
اثربخشی
مداخلات مبتنی
بر خودتنظیمی همگانی
در کودکان و نوجوانان
مقاله
مروری-فراتحلیل
Pandey, A., Hale, D., Das, S., Goddings, A. L., Blakemore, S. J., &
Viner, R. M. (2018). Effectiveness of universal self-regulation-based interventions
in children and adolescents: A systematic review and meta-analysis. JAMA Pediatrics,
172(6), 566-575.
چکیده تحلیلی
پژوهش
حاضر به مرور نظاممند
و فراتحلیل کارآزماییهای
تصادفیشده در
حوزه مداخلات خودتنظیمی
(Self-Regulation) در جمعیت
کودکان و نوجوانان
پرداخته است. خودتنظیمی
بهعنوان یکی از
مؤلفههای محوری
رشد شناختی-هیجانی،
نقشی بنیادین در
تبیین پیامدهای
مثبت سلامت، تحصیلی
و اجتماعی در طول
حیات ایفا میکند.
با وجود گسترش
چشمگیر مداخلات
هدفمند در این
حوزه، تا پیش از
مطالعه حاضر، هیچ
گردآوری جامعی
که اثربخشی این
مداخلات را در
گستره سنی ۰ تا
۱۹ سال و با تأکید
بر پیامدهای دوربرد
(distal outcomes) بررسی
کرده باشد، ارائه
نشده بود. یافتههای
این مقاله نشان
میدهد که ۶۶ درصد
از ۵۰ مداخله بررسیشده،
بهبود معناداری
در شاخصهای خودتنظیمی
ایجاد کردهاند
و اندازه اثر تجمیعی
برای معیارهای
عینی عملکرد تکلیفی،
برابر با ۴۲/۰ بهدست
آمده است. همچنین،
در ۸۵ درصد از مطالعات
مرتبط با موفقیت
تحصیلی، ۸۰ درصد
از مطالعات مرتبط
با سوءمصرف مواد،
و تمامی مطالعات
مرتبط با اختلال
سلوک، مهارتهای
اجتماعی، افسردگی
و مشکلات رفتاری،
بهبودهای چشمگیری
گزارش شده است.
این مقاله بر مبنای
شواهد کمی و کیفی،
استدلال میکند
که خودتنظیمی بهعنوان
هدفی مداخلهگر،
قابلیت ارتقا در
تمامی دورههای
کودکی و نوجوانی
را داشته و پیامدهای
مثبت آن در حوزههای
مختلف، افقهای
تازهای در سیاستگذاری
آموزشی، بهداشتی
و اجتماعی میگشاید.
۱. طرح مسئله:
چیستی و اهمیت
خودتنظیمی
خودتنظیمی
بهعنوان سازهای
روانشناختی، بیانگر
ظرفیت فرد در مهار
هیجانات، برقراری
تعاملات مثبت اجتماعی،
و هدایت یادگیری
خودمختار تعریف
میشود (برونسون،
۲۰۰۰). کارکردهای
اجرایی (Executive Functions) که زیربنای
این توانمندی را
تشکیل میدهند،
مشتمل بر سه مؤلفه
اصلی هستند: نخست،
انعطافپذیری
شناختی که به
توانایی تغییر
چارچوبهای ذهنی
و سازگاری با موقعیتهای
نوین اشاره دارد؛
دوم، حافظه
فعال که امکان
نگهداری و پردازش
اطلاعات را فراهم
میآورد؛ و سوم،
کنترل تکانه
که به مهار پاسخهای
خودکار و تکانشی
برای تحقق اهداف
بلندمدت میانجامد
(هیوز و
انسور، ۲۰۱۱؛ هیوز،
۲۰۱۱). خودتنظیمی را
میتوان «مدیریت
ارادی کارکردهای
اجرایی در راستای
رفتارهای هدفمحور»
قلمداد کرد.
شواهد
فزایندهای در
دو دهه اخیر نشان
دادهاند که خودتنظیمی
نقش بنیادینی در
تداوم سلامت جسمانی
و روانی، چه در
دوران کودکی و
چه در سراسر طول
زندگی، ایفا میکند
(موفیت و
همکاران، ۲۰۱۱؛
گالا و
داکورث، ۲۰۱۵). پژوهشهای
طولی متعدد حاکی
از آن است که سطوح
بالاتر خودتنظیمی
با آمادگی مدرسه،
پیشرفت تحصیلی،
رفتارهای بهداشتی،
و سلامت روان رابطه
مثبت دارد؛ در
مقابل، ضعف در
خودتنظیمی با پیامدهای
نامطلوبی نظیر
رفتارهای پرخطر
سلامت، اختلالات
روانپزشکی، وابستگی
به مواد، بزهکاری
و بیکاری پیوند
خورده است (بوگ
و رابرتز، 2004؛
کاسپی و
همکاران، 1996؛
پهل و
همکاران، 2014؛
گوتفردسون و هیرسچی،
1990؛ دالی و
همکاران، 2015، 2016).
