
مرور
روایی در بوته
نقد
تحلیل
محدودیتهای
روششناختی و
ضرورت گذار به
رویکردهای
نظاممند
۱. مقدمه:
مرور روایی،
طلایهدار
ترکیب پژوهش
مرور
روایی (Narrative Review) بهعنوان
کهنترین روش
ترکیب یافتههای
پژوهشی، نقشی
بنیادین در
تاریخ علم
ایفا کرده
است. در این
رویکرد سنتی،
پژوهشگری
متخصص در یک
حوزه، پس از
مطالعهٔ
مجموعه پژوهشهای
مرتبط با
پرسشی مشخص،
یافتهها را
بهصورت کیفی
خلاصه کرده و
به نتیجهگیری
نهایی میرسد
(جکسون، ۱۹۸۰).
با
وجود پیشینهٔ
طولانی و
جایگاه رفیع
این روش در
ادبیات علمی،
بهویژه در
حوزههای
بالینی، مرور
روایی با
محدودیتهای
ساختاری و
معرفتشناختی
عمیقی مواجه
است که اعتبار
یافتههای آن
را به چالش میکشد.
درک این
محدودیتها،
سنگ بنای درک
ضرورت تحول
روششناختی
به سوی
رویکردهای
نظاممند
مانند مرور
نظاممند و
فراتحلیل است.
۲. محدودیت
اول: ذهنیتگرایی
و فقدان
شفافیت روششناختی
مهمترین
و بنیادیترین
چالش مرور
روایی، ماهیت
ذاتی ذهنی
آن است. در این
رویکرد،
انتخاب
مطالعات،
ارزیابی
کیفیت آنها،
ترکیب یافتهها،
و نتیجهگیری
نهایی، همگی
بر اساس قضاوت
شخصی و تفسیر ذهنی
مرورگر انجام
میشود
(جکسون، ۱۹۸۰).
این ویژگی،
مرور روایی را
با اصول
بنیادین علم
که بر عینیت،
تکرارپذیری و
شفافیت تأکید
دارد، در
تعارض قرار میدهد
(چالمرز، هجز
و کوپر، ۲۰۰۲).
پیامدهای
ذهنیتگرایی
در مرور روایی:
۱. تضاد
نتایج: هنگامی که
دو مرورگر
متخصص، یک
پرسش واحد را بررسی
میکنند،
ممکن است به
نتایج کاملاً
متضاد برسند. برای
نمونه، یک
مرور ممکن است
مداخلهای را
مؤثر و دیگری
آن را بیاثر
گزارش کند
(آیزنک، ۱۹۷۸).
این تناقض، نه
به دلیل تفاوت
در دادههای
اصلی، بلکه
ناشی از تفاوت
در روشهای
تفسیر و ترکیب
ذهنی دادههاست.
۲. فقدان
شفافیت و
قابلیت
بازتولید: فرایند
تصمیمگیری
در مرور روایی
مستند نیست.
این فقدان شفافیت،
امکان
بازتولید،
راستیآزمایی
و نقادی مستقل
مرور را از
بین میبرد.
همانطور که
اتکینسون و
همکاران
(۲۰۱۵) تأکید
میکنند، گزارش
کامل و شفاف
روششناسی،
شرط ضروری
برای قابلیت
بازتولید و ارزیابی
نقادانهٔ
پژوهش است.
۳. ناخودآگاهی
از سوگیریها: مرورگر
ممکن است بهطور
کامل از
فرایند ذهنی و
سوگیریهای
خود آگاه
نباشد و تصور
کند رویکردی
کاملاً عینی
را دنبال کرده
است (کانمن،
۲۰۱۱). این ناخودآگاهی،
امکان اصلاح
سوگیریها را
از بین میبرد.
همانطور که
کامینگ (۲۰۱۲)
در کتاب خود
به تفصیل نشان
میدهد، تکیه
بر قضاوتهای
ذهنی و شهودی
در تحلیل دادهها،
اغلب به
تفسیرهای
نادرست و
گمراهکننده
منجر میشود.
