
حافظه
معنایی و ارزیابی
خلاقانه
واکاوی
نقش ساختار
دانش در
عملکرد
خلاقانه و
قضاوتهای
فراشناختی
چکیده
تحلیلی
خلاقیت
بهعنوان
توانایی
شناختی بنیادین
برای تولید
راهحلهای
نوین و مؤثر،
نقشی محوری در
موفقیتهای
تحصیلی، حرفهای
و شخصی ایفا میکند.
با وجود انبوه
پژوهشها
درباره فرآیند
تولید ایدههای
خلاقانه،
جنبه ارزیابی
خلاقیت — بهویژه
از منظر
فراشناختی —
کمتر مورد کاوش
قرار گرفته
است. پژوهش پیشِرو
با بهرهگیری
از رویکرد
شبکههای
حافظه معنایی
و تکلیف
کاربردهای جایگزین،
به بررسی این
پرسش بنیادین
میپردازد که
ساختار دانش
در حافظه معنایی
چگونه با
عملکرد
خلاقانه عینی
و قضاوتهای
ذهنی افراد
درباره اصالت
ایدههایشان
مرتبط است. یافتهها
نشان میدهند
که شبکههای
حافظه معنایی
با کارایی کلی
بالا و مدولاریت
پایین،
عملکرد
خلاقانه برتر
را پیشبینی میکنند،
در حالی که
قضاوتهای
ذهنی از
اصالت،
عمدتاً تحت
تأثیر یکپارچگی
و کارایی شبکه
قرار میگیرند
و از عملکرد عینی
فاصله دارند.
این جدایی میان
اصالت عینی و
خودارزیابی،
حاکی از اتکای
افراد به سرنخهای
اکتشافی
همچون سهولت
بازیابی در
قضاوت درباره
خلاقیت خویش
است. روانی ایدهپردازی
(تعداد ایدههای
تولیدشده) بهعنوان
قویترین پیشبینیکننده
هر دو نوع
سنجش خلاقیت
ظاهر میشود.
این مقاله با
تبیین تمایز میان
فرآیندهای
شناختی و
فراشناختی در
خلاقیت،
چارچوبی نوین
برای درک نقش
ساختار دانش
در خودارزیابی
خلاقانه
ارائه میدهد
و پیامدهای
نظری و عملی
آن را در حوزههای
آموزش، ارزیابی
و مداخلات
فراشناختی
مورد بحث قرار
میدهد.
---
۱. مقدمه: جایگاه
خلاقیت در
نظام شناختی
انسان
خلاقیت
بهعنوان توانایی
تولید ایدهها
یا راهحلهای
نوین و مؤثر، یکی
از پیچیدهترین
و ارزشمندترین
ظرفیتهای
شناختی انسان
بهشمار میرود
(گرین و
همکاران،
۲۰۲۴؛ رانکو و
ییگر، ۲۰۱۲).
اهمیت این
توانایی
فراتر از حوزههای
هنری و علمی
است و بهعنوان
پیشبینیکنندهای
نیرومند برای
موفقیت در
عرصههای تحصیلی،
حرفهای و حتی
بهزیستی روانشناختی
شناخته شده
است (کیم،
۲۰۰۸؛ اسکات و
همکاران،
۲۰۰۴). با این
حال، چیستی
خلاقیت و
سازوکارهای زیربنایی
آن همچنان یکی
از چالشبرانگیزترین
مسائل در روانشناسی
شناختی باقی
مانده است.
مدلهای
کلاسیک خلاقیت،
فرآیند
خلاقانه را
شامل چهار
مرحله اساسی میدانند:
گردآوری
اطلاعات،
صورتبندی ایده،
ارزیابی
نوآوری، و
ارزشیابی نهایی
اثربخشی (بندک
و همکاران،
۲۰۲۳). این مدلها
بر تعامل پیچیده
میان فرآیندهای
تداعیگرا که
بر سازماندهی
مفاهیم در
حافظه تکیه
دارند و فرآیندهای
کنترلشده که
جستوجوی
حافظه را هدایت
میکنند، تأکید
میورزند (بیتی
و کنت، ۲۰۲۳؛
بیتی و
همکاران،
۲۰۱۴). در این میان،
کارکردهای
اجرایی همچون
بازداری، تغییر
تکلیف و بازیابی
گسترده، نقش
تعدیلکنندهای
در عملکرد
خلاقانه ایفا
میکنند (بندک
و فینک، ۲۰۱۹؛
کریسیکو،
۲۰۱۹).
با
وجود تمرکز
گسترده بر فرآیند
تولید ایده،
جنبه ارزیابی
خلاقیت — چه
در سطح عینی و
چه در سطح ذهنی
— کمتر مورد
توجه قرار
گرفته است. بهویژه،
اینکه افراد
چگونه اصالت ایدههای
خود را قضاوت
میکنند و چه
عواملی بر این
قضاوتهای
فراشناختی
تأثیر میگذارند،
پرسشی است که
پاسخگویی به
آن میتواند
درک ما را از
ماهیت خلاقیت
بهطور بنیادین
دگرگون سازد.
