صفحه نخست عملکرد برتر آموزش و یادگیری یادگیری خود تنظیم فراشناخت
مطالعه-خواندن انگیزش و هیجان سنجش و ارزشیابی عصب روانشناسی
دوشنبه - 14 مهر 1404
مجله اینترنتی روان تنظیم
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مطالعه-خواندن
مروری بر تکنیک های یادگیری
پرسشگری تشریحی
کنجکاوی طبیعی انسان، به ویژه کودکان، که با پرسشهای مکرر «چرا؟» نمود پیدا میکند، یک منبع قدرتمند برای یادگیری است و محققان از این پدیده برای بهبود آموزش استفاده کردهاند. مشاهدهای ساده در مورد رفتار کودکان (پرسش مداوم «چرا؟») یک اصل روانشناختی برای آموزش و یادگیری را تعمیم میدهد. کنجکاوی ذاتی انسان است. همه انسانها، بهویژه کودکان، ذاتا کنجکاو هستند و این کنجکاوی خود را در قالب پرسیدن سؤالات «چرا؟» نشان میدهد. ما به طور طبیعی به دنبال علل و توضیحات پشت اتفاقات، رفتارها و حقایق دنیای اطرافمان هستیم.
شواهد علمی قویای وجود دارد که نشان میدهد میتوان از این نیروی درونی کنجکاوی یعنی «پرسشگری توضیحی» برای بهبود و ارتقای فرآیند یادگیری استفاده کرد.
دو روش اصلی مبتنی بر پرسش پرسشگری تشریحی و خود توضیحی است. محققان این دو رویکرد اصلی را برای استفاده از این قدرت کنجکاوی توسعه دادهاند که هر دو دانشآموزان را وادار میکنند به سؤالات «چرا؟» پاسخ دهند تا یادگیری تسهیل شود. روش پرسشگری تشریحی (Elaborative interrogation) معمولاً شامل معلم یا سیستم آموزشی است که سؤالات «چرا؟» را مطرح میکند تا دانشآموز مجبور به ارائه توضیح شود. روش خود توضیحی (Self-Explanation) بر تلاش فردی دانشآموز تمرکز دارد؛ یعنی دانشآموز به طور فعال در ذهن خود شروع به توضیح دادن مفاهیم برای خودش میکند (مثلاً با خود حرف زدن یا نوشتن مراحل).
این دو روش (پرسشگری تشریحی و خود توضیحی) هر دو به یک هدف خدمت میکنند و بسیار به هم مرتبط هستند، اما به صورت مستقل توسعه یافتهاند. هر کدام از این روشها نقاط قوت و ضعف منحصر به فرد خود را دارند، اما این نقاط قوت و ضعف تا حدودی با هم تداخل دارند. نتیجه ساده آن است که سؤال پرسیدن (به خصوص «چرا؟») یک موتور قوی یادگیری است و آموزش میتواند با تحریک این پرسشگری – چه از طریق سؤالات بیرونی و چه با تشویق به توضیح دادن درونی – بسیار مؤثرتر شود.
شرح کلی پرسشگری تشریحی و چرایی کارکرد آن
یک آزمایش علمی کلاسیک تأثیر پرسشگری تشریحی را بر یادگیری نشان میدهد. سوال اصلی این بود که آیا پرسیدن «چرا» (پرسشگری تشریحی) به یادگیری و به خاطر سپردن اطلاعات کمک میکند؟ محققان پرسلی، مکدانیل، تورنور، وود و احمد (1987) به دانشجویان کارشناسی لیستی از جملات ساده که اعمال یک فرد را توصیف میکرد دادند. مثل جمله: «مرد گرسنه وارد خودرو شد.»
دانشجویان به سه گروه تقسیم شدند. برای هر جمله، از گروه پرسشگری تشریحی (گروه آزمایشی) خواسته شد توضیح دهند که «چرا آن مرد خاص این کار را کرد؟». هدف وادار کردن دانشجو به فکر کردن درباره علت پشت عمل بود. به گروه توضیحی (Explanatory Group) برای هر جمله، یک توضیح آماده داده شد. مانند توضیح «مرد گرسنه برای رفتن به رستوران سوار ماشین شد.» هدف ارائه اطلاعات (علت) بدون نیاز به فکر کردن دانشجو بود. گروه کنترل (Control Group) صرفاً جملات را خواندند. هدف مقایسه یادگیری بدون هیچگونه پردازش اضافی بود. در آزمون نهایی از شرکتکنندگان خواسته شد تا به خاطر بیاورند «چه کسی چه عملی را انجام داده بود؟». (مثلاً: «چه کسی سوار ماشین شد؟»)
نتایج نشان داد که گروه پرسشگری تشریحی به طور قابل توجهی بهتر از دو گروه دیگر عمل کردند. یعنی اطلاعات را بهتر به خاطر سپردند. سیفرت (1993) با بررسی این مطالعات و موارد مشابه، گزارش داد که میانگین «اندازه اثر» (که نشاندهنده میزان تأثیرگذاری روش است) بین 0.85 تا 2.57 بوده است. این اعداد نشاندهنده یک تأثیر قوی و معنادار هستند.