اهمیت
روزافزون خودتنظیمی
بهعنوان هدفی
مداخلهگر، طراحان
برنامههای پیشگیرانه
و ارتقادهنده را
به تدوین انواع
مداخلات ترغیب
کرده است؛ مداخلاتی
که دامنهای از
بازیهای گروهی
تا تمرینات یوگا
و هنرهای رزمی
را در بر میگیرند.
با این حال، پیش
از مطالعه حاضر،
هیچ مرور نظاممندی
که اثربخشی این
مداخلات را در
تمام گستره سنی
۰ تا ۱۹ سال و با
تأکید بر پیامدهای
دوربرد سلامت و
اجتماعی بررسی
کرده باشد، ارائه
نشده بود. خلأ پژوهشی
پیشگفته، ضرورت
انجام مطالعهای
جامع با رویکرد
فراتحلیل را ایجاب
میکرد.
۲. روششناسی
پژوهش
پژوهش
حاضر بر اساس پروتکل
جستجوی از پیش
تعیینشده، هشت
پایگاه داده معتبر
شامل PsycINFO،
PubMed، EMBASE، CINAHL Plus، ERIC، British Education Index، Child Development and Adolescent Studies و CENTRAL را برای شناسایی
مقالات منتشرشده
تا ژوئیه ۲۰۱۶
جستجو کرده است
(پاندی و
همکاران، ۲۰۱۷). معیارهای
ورود به مطالعه
عبارت بودند از:
(۱) کارآزمایی بالینی
تصادفی یا کارآزمایی
تصادفی خوشهای؛
(۲) ارزیابی مداخلات
همگانی (universal) با هدف
بهبود خودتنظیمی
در کودکان و نوجوانان
۰ تا ۱۹ سال؛ (۳) گزارش
حداقل یک پیامد
مرتبط با مهارتهای
خودتنظیمی در سطح
کودک؛ و (۴) انتشار
در نشریات علمی
با متن کامل به
زبان انگلیسی.
فرایند
غربالگری اولیه،
۱۴۳۶۹ عنوان را
مشخص ساخت که از
این میان، ۱۴۷
مقاله برای بررسی
متن کامل انتخاب
شدند و نهایتاً
۴۹ مطالعه شامل
۵۰ مداخله، واجد
شرایط ورود به
تحلیل نهایی شناخته
شدند. تعداد کل
شرکتکنندگان
در این مطالعات،
۲۳۰۹۸ نفر با دامنه
سنی ۲ تا ۱۷ سال
و میانه سنی ۶ سال
بوده است. استخراج
دادهها با استفاده
از فرم استاندارد
و شامل اطلاعات
مربوط به ویژگیهای
جمعیتشناختی،
طراحی مطالعه،
محتوای مداخله،
شیوه ارائه، مجری
و پایایی اجرا
انجام شد. مداخلات
بر اساس توافق
تیم پژوهش در پنج
دسته کلی طبقهبندی
گردیدند: (۱) مبتنی
بر برنامه درسی،
(۲) فعالیت بدنی
و ورزش، (۳) ذهنآگاهی
و یوگا، (۴) خانوادهمحور،
و (۵) مهارتهای
اجتماعی و شخصی.
ارزیابی
کیفیت با استفاده
از ابزار پروژه
عملکرد مؤثر
در سلامت عمومی
(مرکز همکاری
ملی برای روشها
و ابزارها، ۲۰۰۸) صورت
پذیرفت. بر اساس
این ارزیابی، ۳
مطالعه در سطح
کیفیت بالا، ۳۸
مطالعه در سطح
متوسط و ۸ مطالعه
در سطح ضعیف قرار
گرفتند. شایعترین
دلیل کاهش رتبه
کیفیت، فقدان پنهانسازی
شرکتکنندگان
بود که در ۴۶ مطالعه
(۸/۹۳ درصد) روی داده
و بهماهیت مداخلات
رفتاری مرتبط دانسته
شده است.
تحلیل
آماری با استفاده
از شاخص اندازه
اثر Cohen's d (تفاوت میانگین
پسآزمون تقسیم
بر انحراف معیار
تجمیعی) انجام
شد. برای ۴۲ مداخله
از مجموع ۵۰ مداخله،
دادههای کمّی
قابل استخراج بود.
اثرات مثبت بهگونهای
کدگذاری شدند که
بیانگر مطلوبیت
نتیجه در گروه
مداخله نسبت به
گروه کنترل باشند.