پژوهش پیشِرو
با هدف غنیسازی
ادبیات موجود
در این حوزه،
به بررسی
ارتباط میان
ساختار حافظه
معنایی،
عملکرد
خلاقانه و پایش
فراشناختی
خلاقیت
پرداخته است.
---
۲. مبانی نظری:
حافظه معنایی،
خلاقیت و
فراشناخت
۲-۱. حافظه معنایی
بهمثابه زیربنای
تفکر خلاقانه
حافظه
معنایی،
سامانه شناختی
مسئول ذخیرهسازی
و بازیابی
دانش عمومی
درباره جهان،
شامل درک مفاهیم،
معانی و روابط
میان اطلاعات
گوناگون است
(کومار، ۲۰۲۱).
این سامانه
نقشی حیاتی در
درک زبان، کسب
دانش و حل
مسئله ایفا میکند
و سازماندهی
مفاهیم در آن
— که بهصورت شبکههای
حافظه معنایی
مفهومسازی میشود
— برای خلاقیت
از اهمیتی ویژه
برخوردار است
(کالینز و
لوفتوس،
۱۹۷۵؛ سیو و
همکاران،
۲۰۱۹). شبکههای
حافظه معنایی
میتوانند
فرآیند
خلاقانه را
تسهیل یا
محدود کنند:
ساختار منعطف
و بههمپیوسته،
جستوجوی
گستردهتری
را در فضای
مفهومی ممکن میسازد،
در حالی که
ساختارهای
بخشبندیشده،
دسترسی به
تداعیهای
دور را دشوار
میکنند (کنت،
۲۰۲۵؛ کنت و
فاوست، ۲۰۱۹).
پژوهشهای
پیشین نشان
دادهاند که
افراد بسیار
خلاق دارای
شبکههای
حافظه معنایی
منعطفتر و بههمپیوستهتری
هستند که مفاهیم
را با پیوندهای
نزدیک به یکدیگر
مرتبط میسازند
و جستوجوی
گستردهتری
را در فرآیند
خلاقانه تسهیل
میکنند (بیتی
و همکاران،
۲۰۲۳؛ کنت و
همکاران،
۲۰۱۴). با این
حال، غنای
شبکه حافظه
معنایی میتواند
همزمان به
روانی ایدهپردازی
(تولید ایدههای
متعدد) کمک
کند و هم حرکت
فراتر از تداعیهای
غالب و آشنا
را محدود سازد
(بندک و
همکاران، ۲۰۲۳).
این کشش میان
غنای معنایی و
کنترل شناختی
— توانایی
بازداری پاسخهای
رایج و جستوجوی
تداعیهای
دورتر — در تعیین
تعادل میان
روانی ایدهپردازی
و اصالت در
تکالیف
خلاقانه نقشی
تعیینکننده
دارد (بیتی و
کنت، ۲۰۲۳؛
بندک و
همکاران،
۲۰۲۳).
۲-۲. تکلیف
کاربردهای جایگزین:
پنجرهای به
فرآیند
خلاقانه
یکی
از رایجترین
ابزارهای
مطالعه تفکر
واگرا، تکلیف
کاربردهای جایگزین
است (گیلفورد،
۱۹۶۷؛ آکار و
رانکو، ۲۰۱۹).
در این تکلیف،
از افراد
خواسته میشود
تا هر تعداد
کاربرد ممکن
برای یک شیء
روزمره (مانند
آجر یا گیره
کاغذ) تولید
کنند. عملکرد
در این تکلیف
معمولاً بر
اساس چهار معیار
ارزیابی میشود:
روانی ایدهپردازی
(تعداد کل
پاسخها)،
اصالت (یکتایی
و نوآوری پاسخها)،
انعطافپذیری
(تنوع دستهبندیهای
مفهومی)، و
بسطپردازی
(سطح جزئیات و
پیچیدگی در
پاسخها)
(تورنس، ۱۹۶۶).
از میان این
معیارها،
اصالت — چه از
طریق ارزیابیهای
ذهنی داوران و
چه از طریق
سنجشهای کمی
محاسباتی — قویترین
پیشبینیکننده
دستاوردهای
خلاقانه در
جهان واقعی
بوده است
(بندک و
همکاران،
۲۰۱۴؛ بندک و
همکاران،
۲۰۱۹؛ یاک و
همکاران،
۲۰۱۴).
نکته
شایان توجه این
است که تکلیف
کاربردهای جایگزین،
صرفاً فرآیند
تولید ایده را
بررسی نمیکند،
بلکه ارزیابی
نوآوری و
کاربردی بودن
را نیز در بر میگیرد
(بندک و
همکاران،
۲۰۲۳). این
مرحله ارزیابی،
شامل مقایسه ایدههای
جدید با دانش یا
تجارب موجود
برای قضاوت
درباره اصالت
و اثربخشی آنهاست.
بنابراین،
تکلیف
کاربردهای جایگزین
نهتنها تولید
ایده، بلکه
فرآیندهای
فراشناختی
درگیر در ارزیابی
ارزش خلاقانه
را نیز دربرمیگیرد
(کنت و
همکاران،
۲۰۲۳؛ لوید-کاکس
و همکاران،
۲۰۲۲؛ اورویگ
و همکاران،
۲۰۲۴؛ سیدی و
همکاران،
۲۰۲۰).
