فراتحلیل
خودتنظیمی در
دوران کودکی
پیشبینیکننده
پیامدهای آتی
پژوهش
حاضر با هدف
بررسی رابطه بین
خودتنظیمی در
دوران کودکی و
سطوح همزمان و
آتی موفقیتهای
تحصیلی،
رفتارهای بینفردی،
سلامت روان و
سبک زندگی
سالم انجام
شده است. این
مطالعه
فراتحلیلی با
جستجوی جامع
در منابع علمی،
۱۵۰ مطالعه
واجد شرایط را
شناسایی کرده
و دادههای ۲۱۵,۲۱۲ شرکتکننده
را با استفاده
از ۷۴۵
اندازه اثر و
روش فراتحلیل
اثرات تصادفی
وزنی-واریانس
معکوس مورد
تحلیل قرار
داده است. یافتههای
حاصل از ۵۵ فراتحلیل
مجزا، شواهد
قابلتوجهی
را در خصوص
ارتباط
خودتنظیمی با ۲۵ پیامد
گسسته ارائه میدهد.
یافتههای
اصلی در دورههای
رشدی مختلف
دوره پیشدبستانی
تا سالهای
آغازین مدرسه
نتایج
نشان میدهد
که خودتنظیمی
در سنین پیشدبستانی
(حدود ۴
سالگی) با پیامدهای
مثبتی در سالهای
آغازین مدرسه
(حدود ۸
سالگی) همراه
است. به طور
مشخص، خودتنظیمی
بالاتر در این
دوره با شایستگی
اجتماعی بیشتر،
تعامل و
مشارکت مدرسهای
قویتر، و
عملکرد تحصیلی
برتر ارتباط
مثبت دارد. در
مقابل،
خودتنظیمی ضعیفتر
با افزایش
مشکلات درونریزشده
(مانند اضطراب
و افسردگی)،
قربانی شدن
توسط
همسالان، و
مشکلات برونریزشده
(مانند
رفتارهای
پرخاشگرانه و
ضداجتماعی)
همبستگی منفی
نشان میدهد.
این یافتهها
بر اهمیت حیاتی
رشد مهارتهای
خودتنظیمی در
سالهای اولیه
کودکی تأکید میورزد،
چراکه این
مهارتها
بستری را برای
سازگاری موفقیتآمیز
با محیط مدرسه
و تعاملات
اجتماعی
فراهم میآورند.
سالهای
آغازین تا میانی
مدرسه
در
بررسی ارتباط
بین خودتنظیمی
در سالهای
آغازین مدرسه
(حدود ۹
سالگی) و پیامدهای
سالهای میانی
مدرسه (حدود ۱۳ سالگی)، یافتهها
حاکی از آن
است که خودتنظیمی
بالاتر با پیشرفت
تحصیلی بیشتر
در حوزههای ریاضیات
و سوادآموزی
همراه است.
همچنین،
خودتنظیمی قویتر
با کاهش چشمگیر
مشکلات برونریزشده
(شامل رفتارهای
پرخاشگرانه و
مجرمانه)،
علائم افسردگی،
چاقی،
استعمال دخانیات
و مصرف مواد
مخدر غیرقانونی
در نوجوانی
ارتباط دارد.
این یافتهها
مبین آن است
که نقش محافظتی
خودتنظیمی در
برابر طیف
گستردهای از
آسیبهای
روانی-اجتماعی
و رفتاری در
دوره نوجوانی،
که یکی از
حساسترین
دورههای رشدی
است، تداوم مییابد.
کودکی تا
بزرگسالی
بارزترین
یافتههای این
مطالعه در
بررسی ارتباط
بین خودتنظیمی
در دوران کودکی
(حدود ۷
سالگی) و پیامدهای
بزرگسالی
(حدود ۳۸
سالگی) حاصل
شده است.
خودتنظیمی
بالاتر در
کودکی با کاهش
معنیدار بیکاری،
رفتارهای
پرخاشگرانه و
مجرمانه،
علائم افسردگی
و اضطراب، چاقی،
استعمال دخانیات،
سوءمصرف الکل
و مواد، و
نشانههای بیماریهای
جسمانی در
بزرگسالی
مرتبط بوده
است. دامنه
زمانی تقریباً
۳۰ ساله بین
اندازهگیری
خودتنظیمی و
سنجش پیامدهای
بزرگسالی، بر
پایداری و
دوام تأثیرات
خودتنظیمی بر
مسیرهای رشدی
صحه میگذارد.