جدول
۱: تأثیر
سوگیریهای
شناختی در
مرور روایی
|
نوع
سوگیری |
تعریف |
پیامد
در مرور
روایی |
|
سوگیری
تأییدی |
تمایل
به جستجو و
تفسیر
اطلاعات بهگونهای
که با
باورهای
پیشین
همخوانی
داشته باشد. |
وزندهی
ناخودآگاه
بیشتر به
مطالعات مؤید
باور مرورگر
و نادیدهگرفتن
مطالعات
مخالف. |
|
سوگیری
انتشار |
تمایل
به انتشار
نتایج مثبت و
معنادار و
عدم انتشار
نتایج منفی
یا صفر. |
غلبهٔ
مطالعات
منتشرشده با
نتایج مثبت
در مرور و
ارائهٔ
تصویری خوشبینانه
و اغراقشده
از واقعیت
(روزنتال،
۱۹۷۹). |
|
تأثیر
تازگی |
وزن
دهی بیش از حد
به اطلاعات
جدیدتر. |
نادیدهگرفتن
شواهد قدیمیتر
اما معتبرتر
و نتیجهگیری
بر اساس
یافتههای
جدید و نه
لزوماً جامع. |
در
مرور روایی،
نهتنها این
سوگیریها
کنترل نمیشوند،
بلکه به دلیل
فقدان
شفافیت،
امکان شناسایی
و اصلاح آنها
نیز وجود
ندارد (کوپر،
دنِو و
چارلتون، ۱۹۹۷).
۳. محدودیت
دوم: ناتوانی
ساختاری در
مدیریت حجم
بالای
اطلاعات
مرور
روایی با
افزایش حجم و
تعداد
مطالعات، بهسرعت
کارایی خود را
از دست میدهد.
فرایند ذهنی
ترکیب دادهها،
مرورگر را
ملزم میکند
که یافتهٔ هر
مطالعه را درک
کند، وزن مناسب
به آن اختصاص
دهد و سپس این
یافتهها را
در میان تمام
مطالعات
تلفیق نماید.
لایت و پیلمر
(۱۹۸۴) نشان
دادند که این
فرایند، حتی
زمانی که اندازهٔ
اثر مداخله ای
از مطالعهای
به مطالعهٔ
دیگر ثابت
است، با
افزایش تعداد
مطالعات
دشوار و
نهایتاً
غیرممکن میشود.
توانایی
ذهن انسان
برای پردازش
همزمان دادههای
زیاد و روابط
پیچیده میان
متغیرها،
محدود است.
پژوهشهای
روانشناسی
شناختی نشان
دادهاند که
حافظهٔ کاری
انسان قادر به
پردازش همزمان
بیش از ۷±۴
واحد
اطلاعاتی
نیست (میلر،
۱۹۵۶). با
افزایش
چشمگیر حجم
تولیدات علمی
در دهههای
اخیر
(باستیان،
گلازیو و
چالمرز،
۲۰۱۰)، امکان
ترکیب ذهنی
دادهها با
روش مرور
روایی، عملاً
با چالشهای
جدی مواجه شده
است. بهعنوان
مثال، در
حوزهٔ بیماریهای
قلبی-عروقی،
سالانه
هزاران مقاله
منتشر میشود
و هیچ مرورگری
توانایی
بررسی و ترکیب
ذهنی همهٔ این
مقالات را
ندارد. این
محدودیت، کارایی
مرور روایی را
در عصر
اطلاعات و
دادههای
کلان، بهشدت
کاهش داده است.
۴. محدودیت
سوم: ناتوانی
در کشف روابط
تعاملی و شناسایی
متغیرهای
تعدیلکننده
اغلب،
اندازهٔ اثر
یک مداخله، بهعنوان
تابعی از
متغیرهای
زمینهای (Covariates) تغییر میکند؛
عواملی مانند
جمعیت
بیماران، دوز مداخله،
نوع پیامد،
کیفیت مطالعه
و سایر
فاکتورها (لیپسی،
۲۰۰۳). برای
نمونه،
اثربخشی یک
داروی ضدافسردگی
ممکن است در
بیماران با
سابقهٔ خانوادگی
متفاوت باشد.
در چنین
مواردی،
ترکیب مناسب
پژوهشها
ایجاب میکند
که پژوهشگر
بتواند درک
کند که
اندازهٔ اثر مداخله
ای چگونه بر
اساس این
متغیرها
تغییر میکند.
مرور
روایی ابزار
تحلیلی لازم
برای کشف این
توابع و واریانسها
را ندارد
(هجز و اولین،
۱۹۸۵). به
عبارت دیگر،
مرور روایی
صرفاً میتواند
به پرسش سادهٔ
«آیا مداخله
مؤثر است؟»
پاسخ دهد، اما
نمیتواند به
پرسشهای
ظریفتر و
کلیدیتری
مانند «تحت چه
شرایطی، برای
چه بیمارانی،
و با چه دوزی
مؤثر است؟»
بپردازد. این
ناتوانی در
شناسایی تعدیلکنندهها
(Moderators) یا
متغیرهای
تعدیلکننده،
یکی از نقاط
کور اصلی این
رویکرد محسوب
میشود
(بورنشتاین و
همکاران،
۲۰۰۹). به دلیل
این ناتوانی،
مرور روایی
برای تصمیمگیریهای
بالینی دقیق و
شخصیسازیشده،
ناکارآمد است
(پتیکرو و
رابرتز،
۲۰۰۶). پزشکان
و سیاستگذاران
نیازمند پاسخهای
دقیقتری
هستند و مرور
روایی نمیتواند
این نیاز را
تأمین کند.