فراتحلیل با استفاده
از مدل اثرات تصادفی
(درسیمونیان
و لیرد، ۱۹۸۶) و
نرمافزار اثرسنج
انجام شد. ناهمگونی
با استفاده از
آماره I² محاسبه گردید
(هیگینز
و تامپسون، ۲۰۰۲) و
سوگیری انتشار
با بازبینی نمودار
قیفی ارزیابی شد.
همچنین، تحلیلهای
زیرگروهی برای
شناسایی منابع
ناهمگونی بر اساس
سن، نوع مداخله،
مدت زمان مداخله
و منبع اندازهگیری
پیامد انجام پذیرفت.
۳. یافتههای
توصیفی و جمعیتشناختی
مطالعات
واردشده در بازه
زمانی چهار دهه
(۱۹۷۷ تا ۲۰۱۷) انتشار
یافتهاند. از
مجموع ۲۳۰۹۸ شرکتکننده،
۵۱ درصد پسر و ۳/۳۹
درصد دختر بودند؛
در ۷/۹ درصد موارد،
جنسیت گزارش نشده
بود. از نظر سطح
تحصیلی، ۴/۲۸ درصد
در مقطع پیشدبستانی،
۰/۵۸ درصد در دبستان
(پایههای ۱ تا
۵)، ۷/۱۲ درصد در
دوره راهنمایی
(پایههای ۶ تا
۸) و ۹/۰ درصد در دبیرستان
(پایههای ۹ تا
۱۲) قرار داشتند.
از منظر موقعیت
جغرافیایی، ۵/۱۱
درصد در مناطق
شهری، ۴۳/۰ درصد
در حومه شهر و ۹/۹
درصد در مناطق
روستایی ساکن بودند؛
با این حال، در
۴/۴۳ درصد موارد،
موقعیت مکانی گزارش
نشده بود. از نظر
کشوری، ۸/۸۴ درصد
مطالعات در ایالات
متحده، ۱/۸ درصد
در شیلی، ۲/۳ درصد
در ایرلند و مابقی
در کشورهای کانادا،
استرالیا، سوئیس،
انگلستان، ایتالیا،
بلژیک، اسپانیا
و چین انجام شدهاند.
نکته قابل توجه،
حضور ۷۹۲۹ شرکتکننده
با درآمد پایین
(۳/۳۴ درصد) و تنوع
نژادی/قومی قابل
توجه (۹/۳۵ درصد
سفیدپوست، ۹/۲۸
درصد آفریقاییآمریکایی،
۷/۸ درصد اسپانیاییتبار
و ۰/۳ درصد آسیاییآمریکایی)
در این مطالعات
بوده است.
۴. یافتههای
تحلیلی: اثربخشی
مداخلات
۴-۱. مرور روایتی
بر اساس نوع مداخله
مداخلات مبتنی
بر برنامه درسی با ۲۱ مداخله
(۴۲ درصد از کل)،
رایجترین رویکرد
بهشمار میروند.
این مداخلات عمدتاً
برای گروههای
سنی زیر ۱۰ سال
طراحی شده و در
محیط کلاس درس
با محوریت معلمان
اجرا میشدهاند.
راهبردهای بهکاررفته
در مقطع پیشدبستانی
شامل بازیهای
دایرهای، قصهگویی،
کتابخوانی و خودگویی
بوده است؛ در حالی
که برای کودکان
بزرگتر، فعالیتهایی
نظیر نقشآفرینی،
مدلسازی شناختی
و جلسات روانآموزشی
گروهی بهکار گرفته
شده است. از میان
۲۱ مداخله، ۱۶
مداخله (۷۶ درصد)
بهبود پایدار خودتنظیمی
را در گروه مداخله
نسبت به کنترل
نشان دادهاند.
همچنین، از ۱۰
مطالعهای که موفقیت
تحصیلی را گزارش
کردهاند، ۸ مطالعه
(۸۰ درصد) بهبود
معنادار در این
حوزه را تأیید
کردهاند.
مداخلات مبتنی
بر فعالیت بدنی/ورزش شامل ۶ مطالعه
بوده که از تکنیکهایی
چون تمرینات تناوبی
با شدت بالا، هنرهای
رزمی و بازیهای
تیمی بهره گرفتهاند.
این مداخلات عمدتاً
در دوره پیشنوجوانی
و نوجوانی اجرا
شدهاند. چهار
مطالعه از شش مطالعه
(۶۷ درصد)، افزایش
معنادار نمرات
خودتنظیمی را در
گروه مداخله گزارش
کردهاند.
