مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

روایی فراشناخت و خودتنظیمی

image

اولین مربی شناختی در ایران

صفحه نخست   عملکرد برتر   آموزش و یادگیری   یادگیری خود تنظیم   فراشناخت 

 مطالعه-خواندن   انگیزش و هیجان   سنجش و ارزشیابی   عصب روانشناسی

دوشنبه - 03 آذر 1404

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

سنجش و ارزیابی

روایی فراشناخت و خودتنظیمی

مروری بر مسائل مفهومی و روش‌شناختی در توسعه و ارزیابی ابزارهای اندازه‌گیری یادگیری خودتنظیم

 

ارائه یک چارچوب فکری کلی برای توسعه و ارزیابی ابزارهای اندازه‌گیری فراشناخت و یادگیری خودتنظیم می تواند پرسش‌های جدیدی ایجاد کند و تحقیقات و توسعه‌های آینده را هدایت کند. بزرگترین چالش در ارزیابی این دو سازه (فراشناخت و خودتنظیمی) مسئله روایی سازه است. برای تضمین روایی سازه، دو چیز حیاتی است:

۱. تعاریف دقیق مفهومی یا نظری این سازه‌ها.

۲. کیفیت شواهد تجربی ارائه شده برای توجیه و پشتیبانی از تفسیر نمرات آزمون‌های اندازه‌گیری این سازه‌ها.

«وقتی ابزاری می‌سازیم (یا محتوایی تولید می‌کنیم)، چگونه مطمئن می‌شویم که واقعاً همان چیزی را که ادعا می‌کند اندازه‌گیری می‌کند؟» به عبارت دیگر، هر ابزاری که برای سنجش «تفکر در مورد تفکر» (فراشناخت) یا «مدیریت یادگیری شخصی» (SRL) طراحی شده باشد، باید از نظر تئوریک معتبر باشد و شواهد تجربی قوی برای پشتیبانی از نمرات خود داشته باشد. این یک بحث عمیق در مورد کیفیت و اعتبار ارزیابی‌ها است.

این سه محور اصلی، راهنمای تحلیل ما خواهند بود:

چالش اصلی روایی سازه (Construct Validity) است. برای هدایت تحلیل خود در این راستا، باید به سه حوزه مرتبط با روایی سازه توجه کنیم:

۱. مسائل مفهومی (تعریف سازه)

این بخش مربوط به «تعاریف نظری سازه‌ها» است.

ابهام مفهومی (Conceptual Ambiguity): آیا تعریف فراشناخت و SRL به قدری دقیق است که همه محققان درباره اجزای آن (دانش، تنظیم، انگیزش و غیره) توافق دارند؟ هرگونه اختلاف در تعریف نظری، ارزیابی را دشوار می‌کند.

تمایز بین فراشناخت و SRL: این دو مفهوم بسیار همپوشانی دارند. تحلیل باید مشخص کند که در یک آزمون خاص، کدام یک اندازه‌گیری می‌شود و آیا این دو کاملاً در هم ادغام شده‌اند یا می‌توان آن‌ها را جداگانه سنجید.

این نکته‌ای بسیار اساسی و مهم است. تمایز قائل شدن بین فراشناخت (Metacognition) و یادگیری خودتنظیم (Self-Regulated Learning - SRL) نه تنها یک ضرورت نظری است، بلکه اعتبار علمی و عملی آن منوط به حمایت تجربی و پژوهشی است.

چرا این تمایز باید هم نظری باشد و هم پژوهش‌پذیر؟

۱. ضرورت تمایز نظری (Conceptual Distinction)

از نظر مفهومی، تمایز عمدتاً حول محور تمرکز (Focus) و ماهیت (Nature) سازه تعریف می‌شود:

فراشناخت (Metacognition): هسته اصلی آن بر شناخت فراشناختی متمرکز است. این شامل دانش (MK) و فرآیندهای نظارت (Monitoring) بر فرآیندهای شناختی است. فراشناخت به طور سنتی به عنوان یک سازه "سرد" (Cold) در نظر گرفته می‌شود؛ یعنی دانستن و سنجش فرایندهای فکری (مانند: "من این بخش را نفهمیدم" یا "راهبرد بازخوانی بهتر است").

