
کالبدشکافی
ساختار سهگانهٔ
مدل زیمرمن
ساختار
درونی و منطق
علیتی مدل
چکیدهٔ
مفهومی
ساختار
سهگانهٔ مدل
خودتنظیمی
زیمرمن (پیشاندیشی-اجرایعملکردی-خودبازاندیشی)
بهعنوان یکی
از شناختهشدهترین
چارچوبهای
خودتنظیمی،
بهندرت از
منظر منطق
علیتی و
روابطِ میانمرحلهای
مورد نقد قرار
گرفته است.
این مقاله به
دنبال پاسخ به
این پرسش است
که آیا روابطِ
مفروضِ علیِ
میان مراحل،
در دادههای
تجربی
پشتیبانی میشوند
یا مدل
نیازمند
بازنگریِ
ساختاری است.
استدلال اصلی
این است که
مدل زیمرمن،
علیرغم
ادعای چرخهای
بودن، در عمل
به ساختاری
خطی و تکجهته
تمایل دارد و
بسیاری از
پژوهشهای
تجربی، تمامی
روابطِ
مفروضِ میانمرحلهای
را تأیید نمیکنند.
این شکاف میان
«ادعای نظری»
و «شواهد تجربی»،
پیامدهای
مهمی برای
طراحی
مداخلات آموزشی
و روششناسی
پژوهش در
حوزهٔ
خودتنظیمی
دارد.
۲-۱.
توصیف ساختار
رسمی: سه
مرحله و
زیرفرایندها
مدل
خودتنظیمی
زیمرمن،
فرایند
یادگیری خودتنظیمشده
را در قالب سه
مرحلهٔ
متوالی مفهومسازی
میکند: پیشاندیشی (Forethought)، اجرا یا
کنترل ارادی (Performance/Volitional Control)، و خودبازاندیشی (Self-Reflection). این سه
مرحله،
چارچوبی
زمانی برای
تحلیل فرایند
خودتنظیمی
فراهم میآورند
که در آن هر
مرحله شامل
مجموعهای از
زیرفرایندهای
شناختی،
فراشناختی و
انگیزشی است.
مرحلهٔ
پیشاندیشی، پیش از
آغاز تلاش
برای یادگیری
قرار دارد و شامل
دو دستهٔ اصلی
از فرایندها
میشود: تحلیل
تکلیف (شامل هدفگذاری
و برنامهریزی
راهبردی) و باورهای
خودانگیزشی (شامل
خودکارآمدی،
انتظار
پیامد، علاقهی
درونی، و جهتگیری
هدف). در این
مرحله،
یادگیرنده
تکلیف را تحلیل
میکند،
اهدافی را
تعیین مینماید
و باورهای خود
را نسبت به
تواناییهایش
برای موفقیت
در تکلیف ارزیابی
میکند.
مرحلهٔ
اجرا،
در جریان تلاش
برای یادگیری
رخ میدهد و
شامل دو
زیرفرایند
اصلی است: خودکنترلی (شامل
استفاده از
راهبردهای
شناختی مانند
تصویرسازی
ذهنی،
خودگویی، و
توجهمتمرکز)
و خودنظارتی (شامل
خودآزمایی و
ثبتِ
فراشناختیِ
عملکرد). در
این مرحله،
یادگیرنده
راهبردهای
انتخابشده
را بهکار میگیرد
و پیشرفت خود
را نسبت به
اهداف تعیینشده
پایش میکند.
مرحلهٔ
خودبازاندیشی، پس از
اتمام تکلیف
قرار دارد و
شامل خودداوری
(خودارزیابی
در برابر
معیارها و
نسبتدادنهای
علّی) و خودواکنشی
(رضایت/نارضایتی
از خود، و
استنتاجهای
انطباقی برای
عملکرد آینده)
است. در این مرحله،
یادگیرنده به
ارزیابی
عملکرد خود میپردازد
و بر اساس آن،
استراتژیهای
خود را برای
تکالیف آینده
تنظیم میکند.
زیمرمن
تأکید دارد که
این سه مرحله
بهصورت چرخهای عمل میکنند؛
به این معنا
که
بازخوردهای
حاصل از
مرحلهٔ
خودبازاندیشی،
به مرحلهٔ پیشاندیشی
تکلیف بعدی
بازمیگردند
و چرخهٔ
خودتنظیمی را
کامل میکنند.
۲-۲.