مداخلات ذهنآگاهی
و یوگا با ۸ مطالعه،
اغلب در گروه سنی
نوجوانان و با
مدت زمان کوتاه
(۶ ماه یا کمتر) طراحی
شدهاند. چهار
مطالعه از هشت
مطالعه (۵۰ درصد)
اندازه اثر معناداری
بهنفع گروه مداخله
تولید کردهاند.
حجم نمونه کوچک
در این مطالعات،
بهعنوان یکی از
عوامل کاهش نسبت
موفقیت در مقایسه
با سایر مداخلات
شناسایی شده است.
مداخلات خانوادهمحور با ۹ مطالعه،
از راهبردهایی
نظیر جلسات گروهی،
مهارتسازی والدین
و کودکان، برنامههای
پس از مدرسه با
مشارکت خواهر و
برادر، منتورینگ
و مشاوره والدین
بهره گرفتهاند.
بیش از نیمی از
این مداخلات، مبتنی
بر جامعه (community-based) بوده
و طولانیترین
دوره پیگیری را
به خود اختصاص
دادهاند. پنج
مطالعه از نه مطالعه
(۵۶ درصد) در ایجاد
تغییر پایدار در
شاخصهای خودتنظیمی
موفق بودهاند.
مداخلات مهارتهای
اجتماعی و شخصی با ۶ مطالعه،
بر آموزش در گروههای
کوچک با چارچوب
مسئولیتپذیری
شخصی، رفتار الگویی
و حل تعارض متمرکز
بودهاند. این
مداخلات بهطور
ویژه در ابعادی
نظیر تأخیر در
ارضای نیاز، کنترل
کوشنده و توجه
اثربخش بودهاند.
چهار مطالعه از
شش مطالعه (۶۷ درصد)
بهبود معنادار
را گزارش کردهاند
و اندازه اثر این
دسته با ۶۴/۰ =d و
فاصله اطمینان
۹۵ درصد (۸۶/۰ تا
۴۲/۰) در مقایسه
با اندازه اثر
کلی (۵۳/۰ تا ۳۲/۰
با ۴۲/۰ = d) بالاتر
بوده است که به
ماهیت متمرکز این
مداخلات و سنجش
مهارتها بر اساس
نمرات عملکرد تکلیفی
نسبت داده شده
است.
۴-۲. یافتههای
فراتحلیل
فراتحلیل
اولیه که بر روی
دادههای ۴۲ مداخله
(شامل ۱۳۴۰۵ شرکتکننده)
انجام شد، ناهمگونی
قابل توجهی را
با آماره I² برابر
۷۷ درصد نشان داد.
بهمنظور شناسایی
منابع ناهمگونی،
تحلیلهای رگرسیونمبتا
با متغیرهای سن،
وضعیت اقتصادی-اجتماعی،
نوع مداخله و منبع
اندازهگیری پیامد
(گزارش والدین،
معلمان، خودگزارشی
و عملکرد تکلیفی)
انجام پذیرفت؛
با این حال، هیچ
همبستگی معناداری
شناسایی نشد. تحلیل
زیرگروهی نشان
داد که بخش قابل
توجهی از ناهمگونی
به روش ارزیابی
خودتنظیمی مربوط
میشود. با محدودسازی
تحلیل به مطالعاتی
که خودتنظیمی را
از طریق آزمونهای
عملکردی (task performance) سنجیدهاند،
میزان ناهمگونی
به ۳/۳۹ درصد کاهش
یافت. این یافته
از آن جهت اهمیت
دارد که نمرات
مبتنی بر گزارش
والدین، معلمان
و خودگزارشی، ارزیابیهای
ذهنی محسوب میشوند
و در معرض سوگیری
تشخیصی قرار دارند؛
در حالی که نمرات
مبتنی بر عملکرد
تکلیفی، سنجش مستقیم
مهارتهای خودتنظیمی
را امکانپذیر
میسازند.
تحلیل
نهایی بر روی ۱۹
مطالعهای که از
معیارهای عینی
استفاده کرده بودند،
اندازه اثر تجمیعی
۴۲/۰ =d با فاصله اطمینان
۹۵ درصد (۵۳/۰ تا
۳۲/۰) را نشان داد
که از لحاظ آماری
معنادار و بهنفع
گروه مداخله بوده
است. نمودار قیفی
(Funnel plot)
تقارن مناسبی را
نشان داد که حاکی
از عدم سوگیری
انتشار در مطالعات
واردشده بوده است.
