یکشنبه - 03 اسفند 1404
مجله اینترنتی روان تنظیم
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
با بیش از بکصد هزار بازدید
بهبود یادگیری دانشآموزان با تکنیکهای یادگیری مؤثر
جهتگیریهای امیدوارکننده از روانشناسی شناختی و تربیتی
بررسی آثار جان دانلوسکی
هدف ما در این مجموعه، مرور و بررسی نظاممند آثار جان دانلوسکی، با تمرکز ویژه بر شناخت سهم نظری و عملی او در حوزه یادگیری و فراشناخت است. با توجه به جایگاه محوری و تأثیر عمیق مقاله ۲۰۱۳، نقطه شروع طبیعی و منطقی این بررسی، تحلیل دقیق همین اثر خواهد بود. این مقاله با ارائه چارچوبی منسجم برای ارزیابی تکنیکهای یادگیری و شناسایی شکافهای پژوهشی موجود، نه تنها تصویری جامع از وضعیت کنونی دانش در این حوزه به دست میدهد، بلکه راه را برای پژوهشهای آینده نیز هموار میکند. در ادامه، ابتدا به معرفی این مقاله، پرسشهای محوری آن و مهمترین یافتههایش خواهیم پرداخت و سپس زمینه را برای کاوش در سایر ابعاد پژوهشهای دانلوسکی فراهم خواهیم ساخت.
بسیاری از دانشآموزان به دلیل نقصهای موجود در سیستم آموزشی که برخی آن را در بحران میدانند، از پیشرفت بازماندهاند. بهبود نتایج آموزشی نیازمند تلاش در جبهههای مختلف است، اما بخشی از راهحل، کمک به دانشآموزان برای تنظیم بهتر یادگیری خود از طریق استفاده از تکنیکهای مؤثر است. اگرچه روانشناسان بیش از ۱۰۰ سال است که به توسعه و ارزیابی کارایی تکنیکهای مطالعه و آموزش مشغول هستند، برخی تکنیکهای مؤثر کمتر مورد استفاده قرار میگیرند و در مقابل، تکنیکهای محبوبی مانند بازخوانی و هایلایت کردن که دانشآموزان به کرات از آنها استفاده میکنند، کارایی چندانی ندارند. یکی از دلایل این شکاف، دشواری غربال کردن تحقیقات مرتبط توسط مربیان برای تصمیمگیری درباره تکنیکهای امیدوارکننده و قابل اجرا است.
در این بخش، ده تکنیک یادگیری به تفصیل مورد بحث قرار گرفته و توصیههایی درباره کارایی نسبی آنها ارائه شده است. تکنیکهای انتخابشده شامل پرسشگری تفصیلی، خودتوضیحدهی، خلاصهسازی، هایلایت کردن، روش حافظه کلیدواژه، تصویرسازی برای یادگیری متن، مرور، آزموندهی تمرینی، تمرین توزیعشده و تمرین درهمآمیخته هستند. معیار انتخاب این تکنیکها، امکان استفاده آسان توسط دانشآموزان بدون نیاز به فناوریهای پیشرفته یا مواد گسترده بوده است. برای ارائه توصیههایی درباره کارایی نسبی این تکنیکها، میزان تعمیمپذیری مزایای آنها در چهار دسته متغیر شامل شرایط یادگیری، ویژگیهای دانشآموزان، مواد آموزشی و وظایف محکی ارزیابی شده است.
پرسشگری تفصیلی شامل ترغیب یادگیرندگان به تولید توضیح برای یک واقعیت بیانشده است. در یک مطالعه بنیادین، از شرکتکنندگان خواسته شد توضیح دهند چرا یک فرد خاص اقدام خاصی انجام داده است و این گروه در آزمون نهایی به طور قابل توجهی بهتر از گروههای کنترل عمل کردند. تبیین نظری غالب این است که پرسشگری تفصیلی با پشتیبانی از ادغام اطلاعات جدید با دانش پیشین موجود، یادگیری را تقویت میکند. اثرات این تکنیک در شرایط یادگیری مختلف و در طیف نسبتاً وسیعی از سنین از دانشجویان تا دانشآموزان پایههای بالاتر ابتدایی نشان داده شده است. سطح دانش پیشین، تعدیلکننده مهمی برای اثرات پرسشگری تفصیلی محسوب میشود، به طوری که این اثرات عموماً با افزایش دانش پیشین افزایش مییابند. اثرات این تکنیک بر حافظه تداعیگر به خوبی تثبیت شده است، اما شواهد مربوط به سودمندی آن برای درک مطلب و پایداری اثرات در تأخیرهای طولانیتر نیازمند تحقیقات بیشتر است. از نظر اجرا، پرسشگری تفصیلی به آموزش حداقلی نیاز دارد و از نظر زمان معقول است، اما کاربرد آن عمدتاً به واحدهای گسسته اطلاعات واقعی محدود میشود. بر این اساس، پرسشگری تفصیلی رتبه کارایی متوسط دریافت میکند.