یادگیری خودتنظیم (SRL): SRL یک چارچوب فراگیر (ارادی / انگیزشی) است که فراشناخت را به عنوان یکی از اجزای اصلی خود در نظر می‌گیرد. SRL تمام فرآیندهای مورد نیاز برای دستیابی به یک هدف یادگیری را در بر می‌گیرد، از جمله:

- عناصر شناختی (فراشناخت)

- عناصر انگیزشی (مانند خودکارآمدی، ارزش‌گذاری درونی، ثبات قدم)

- عناصر عاطفی (مدیریت اضطراب و هیجان)

- کنترل ارادی (Volitional Control)

خلاصه فراشناخت زیرمجموعه‌ای از SRL است؛ در حالی که SRL کل فرآیند تنظیم یادگیری را، از مرحله برنامه‌ریزی تا کنترل هیجانات در طول انجام کار، شامل می‌شود.

۲. لزوم حمایت پژوهشی (Empirical Support)

اگر تمایزی صرفاً نظری باشد و ابزارهای پژوهشی نتوانند آن را از یکدیگر جدا کنند، سازه علمی ضعیفی خواهد بود. پژوهش باید از این تمایز حمایت کند به دو طریق اصلی:

الف) تمایز در روش‌های سنجش (Measurement Differentiation)

همانطور که در تحلیل جدول دیدیم، این دو سازه نیاز به ابزارهای سنجشی متفاوتی دارند که روایی بیرونی (Construct Validity) آن‌ها را تأیید کند:

سنجش فراشناخت: نیازمند ابزارهایی است که دانش ایستا (مانند پرسشنامه‌های دانش فراشناختی؛ Metacognitive Knowledge Questionnaires - MKQ) یا فرآیندهای آنی (مانند JOL/FOK در حین انجام تکلیف) را اندازه‌گیری کنند.

 سنجش SRL: نیازمند ابزارهایی است که کل چرخه تنظیم را بسنجد، از جمله متغیرهای انگیزشی و ارادی که فلاول آن‌ها را کنار گذاشت (مانند خودکارآمدی، باورهای انگیزشی، و راهبردهای کنترل هیجان).

حمایت پژوهشی زمانی رخ می‌دهد که نتایج حاصل از ابزارهای اندازه‌گیری "فراشناختی سرد" با نتایج حاصل از ابزارهای اندازه‌گیری "انگیزشی/ارادی" تفاوت معناداری داشته باشند و در پیش‌بینی عملکرد تحصیلی، تأثیرات متفاوتی نشان دهند.

ب) تمایز در پیش‌بینی‌کنندگی (Predictive Validity)

پژوهش‌ها باید نشان دهند که آیا کنار گذاشتن یک مؤلفه، قدرت پیش‌بینی سازه دیگر را تضعیف می‌کند یا خیر:

 اگر یک دانش‌آموز دانش فراشناختی بالایی داشته باشد (مثلاً استراتژی‌های مطالعه را بداند) اما انگیزه ضعیفی برای به کار بردن آن داشته باشد (مولفه انگیزشی SRL)، عملکرد او چگونه خواهد بود؟

به عبارت ساده، تمایز پژوهشی یعنی ما بتوانیم با ابزارهای مجزا، شواهد تجربی محکمی بیابیم که نشان دهد:

۱. برخی از مؤلفه‌ها (مانند FOK یا JOL) واقعاً «فراشناختی» هستند و از نظر آماری از مؤلفه‌های «انگیزشی» قابل تفکیک هستند.