۴-۳. پیامدهای
دوربرد (Distal Outcomes)
چهل
و نه درصد از مطالعات
(۲۴ مطالعه از ۴۹)،
دادههای مربوط
به پیامدهای دوربرد
را گزارش کردهاند
که دوره پیگیری
آنها از ۳ ماه تا
۵ سال متغیر بوده
است. شایعترین
پیامد بررسیشده،
موفقیت تحصیلی
بود: از ۱۳ مطالعه،
۱۱ مطالعه (۸۵ درصد)
تأثیر مثبت مداخله
را در حوزههایی
نظیر سوادآموزی،
ریاضیات، خواندن،
نامگذاری حروف
و واژگان نشان
دادند؛ یک مطالعه
بیتأثیری و مطالعه
دیگر بهبود حاشیهای
غیرمعنادار را
گزارش کردند. در
حوزه اختلالات
سلوک، هر سه مطالعهای
که این پیامد را
بررسی کرده بودند،
کاهش مشکلات سلوک
در گروه مداخله
را نشان دادند.
همچنین، تمامی
مطالعات مرتبط
با مهارتهای اجتماعی
(۲ مطالعه)، مشکلات
رفتاری (۲ مطالعه)
و افسردگی (۲ مطالعه)
بهبود مثبتی را
گزارش کردند. در
حوزه سوءمصرف مواد،
چهار مطالعه از
پنج مطالعه (۸۰
درصد) مزیت مداخله
را تأیید کردند؛
تنها یک مطالعه
بیتأثیری را نشان
داد. در حوزه تعلیق
از مدرسه، تنها
مطالعه موجود کاهش
تعداد تعلیقها
را پس از مداخله
گزارش کرد. در مورد
بهزیستی روانشناختی،
یک مطالعه بهبود
جزیی اما غیرمعنادار
آماری را نشان
داد.
۵. تحلیل مفهومی
و تفسیر یافتهها
۵-۱. خودتنظیمی
بهمثابه سرمایه
روانشناختی بنیادین
یافتههای
این مطالعه، خودتنظیمی
را بهعنوان یک
مهارت بنیادین (foundational skill)
معرفی میکنند
که سایر تواناییهای
شناختی، هیجانی
و اجتماعی را تسهیل
میسازد. این مفهوم
با نظریه سرمایه
روانشناختی (Psychological Capital)
همخوانی دارد؛
به این معنا که
افراد با خودتنظیمی
بالاتر، از سرمایههای
شناختی و هیجانی
بیشتری برای مواجهه
با چالشهای زندگی
برخوردارند. مدل
علّی
مستفاد از مقاله
را میتوان بهصورت
زیر ترسیم نمود:
مداخله خودتنظیمی ← بهبود
کارکردهای اجرایی
← بهبود پیامدهای
تحصیلی، سلامت
روان، رفتارهای
سالم و روابط اجتماعی
این
زنجیره علّی، نشاندهنده
اهمیت راهبردی
خودتنظیمی بهعنوان
نقطه ورودی مداخلات
پیشگیرانه و ارتقادهنده
است.
۵-۲. پنجرههای
فرصت در طول مسیر
رشد
یکی
از یافتههای کلیدی
مقاله، قابلیت
بهبود خودتنظیمی
در تمامی دورههای
کودکی و نوجوانی
است. این یافته
با نظریههای معاصر
در زمینه انعطافپذیری
عصبی (neural
plasticity) در دوران نوجوانی
همسو بوده و نشان
میدهد که برخلاف
تصورات پیشین که
دوره حساس رشد
کارکردهای اجرایی
را منحصر به سالهای
اولیه میدانستند،
پنجره فرصت مداخله
بسیار گستردهتر
است. بر این اساس،
میتوان کاربستهای
عملی زیر را پیشنهاد
کرد:
-
دوران پیشدبستانی:
مداخلات مبتنی
بر برنامه درسی
با استفاده از
بازیهای ساختاریافته
و قصهگویی
-
دوران دبستان:
مداخلات ورزشی
و ذهنآگاهی با
ساختار مناسب سن
-
نوجوانی:
مداخلات خانوادهمحور
و مهارتهای اجتماعی
با تأکید بر خودمختاری
و مسئولیتپذیری
۵-۳. اثرپذیری
بیشتر گروههای
آسیبپذیر
مقاله
بهصراحت اشاره
میکند که در برخی
مداخلات (از جمله
فوسکو و
همکاران، 2013;
تامینی و مک
کللند، 2011)، کودکانی
که نمرات پایه
خودتنظیمی پایینتری
داشتند، بیشترین
میزان بهبود را
تجربه کردند. این
یافته از منظر
عدالت آموزشی و
سلامت همگانی بسیار
حائز اهمیت است؛
زیرا نشان میدهد
مداخلات خودتنظیمی
میتوانند بهعنوان
ابزاری قدرتمند
برای کاهش نابرابریهای
ساختاری در دستاوردهای
تحصیلی، سلامت
و اجتماعی عمل
کنند. با توجه به
اینکه ۳۴ درصد
از شرکتکنندگان
مطالعه از خانوادههای
با درآمد پایین
بودهاند، میتوان
نتیجه گرفت که
این مداخلات در
گروههای محروم
جامعه نیز اثربخشی
قابل قبولی داشته
و لذا سرمایهگذاری
در آنها از منظر
سیاستگذاری اجتماعی
توجیهپذیر است.