منطق علیتیِ
مفروض: جهتِ
تأثیر و
بازخوردها
مدل
زیمرمن،
فراتر از یک
توصیفِ صرفاً
مرحلهای،
حاوی منطق
علیتیِ مشخصی است. بر
اساس این
منطق،
فرایندهای
پیشاندیشی
(مانند
خودکارآمدی و
هدفگذاری) بر
کیفیتِ اجرا
تأثیر میگذارند
و فرایندهای
اجرا نیز بهنوبهٔ
خود، بر
خودبازاندیشی
اثر میگذارند.
بهعبارت
دیگر، مدل
ادعا میکند
که:
1. پیشاندیشی
← اجرا:
باورهای
خودانگیزشی و
تحلیل تکلیف
در مرحلهٔ پیشاندیشی،
میزان و کیفیت
استفاده از
راهبردهای
خودتنظیمی در
مرحلهٔ اجرا
را تعیین میکنند.
2. اجرا ←
خودبازاندیشی: کیفیت
اجرا و میزان
موفقیت در
دستیابی به
اهداف، بر
قضاوتها و
واکنشهای
عاطفی در
مرحلهٔ
خودبازاندیشی
تأثیر میگذارد.
بااینحال،
ماهیت «چرخهای»
مدل نشان میدهد
که این روابط
صرفاً یکجهته
نیستند. مدل
مفروض میگیرد
که بازخوردها نیز نقش
مهمی ایفا میکنند.
مرحلهٔ
خودبازاندیشی،
از طریق
استنتاجهای
انطباقی و
واکنشهای
عاطفی، بر
انگیزش و
برنامهریزی
در مرحلهٔ پیشاندیشی
تکالیف آینده
تأثیر میگذارد.
بنابراین،
منطق علیتیِ
مدل را میتوان
بهصورت یک چرخهٔ
بازخوردی ترسیم
کرد که در آن
هر مرحله همزمان
هم تحت تأثیر
مراحل پیشین
قرار دارد و
هم بر مراحل
پسین اثر میگذارد.
بااینحال،
پرسش کلیدی
این است که
آیا این منطق
علیتیِ چرخهای
در پژوهشهای
تجربی بهدرستی
پشتیبانی میشود؟
۲-۳.
نقد خطیپنداری
پنهان: شواهد
تجربیِ
متناقض
یکی
از مهمترین
نقدهای وارد
بر مدل
زیمرمن،
مربوط به شکاف
میان ادعای
نظریِ چرخهای
و یافتههای
تجربی است.
پژوهشهای
متعددی نشان
دادهاند که
تمامی روابطِ
مفروضِ میانمرحلهای
در دادههای
تجربی تأیید
نمیشوند.
مطالعهٔ
کلیدی کالان
و کلیری (۲۰۱۹)
که
با استفاده از
مصاحبههای خردتحلیلی (microanalytic interviews) روی ۹۶
دانشآموز
پایهٔ هشتم
انجام شد،
نتایج قابلتأملی
را بهدست
آورد. در
این مطالعه:
·
همانطور
که انتظار میرفت،
فرایندهای
پیشاندیشی
(هدفگذاری و
برنامهریزی
راهبردی) با
استفاده از
راهبردها در
مرحلهٔ اجرا
همبستگی
معناداری
داشتند و هر
کدام بهطور
منحصربهفردی
مقدار متوسطی
از واریانسِ
استفاده از راهبرد
را تبیین میکردند.
·
برخلاف
انتظار،
خودنظارتیِ
فراشناختی در
مرحلهٔ اجرا
با اکثر
فرایندهای
خودتنظیمی
همبستگی
نداشت.
·
برخلاف
انتظار،
استفادهٔ
دانشآموزان
از راهبردها
با استنتاجهای
انطباقی (adaptive inferences) در مرحلهٔ
خودبازاندیشی
ارتباط تجربی
معناداری
نداشت.
این
یافتهها
نشان میدهند
که پیوندهای
میانمرحلهای
در مدل زیمرمن
از استحکام
یکسانی
برخوردار
نیستند. بهویژه،
حلقهٔ اتصال
میان «اجرا» و
«خودبازاندیشی»
در این مطالعه
ضعیفترین
حلقه بوده است. کالان خود این
یافته را چنین
تفسیر میکند
که «فرضیهٔ
چرخهای
خودتنظیمی
پیچیدهتر از
آن چیزی است
که در ابتدا
تصور میشد» و
این امر
پیامدهای
مهمی برای
آموزش خودتنظیمی
دارد؛ زیرا
اگر آموزش برخی
فرایندها بهطور
طبیعی به
بهبود
فرایندهای
بعدی منجر نشود،
آن فرایندها
باید بهطور
جداگانه
آموزش داده
شوند.