۵. بحران
معرفتشناختی
مرور روایی
محدودیتهای
یادشده، به یک
بحران معرفتشناختی
در مرور روایی
دامن میزنند.
این رویکرد
دانش را بر
اساس «تفسیر
شخصی متخصص»
بنا میکند که
میتواند به
«تضاد دانشی»
منجر شود؛
جایی که دو مرور
معتبر از یک
حوزه، به
نتایج کاملاً
متضاد میرسند
(ورتمن و برایانت،
۱۹۸۵). این
مسئله نشاندهندهٔ
یک بحران عمیق
است که در آن
اعتبار دانش
تولیدشده، به
دلیل وابستگی
به ویژگیهای
فردی مرورگر و
سوگیریهای
ناشناخته، با
چالش جدی
مواجه میشود.
همچنین، مرور
روایی با تکیه
بر قضاوتهای
ذهنی، بهطور
نظاممند عدمقطعیت
(Uncertainty)
موجود در
شواهد را
نادیده میگیرد.
در مقابل،
همانطور که
کامینگ (۲۰۱۲)
به تفصیل
توضیح میدهد،
روشهای نوین
آماری با
ارائهٔ
برآوردهای
نقطهای و
فاصله
اطمینان (Confidence Intervals)، تصویر
دقیقتری از
میزان قطعیت
یا عدمقطعیت
یافتهها
ارائه میدهند.
۶. تغییر
پارادایم:
ظهور
رویکردهای
نظاممند
محدودیتهای
بنیادین مرور
روایی، زمینهساز
ظهور
رویکردهای
جدید و نظاممند
مانند مرور
نظاممند (Systematic Review) و فراتحلیل (Meta-Analysis) شد
(گلس، ۱۹۷۶؛
کوپر، ۱۹۸۲).
این رویکردها
که در کتاب
کامینگ (۲۰۱۲)
به عنوان
ارکان «آمار
نوین» معرفی
شدهاند، با
ارائهٔ
چارچوبی شفاف
و عینی، بر
محدودیتهای
مرور روایی
فائق میآیند:
۱. شفافیت
کامل: تمام
تصمیمگیریها
در مراحل
مختلف
(معیارهای
جستجو،
انتخاب مطالعات،
ارزیابی
کیفیت، و روش
ترکیب دادهها)
از پیش مشخص و
مستند میشوند
(موهر و
همکاران،
۲۰۰۹).
۲. قابلیت
بازتولید: پژوهشگران
دیگر میتوانند
فرایند را با
همان معیارها
تکرار کنند و
نتایج را
راستیآزمایی
نمایند
(اتکینسون و
همکاران،
۲۰۱۵).
۳. کمّیسازی: استفاده
از روشهای
آماری دقیق
برای ترکیب
دادهها و
برآورد
اندازهٔ اثر
(هجز و اولین،
۱۹۸۵). فراتحلیل
با ارائهٔ
برآوردهای
کمی و فواصل
اطمینان،
اطلاعات
ارزشمندی
برای تصمیمگیری
فراهم میکند.
۴. کشف
واریانس و نقش
تعدیلگرها: امکان
شناسایی و
اندازهگیری
تنوع اثر مداخله
ای در مطالعات
مختلف و کشف
متغیرهای
تعدیلکننده
(بورنشتاین و
همکاران،
۲۰۰۹). ویژگیای
که در کتاب
کامینگ (۲۰۱۲)
با عنوان تفکر
فراتحلیلی (Meta-Analytic Thinking)
مورد تأکید
قرار گرفته
است.
۵. مدیریت
نظاممند
سوگیریها: استفاده
از روشهای
آماری مانند نمودار قیفی
(Funnel Plot)
برای شناسایی
سوگیری
انتشار
(بورنشتاین و
همکاران،
۲۰۰۹).