خودتوضیحدهی شامل توضیح دادن جنبهای از پردازش اطلاعات توسط یادگیرنده در طول یادگیری است. در مطالعه بنیادین، دانشآموزانی که در حین حل مسائل عملی، دلایل انتخاب خود را توضیح میدادند، در حل مسائل انتزاعی بعدی به طور قابل توجهی بهتر از گروه کنترل عمل کردند. خودتوضیحدهی همزمان با حل مسئله مؤثرتر از خودتوضیحدهی پس از اتمام مسئله است. اثرات این تکنیک در طیف وسیعی از سنین از کودکان پیشدبستانی تا دانشجویان نشان داده شده است. یکی از نقاط قوت خودتوضیحدهی، کاربرد گسترده آن در انواع مواد و حوزههای تکلیفی از جمله حل مسائل منطقی، ریاضی، متون روایی و توضیحی است. از نظر وظایف محکی، خودتوضیحدهی طیف چشمگیری از پیامدهای یادگیری از جمله حافظه، درک مطلب و انتقال نزدیک و دور را تسهیل میکند. با این حال، پایداری این اثرات در طول زمان به ندرت بررسی شده است. از نظر اجرا، اگرچه بیشتر دانشآموزان با آموزش حداقلی از خودتوضیحدهی سود میبرند، برخی ممکن است به آموزش بیشتری نیاز داشته باشند. یک نگرانی مهم، افزایش قابل توجه زمان یادگیری در گروههای خودتوضیحدهی است. خودتوضیحدهی رتبه کارایی متوسط دریافت میکند.
خلاصهسازی شامل نوشتن خلاصهای از متون مورد یادگیری است که نکات اصلی متن را شناسایی کرده و مفهوم کلی آن را منتقل میکند. در یک مطالعه نمونه، دانشآموزانی که پس از خواندن هر صفحه، خلاصهای از نکات اصلی مینوشتند، در آزمونهای بیدرنگ و با تأخیر بهتر از گروههای رونویسی و جستجوی حروف عمل کردند. این یافتهها با این تبیین نظری همخوانی دارد که خلاصهسازی با استخراج معنا و سازماندهی ایدههای اصلی، یادگیری را تقویت میکند. مزایای خلاصهسازی عمدتاً در دانشجویان مشاهده شده و دانشآموزان جوانتر در شناسایی ایدههای اصلی مشکل دارند، هرچند با آموزش گسترده میتوانند از آن سود ببرند. اثرات خلاصهسازی بر وظایف تولیدی مانند یادآوری آزاد بیشتر از آزمونهای چندگزینهای است، اما نتایج در مورد سطوح مختلف یادگیری در طبقهبندی بلوم متفاوت بوده است. از نظر اجرا، خلاصهسازی برای یادگیرندگانی که در خلاصهسازی ماهر هستند، تکنیکی آسان است، اما برای بسیاری از یادگیرندگان نیاز به برنامههای آموزشی فشرده دارد که با توجه به کارایی متوسط آن در مقایسه با سایر روشها، ارزش این زمان را زیر سوال میبرد. خلاصهسازی رتبه کارایی پایین دریافت میکند.
