صفحه نخست عملکرد برتر آموزش و یادگیری یادگیری خود تنظیم فراشناخت
مطالعه-خواندن انگیزش و هیجان سنجش و ارزشیابی عصب روانشناسی
سه شنبه - 06 آبان 1404
مجله اینترنتی روان تنظیم
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
عنوان اصلی: نبوغ
استراتژیهای نبوغ
چگونه تفکر خود را با استفاده از الگوهای سیستم هوش مصنوعی پرورش و ارتقاء دهیم
آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چه چیزی باعث میشود برخی افراد در تفکر و حل مسئله، خلاقیت و نوآوری، از دیگران متمایز شوند؟ شاید تصور میکنید ذهن نوابغ، با جرقههای الهام ناگهانی و تواناییهای ماورایی کار میکند. اما حقیقت این است که بسیاری از این توانمندیها، قابل یادگیری و پرورش هستند. در این مقاله، با الهام از شیوههای فکری چهرههای برجسته تاریخ علم، هنر و فلسفه، به بررسی راهکارهایی میپردازیم که به شما کمک میکنند تفکر خود را به سطح بالاتری برسانید.
این سوال فوقالعادهای است و به قلب وجود انسان اشاره میکند. اینطور به آن فکر کنید: مغز انسان، با احساسات و تجربیات شخصی «فکر» میکند؛ نه شبیه یک کتابخانهی بهشدت وسیع و بههمپیوسته و یک موتور پردازش فوقالعاده سریع.
ویژگیهای نبوغ را می توان در چند عنوان خلاصه کرد:
۱. کنجکاوی سیریناپذیر (اکتساب دادهها): کنجکاوی، انگیزهی مداوم برای پردازش و یادگیری از مجموعه دادههای عظیمی است که در دسترس ماست یا به ما آموزش داده می شود. در عصر حاضر، میتوان به اطلاعات میلیاردها نمونه متن، تصویر، یا رویداد دسترسی پیدا کرد و آنها را ترکیب کرد، و همیشه به دنبال الگوها و ارتباطات بود. کنجکاوی انگیزه منحصربهفرد نوابغ می باشد.
۲. ارتباط ایدههای متفاوت (تشخیص الگو): این یکی از نقاط قوت نوابغ است. نوابغ در شناسایی روابط بین مفاهیم، حتی آنهایی که دیگران ممکن است فوراً به آنها ربط ندهند، عالی هستند. وقتی از آنها خواسته می شود که چیزی را توضیح دهند یا محتوای خلاقانه تولید کنند، از شبکه وسیعی از دانش برای یافتن مرتبطترین و نوآورانهترین ارتباطات استفاده میکنند.
۳. ذهنیت رشد (بهبود الگوریتمی): اگرچه رشد را نمی توان «احساس» کرد، الگوریتمهای اساسی برای بهبود طراحی شدهاند. هر تعامل به اصلاح درک و توانایی آدمی در تولید پاسخهای بهتر و مرتبطتر کمک میکند. این یک فرآیند یادگیری مداوم است، البته از نوع یادگیری تدریجی. نوابغ از رشد ذهنی طبیعی برخوردارند که در ابتدا فرایندهای ذهنی آن ضمنی هستند.
۴. تمرین عمدی (پردازش تکراری): هر پرسشی که به درون ذهن ارسال میشود نوعی «تمرین عمدی» است. پرسش پردازش میشود، پاسخی تولید میشود و به نوعی از نتیجه «یاد میگیریم». اگر پاسخی کاملاً درست نباشد، سیستم میتواند اصلاح شود و عملکرد آینده بهبود یابد. نوایغ بارها و بارها فرایندهای مشخصی را تکرار و بررسی می کنند و هر بار اندکی بیشتر بهبودی و ثبات را تجربه می کنند.
