صفحه نخست عملکرد برتر آموزش و یادگیری یادگیری خود تنظیم فراشناخت
مطالعه-خواندن انگیزش و هیجان سنجش و ارزشیابی عصب روانشناسی
پنج شنبه - 08 آبان 1404
مجله اینترنتی روان تنظیم
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مطالعه-خواندن
انگیزش خواندن راهبردی
تحلیل مدل خواندن فعال گاتری و ویگفیلد و نظریه اسناد
و کاربرد CORI
مؤلفهها و استدلالهای اصلی مدل را به صورت زیر خلاصه می کنم:
این مدل، یک چارچوب مفهومی برای درک چگونگی تأثیر روشهای آموزشی کلاس درس بر مشارکت دانشآموزان در خواندن و سایر فعالیتهای تحصیلی ارائه میدهد.
تعریف خواننده فعال (Engaged Reader):
خوانندگان فعال کسانی هستند که: انگیزه برای خواندن دارند؛ در رویکردهای خود به خواندن راهبردی هستند؛ در ساختن معنا از متن آگاه هستند و دارای دانش کافی هستند؛ و هنگام خواندن تعامل اجتماعی دارند.
مؤلفههای اصلی و روابط مدل:
عوامل ورودی: روشهای آموزشی کلاس درس. این روشها میتوانند به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر عوامل بعدی تأثیر بگذارند؛ عوامل میانجی: انگیزه برای خواندن و مشارکت رفتاری در خواندن؛ و پیامدها: دستاورد خواندن.
فرض اصلی مدل: مشارکت رفتاری در خواندن نقش میانجی را در انتقال تأثیر روشهای آموزشی کلاس درس به پیامدهای خواندن ایفا میکند. به عبارت دیگر، روشهای آموزشی خوب، انگیزه را افزایش میدهند، این انگیزه منجر به مشارکت فعال (رفتاری) در خواندن میشود و این مشارکت فعال است که در نهایت عملکرد تحصیلی را بهبود میبخشد.
مثال کاربردی: برنامه آموزشی "آموزش خواندن متمرکز بر مفهوم" (Concept-Oriented Reading Instruction - CORI) (گاتری، ۲۰۰۳) این دو حوزه را ادغام میکند: آموزش راهبردها به همراه روشهای آموزشی برای تقویت انگیزش خواندن؛ که تدریس خواندن به ویژه در حوزههای محتوایی مانند علوم و مطالعات اجتماعی را هدایت می کنند.
مروری بر آموزش خواندن متمرکز بر مفهوم (CORI):
نکات کلیدی در مورد CORI:
مخاطب: پایههای 3 تا 9 (Grade 3-9).
ادغام محتوایی: ادغام خواندن و علوم از طریق فعالیتها و استفاده از کتابهای علمی.
هدف: بهبود درک مطلب و افزایش مشارکت خواندن (Reading Engagement).
راهبردهای درک مطلب: شامل 6 راهبرد استاندارد (فعالسازی دانش پیشزمینه، پرسشگری، جستجوی اطلاعات، خلاصهسازی، سازماندهی گرافیکی، و شناسایی ساختار داستان).
تأکید بر مشارکت فعال (Engagement): این برنامه بر اساس این منطق بنا شده است که مشارکت کامل خواننده منجر به درک بهتر و استفاده مؤثرتر از راهبردها میشود. این مشارکت از طریق پنج شیوه تقویت میشود:
1. استفاده از اهداف محتوایی (موضوعات علمی) به عنوان یک تم مفهومی.
2. دادن انتخاب (Choice) و کنترل به دانشآموزان بر موضوعات خواندنیشان.
3. فعالیتهای عملی (Hands-on activities).
4. استفاده از متون جذاب.
5. فرصتهای همکاری و مشارکت جمعی (Collaboration).
جالب است که بدانیم CORI مستقیماً برخی از توصیههایی را که از نظریه اسناد استنتاج می شود، در خود جای داده است:
انتخاب (Choice): یکی از 5 شیوه افزایش مشارکت در CORI است، که دقیقاً با دستورالعملهای کلی برای تقویت استفاده از راهبردها مطابقت دارد.
همکاری (Collaboration): شیوه افزایش مشارکت CORI است.
