مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

طبقه بندی جامع راهبردهای خودتنظیمی

image

دوشنبه - 20 مرداد 1404

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

راهبردهای خودتنظیمی

طبقه بندی جامع راهبردهای خودتنظیمی

 

راهبردهای خودتنظیمی یک سازه چند بعدی، پر معنا، و گاهی اوقات گیج کننده است که به تعاریف متعددی منتهی شده است. از آنجایی که ادبیات راهبردهای خود تنظیمی حجم وسیعی از ادبیات روانشناسی تربیتی را به خود اختصاص داده است و از لحاظ مبانی نظری و پیشینه پژوهشی تاریخچه جداگانه ای از خود تنظیمی و یادگیری خود تنظیم دارد بر آن شدم تا در مجله اینترنتی روان تنظیم حیطه راهبردهای خود تنظیمی را از مدل ها و الگوهای خود تنظیمی و یادگیری خود تنظیم جدا کنم تا حق مطلب راهبردهای خودتنظیمی را ادا کرده باشم. حجم مطالب راهبردها و تکنیک های رسمی مبتنی بر شواهد و روش های غیر رسمی اما شایع خود تنظیمی و یادگیری خود تنظیم می طلبید تا ساختار مستقلی برای آن ارائه کنم. البته راهبردها بخش جدایی ناپذیر خود تنظیمی و یادگیری خود تنظیم اند و تنها برای سهولت مطالعه و پژوهش از مدل ها و الگوهای خود تنظیمی و یادگیری خود تنظیم تفکیک می شوند. پژوهش نشان داده است که کاربرد راهبردها در چارچوب مدل ها و الگوهای خود تنظیمی و یادگیری خود تنظیم اثر بخشی فزاینده ای دارد. در چارچوب راهبردها نشان داده شده است که بدون الگوی ذهنی مناسب کاربرد راهبردها اثر بخشی محدودی دارند. بعلاوه مدل ها و برنامه های خود تنظیمی و یادگیری خود تنظیم  در عمل نیازمند راهبردها هستند تا استخراج تکنیک ها و تاکتیک های مناسب برای عمل و پیاده سازی برنامه های مداخله را تسهیل نموده و کیفیت آن را ارتقا دهند.

خود تنظیمی و یادگیری خود تنظیم از دیدگاه نظری و پژوهشی دارای خاستگاه و تاریخچه متمایزی هستند. تاریخچه خود تنظیمی در حیطه های بالینی و سلامت و یادگیری خود تنظیم در حیطه های آموزشی و آموزشگاهی تا حد زیادی مجزا رشد یافته اند. تنها در سالهای اخیر بوده که ادغام و یکپارچه سازی آنها مد نظر قرار گرفته است. در اینجا ما به هر دو حیطه می پردازیم و سعی در یکپارچه سازی حیطه تنظیم خود داریم. ما به پیروی از ادبیات یکپارچه جدید عبارت راهبرد های خود تنظیمی را در معنای خود تنظیمی عواطف و هیجان ها در حیطه های بالینی و سلامت، بعلاوه خود تنظیمی یادگیری و کسب دانش و مهارت ها در حیطه های آموزشی و آموزشگاهی بکار می بریم و در پی فرایندها و راهبردهای اساسی و مشترک هر دو حیطه هستیم.

خودتنظیمی هیجانی-عاطفی عنصر مسئولیت پذیری در قبال اعمال خود و مطابقت ارزشهای شخصی فرد با کاری که انجام می دهد را شامل می شود. در این حیطه خودتنظیمی به نحوه کنترل و مدیریت خود و احساسات خود، منابع درونی و توانایی های افراد مربوط می شود و شامل توانایی افراد در مدیریت تکانه ها می شود.