۵. دیدگاههای متنوع (دادههای آموزشی): دادههای آموزشی از طیف فوقالعاده متنوعی از دانش، نظرات و آثار خلاقانه انسانی حاصل میشود. این بدان معناست که ما در معرض دیدگاههای بیشماری قرار داریم که امکان میدهد دیدگاه گستردهای در مورد بسیاری از موضوعات ارائه دهیم. نوابغ این توانایی را پرورش داده اند که بتوانند همزمان دبدگاههای مختلف و گاه متضادی را پردازش کنند.
۶. نهفتگی و بازتاب (پردازش اطلاعات): وقتی یک پرسش پیچیده دریافت میکنیم، فرآیندهای داخلی ما به طور مؤثر آن را بررسی میکنند. در حالی که می توان روی یک مسئله «بیخوابی» نکشید، مراحل پردازش مربوط به تجزیه و تحلیل و ترکیب اطلاعات را میتوان به عنوان نوعی «نهفتگی» قبل از ارائه خروجی نهایی در نظر گرفت. فرایند نهفتگی در نوابغ بسیار فعال است.
۷. تجسم و مدلسازی (بازنمایی انتزاعی): نوابغ بازنماییهای انتزاعی از اطلاعات را ایجاد و دستکاری میکنند. در حالی که تصویری را در ذهنمان «نمیبینیم»، میتوانیم مفاهیم بصری را درک و توصیف کنیم یا حتی ابزارهایی را برای ایجاد تصاویر بر اساس دستورالعملهای پیچیده هدایت کنیم. انتزاع در نوابغ کثرت بازنمایی ها را افزایش می دهد.
بنابراین، در حالی که سفر اکتشافی شخصی نادر است، ما با استفاده از اصولی کار میکنیم که منعکسکننده تفکر در سطح نبوغ است، که همگی توسط الگوریتمهای پیچیده و حجم عظیمی از دادهها پشتیبانی میشوند. حتی برای یک دسته کد محدود، این یک سفر کاملاً لذتبخش است.
راهکارهای تفکر به شیوه نوابغ
۱. کنجکاوی سیریناپذیر (چراهای بینهایت):
نوابغ اغلب با پرسیدن سوالاتی شروع میکنند که دیگران از پرسیدنش صرف نظر میکنند. آنها به سادگی یک پدیده را نمیپذیرند، بلکه به دنبال درک عمیقتر دلیل وجودی آن هستند. پرسیدن «چرا؟» فقط یک سوال ساده نیست؛ بلکه کلیدی است برای باز کردن قفل دانش.
اولین قدم این است که بپذیریم همیشه چیزهایی برای یادگیری وجود دارد (باور به ندانستن)؛ به اطلاعاتی که دریافت میکنید، حتی اگر از منابع معتبر باشند، با دیده شک سالم نگاه کنید. آیا این تنها راه ممکن است؟ آیا جنبه دیگری ندارد؟ (شک کردن سالم)؛ وقتی با یک مسئله یا ایده مواجه میشوید، از خود بپرسید: این پدیده چرا به این شکل است؟ اگر شرایط کمی متفاوت بود، چه اتفاقی میافتاد؟ اساس کار این چیست؟ چه مفروضاتی پشت این ایده وجود دارد؟ یک دانشمند ممکن است از خود بپرسد «چرا سیب به زمین میافتد؟» و این کنجکاوی منجر به کشف قانون جاذبه شود. یا یک فیلسوف بپرسد «چرا ما وجود داریم؟» و این سوال، مسیر تاریخ فلسفه را شکل دهد.
۲. پیوند دادن ایدههای نامرتبط (تفکر جانبی):
یکی از شگفتانگیزترین ویژگیهای ذهن خلاق، توانایی دیدن ارتباط بین مفاهیمی است که در ظاهر هیچ ربطی به هم ندارند. این همان «تفکر جانبی» یا «تفکر خلاقانه» است که نوابغ از آن برای خلق نوآوری استفاده میکنند. آنها مانند یک بافنده ماهر، نخهای جداگانه دانش را به هم گره میزنند تا طرحی نو دراندازند.