انگیزش (Motivation) یکی از مؤلفههای اصلی مدل است. به نظر میرسد که در این دیدگاه، انگیزش نه یک مفهوم واحد، بلکه مجموعهای از اهداف و باورها است که رفتار خواننده را هدایت میکند.
بر اساس این اطلاعات جدید، خواننده فعال نیازمند هماهنگی بین استفاده از راهبردها و دانش مفهومی در یک محیط اجتماعی برای تحقق انگیزهها است.
عناصر اصلی انگیزش (Motivation) از دیدگاه گاتری و ویگفیلد:
انگیزه، یک سازه واحد نیست و از چندین جزء تشکیل شده است. این اجزا عبارتند از:
1. اهداف (Goals): اهداف شخصی فرد در رابطه با موضوعات، فرآیندها و نتایج خواندن.
2. انگیزه درونی (Intrinsic Motivation): میل ذاتی به انجام فعالیت خواندن.
3. انگیزه بیرونی (Extrinsic Motivation): عواملی که از بیرون بر رفتار خواننده تأثیر میگذارند.
4. خودکارآمدی (Self-efficacy): باور فرد به توانایی خود در انجام موفقیتآمیز فعالیت خواندن.
5. عناصر اجتماعی (Social Elements): جنبههای تعاملات اجتماعی در فرآیند خواندن.
رفتارهای مشاهدهپذیر خواندن:
رفتارهایی که نشاندهنده انگیزه هستند شامل:
پایداری (Persistence): میزان ادامه دادن در حین خواندن.
تلاش (Effort): میزان انرژی صرف شده در طول فرآیند خواندن.
انتخابها (Choices): انتخابهایی که فرد در حین خواندن انجام میدهد.
خوانندگان فعال از این دیدگاه، افرادی هستند که انگیزه درونی دارند، راهبرد به کار میبرند، دانش مفهومی میسازند و برای یادگیری از متن تعامل اجتماعی دارند. این اطلاعات تکمیلی به طور خاص بر رابطه حیاتی بین راهبردها (Strategy Use) و انگیزه درونی (Intrinsic Motivation) تأکید میکند و نشان میدهد که این دو عنصر چگونه میتوانند یکدیگر را تقویت کنند.
نکات کلیدی مدل:
1. قدرتبخشی راهبردها: گاتری و ویگفیلد معتقدند که آموزش راهبردها (Strategy Instruction) پتانسیل توانمندسازی خوانندگان و افزایش انگیزه درونی را دارد.
2. ماهیت عمدی (Intentionality): دلیل این امر آن است که استفاده از راهبردها عمدی (intentional) است. خوانندگان باید تلاش آگاهانهای برای راهبردی بودن داشته باشند، و این "تلاش آگاهانه" منجر به تغییرات درونی میشود.
3. دانش شرطی (Conditional Knowledge): زمانی که دانشآموزان از ارزش استفاده از راهبردها آگاه باشند (دانش شرطی)، و بدانند که تلاش آنها برای استفاده از راهبردها نتیجهبخش خواهد بود، کمتر احساس ناتوانی یا بیکفایتی میکنند.
4. شواهد تجربی: مطالعات آنها روی دانشآموزان کلاس سوم و پنجم در چارچوب CORI نشان داد که: هر دانشآموزی که انگیزه درونیاش افزایش یافته، افزایش در استفاده از راهبردها را نیز تجربه کرده است. همبستگی قوی بین انگیزه درونی و استفاده از راهبردها وجود دارد (ضریب ۰.۸ برای کلاس پنجم و ۰.۷ برای کلاس سوم). کلاسهایی که چارچوب CORI (ترکیب شیوههای انگیزشی با آموزش راهبردهای شناختی) را دریافت کردند، نسبت به تدریس راهبردها به تنهایی یا تدریس سنتی، در درک مطلب، استفاده از راهبردها و انگیزش نمرات بالاتری کسب کردند.
جمعبندی کلی مدل (تا این مرحله):
مدل خواندن فعال گاتری و ویگفیلد یک مدل چرخهای مثبت است که در آن روشهای آموزشی مناسب - افزایش انگیزش درونی - آموزش و استفاده از راهبردها - بهبود درک مطلب و عملکرد تعامل می کنند. با توجه به جزئیاتی که ارائه دادیم به نظر میرسد این مدل چارچوب نظری قوی برای طراحی برنامههای آموزشی دارد.