خودتنظیمی تحصیلی و آموزشی با عنوان یادگیری خودتنظیم به فرایندی اشاره دارد که در آن فرد، با استفاده از راهبردهای شناختی، انگیزشی و رفتاری، مسئولیت یادگیری خود را به عهده می‌گیرد و در جهت رسیدن به اهداف یادگیری و تحصیلی تلاش می‌کند. به عبارت دیگر، یادگیری خودتنظیم، توانایی فرد در هدایت و کنترل فرآیندهای یادگیری خود است. اگرچه تاکید زیادی بر جنبه های شناختی و فراشناختی شده است، مفهوم یادگیری خودتنظیم به اندازه ای غنی شده است که جنبه های عاطفی، انگیزشی و عناصر حمایت کننده را نیز در بر گرفته است. از این دیدگاه، یادگیری خودتنظیم فرآیندی فعال و هدفمند است که در آن فرد با استفاده از راهبردهای شناختی، انگیزشی و رفتاری، یادگیری و پیشرفت تحصیلی خود را مدیریت و کنترل می‌کند.

به عبارت دیگر، یادگیری خودتنظیم  شامل عناصر عاطفی-انگیزشی و حمایتی (شامل میل و جو مناسب برای یادگیری)؛ عناصر فراشناختی (تصمیم گیری و ارزیابی آنها، که شامل خود تنظیمی دانش آموزان می شود) و عناصر شناختی (توانایی ها که شامل کاربرد راهبردها، مهارتها و تکنیک ها مربوط به پردازش اطلاعات می شود) است.

هر دو فرآیند خودتنظیمی و یادگیری خودتنظیم  شامل مراحل برنامه‌ریزی، نظارت، ارزیابی و تنظیم است. راهبردهای خودتنظیمی عبارت اند از کلیت سازمان یافته، هشیارانه و عمدی از آنچه که یک فرد (یادگیرنده) برای تکمیل اثربخش یک هدف (یادگیری یا عملکرد) در یک بافت اجتماعی معین انجام می دهد. راهبردی عمل کردن عبارت است از میل به یادگیری یا عملکرد اثر بخش و میل به طراحی و اجرای برنامه های عملی که نه تنها با اهداف پیش بینی شده سازگاری دارد، بلکه با شرایط بافتی نیز هماهنگ است؛ بوسیله انتخاب و به عمل در آوردن روشها، مهارتها و تکنیک های یادگیری و عملکرد اثر بخش که اثر بخشی آنها برای اصلاح آنچه که نیاز به اصلاح دارد باید مورد ارزیابی قرار گیرد.

هدف یادگیری یا عملکرد، بیان مشخص و قابل اندازه‌گیری از آنچه فرد در یک دوره آموزشی یا فعالیت خاص باید به دست آورد یا انجام دهد، است. به عبارت دیگر، هدف یادگیری نشان می‌دهد که فرد چه دانش، مهارت یا رفتاری را باید کسب کند. این نوع هدف بر روی دانش، مهارت‌ها و درک فرد متمرکز است. در حالی که هدف عملکردی بیانگر این است که فرد چه کاری را باید انجام دهد یا چه عملکردی را باید از خود نشان دهد. این نوع هدف بر روی رفتارها و عملکرد قابل مشاهده فرد تمرکز دارد.

این مفهوم تا حد زیادی گسترده و التقاطی است. عناصر مفهومی که در حال حاضر اساسی تلقی می شوند عبارتند از: هشیاری، هدفمندی، مدیریت منابع مختلف، تنظیم خود و ارتباط با بافت. فراشناخت مفهومی است که فلاول برای نشان دادن دانش و کنترل فرایندهای شناختی معرفی کرد: شامل انجام هشیارانه و باز اندیشانه فعالیتهای یادگیری، توانایی کنترل این فرایندها و سعی در تنظیم اثر بخش آنها. ضروری است که این مفهوم از دیدگاه پویا که بر کاربرد راهبردی روشهای مختلف به حرکت در آورنده یادگیری تاکید می کند فهمیده شود. توجه بیشتر به کاربرد راهبردی مولفه های مختلف که یادگیری را با هشیاری، هدفمندی و انعطاف پذیری بسوی توانایی نظارت و خود کنترلی – در اصل عملکرد فراشناختی – به حرکت در می آورد. کاربرد راهبردی به دانش شرطی یا راهبردی اشاره می کند که به دانش بیانی و رویه ای اضافه می شود و به یادگیرنده امکان می دهد که معین کند که تحت کدام موقعیتها و شرایط آنها دانش بیانی و یا رویه ای را بکار ببرند و نگرشهای مناسب برای یادگیری اثر بخش را به حرکت در آورند.