۲-۳. فراشناخت و
خلاقیت: پایش
و کنترل فرآیند
خلاقانه
فراشناخت،
بر اساس مدل
نلسون و نارنس
(۱۹۹۰)، شامل
دو مؤلفه اصلی
است: پایش
فراشناختی
(ارزیابی
مستمر موفقیت
در طول انجام
تکلیف) و
کنترل
فراشناختی
(مجموعه
اقداماتی که
افراد بر اساس
پایش پیشرفت و
عملکرد خود
انجام میدهند).
پژوهشهای
گسترده در
حوزه
فراشناخت،
سوگیریهای متعددی
را در فرآیندهای
پایش و کنترل
آشکار ساختهاند
که غالباً بهصورت
اعتمادبهنفس
بیشازحد
(دانلوسکی و
راسون، ۲۰۱۲؛
اریکسون،
۲۰۱۱؛
متکالف، ۲۰۱۳)
و گاه کمتر از
حد (کوریات و
همکاران،
۲۰۰۲) بروز مییابند.
عامل
کلیدی در ایجاد
این سوگیریها،
اتکا به سرنخهای
اکتشافی است
که قضاوتهای
فراشناختی را
در تکالیف
حافظه،
استدلال و حل
مسئله شکل میدهند،
اما با موفقیت
واقعی ارتباط
محکمی ندارند
(آکرمن، ۲۰۱۹؛
کوریات،
۱۹۹۷). در تکالیف
حافظه، افراد
اغلب شانس بازیابی
خود را بر
اساس سهولت
پردازش یا
آشنایی با
نشانهها
قضاوت میکنند،
حال آنکه این
سرنخها میتوانند
گمراهکننده
باشند
(سانگخاستی و
همکاران،
۲۰۱۱). در تکالیف
حل مسئله نیز،
قضاوتهای
فراشناختی
تحت تأثیر
سرنخهای
اکتشافی
مانند سهولت
بازیابی شکل میگیرند
و افراد را به
پذیرش شتابزده
پاسخهای
شهودی اما
نادرست سوق میدهند
(آکرمن و
زالمانوف،
۲۰۱۲؛
تامپسون و
همکاران،
۲۰۱۱).
در
حوزه خلاقیت،
مدلهای تولید-ارزیابی،
فرآیند
خلاقانه را بهصورت
چرخهای
مفهومسازی میکنند
که در آن
افراد ایدههای
متعددی تولید
کرده و آنها
را از نظر
نوآوری،
کاربردی بودن
و اثربخشی ارزیابی
میکنند (فینکه،
۱۹۹۶؛ کلاینمیتز
و همکاران،
۲۰۱۹؛ نیجستاد
و همکاران،
۲۰۱۰؛ سایمونتون،
۲۰۲۳؛ ساودن و
همکاران،
۲۰۱۴). چارچوب
فراشناخت
خلاق (لبودا و
بندک، ۲۰۲۳) این
مدلها را با
تأکید بر نقش
تنظیمگر فرآیندهای
فراشناختی
توسعه میدهد.
بر اساس این
چارچوب، فرآیندهای
فراشناختی
بازیابی
حافظه و ترکیب
مجدد دانش را
هدایت کرده، کیفیت
ایدهها و پیشرفت
تکلیف را پایش
میکنند، و
مبنایی برای
تعدیلهای
راهبردی یا
خاتمه جریان ایدهپردازی
فراهم میآورند.
با این
حال، تکالیف
خلاقانه — بهویژه
آنهایی که بر
تفکر واگرا
تأکید دارند —
ذاتاً مسئلههایی
با تعریف ناقص
هستند و پاسخ
صحیح واحدی
ندارند (سیلویا،
۲۰۰۸). این
ابهام، فرآیندهای
نظارتی را پیچیدهتر
میسازد، زیرا
افراد نهتنها
باید ایدههایی
تولید کنند،
بلکه باید
قضاوتهای
ذهنی خود را
درباره خلاقیت،
نوآوری و
اثربخشی نیز
در نظر بگیرند.
این چالشها،
پرسشهای مهمی
را درباره
توانایی
افراد در
خودارزیابی
دقیق خلاقیت و
تصمیمگیری
درباره تخصیص
زمان و تلاش
به چنین تکالیفی
مطرح میسازند
(سیلویا،
۲۰۰۸).
---
۳. روششناسی
پژوهش: رویکردی
شبکهمحور به
حافظه معنایی
پژوهش
حاضر با بهرهگیری
از روششناسی
نوآورانه، به
بررسی ارتباط
میان ساختار
حافظه معنایی
و قضاوتهای
فراشناختی در
خلاقیت
پرداخته است.
شرکتکنندگان
(۱۰۶ نفر با میانگین
سنی ۳۷٫۷۵
سال) از طریق
سامانه ثبتنام شدند
و پس از حذف ۱۴
نفر به دلیل
عدم قبولی در
آزمونهای
توجه، نمونه
نهایی ۱۰۶ نفری
(۶۹ زن) تشکیل
شد.