هایلایت کردن و خطکشیدن زیر مطالب، تکنیکهای رایجی هستند که دانشآموزان به دلیل سادگی از آنها استفاده میکنند. در یک مطالعه نمونه، گروههای هایلایت یک هفته بعد عملکرد بهتری نسبت به گروه کنترل در آزمون نداشتند. اگرچه پاسخ به سوالات مربوط به مطالب هایلایتشده بهتر بود، این مزیت با هزینهای برای مطالب هایلایتنشده همراه بود. تبیین نظری این یافتهها به پدیده انزوا اشاره دارد که بر اساس آن، اطلاعات برجستهشده بهتر به خاطر سپرده میشوند. کیفیت هایلایت کردن حیاتی است و هایلایت کردن حجم زیادی از متن، تمایز مطالب را کاهش میدهد. عدم سودمندی هایلایت کردن در گروههای مختلف شرکتکنندگان و متون با طول و دشواری متفاوت مشاهده شده است. نگرانکنندهتر اینکه، یک مطالعه نشان داد دانشجویانی که هایلایت کرده بودند، در پاسخ به سوالات استنتاجی عملکرد ضعیفتری داشتند، احتمالاً به این دلیل که هایلایت کردن توجه را بیشتر به مفاهیم مجزا جلب میکند تا ارتباط بین آنها. اگرچه این تکنیک معمولاً برای یادگیری مضر نیست، ممکن است با جلوگیری از استفاده دانشآموزان از استراتژیهای مولدتر، مشکلساز باشد. هایلایت کردن رتبه کارایی پایین دریافت میکند.
تکنیک کلیدواژه یک روش مبتنی بر تصویرسازی تعاملی است که برای یادگیری واژگان زبان خارجی توسعه یافته است. در این روش، یادگیرنده یک کلمه انگلیسی شبیه به کلمه خارجی مییابد و یک تصویر ذهنی از تعامل آنها ایجاد میکند. مزایای این تکنیک به انواع مختلفی از مواد و یادگیرندگان در سنین مختلف تعمیم مییابد، اما محدودیتهایی نیز دارد. اول، استفاده از آن عمدتاً به موادی محدود میشود که برای تولید کلیدواژه مناسب هستند و برای مفاهیم انتزاعی کارایی کمتری دارد. دوم، در بیشتر مطالعات، کلیدواژهها توسط آزمایشگران ارائه شده و توانایی دانشآموزان در تولید مستقل آنها نامشخص است. سوم و مهمتر اینکه، تکنیک کلیدواژه ممکن است منجر به یادگیری پایدار نشود و مطالعات نشان دادهاند که نرخ فراموشی در این تکنیک سریعتر است. اجرای این تکنیک در محیطهای کلاسی نتایج متفاوتی داشته و نیازمند آموزش و تولید کلیدواژه است که ممکن است کارآمدترین استفاده از زمان نباشد. تکنیک کلیدواژه رتبه کارایی پایین دریافت میکند.
تصویرسازی ذهنی شامل ایجاد تصاویر ذهنی از محتوای متن در حین خواندن یا گوش دادن است. در یک مطالعه، دانشآموزانی که دستور دریافت تصویرسازی محتوای هر پاراگراف را دریافت کرده بودند، در آزمون استنباطی بهتر از گروه کنترل عمل کردند. با این حال، مرور ادبیات نشان میدهد که اثرات این تکنیک ممکن است نسبتاً محدود باشد. شواهد نشان میدهد مزایای تصویرسازی زمانی که دانشآموزان به متن گوش میدهند ممکن است بیشتر باشد و حتی اگر به دانشآموزان دستور تصویرسازی داده شود، لزوماً از آن استفاده نمیکنند. اثربخشی تصویرسازی در سنین و تواناییهای مختلف نتایج نامتناقضی داشته است. تحقیقات اغلب از متونی استفاده کردهاند که برای تصویرسازی مناسب هستند و تصویرسازی به متون قابل تصور سود میرساند، اما برای متون انتزاعی مفید نیست. از نظر وظایف محکی، دانشجویان از تصویرسازی در یادآوری آزاد سود میبرند، اما مزایا در آزمونهای درک مطلب و کاربرد دانش کاهش مییابد یا وجود ندارد. پایداری بلندمدت این اثرات نیز به ندرت بررسی شده است. تصویرسازی برای یادگیری متن رتبه کارایی پایین دریافت میکند.