۲-۴.
چرخهای
بودن؛ ادعا یا
واقعیت؟
تمایز «چرخهٔ
نظری» و
«چرخهٔ
عملیاتیشده»
نقد
خطیپنداریِ
پنهان، ما را
به پرسشِ
بنیادینتری
میرساند: آیا
ساختار مدل
زیمرمن
واقعاً «چرخهای»
است یا این
چرخهای
بودن، بیش از
آنکه یک
ویژگیِ
ساختاریِ مدل باشد،
یک ادعای
نظریِ اثباتنشده است؟
برناکی (۲۰۱۷)
با
اشاره به این
مسئله، تفاوت
مهمی را میان
«چرخهٔ نظری»
و «چرخهٔ
عملیاتیشده
در پژوهش»
ترسیم میکند. بهعبارت
دیگر:
·
چرخهٔ
نظری:
آنچه مدل ادعا
میکند - یعنی
بازخوردِ آنی
و پیوسته میان
مراحل که در
آن هر مرحله
مستقیماً بر
مرحلهٔ بعد
تأثیر میگذارد
و بازخوردِ
مرحلهٔ
خودبازاندیشی
بلافاصله به
پیشاندیشی
همان تکلیف
بازمیگردد.
·
چرخهٔ
عملیاتیشده: آنچه
پژوهشها در
عمل اندازهگیری
میکنند -
معمولاً
همبستگیهای
مقطعی بین
متغیرهای
مربوط به
مراحل مختلف
در یک بازهٔ
زمانی مشخص.
برناکی استدلال
میکند که
بسیاری از
پژوهشهای
خودتنظیمی،
علیرغم
ارجاع به
ماهیت چرخهای
مدل، در عمل
از طرحهای
همبستگیِ
مقطعی استفاده
میکنند که
توانایی آزمونِ
روابطِ علیِ
چرخهای را
ندارند. برای
آزمونِ
واقعیِ چرخهای
بودن، نیاز به
دادههای
ردگیری (trace
data) و تحلیلهای
توالی (sequence analysis) است که
بتوانند
ترتیبِ
زمانیِ دقیقِ
رویدادهای
خودتنظیمی را
ثبت کنند. این
شکاف میان «آنچه
مدل ادعا میکند»
و «آنچه پژوهشها
اندازهگیری
میکنند»،
یکی از دلایل
اصلیِ اثباتنشدهبودنِ
ماهیتِ چرخهایِ
مدل است.
بهعلاوه،
حتی اگر دادههای
طولی در دسترس
باشند،
بازخورد
مرحلهٔ خودبازاندیشی
معمولاً نه به
همان تکلیف،
بلکه به تکالیف
بعدی
منتقل میشود.
بنابراین،
مدل بیش از
آنکه چرخهایِ
آنی باشد، مارپیچی در
طول زمان عمل میکند
که در آن
یادگیری از یک
تکلیف به
تکلیف بعدی
منتقل میشود.
۲-۵.
پیامدهای روششناختیِ
ساختار مدل
ساختار
سهگانهٔ مدل
زیمرمن، بهطور
ضمنی نوع
خاصی از طراحی
پژوهش را تحمیل
یا تشویق میکند.
این پیامدهای
روششناختی عبارتاند
از:
الف)
غلبهٔ پژوهشهای
مقطعی بر
طولی:
از آنجا که
مدل سه مرحلهٔ
متمایز را
معرفی میکند،
بسیاری از
پژوهشها بهجای
مطالعهٔ
فرایندِ پویا
و درزمانی، به
اندازهگیریِ
متغیرهای هر
مرحله در یک
نقطهٔ زمانی و
محاسبهٔ
همبستگی میان
آنها بسنده
میکنند. این رویکرد،
اگرچه از نظر
اجرایی سادهتر
است، اما
توانایی
آزمونِ
روابطِ علیِ
چرخهای را
ندارد. برناکی
(۲۰۱۷) بهصراحت
اشاره میکند
که برای
آزمونِ
واقعیِ چرخهای
بودن،
پژوهشگران
باید از دادههای
ردگیری (trace
data) و تحلیلهای
فرایند (process mining) استفاده کنند
که بتوانند
توالیِ
واقعیِ
رویدادهای خودتنظیمی
را ثبت و
تحلیل کنند.