این یافتهها
از منظر نظریه
کنترل و مدل
توانایی
خودکنترلی
قابل تبیین
است؛ بدین
معنا که
خودتنظیمی بهمثابه
منبعی محدود
اما بنیادین،
فرآیندهای
خودکنترلی
فکری، هیجانی
و رفتاری را
در طول حیات
پشتیبانی میکند
و شکست در این
فرآیندها میتواند
به پیامدهای
منفی بلندمدت
در حوزههای
سلامت، ثروت و
رفتارهای
ضداجتماعی بینجامد.
نقش تعدیلکننده
روشهای سنجش
خودتنظیمی
یکی
از یافتههای
کلیدی این
فراتحلیل،
اهمیت روش
سنجش خودتنظیمی
بهعنوان قویترین
تعدیلکننده
اندازههای
اثر تجمیعشده
است. نتایج
نشان میدهد
که ارزیابیهای
مبتنی بر تکلیف
(تکالیف
عملکردی) و
ارزیابیهای
مبتنی بر
گزارش معلم،
اغلب همبستگیهای
قویتری نسبت
به ارزیابیهای
مبتنی بر
گزارش والدین
نشان میدهند.
این تفاوت را
میتوان از
چند منظر تبیین
نمود: نخست،
ارزیابیهای
مبتنی بر تکلیف،
به دلیل عینیتگرایی
ذاتی و کنترل
شرایط اجرا،
احتمالاً
اندازهگیری
دقیقتری از
ظرفیتهای
خودتنظیمی
ارائه میدهند.
دوم، معلمان
به دلیل تجربه
گستردهتر در
مقایسه با
کودکان همسن و
درک عمیقتر
از الزامات
موفقیت در محیط
مدرسه، ممکن
است قضاوت
معتبرتری
نسبت به والدین
ارائه دهند.
سوم، والدین
به ویژه در
مورد کودکان
با تواناییهای
پایینتر،
ممکن است
مستعد بزرگنمایی
توانمندیهای
فرزند خود
بوده و این
سوگیری به خطای
اندازهگیری
منجر شود. با این
حال، باید
توجه داشت که
هر یک از این
رویکردهای
سنجش دارای
محدودیتهای
خاص خود
هستند؛ تکالیف
عملکردی اغلب
فاقد بار هیجانی
موقعیتهای
روزمره هستند
و گزارشهای
بزرگسالان نیز
در معرض سوگیریهای
پاسخدهی
قرار دارند.
پژوهشهای آتی
باید بر توسعه
و اعتباریابی
ابزارهایی
متمرکز شوند
که ضمن
برخورداری از
روایی بومشناختی
بالا، از عینیت
و پایایی کافی
نیز برخوردار
باشند.
دلالتهای
نظری و عملی
یافتههای
این فراتحلیل
دلالتهای
مهمی برای پیشرفت
نظری در حوزه
رشد کودک و
طراحی
مداخلات مؤثر
دارد. از منظر
نظری، نتایج،
مدلهای مبتنی
بر کنترل را
تقویت میکند
که خودتنظیمی
را بهعنوان
عاملی کلیدی
در شکلگیری
مسیرهای رشدی
در نظر میگیرند.
این یافتهها
نشان میدهند
که خودتنظیمی
نه تنها بهعنوان
یک مهارت
شناختی مجزا،
بلکه بهعنوان
یک توانایی بنیادین
عمل میکند که
از طریق تأثیر
بر تمرکز، حل
مسئله،
مشارکت و
تعاملات
اجتماعی
مثبت، به موفقیت
تحصیلی و
سازگاری روانی-اجتماعی
منجر میشود.
از منظر عملی،
این نتایج میتواند
به شناسایی
زودهنگام
کودکانی که در
معرض خطر مسیرهای
رشدی نامطلوب
قرار دارند،
کمک شایانی
نماید. کودکانی
که در تکالیف
خودتنظیمی
نمرات پایینی
کسب میکنند،
بهعنوان جمعیت
هدف اولویتدار
برای مداخلات
مبتنی بر
خودتنظیمی
معرفی میشوند؛
چراکه شواهد
نشان میدهد این
کودکان بیشترین
و گاه تنها
گروهی هستند
که از چنین
مداخلاتی
بهره میبرند.