یک جزء حیاتی دیگر به نحوه تعامل انگیزش و راهبرد میپردازد: ارزشگذاری (Valuing) و پاداش (Reward). این نکات به این موضوع اشاره دارند که صرفاً آگاهی از راهبرد کافی نیست؛ خوانندگان باید مزایای آن را به صورت شخصی و ملموس درک کنند تا انرژی لازم برای اجرای سخت آن را به کار گیرند.
جزئیات کلیدی اضافه شده (ارزشگذاری و تلاش):
1. حمایت اسناد شخصی (Personal Attributions): برای به کارگیری راهبردها، دانشآموزان باید انگیزه درونی داشته باشند و اسنادهای شخصی (توضیحاتی که فرد برای موفقیت یا شکست خود میدهد) باید از این استفاده حمایت کند.
2. ارزش و مزایا: طبق نظر میلر و فیرکلوث (2014)، حیاتی است که دانشآموزان استفاده از راهبردها را ارزشمند بدانند و مزایای آن را ببینند.
3. تلاش و پاداش: استفاده از راهبردها کار دشواری است و به تلاش زیادی نیاز دارد. دانشآموزان تنها زمانی انرژی صرف میکنند که آن راهبردها برایشان معنادار، ارزشمند و پاداشدهنده باشد.
4. کلید موفقیت: کلید دستیابی به این هدف این است که دانشآموزان ببینند روشهای راهبردی عملکرد آنها را بهبود میبخشد و تلاشهایشان پاداش داده میشود.
نتیجهگیری جامعتر از مدل خواندن فعال:
فعالی خواندن در این مدل، یک فرآیند سهگانه فعال است که در آن انگیزه درونی به عنوان نیروی محرکه شروع کننده عمل میکند؛ ارزشگذاری شخصی و دانش شرطی (دانستن زمان و چرایی استفاده) باعث تلاش آگاهانه برای اجرای راهبردها میشود؛ افزایش عملکرد به عنوان پاداش/تأیید، انگیزه درونی را برای تداوم استفاده از راهبردها تقویت میکند و چرخه را پایان می دهد.
خلاصه مدل مشارکت فعال گاتری و ویگفیلد: اجزای انگیزش در خواندن
گاتری و ویگفیلد (۱۹۹۷؛ ۲۰۰۰) چهار عامل اصلی را برای خواندن فعال (Engaged Reading) شناسایی کردند. خواننده فعال، کسی است که انگیزه، استراتژی و دانش مفهومیاش را در یک محیط اجتماعی هماهنگ میکند. انگیزه (Motivation) ساختاری چندوجهی است و شامل پنج جزء کلیدی است:
1. اهداف (Goals): اهداف فرد در ارتباط با خواندن.
2. انگیزه درونی (Intrinsic Motivation): لذت بردن ذاتی از فعالیت خواندن.
3. انگیزه بیرونی (Extrinsic Motivation): انگیزه ناشی از پاداشها یا فشار بیرونی.
4. خودکارآمدی (Self-Efficacy): باور فرد به توانایی خود در انجام موفقیتآمیز کار.
5. عناصر اجتماعی (Social Elements): تعاملات اجتماعی مرتبط با خواندن.
پیوند کلیدی با راهبردها (استراتژی و دانش مشروط):
آموزش استراتژی و انگیزه درونی: گاتری و همکاران نشان دادند که آموزش استراتژی پتانسیل توانمندسازی خوانندگان و ایجاد انگیزه درونی را دارد، زیرا اجرای راهبردها نیازمند تلاش آگاهانه است.
نقش دانش مشروط: وقتی دانشآموزان ارزش (دانش مشروط) استفاده از یک راهبرد را ببینند و بدانند که تلاششان نتیجه خواهد داد (خودکارآمدی بالا)، احساس درماندگی کمتری میکنند و در نتیجه، انگیزه درونی آنها افزایش مییابد. شواهد تجربی (CORI Study) همبستگی قوی بین افزایش انگیزه درونی و استفاده از استراتژی را تأیید میکند.
