مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

هویت خود در محیط آموزشی

image

image

اولین مربی شناختی در ایران

صفحه نخست

عملکرد برتر    آموزش و یادگیری    یادگیری خود تنظیم    فراشناخت 

 مطالعه-خواندن   انگیزش و هیجان   سنجش و ارزشیابی   عصب روانشناسی

جمعه - 05 دی 1404

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

آموزش و یادگیری

هویت

هویت خود  در محیط آموزشی

 

یادگیری فرایندی فعال و درونی است که در آن یادگیرنده با پردازش تجربیات، دانش و مهارت جدید می‌سازد. نقش مربی طراحی محیط آموزشی مؤثر است، نه تحمیل مستقیم یادگیری. مدل‌های یادگیری معاصر باید بر اساس شواهد پژوهشی از حوزه‌هایی چون روانشناسی شناختی، اجتماعی و رشدی بنا شوند تا شکاف بین نظریه و عمل را پر کنند. هشت اصل کلیدی برای یادگیری اثربخش عبارتند از:

۱. تفاوت‌های فردی: ویژگی‌های هویتی، رشدی و فرهنگی یادگیرندگان بر جهان‌بینی و رویکرد آنها به یادگیری تأثیر می‌گذارد (مایر، رز و گوردون، ۲۰۱۴).

۲. دانش قبلی: دانش قبلی به عنوان یک فیلتر ادراکی عمل می‌کند. فعال‌سازی دقیق آن اساس یادگیری جدید است، در حالی که فعال‌سازی نادرست آن مانع یادگیری می‌شود (برنسفورد، براون و کاکینگ، ۲۰۰۰)

۳. سازماندهی دانش: ذخیره سازی شبکه ای و معنادار اطلاعات در حافظه بلندمدت، بازیابی و انتقال مؤثر آن را ممکن می سازد (سوئلر، آیرز و کالیوگا، ۲۰۱۱).

۴. انگیزش: نیروی محرک یادگیری است و زمانی به حداکثر می‌رسد که یادگیرنده برای تکلیف ارزش قائل باشد و انتظار موفقیت داشته باشد (ویگفیلد و اکلس، ۲۰۰۰).

۵. تسلط: فراتر از یادگیری سطحی است و مستلزم کسب مهارت‌های جزئی، ادغام آنها و توانایی تشخیص زمان به‌کارگیری دانش است (اندرسون و همکاران، ۲۰۰۱)

۶. تمرین و بازخورد هدفمند: تمرین در سطح چالش بهینه همراه با بازخورد سازنده و به موقع، یادگیری را تعمیق و پایدار می‌کند (هاتی و تیمپرلی، ۲۰۰۷)

۷. محیط یادگیری: محیط کلاس درس باید هم چالش‌برانگیز و هم ایمن، منصفانه و حمایتی باشد تا مشارکت و پشتکار را تقویت کند (دوِئک، ۲۰۰۶)

۸. خودتنظیمی: توانایی برنامه‌ریزی، نظارت و تنظیم فرآیندهای یادگیری که یادگیرنده را به یک شرکت‌کننده فعال و مستقل تبدیل می‌کند (زیمرمن، ۲۰۰۲)

این اصول درهم‌تنیده، چارچوبی علمی برای طراحی، اجرا و ارزیابی آموزش فراهم می‌کنند و پلی بین پژوهش و عمل آموزشی می‌زنند.

اهمیت هویت و مراحل رشد دانشجویان در یادگیری

یک مجادله شخصی و نژادی چالش‌برانگیز در کلاس آموزشی  نشان دهنده درگیری عاطفی است که اهمیت درک هویت و مراحل رشدی دانشجویان را نشان می‌دهد. از طرف دیگر، دیوار سکوت در جو کلاس می تواند دلایل متعددی مانند تعهدات شغلی، تجربیات تبعیض‌آمیز، یا تفاوت‌های عصبی-رشدی را نشان دهد. با جمع‌آوری بازخورد مناسب می توان فهمید که چگونه دانشجویان وجوه مهم هویت خود را به محیط آموزشی وارد می‌کنند و این امر بر تعامل و یادگیری آنان تأثیر می‌گذارد.

