جمعه - 01 اسفند 1404
مجله اینترنتی روان تنظیم
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
با بیش از بکصد هزار بازدید
خلاقیت از دیدگاه ترزا آمابیله
ترزا آمابیله (متولد ۱۵ ژوئن ۱۹۵۰)، استاد بازنشسته مدیریت بازرگانی در مدرسه بازرگانی هاروارد، با پیشینه علمی منحصربهفرد خود در رشته شیمی و دکترای روانشناسی از دانشگاه استنفورد (۱۹۷۷)، توانست با نگاهی میانرشتهای به پدیده خلاقیت بنگرد. نقطه عطف کار او، ارائه نظریه مؤلفهای خلاقیت است که در آن چهار عنصر اصلی برای وقوع خلاقیت معرفی میشود: مهارتهای مرتبط با حوزه فعالیت، فرآیندهای مرتبط با خلاقیت، انگیزش درونی و محیط اجتماعی (آمابیله، ۲۰۱۱).
اصل انگیزش درونی که معروفترین ایده اوست، تأکید میکند که افراد زمانی خلاقترین هستند که توسط علاقه و لذت ذاتی کار هدایت شوند (آمابیله، ۱۹۹۷). این اصل بعدها با پژوهش درباره تأثیر عواطف بر خلاقیت تکمیل شد و به نظریه چرخه عاطفه و خلاقیت انجامید (آمابیله و همکاران، ۲۰۰۵). آمابیله همچنین ابزارهای سنجش متعددی از جمله پرسشنامه KEYS برای ارزیابی جو خلاقیت در محیطهای کاری طراحی کرده است (آمابیله و همکاران، ۱۹۹۶). کتاب مشهور او با عنوان «اصل پیشرفت» (The Progress Principle) که با همکاری همسرش استیون کریمر در سال ۲۰۱۱ منتشر شد، نشان میدهد که پیشرفت معنادار در کار روزانه، قویترین محرک انگیزش درونی و خلاقیت است. او در طول دوران حرفهای خود جوایز متعددی از جمله جایزه یک عمر دستاورد از آکادمی مدیریت (۲۰۱۸) دریافت کرده و در سالهای ۲۰۱۱، ۲۰۱۳ و ۲۰۲۴ به تالار مشاهیر Thinkers50 راه یافته است.
نظریهپردازی و چارچوبهای مفهومی
شرایط خلاقیت؛ تقدم محیط اجتماعی بر ویژگیهای شخصیتی (۱۹۸۸)
در فصلی که ترزا آمابیله به همراه بث هنسی با عنوان «شرایط خلاقیت» (۱۹۸۸) منتشر کرد، به دو پرسش بنیادین پاسخ داده میشود: آیا خلاقیت صرفاً به تواناییها و ویژگیهای شخصیتی فرد بازمیگردد؟ و آیا عناصر دیگری به همان اندازه در این فرآیند نقش دارند؟ نویسندگان با طرح این پرسشها، در پی آن هستند که از فروکاستن خلاقیت به یک خصیصه درونی و ایستا پرهیز کنند و افق تحلیلی خود را به سوی عوامل گستردهتر بگشایند.
پاسخ تحقیق آنان به روشنی بر نقش اصلی و تعیینکننده عوامل اجتماعی و محیطی بر عملکرد خلاق تأکید دارد. یافتههای ایشان نشان میدهد که میان جهتگیری انگیزشی فرد و خلاقیت عملکرد او رابطهای نیرومند و مثبت وجود دارد. به عبارت دیگر، این که فرد عمدتاً با انگیزه درونی (علاقه و اشتیاق شخصی) یا انگیزه بیرونی (پاداش، فشار، رقابت) به کار خود بپردازد، تأثیری مستقیم و چشمگیر بر میزان خلاقیت او دارد. اما نکته ظریف آنجا است که این جهتگیری انگیزشی خود تا حد زیادی توسط محیط اجتماعی شکل میگیرد. بدین ترتیب، زنجیره علی ترسیمشده در این پژوهش از محیط اجتماعی آغاز میشود، بر انگیزش درونی اثر میگذارد و در نهایت به خلاقیت یا عدم آن منجر میگردد (هنسی و آمابیله، ۱۹۸۸).