با این حال،
اندازههای
اثر عمدتاً در
دامنه کوچک تا
متوسط قرار
دارند و این
بدان معناست
که برای ایجاد
تغییرات
معنادار در
سطح فردی،
احتمالاً به
تغییرات
نسبتاً چشمگیر
در ظرفیت
خودتنظیمی نیاز
است. در سطح
جمعیت، حتی
اندازههای
اثر کوچک نیز
میتوانند پیامدهای
عملی قابلتوجهی
داشته باشند و
مداخلات
گسترده (مانند
برنامههای
آموزشی فراگیر)
میتوانند در
سطح جامعه تأثیرات
ارزشمندی ایجاد
کنند.
محدودیتها
و جهتگیریهای
پژوهشهای آتی
این
مطالعه
باوجود نقاط
قوت متعدد از
جمله رویکرد سیستماتیک
در شناسایی
مطالعات،
دامنه وسیع پیامدهای
آزمونشده و
آزمون تعدیلکنندههای
متعدد، با
محدودیتهایی
مواجه است که
باید در تفسیر
یافتهها مد
نظر قرار گیرند.
نخست، بیشتر
پژوهشهای
واردشده در این
فراتحلیل در
کشورهای با
جمعیت بومی
اروپایی (آمریکای
شمالی، اروپا
و استرالیا)
انجام شده و
جوامع غیرغربی
و درحالتوسعه
بهویژه در
آفریقا و آمریکای
جنوبی، در این
نمونهها
بازنمایی ناچیزی
دارند. این
امر تعمیمپذیری
یافتهها را
به سایر بافتهای
فرهنگی و
اقتصادی با
چالش مواجه میسازد.
دوم، توزیع
نسبتاً
متوازن جنسی
در اکثر نمونهها،
شناسایی
اثرات تعدیلگر
جنسیت را
دشوار ساخته
است؛ هرچند
پژوهشهای پیشین
نشان دادهاند
که دختران
معمولاً در
تکالیف
خودتنظیمی
عملکرد بهتری
دارند، اما اینکه
این رابطه در
پسران قویتر
است یا
دختران، همچنان
نیازمند
پژوهشهای بیشتر
است. سوم،
وجود سوگیری
نمونههای
کوچک در برخی
از برآوردها،
بهویژه برای
پیامدهای پیشرفت
تحصیلی، نشان
از تمایل ویراستاران
مجلات به
انتشار یافتههای
معنیدار
آماری در
مطالعات با
توان پایین
دارد و این
امر به سوگیری
در برآوردهای
فراتحلیلی
منجر میشود.
چهارم، همگنی
بالا در بسیاری
از مدلها حتی
پس از کنترل
تعدیلکنندههای
بالقوه، حاکی
از آن است که
تنوع قابلتوجهی
در میان
مطالعات وجود
دارد که توسط
متغیرهای تعدیلگر
مورد بررسی تبیین
نشده است.
بر
اساس یافتههای
این مطالعه،
جهات متعددی
برای پژوهشهای
آتی قابل ترسیم
است: نخست، نیاز
به پژوهشهای
بیشتر در مورد
پیامدهایی
مانند کیفیت
خواب، افکار
خودکشی،
اختلالات
خوردن و تبعیض
نژادی که
شواهد موجود
برای آنها
اندک است.
دوم، انجام
پژوهشهای
طولی بیشتری
با دوره پیگیری
طولانیمدت
از کودکی تا
بزرگسالی که
در این فراتحلیل
تنها ۱۵
مطالعه (۱۰ درصد
نمونه) را
شامل میشود.
سوم، بررسی
فرآیندهای
واسطهای که
ارتباط بین
خودتنظیمی و پیامدهای
زندگی را تبیین
میکنند؛ برای
مثال، اینکه
چگونه خودتنظیمی
از طریق افزایش
تمرکز، حل
مسئله و تعامل
مثبت به پیشرفت
تحصیلی منجر میشود.