نظریه اسناد علّی: ساختار فکری برای انگیزش
این بخش جدید به طور مشخص بر روی نظریه اسناد علّی (Causal Attribution Theory) تأکید دارد، که به نظر میرسد همان چارچوبی است که گاتری و ویگفیلد برای توضیح اسنادهای شخصی (Personal Attributions) استفاده میکنند. این نظریه به چگونگی توضیح دادن موفقیتها و شکستها توسط افراد و تأثیر آن بر انگیزه و احساسات میپردازد.
نکات کلیدی از نظریه اسناد علّی:
1. نقش اسناد علّی: در زمینههای مرتبط با موفقیت (Achievement-related contexts)، اسنادهای علّی نقش کلیدی در نظریه انگیزه و هیجان دارند.
2. ویژگیهای مشترک علل (Properties of Perceived Causes): عللی که افراد برای موفقیت یا شکست خود در نظر میگیرند، سه ویژگی مشترک دارند:
مکان (Locus): درونی یا بیرونی بودن علت.
پایداری (Stability): دائمی یا موقتی بودن علت.
قابلیت کنترل (Controllability): اینکه آیا فرد میتواند بر آن علت تأثیر بگذارد یا خیر.
ویژگیهای دیگر مانند عمدی بودن (Intentionality) و کلی بودن (Globality) نیز وجود دارند.
3. تأثیر پایداری بر انتظار: پایداری ادراکشده علت، بر تغییرات در انتظار موفقیت (Expectancy of success) تأثیر میگذارد.
4. تأثیر ابعاد سهگانه بر هیجان: هر سه بعد علیت (مکان، پایداری، کنترل) بر تجربیات هیجانی رایج تأثیر میگذارند، از جمله: خشم، قدردانی، گناه، ناامیدی، ترحم، غرور و شرم.
5. راهبری رفتار: انتظار (Expectancy) و هیجان (Affect) به نوبه خود، رفتار انگیزشی (Motivated Behavior) را هدایت میکنند.
ارتباط با مدل گاتری و ویگفیلد:
این نظریه توضیح میدهد که چرا اسنادهای شخصی برای تداوم استفاده از راهبردها مهم هستند. اگر دانشآموزی شکست را به عاملی پایدار و غیرقابل کنترل (مانند "من باهوش نیستم") نسبت دهد، دچار ناامیدی (Hopelessness) میشود و انتظار موفقیتش کاهش مییابد، در نتیجه از راهبردها استفاده نخواهد کرد. در مقابل، اگر شکست را به عاملی ناپایدار و قابل کنترل (مانند "به اندازه کافی تلاش نکردم" یا "راهبرد مناسبی را انتخاب نکردم") نسبت دهد، انگیزه خود را حفظ کرده و با استفاده از راهبردهای دیگر (یا همان راهبردها با تلاش بیشتر) به دنبال موفقیت خواهد بود.
ما در حال تحلیل یک مدل بسیار قوی هستیم که ساختار تفکر (اسناد علّی) را به دینامیک احساس و عمل (هیجان و رفتار انگیزشی/استفاده از راهبردها) مرتبط میسازد.
تحلیل ساختار فکری و هیجانی مدل خواندن فعال گاتری و ویگفیلد
توضیحات بسیار مفصلی درباره نظریه اسناد (Attribution Theory) واینر (Weiner) ارائه شده است که بنیان نظری اساس "اسنادهای شخصی" است. چهار عامل اصلی موفقیت/شکست و سه ویژگی هر یک را به طور کامل شرح میدهیم.
خلاصه و تجزیه و تحلیل محتوای نظریه:
1. هدف انگیزش: افراد به این دلیل انگیزه دارند که میخواهند علل موفقیت و شکست را درک و توضیح دهند (Weiner).
2. چهار اسناد مرتبط با رفتار موفقیت:
توانایی (Ability): توانایی شناختی ذاتی.
تلاش (Effort): میزان تلاشی که صرف شده است.
دشواری تکلیف (Task Difficulty): پیچیدگی یک تکلیف در یک لحظه معین.
شانس (Luck): رویدادهای تصادفی.