۳-۱. سنجش خلاقیت:
تکلیف
کاربردهای جایگزین
شرکتکنندگان
با ده شیء
روزمره مواجه
شدند و از آنها
خواسته شد تا
کاربردهای جایگزین
متعددی برای
هر شیء تولید
کنند (فهرست
اشیاء در پیوست
مقاله موجود
است). برخلاف
نسخههای سنتی
با محدودیت
زمانی، در این
مطالعه محدودیت
زمانی اعمال
نشد (کنت و
همکاران،
۲۰۲۳)، اما
برای حفظ
همسانی،
تعداد پاسخها
برای هر شیء
حداکثر به ده
پاسخ محدود
شد. این سقف
بالایی به
شرکتکنندگان
اعلام نشد تا
ماهیت باز تکلیف
حفظ شود. روانی
ایدهپردازی
بهعنوان میانگین
تعداد ایدههای
تولیدشده برای
هر فرد محاسبه
شد.
اصالت
عینی با دو
روش سنجیده
شد: (۱) سامانه OCSAI که
از مدلهای
زبانی بزرگ
برای امتیازدهی
به پاسخها در
مقیاس ۱-۵
استفاده میکند
(اورگینیسیاک
و همکاران،
۲۰۲۳)، و (۲) روش
فراوانی پاسخها
در نمونه که
بر اساس کدگذاری
دستی تمام
پاسخها و
محاسبه درصد
فراوانی هر ایده،
نمره اصالت را
با فرمول `۱۰۰
− فراوانی`
محاسبه میکند
(کنت و
همکاران،
۲۰۲۳؛ سیدی و
همکاران،
۲۰۲۰).
۳-۲. سنجش
فراشناخت:
قضاوتهای
اصالت و دقت
فراشناختی
برای
هر کاربرد،
شرکتکنندگان
قضاوتهای
ذهنی اصالت را
با پاسخ به این
پرسش ارائه
دادند: «چند
درصد از شرکتکنندگان
(٪) فکر میکنید
این کاربرد را
ارائه دهند؟»
(کنت و
همکاران،
۲۰۲۳؛ سیدی و
همکاران،
۲۰۲۰). درصدهای
بالاتر نشاندهنده
قضاوت درباره
اصالت کمتر
(رایجتر
بودن) بود و
برای انعکاس
اصالت، نمرات
با فرمول `۱۰۰
− درصد قضاوتشده`
وارون شدند.
برای سنجش دقت
پایش
فراشناختی،
دو شاخص
محاسبه شد: همترازی
(میانگین
تفاوت مطلق بین
قضاوتهای
اصالت و نمرات
اصالت عینی) و
قدرت تفکیک
(همبستگی پیرسون
بین قضاوتها
و نمرات اصالت
عینی برای
تمام ایدههای
هر شرکتکننده)
(آکرمن و
همکاران،
۲۰۱۶؛ شراو،
۲۰۰۹).
۳-۳. برآورد
شبکههای
حافظه معنایی:
تکلیف قضاوت
مربوطبودن
شبکههای
حافظه معنایی
فردی با
استفاده از
تکلیف قضاوت
مربوطبودن
(بندک و
همکاران،
۲۰۱۷) برآورد
شدند. شرکتکنندگان
مربوطبودن
تمام ترکیبات
ممکن از فهرست
۲۰ واژه (شامل
ده شیء تکلیف
کاربردهای جایگزین
و نزدیکترین
همنشین معنایی
هر کدام) را در
مقیاس پیوسته
۱-۱۰۰ قضاوت
کردند. برای
هر شرکتکننده،
ماتریس ۲۰×۲۰
متقارنی تولید
شد که هر درایه
نشاندهنده
نمره مربوطبودن
بین دو واژه
بود. از این
نمرات بهعنوان
وزن یالها در
شبکههای وزنی
استفاده شد.
پنج
معیار شبکه
برای هر شرکتکننده
محاسبه شد:
-
ضریب خوشهبندی:
احتمال اینکه
دو همسایه یک
گره، خود نیز
به یکدیگر
متصل باشند
(نشاندهنده یکپارچگی
محلی شبکه)
-
کارایی کلی:
میانگین
وارون کوتاهترین
مسیر بین تمام
جفتگرهها
(نشاندهنده
کارایی
انتقال
اطلاعات در
شبکه)
-
مدولاریت: میزان
بخشبندی
شبکه به زیرشبکهها
یا جوامع مجزا
(نشاندهنده
ساختار بخشبندیشده)
-
مرکزیت ویژهبردار:
تأثیر یک گره
بر اساس
اتصالات خود و
همسایگانش
- درجه
میانگین وزنی:
میانگین قدرت
تمام اتصالات
وزنی برای هر
گره
---
۴. یافتههای
اصلی: جدایی میان
اصالت عینی و
خودارزیابی
۴-۱. همبستگیهای
ساختاری: نقش
شبکههای
کارآمد در
خلاقیت
تحلیل
همبستگیها
نشان داد که
کارایی کلی با
ضریب خوشهبندی (۷۵/۰ = r، ۰۰۱/۰ > p) همبستگی
مثبت و با
مدولاریت (۸۵/۰- = r، ۰۰۱/۰ > p) همبستگی
منفی دارد، که
نشان میدهد
شبکههای
کارآمدتر با یکپارچگی
بالاتر و بخشبندی
کمتر مشخص میشوند.