چهارم، نیاز
به شفافیت
مفهومی و یکنواختی
در سنجش
خودتنظیمی؛ این
مطالعه ۶۷ ابزار
سنجش مختلف را
شناسایی کرده
که حاکی از
پراکندگی
قابلتوجه در
رویکردهای
اندازهگیری
است. در نهایت،
پیشنهاد میشود
پژوهشگران در
مطالعات آتی،
هر دو برآورد
خام و تعدیلشده
برای متغیرهای
مخدوشکننده
را گزارش دهند
تا امکان
فراتحلیلهای
دقیقتری در آینده
فراهم شود.
جمعبندی
این
فراتحلیل با
گردآوری و ترکیب
نظاممند
شواهد حاصل از
۱۵۰
مطالعه، نشان
میدهد که
خودتنظیمی در
دوران کودکی،
پیشبینیکننده
معنیداری
برای طیف
گستردهای از
پیامدهای
مثبت و منفی
در طول حیات
است. یافتهها
بر نقش محوری
خودتنظیمی در
موفقیت تحصیلی،
روابط بینفردی،
سلامت روان و
سبک زندگی
سالم تأکید میورزند
و ضرورت سرمایهگذاری
بر رشد این
مهارتها در
دوران کودکی
را آشکار میسازند.
دوران کودکی،
هم بهعنوان
دورهای از آسیبپذیری
و هم بهعنوان
دورهای از
فرصتهای بینظیر
رشد، کانون
توجه پژوهشهای
آتی در زمینه
فرآیندهای
خودتنظیمی و
طراحی
مداخلات مؤثر
برای کمک به
کودکان در دستیابی
به پتانسیل
کامل رشدی خود
خواهد بود.
---
واژگان کلیدی: پیشرفت
تحصیلی، خودتنظیمی،
سنجش، موفقیت
تحصیلی،
سلامت روان،
خودکنترلی
مرجع:
|
Robson, D. A., Allen, M. S., & Howard, S. J.
(2020). Self-regulation in childhood as a predictor of future outcomes: A
meta-analytic review. Psychological Bulletin, 146(4), 324-354. |
مجله اینترنتی
روان تنظیم
Online
Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی
روانشناسی
تربیتی
شناختی
مدیر
مسئول: محمود
دلیر عبدی نیا
روانشناس
تربیتی با
دیدگاه
شناختی
دانش
آموخته دانشگاه
تهران
●اولین
مربی شناختی
در ایران●
لطفا نظرات
و پیشنهادات
خود را از
طریق بخش
نظرات مجله
اینترنتی روان
تنظیم و یا از
طریق ایمیل
برای ما ارسال
کنید.
استفاده از
مطالب ارائه
شده در این
پایگاه، صرفا
با ذکر منبع
آزاد می باشد.
● مجموعه
انتشارات
روان تنظیم ● ![]()
|
مجله اینترنتی
روان تنظیم
(تخصصی) |
پژوهشی-نظریه
پردازی |
|
اندیشکده
روان تنظیم |
ایده
پردازی |
|
مجله اینترنتی
یادگیری و آموزش
(روان تنظیم) |
یادگیری
و آموزش |
|
مجله اینترنتی
خلاقیت (روان
تنظیم) |
خلاقیت |
|
مجله اینترنتی
کسب و کار
(روان تنظیم) |
کسب و
کار |
|
مجله اینترنتی
آموزش و
پرورش مدرن |
کاربردی
- پرورشی |
|
مجله اینترنتی
تجربه لذت
بخش زندگی |
روانشناسی
عمومی و
توسعه فردی |
● مقالات
جدید
●
مروری
نظاممند بر
فراتحلیلهای
خودتنظیمی
باور به
خودکارامدی
در جستجوی
موفقیت
تعریف
یادگیری از
دیدگاه
ریچارد مایر
رویاهای
شبانه:
آرزوهای خفته
یا تحلیل
اطلاعات
سازندهگرایی
و عاملیت
فراشناختی
ضرورت
توجه علمی به
خواندن
آموزشگاهی
نقدی
درونپارادایمی
بر رویکرد
آموزشی
سازندهگرایانه
گونهشناسیهای
نوین،
ساختارهای
تازه و
مسیرهای
پژوهشی رو به
رشد خلاقیت
بلوغ
علمی حوزهٔ
مطالعاتی
خلاقیت و
نوآوری