مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

نظریه تحلیل مرحله‌ای حافظه

image

اولین مربی شناختی در ایران

صفحه نخست   عملکرد برتر   آموزش و یادگیری   یادگیری خود تنظیم   فراشناخت 

 مطالعه-خواندن   انگیزش و هیجان   سنجش و ارزشیابی   عصب روانشناسی

چهارشنبه - 16 مهر 1404

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

عنوان اصلی: آموزش و یادگیری

مبانی نظری یادگیری و حافظه

نظریه تحلیل مرحله‌ای حافظه

تمایز میان اکتساب، حفظ، و بازیابی

 

یک تمایز مفهومی بسیار مهم و اساسی در حوزه حافظه که نقش محوری در درک تحلیل مرحله‌ای دارد، تفکیک میان "محصول" و "فرآیند" حافظه است. این تمایز، تعاریف فنی دقیقی را برای اصطلاحات کلیدی دو معنای اصطلاح "حافظه" ارائه می‌دهد. حافظه به عنوان محصول به تغییرات مغزی ناشی از یادگیری اشاره دارد. این مفهوم غیرقابل مشاهده است و از عملکرد استنباط می‌شود. برای این مفهوم، از اصطلاح فنی‌تر "رد حافظه" استفاده می‌شود. حافظه به عنوان فرآیند به مکانیسم‌های پویای درگیر در حفظ آن رد حافظه در طول زمان و بازیابی اطلاعات اشاره دارد.

بر اساس این تمایز، فراموشی یک اصطلاح فنی و دقیق است که تنها به مرحله خاصی از شکست اشاره دارد:

فراموشی به طور خاص به از دست دادن اطلاعات در مرحله حفظ اشاره دارد. این تعریف، موارد زیر را از دست دادن اطلاعات محسوب نمی‌کند: اگر اطلاعات هرگز آموخته نشده باشند (یعنی اکتساب ناقص بوده است) و اگر اطلاعات فقط برای بازیابی غیرقابل دسترس باشند (یعنی مشکل در بازیابی است، اما "رد حافظه" همچنان وجود دارد).

این تمایز بین رد حافظه (محصول ذخیره‌شده) و فرآیند حافظه (حفظ و بازیابی)، چارچوبی را فراهم می‌کند که در آن می‌توان شکست در عملکرد را به طور دقیق‌تر به مرحله اکتساب، حفظ (فراموشی واقعی)، یا بازیابی نسبت داد.

تمایز سه‌گانه در حافظه

فرآیند حافظه به طور سنتی به سه مرحله مجزا تقسیم می‌شود که ممکن است ریشه‌های آنها به دانشمندان یونانی برگردد، اما به طور سیستماتیک توسط محققانی مانند ملتون (۱۹۶۳الف) توصیف شده‌اند:

اکتساب

 مرحله یادگیری اولیه اطلاعات.

نگهداری

 ذخیره اطلاعات در طول زمان بین یادگیری و یادآوری.

بازیابی

 تلاش برای دسترسی به اطلاعات ذخیره شده در صورت نیاز.

 

مشکل ابهام در شکست بازیابی

چالش اصلی در مطالعه حافظه زمانی پیش می‌آید که فرد در یادآوری اطلاعات شکست می‌خورد. این شکست به خودی خود ابهام‌آور است، زیرا می‌تواند ناشی از یکی از سه حالت زیر باشد:

۱. مشکل بازیابی: اطلاعات به‌خوبی کسب و حفظ شده، اما در لحظه دسترسی به آن مسدود شده است.

۲. فراموشی (از دست رفته): اطلاعات کسب شده، اما در طول زمان از بین رفته است (مشکل در مرحله حفظ).

۳. اکتساب ناکافی: اطلاعات هرگز به‌درستی رمزگذاری و ذخیره نشده است.

هدف اصلی روش‌های تجربی، تفکیک این سه احتمال از یکدیگر است.