مرکزیت ویژهبردار
نیز با مدولاریت
همبستگی منفی (۸۵/۰- = r، ۰۰۱/۰ > p) و با
کارایی کلی (۶۶/۰ = r، ۰۰۱/۰ > p) و ضریب
خوشهبندی (۶۹/۰ = r، ۰۰۱/۰ > p) همبستگی
مثبت داشت.
در
حوزه خلاقیت،
ضریب خوشهبندی
با نمرات OCSAI (۲۹/۰ = r، ۰۰۲/۰ = p) و
نمرات فراوانی (۲۱/۰ = r، ۰۳۲/۰ = p) همبستگی
مثبت نشان
داد. کارایی
کلی نیز با OCSAI (۳۴/۰ = r، ۰۰۱/۰ > p) و
نمرات فراوانی (۳۵/۰ = r، ۰۰۱/۰ > p) همبستگی
مثبت داشت. در
مقابل،
مدولاریت با OCSAI (۳۱/۰- = r، ۰۰۱/۰ = p) و
نمرات فراوانی (۲۰/۰- = r، ۰۳۵/۰ = p) همبستگی
منفی نشان داد
که حاکی از
تأثیر منفی
بخشبندی
شبکه بر خلاقیت
است.
۴-۲. الگوی تفکیکشده:
قضاوتهای
ذهنی در تقابل
با عملکرد عینی
اگرچه
قضاوتهای
اصالت با
نمرات OCSAI (۵۰/۰ = r، ۰۰۱/۰ > p) و
نمرات فراوانی (۲۹/۰ = r، ۰۰۳/۰ = p) و
روانی ایدهپردازی (۴۲/۰ = r، ۰۰۱/۰ > p) همبستگی
داشت، این
همبستگیهای
نسبتاً ضعیف،
نشاندهنده
فاصله قابلتوجه
میان سنجش عینی
و ذهنی خلاقیت
است. افزون بر
این، قضاوتهای
اصالت با برخی
معیارهای
شبکه که با
اصالت عینی
همبستگی
داشتند،
همبستگی نشان
ندادند. این یافته،
گام نخست در
آشکارسازی
جدایی میان
عملکرد
خلاقانه عینی
و ادراک ذهنی
از خلاقیت بود.
۴-۳. تحلیل رگرسیون
گامبهگام: پیشبینیکنندههای
متمایز برای
اصالت عینی و
قضاوتهای
ذهنی
تحلیل
رگرسیون گامبهگام
برای شناسایی
پارسیمونیترین
مدلهای پیشبینیکننده
انجام شد. برای
پیشبینی
اصالت عینی (نمرات OCSAI)، روانی ایدهپردازی
بهعنوان
تنها پیشبینیکننده
معنادار باقی
ماند (۵۰۳/۰ = R²) که
نشان میدهد
تولید ایدههای
بیشتر با
اصالت عینی بالاتر
همراه است.
برای
پیشبینی
اصالت عینی
(نمرات فراوانی)،
سه متغیر وارد
مدل نهایی
شدند: روانی ایدهپردازی،
ضریب خوشهبندی
و درجه میانگین
وزنی. روانی ایدهپردازی (۵۰/۱ = β، ۰۰۱/۰ > p) و
درجه میانگین
وزنی (۳۶۸/۰ = β،
۰۲۷/۰ = p) پیشبینیکنندههای
مثبت بودند،
در حالی که ضریب
خوشهبندی پیشبینیکننده
منفی بود (۹۹/۳۱- = β،
۰۴۲/۰ = p). این یافته
نشان میدهد
که شبکههای
با اتصالات کلی
قویتر و خوشهبندی
کمتر (یعنی
ساختار بازتر)
با اصالت
بالاتر مرتبط
هستند.
در
مقابل، برای پیشبینی
قضاوتهای
ذهنی اصالت،
مدل نهایی
شامل کارایی
کلی، مرکزیت ویژهبردار
و روانی ایدهپردازی
بود. روانی ایدهپردازی
قویترین پیشبینیکننده
بود (۲۰/۲ = β،
۰۰۱/۰ > p). مرکزیت
ویژهبردار پیشبینیکننده
مثبت (۶۸/۱۵۸ = β،
۰۱۱/۰ = p) و
کارایی کلی پیشبینیکننده
منفی (۲۵/۰- = β،
۰۱۸/۰ = p) بود. این
الگوی متمایز
نشان میدهد
که جنبههای
متفاوتی از
ساختار شبکه
معنایی،
اصالت عینی و
قضاوتهای
ذهنی را پیشبینی
میکنند.
---
۵. تحلیل
مفهومی: واکاوی
جدایی شناخت و
فراشناخت در
خلاقیت
۵-۱. کارایی شبکه
و هزینههای
آن: سهولت
دسترسی بهمثابه
سرنخ گمراهکننده
مهمترین
یافته این
پژوهش، نقش
متمایز کارایی
شبکه در پیشبینی
قضاوتهای
ذهنی است.