در قلب این استدلال، «اصل انگیزش درونی خلاقیت» به عنوان چارچوب راهنمای تحقیقات آنان قرار دارد که سنگ بنای نظریه مؤلفهای آمابیله محسوب میشود. در نتیجه، پیام اصلی این مقاله را میتوان چنین خلاصه کرد: خلاقیت نه صرفاً یک موهبت فردی، بلکه پدیدهای وابسته به شرایط و محیط است؛ محیطی که میتواند با تقویت یا تضعیف انگیزش درونی، نقش تعیینکنندهای در شکوفایی یا سرکوب خلاقیت ایفا کند (هنسی و آمابیله، ۱۹۸۸).
مدل اولیه آمابیله برای پیوند خلاقیت فردی و نوآوری سازمانی (۱۹۸۸)
در مقاله بنیادین «مدلی برای خلاقیت و نوآوری در سازمانها» (۱۹۸۸)، آمابیله تلاش میکند تا پلی میان دو سطح متفاوت اما مرتبط ایجاد کند: خلاقیت در سطح فردی و نوآوری در سطح سازمانی. رویکرد او در این مقاله، توصیفی و مقدماتی است و هدف اصلی آن، پایهریزی چارچوبی نظری برای درک چگونگی تأثیرگذاری عوامل مختلف بر فرآیند نوآوری در بستر سازمان است.
مهمترین دستاورد این مدل، ادغام خلاقیت فردی به عنوان عنصری حیاتی درون فرآیند بزرگتر نوآوری سازمانی است. به عبارت دیگر، آمابیله در اینجا تصریح میکند که بدون توجه به سازوکارهای خلاقیت در افراد، نمیتوان مدلی کامل برای نوآوری در سطح کلان سازمان طراحی کرد. این مقاله در واقع نشاندهنده گذار تفکر آمابیله از روانشناسی صرف فرد به سوی روانشناسی سازمانی و مدیریتی است و زمینهساز ظهور نظریه مؤلفهای کاملتر او در دهههای بعد شد (آمابیله، ۱۹۸۸).
درآمدی بر الزامات یک نظریه جامع خلاقیت؛ نقد آمابیله بر دیدگاه ایزنگ (۱۹۹۳)
آمابیله در مقالهای در سال ۱۹۹۳ به نقد و بررسی نظریه هانس ایزنگ در مورد رابطه بین خلاقیت و روانآزردگی میپردازد. زمینه شکلگیری این بحث، باور رایجی است که نوابغ خلاق را به نوعی با "دیوانگی" مرتبط میداند. ایزنگ مدعی میشود که ویژگی شخصیتی روانآزردگیخویی (Psychoticism) میتواند هسته مشترک هر دو پدیده محسوب شود. به زعم او، این ویژگی منجر به بروز سبک شناختی موسوم به شمولگرایی بیش از حد شناختی میشود که هم در الگوهای فکری بیماران روانآزرده و هم در ایدههای بدیع افراد خلاق خود را نشان میدهد.
آمابیله در مواجهه با این نظریه، ضمن اذعان به ارزش آن، نقدی اساسی وارد میکند. به باور او، مقاله ایزنگ از ارائه یک نظریه کامل و جامع درباره خلاقیت ناتوان است. آمابیله معتقد است خلاقیت پدیدهای چندبعدی است که صرفاً با اشاره به یک ویژگی شخصیتی یا سبک شناختی قابل تبیین نیست. از این رو، او با ترسیم چارچوبی از الزامات و نیازمندیهای اساسی یک نظریه کامل خلاقیت، نشان میدهد که برای نظریهپردازی در این حوزه، باید مؤلفههای متعددی از جمله دانش تخصصی، مهارتهای مرتبط با خلاقیت، انگیزش و عوامل محیطی را نیز در نظر گرفت (آمابیله، ۱۹۹۳).