فراموشی و معیارهای ارزیابی آن

رایج‌ترین کاربرد تحلیل مرحله‌ای، ارزیابی فراموشی است. ما به‌طور شهودی شکست در یادآوری (مثلاً عدم به یاد آوردن یک کلمه) را مساوی با فراموشی می‌دانیم. با این حال، این یک معیار خطاپذیر است:

   آزمون یادآوری

 تلاش برای بازتولید اطلاعات بدون کمک

   آزمون تشخیص

اغلب وقتی محتوای "فراموش شده" بعداً به فرد ارائه می‌شود، فرد به سرعت آن را تشخیص می‌دهد.

 

این نشان می‌دهد که اطلاعات حفظ شده بود، و مشکل در مرحله بازیابی (یا دسترسی مستقیم) بوده است، نه در حفظ شدن.

ردپاهای حافظه‌ای عمیق‌تر

حتی مواردی مانند فراموشی یک زبان کامل، ممکن است با بازآموزی سریع‌تر یا آسان‌تر نسبت به یادگیری از صفر، نشان دهد که ردپاهای حافظه‌ای عمیق‌تر و غیرقابل دسترس همچنان وجود دارند. یکی از مهم‌ترین مفاهیم در حافظه معناداری و رابطه آن با فراموشی است. این موضوع ما را مجدداً به سمت نیاز به تحلیل مرحله‌ای سوق می‌دهد.

استدلال‌های کلیدی و روش‌های تجربی پیشنهادی

فرض عامیانه این است که مطالب معنادار، کندتر از مطالب بی‌معنی فراموش می‌شوند. این فرض اساس رویکردهای آموزشی مانند یادگیری معنادار (در مقابل یادگیری طوطی‌وار یا حفظی) است. روانشناسان نباید این فرضیات را بدون آزمون بپذیرند. باید مشخص شود که برتری معناداری در عملکرد، ناشی از چه مرحله‌ای است: اکتساب، حفظ، یا هر دو.

معناداری چگونه تعریف می‌شود؟

تعریف معناداری در زمینه روانشناسی شناختی و حافظه، به ویژه در چارچوب مباحثی مانند حفظ در مقابل بازیابی، یک مفهوم اساسی و چندوجهی است که تأثیر چشمگیری بر فرآیند یادگیری و ماندگاری اطلاعات دارد. به طور خلاصه، معناداری به درجه‌ای اشاره دارد که اطلاعات جدید (مانند یک کلمه، مفهوم، یا رویداد) می‌تواند با شبکه گسترده‌ای از دانش، تجربیات و اطلاعات از پیش موجود در حافظه بلندمدت فرد ارتباط برقرار کند و با آن یکپارچه شود.

معناداری بالا

شباهت زیاد به کلمات انگلیسی رایج یا توالی حروف آشنا (مثال: ABC، POT).

معناداری پایین

توالی حروف تصادفی و ناآشنا (مثال: XVQ، HJI).

 

این مفهوم را می‌توان از چند زاویه مورد بررسی قرار داد:

۱. ارتباط با دانش موجود: مهم‌ترین جنبه معناداری، توانایی آن در فعال‌سازی و اتصال به طرح‌واره‌های ذهنی یا ساختارهای دانشی است که قبلاً در حافظه بلندمدت فرد تثبیت شده‌اند.

۲. ارتباط با مراحل حافظه: معناداری به طور مستقیم بر موفقیت فرآیند حفظ تأثیر می‌گذارد، که این امر به نوبه خود بازیابی را تسهیل می‌کند.

