سه شنبه - 28 بهمن 1404
مجله اینترنتی روان تنظیم
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
با بیش از بکصد هزار بازدید
نوآوری های انگیزش شناختی
روانشناسی انگیزش به دنبال پاسخ به این سؤالات اساسی است: چرا انسانها کارهایی را که انجام میدهند انتخاب میکنند؟ چگونه برای رسیدن به اهدافشان تلاش میکنند؟ و چه عواملی باعث میشود بعضی افراد پشتکار بیشتری داشته باشند و انرژی بیشتری صرف کنند؟ این حوزه علمی تلاش میکند تا با نگاهی جامع، پیچیدگیهای رفتار هدفمند انسان را توضیح دهد (لای، ۲۰۱۱).
مبانی و تعاریف بنیادین انگیزش
ریشه لاتین کلمه "انگیزش" به معنای "حرکت کردن" است و روانشناسان حوزه انگیزش اساساً مطالعه میکنند که چه چیزی افراد را به سمت عمل سوق میدهد و چرا انسانها به روش خاصی فکر میکنند و دست به کارهای مشخصی میزنند (اکلز، ویگفیلد و شیفل، ۱۹۹۸).
مطابق با این دیدگاه جامع، مطالعه انگیزش بر چهار مؤلفه اصلی تمرکز دارد: انتخاب (گزینش تکالیف و فعالیتها توسط فرد)، پایداری (استمرار در پیگیری اهداف)، شدت (میزان انرژی و درگیری فرد در فعالیتها)، و شناخت (افکار فرد درباره عملکرد و اهدافش) (اکلز، ویگفیلد و شیفل، ۱۹۹۸).
روانشناسان اجتماعی از اصطلاح «انگیزش» برای توصیف اینکه چرا یک فرد در یک موقعیت خاص، یک پاسخ را بر پاسخ دیگر ترجیح میدهد یا پاسخی خاص را با انرژی یا فراوانی زیاد میدهد، استفاده میکنند. انگیزش میتواند خود را در سه بُعد نشان دهد: شناختی (مانند جستجو)، عاطفی (مانند هیجان) و رفتاری (مانند دویدن) (برگ، ۲۰۱۰).
دو ویژگی مشترک در همه انسانها
همه انسانها، صرف نظر از فرهنگ و ملیت، دو ویژگی مشترک در زمینه انگیزش دارند (لای، ۲۰۱۱):
ویژگی اول: «تلاش برای کنترل» - گرایش ذاتی ما به تأثیرگذاری بر محیط فیزیکی و اجتماعی اطرافمان. شواهد متعددی این موضوع را تأیید میکنند: ترجیح میدهیم خودمان کاری را انجام دهیم تا اینکه صرفاً شاهد وقوع اتفاقها باشیم، ذاتاً کنجکاو هستیم، و اینکه خیلی زود به موفقیتها عادت میکنیم اما شکستها مدت بیشتری در ذهن ما باقی میمانند. این گرایش از نوزادی در ما وجود دارد (لای، ۲۰۱۱)
ویژگی دوم: «سازمانیافتگی عمل در دو مرحله درگیری با هدف و رهاسازی هدف» - ذهن ما در دو حالت کاملاً متفاوت کار میکند. در حالت درگیری با هدف، تمام افکار، هیجانات و رفتارهای ما متمرکز بر همان هدف میشود. در مقابل، رهاسازی هدف یک فرآیند فعال است که وقتی متوجه میشویم هدفی دستیافتنی نیست یا ارزش تلاش ندارد، آن را رها میکنیم (لای، ۲۰۱۱)
انواع انگیزش
انگیزش به دلایلی اشاره دارد که زیربنای رفتاری هستند که با تمایل و اراده مشخص میشود. دو نوع اصلی انگیزش عبارتند از (لای، ۲۰۱۱):
- انگیزش ذاتی: ناشی از لذت، علاقه و رضایت شخصی است.
- انگیزش بیرونی: توسط پاداشها و تقویتهای خارجی هدایت و کنترل میشود.
از دیدگاه سنتی، مربیان انگیزش ذاتی را مطلوبتر میدانند و آن را منجر به نتایج یادگیری بهتری نسبت به انگیزش بیرونی میدانند (لای، ۲۰۱۱).
انگیزش پیشرفت نوع خاصی از انگیزش است که به عملکرد فرد در انجام تکالیفی مرتبط میشود که شامل معیارهای عالیطلبی و سنجش برتری هستند. بیشتر تحقیقات رشدمحور در این زمینه بر انگیزش پیشرفت متمرکز بوده است (اکلز، ویگفیلد و شیفل، ۱۹۹۸).
انگیزش حاصل تعامل فرد و موقعیت است
انگیزش ما برای دنبال کردن یک هدف خاص، از سه عامل تأثیر میپذیرد: ویژگیهای شخصی، ویژگیهای موقعیت، و تعامل این دو (لای، ۲۰۱۱).