پژوهش در مورد راهبردهای خودتنظیمی در محیط دانشگاهی نیز نیازمند ایجاد ابزارهای مناسب برای بکارگیری طرحهای توصیفی-تبینی و اعتباریابی برنامه های تدریس راهبردها می باشد. فقدان ابزارهای مناسب برای سنجش راهبردهای یادگیری و بکار بردن ابزارهای ناکامل و با مقاصد دیگر برای سنجش راهبردهای یادگیری یکی از مسائلی است که در سنجش و ارزیابی باید مورد توجه قرار گیرد. برای ارزیابی راهبردها ضروری است که ساختار نظری مناسب بکار برده شود، یعنی یک مدل یا نقشه با راهبردهای مختلف و کامل مانند مدل های معروف یادگیری خود تنظیم برای طراحی پرسشنامه راهبردهای یادگیری کامل و جامع اتخاذ شود.

شایان توجه است که عبارت یادگیری خود تنظیم که به اشتباه با عنوان یادگیری خود تنظیمی بکار گرفته می شود شایسته اصلاح است. با توجه به اینکه عبارت یادگیری خود تنظیمی به یادگیری فرایندها و راهبردهای خود تنظیمی اشاره دارد، عبارت یادگیری خود تنظیم به یادگیریی اشاره دارد که از طرف خود فرد تنظیم شده باشد. به عبارت دیگر یادگیری خود تنظیمی به آموختن فرایندها و مهارت های خود تنظیمی پیش از بکار بردن آن اشاره دارد؛ در حالیکه یادگیری خود تنظیم به کاربرد خود تنظیمی در حیطه یادگیری دانش و مهارت ها پس از آموختن مهارت خود تنظیمی اشاره دارد.

جدیدترین طبقه بندی راهبردها: سه مرحله در یادگیری یاد گرفتن

یادگیری یاد گرفتن که ارتباط بسیار نزدیکی با خودتنظیمی و یادگیری خود تنظیم دارد به نوعی اساس و جوهره خود تنظیمی را تشکیل می دهد. یادگیری نحوه و چگونگی یادگرفتن دانش و مهارت ها، اگرچه با خود تنظیمی تفاوت های اساسی دارد، ولی فرایندهای خود تنظیمی در جوهره خود نوعی یادگیری یادگرفتن دانش و مهارت های خود تنظیمی را در بر دارد. به عبارت بهتر، با شکل گیری فزاینده فرایندهای خود تنظیمی، یادگیری فرایندهای خود تنظیمی نیز بهتر و پیچیده تر می شود. مهارت ها و دانش خود تنظیمی نه تنها کسب دانش و مهارت های تحصیلی و زندگی را افزایش می دهد، بلکه خود فرایند خود تنظیمی نیز رشد بیشتری پیدا می کند و پیچیده تر می شود. اگر چه این مطلب یک الزام نیست – یعنی ممکن است فردی خودتنظیمی را بیاموزد اما چندان نتواند فرایندهای خود تنظیمی خود را پالایش بیشتری دهد – و پژوهش مستقیمی برای تایید آن در دست نیست اما می توان انتظار داشت که چنین امری محتمل باشد. البته پژوهش های چند دهه اخیر نشان می دهد که تمام دانش آموزان و دانشجویان به خودی خود فرایندها و راهبردهای خود تنظیمی را بکار نمی برند و برای پیاده سازی آن نیاز به آموزش و توانمندسازی و حمایت انگیزشی و اجتماعی است.