مرور کردن یکی از تکنیکهایی است که دانشآموزان بیشترین استفاده را از آن گزارش میدهند. در یک مطالعه، عملکرد دانشجویان در آزمون با افزایش تعداد دفعات خواندن بهبود یافت. دو تبیین نظری برای اثرات مرور وجود دارد: فرضیه کمی که معتقد است مرور صرفاً مقدار کل اطلاعات را افزایش میدهد و فرضیه کیفی که معتقد است مرور بر پردازش ایدههای اصلی تأکید دارد. شواهد تا حد زیادی از فرضیه کیفی حمایت میکنند. یکی از جنبههای مهم، فاصله بین مطالعه اولیه و مرور است و مرور فاصلهدار معمولاً بهتر از مرور انبوه است. بیشتر مزایای مرور نسبت به یک بار خواندن، از خواندن دوم حاصل میشود. تقریباً تمام مطالعات با دانشجویان انجام شده و تأثیر مرور بر اساس سطح دانش پیشین و توانایی به ندرت بررسی شده است. مرور به طور مداوم بر یادآوری آزاد تأثیر مثبت داشته، اما اثرات آن بر بازشناسی و درک مطلب کمتر قطعی است. علیرغم اینکه مرور رایجترین تکنیک مطالعه است، هیچ تحقیق تجربی تأثیر آن را بر یادگیری در زمینههای آموزشی واقعی ارزیابی نکرده است. در مقایسههای مستقیم با تکنیکهای مؤثرتر، مرور به طور مداوم به عنوان تکنیکی پایینتر عمل کرده است. مرور کردن رتبه کارایی پایین دریافت میکند.
آزموندهی تمرینی به هر شکلی از آزمونگرفتن از خود اشاره دارد که دانشآموزان بتوانند به تنهایی در آن شرکت کنند. بیش از صد سال تحقیق نشان داده است که این تکنیک یادگیری و حفظ مطالب را افزایش میدهد. در یک مطالعه نمونه، دانشجویانی که تحت آزمون یادآوری قرار گرفتند، در آزمون نهایی یک هفته بعد عملکرد بهتری نسبت به گروه بازخوانی داشتند. اثرات آزموندهی به دو دسته مستقیم (ناشی از خود عمل آزمون) و میانجیگریشده (ناشی از تأثیر آزمون بر رمزگذاری بعدی) تقسیم میشوند. آزمونهایی که نیاز به پاسخهای زایندهتر دارند (مانند یادآوری آزاد) مؤثرترند و هرچه تعداد آزمونهای تمرینی بیشتر باشد، بهتر است. اثرات آزموندهی در گروههای سنی مختلف از کودکان پیشدبستانی تا بزرگسالان و حتی بیماران نشان داده شده است. این اثرات برای طیف وسیعی از مواد شامل واژگان، اطلاعات واقعی، متون، ویدئوها و اطلاعات دیداری-فضایی به اثبات رسیده است. آزموندهی نه تنها بر حافظه، بلکه بر درک مطلب و انتقال دانش نیز تأثیر مثبت دارد و این اثرات در فواصل زمانی طولانی (تا چند سال) پایدار هستند. مطالعات متعددی اثرات مثبت این تکنیک را با استفاده از مواد درسی واقعی و حتی بر نمرات ارزشیابیهای نهایی دروس نشان دادهاند. استفاده از بازخورد همراه با آزمون تمرینی بسیار توصیه میشود. آزموندهی تمرینی رتبه کارایی بالا دریافت میکند.
تمرین توزیعشده به این مفهوم اشاره دارد که پخش کردن یادگیری در طول زمان معمولاً برای حفظ بلندمدت مفیدتر از متمرکز کردن فرصتهای یادگیری است. در یک مطالعه کلاسیک، اگرچه در جلسات یادگیری، گروه با فاصله ۳۰ روزه بیشترین فراموشی را نشان داد، اما در آزمون نهایی ۳۰ روز بعد، بهترین عملکرد را داشت. نظریههای متعددی برای توضیح این اثر ارائه شده است، از جمله پردازش ناقص و یادآوری. فاصله بهینه بین جلسات یادگیری، حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد فاصله زمانی مورد نظر برای حفظ مطالب است. اثرات تمرین توزیعشده در گروههای سنی مختلف از کودکان ۲ ساله تا بزرگسالان و حتی جمعیتهای بالینی نشان داده شده است. این اثرات با انواع مختلفی از مواد قابل یادگیری از جمله تعاریف، واژگان خارجی، متون و سخنرانیها مشاهده شده است. اثر تمرین توزیعشده بر حافظه بلندمدت بسیار پایدار است و اغلب در آزمونهای تأخیری قویتر از آزمونهای بیدرنگ است. مطالعات کلاسی متعددی مزایای این تکنیک را نشان دادهاند. با این حال، کتابهای درسی اغلب تمرین توزیعشده را تشویق نمیکنند و دانشآموزان به طور طبیعی مطالعه خود را به زمان نزدیک امتحان موکول میکنند و ممکن است از مزایای این تکنیک آگاه نباشند. تمرین توزیعشده رتبه کارایی بالا دریافت میکند.