نظریه مؤلفهای خلاقیت؛ تبیین چندبعدی فرآیند نوآوری (۲۰۱۱)
نظریه مؤلفهای خلاقیت که توسط ترزا آمابیله در سال ۲۰۱۱ ارائه شد، یکی از جامعترین و تأثیرگذارترین مدلها در حوزه روانشناسی خلاقیت و نوآوری به شمار میرود. این نظریه در پی پاسخ به این پرسش است که چه عواملی دستبهدست هم میدهند تا یک ایده یا محصول خلاقانه تلقی شود. بر اساس این مدل، خلاقیت حاصل تعامل پیچیدهای از عوامل فردی و محیطی است.
آمابیله ابتدا خلاقیت را بر اساس دو معیار «نوآورانه بودن» و «مناسب بودن» تعریف میکند. سپس چهار مؤلفه ضروری را معرفی میکند که سه مؤلفه اول به درون فرد بازمیگردد و مؤلفه چهارم به بیرون از او. این مؤلفهها عبارتند از: مهارتهای مرتبط با حوزه فعالیت (دانش فنی و تخصص)، فرآیندهای مرتبط با خلاقیت (سبکهای شناختی مانند انعطافپذیری)، انگیزه کاری درونی (مهمترین عنصر که به اشتیاق ذاتی فرد اشاره دارد)، و محیط اجتماعی (شرایط بیرونی که میتواند محرک یا مانعی برای خلاقیت باشد).
نکته کلیدی در این نظریه، تکامل آن از سطح فردی به سطح سازمانی است. نسخه نهایی این مدل به طور خاص برای تبیین خلاقیت و نوآوری در محیطهای کاری طراحی شده و به مدیران ابزاری تحلیلی میدهد تا با فراهمآوردن محیطی حمایتگر، بستر مناسبی برای شکوفایی خلاقیت ایجاد کنند. این نظریه با نگاه سیستمی خود، تأکید میکند که بالاترین سطوح خلاقیت زمانی حاصل میشود که فردی با تخصص بالا، ذهنی خلاق و انگیزه درونی قوی، در محیطی حمایتگر قرار گیرد (آمابیله، ۲۰۱۱).
نقش عشق، اشتیاق و احساسات در خلاقیت
شکنندگی انگیزش درونی؛ از کلیشه جنون خلاق تا آزادی لازم برای شکوفایی (۱۹۸۵/۱۹۹۹)
آمابیله در آثار خود به بررسی نقش حیاتی انگیزش در خلاقیت میپردازد. او ضمن اشاره به ریشهدار بودن کلیشه "دیوانگی مقدس" در افراد خلاق، آن را به مفهوم درستتری پیوند میزند و تأکید میکند که آنچه در پشت فداکاریهای آنان نهفته است، نه جنون، بلکه سطح بسیار بالایی از انگیزش درونی است. شدت علاقه و اشتیاق به کار است که میتواند فرد را وادار به صرف ساعتها وقت و انرژی کند، نه یک اختلال روانی (آمابیله، ۱۹۹۹).
آمابیله این ایده را با مثالی تاریخی از آلبرت انیشتین تکمیل میکند. انیشتین در انتقاد از سیستم آموزشی خشک دوران تحصیل خود، مفهوم انگیزش درونی و آسیبپذیری آن را تشریح میکند. او کنجکاوی و لذت جستجو را "گیاهی ظریف و کوچک" مینامد که بیش از هر چیز به آزادی نیاز دارد و در فضایی سرشار از اجبار و کنترل، نابود میشود. این نقل قول به هسته سخت نظریه مؤلفهای آمابیله اشاره دارد: مؤلفه "انگیزش کاری درونی" نه تنها یک عامل محرک، بلکه عنصری شکننده و وابسته به شرایط محیطی است (آمابیله، ۱۹۸۵).