۲. هر دو مجموعه مؤلفه (فراشناختی و انگیزشی) با هم کل سازه SRL را تشکیل می‌دهند که از هر کدام به تنهایی قوی‌تر است.

این رویکرد دوگانه (نظری و پژوهشی) باعث می‌شود چارچوب SRL به عنوان یک مدل کاربردی‌تر در آموزش و یادگیری شناخته شود، زیرا صرفاً به "دانستن" بسنده نمی‌کند، بلکه به "انجام دادن" و "ادامه دادن" نیز می‌پردازد.

مسائل روش‌شناختی (کفایت شواهد تجربی)

روش‌های اندازه‌گیری:

خودگزارشی (Self-Report): پرسشنامه‌ها و مقیاس‌ها، که به دلیل سوگیری‌های شناختی (مانند خوش‌بینی بیش از حد یا عدم آگاهی خودی)، معمولاً روایی کمتری دارند.

 اندازه های عملکردی (Performance Measures): مشاهده مستقیم دانش‌آموز هنگام حل مسئله (Think-Aloud Protocols) که اطلاعات غنی‌تری می‌دهد اما اجرای آن سخت و زمان‌بر است.

 تطبیق روش با سازه: آیا روش اندازه‌گیری (مثلاً یک آزمون کاغذی) واقعاً قادر به ثبت فرآیندهای دینامیک و درونی فراشناخت است؟

 روایی در بافت‌های مختلف (Contextual Validity): آیا ابزار ارزیابی که برای یک درس (مثلاً ریاضی) طراحی شده، به همان میزان معتبر است که برای یک درس دیگر (مثلاً تاریخ) استفاده شود؟ (مشکل تعمیم‌پذیری).

ملاحظات عملیاتی و پیاده‌سازی

سنجش در زمان واقعی (Real-Time Assessment): فراشناخت یک فرآیند پویا است. آیا ابزارهای موجود می‌توانند تغییرات آن را در لحظه وقوع اندازه‌گیری کنند یا فقط نتایج نهایی را گزارش می‌دهند؟

تحلیل ما باید بر این نکته متمرکز شود که چگونه می‌توان از ابزارهای ارزیابی سنتی فراتر رفت و به سمت روش‌هایی حرکت کرد که شواهد تجربی قوی‌تری برای پشتیبانی از تفسیر نمرات ارائه دهند، به ویژه در بافت‌های پویا و سریع مانند محیط‌های آنلاین یادگیری. نکات مهم و اضافی که باید در هر بخش مد نظر داشته باشیم به شرح زیر است:

تحلیل ساختار سازه بر اساس چهار بخش اصلی:

۱. مرور مدل‌های نظری و تعریف مؤلفه‌های راهنما

در این مرحله، باید دقت کنیم که آیا سه مؤلفه پیشنهادی، توانایی تفکیک واضحی بین دانش فراشناختی (Metacognitive Knowledge) و تنظیم فراشناختی (Metacognitive Regulation) را فراهم می‌کنند یا خیر. روایی سازه اغلب زمانی مخدوش می‌شود که ابزارهای اندازه‌گیری، این دو جزء کلیدی را به درستی از هم جدا نکنند. مدل پیشنهادی آن‌ها باید بتواند به صورت تئوریک، روایی این تفکیک را ثابت کند.

۲. معیارهای روایی سازه مسیـک (Messick's Criteria)

چارچوب مسیـک بسیار جامع است و فراتر از روایی‌های سنتی (مانند محتوا و معیار) به روایی پیامد (Consequential Validity) نیز می‌پردازد. در تحلیل، ما باید ببینیم که آیا پیامدهای استفاده از ابزارهای فعلی (مثلاً اثرات منفی آموزش بر اساس نتایج نادرست) را در نظر گرفته‌اند یا خیر. نادیده گرفتن پیامدهای اجتماعی/اخلاقی ارزیابی، یک ضعف جدی در روایی سازه مدرن است.