عوامل فردی شامل سه دسته هستند:
۱. نیازهای پایه جهانی مانند گرسنگی، تشنگی و نیاز به کنترل محیط
۲. انگیزشهای ضمنی یا ناخودآگاه که ترجیحات عاطفی ما هستند و در اوایل کودکی شکل میگیرند (شامل انگیزش موفقیت، انگیزش پیوندجویی، و انگیزش قدرت)
۳. اهداف یا انگیزشهای آشکار که همان ارزشها و هدفهای آگاهانهای هستند که خودمان میشناسیم (لای، ۲۰۱۱).
عوامل موقعیتی از طریق مشوقها روی انگیزش تأثیر میگذارند. مشوقها میتوانند درونی باشند (لذت از خود فعالیت) یا بیرونی (پاداشهای مادی، تأیید دیگران). نکته مهم این است که موقعیت ادراکشده توسط فرد است که بر رفتار تأثیر میگذارد، نه موقعیت عینی (لای، ۲۰۱۱).
نظریههای انگیزش
نظریه انتظار-ارزش
نظریه «انتظار-ارزش» تعامل فرد و موقعیت را توضیح میدهد. بر اساس این نظریه، افراد زمانی دست به عمل میزنند که حاصلضرب دو عامل در بالاترین حد باشد: انتظار (احتمال دستیابی به هدف) و ارزش (اهمیت هدف برای فرد) (لای، ۲۰۱۱) سه نوع انتظار وجود دارد: اینکه آیا بدون دخالت من، موقعیت به نتیجه مطلوب میرسد؟ اینکه آیا عمل من به نتیجه مطلوب میرسد؟ و اینکه نتیجه عمل من به چه پیامدهای دیگری منجر میشود؟ (لای، ۲۰۱۱).
سیر تحول تاریخی نظریههای انگیزش
بررسی انگیزش از ریشههای آن در مطالعات حیوانی آغاز و به تحقیقات در مورد ذهن انسان گسترش یافته است (برگ، ۲۰۱۰).
نظریه یادگیری (روانشناسان اولیه حیوانات): بر اساس نظریه یادگیری که توسط روانشناسان اولیه حیوانات (هال و اسپنس) مطرح شد، قدرت تمایل به پاسخ دادن تابعی از سه عامل بود: قدرت عادت (مهارتهای ارگانیسم)، نیازها (مانند گرسنگی)، و ارزش تشویقی (کیفیت و کمیت نتیجه) (برگ، ۲۰۱۰).
نظریه یادگیری شناختی (تأثیر تولمن): تولمن با این فرض که فرآیندهای ذهنی مختلف «در معادله علی بین محرکهای محیطی و رفتار آشکار، واسطه هستند»، بر این حوزه تأثیر گذاشت. این فرآیندهای واسطهای مستلزم مفاهیم هدف (اهداف و وسایل) و انتظارات (مانند انتظارات میانگین، انتظارات هدف و انتظارات میانگین-هدف) بودند (برگ، ۲۰۱۰).
مدلهای شناختی-اجتماعی: فستینگر و اتکینسون در تحقیقات خود از کار تولمن بهره بردند و پیشنهاد کردند که افراد ارزش انگیزشی نتیجه مطلوب را با انتظار وقوع آن در واقعیت مقایسه میکنند (برگ، ۲۰۱۰).
از فکر تا عمل: تنظیم انگیزشی و ارادی
داشتن انگیزش برای انجام یک کار کافی نیست، بلکه باید آن را به «قصد» تبدیل کنیم و سپس اجرا کنیم. اینجاست که مفهوم «اراده» وارد میشود؛ فرآیندهایی که تعیین میکنند کدام گرایشهای انگیزشی اجرا شوند، در چه زمانی و به چه شکلی (لای، ۲۰۱۱).
رفتار انسان عموماً با تلاش برای اثربخشی مشخص میشود و در مراحل درگیری و عدم درگیری با هدف سازماندهی میشود. انگیزش برای دنبال کردن یک هدف خاص، نتیجه تعامل بین عوامل موقعیتی و ترجیحات شخصی است (هکهاوزن و هکهاوزن، ۲۰۱۸).
در حالت ایدهآل، تنظیم انگیزشی و ارادی رفتار در مراحل مختلف رفتاری به نوبت انجام میشود و به طور واضح از یکدیگر جدا میشوند. هر دو نوع تنظیم بهینهسازی سه مرحله هدفگزینی، تلاش و تحقق هدف را تضمین میکنند. افراد در نحوه تنظیم انگیزشی و ارادی رفتار خود تفاوتهای چشمگیری دارند (هکهاوزن و هکهاوزن، ۲۰۱۸).