ب)
تأکید بر
خودگزارشی بهعنوان
ابزارِ غالب: ساختار
مرحلهای
مدل، استفاده
از پرسشنامههای
خودگزارشی (مانند
MSLQ) را
تشویق میکند
که در آنها
از دانشآموزان
خواسته میشود
تا بهطور همزمان
به مؤلفههای
هر سه مرحله
پاسخ دهند.
این روش، نهتنها
امکانِ
تشخیصِ
توالیِ زمانی
را از بین میبرد،
بلکه به دلیل
ماهیتِ
ادراکیِ
خودگزارشیها،
ممکن است
روابطِ
واقعیِ میان
مراحل را مخدوش
کند.
ج)
غفلت از
بازخوردهای
غیرخطی و پرشهای
میانمرحلهای: ساختار
سهگانهٔ
مدل،
پژوهشگران را
به سمت آزمونِ
روابطِ خطیِ
پیشاندیشی← اجرا
← خودبازاندیشی
سوق میدهد،
درحالیکه
ممکن است در
واقعیت،
بازخوردها بهصورت
غیرخطی و با
پرش از میان
مراحل رخ
دهند. برای
مثال، ممکن
است یک دانشآموز
در حین اجرا،
بهطور
ناگهانی هدف
خود را بازتعریف
کند (بازگشت
به پیشاندیشی)
یا بلافاصله
پس از یک
شکستِ جزئی،
به خودارزیابیِ
منفی بپردازد
(پرش به خودبازاندیشی)
بدون اینکه
منتظر اتمام
تکلیف باشد.
د)
شواهدی از
بافتهای
غیرآموزشی: پژوهشهای
انجامشده در
حوزهٔ
یادگیری
بالینی (برخوت
و همکاران، ۲۰۱۵) نشان
میدهند که در
بافتهای
پیچیده و
پویا، فرایند
خودتنظیمی
بیش از آنکه
ساختاری
مرحلهای
داشته باشد، فرایندی
پویا،
بازگشتی و
چندجهتی است که
تحت تأثیر
عوامل شخصی،
اجتماعی و
زمینهای
قرار میگیرد. این یافتهها،
ضرورتِ
بازنگریِ
ساختارِ سهگانه
را برای
کاربست در
بافتهای
غیرآموزشی
آشکار میسازد.
۲-۶.
جمعبندی:
ساختاری در
بوتهٔ آزمون
تجربی
بررسیِ
ساختار درونی
و منطق علیتیِ
مدل زیمرمن،
ما را به این
نتیجهگیری
میرساند که
اگرچه مدل از انسجام
نظریِ قابلتوجهی
برخوردار
است، اما پشتیبانیِ
تجربی از
تمامی روابطِ
مفروضِ میانمرحلهای،
یکنواخت و
کامل نیست. پنج
گزارهٔ محوری
این مقاله را
میتوان چنین
خلاصه کرد:
۱. مدل
زیمرمن،
روابط علیِ
خاصی را میان
سه مرحلهٔ پیشاندیشی،
اجرا و
خودبازاندیشی
مفروض میگیرد
که در آن پیشاندیشی
بر اجرا و
اجرا بر
خودبازاندیشی
تأثیر میگذارد،
اما این روابط
بهندرت مورد
آزمونِ علیِ
واقعی قرار
گرفتهاند.
۲. پژوهشهای
تجربی، بهویژه
مطالعهٔ کالان
و کلیری (۲۰۱۹)
نشان
دادهاند که
تمامی این
روابط تأیید
نمیشوند؛ بهویژه،
پیوند میان
اجرا و
خودبازاندیشی
ضعیفترین
حلقه است.
۳. ساختارِ
چرخهایِ
مدل، بیش از
آنکه یک
ویژگیِ
ساختاریِ
اثباتشده
باشد، یک ادعای
نظریِ اثباتنشده است و
میان «چرخهٔ
نظری» و
«چرخهٔ
عملیاتیشده
در پژوهش»
تفاوتِ قابلتوجهی
وجود دارد.
۴. بسیاری از
پژوهشها،
مدل را بهصورت
خطی عملیاتی
کردهاند و
این شکاف میان
ادعا و عمل،
نشاندهندهٔ
ابهام در خودِ
ساختار مدل
است.
۵. کاربستِ
مدل در حوزههای
مختلف، بهویژه
در بافتهای
پیچیده مانند
یادگیری
بالینی،
نیازمند بازنگریِ
ساختاری است
تا امکانِ
بازخوردهای
غیرخطی، پرشهای
میانمرحلهای
و تأثیراتِ
زمینهای را
فراهم کند.