۳. بررسی دقیق ابزارهای موجود برای سنجش فراشناخت و SRL در پرتو شواهد تجربی برای پاسخگویی به مسائل روایی سازه:

تمرکز باید بر « شواهد تجربی» (Empirical Evidence) باشد. آیا شواهد تجربی ارائه شده، فقط مربوط به همبستگی‌های ساده هستند (مثلاً همبستگی نمره آزمون با معدل)؟ یا شامل شواهدی از تغییرپذیری سازه (آیا نمرات افراد در طول زمان یا تحت مداخله‌های مختلف به شیوه‌ای قابل پیش‌بینی تغییر می‌کند) نیز می‌شود؟ تنها شواهد همبستگی برای اثبات روایی سازه کافی نیست.

۴. نتیجه‌گیری‌ها، مسیرهای آینده، و مسائل نیازمند توجه در توسعه ابزارهای معتبر

این بخش فرصتی است برای ارزیابی این‌که آیا از مسیرهای نوین تکنولوژیک (مانند تجزیه و تحلیل داده‌های بزرگ رفتاری یا استفاده از ابزارهای نوین برای نقشه‌برداری از فرآیندهای ذهنی) برای پر کردن شکاف‌های روایی سازه نام برده‌اند یا خیر. اگر این بخش صرفاً به روش‌های سنتی اکتفا کرده باشد، نتایج آن برای کاربردهای آینده قدیمی خواهد بود.

تعریف و تفکیک سازه‌های نظری

یک مدل سه‌بخشی را پیشنهاد می‌کنند:

۱. دانش فراشناختی

۲. قضاوت‌ها و نظارت فراشناختی

۳. خودتنظیمی و کنترل شناخت

این تفکیک سه جزء، یک گام قوی در جهت بهبود روایی سازه برمی‌دارد، به خصوص در مقایسه با مدل‌های دوگانه سنتی (دانش در مقابل کنترل):

۱. تفکیک «نظارت» از «تنظیم»: این مهمترین جنبه است.

نظارت (Monitoring): به آگاهی از وضعیت یادگیری اشاره دارد (مثلاً: "من این بخش را متوجه شده‌ام" یا "نیاز به مرور بیشتری دارم"). این یک فرآیند ارزیابی درونی است.

تنظیم/کنترل (Regulation/Control): به اقدامات عملی پس از نظارت اشاره دارد (مثلاً: "چون متوجه نشده‌ام، استراتژی‌ام را تغییر می‌دهم و دوباره می‌خوانم").

بسیاری از ابزارهای سنتی (مثل پرسشنامه‌ها) این دو را با هم ادغام می‌کنند، در حالی که یک فرد ممکن است از لحاظ نظارت قوی باشد اما در اقدام عملی (تنظیم) ضعیف عمل کند. تفکیک این دو به محققان اجازه می‌دهد که با ابزارهای متفاوتی هر جزء را ارزیابی کنند و در نتیجه روایی سازه هر جزء را به طور مجزا افزایش دهند.

۲. حفظ «دانش فراشناختی» به عنوان یک سازه جداگانه:

فردی که دانش زیادی درباره نحوه یادگیری دارد، ممکن است به دلیل اضطراب یا خستگی، نتواند آن دانش را به طور موثر در عمل به کار ببرد. مدل سه‌بخشی، این تفاوت بین «دانستن درباره یادگیری» و «عمل کردن برای یادگیری بهتر» را به رسمیت می‌شناسد.

جمع‌بندی تحلیلی:

با انتخاب این مدل سه‌بخشی، مستقیماً به یکی از بزرگترین چالش‌های روایی سازه در این حوزه پاسخ داده‌ شده است: چندبعدی بودن (Multidimensionality) فراشناخت و SRL. با این تفکیک، زمینه را برای ارزیابی دقیق‌تر فراهم می‌کنند، زیرا هر مؤلفه (دانش، قضاوت/نظارت، تنظیم/کنترل) نیازمند ابزار ارزیابی متناسب با ماهیت آن است.