افرادی که
شبکههای
حافظه معنایی
کارآمدتری
داشتند، علیرغم
تولید ایدههای
اصیلتر، خود
را کمتر اصیل
ارزیابی میکردند.
این یافته با
پژوهشهای پیشین
در حوزه سرنخهای
اکتشافی همخوانی
دارد که نشان
میدهند
افراد در
قضاوت درباره
عملکرد خود،
اغلب به سهولت
پردازش و
دسترسی
اطلاعات تکیه
میکنند، نه
به معیارهای عینی
(آکرمن، ۲۰۱۹؛
کوریات، ۱۹۹۷).
در
چارچوب حافظه
معنایی، شبکههای
کارآمد با مسیرهای
کوتاهتر بین
مفاهیم مشخص میشوند
که بازیابی
اطلاعات را
تسهیل میکنند.
با این حال، این
سهولت بازیابی
میتواند بهعنوان
سرنخی گمراهکننده
عمل کند: ایدههایی
که بهراحتی
به ذهن میرسند،
ممکن است بهطور
نادرست کمتر
نوآورانه
قضاوت شوند، زیرا
سهولت دسترسی
با «آشنایی» یا
«عادیبودن»
اشتباه گرفته
میشود. به
عبارت دیگر،
هرچه شبکه
معنایی
کارآمدتر
باشد، دسترسی
به ایدهها
آسانتر است و
این آسانی میتواند
این توهم را ایجاد
کند که ایده
چندان اصیل نیست
(بیتی و
همکاران،
۲۰۲۳).
این یافته،
پیچیدگی
رابطه میان
ساختار شناختی
و قضاوت
فراشناختی را
آشکار میسازد:
ویژگیهای
شبکهای که
عملکرد
خلاقانه را
تسهیل میکنند،
ممکن است بهطور
همزمان قضاوتهای
فراشناختی را
دچار سوگیری
کنند. این
مسئله، پرسشهای
مهمی را
درباره امکانپذیری
خودارزیابی دقیق
در حوزه خلاقیت
مطرح میسازد
و بر ضرورت
مداخلات
فراشناختی
برای بهبود
آگاهی افراد
نسبت به این
سوگیریها
تأکید میورزد.
۵-۲. روانی ایدهپردازی:
پل ارتباطی یا
عامل تشدیدکننده
جدایی؟
روانی
ایدهپردازی
بهعنوان قویترین
پیشبینیکننده
هر دو نوع
سنجش خلاقیت
ظاهر شد. این یافته
با پژوهشهای
پیشین همخوانی
دارد که نشان
میدهند تولید
ایدههای بیشتر،
احتمال ظهور
تداعیهای نوین
را افزایش میدهد
(بندک و
همکاران،
۲۰۲۳؛ بیتی و
سیلویا،
۲۰۱۲). با این
حال، نقش روانی
ایدهپردازی
در قضاوتهای
ذهنی پیچیدهتر
است. افرادی
که ایدههای بیشتری
تولید میکنند،
ممکن است
عملکرد کلی
خود را
خلاقانهتر
ارزیابی
کنند، اما این
لزوماً به
معنای قضاوت
دقیق درباره
اصالت هر ایده
نیست (کنت و
همکاران،
۲۰۲۳؛ سیدی و
همکاران،
۲۰۲۰).
یافتههای
این پژوهش
نشان میدهد
که روانی ایدهپردازی
با همترازی
(همبستگی مثبت
بین قضاوتهای
ذهنی و اصالت
عینی) نیز
مرتبط است. بهعبارتی،
افرادی که ایدههای
بیشتری تولید
میکنند، همترازی
بیشتری بین
خودارزیابی و
عملکرد عینی
خود نشان میدهند.
این یافته میتواند
ناشی از عوامل
گوناگونی
باشد: ممکن
است افراد
پرتولید،
بازخورد بیشتری
از فرآیند تولید
ایده دریافت
کنند و در نتیجه
قضاوتهای دقیقتری
داشته باشند، یا
اینکه تواناییهای
شناختی
بالاتر (از
جمله هوش) هم
به تولید ایدههای
بیشتر و هم به
قضاوت دقیقتر
کمک کند (بیتی
و همکاران،
۲۰۱۲؛ بندک و
همکاران،
۲۰۱۴؛ نوسبام
و سیلویا،
۲۰۱۱؛ سیلویا،
۲۰۱۵؛ سیلویا
و همکاران،
۲۰۱۳).
با این
حال، همبستگی
بین روانی ایدهپردازی
و قضاوتهای
ذهنی نباید بهعنوان
شواهدی برای
دقت خودارزیابی
در سطح هر ایده
تفسیر شود. این
همبستگی ممکن
است نشاندهنده
این باشد که
افراد با تولید
ایدههای بیشتر،
بهطور کلی
عملکرد خود را
خلاقانهتر
ارزیابی میکنند،
بدون آنکه
لزوماً اصالت
هر ایده را بهدرستی
تشخیص دهند. این
تفسیر با
پژوهشهای پیشین
همخوانی دارد
که نشان میدهند
افراد تمایل
دارند کمیت ایدهها
را با کیفیت
آنها اشتباه
بگیرند (بیتی
و سیلویا،
۲۰۱۲؛ بای و
همکاران،
۲۰۲۱).