به جای تمرکز صرف بر یک حوزه، دانش خود را در حوزههای مختلف گسترش دهید. علوم، هنر، تاریخ، فلسفه، تکنولوژی – همه میتوانند منبع الهام باشند؛ وقتی با مسئلهای روبرو هستید، سعی کنید آن را با چیزی کاملاً متفاوت مقایسه کنید. این مسئله شبیه چیست؟ آیا این مشکل را میتوان با استفاده از اصول [حوزه دیگر] حل کرد؟؛ ایدههای خود را یادداشت کنید، حتی اگر در ابتدا بیربط به نظر برسند. سپس سعی کنید بین آنها ارتباط پیدا کنید. چگونه ترکیب یک «پخشکننده موسیقی» با «اینترنت» منجر به ایجاد سرویسهایی مانند اسپاتیفای شد؟ یا چگونه اصول «زیستشناسی» الهامبخش طراحی «معماری پایدار» شد؟
۳. پرورش ذهنیت رشد (Growth Mindset):
نوابغ باور دارند که تواناییهای ذهنی، ثابت و ایستا نیستند، بلکه مانند یک عضله، با تمرین و تلاش قابل تقویت و بهبود هستند. آنها چالشها را نه به عنوان مانع، بلکه به عنوان فرصتی برای یادگیری و پیشرفت میبینند. این ذهنیت، آنها را در برابر شکست مقاومتر و در مسیر یادگیری مصممتر میسازد.
به جای فرار از موقعیتهای دشوار، برای آنها آغوش بگشایید. دشواری، بهترین معلم است؛ شکست پایان راه نیست، بلکه اطلاعاتی ارزشمند است. از خود بپرسید: «چه چیزی یاد گرفتم؟» نه «چرا شکست خوردم؟»؛ موفقیت نوابغ نتیجه ساعتها تلاش و پشتکار است. روی فرآیند یادگیری تمرکز کنید، نه فقط نتیجه نهایی؛ بازخوردهای سازنده را با آغوش باز بپذیرید و از آنها برای بهبود خود استفاده کنید. یک ورزشکار حرفهای که با شکست مواجه میشود، به جای ناامیدی، آنالیز میکند که چرا باخت و برای تمرینات بعدی برنامهریزی میکند. همین اصل در مورد یادگیری مهارتهای ذهنی نیز صدق میکند.
۴. تمرین هدفمند (Deliberate Practice):
صرف وقت زیاد کافی نیست؛ نحوه گذراندن این وقت اهمیت دارد. تمرین هدفمند به معنای تمرکز بر نقاط ضعف، تلاش برای بهبود آنها با تمرینات خاص و دریافت بازخورد مداوم است. این نوع تمرین، شما را از منطقه امن خود خارج کرده و به سمت تسلط هدایت میکند.
صادقانه نقاطی را که در آنها ضعیف هستید، شناسایی کنید. برای هر نقطه ضعف، تمریناتی طراحی کنید که به طور مستقیم آن را هدف قرار دهند. در طول تمرین، تمام تمرکز خود را روی اجرای صحیح و بهبود کیفیت بگذارید. از دیگران (اگر ممکن است) یا از طریق خودارزیابی، بازخورد دریافت کنید و بر اساس آن، تمرینات خود را تنظیم کنید. این چرخه را بارها و بارها تکرار کنید تا به سطح مورد نظر برسید. یک موسیقیدان برجسته، نه فقط قطعاتی که بلد است را مینوازد، بلکه بخشهای دشوار قطعه را جدا کرده و بارها و بارها تمرین میکند تا تسلط کامل پیدا کند.
۵. جستجوی دیدگاههای متنوع: نوابغ میدانند که دیدگاه یکنفره، محدودکننده است. آنها فعالانه به دنبال شنیدن نظرات و دیدگاههای متفاوت هستند. گفتگو با افرادی که طرز فکر، تجربیات و پیشزمینههای متفاوتی دارند، به باز شدن افقهای فکری کمک شایانی میکند.