پیامد
کلیدی برای
کاربست مدل این است
که مربیان و
طراحان
آموزشی نباید
بر توالیِ سهگانهٔ
زیمرمن بهعنوان
یک قانونِ
جهانشمول تکیه
کنند. مداخلات
آموزشی باید
بهجای طراحی
بر اساس
توالیِ خطیِ
مفروض، امکانِ
بازخوردِ
پویا و غیرخطی
را فراهم کنند
و به دانشآموزان
بیاموزند که
در هر نقطه از
فرایند یادگیری،
بتوانند بهطور
انعطافپذیری
میان مراحل
جابهجا شوند.
همچنین،
پژوهشهای
آینده باید از
طراحیهای
طولی و لحظهنگار
(trace data) برای
آزمونِ
واقعیِ چرخهای
بودن استفاده
کنند و از
تکیه بر طرحهای
مقطعیِ
همبستگی که
تصویری ایستا
از فرایندی
پویا ارائه میدهند،
پرهیز کنند.
·
خاستگاه
معرفتی: نقد خطیپنداریِ
پنهان در
ساختار مدل،
ریشه در مفروضاتِ
معرفتشناختیِ
آن دارد؛ جایی
که ترکیبِ
رفتارگرایی و
شناختگرایی،
مدل را به
سمتِ تأکید بر
توالیهای
قابلپیشبینی
(مانند
زنجیرهٔ
محرک-پاسخ)
سوق داده است،
در حالی که
ماهیتِ پویا و
غیرخطیِ
خودتنظیمی،
نیازمندِ
چارچوبی یکپارچهتر
است.
·
خودکارسازی:
ساختارِ سهگانه
و منطق علیتیِ
مدل، بر
مفهومِ
خودکارسازی
تأثیر میگذارد؛
زیرا مدل
مفروض میگیرد
که با تمرین و
تکرار،
فرایندهای
مرحلهٔ اجرا
بهتدریج
خودکار میشوند
و این
خودکارسازی،
شرطِ لازم برای
حرکت به سمتِ
خودتنظیمیِ
پیشرفته است.
اما مرزِ
خودکارسازی
در مدل مبهم
است و این
ابهام، با
ناقصبودنِ
روابطِ علیِ
میانمرحلهای
در هم تنیده
شده است.
منابع
اختصاصی
مقاله
|
منبع
کلیدی: Callan,
G. L., & Cleary, T. J. (2019). Examining cyclical phase relations and
predictive influence of self-regulated learning processes on mathematics task
performance. Metacognition and Learning, 14(1),
43-63. -7-12 نقد
ساختار چرخهای: Bernacki,
M. L. (2017). Examining the cyclical, loosely sequenced, and contingent
features of self-regulated learning: Trace data and their analysis. In D. H.
Schunk & J. A. Greene (Eds.), Handbook
of self-regulation of learning and performance
(pp. 370-387). Routledge. -3-8-13 مقایسهٔ
ساختاری مدلها: Panadero,
E. (2017). A review of self-regulated learning: Six models and four
directions for research. Frontiers in Psychology, 8,
422. -9-14 شواهد
از بافت
بالینی: Berkhout,
J. J., Helmich, E., Teunissen, P. W., van den Berg, J. W., van der Vleuten,
C. P., & Jaarsma, A. D. C. (2015). Exploring the factors influencing
clinical students' self-regulated learning. Medical
Education, 49(6), 589-600. -5-10-15 متن
اصلی مدل: Zimmerman,
B. J. (2000). Attaining self-regulation: A social cognitive perspective. In
M. Boekaerts, P. R. Pintrich, & M. Zeidner (Eds.), Handbook of self-regulation (pp.
13-39). Academic Press. -6-11 |
مجله
اینترنتی
روان تنظیم
Online
Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی
روانشناسی
تربیتی
شناختی
مدیر مسئول:
محمود دلیر
عبدی نیا
روانشناس
تربیتی با
دیدگاه
شناختی
دانش
آموخته دانشگاه
تهران
●اولین
مربی شناختی
در ایران●
لطفا نظرات
و پیشنهادات
خود را از
طریق بخش نظرات
مجله
اینترنتی
روان تنظیم و
یا از طریق ایمیل
برای ما ارسال
کنید.
استفاده از
مطالب ارائه
شده در این
پایگاه، صرفا
با ذکر منبع
آزاد می باشد.