۳. معناداری در مقابل حافظه فوری (کوتاه‌مدت): در آزمایش‌های حافظه فوری، که در آن تکلیف فقط تکرار یک جمله نسبتاً طولانی است، بیماران کورساکف شدید بدون اختلال  هستند. این نشان می‌دهد که حافظه فوری (کوتاه‌مدت) می‌تواند تا حد زیادی تحت تأثیر معناداری نباشد، زیرا عملکرد در آن عمدتاً به ظرفیت و زمان نگهداری محدود وابسته است (مثلاً تکرار کلمات قبل از فروپاشی طبیعی رد حافظه). اما وقتی صحبت از حافظه بلندمدت و کسب دائمی می‌شود، معناداری عامل تعیین‌کننده اصلی است.

به طور خلاصه، معناداری در حافظه، معیاری از میزان یکپارچگی و تعامل اطلاعات جدید با دانش بنیادی فرد است و سنگ بنای تبدیل اطلاعات از حافظه کوتاه‌مدت به حافظه بلندمدت پایدار محسوب می‌شود. افراد در یادآوری موارد با معنی بالا عملکرد بهتری دارند.

مشکل تفکیک اکتساب و حفظ

مطالعه اولآندروود (1964) توضیح می‌دهد که چرا آزمایش‌های ساده شکست می‌خورند. در آزمایش ساده زمان مطالعه ثابت است. اگر به دو گروه (معنی بالا و معنی پایین) زمان مطالعه یکسان بدهیم، گروه معنی بالا بهتر عمل می‌کند. اما نمی‌توانیم تشخیص دهیم که آیا این برتری فقط به دلیل اکتساب بهتر در طول آن زمان ثابت بوده است یا اینکه حفظ بهتری نیز داشته‌اند.

راه‌حل پیشنهادی برای حل این مشکل و اندازه‌گیری خالص فراموشی (حفظ)، همسان‌سازی اکتساب نامیده می شود. باید اکتساب را یکسان کرد:

روش اول در همسان‌سازی اکتساب توقف در معیار ثابت است. مطالعه را در هر دو گروه (معنی بالا و پایین) زمانی متوقف کنیم که به یک سطح مشخصی از یادگیری (مثلاً ۸۰٪ اطلاعات مورد نیاز) دست یابند. فرض بر این است که با این کار، اکتساب برابر می‌شود. هر تفاوت در آزمون‌های بعدی به از دست دادن حافظه در طول فاصله زمانی حفظ نسبت داده می‌شود.

اشکال روش اول (نقد آندروود): حتی این روش نیز ممکن است خطا داشته باشد، زیرا نمی‌توان به طور دقیق دانست که هر گروه در لحظه شروع فاصله زمانی حفظ دقیقاً چه مقدار اطلاعات را واقعاً "می‌داند".

راه‌حل ظریف‌تر طراحی آزمایش پیشرفته است که در آن هر گروه به دو زیرگروه تقسیم می شود.

زیرگروه ۱ (آزمون اولیه)

آزمایش درست پس از اتمام مطالعه (در لحظه ۸۰٪).

زیرگروه ۲ (آزمون تأخیری)

آزمایش پس از گذشت فاصله زمانی حفظ.

 

فراموشی با مقایسه نمرات بازیابی اولیه و تأخیری برای هر نوع محتوا (معنی بالا و پایین) تخمین زده می‌شود. ساده‌ترین مشاهدات در روانشناسی (معنادارها بهتر به یاد می‌مانند) نیازمند طراحی‌های تجربی پیچیده برای تفکیک دقیق مراحل پردازش اطلاعات هستند. تحلیل آزمایش آندروود (1964) نشان می‌دهد که چگونه با استفاده از یک طراحی آزمایشی هوشمندانه، می‌توان تأثیر یک متغیر (معناداری) بر اکتساب را از تأثیر آن بر فراموشی (حفظ) جدا کرد.

خلاصه یافته‌های کلیدی آزمایش آندروود

۱. طراحی تکلیف:

   تکلیف: یادگیری فهرست جفتی-پیوندی

       محرک: یک کلمه (حرف) داده می‌شود.

       پاسخ: کلمه (حرف) دیگر باید بازیابی شود. (مثال: در صورت شنیدن 'V'، پاسخ 'W' باشد).