تمرین درهمآمیخته به معنای جایگزین کردن تمرین انواع مختلف آیتمها یا مسائل در طول جلسات مطالعه است. در یک مطالعه نمونه، دانشجویان حل مسائل حجم چهار نوع جسم هندسی را یا به صورت متمرکز یا درهمآمیخته تمرین کردند. اگرچه در حین تمرین، عملکرد گروه متمرکز بهتر بود، اما در آزمون تأخیری یک هفته بعد، گروه درهمآمیخته دقت ۴۳٪ بالاتری داشت. تبیین اصلی این است که تمرین درهمآمیخته به دانشآموزان در تمایز میان انواع مختلف مسائل و یادگیری روش حل مناسب برای هر یک کمک میکند. میزان آموزش و تمرین اولیه با هر نوع مسئله قبل از درهمآمیختن، میتواند بر اثربخشی این تکنیک تأثیر بگذارد. نتایج استفاده از تمرین درهمآمیخته در انواع مواد متفاوت بوده است؛ این تکنیک برای یادگیری واژگان زبان خارجی مفید نبوده، اما نتایج امیدوارکنندهای در یادگیری ریاضیات، تشخیص مشکلات سیستمها، تفسیر الکتروکاردیوگرام و شکلگیری مفهوم درباره سبک نقاشان داشته است. پایداری مزایای این تکنیک در طول زمان متفاوت است. مطالعاتی در زمینههای آموزشی واقعی انجام شده و یک مطالعه با دانشجویانی که مهارت ریاضی ضعیفی داشتند، نشان داد که گروه با تمرین درهمآمیخته عملکرد بهتری داشت. تمرین درهمآمیخته رتبه کارایی متوسط دریافت میکند.
هدف این بخش ارائه بررسیهای جامع برای قضاوت درباره کارایی هر تکنیک بوده است. ارزیابی نهایی کارایی هر تکنیک عمدتاً منعکسکننده میزان تعمیمپذیری مزایای آن در دستههای متغیر مختلف است. آزموندهی تمرینی و تمرین توزیعشده رتبه کارایی بالا، پرسشگری تفصیلی، خودتوضیحدهی و تمرین درهمآمیخته رتبه کارایی متوسط، و خلاصهسازی، هایلایت کردن، روش حافظه کلیدواژه، تصویرسازی برای یادگیری متن و مرور رتبه کارایی پایین دریافت کردند.
بررسی شکافهای موجود نشان میدهد که برای بسیاری از تکنیکها، میزان سودمندی آنها برای دانشآموزان با سنین، تواناییها و سطوح دانش پیشین مختلف ناشناخته است. همچنین، به استثنای چند تکنیک، میزان پایداری اثرات بسیاری از تکنیکها در طول زمان ناشناخته و تکنیکهای کمی در زمینههای آموزشی واقعی ارزیابی شدهاند.
با وجود اینکه دانشآموزان اغلب از تکنیکهای کمکارایی مانند مرور و هایلایت کردن استفاده میکنند، برخی از آنها از آزموندهی تمرینی سود میبرند. یکی از دلایل عدم استفاده مداوم دانشآموزان از تکنیکهای مؤثر، عدم آموزش کافی به معلمان و دانشآموزان درباره این تکنیکها است. بررسی کتابهای درسی روانشناسی تربیتی نشان داد که پوشش کافی به این تکنیکها داده نشده است. مشکل دیگر این است که در سیستم آموزشی، تأکید اصلی بر محتوا و مهارتهای تفکر انتقادی است و زمان کمتری به آموزش تکنیکهای یادگیری مؤثر اختصاص مییابد. آموزش دانشآموزان برای استفاده از این تکنیکها و گنجاندن آنها در طرح درس توسط معلمان میتواند به بهبود یادگیری و عملکرد تحصیلی منجر شود.
مجله اینترنتی روان تنظیم
Online Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا
روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی
دانش آموخته دانشگاه تهران
اولین مربی شناختی در ایران
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.
استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.