در
این
رویکردها،
نقش تخصص
مرورگر کمرنگ
نمیشود،
بلکه به خدمت
طراحی روششناختی
دقیق درمیآید
و از اعمال
قضاوتهای
شخصی در مراحل
کلیدی ترکیب
دادهها
جلوگیری میشود
(هیگینز و
گرین، ۲۰۱۱).
جدول
۲: تحلیل
تطبیقی مرور
روایی و مرور
نظاممند
|
ویژگی |
مرور
روایی |
مرور
نظاممند |
|
شفافیت |
پایین |
بالا |
|
عینیت |
پایین |
بالا |
|
مدیریت
حجم اطلاعات |
ضعیف |
قوی |
|
کشف
روابط
تعاملی |
ناتوان
|
توانمند
|
|
قابلیت
بازتولید |
ندارد |
دارد |
|
کنترل
سوگیری |
ضعیف |
قوی |
|
مدیریت
عدمقطعیت |
فاقد
سازوکار |
دارد
(فواصل
اطمینان) |
|
کاربرد
در سیاستگذاری |
محدود |
گسترده
|
۷. جمعبندی
و نتیجهگیری
نهایی
مرور
روایی بهعنوان
یک روش سنتی،
با سه محدودیت
بنیادین مواجه
است: ذهنیتگرایی و فقدان
شفافیت
که به تضاد
نتایج و عدم
امکان
بازتولید
میانجامد؛ ناتوانی
در مدیریت حجم
بالای
اطلاعات که
کارایی آن را
در عصر دادههای
کلان بهشدت
کاهش میدهد؛
و ناتوانی
در کشف روابط
تعاملی و
شناسایی متغیرهای
تعدیلکننده
که آن را برای
تصمیمگیریهای
دقیق بالینی
ناکارآمد میسازد.
این محدودیتها
به یک بحران
معرفتشناختی
دامن زده که
اعتبار دانش
حاصل از این روشها
را خدشهدار
میکند.
در پاسخ به
این کاستیها،
رویکردهای
نظاممند
مانند مرور
نظاممند و
فراتحلیل پا
به عرصه
گذاشتهاند.
این
رویکردهای
نوین، با بهرهگیری
از اصول
شفافیت،
عینیت و روشهای
آماری دقیق،
بهطور مؤثری
بر محدودیتهای
مرور روایی
فائق آمده و
چارچوبی
معتبرتر،
دقیقتر و کاربردیتر
برای ترکیب
پژوهشها و
تولید دانش
فراهم میآورند.
همانطور که
کامینگ (۲۰۱۲)
بهدرستی
اشاره میکند،
پذیرش این روشها
و تفکر
برآوردی (Estimation Thinking)
و تفکر
فراتحلیلی (Meta-Analytic Thinking)،
نهتنها یک
تحول روششناختی،
بلکه یک تغییر
پارادایمی در
نحوهٔ نگرش ما
به شواهد علمی
و کاربست آنها
در تصمیمگیریهای
مبتنی بر
شواهد است. در
نهایت، گذار
از مرور روایی
به مرور نظاممند
و فراتحلیل،
برای ارتقای
کیفیت پژوهش و
دستیابی به
نتایجی قابل
اعتمادتر و
تأثیرگذارتر،
نه یک انتخاب،
بلکه یک ضرورت
انکارناپذیر
است.
منابع
|
Cooper, H. (1982). Scientific guidelines for conducting
integrative research reviews. Review of Educational Research, 52(2),
291-302. Kahneman, D. (2011). Thinking, Fast and Slow. New York:
Farrar, Straus and Giroux. Atkinson, K.M., Koenka, A.C., Sanchez, C.E., Moshontz, H.,
& Cooper, H. (2015). Reporting standards for literature searches and
report inclusion criteria: Making research syntheses more transparent and
easy to replicate. *Research Synthesis Methods*, 6(1), 87-95. Bastian, H., Glasziou, P., & Chalmers, I. (2010).