دانشجویان از نظر ابعاد مختلفی مانند هویت، مراحل رشد و تاریخچه شخصی با یکدیگر تفاوت دارند و این تفاوت‌ها بر درک آنان از جهان و در نتیجه، یادگیری و عملکردشان تأثیر می‌گذارد. یادگیری صرفاً پر کردن مغزهای خالی از دانش نیست، بلکه مستلزم ادغام دانش و مهارت در جهان‌بینی فرد است. بنابراین، درک نقش مرحله رشدی، هویت‌ها و تجربیات شخصی در فرآیند یادگیری ضروری است. این عوامل نیز ایستا نیستند، بلکه در طول زندگی تحول می‌یابند.

یافته‌های تحقیقات درباره تفاوت‌های فردی

۱. تمرکز بر دانش‌آموز به جای محتوا: تدریس دانش‌آموز محور مستلزم به رسمیت شناختن دانش‌آموزان به عنوان افرادی با ترکیبی منحصر به فرد از ویژگی‌های اجتماعی، عاطفی و فکری است (پاتون و همکاران، ۲۰۱۶). سوال «دانش‌آموزان من چه کسانی هستند؟» نقطه شروع مهمی برای استاد است.

۲. برابری در مقابل انصاف: رفتار برابر با همه دانش‌آموزان (عدالت) تنها در صورتی می‌تواند منجر به موفقیت شود که همه شرایط شروع یکسانی داشته باشند. عدالت آموزشی مستلزم ایجاد محیطی است که منجر به برابری در نتایج آموزشی شود و تفاوت‌ها در زمینه‌هایی مانند نژاد، جنسیت و وضعیت اجتماعی-اقتصادی را در نظر بگیرد (مک‌نیر و همکاران، ۲۰۲۰). این ممکن است به معنای ارائه پشتیبانی‌های مختلف متناسب با نیازهای هر فرد باشد.

۳. رد سبک‌های یادگیری: شواهد پژوهشی قوی نشان می‌دهد که تطبیق روش‌های تدریس با سبک‌های یادگیری ترجیحی (مانند بصری یا شنیداری) منجر به بهبود نتایج یادگیری نمی‌شود (پاشلر و همکاران، ۲۰۰۸؛ استال، ۱۹۹۹). بنابراین، تمرکز باید بر تفاوت‌های مؤثرتر باشد.

۴. هویت به عنوان یک عامل تأثیرگذار: در دنیای واقعی، متغیرهای هویتی مانند نژاد، جنسیت، گرایش جنسی، وضعیت اقتصادی و توانایی به طور سیستماتیک پیش‌بینی‌کننده موفقیت تحصیلی هستند (چن، ۲۰۱۳؛ NASEM، ۲۰۱۶). این به دلیل تفاوت‌های بیولوژیکی نیست، بلکه به دلیل تأثیر ساختارهای تبعیض‌آمیز مانند نژادپرستی و تبعیض جنسی است. این هویت‌ها بر احساس تعلق دانشجو به موسسه، سلامت روان و بهزیستی او تأثیر می‌گذارند (براکستون، ۲۰۱۲؛ تینتو، ۲۰۱۲؛ NCMHC، ۱۹۹۹).

۵.  چندگانگی هویت: هر دانش‌آموز دارای یک پروفایل منحصر به فرد از هویت‌ها است و تقاطع این هویت‌ها، تجربه آموزشی را شکل می‌دهد (کرنشاو، ۱۹۸۹). به عنوان مثال، تجربه یک زن سیاه‌پوست در کلاس می‌تواند تحت تأثیر نادیده گرفته شدن و بیش‌دیده شدن (در معرض توجه بیش از حد به عنوان نماینده یک گروه بودن) قرار گیرد (استوارت، ۲۰۱۸).

۶. چهره در حال تغییر جمعیت دانشجویی: تصویر سنتی از دانشجو امروزه نماینده اکثریت نیست. جمعیت دانشجویی از نظر جنسیت، نژاد، وضعیت مهاجرت، سنت (۷۵٪ غیرسنتی)، وضعیت اقتصادی (ناامنی غذایی و مسکن) و سلامت روان (منابع مختلف از جمله مرکز ملی آمار آموزش) متنوع‌تر شده است. بسیاری از دانشجویان به دلیل کار، خانواده و تبعیض با حجم کاری بالا و قدرت محدود مواجه هستند که حاشیه امنیت آنها برای یادگیری را کاهش می‌دهد (مک‌کلاسکی، ۱۹۶۳).