مدل روبیکون (مراحل عمل)
مدل «روبیکون» یا مدل مراحل عمل، این فرآیند را توضیح میدهد. این مدل از استعاره عبور ژولیوس سزار از رودخانه روبیکون استفاده میکند. چهار مرحله در این مدل وجود دارد (لای، ۲۰۱۱):
۱. مرحله پیش از تصمیمگیری: ذهن ما باز و بیطرفانه گزینهها را بررسی میکند.
۲. مرحله برنامهریزی (پس از تصمیمگیری): ذهن ما کاملاً به نفع انتخابمان سوگیری پیدا میکند.
۳. مرحله اقدام: با تمرکز و پایداری، قصد خود را اجرا میکنیم.
۴. مرحله ارزیابی: درباره موفقیت یا شکست خود تأمل میکنیم.
این مدل سه حالت اصلی را مشخص میکند: انتخاب هدف، درگیری با هدف، و رهاسازی هدف (لای، ۲۰۱۱).
انگیزش در طول زندگی
رابطه بین انگیزش و تحول در طول عمر را میتوان از دو دیدگاه مکمل بررسی کرد (لای، ۲۰۱۱):
تحول انگیزش: به این موضوع میپردازد که انگیزشهای پایه چگونه در طول زمان رشد میکنند. پیشنیازهای رفتار هدفمند در دوران نوزادی و اوایل کودکی کسب میشوند: انتظار کنترل بر رویدادها، توانایی تمرکز بر هدف، برنامهریزی، و توانایی خاتمه دادن به رفتار. رشد هیجاناتی مانند غرور و شرم نیز به تدریج به این فرآیند اضافه میشود (لای، ۲۰۱۱).
انگیزش تحول: به نقش فعال فرد در شکلدهی به زندگی خود میپردازد. در نوجوانی و بزرگسالی، فرد ظرفیت کافی برای انتخاب مسیرهای شغلی و خانوادگی خود را پیدا میکند. اهداف تحولی میتوانند چرخههای تلاش و رهاسازی را در طول زندگی سازماندهی کنند (لای، ۲۰۱۱).
ویژگیهای انگیزش در طول زندگی (لای، ۲۰۱۱):
- تغییرپذیری بر اساس حوزه: میزان انگیزش افراد در موضوعات مختلف متفاوت است.
- افزایش تمایز با افزایش سن: تفاوت انگیزش در حوزهها با افزایش سن پررنگتر میشود.
- پایداری انگیزش: انگیزش در دوران کودکی، پیشبینکننده انگیزش در مراحل بعدی زندگی است.
- روند کاهشی: اگرچه کودکان معمولاً با سطح بالایی از انگیزش ذاتی وارد مدرسه میشوند، اما این انگیزش در طول سالهای تحصیل کاهش مییابد.
نقش محیطهای آموزشی و اجتماعی
نقش معلم و شیوههای آموزشی
تحقیقات نشان میدهد که میتوان انگیزش را از طریق روشهای آموزشی تحت تأثیر قرار داد. استفاده از پاداشها بسته به نوع و زمینه ارائه، میتواند باعث افزایش یا کاهش انگیزش شود. راهکارهای افزایش انگیزش توسط معلم عبارتند از (لای، ۲۰۱۱):
- اعطای استقلال و کنترل بیشتر به دانشآموزان از طریق حق انتخاب
- استفاده از رویکردهای یادگیری مشارکتی
- ایجاد یک محیط کلاسی حمایتی با توجه به ساختارهای هدف، نحوه اسنادها و روشهای ارزیابی
نقش محیط مدرسه، خانواده و روابط اجتماعی
انگیزش یادگیری به مشارکت دانشآموز در «شبکهای از روابط اجتماعی که از یادگیری پشتیبانی میکند» بستگی دارد. این شبکه شامل معلمان، کارکنان مدرسه، خانواده و دوستان میشود(استودر، ۲۰۰۴).
مشارکت والدین پیشبینیکننده قدرتمندی برای موفقیت دانشآموزان است. نویسندگان بهبود ارتباط، هماهنگی و اعتماد بین دانشآموزان و بزرگسالان را در محیطهای بیرون از مدرسه (خانه، مؤسسات مذهبی، فعالیتهای فوق برنامه) توصیه میکنند(استودر، ۲۰۰۴).
محیطهای کوچک و حمایتی: دبیرستانهای جامع بزرگ، محیطهای مناسبی برای ایجاد فضای پرورشی نیستند. مدارس موفق باید به محیطهای کوچکتری تبدیل شوند تا بتوانند آموزش را شخصیسازی کنند، به زندگی دانشآموز علاقه نشان دهند، حس تعلق را تقویت کنند، و بین یادگیرنده و زمینه اجتماعی رابطه برقرار کنند(استودر، ۲۰۰۴).