این آزمایش به طور سیستماتیک نشان داد که وادار کردن افراد به توضیح دادن چرایی یک عمل (پرسشگری تشریحی) به مراتب مؤثرتر از صرفاً خواندن جمله یا دریافت توضیحات آماده، در به خاطر سپردن اطلاعات مرتبط است. این امر از ایده اصلی که کنجکاوی و پرسشگری به یادگیری کمک میکند، حمایت قوی میکند.
اجرای عملی پرسشگری تشریحی بر این تمرکز دارد که چگونه از دانشآموزان خواسته میشود توضیحات خودشان را بسازند. هسته اصلی پرسشگری تشریحی این است که شما را وادار کند خودتان یک توضیح بسازید برای یک حقیقت یا اطلاعاتی که به شما داده شده است.
اگرچه هدف یکسان است (تولید توضیح)، شکل دقیق سؤالی که پرسیده میشود ممکن است کمی متفاوت باشد، بسته به مطالعهای که انجام شده است. مثالهایی از سؤالات سادهتر شامل «چرا منطقی است که...؟»، «چرا این درست است؟»، یا به سادگی: «چرا؟». با این حال، بیشتر محققان از یک قالب کلی و دقیقتر - فرمت استاندارد و قدرتمندتر - استفاده کردهاند تا مطمئن شوند توضیح ارائه شده واقعاً علت یا تمایز را پوشش میدهد. این قالب اصلی این است: «چرا این واقعیت در مورد این [X] و نه برخی [X] دیگر صادق است؟». در توضیح قالب استاندارد باید گفت که این سؤال قویتر است زیرا دانشآموز را مجبور میکند نه تنها علت یک چیز را توضیح دهد، بلکه آن را از چیزهای مشابه متمایز کند. فرض کنید شما یک حقیقت درباره پستانداران یاد میگیرید. سؤال ساده این است: «چرا گربه یک پستاندار است؟» (در اینجا ممکن است فقط ویژگیهای عمومی پستانداران را تکرار کنید.) سؤال طبق قالب استاندارد چنین است: «چرا گربه یک پستاندار است و نه یک خزنده (یا پرنده) دیگر؟» (این شما را وادار میکند تا ویژگیهای متمایز کننده پستانداران را که گربه داراست، در مقابل ویژگیهای خزندگان یا پرندگان ذکر کنید.)
خلاصه آنکه کلید پرسشگری تشریحی، تولید توضیحات توسط خود فرد است، و بهترین روش برای انجام این کار، استفاده از سؤالاتی است که فرد را وادار به تمایز آن حقیقت با موارد مشابه کند.
گزارش نظری غالب از اثرات پرسشگری تشریحی این است که پرسشگری تشریحی با پشتیبانی از ادغام اطلاعات جدید با دانش قبلی موجود، یادگیری را افزایش میدهد. در طول پرسشگری تشریحی، یادگیرندگان احتمالاً طرحوارهها را فعال میکنند. این طرحواره ها به نوبه خود به سازماندهی اطلاعات جدید کمک می کنند که بازیابی را تسهیل می کند. اگرچه ادغام حقایق جدید با دانش قبلی ممکن است سازمان آن اطلاعات را تسهیل کند، سازمان به تنهایی کافی نیست - دانش آموزان همچنین باید بتوانند بین حقایق مرتبط تمایز قائل شوند تا هنگام شناسایی یا استفاده از اطلاعات آموخته شده دقیق باشند (هانت، 2006). مطابق با این گزارش، توجه داشته باشید که اکثر پرسشگریهای تشریحی به طور صریح یا ضمنی درخواست پردازش شباهتها و تفاوتهای بین مولفه های مرتبط را میدهند (به عنوان مثال، چرا یک واقعیت در مورد یک استان در مقابل استانهای دیگر صادق است). پردازش شباهتها و تفاوتها بین حقایقی که باید آموخته شوند، همچنین یافتههایی را توضیح میدهد که نشان میدهد اثرات پرسش-تفسیر اغلب زمانی که تفصیلات دقیق هستند تا غیردقیق، زمانی که دانش قبلی بالاتر است تا پایینتر (مطابق با تحقیقاتی که نشان میدهد دانش از پیش موجود با تسهیل پردازش متمایز، حافظه را تقویت میکند) و زمانی که تفصیلات خود-تولید میشوند تا اینکه ارائه شوند بیشتر است (یافتهای که با تحقیقاتی که نشان میدهد اثرات تمایز به نشانههای خود-تولیدکنندهی خاص هر مورد بستگی دارد).