اصل انگیزش درونی؛ عشق به کار به عنوان موتور خلاقیت (۱۹۹۷)
در مقاله بسیار تأثیرگذار «ایجاد انگیزه برای خلاقیت در سازمانها» (۱۹۹۷)، آمابیله اصل انگیزش درونی را تبیین میکند. او مقاله خود را با نقل قولی از آرتور شالو، برنده جایزه نوبل فیزیک آغاز میکند که بر کنجکاوی سیری ناپذیر و عشق به کار به عنوان عامل کلیدی خلاقیت تأکید دارد. آمابیله انگیزش درونی را نیرویی تعریف میکند که فرد را به انجام کاری صرفاً به خاطر جذابیت، چالشانگیزی و رضایتبخشی ذاتی آن کار ترغیب میکند (آمابیله، ۱۹۹۷).
آمابیله با استناد به شواهد پژوهشی، این اصل را مطرح میکند که اوج خلاقیت زمانی رخ میدهد که افراد عمدتاً توسط انگیزش درونی هدایت شوند. او این اصل را به حوزه خلاقیت تجاری نیز تعمیم میدهد و با مثالهایی از مایکل جردن که بر گنجاندن بند "عشق به بازی" در قراردادش اصرار میورزید و رابرت کار، توسعهدهنده اولین کامپیوتر قلمی که شیفته فرصت ایجاد یک "تفاوت واقعی" بود، نشان میدهد که اشتیاق درونی قدرتمندترین نیروی محرکه برای خلق ایدههای نوآورانه است (آمابیله، ۱۹۹۷).
چرخه پویای عاطفه مثبت و خلاقیت در محیط کار (۲۰۰۵)
پژوهش تأثیرگذار آمابیله و همکارانش در سال ۲۰۰۵ به بررسی رابطه دوطرفه بین عواطف و احساسات با خلاقیت در محیطهای سازمانی میپردازد. این مطالعه با بهرهگیری از روششناسی ترکیبی (دادههای طولی حاصل از دفترچههای یادداشت روزانه کارکنان)، نقش حیاتی حالات عاطفی را در فرآیند خلاقیت آشکار میسازد.
نتایج تحقیق نشان میدهد که عاطفه مثبت (مانند شادی و نشاط) میتواند به عنوان یک پیشبینیکننده قوی برای تفکر خلاق در روزهای آینده عمل کند. با این حال، مهمترین دستاورد این پژوهش، شناسایی ماهیت چرخهای و خودتقویتکننده این رابطه است. تحلیلهای کیفی نشان داد که عاطفه مثبت نه تنها پیش از خلاقیت رخ میدهد، بلکه همزمان با فرآیند خلق ایده و همچنین به عنوان پیامد موفقیت خلاقانه نیز تجربه میشود. به این ترتیب، مقاله نظریهای درباره چرخه عاطفه و خلاقیت ارائه میدهد که در آن، این دو مؤلفه در یک حلقه پویا، یکدیگر را تقویت میکنند (آمابیله و همکاران، ۲۰۰۵).
کاربردی-سازمانی: موانع، ابزارها و راهکارهای عملی
پارادوکس مدیریت؛ چگونه نظم سازمانی به قاتل خلاقیت تبدیل میشود (۱۹۹۸)
در مقاله بسیار تأثیرگذار «چگونه خلاقیت را بکشیم» (۱۹۹۸)، آمابیله به یافتهای تأملبرانگیز دست مییابد: خلاقیت در محیطهای کاری بسیار بیشتر از آنکه مورد حمایت قرار گیرد، به طور سیستماتیک نابود میشود. نکته متناقضنما آن است که این "قتل" خلاقیت، ناشی از دشمنی مدیران با نوآوری نیست؛ بلکه برعکس، بسیاری از آنها به ارزش راهبردی خلاقیت واقف هستند (آمابیله، ۱۹۹۸).