سطوح رشد: رشد هویت اجتماعی و رشد فکری

 رشد هویت اجتماعی: مدل‌هایی مانند مدل هاردیمن و جکسون (۱۹۹۲) فرآیند رشد هویت را برای گروه‌های اقلیت و مسلط ترسیم می‌کنند. این فرآیند می‌تواند از مرحله ساده‌لوحی به پذیرش پیام‌های اجتماعی، به مقاومت و در نهایت به بازتعریف مثبت و درونی‌سازی هویت حرکت کند. به عنوان مثال، دانشجویی در کلاس اقتصاد ممکن است در مرحله مقاومت باشد، در حالی که دیگری در فرآیند فروپاشی درگیر باشد (تاتوم، ۲۰۱۷؛ هلمز، ۱۹۹۳). برای بیشتر دانش‌آموزان، آشکارسازی یک مرحله کلیدی است (داگلی، ۱۹۹۴).

 رشد فکری: مدل‌هایی مانند مدل پری (۱۹۶۸) حرکت دانش‌آموزان را از دوگانگی (دانش مطلق درست / غلط) به کثرت‌گرایی (همه نظرات معتبر هستند)، سپس به نسبی‌گرایی (ارزیابی نظرات بر اساس شواهد) و در نهایت به تعهد (انتخاب آگاهانه یک موضع) توصیف می‌کنند. تضاد بین دیدگاه‌های دوگانه‌گرایانه و کثرت‌گرایانه / نسبی‌گرایانه همیشه آشکار نیست. تحقیقات همچنین تفاوت‌های جنسیتی را در روش‌های دانستن، مانند دانستن جداگانه در مقابل دانستن مرتبط نشان می‌دهد (بلنکی و همکاران، ۱۹۸۶؛ باکستر-ماگولدا، ۱۹۹۲). تحقیقات در حوزه رشد فکری و شناختی به تفاوت‌های جنسیتی در شیوه‌های شناخت اشاره کرده‌اند. به عنوان مثال، مری فیلد بلنکی و همکارانش در کتاب تأثیرگذار خود با عنوان «شیوه‌های شناخت زنان: توسعه خود، صدا و دیدگاه» (۱۹۸۶) به دو سبک غالب اشاره می‌کنند:

شناخت جداگانه: در این روش، فرد سعی می‌کند خود را از یک موضوع یا ایده جدا کند تا آن را بفهمد و با تکیه بر قوانین عینی و منطقی، به تحلیل انتقادی و بی‌طرفانه می‌پردازد. گویی او در نقش یک قاضی یا منتقد بیرونی قرار دارد. تمرکز بر استدلال، شواهد و انتقاد بدون در نظر گرفتن زمینه شخصی است.

شناخت متصل: در این روش، فرد سعی می‌کند خود را به موضوع یا دیدگاه دیگران متصل کند. برای درک یک ایده، فرد سعی می‌کند آن را در زمینه و تجربه صاحب نظر ببیند و آن را با همدلی بررسی کند و به دنبال نکات مشترک باشد. هدف اصلی درک و مشاهده از درون چارچوب ذهنی دیگری است، نه قضاوت فوری.

رویکرد دارایی‌محور

تنوع دانش‌آموزان نباید به عنوان یک مشکل، بلکه به عنوان یک دارایی دیده شود. تحقیقات نشان می‌دهد که گروه‌های ناهمگن اغلب در حل مسئله نوآورتر هستند زیرا دیدگاه‌های متنوع‌تری را در خود جای می‌دهند (پیج، ۲۰۰۸؛ فیلیپس و همکاران، ۲۰۰۸). همچنین، تنوع جنسیتی در تیم‌ها می‌تواند منجر به مشارکت متعادل‌تر و نتایج بهتر شود (وولی - مالون، ۲۰۱۱).

پیامدها و راهبردهای آموزشی

از آنجایی که دانشجویان نمی‌توانند هویت یا سطح رشد خود را بیرون از کلاس بگذارند، راهبردهای آموزشی باید چندوجهی و حساس به این تفاوت‌ها باشند. برخی راهبردهای پیشنهادی عبارتند از:

   آگاهی و بازتاب: بررسی فرضیات خود درباره دانشجویان، شناخت هویت‌های متقاطع خود، آموزش درباره هویت‌های دیگر و پیش‌بینی موضوعات حساس.