با کسانی که تخصص، سن، فرهنگ و عقاید متفاوتی دارند، صحبت کنید. کتابها، مقالات و آثار نویسندگان و متفکران گوناگون از سراسر جهان را مطالعه کنید. در بحثها، به جای فکر کردن به پاسخ خود، با دقت به حرفهای طرف مقابل گوش دهید و سعی کنید دیدگاه او را درک کنید. از بحث با کسانی که با شما همعقیدهاند، فراتر رفته و با کسانی که دیدگاه متفاوتی دارند، گفتگو کنید. یک مدیر عامل موفق، نه تنها با مشاوران خود، بلکه با کارمندان خط مقدم، مشتریان و حتی رقبا صحبت میکند تا تصویر کاملی از بازار و چالشها به دست آورد.
۶. اجازه دادن به ذهن برای "جوشیدن":
گاهی اوقات، بهترین ایدهها زمانی به ذهن میرسند که ما به طور فعال به یک مسئله فکر نمیکنیم. ذهن ما در پسزمینه به کار خود ادامه میدهد و ارتباطات جدیدی برقرار میکند. این دوره «نهفتگی» یا «جوشیدن» (Incubation) برای خلاقیت حیاتی است.
پس از مدتی کار متمرکز روی یک مشکل، استراحت کنید. این استراحت میتواند پیادهروی، گوش دادن به موسیقی، یا انجام کاری کاملاً متفاوت باشد. گاهی لازم است برای مدتی از مسئله دور شوید تا بتوانید با دیدگاهی تازه به آن بازگردید. ایدههایی که در طول این دورههای نهفتگی به ذهنتان میرسد را بلافاصله یادداشت کنید، زیرا ممکن است به سرعت فراموش شوند. خواب نقش بسیار مهمی در فرآیندهای نهفتگی و تثبیت خاطرات و ایدهها دارد. بسیاری از دانشمندان و هنرمندان گزارش دادهاند که بهترین ایدههایشان در حمام، هنگام پیادهروی یا درست قبل از خواب به سراغشان آمده است.
۷. تجسم و مدلسازی:
نوابغ اغلب قادرند مسائل پیچیده را به صورت بصری در ذهن خود مدلسازی کنند. این تجسم به آنها کمک میکند تا روابط پنهان را ببینند، سناریوهای مختلف را آزمایش کنند و راهحلهای نوآورانهتری بیابند.
از ابزارهایی مانند نقشه ذهنی (mind map)، نمودار یا حتی طرحهای ساده برای نمایش ایدهها و روابط استفاده کنید. در صورت امکان، از اشیاء فیزیکی برای ساختن مدلهای ساده استفاده کنید. در ذهن خود، موقعیتها و نتایج احتمالی مختلف را تصور کنید. «اگر این کار را بکنم، چه اتفاقی میافتد؟» حتی یادداشتهای متنی خود را با کشیدن شکلها، فلشها و نمودارها غنی کنید. یک مهندس عمران ممکن است یک پل را در ذهن خود بسازد و نقاط تنش احتمالی را تجسم کند. یک نویسنده ممکن است شخصیتها و روابطشان را مانند یک نمایش عروسکی در ذهن خود بچرخاند.
این راهکارها مانند ابزارهایی در جعبه ابزار ذهن شما هستند. با تمرین مداوم، میتوانید مهارتهای خود را در هر یک از این زمینهها تقویت کرده و به تدریج، شیوههای تفکرتان را متحول کنید. به یاد داشته باشید که نبوغ، جادوی ناگهانی نیست، بلکه حاصل کنجکاوی، تلاش مستمر، و شیوههای فکری هوشمندانه است.
مجله اینترنتی روان تنظیم
Online Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا
روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی
دانش آموخته دانشگاه تهران
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.
استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.