۵-۴. تفاوت روشهای
ارزیابی و پیامدهای
روششناختی
ناهمگونی
قابل توجه در معیارهای
خودتنظیمی و تفاوت
در اثربخشی مداخلات
بر اساس منبع اندازهگیری،
یکی از مهمترین
چالشهای روششناختی
این حوزه را آشکار
میسازد. ارزیابیهای
مبتنی بر گزارش
والدین، معلمان
و خودگزارشی، بهدلیل
ماهیت ذهنی خود،
در معرض سوگیریهایی
نظیر اثر هاله
(halo effect) و سوگیری
تشخیصی قرار دارند.
در مقابل، سنجشهای
مبتنی بر عملکرد
تکلیفی (مانند
تکالیف سر-پا-زانو-شانه
و فلانکر) که بهعنوان
معیارهای عینی
شناخته میشوند،
از همگنی بیشتری
برخوردار بوده
و میتوانند مبنای
دقیقتری برای
قضاوت درباره اثربخشی
مداخلات فراهم
آورند. این یافته،
ضرورت استانداردسازی
روشهای سنجش خودتنظیمی
در پژوهشهای آتی
را آشکار میسازد.
۶. کاربستهای
عملی و دلالتهای
سیاستگذاری
۶-۱. اولویتبندی
مداخلات مبتنی
بر برنامه درسی
با
توجه به اینکه
مداخلات مبتنی
بر برنامه درسی
با ۷۶ درصد موفقیت،
بالاترین نرخ اثربخشی
را داشتهاند و
از آنجا که این
مداخلات از طریق
آموزش معلمان و
بدون نیاز به منابع
اضافی چشمگیر قابل
اجرا هستند، میتوان
آنها را بهعنوان
گزینه نخست سیاستگذاری
آموزشی معرفی کرد.
کودکان و نوجوانان
۵ تا ۱۸ سال، بخش
قابل توجهی از
زمان خود را در
مدرسه سپری میکنند؛
لذا مدارس بهعنوان
بستری طبیعی و
در دسترس برای
اجرای این مداخلات
محسوب میشوند.
۶-۲. مزایای چندگانه
و صرفهجویی در
هزینهها
مداخلات
خودتنظیمی علاوه
بر بهبود مستقیم
خودتنظیمی، بر
طیف گستردهای
از پیامدهای دوربرد
تأثیر مثبت دارند:
موفقیت تحصیلی،
کاهش مشکلات رفتاری،
کاهش سوءمصرف مواد،
بهبود سلامت روان
و کاهش تعلیق از
مدرسه. این مزایای
چندگانه (multiple payoffs) به این
معناست که سرمایهگذاری
در مداخلات خودتنظیمی،
از منظر تحلیل
هزینه-فایده، بهمراتب
بهصرفهتر از
مداخلات تکبعدی
است که صرفاً یک
پیامد خاص را هدف
قرار میدهند.
این ویژگی، خودتنظیمی
را به هدفی جذاب
برای برنامهریزان
سلامت عمومی و
آموزش تبدیل میکند.
۶-۳. کاهش نابرابریها
از طریق مداخلات
هدفمند
با
توجه به حضور ۷۹۲۹
کودک با درآمد
پایین در این مطالعه
و اثربخشی مداخلات
در این گروه، میتوان
استدلال کرد که
مداخلات خودتنظیمی
میتوانند بهعنوان
ابزاری برای کاهش
شکافهای آموزشی
و اجتماعی مورد
استفاده قرار گیرند.
این امر بهویژه
در کشورهایی با
نابرابری اقتصادی
بالا، میتواند
نقشی کلیدی در
سیاستگذاریهای
عدالتمحور ایفا
کند.
۷. محدودیتهای
مطالعه و چالشهای
پیشرو
مؤلفان
مقاله با شفافیت
به محدودیتهای
زیر اشاره کردهاند:
۱.
ناهمگونی
بالا
در معیارهای اندازهگیری
خودتنظیمی که امکان
ترکیب آماری همه
مطالعات را با
چالش مواجه ساخته
است. این موضوع،
ضرورت تدوین ابزارهای
استاندارد و همسان
برای سنجش خودتنظیمی
را در پژوهشهای
آینده آشکار میسازد.