۵-۳. کاربردهای
نظری: غنیسازی
چارچوب
فراشناخت
خلاق
یافتههای
این پژوهش،
چارچوب
فراشناخت
خلاق (لبودا و
بندک، ۲۰۲۳)
را از چند جهت
غنیتر میسازد:
نخست،
این پژوهش
نشان میدهد
که ساختار
حافظه معنایی،
نهتنها بر
فرآیندهای
شناختی خلاقیت
(تولید ایده)
تأثیر میگذارد،
بلکه بر فرآیندهای
فراشناختی
(ارزیابی ایده)
نیز اثر میگذارد.
این یافته،
چارچوب
فراشناخت
خلاق را که
عمدتاً بر فرآیندهای
نظارتی و
کنترلی متمرکز
است، با
افزودن یک لایه
ساختاری (ویژگیهای
شبکه حافظه)
گسترش میدهد.
دوم،
پژوهش حاضر
نشان میدهد
که چگونه ویژگیهای
شبکه (مانند
کارایی کلی) میتوانند
بهطور
همزمان
عملکرد
خلاقانه را
تسهیل و قضاوتهای
فراشناختی را
دچار سوگیری
کنند. این یافته،
بر تعامل پویا
و گاه متناقض
میان فرآیندهای
شناختی و
فراشناختی
تأکید میورزد
و ضرورت در
نظر گرفتن هر
دو سطح تحلیل
را در مدلهای
خلاقیت آشکار
میسازد.
سوم،
این پژوهش با
تأکید بر رویکرد
تفاوتهای
فردی، نشان میدهد
که ساختار
حافظه معنایی
بهعنوان یک ویژگی
شناختی پایدار
در نظر گرفته
شود که میتواند
تغییرات بینفردی
در فرآیندهای
فراشناختی را
تبیین کند. این
رویکرد، مکمل
پژوهشهای پیشین
است که بر تغییرات
درونفردی
(مانند تفاوت
در فاصله معنایی
ایدههای
مختلف یک فرد)
متمرکز بودهاند
(کنت و
همکاران،
۲۰۲۳؛ سیدی و
همکاران،
۲۰۲۰).
۵-۴. پیامدهای
عملی: از
آموزش تا ارزیابی
خلاقانه
یافتههای
این پژوهش، پیامدهای
عملی مهمی در
حوزههای
آموزش، ارزیابی
و مداخلات
شناختی دارد:
در
حوزه آموزش
خلاقیت، نتایج
نشان میدهد
که صرفاً افزایش
تولید ایده
کافی نیست؛
بلکه باید به
افراد کمک کرد
تا قضاوتهای
دقیقتری
درباره خلاقیت
خود داشته
باشند. برنامههای
آموزشی میتوانند
با افزایش
آگاهی نسبت به
سرنخهای
اکتشافی
گمراهکننده
(مانند سهولت بازیابی)
و جایگزینی آنها
با معیارهای عینیتر
(مانند سنجش
فاصله معنایی یا
مقایسه با
پاسخهای دیگران)،
دقت خودارزیابی
خلاقانه را
بهبود بخشند.
در
حوزه ارزیابی
خلاقیت، نتایج
هشدار میدهند
که نباید
صرفاً به
خودارزیابی
افراد از خلاقیت
خود اکتفا
کرد، زیرا این
ارزیابیها
ممکن است به
دلیل سوگیریهای
سیستماتیک،
منعکسکننده
عملکرد واقعی
نباشند. در محیطهای
آموزشی و
سازمانی، ترکیب
خودارزیابی
با ارزیابیهای
عینی (توسط
داوران یا
ابزارهای
محاسباتی) میتواند
تصویر کاملتری
از توانایی
خلاقانه
افراد ارائه
دهد.
در
حوزه مداخلات
فراشناختی،
طراحی
مداخلاتی که
آگاهی افراد
را نسبت به
فرآیندهای
ارزیابی خود
افزایش دهد، میتواند
به همترازی بیشتر
بین خودارزیابی
و عملکرد واقعی
کمک کند. این
مداخلات میتوانند
شامل آموزش
درباره ماهیت
سرنخهای
اکتشافی،
ارائه
بازخورد فوری
درباره اصالت
ایدهها، و
تشویق به تأمل
بر روی فرآیند
ارزیابی
باشند (کنت و
آکرمن، ۲۰۲۳).
---
۶. محدودیتها
و جهتگیریهای
آینده
با
وجود نوآوریهای
روششناختی و یافتههای
ارزشمند، این
پژوهش با
محدودیتهایی
مواجه است که
توجه به آنها
برای توسعه
پژوهشهای آینده
ضروری است:
نخست،
نمرات نسبتاً
پایین OCSAI در
نمونه ممکن
است عمومیپذیری
یافتهها را
محدود کند.
استفاده از
تکلیف
کاربردهای جایگزین
با اشیاء خاص
ممکن است تنوع
کافی در ایدههای
تولیدشده را ایجاد
نکرده باشد.