سیر تحول تاریخی و تمایز مفهومی بین دو سازه کلیدی (فراشناخت در مقابل یادگیری خودتنظیم) برای ارزیابی روایی سازه حیاتی است، زیرا ابزارهای مختلفی که در طول زمان توسعه یافته‌اند، ریشه در یکی از این دو تعریف متضاد دارند.

1.ریشه تاریخی و تمرکز اولیه:

 فراشناخت (Metacognition) واژه‌ای "قدیمی‌تر" است که عمدتاً بر دانش فراشناختی درباره حافظه و استراتژی‌های شناختی متمرکز بود (دهه ۷۰ و ۸۰). کنترل و تنظیم بعدها به آن اضافه شد.

 یادگیری خودتنظیم (Self-Regulated Learning - SRL): در اواسط دهه ۸۰ مطرح شد و به عنوان یک سازه شمول‌گرایانه‌تر (جهانی‌تر و فراگیرتر) تعریف می‌شود که علاوه بر نظارت، کنترل و تنظیم شناختی، عوامل دیگری مانند انگیزه، اراده، تلاش و سیستم خود را نیز در بر می‌گیرد.

2.رابطه سلسله‌مراتبی:

یادگیری خودتنظیم سازه فراگیرتر است و فراشناخت و دانش فراشناختی را در بر می‌گیرد..

چالش ابزارهای قدیمی فراشناختی: ابزارهایی که قبل از دهه ۹۰ توسعه یافته‌اند و فقط بر "دانش فراشناختی" تمرکز دارند، ممکن است فاقد ابزارهای لازم برای سنجش جنبه‌های پویا و رفتاری (کنترل و تنظیم) باشند که برای یادگیری موفق حیاتی است.

این ابهام در تعریف، بزرگترین دشمن روایی سازه است: آیا ابزاری که در دست داریم، آنچه ادعا می‌کند اندازه‌گیری می‌کند را واقعاً می‌سنجد؟ اگر ابزاری مدعی سنجش SRL باشد اما صرفاً متغیرهای فراشناختی (دانش و نظارت بر شناخت) را اندازه‌گیری کند و مؤلفه‌هایی مانند انگیزه و تلاش را نادیده بگیرد، پس روایی سازه آن در بخش مربوط به "تنظیم کلی یادگیری" مخدوش است.

مدل سه‌بخشی با تفکیک (دانش، نظارت، تنظیم)، سعی دارد از سردرگمی موجود در ادبیات فراتر رفته و زمینه‌ای فراهم کند تا بتواند ابزارهایی را بررسی کند که به طور خاص برای هر یک از این سه حوزه طراحی شده‌اند، نه یک مفهوم مبهم و فراگیر.

تعریف دقیق دانش فراشناختی (Metacognitive Knowledge)، که اولین مؤلفه از مدل سه‌بخشی است، آن را به وضوح از مؤلفه دوم یعنی قضاوت‌ها و نظارت فراشناختی (Metacognitive Judgments and Monitoring) متمایز می‌سازد.

تحلیل تعریف دانش فراشناختی:

دانش فراشناختی را به سه نوع تقسیم می‌کنند که این تفکیک بسیار مهم است:

1.دانش بیانی (Declarative Knowledge): دانش درباره متغیرهای شناختی، استراتژی‌ها و وظایف. (آنچه می‌دانم هستم). مثال: دانستن اینکه بازخوانی به یادگیری کمک می‌کند.

2.دانش رویه‌ای (Procedural Knowledge): دانش چگونگی انجام استراتژی‌ها. (چگونه کاری را انجام دهم). مثال: دانستن اینکه چگونه یک پاراگراف را خلاصه کنم.