آمابیله استدلال میکند که عامل اصلی این پدیده، خود ساختارها و فرآیندهای به ظاهر منطقی سازمانی هستند. محیطهای کاری برای دستیابی به اهداف مشروع هماهنگی، بهرهوری و کنترل فرآیندها، ناگزیر به وضع قوانین و رویههایی میشوند. این سازوکارها که برای کارایی طراحی شدهاند، بهصورت ناخواسته فضایی را ایجاد میکنند که در آن عناصر ضروری خلاقیت مانند ریسکپذیری و اشتیاق درونی، رنگ میبازند. به عبارت دیگر، مدیران در تلاش برای بهبود عملکرد کوتاهمدت، ناخواسته بستر خلاقیت بلندمدت را تخریب میکنند (آمابیله، ۱۹۹۸).
KEYS؛ ابزاری برای سنجش جو خلاقیت در محیط کار (۱۹۹۶)
در مقاله مهم آمابیله و همکارانش در سال ۱۹۹۶، ابزار روانسنجی نوآورانه KEYS: Assessing the Climate for Creativity رونمایی شد. هدف این مقاله، ارائه پرسشنامهای است که بتواند به طور علمی، محرکها و موانع درکشده خلاقیت را از نگاه کارکنان اندازهگیری کند. KEYS به مثابه دماسنج سازمانی عمل میکند که نشان میدهد جو حاکم بر محیط کار تا چه اندازه برای پرورش خلاقیت مساعد است (آمابیله و همکاران، ۱۹۹۶).
مقیاسهای KEYS از ویژگیهای روانسنجی قوی برخوردارند. مهمترین یافته، توانایی این ابزار در تمایز قائل شدن میان پروژههای با خلاقیت بالا و پایین بود. این یافته تأیید میکند که ادراک کارکنان از عوامل محیطی که توسط KEYS اندازهگیری میشود، پیشبینیکننده معناداری برای سطح خلاقیت در پروژهها است. بدین ترتیب، KEYS به مدیران امکان میدهد تا با شناسایی نقاط قوت و ضعف جوی خلاقیت، گامهای عملی برای بهبود شرایط بردارند (آمابیله و همکاران، ۱۹۹۶).
فهرست منابع
|
Amabile, T. M. (1985). Motivation and creativity: Effects of motivational orientation on creative writers. Journal of Personality and Social Psychology, 48(2), 393-399. Amabile, T. M. (1988). A model of creativity and innovation in organizations. Research in Organizational Behavior, 10(1), 123-167. Amabile, T. M. (1993). What does a theory of creativity require? Psychological Inquiry, 4(3), 216-217. Amabile, T. M. (1997). Motivating creativity in organizations: On doing what you love and loving what you do. California Management Review, 40(1), 39-58. Amabile, T. M. (1998). How to kill creativity. Harvard Business Review, 76(5), 76-87. Amabile, T. M. (1999). Creativity in context: Update to the social psychology of creativity. Westview Press. Amabile, T. M. (2011). Componential Theory of Creativity. In Encyclopedia of Management Theory (Vol. 1, pp. 134-139). SAGE Publications. Amabile, T. M., Barsade, S. G., Mueller, J. S., & Staw, B. M. (2005). Affect and creativity at work. Administrative Science Quarterly, 50(3), 367-403. Amabile, T. M., Conti, R., Coon, H., Lazenby, J., & Herron, M. (1996). Assessing the work environment for creativity. Academy of Management Journal, 39(5), 1154-1184. Hennessey, B. A., & Amabile, T. M. (1988). The conditions of creativity. In R. J. Sternberg (Ed.), The nature of creativity: Contemporary psychological perspectives (pp. 11-38). Cambridge University Press. |
مجله اینترنتی روان تنظیم
Online Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا
روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی
دانش آموخته دانشگاه تهران
اولین مربی شناختی در ایران
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.
استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.