراری می شوند؛ اما اگر تمرین نکنند که چه کاری انجام دهند، راهی برای تازه نگه داشتن بازیابی اطلاعات و مانورها وجود ندارد.

هر دوی این موارد - تحقیق در کلاس درس و تجربه خلبانی در به روز رسانی دانش خود - به نقش حیاتی تمرین بازیابی در دسترسی به دانش در مواقعی که به آن نیاز است اشاره می کند.

خلاصه، در بیشتر موارد، ما به روش های اشتباه در حال یادگیری هستیم و به کسانی که آموزش می دهیم توصیه های ضعیفی می کنیم. بخش زیادی از آنچه که ما فکر می کنیم در مورد چگونگی یادگیری می دانیم، بر اساس باور و شهود است، که در تحقیقات تجربی پایدار نیستند. توهمات دائمی دانستن ما را به سمت راهبردهای غیرمولد سوق می دهد. این حتی در مورد افرادی که در مطالعات تجربی شرکت کرده اند و شواهد را برای خود دیده اند نیز صادق است.

توهمات متقاعد کننده های قوی هستند. یکی از بهترین عاداتی که یک یادگیرنده می تواند در خود ایجاد کند این است که به طور منظم خود را به چالش بکشد تا درک خود را از آنچه انجام می دهد و نمی داند تنظیم کند. انجام تست های تمرینی برای کمک به تمرکز مجدد در مطالعه ضروری است.

خبر خوب این است که ما اکنون راهبردهای ساده و عملی را می شناسیم که هرکسی می تواند در هر مقطعی از زندگی از آنها برای یادگیری بهتر و به خاطر سپردن طولانی تر استفاده کند: اشکال مختلف تمرین بازیابی، مانند آزمون کم خطر و خودآزمایی، فاصله گذاری تمرین، درهم آمیختن تمرین موضوعات یا مهارت‌های متفاوت اما مرتبط، تلاش برای حل یک مسئله قبل از آموزش راه‌حل، استخراج اصول یا قوانین اساسی که انواع مشکلات را متمایز می‌کند و غیره.

از آنجایی که یادگیری فرآیندی تکرار شونده است مستلزم آن است که آنچه را که قبلاً آموخته‌اید مجدداً مرور کنید و به طور مداوم آن را به روز رسانی کنید و آن را با دانش جدید مرتبط کنید.

 

مجله اینترنتی روان تنظیم

Online Journal of Ravantanzim

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا

روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی

دانش آموخته دانشگاه تهران

لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.

استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.