3.دانش شرطی (Conditional Knowledge): دانش در مورد زمان و چرایی استفاده از یک استراتژی خاص. (چه زمانی و چرا این کار را انجام دهم). مثال: دانستن اینکه در متن‌های دشوار باید از استراتژی خلاصه‌سازی استفاده کنم، نه در متن‌های ساده.

تمایز کلیدی با نظارت (Monitoring):

آگاهی (Awareness) را جزئی از دانش فراشناختی نمی‌دانند، بلکه آن را بخشی از قضاوت و نظارت فراشناختی (بخش دوم) می‌دانند.

دانش فراشناختی "ایستا" (Static) و قابل بیان (Statable) است. این مانند یک داده در حافظه بلندمدت است؛ فرد می‌تواند بگوید آن را می‌داند یا خیر (مثل دانستن پایتخت نبراسکا).

 نظارت فراشناختی (Monitoring) "برخط" (On-line) و لحظه‌ای است. این شامل قضاوت‌های لحظه‌ای فرد درباره درک خود هنگام انجام یک تکلیف است (مثلاً حین خواندن یک متن، قضاوت کند که آیا درک می‌کند یا خیر).

پیامدهای روایی سازه:

این تمایز مستقیماً بر نحوه ارزیابی تأثیر می‌گذارد و مستلزم ابزارهای متفاوتی برای دستیابی به روایی سازه است:

1.ارزیابی دانش (Knowledge): برای سنجش دانش بیانی، رویه‌ای و شرطی، می‌توان از ابزارهای خودگزارشی سنتی (پرسشنامه/مصاحبه) یا آزمون‌های عملکردی مبتنی بر دانش استفاده کرد که از فرد می‌خواهند دانش خود را به صراحت بیان کند. روایی سازه در اینجا به دقت در تعریف و پوشش دادن هر سه نوع دانش بستگی دارد.

2.ارزیابی نظارت (Monitoring): برای سنجش این جنبه "برخط"، ابزارهای سنتی خودگزارشی ناکافی هستند، زیرا دانشجو ممکن است در لحظه، قضاوت درستی نداشته باشد. این امر نیاز به تکنیک‌هایی مانند "گزارش حین تفکر" (Think-Aloud Protocols) یا استفاده از ابزارهای تکنولوژیک دارد تا بتواند قضاوت‌های لحظه‌ای او را به دام انداخت.

خلاصه، با این تفکیک بین دانش ایستا و قابل بیان و فرآیند پویا و لحظه‌ای (Judgment/Monitoring)، استدلال می‌کنند که برای سنجش کامل سازه، باید از ابزارهایی استفاده کرد که بتوانند هم دانش ذخیره‌شده و هم قضاوت‌های آنی را اندازه‌گیری کنند. بررسی مؤلفه قضاوت‌ها و نظارت فراشناختی آن جنبه‌های "برخط" و "آنی" را پوشش می‌دهد.

این بخش به طور خاص به جزئیات دانش فراشناختی (Metacognitive Knowledge) بر اساس مدل اولیه فلاول (۱۹۷۹) می‌پردازد و در عین حال، موضع فعلی را در مورد این دسته‌بندی‌ها مشخص می‌کند.

با ارجاع به مدل اصلی فلاول، دانش فراشناختی را به سه دسته تقسیم می‌کنند:

۱. متغیرهای شخصی (Person Variables): دانش فرد درباره خود و دیگران که بر شناخت تأثیر می‌گذارد.

- تفاوت‌های درون فردی: دانستن اینکه یک فرد در چه کارهایی بهتر است (مثلاً حافظه در مقابل حل مسئله).

- تفاوت‌های بین فردی: دانستن اینکه یک فرد در چه کارهایی از دوستش بهتر است.

- اصول کلی شناخت: دانستن حقایق کلی در مورد شناخت (مثلاً اینکه توجه برای یادگیری ضروری است)این دسته، به جز «وجوه مشترک شناختی»، بیشتر یک سازه انگیزشی ("شناخت گرم" - Hot Cognition) می‌دانند تا یک سازه صرفاً فراشناختی "سرد" (Cold Cognition).