   تأیید هویت دانشجویان: استفاده از مثال‌های متنوع و مرتبط، تشویق دانشجویان به آوردن تجربیات خود، گسترش برنامه درسی، پرهیز از تفکر کاستی‌محور، ارائه بازخورد همراه با اطمینان‌بخشی، و تصدیق بافت اجتماعی-سیاسی گسترده‌تر.

   پشتیبانی از مراحل رشد: امن کردن فضای ابهام، مقاومت در برابر پاسخ واحد درست، گنجاندن شواهد در معیارهای ارزیابی و توضیح اهمیت خروج از منطقه امن.

    مدیریت حاشیه امنیت: افزایش قدرت دانشجو (مثلاً از طریق ایجاد ارتباطات اجتماعی) و کاهش بار او (با معرفی منابع دانشگاهی).

دیدگاه انتقادی: محدودیت‌های اساسی

- نادیده گرفتن تفاوت‌های عصبی-شناختی (مغزهای مختلف، الگوهای پردازش متفاوت)

- تمرکز بیش‌ازحد بر جنبه‌های شناختی و غفلت از تفاوت‌های زیستی-عصبی

اصل عصبی-تنوع‌گرا (جایگزین اصل تفاوت‌های فردی)

مبنای پژوهشی: عصب‌شناسی تنوع (Neurodiversity)، نظریه‌پردازی چندگانه هوش

پیشنهاد نوآورانه: طراحی «نمایه‌های عصبی-شناختی» شخصی‌شده که نقاط قوت پردازشی هر فرد را شناسایی می‌کند.

راهکار: استفاده از الگو‌های تشخیصی مبتنی بر هوش مصنوعی برای ترسیم نقشه‌های یادگیری فردی.

استنادات پژوهشی

۱. تفاوت‌های فردی: محدودیت‌های عصبی-شناختی

- رز و همکاران (۲۰۱۳) در "Universal Design for Learning" نشان می دهد که چه ویژگی های یکسان برای همه، نابرابری را افزایش می دهد. طراحی فراگیر برای یادگیری (UDL) یک رویکرد آموزشی است که نیازها و توانایی‌های همه زبان‌آموزان را در نظر می‌گیرد و موانع غیرضروری را در فرآیند یادگیری حذف می‌کند.

- توماس و  لیراس (۲۰۰۹) در Cognition ثابت کردند که تفاوت‌های عصبی بر سبک‌های بازنمایی تاثیر مستقیم دارد. محدودیت نظریه سبک‌های بازنمایی (بصری / شنیداری / جنبشی) توسط پاشلر و همکاران (۲۰۰۸) در  علوم روانشناسی در جهت منافع عمومی  به شدت مورد انتقاد قرار گرفت و شواهد تجربی کافی برای آن یافت نشد.

جمع‌بندی

این مبحث بر لزوم نگاه کل‌نگر به دانشجویان به عنوان موجوداتی با هویت‌ها، تجربیات و مراحل رشدی منحصربه‌فرد تأکید می‌کند که این عوامل بر یادگیری آنان تأثیر می‌گذارند. تنوع، یک دارایی است که در صورت به‌کارگیری مناسب، می‌تواند تجربه یادگیری را برای همه غنی‌تر کند. راهبردهای ارائه شده، چارچوبی برای ایجاد محیط‌های آموزشی فراگیرتر و عادلانه‌تر فراهم می‌کنند.

نتیجه‌گیری تلفیقی: درک و احترام به کلیت وجود یادگیرنده—شامل هویت، تجربه، مرحله رشدی و همچنین ساختار و عملکرد منحصربه‌فرد عصبی-شناختی او—پایه ایجاد یک محیط آموزشی واقعاً فراگیر و عادلانه است. تنوع نه یک چالش، بلکه مهم‌ترین دارایی اکوسیستم یادگیری است. آینده آموزش در گرو به‌کارگیری راهبردهایی است که این تنوع چندبعدی را نه تنها به رسمیت بشناسد، بلکه با استفاده از ابزارهای دقیق و شخصی‌شده (مانند طرح‌ریزی نمایه‌های عصبی-شناختی)، آن را به عنوان سنگ بنای طراحی تجربیات یادگیری کارآمد و تحول‌آفرین قرار دهد.

 

مجله اینترنتی روان تنظیم

Online Journal of Ravantanzim

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا

روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی

دانش آموخته دانشگاه تهران

اولین مربی شناختی در ایران

لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.

استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.