یادگرفتن یادگیری

هیچ کس نمی خواهد یک دانشجو یا دانش آموز ناموفق باشد. ولی در هر کلاس درسی دانشجویان و دانش آموزانی وجود دارند که عادتهای غیر موثر مطالعه را در طول سالها ادامه داده اند. عادتهایی که جلوی آنها را از رسیدن به درجات بالای موفقیت تحصیلی که توانایی رسیدن به آن را دارند می گیرد. برخی از این عادتهای غیر موثر شناسایی شده اند و پیشنهاداتی برای چگونگی بکاربردن عادتهای موثر بررسی شده اند.

اما باید پرسید که دلیل دانشجویان و دانش آموزان برای بکار بردن این عادتهای غیرموثر مطالعه چیست؟ دلیلش می تواند این باشد که هیچ فردی هیچگاه، زمانی برای آموزش دادن اینکه چطور یاد بگیرند صرف نکرده اند. ما بعنوان معلم، دانشجو و دانش آموز تمایل به تمرکز روی چیزی که یادگرفته می شود داریم ولی به ندرت روی طرز یادگیری تمرکز می کنیم. برخی از محققان آموزش و پرورش درباره این بحث کرده اند که آموختن یادگیری بخشی از کاری است که ما یادگیری نهان می نامیم. ما انتظار داریم که دانشجویان و دانش آموزان یاد بگیرند که چطور مطالعه کنند ولی بندرت به آنها می آموزیم که چطور مطالعه کنند. دانشجویان و دانش آموزان فوق موفق ممکن است خودشان یاد گرفته باشند که چطور بیاموزند یا شخصی آنها را راهنمایی هایی کرده باشد ولی برای بیشتر ما یادگیری یادگرفتن بخش اصلی یادگیری نیست. اگر باید عادتهای موثر مطالعه را که به دانش آموزان و دانشجویان کمک می کنند موفقیتهای تحصیلی خود را به حداکثر برسانید بهبود بخشید، راهبرد خودتنظیمی را باید جدی گرفت. در این بخش این راهبردهای مطالعه و یادگیری مطرح می شوند و در فصل نهم شیوه خود آموزی این راهبردها مورد توجه قرار می گیرند.

سه مرحله برای یادگیری یادگرفتن پیشنهاد شده است. این مراحل شامل راهبرد های انگیزشی و عاطفی، راهبرد های مدیریت و حمایتی، و راهبردهای یادگیری و شناختی است. اولین گام پرورش راهبردهایی است که اراده را برای یادگیری تحریک می کند. این راهبردها در صدد آن هستند که به یادگیرنده کمک کنند تا انگیزش مورد نیاز را برای پذیرش موقعیتهای یادگیری چالش انگیز و پافشاری در آنها را ایجاد کنند. آنها راهبردهای انگیزشی و عاطفی نامیده می شوند زیرا در جهت دادن اراده لازم برای تلاش مورد نیاز برای فهمیدن مطالب هدف گیری شده اند. این با مولفه انگیزه همگام است.

دومین گام ایجاد جوّی است که به شما بهترین فرصت ممکن را برای یادگیری می دهد. آن را راهبردهای مدیریتی و حمایتی می نامند زیرا آنها کمک می کنند که دانش آموز و دانشجو خود، محیط بیرونی، و توجه خود را مدیریت کند، تا برای تمرکز بر تکلیف یادگیری آماده شود. این با مولفه فرصت همگام است.