۲. متغیرهای تکلیف (Task Variables): دانش در مورد اینکه چگونه ویژگی‌های مختلف یک تکلیف بر شناخت تأثیر می‌گذارند.

 مثال: دانستن اینکه یک سؤال با اطلاعات بیشتر، آسان‌تر حل می‌شود؛ یا درک اینکه به خاطر سپردن "مفهوم اصلی" یک داستان آسان‌تر از به خاطر سپردن "متن دقیق" آن است.

۳. متغیرهای استراتژی (Strategy Variables): این دسته پرتحقیق‌ترین و آشنا‌ترین بخش است. دانش در مورد رویه‌ها و استراتژی‌های مختلف برای شناخت (مانند حافظه‌سپاری، استدلال، برنامه‌ریزی و مطالعه).

مثال: دانستن اینکه تکرار (rehearsal) به یادآوری شماره تلفن کمک می‌کند، یا استفاده از استراتژی‌های سازماندهی و بسط (elaboration) به درک متن کمک می‌کند. این سه دسته (شخص، تکلیف، استراتژی) خود در سطح پایین‌تر به دانش بیانی، رویه‌ای و شرطی شکسته شده‌اند.

مؤلفه‌های مرتبط با خود (Self) که ماهیت انگیزشی دارند را به حوزه SRL اختصاص می دهند و آن‌ها را از هسته "سرد" فراشناخت (که صرفاً مربوط به شناخت است) جدا می کنند و تمرکز "دانش فراشناختی" را بر دانش مرتبط با تکلیف و استراتژی قرار می‌دهند. این تفکیک، مجدداً بر نیاز به ابزارهای خاص برای سنجش هر نوع دانش تأکید دارد (ابزارهایی برای دانش استراتژی و تکلیف، و ابزارهایی برای متغیرهای انگیزشی/خود).

جدول ۱. سه مؤلفه اصلی فراشناخت و یادگیری خودتنظیم

ردیف

 مؤلفه اصلی 

 زیرمؤلفه‌ها و توضیحات 

I

 دانش فراشناختی

 دانش درباره شناخت و راهبردهای شناختی - دانش درباره اصول کلی شناخت 

A

 

 

 

 

 

 ۱) دانش بیانی: آگاهی از اینکه چه نوع راهبردهایی برای حافظه، تفکر، حل مسئله و غیره در دسترس هستند. 

 ۲) دانش رویه‌ای: آگاهی از چگونگی استفاده و اجرای راهبردهای شناختی مختلف. 

 ۳) دانش شرطی: آگاهی از زمان و چرایی استفاده از راهبردهای شناختی مختلف. 

B

 

 دانش درباره وظایف و زمینه‌ها و چگونگی تأثیر آن‌ها بر شناخت 

C

 

 دانش درباره خود: دانش مقایسه‌ای از نقاط قوت و ضعف درون‌فردی و بین‌فردی به عنوان یک یادگیرنده یا متفکر؛ بهتر است به عنوان سازه‌های انگیزشی در نظر گرفته شود تا دانش فراشناختی خود. 

II

 قضاوت‌ها و نظارت فراشناختی 

 این مؤلفه‌ها به صورت "برخط" و "آنی" رخ می‌دهند. 

A

 

 قضاوت‌ها درباره سختی یا آسانی یادگیری (EOL): ارزیابی میزان آسانی یا دشواری انجام یک تکلیف یادگیری. 

B

 

 نظارت بر یادگیری و درک مطلب یا قضاوت‌های یادگیری (JOL): نظارت بر میزان درک مطلب در حین یادگیری. 

C

 

 احساس دانستن (FOK): داشتن تجربه یا "آگاهی" از دانستن چیزی، اما ناتوانی در بازیابی کامل آن. 