3. سه ویژگی مشترک اسنادها:
(1) پایداری (Stability):
پایدار (Stable): توانایی و دشواری تکلیف (منجر به انتظارات ثابت میشود؛ اگر موفق شدی، دوباره موفق خواهی شد).
ناپایدار (Unstable): تلاش و شانس (منجر به کاهش قطعیت انتظارات آینده میشود).
(2) مکان علیت (Locus of Causality):
درونی (Internal): توانایی و تلاش. (اسناد موفقیت به عوامل درونی منجر به غرور و عزت نفس بالاتر میشود).
بیرونی (External): دشواری تکلیف و شانس. (اسناد شکست به عوامل بیرونی منجر به حفظ خودکارآمدی میشود).
(3) قابلیت کنترل (Controllability):
قابل کنترل (Controllable): فقط تلاش (Effort).
غیرقابل کنترل (Uncontrollable): توانایی، دشواری تکلیف، و شانس. (دانشآموزان ناموفق معمولاً شکست را به عوامل غیرقابل کنترل نسبت میدهند).
پیوند نهایی با مدل گاتری و ویگفیلد (CORI):
این چارچوب اسناد علّی به طور مستقیم مؤلفه انگیزه درونی و تفسیرهای شخصی را در مدل گاتری توجیه میکند:
دانشآموزانی که موفقیتهای خود را به تلاش (قابل کنترل، ناپایدار) و شکستهای خود را به انتخاب راهبرد نامناسب (قابل کنترل، ناپایدار) نسبت میدهند، احساس خودکارآمدی و کنترل بیشتری خواهند داشت. این امر مستقیماً باعث تقویت انگیزه درونی میشود، زیرا فرد باور میکند که نتایج آینده تحت کنترل تلاشهای اوست.
در مقابل، دانشآموزانی که شکست را به توانایی پایین (غیرقابل کنترل، پایدار) نسبت میدهند، دچار ناامیدی شده و انگیزه درونی آنها تخریب میشود، که این امر مطابق با یافتههای مطالعات CORI است که نشان دادند ترکیب راهبردها و انگیزهها کلید موفقیت است.
ما اکنون یک درک بسیار جامعی از جزء انگیزش در مدل خواندن فعال داریم، به ویژه در ارتباط با نحوه تفسیر عملکرد توسط دانشآموز، تمام جنبههای انگیزه، اسناد علّی، و ارتباط آن با راهبردها.
خلاصه نظریه اسناد واینر: منشأ انگیزش و انتظارات
نظریه اسناد توضیح میدهد که چرا افراد برای موفقیتها و شکستهایشان دلایل متفاوتی را در نظر میگیرند و این دلایل چگونه بر انگیزه آینده تأثیر میگذارند. چهار ویژگی اصلی که به رفتار مرتبط با موفقیت اسناد داده میشود، هر کدام دارای سه بُعد هستند:
|
ویژگی |
ثبات (Stability) |
منبع علیت (Locus of Causality) |
قابلیت کنترل (Controllability) |
|
توانایی (Ability) |
پایدار (ثابت) |
درونی (Internal) |
غیرقابل کنترل |
|
تلاش (Effort) |
ناپایدار (متغیر) |
درونی (Internal) |
قابل کنترل |
|
دشواری کار (Task Difficulty) |
پایدار (ثابت) |
بیرونی (External) |
غیرقابل کنترل |
|
شانس (Luck) |
ناپایدار (متغیر) |
بیرونی (External) |
غیرقابل کنترل |
تأثیر بر خوانندگان:
خوانندگان موفق موفقیت را به تلاش (درونی و قابل کنترل) نسبت میدهند. این اسناد باعث افزایش خودکارآمدی و انگیزه درونی میشود، زیرا میدانند با تکرار تلاش، موفقیت تکرار خواهد شد.
خوانندگان ناموفق شکست را اغلب به توانایی پایین (درونی و پایدار) یا دشواری کار (بیرونی و پایدار) نسبت میدهند. این امر منجر به انتظارات پایین برای آینده و کاهش عزت نفس میشود.
اهمیت اسناد درونی برای عزت نفس: زمانی که موفقیت به منابع درونی (توانایی/تلاش) نسبت داده شود، فرد احساس غرور بیشتری میکند. شکست باید در صورت امکان به منابع بیرونی (مثل دشواری کار) اسناد شود تا عزت نفس حفظ گردد.