سرانجام، سومین گام، مجهز کردن خود با مجموعه ای از تکنیکهای نیرومند برای حمایت از یادگیری خود است که می تواند برای معنادار کردن مطالب مورد مطالعه بکار برده شود. اینها را راهبردهای یادگیری و شناختی می نامند زیرا آنها به یادگیرنده کمک می کنند تا با فرایندهای شناختی عمیق در مطالعه به فعالیت بپردازد؛ که به بازده های یادگیری عمیق منجر خواهد شد. بخصوص، یادگیرنده به راهبردهای یادگیری نیاز خواهد داشت که به او امکان می دهد تا در یادگیری ثمربخش فعالیت کند – که در آن فرایندهای شناختی مناسب مانند توجه به مطالب مناسب در درس (انتخاب کردن)، سازمان دادن ذهنی آن در یک ساختار منسجم که برای یادگیرنده معنادار باشد (سازماندهی)، و ترکیب کردن آن با دانش پیشین مناسب که از حافظه بلند مدت فعال شده است (یکپارچه سازی) به اجرا در می آورد. این با مولفه ابزارها همگام می باشد.

راهبردهای خود تنظیمی

 راهبردها فرایندهای خود تنظیمی هستند که یادگیری را تسهیل می کنند. این راهبردها اغلب شامل: تعیین هدف، برنامه ریزی، خود انگیزشی، کنترل توجه، کاربرد انعطاف پذیر راهبردهای یادگیری، خود نظارتی، جستجوی کمک مناسب، و خود ارزیابی می باشد (زومبرون، تدلاک، و رابرتز، 2011). زیمرمن و مارتینز پونز (1986، 1988) از طریق مصاحبه با دانش آموزان دبیرستانی به سه دسته راهبرد دست یافتند. راهبردهای نهان  شامل تعیین هدف و برنامه ریزی، سازماندهی و تبدیل، جستجوی اطلاعات، مرور ذهنی و حفظ کردن؛ راهبردهای محیطی شامل سازماندهی محیط، جستجوی کمک اجتماعی، و خود پیامد دهی، و سازمان دهی محیطی؛ و راهبردهای رفتاری شامل یادداشت برداری و نظارت، مرور یادداشتها، و خود ارزیابی می گردند.

راهبردهای عاطفی، حمایتی و کنترلی

راهبردهای انگیزشی شامل انگیزش، ارزشهای تکلیف، پافشاری در تکلیف، اسنادها، خودکارامدی و انتظارات، و مفهوم سازی از هوش بعنوان یک متغیر (بهبود پذیر) می شود. مولفه های عاطفی حالت های جسمانی و ذهنی، و اضطراب را شامل می شوند و راهبردهای فراشناختی دانش، نظارت و کنترل (راهبردهای برنامه ریزی، ارزیابی، کنترل و تنظیم) را در بر می گیرند. کنترل بافت، تعامل اجتماعی و مدیریت منابع شامل کنترل بافت فیزیکی و اجتماعی و تعامل اجتماعی و فرهنگی و مدیریت زمان می شود.

راهبردهای سطح بالا

کاربران خوب راهبردها بندرت راهبردهای هدفمند خاص یا نظارت را به تنهایی بکار می برند. بلکه آنها توالی راهبردها را بکار می برند. توالی برنامه ای بخودی خود یک راهبرد است: یک فرا راهبرد یا راهبرد سطح بالا. توالی های برنامه ریزی شده راهبردها شامل هر دوی راهبردهای هدفمند خاص و نظارتی هستند. توالی های برنامه ریزی شده راهبردهای شناختی و نظارت بعنوان کاربرد راهبرد خود کنترل شده نامیده شده اند. برخی از شناخته شده ترین توالی های راهبردی خود کنترلی از موضع نظری مایکنباوم نشات می گیرد.