۲.
محدودیت
زبان،
بدان معنا که مقالات
غیرانگلیسی و نیز
یافتههای منتشرنشده
از حیطه تحلیل
خارج شدهاند که
بالقوه میتواند
به سوگیری انتشار
منجر شود.
۳.
غالب
بودن مطالعات آمریکایی (۸/۸۴ درصد)،
که تعمیمپذیری
یافتهها به سایر
زمینههای فرهنگی-اجتماعی
را با محدودیت
مواجه میسازد.
بهویژه اینکه
خودتنظیمی بهعنوان
سازهای وابسته
به بافت (context-dependent)، در فرهنگهای
مختلف ممکن است
جلوهها و الزامات
متفاوتی داشته
باشد.
۴. دشواری پنهان
سازی که بهماهیت
مداخلات رفتاری
مرتبط بوده و ۸/۹۳
درصد مطالعات را
در این زمینه دچار
نقص کرده است.
۵.
عدم یکنواختی
در گزارشدهی پیامدهای
دوربرد که انجام
فراتحلیل برای
این پیامدها را
ناممکن ساخته است.
۸. نتیجهگیری
و چشمانداز پژوهشهای
آتی
مقاله
با تأکید بر شواهد
کمی و کیفی، نتیجهگیری
میکند که مداخلات
خودتنظیمی در کودکان
و نوجوانان مؤثر
بوده و بهبود در
پیامدهای آموزشی،
سلامت و اجتماعی
میتواند بهدنبال
بهبود خودتنظیمی
رخ دهد. پنج دسته
مداخله بررسیشده،
همگی اثربخشی قابل
قبولی نشان دادهاند
و انتخاب نوع مداخله
باید بر اساس سن
مخاطب، بستر اجرا
و منابع موجود
صورت پذیرد. خودتنظیمی
بهعنوان هدفی
مداخلهگر، پتانسیل
قابل توجهی برای
کاهش نابرابریهای
ساختاری و بهبود
کیفیت زندگی در
مقیاس جمعی دارد.
چشمانداز پژوهشهای
آتی
میتواند بر محورهای
زیر متمرکز شود:
-
تدوین ابزارهای
استاندارد سنجش
خودتنظیمی برای
کاهش ناهمگونی
روششناختی
-
انجام مطالعات
فرافرهنگی برای
بررسی تعمیمپذیری
یافتهها به زمینههای
غیرغربی
-
طراحی مطالعات
طولی با پیگیری
بلندمدت برای ارزیابی
پایداری اثربخشی
مداخلات
-
شناسایی
مؤلفههای کلیدی
مداخلات موفق از
طریق تحلیلهای
مؤلفهای (component analysis)
-
بررسی سازوکارهای
میانجی (mediational mechanisms) برای
فهم دقیقتر چگونگی
تأثیر مداخلات
بر پیامدهای دوربرد
-
توسعه مداخلات
دیجیتال و مبتنی
بر فناوری برای
افزایش دسترسی
و کاهش هزینهها
در
نهایت، این مطالعه
نشان میدهد که
خودتنظیمی، فراتر
از یک مهارت فردی،
بهعنوان سرمایهای
اجتماعی-شناختی
عمل میکند که
میتواند از طریق
مداخلات هدفمند
و مبتنی بر شواهد،
در سطح جمعیت ارتقا
یابد و دستاوردهای
مثبت آن در ابعاد
تحصیلی، بهداشتی
و رفتاری، جامعه
را در مسیر توسعه
پایدار و عادلانهتر
هدایت نماید.
منابع
|
Bogg, T., & Roberts, B. W. (2004). Conscientiousness
and health-related behaviors: A meta-analysis of the leading behavioral contributors
to mortality. Psychological Bulletin, 130(6), 887-919. Bronson, M. B. (2000). Recognizing and supporting
the development of self-regulation in young children. Young Children, (March),
32-37. Caspi, A., Moffitt, T. E., Newman, D. L., &
Silva, P. A. (1996). Behavioral observations at age 3 years predict adult psychiatric
disorders. Archives of General Psychiatry, 53(11), 1033-1039. Daly, M., Delaney, L., Egan, M., & Baumeister,
R. F. (2015). Childhood self-control and unemployment throughout the life span.
Psychological Science, 26(6), 709-723. Daly, M., Egan, M., Quigley, J., Delaney, L.,
& Baumeister, R. F. (2016). Childhood self-control predicts smoking throughout
life. Health Psychology, 35(11), 1254-1263. DerSimonian, R., & Laird, N. (1986). Meta-analysis
in clinical trials. Controlled Clinical Trials, 7(3), 177-188. Fosco, G. M., Frank, J. L., Stormshak, E. A.,
& Dishion, T. J. (2013). Opening the "Black Box": Family check-up
intervention effects on self-regulation that prevents growth in problem behavior
and substance use. Journal of School Psychology, 51(4), 455-468. Galla, B. M., & Duckworth, A. L. (2015).