تدریس
مؤثر؛ از کلاس
درس تا نظام
آموزشی
نگاهی
جامع به پژوهشهای
نوین برای دستاندرکاران
آموزش
مجله
اینترنتی
یادگیری و
آموزش (روان
تنظیم)
با
سلام و احترام.
در شماره جدید مجله
اینترنتی
یادگیری و
آموزش (روان
تنظیم)،
نوشتاری جامع
و کاربردی با
عنوان «تدریس
مؤثر؛ از کلاس
درس تا نظام
آموزشی: نگاهی
جامع به پژوهشهای
نوین برای دستاندرکاران
آموزش» تقدیم
میشود. این
مقاله که حاصل
تلخیص و تحلیل
۱۴ پژوهش بینالمللی
از مجموعهٔ ویژهٔ
نشریهٔ Frontiers in Education
است، به این
پرسش بنیادین
پاسخ میدهد
که تدریس مؤثر
فراتر از یک
روش خوب در
کلاس، چیست و
چگونه میتوان
آن را در سطوح
مختلف (از
معلم تا سیاستگذار)
بهبود بخشید.
نویسنده با زبانی
ساده و روان،
ضمن تبیین دو
تعریف مکمل از
تدریس مؤثر
(درونکلاسی و
فراتر از
کلاس)، هفت
درس کلیدی
شامل حق
انتخاب دادن
به دانشآموزان،
ایجاد فضای
انگیزشی،
توجه به ترکیب
مدرسه،
مشارکت
خانواده، کار
گروهی
هدفمند، سرمایهگذاری
بر تربیت
معلم، و حساسیت
به تفاوتهای
فرهنگی را
استخراج کرده
و برای
هرکدام،
راهکارهای
عملی ارائه
داده است.
در
ادامه،
نوشتار با تأکید
بر این نکته
که تدریس مؤثر
فقط به کلاس
درس محدود نمیشود،
به نقشهای
چندگانهٔ
معلم (مشاور،
حامی معلمان
تازهکار،
پاسدار سلامت
روان، و کاربر
هوشمند فناوری)
پرداخته و برای
هر گروه از
مخاطبان، پیشنهادهای
عینی و اجرایی
مطرح کرده
است. از
معلمان
خواسته شده با
برقراری
ارتباط مؤثر
با خانواده و
توجه به سلامت
روان خود و
دانشآموزان،
کیفیت تدریس
را ارتقا
دهند؛ از مدیران
مدارس، حمایت
از معلمان
تازهکار و
کاهش بار کاری
آنها؛ از سیاستگذاران،
توجه به کیفیت
تربیت معلم و
طراحی
ابزارهای
سنجش بومی؛ و
از والدین و
جامعه،
مشارکت فعال
در فرایند
آموزش و
قدردانی از
زحمات معلمان.
نتیجهٔ نهایی
نوشتار این
است که تدریس
مؤثر، یک نظام
یکپارچه است
که با همکاری
همهٔ دستاندرکاران
آموزشی شکل میگیرد
و هدف غایی
آن، ساختن آیندهای
بهتر، یک کلاس
درس در یک
زمان است. مطالعهٔ
این نوشتار به
همهٔ علاقهمندان
به حوزهٔ
آموزش و پرورش
توصیه میشود.
مجله
اینترنتی یادگیری
و آموزش (روان
تنظیم) یک
وبلاگ مستقل و
علمی است که
بهعنوان منبعی
جامع از تکنیکها
و مهارتهای یادگیری
و آموزش، در
فضای مجازی
فعالیت میکند.
این مجله با
رویکردی کاربردی
و راهنماگونه،
بستری پویا
برای توانمندسازی
طیف گستردهای
از مخاطبان،
از دانشآموزان
و دانشجویان
گرفته تا والدین
و مربیان
فراهم آورده
است تا
بتوانند با
بهرهگیری از
جدیدترین یافتههای
علمی در حوزههای
روشهای
مطالعه، تقویت
حافظه، و
خودآموزی
مؤثر، چالشهای
یادگیری خود
را به فرصتهایی
برای رشد و
تعالی تبدیل
کنند. در این
مجله، مطالب
به دور از پیچیدگیهای
صرفاً نظری،
با زبانی روان
و ساختاری گامبهگام
ارائه میشوند
تا هر خوانندهای،
فارغ از سطح
دانش قبلی،
بتواند از آنها
در زندگی واقعی
خود بهره
ببرد.
مدیر
مجله اینترنتی
یادگیری و
آموزش (روان
تنظیم)
ادامه
به تدریس
مؤثر؛ از کلاس
درس تا نظام
آموزشی