   متغیر مستقل (معناداری):

       فهرست پرمعنا: جفت‌هایی با تداعی قوی (مانند V-W، A-B).

       فهرست کم‌معنا: جفت‌هایی بدون تداعی واقعی (مانند Z-J، N-Q).

۲. نتایج در مرحله اکتساب (یادگیری):

   برتری آشکار معناداری: گروهی که فهرست پرمعنا داشتند، با کمتر از ۳ آزمایش به معیار ۶ از ۹ جفت رسیدند، در حالی که گروه کم‌معنا به بیش از ۹ آزمایش نیاز داشتند.

   نتیجه: معناداری به طور قابل توجهی بر سرعت اکتساب تأثیر می‌گذارد.

۳. نتایج در مرحله حفظ (فراموشی):

   آزمودنی‌ها پس از رسیدن به معیار ۶/۹، به دو گروه تقسیم شدند:

       گروه فوری: آزمایش بلافاصله پس از اکتساب.

       گروه ۲۴ ساعته: آزمایش پس از ۲۴ ساعت وقفه.

   استدلال کلیدی: تفاوت بین گروه فوری و ۲۴ ساعته (برای هر نوع محتوا) معیار خالص فراموشی است، زیرا فرض بر این است که اکتساب در هر دو سطح (فوری و تأخیری) برابر بوده است.

۴. نتیجه اصلی در مورد فراموشی:

   هیچ پشتیبانی از فرض شهودی نیست. برخلاف انتظار رایج، میزان از دست رفتن اطلاعات (فراموشی) در طول ۲۴ ساعت برای مطالب با معنی بالا حتی کمی بیشتر از مطالب با معنی پایین بود (هرچند تفاوت چشمگیر نبود).

   نتیجه نهایی: معناداری به طور قاطع بر اکتساب تأثیر می‌گذارد، اما شواهد آندروود نشان می‌دهد که تأثیر مثبتی بر میزان فراموشی ندارد و ممکن است حتی کمی منفی باشد.

 

جمع‌بندی راهکار طراحی آندروود

آندروود با استفاده از طراحی‌ای که بحث شد (آزمون دو سطح تأخیری در مقابل دو سطح معناداری)، بهترین روش تجربی را برای جداسازی اثرات اکتساب از حفظ ارائه داد: برای ارزیابی تأثیر متغیری که بر اکتساب اثر می‌گذارد، باید به جای گروه‌هایی که یکسان مطالعه کرده‌اند و سپس یکی به تأخیر می‌افتد، از گروه‌هایی استفاده کرد که در هر سطح تأخیر (مثلاً فوری و ۲۴ ساعته) به طور جداگانه مورد آزمایش قرار گیرند. این آزمایش نشان می‌دهد که مزیت یادگیری "معنادار" عمدتاً در سریع‌تر یاد گرفتن آن است، نه لزوماً در ماندگاری طولانی‌تر آن در حافظه.

مطالعه دوممطالعه توسط تولوینگ و پرلستون (۱۹۶۶) نقطه عطفی در تمایز بین دو مرحله‌ی حیاتی حافظه است: حفظ و بازیابی. این مطالعه به طور تجربی به این مسئله‌ می‌پردازد که آیا شکست در یادآوری به دلیل فراموشی (از دست رفتن رد حافظه) است یا عدم دسترسی به آن (مشکل بازیابی)؟

تمایز کلیدی بین دسترس‌پذیری در مقابل دسترسی است. تولوینگ و پرلستون این تمایز را به این صورت تعریف می‌کنند: در دسترس بودن میزان اطلاعاتی است که واقعاً در سیستم حافظه ذخیره شده است (معادل "رد حافظه" یا مرحله حفظ). دسترسی فرآیند بازیابی و بیرون کشیدن آن اطلاعات ذخیره‌شده در یک لحظه خاص (معادل مرحله بازیابی) است.