محیط دلسوزانه: دانشآموزانی که ترک تحصیل میکنند، اغلب بر این باورند که "هیچکس به من اهمیت نمیدهد". مدارس به پرسنلی نیاز دارند که نیازهای دانشآموزان به ایمنی، عشق، تعلق، احترام، قدرت و احساس موفقیت را درک کنند(استودر، ۲۰۰۴).
تمایز دلایل هنجاری و انگیزشی
پرسش از "دلیل" با پرسش از "عقلانیت" متفاوت است. دلایل هنجاری توسط واقعیتهای عینی فراهم میشوند، در حالی که عقلانیت خواستهها و اعمال به باورهای فرد (یا باورهای موجه بر اساس شواهد) بستگی دارد (پارفیت و بروم، ۱۹۹۷).
زمانی که فرد واقعیتها را به درستی باور داشته باشد، دلیل هنجاری و عمل عقلانی با هم منطبق میشوند. اما در مواردی ممکن است عملی عقلانی باشد (مبتنی بر باورهای فرد) در حالی که هیچ دلیل هنجاری برای انجام آن وجود نداشته باشد. از آنجا که باورها حقیقت را هدف میگیرند و عقلانیت به معنای پاسخ به دلایل است، پرسش از دلایل هنجاری بنیادیتر است (پارفیت و بروم، ۱۹۹۷).
زمانی که فرد بر اساس یک دلیل هنجاری عمل کند، آن دلیل به دلیل انگیزشی تبدیل میشود. ممکن است فرد یکی از این دو نوع دلیل را بدون دیگری داشته باشد (پارفیت و بروم، ۱۹۹۷):
- دلیل انگیزشی بدون هنجاری: عمل بر اساس باورهای نادرست
- دلیل هنجاری بدون انگیزشی: وجود دلیلی در واقعیت که فرد از آن بیاطلاع است
مدیریت و انگیزش در سازمانها
مدیران پیوسته با چالش ایجاد انگیزش در نیروی کار برای انجام دو کار مواجه هستند: ایجاد انگیزش در کارکنان برای کمک به سازمان در دستیابی به اهدافش، و ایجاد انگیزش در کارکنان برای تلاش در جهت دستیابی به اهداف شخصی خودشان (شانکس، ۲۰۰۷).
برآورده کردن همزمان نیازها و اهداف کارفرما و کارمند، در همه سازمانها کاری دشوار است. این چالش در سازمانهای مراقبتهای بهداشتی شدیدتر است، به دلیل پیچیدگی سازمانی و تنوع بالای کارکنان (از متخصصین فنی و بالینی بسیار ماهر تا سایر گروههای شغلی) (شانکس، ۲۰۰۷).
ارزیابی انگیزش
ارزیابی انگیزش، بهویژه در کودکان، با چالشهای متعددی همراه است. برای جمعآوری شواهد مربوط به انگیزش به منظور ارزیابی، توصیههای مشخصی وجود دارد (لای، ۲۰۱۱).
جمعبندی
انگیزش پدیدهای چندبعدی و پیچیده است که ریشه در تعامل عوامل فردی و موقعیتی دارد. از دیدگاه نظری، نظریههای مختلفی از جمله نظریه انتظار-ارزش، مدل روبیکون، و نظریههای شناختی-اجتماعی به تبیین ابعاد مختلف انگیزش پرداختهاند. انگیزش در طول زندگی تحول مییابد و تحت تأثیر عوامل اجتماعی مانند خانواده، مدرسه و محیط کار قرار میگیرد. درک صحیح انگیزش و تمایز میان دلایل هنجاری و انگیزشی میتواند به طراحی بهتر محیطهای آموزشی و سازمانی برای پرورش و تقویت انگیزش کمک کند.
منابع
|
Bargh, J. A. (2010). Motivation. kops.uni-konstanz.de Eccles, J. S., Wigfield, A., & Schiefele, U. (1998). Motivation to succeed. psycnet.apa.org Heckhausen, J., & Heckhausen, H. (2018). Motivation and action: Introduction and overview. Springer. Lai, E. R. (2011). Motivation: A literature review. Person Research's Report, academia.edu Parfit, D., & Broome, J. (1997). Reasons and motivation. Proceedings of the Aristotelian Society, Supplementary Volumes, JSTOR. Shanks, N. H. (2007). Management and motivation. In S. B. Buchbinder & N. H. Shanks (Eds.), Introduction to health care management. Jones and Bartlett Publishers. STUDER, S. (2004). Engaging schools: fostering high school students' motivation to learn. Teachers College Record, journals.sagepub.com |
مجله اینترنتی روان تنظیم
Online Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا
روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی
دانش آموخته دانشگاه تهران
اولین مربی شناختی در ایران
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.
استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.