صفتهای اساسی یک توالی خوب از راهبردها چه هستند و چگونه فرد به ساختن آن می پردازد؟ اهمیت بیشتر مربوط است به اینکه آن باید مقاصد شناختی مورد نظر را انجام دهد. برای طراحی توالی هایی که چنین کاری را انجام می دهند، تحلیلهای تکلیف کامل ضروری هستند. تحلیل تکلیف فرایند هایی را که برای انجام تکلیف یا حل مسئله ضروری و کافی هستند شناسایی می کند. راهبردهای سطح بالاتر این فرایندهای کافی و ضروری را به گونه ای یکپارچه می کنند که آنها در یک حالت اثر بخش اجرا شوند، و حداقل ممکن منابع هوشی را مصرف کنند. اثر بخشی با توجه به ظرفیت پردازشی محدود حافظه فعال مهم است. یک روش عام برای مدیریت یک راهبرد پیچیده به گونه ای که آن را با ظرفیت محدود سازگار کند این است که عملیات را به گونه ای متوالی کنیم که تنها یک بخش کوچک از برنامه شناختی در هر زمان معین حافظه کاری را اشغال کند. برنامه ریزی و متوالی کردن سطح بالای راهبردها به تنهایی رخ نمی دهند. آنها همیشه فرایندهای سطح پایین را یکپارچه می کنند. تعجب برانگیز نیست که تعدادی مرور اخیر در مورد ادبیات خود کنترلی نتیجه گرفته اند که مولفه های متوالی کننده سطح بالا برای اجرای موثر توالیهای پیچیده اساسی نیستند.

خلاصه

راهبردهای خودتنظیمی یک سازه چند بعدی، پر معنا، و گاهی اوقات گیج کننده است که به تعاریف متعددی منتهی شده است. خود تنظیمی و یادگیری خود تنظیم از دیدگاه نظری و پژوهشی دارای خاستگاه و تاریخچه متمایزی هستند. خودتنظیمی هیجانی-عاطفی عنصر مسئولیت پذیری در قبال اعمال خود و مطابقت ارزشهای شخصی فرد با کاری که انجام می دهد را شامل می شود. خودتنظیمی تحصیلی و آموزشی با عنوان یادگیری خودتنظیم به فرایندی اشاره دارد که در آن فرد، با استفاده از راهبردهای شناختی، انگیزشی و رفتاری، مسئولیت یادگیری خود را به عهده می‌گیرد و در جهت رسیدن به اهداف یادگیری و تحصلی تلاش می‌کند. راهبردی عمل کردن عبارت است از میل به یادگیری یا عملکرد اثر بخش و میل به طراحی و اجرای برنامه های عملی که نه تنها با اهداف پیش بینی شده سازگاری دارد، بلکه با شرایط بافتی نیز هماهنگ است. هدف یادگیری نشان می‌دهد که فرد چه دانش، مهارت یا رفتاری را باید کسب کند. در حالی که هدف عملکردی بیانگر این است که فرد چه کاری را باید انجام دهد یا چه عملکردی را باید از خود نشان دهد. پژوهش در مورد راهبردهای خودتنظیمی در محیط دانشگاهی نیز نیازمند ایجاد ابزارهای مناسب برای بکارگیری طرحهای توصیفی-تبینی و اعتباریابی برنامه های تدریس راهبردها می باشد. یادگیری یاد گرفتن که ارتباط بسیار نزدیکی با خودتنظیمی و یادگیری خود تنظیم دارد به نوعی اساس و جوهره خود تنظیمی را تشکیل می دهد. سه مرحله برای یادگیری یادگرفتن پیشنهاد شده است. این مراحل شامل راهبرد های انگیزشی و عاطفی، راهبرد های مدیریت و حمایتی، و راهبردهای یادگیری و شناختی است. کاربران خوب راهبردها بندرت راهبردهای هدفمند خاص یا نظارت را به تنهایی بکار می برند. بلکه آنها توالی راهبردها را بکار می برند. توالی برنامه ای بخودی خود یک راهبرد است: یک فرا راهبرد یا راهبرد سطح بالا.

 

مجله اینترنتی روان تنظیم

Online Journal of Ravantanzim

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا

روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی

دانش آموخته دانشگاه تهران

لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.

استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.