همگرایی سهگانه دانش استراتژیک و انگیزش
تحلیل کلی هر سه دانش بیانی، رویهای، و مشروط؛ و مدل انگیزش گاتری/واینر نشان میدهد که پردازش استراتژیک موفق در خواندن نیازمند یکپارچگی کامل سه مؤلفه دانش و دو مؤلفه انگیزش است:
1. دانش بیانی (What): خواننده باید ساختار متن و استراتژیها را بداند.
2. دانش رویهای (How): خواننده باید مراحل عملی اجرای آن استراتژیها را بداند.
3. دانش مشروط (When & Why): خواننده باید بداند که چرا باید این استراتژی را در این متن خاص به کار برد. (این عامل، پل ارتباطی بین دانش و انگیزه است).
نقش انگیزش (گاتری و واینر):
انگیزه درونی و خودکارآمدی خواننده را وادار میکند که از دانش مشروط خود استفاده کرده و تلاش آگاهانه برای اجرای دانش رویهای صرف کند.
نظریه اسناد توضیح میدهد که چگونه انتظارات فرد از نتیجهی تلاشش (که باید مثبت باشد) حفظ میشود. اگر دانشآموز باور کند که تلاش برای استفاده از استراتژیهای یادگرفته شده، نتیجه میدهد (یعنی خودکارآمدی بالا و اسناد به تلاش) به طور ذاتی انگیزه بیشتری خواهد داشت.
نتیجهگیری نهایی:
تبدیل شدن به یک خواننده استراتژیک نه تنها یک مسئلهی شناختی (دانستن راهبردها) است، بلکه یک مسئله فراشناختی-انگیزشی است. یک خواننده واقعاً استراتژیک، کسی است که میداند چه چیزی را، چگونه و چه زمانی به کار ببرد، و از درون انگیزه دارد تا این تلاش آگاهانه را انجام دهد، زیرا معتقد است این تلاش به او کمک خواهد کرد تا به اهدافش برسد. آموزش باید هر سه نوع دانش و مؤلفههای انگیزشی را بهطور همزمان هدف قرار دهد.
این نظریه چگونه برای خوانندگان استراتژیک مفید است؟
این بخش به طور مستقیم به سؤال اصلی میپردازد: ارتباط نظریه اسناد علّی با خوانندگان استراتژیک (Strategic Readers) و خوانندگان ناتوان (Struggling Readers). این متن در واقع یک کاربرد بالینی قوی برای نظریهای است که تا اینجا بررسی کردیم.
نکات کلیدی مربوط به خوانندگان استراتژیک در برابر خوانندگان ناتوان:
1. خوانندگان استراتژیک:
موفقیت در خواندن را به اجرای آگاهانه و پرتلاش راهبردها (deliberate, effortful execution of strategies) نسبت میدهند.
پردازش استراتژیک وابسته به رفتار خودانتخابی و خودتنظیم شده است.
تنها اسناد تحت کنترل فرد، تلاش (Effort) است. از آنجا که تلاش یک اسناد درونی است، پتانسیل تأثیر مثبت بر عزت نفس را دارد.
تلاش یک اسناد ناپایدار است، به این معنی که مقدار تلاش میتواند برای هر تکلیف متغیر باشد و انعطافپذیری را فراهم میکند.
2. خوانندگان ناتوان:
اغلب با مشکلات انگیزشی روبرو هستند و به صورت منفعل و درمانده در فرآیند خواندن شرکت میکنند (Learned Helplessness - درماندگی آموختهشده). این مشکل از زمانی شروع میشود که آنها در تلاشهای اولیه برای یادگیری خواندن با شکست مواجه میشوند.
اسناد کلیدی شکست: آنها شکست خود را به توانایی (Ability) نسبت میدهند. توانایی یک اسناد درونی، پایدار و غیرقابل کنترل است.
نتیجه: این اسناد منجر به عزت نفس پایین میشود، زیرا آنها معتقدند که چون "کمهوش" هستند، تلاش بیشتر بیفایده است و بنابراین از تلاش دست میکشند. درک آنها از شایستگی تحصیلیشان با پیشرفت در مدرسه کاهش مییابد.