طراحی آزمایش (طبقه‌بندی کلمات) - مطالعه تولوینگ و پرلستون (۱۹۶۶)

ماده مورد آزمایش: فهرست‌هایی از کلمات دسته‌بندی‌شده (مثلاً "بخش‌هایی از لباس" شامل پیراهن، جوراب و...).

متغیر دستکاری شده: ترکیب تعداد کل کلمات (۱۲، ۲۴، یا ۴۸ کلمه) و توزیع آن‌ها در دسته‌ها (یک، دو، یا چهار نمونه در هر دسته).

   دو شرط بازیابی (متغیر مستقل اصلی):

۱. یادآوری آزاد: آزمودنی‌ها باید تمام کلمات را در هر ترتیبی که می‌خواهند به یاد بیاورند. (تکیه بر نشانه‌های درونی).

۲. یادآوری با نشانه: آزمودنی‌ها نام دسته‌ها را به عنوان نشانه دریافت می‌کردند و سپس کلمات مرتبط را بازیابی می‌کردند (استفاده از نشانه‌های خارجی قوی).

یافته اصلی و تفسیر

یافته: عملکرد در یادآوری با نشانه به طور قابل توجهی بهتر از یادآوری آزاد بود، فارغ از شرایط ورودی (تعداد کل کلمات یا اندازه دسته‌ها).

تفسیر:

۱. برابری در حفظ: از آنجا که هر دو گروه (آزاد و نشانه) به طور یکسان آموزش دیده‌اند و قبل از مرحله بازیابی یکسان عمل کرده‌اند، فرض بر این است که میزان اطلاعات ذخیره‌شده (در دسترس بودن) برای هر دو گروه یکسان بوده است.

۲. تفاوت در بازیابی: تفاوت عملکردی مشاهده شده باید به مکانیسم‌های بازیابی اختصاص یابد.

نشانه‌های دسته‌بندی شده (نام دسته) به طور مؤثری به بازیابی اطلاعات ذخیره‌شده کمک کردند که در یادآوری آزاد به دلیل نبودن این نشانه‌ها، قابل دسترسی نبودند.

 

نتیجه‌گیری نهایی مطالعه

نمی‌توان از عملکرد در یک آزمون حافظه (مانند یادآوری آزاد) میزان واقعی اطلاعات ذخیره‌شده را تعیین کرد. این مطالعه نشان می‌دهد که وقتی یک دانش‌آموز در یک امتحان (یادآوری آزاد) ناموفق است، این شکست لزوماً به معنای فراموشی (از دست دادن رد حافظه) نیست؛ بلکه اغلب به این معنی است که نشانه‌های بازیابی موجود در آن لحظه برای دسترسی به اطلاعات کافی نبوده‌اند. این تحلیل، پایه‌ای نظری محکمی برای درک تفاوت‌های ظریف در روانشناسی حافظه فراهم می‌کند.

فراموشی آمنزی

لزوم استفاده از تحلیل مرحله‌ای برای درک ماهیت واقعی این اختلالات، به ویژه در مقایسه با پیری طبیعی، نشان می‌دهد که چگونه مشاهده‌ی صرفِ شکست در بازیابی می‌تواند منجر به نتیجه‌گیری‌های اشتباه در مورد مرحله‌ی حفظ شود—همان درسی که از مطالعه‌ی تولوینگ و پرلستون گرفتیم.

تمایز رتروگراد و آنتروگراد در طبقه‌بندی اصلی فراموشی بر اساس زمان وقوع رویداد نسبت به زمان آسیب مغزی است و مستقیماً به مراحل حافظه مربوط می‌شود:  فراموشی رتروگراد از دست دادن حافظه برای رویدادهای قبل از آسیب است. این نوع فراموشی می‌تواند نشان‌دهنده‌ی نقص در حفظ باشد (اطلاعات قبلی پاک شده‌اند یا تثبیت نشده‌اند)؛ یا نقص در بازیابی (اطلاعات هنوز وجود دارند اما قابل دسترسی نیستند). فراموشی آنتروگراد از دست دادن توانایی ایجاد خاطرات جدید برای رویدادهای بعد از آسیب است. تفسیر این نشان‌دهنده‌ی یک نقص واضح در کسب یا تثبیت و ذخیره‌سازی بلندمدت است، که بخشی از مرحله‌ی حفظ محسوب می‌شود.