Seventy-five trials and eleven systematic reviews a day: How will we ever
keep up? *PLoS Medicine*, 7(9), e1000326. Borenstein, M., Hedges, L.V., Higgins, J.P.T., &
Rothstein, H.R. (2009). *Introduction to Meta-Analysis*. Chichester: John
Wiley & Sons. Chalmers, I., Hedges, L.V., & Cooper, H. (2002). A brief
history of research synthesis. *Evaluation & the Health Professions*,
25(1), 12-37. Cooper, H. (1982). Scientific guidelines for conducting
integrative research reviews. *Review of Educational Research*, 52(2),
291-302. Cooper, H., DeNeve, K., & Charlton, K. (1997). Finding the
missing science: The fate of studies submitted for review by a human subjects
committee. *Psychological Methods*, 2(4), 447-452. Cumming, G. (2012). *Understanding The New Statistics: Effect
Sizes, Confidence Intervals, and Meta-Analysis*. New York: Routledge. Eysenck, H.J. (1978). An exercise in mega-silliness. *American
Psychologist*, 33(5), 517. Glass, G.V. (1976). Primary, secondary, and meta-analysis of
research. *Educational Researcher*, 5(10), 3-8. Hedges, L.V., & Olkin, I. (1985). *Statistical Methods for
Meta-Analysis*. Orlando: Academic Press. Higgins, J.P.T., & Green, S. (Eds.). (2011). *Cochrane
Handbook for Systematic Reviews of Interventions* (Version 5.1.0). London:
The Cochrane Collaboration. Jackson, G.B. (1980). Methods for integrative reviews. *Review
of Educational Research*, 50(3), 438-460. Kahneman, D. (2011). *Thinking, Fast and Slow*. New York:
Farrar, Straus and Giroux. Light, R.J., & Pillemer, D.B. (1984). *Summing Up: The
Science of Reviewing Research*. Cambridge: Harvard University Press. Lipsey, M.W. (2003). Those confounded moderators in
meta-analysis: Good, bad, and ugly. *Annals of the American Academy of
Political and Social Science*, 587, 69-81. Miller, G.A. (1956). The magical number seven, plus or minus
two: Some limits on our capacity for processing information. *Psychological
Review*, 63(2), 81-97. Moher, D., Liberati, A., Tetzlaff, J., & Altman, D.G.
(2009). Preferred reporting items for systematic reviews and meta-analyses:
The PRISMA statement. *PLoS Medicine*, 6(7), e1000097. Petticrew, M., & Roberts, H. (2006). *Systematic Reviews
in the Social Sciences: A Practical Guide*. Oxford: Blackwell Publishing. Rosenthal, R. (1979). The file drawer problem and tolerance
for null results. *Psychological Bulletin*, 86(3), 638-641. Wortman, P.M., & Bryant, F.B. (1985). School desegregation
and black achievement: An integrative review. *Sociological Methods and
Research*, 13(3), 289-324. |
مجله
اینترنتی
روان تنظیم
Online
Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی
روانشناسی
تربیتی
شناختی
مدیر
مسئول: محمود
دلیر عبدی نیا
روانشناس
تربیتی با
دیدگاه
شناختی
دانش
آموخته دانشگاه
تهران
●اولین
مربی شناختی
در ایران●
لطفا نظرات
و پیشنهادات
خود را از
طریق بخش نظرات
مجله
اینترنتی
روان تنظیم و
یا از طریق ایمیل
برای ما ارسال
کنید.
استفاده از
مطالب ارائه
شده در این
پایگاه، صرفا
با ذکر منبع
آزاد می باشد.
● مقالات
جدید
●
سوگیری
نابغهمحور -
خلاقیت از
دیدگاه
دانشجویان
نظریههای
یکپارچهنگر
در مدیریت
دانش
یادگیری
شخصیسازیشده
با پشتیبانی
هوش مصنوعی
باورهای
معلمان
درباره
خلاقیت: گفتار
و کردار
تدریس
معلممحور در
برابر تدریس
دانشآموز‐محور
تابآوری،
سلامت روان و
استمرار
تحصیلی
کارکردهای
اجرایی در
آموزش: اندازهگیری،
حوزۀ حرکتی، و
خواندن
نتبرداری
راهبردی: مؤثر
و کارامد
استدلال
انتقادی
آنلاین در
آموزش عالی
اثربخشی
مداخلات
مبتنی بر
خودتنظیمی
همگانی در
کودکان و
نوجوانان
شناخت،
ارزیابی و
کاربست
خلاقیت
مروری
نظاممند بر
فراتحلیلهای
خودتنظیمی
باور
به
خودکارامدی
در جستجوی
موفقیت
تعریف یادگیری
از دیدگاه
ریچارد مایر
رویاهای
شبانه:
آرزوهای خفته
یا تحلیل
اطلاعات
سازندهگرایی
و عاملیت
فراشناختی
ضرورت
توجه علمی به
خواندن
آموزشگاهی
نقدی درونپارادایمی
بر رویکرد
آموزشی
سازندهگرایانه
گونهشناسیهای
نوین،
ساختارهای
تازه و
مسیرهای
پژوهشی رو به
رشد خلاقیت
بلوغ
علمی حوزهٔ
مطالعاتی
خلاقیت و
نوآوری