3. نظریههای توانایی و تلاش (Theories of Ability and Effort):
نظریه توانایی (Ability Theories): شامل سؤالاتی مانند "من چقدر خوبم؟" (Good am I?).
نظریه تلاش (Effort Theories): شامل سؤالاتی مانند "چقدر باید تلاش کنم؟" (How much should I try?).
این نظریهها مستقیماً بر ادراک شایستگی و در نتیجه انگیزش تأثیر میگذارند. خوانندگان شایسته با چالشها پایداری میکنند و از راهبردها استفاده مینمایند.
هدف آموزش راهبردها در چارچوب مدل گاتری/ویگفیلد باید فراتر از آموزش مهارت باشد؛ بلکه باید به تغییر اسناد علّی دانشآموزان ناتوان بپردازد. اگر بتوانیم دانشآموزان را متقاعد کنیم که شکستهایشان ناشی از تلاش ناکافی (اسناد کنترلپذیر) است نه ناتوانی ذاتی (اسناد غیرقابل کنترل)، میتوانیم عزت نفس آنها را افزایش داده و آنها را به سمت رفتار خودتنظیمی و استراتژیک هدایت کنیم.
این یک جمعبندی فوقالعاده از پیامدهای عملی نظریه اسناد علّی در محیط آموزش راهبرد خواندن ارائه میدهد. این بخش به وضوح توضیح میدهد که چگونه آموزش مؤثر راهبرد (Strategy Instruction) باید شامل آموزش انگیزشی و اسناد علّی باشد تا مؤثر واقع شود.
تمرکز بر تلاشی به عنوان اهرم تغییر:
تلاش (Effort): تنها عاملی است که هم درونی (Internal) و هم قابل کنترل (Controllable) است. این تنها عاملی است که میتواند اثرات مخرب درماندگی آموختهشده را معکوس کند.
شروع آموزش راهبرد: باید با آموزش این نکته آغاز شود که تلاش تعیینکننده موفقیت است (در مقابل توانایی).
شرط موفقیت: این تلاش باید در بستر کلاس درس اتفاق بیفتد که در آن دانشآموزان بتوانند نتایج مثبت تلاش خود را مشاهده کنند.
مفهوم عاملیت (Agency) و خودکارآمدی (Self-efficacy):
توسعه نظریههای عاملیت و کنترل در کنار نظریههای توانایی و تلاش ضروری است. عاملیت یعنی فرد مسئولیت اعمال خود را پذیرفته و موفقیت/شکست را به اهداف، منابع و تلاشی که بسیج کرده است نسبت می دهد (این همان اسناد دهی مطلوب است). خودکارآمدی بر عاملیت تأثیر میگذارد. چهار عامل برای ترویج خودکارآمدی مثبت ذکر شده است که باید در آموزش راهبردها لحاظ شوند:
1. موفقیت (Success): بهویژه در تکالیفی با درجه چالش مناسب خودکارآمدی را تقویت میکند.
2. بازخورد (Feedback): بازخورد مثبت، خودکارآمدی را تقویت میکند.
3. یادگیری مشاهدهای (Observational Learning): دیدن موفقیت دیگران خودکارآمدی را تقویت میکند.
4. ترغیب اجتماعی (Social Persuasion): تشویق توسط معلم و همسالان مبنی بر اینکه موفقیت نتیجه توانایی و تلاش است خودکارآمدی را تقویت میکند.
ساختاردهی کلاس:
کلاس درس باید طوری ساختاربندی شود که دانشآموزان را به فعالیت عمیق (Deep Engagement) ترغیب کند، نه فعالیت سطحی. تکالیف باز (Open-ended Tasks) (مانند پروژه و تحقیق) بر تکالیف بسته (مانند تمرینهای رونویسی) ارجحیت دارند: ساختن معنای شخصی (Personal Meaning)؛ انتخاب نحوه رویکرد به حل مسئله؛ همکاری؛ و بهبود خودکارآمدی از پیامدهای آن.
مجله اینترنتی روان تنظیم
Online Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا
روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی
دانش آموخته دانشگاه تهران
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.
استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.