تحلیل پیچیدگی‌ها از طریق سندرم کورساکف و تروما

ساده‌سازی فراموشی به صرفاً نقص در یک مرحله، چالش‌برانگیز است:

در سندرم کورساکف نقص بلندمدت در اکتساب وجود دارد. بیماران در حافظه فوری (کوتاه‌مدت) بدون اختلال هستند، اما در یادآوری پس از وقفه ۵ دقیقه‌ای (حافظه بلندمدت) دچار اختلال شدید می‌شوند. این داده‌ها قویاً نشان می‌دهند که نقص اصلی در حافظه ثانویه (بلندمدت) و فرآینداکتساب/تثبیت است. حافظه کوتاه‌مدت (سیستم ذخیره‌سازی اولیه) سالم است، اما اطلاعات جدید به طور مؤثر به حافظه بلندمدت منتقل نمی‌شوند (نقص در حفظ).

در فراموشی رتروگراد پس از تروما، ساده‌ترین دیدگاه این است که ضربه، خاطرات قبلی را از بین می‌برد. فرضیه تثبیت پیشنهاد می‌کند اگر آسیب در حین فرآیند تثبیت یک خاطره رخ دهد، آن خاطره (که شکننده‌تر است) هرگز به طور دائمی ثبت نمی‌شود (نقص اکتساب). شواهد بالینی نشان می‌دهند که با گذشت زمان پس از سانحه، میزان فراموشی رتروگراد کاهش می‌یابد. این بدان معناست که برخی از خاطرات در ابتدا غیرقابل دسترس بودند و سپس بازیابی شدند. این امر نشان می‌دهد که حداقل بخشی از فراموشی رتروگراد مربوط به شکست در بازیابی بوده است، نه حذف کامل اطلاعات.

بحث در مورد پیری طبیعی به زیبایی تحلیل مرحله‌ای را به سطح بالاتری می‌برد: آیا سالمندان اطلاعات را راحت‌تر فراموش می‌کنند؟ این سؤال مستقیماً مربوط به تفکیک بین مرحله‌ی حفظ و بازیابی است. برخی شواهد نشان می‌دهند فرآیند اکتساب (حفظ) تحت تأثیر قرار می‌گیرد. شواهد دیگر حاکی از اختلال در مکانیسم‌های بازیابی هستند.

نتیجه‌گیری کلی برای تحلیل مرحله‌ای در فراموشی

به طور قاطع برای درک هر گونه نقص حافظه (چه ناشی از بیماری و چه پیری)، باید به دنبال شواهد دوگانه از هر دو مرحله بود: اگر نقص در آنتروگراد باشد (مانند کورساکف)، به احتمال زیاد نقص در حفظ و تثبیت است، زیرا کسب تجربیات جدید شکست می‌خورد. اگر نقص در رتروگراد باشد (مانند تروما)، باید به دنبال شواهد بازیابی در طول زمان بود؛ بهبود با گذشت زمان نشان‌دهنده ماهیت بازیابی است، در حالی که عدم بهبود نشان‌دهنده حفظ است. این رویکرد چند مرحله‌ای (که ریشه در کارهای تولوینگ دارد) تنها راه برای جلوگیری از نتایج گمراه‌کننده در تحقیقات حافظه است.

 

مجله اینترنتی روان تنظیم

Online Journal of Ravantanzim

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا

روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی

دانش آموخته دانشگاه تهران

اولین مربی شناختی در ایران

لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.

استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.