یک نکته تخصصی در حوزه روانشناسی شناختی و یادگیری مربوط به پردازش اطلاعات و بهبود یادآوری است. چه شرایطی باعث میشود که پرسیدن «چرا» (پرسشگری تشریحی) بسیار مؤثرتر باشد. فرآیند مقایسه و تفسیر حقایق آموخته شده، زمانی بیشترین بازدهی را در یادگیری دارد که شرایط زیر برقرار باشند:
۱. دقت جزئیات مهمتر از کلیگویی است. اگر جزئیات اطلاعاتی که در حال یادگیری و مقایسه آنها هستید، دقیق و مشخص باشند، تأثیر بهتری بر یادگیری دارند تا زمانی که اطلاعات کلی و مبهم باشند.
به جای نگاه کلی، زمانی که به تفاوتهای ریز بین حقایق توجه میشود، پرسشگری تشریحی بهتر عمل میکند. برای مثال، اگر در حال یادگیری درباره انواع حیوانات هستید، پرسیدن «چرا این حیوان گوشهای بزرگ و دم کوتاه دارد و آن یکی برعکس؟» مؤثرتر از پرسیدن «چرا این حیوان پستاندار است؟» است، زیرا بر جزئیات متمایز کننده تمرکز دارد.
۲. دانش قبلی فرد بالا باشد (اثر زمینهسازی دانش). هرچه فرد پیشزمینه و دانش قبلی بیشتری در آن حوزه داشته باشد، بهتر میتواند اطلاعات جدید را با آنچه از قبل میداند، مقایسه و پردازش کند. این تطبیق (پردازش تشخیصی) به تقویت حافظه کمک میکند.
وقتی فرد اطلاعات قبلی بیشتری درباره موضوع دارد، پرسیدن «چرا» بسیار مفیدتر است. دلیل آن این است که دانش قبلی موجود به مغز کمک میکند تا اطلاعات جدید را بهتر پردازش کند، آن را با آنچه از قبل میداند مقایسه کند و بهتر به خاطر بسپارد. برای مثال، اگر شما از قبل با مفاهیم اولیه فیزیک آشنا باشید، پرسیدن «چرا این فرمول خاص برای محاسبه شتاب به این شکل است؟» برای شما مفیدتر خواهد بود تا برای کسی که هیچ پیشزمینهای ندارد.
۳. اطلاعات به جای دریافتی (Passive)، فعال (Active) و خود-تولیدی باشند. یادگیری زمانی عمیقتر و مؤثرتر است که فرد مجبور شود جزئیات را خودش از ذهن بیرون بکشد یا تولید کند (مثلاً با آزمون گرفتن از خود یا بازگویی) تا اینکه صرفاً آن جزئیات به او تحویل داده شود. (این یافته با تحقیقاتی همسو است که نشان میدهد قدرت تمایزگذاری و یادآوری به نشانههایی که خود فرد فعالانه تولید کرده، وابسته است.)
زمانی که فرد خودش جزئیات و توضیحات را بسازد (به جای اینکه کسی آنها را آماده به او بدهد)، پرسشگری تشریحی قویتر عمل میکند. دلیل آن این است که وقتی خودتان تلاش میکنید چیزی را بسازید یا توضیح دهید، مغز شما درگیر فرآیند عمیقتری میشود و اطلاعات بهتر در حافظه تثبیت میگردد. برای مثال، اگر به جای اینکه به شما بگویند «دلیل گرم شدن کره زمین افزایش گازهای گلخانهای است»، خودتان تحقیق کنید و سرنخها را کنار هم بگذارید تا به این نتیجه برسید، آن نتیجه برای شما ماندگارتر خواهد بود.
خلاصه چگونگی افزایش تأثیر پرسشگری تشریحی
1. تمرکز بر جزئیات و تفاوتها: بهتر است اطلاعات دقیق باشند و بر تفاوتهای دقیق تمرکز کنیم.
2. دانش قبلی مرتبط: شما از قبل دانش کافی خوبی درباره موضوع داشته باشید
3. خود-تولیدی جزئیات (به جای دریافت آماده): جزئیات را فعالانه به یاد بیاورید تا اینکه صرفاً آنها را بخوانید. فرد باید جزئیات و توضیحات خود تولید شده داشته باشد، نه اینکه آماده به او داده شده باشد.
این تأکید میکند که همه این عوامل (تمرکز بر جزئیات، دانش قبلی، و خود-تولیدی) باعث میشوند فرآیند یادگیری و به خاطر سپردن عمیقتر و مؤثرتر شود.