More than resisting temptation: Beneficial habits mediate the relationship between
self-control and positive life outcomes. Journal of Personality and Social Psychology,
109(3), 508-525. Gottfredson, M. R., & Hirschi, T. (1990).
A General Theory of Crime. Stanford University Press. Higgins, J. P., & Thompson, S. G. (2002).
Quantifying heterogeneity in a meta-analysis. Statistics in Medicine, 21(11),
1539-1558. Hughes, C. (2011). Changes and challenges in
20 years of research into the development of executive functions. Infant and Child
Development, 20(3), 251-271. Hughes, C., & Ensor, R. (2011). Individual
differences in growth in executive function across the transition to school predict
externalizing and internalizing behaviors. Journal of Experimental Child Psychology,
108(3), 663-676. Moffitt, T. E., Arseneault, L., Belsky, D., et
al. (2011). A gradient of childhood self-control predicts health, wealth, and
public safety. Proceedings of the National Academy of Sciences, 108(7), 2693-2698. National Collaborating Center for Methods and
Tools. (2008). Quality assessment tool for quantitative studies. Retrieved from
http://www.nccmt.ca/knowledge-repositories/search/14 Pahl, K., Brook, J. S., & Lee, J. Y. (2014).
Adolescent self-control predicts joint trajectories of marijuana use and depressive
mood. Journal of Behavioral Medicine, 37(4), 675-682. Pandey, A., Hale, D., Goddings, A. L., Blakemore,
S. J., & Viner, R. (2017). Systematic review of effectiveness of universal
self-regulation-based interventions. Systematic Reviews, 6(1), 175. Pandey, A., Hale, D., Das, S., Goddings, A. L.,
Blakemore, S. J., & Viner, R. M. (2018). Effectiveness of universal self-regulation-based
interventions in children and adolescents: A systematic review and meta-analysis.
JAMA Pediatrics, 172(6), 566-575. Tominey, S. L., & McClelland, M. M. (2011).
Red light, purple light: Findings from a randomized trial using circle time games
to improve behavioral self-regulation in preschool. Early Education and Development,
22(3), 489-519. |
مجله
اینترنتی
روان تنظیم
Online
Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی
روانشناسی
تربیتی
شناختی
مدیر
مسئول: محمود
دلیر عبدی نیا
روانشناس
تربیتی با
دیدگاه
شناختی
دانش
آموخته دانشگاه
تهران
●اولین
مربی شناختی
در ایران●
لطفا نظرات
و پیشنهادات
خود را از
طریق بخش
نظرات مجله
اینترنتی
روان تنظیم و
یا از طریق
ایمیل برای ما
ارسال کنید.
استفاده از
مطالب ارائه
شده در این
پایگاه، صرفا
با ذکر منبع
آزاد می باشد.
● مجموعه
انتشارات
روان تنظیم ●
|
مجله اینترنتی
روان تنظیم
(تخصصی) |
پژوهشی-نظریه
پردازی |
|
اندیشکده
روان تنظیم |
ایده
پردازی |
|
مجله اینترنتی
یادگیری و
آموزش (روان
تنظیم) |
یادگیری و
آموزش |
|
مجله اینترنتی
خلاقیت (روان
تنظیم) |
خلاقیت |
|
مجله اینترنتی
کسب و کار
(روان تنظیم) |
کسب و کار |
|
مجله اینترنتی
آموزش و
پرورش مدرن |
کاربردی -
پرورشی |
|
مجله اینترنتی
تجربه لذت
بخش زندگی |
روانشناسی
عمومی و
توسعه فردی |
● مقالات
جدید
●
شناخت،
ارزیابی و
کاربست
خلاقیت
مروری
نظاممند بر
فراتحلیلهای
خودتنظیمی
باور
به
خودکارامدی
در جستجوی
موفقیت
تعریف یادگیری
از دیدگاه
ریچارد مایر
رویاهای
شبانه:
آرزوهای خفته
یا تحلیل
اطلاعات
سازندهگرایی
و عاملیت
فراشناختی
ضرورت
توجه علمی به
خواندن
آموزشگاهی
نقدی درونپارادایمی
بر رویکرد
آموزشی
سازندهگرایانه
گونهشناسیهای
نوین،
ساختارهای
تازه و
مسیرهای
پژوهشی رو به
رشد خلاقیت
بلوغ
علمی حوزهٔ
مطالعاتی خلاقیت
و نوآوری