D

 

 قضاوت‌های اطمینان (Confidence judgments): قضاوت درباره صحت یا درستی پاسخ ارائه شده. 

III

 خودتنظیمی و کنترل

 اقدامات و تنظیماتی که فرد برای مدیریت یادگیری خود انجام می‌دهد. 

A

 

 برنامه‌ریزی فعالیت‌ها: تعیین اهداف برای یادگیری، استفاده از زمان و عملکرد. 

B

 

 انتخاب و استفاده از راهبرد: تصمیم‌گیری در مورد استفاده از کدام راهبرد برای یک تکلیف، یا زمان تغییر راهبرد در حین انجام تکلیف. 

C

 

 تخصیص منابع: کنترل و تنظیم زمان استفاده، تلاش، سرعت یادگیری و عملکرد. 

D

 

 کنترل ارادی (Volitional control): کنترل و تنظیم انگیزه، هیجان و محیط. 

 

این جدول یک چارچوب جامع و سلسله‌مراتبی از آنچه به طور کلی به عنوان یادگیری خودتنظیم (SRL) و فراشناخت شناخته می‌شود، ارائه می‌دهد. این مدل به وضوح تفاوت کلیدی مورد بحث ما را در ساختار خود نشان می‌دهد:

۱. مؤلفه اول: دانش فراشناختی (MK)

 همانطور که دیدیم، این بخش مربوط به دانش ایستا و قابل بیان است (What I Know).

 نکته کلیدی در تحلیل ما این است که بخش C (دانش درباره خود) را از هسته فراشناخت جدا کرده و آن را بیشتر انگیزشی می‌دانند. این نشان می‌دهد که یک مدل فراشناختی "سرد" در هسته نگه داشته و جنبه‌های "گرم" خودشناسی را به حوزه انگیزشی SRL موکول می‌کنند. این امر بر سازگاری این جدول با رویکردهای معاصر تأکید دارد.

۲. مؤلفه دوم: قضاوت‌های فراشناختی و نظارت (قضاوت‌های MK)

 این بخش کاملاً مربوط به فرآیندهای "برخط" است (آنچه هنگام انجام دادن احساس / قضاوت می‌کنم).

 EOL، JOL، FOK، و Confidence Judgments همه نمونه‌هایی از نظارت آنی (On-line Monitoring) هستند که مستقیماً در حین اجرای یک فعالیت شناختی شکل می‌گیرند. این‌ها دقیقاً همان فرآیندهایی هستند که توسط MK ایستا قابل اندازه‌گیری نیستند و نیاز به روش‌های پویا مانند "پروتکل فکر کردن با صدای بلند" دارند.

۳. مؤلفه سوم: خودتنظیمی و کنترل

 این مؤلفه به اقدام (Action) می‌پردازد (کاری که من برای مدیریت یادگیری‌ام انجام می‌دهم).

 این بخش پل ارتباطی بین دانش و قضاوت‌های فراشناختی با عملکرد واقعی است. فرد ابتدا برنامه‌ریزی می‌کند (Planning)، سپس استراتژی را انتخاب می‌کند (Strategy Selection) و منابعش را مدیریت می‌کند (Resource Allocation) و در نهایت، کنترل ارادی بر انگیزه‌اش اعمال می‌کند (Volitional Control).

نتیجه‌گیری تحلیل:

این جدول به خوبی نشان می‌دهد که مدل‌های مدرن، فراشناخت و خود تنظیمی را از طریق سه مرحله تفکیک می‌کنند:

۱. دانش انباشته (MK)

۲. نظارت بر عملکرد در لحظه (نظارت  /  قضاوت)

۳. کنترل و تنظیم اجرایی (کنترل  /  تنظیم)

 

مجله اینترنتی روان تنظیم

Online Journal of Ravantanzim

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا

روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی

دانش آموخته دانشگاه تهران

اولین مربی شناختی در ایران

لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.

استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.