پژوهشهای آینده
میتوانند با
استفاده از اشیاء
متنوعتر یا تکالیف
خلاقانه دیگر،
یافتههای
حاضر را مورد
آزمون مجدد
قرار دهند.
دوم،
تمرکز بر تکلیف
کاربردهای جایگزین
بهعنوان
تنها معیار
خلاقیت، ممکن
است یافتهها
را به حوزه
تفکر واگرا
محدود کند.
خلاقیت در
جهان واقعی
اغلب شامل حل
مسئله هدفمند،
همکاری گروهی،
و بازبینی تدریجی
است که ممکن
است به فرآیندهای
شناختی و شبکههای
معنایی متفاوتی
متکی باشد.
پژوهشهای آینده
میتوانند با
استفاده از
تکالیف
خلاقانه
متنوعتر
(مانند تکالیف
همگرا، طراحی
محصول، یا حل
مسئله اجتماعی)،
دامنه یافتهها
را گسترش دهند
(رایتر-پالمون
و همکاران،
۲۰۰۹).
سوم،
این پژوهش بر
سطح ویژگیهای
فردی (trait-level) متمرکز
بوده و فرآیندهای
پویا در سطح
هر تکلیف را
نادیده گرفته
است. در حالی
که رویکرد
مبتنی بر میانگین
پاسخها، روایی
آماری بالایی
دارد، اما نمیتواند
تغییرات درونفردی
در طول زمان یا
تفاوتهای بین
اشیاء مختلف
را آشکار
سازد. پژوهشهای
آینده میتوانند
با استفاده از
روشهای تحلیل
سطح تکلیف (trial-level) و مدلسازی
سلسلهمراتبی،
فرآیندهای پویای
زیربنای
قضاوتهای
فراشناختی را
با دقت بیشتری
بررسی کنند.
چهارم،
این پژوهش بر
ارزیابی درونفردی (self-assessment) متمرکز
بوده و به ارزیابی
بینفردی (ارزیابی
خلاقیت دیگران)
یا زمینههای
گروهی و
اجتماعی
نپرداخته است.
خلاقیت در دنیای
واقعی اغلب در
بسترهای
اجتماعی رخ میدهد
و ارزیابی
خلاقیت نیز میتواند
تحت تأثیر
تعاملات
اجتماعی،
بازخورد دیگران،
و هنجارهای
گروهی قرار گیرد
(گروهمن و
همکاران،
۲۰۰۶؛ ریچاردسون
و همکاران،
۲۰۲۳). پژوهشهای
آینده میتوانند
با بررسی این
ابعاد، درک
جامعتری از
ارزیابی
خلاقانه در
سطوح مختلف
تحلیل ارائه
دهند.
پنجم،
در حالی که این
پژوهش بر نقش
سرنخهای
اکتشافی در
سوگیریهای
فراشناختی
تأکید دارد،
عوامل دیگری
مانند
خودپنداره
خلاقانه، انگیزه،
و ویژگیهای
شخصیتی نیز میتوانند
بر قضاوتهای
فراشناختی
تأثیر
بگذارند.
پژوهشهای آینده
میتوانند با
بررسی تعامل میان
ساختار حافظه
معنایی و این
عوامل، مدل
جامعتری از
فرآیندهای
خودارزیابی
خلاقانه
ارائه دهند.
---
۷. نتیجهگیری:
بهسوی درکی یکپارچه
از شناخت و
فراشناخت در
خلاقیت
پژوهش
حاضر با بهرهگیری
از رویکرد
شبکههای
حافظه معنایی
و تحلیل تفاوتهای
فردی، گامی
مهم در جهت
درک تعامل پیچیده
میان ساختار
دانش، عملکرد
خلاقانه، و
قضاوتهای
فراشناختی
برداشته است. یافتههای
این پژوهش
نشان میدهند
که شبکههای
حافظه معنایی
با کارایی کلی
بالا و مدولاریت
پایین،
عملکرد
خلاقانه عینی
را تسهیل میکنند،
اما بهطور
همزمان به سوگیریهای
سیستماتیک در
خودارزیابی
منجر میشوند.
این جدایی میان
اصالت عینی و
قضاوتهای
ذهنی، حاکی از
اتکای افراد
به سرنخهای
اکتشافی
همچون سهولت
بازیابی در
قضاوت درباره
خلاقیت خویش
است.
روانی
ایدهپردازی
بهعنوان قویترین
پیشبینیکننده
هر دو نوع
سنجش خلاقیت
ظاهر شد و نقش
محوری کمیت ایدهها
را در شکلدهی
به هر دو بعد عینی
و ذهنی خلاقیت
آشکار ساخت.
با این حال،
همبستگی بین
روانی ایدهپردازی
و قضاوتهای
ذهنی نباید بهعنوان
شواهدی برای
دقت خودارزیابی
تفسیر شود، زیرا
ممکن است ناشی
از تمایل
افراد به
اشتباه گرفتن
کمیت ایدهها
با کیفیت آنها
باشد.
این
پژوهش،
چارچوب
فراشناخت
خلاق (لبودا و
بندک، ۲۰۲۳)
را با افزودن
لایه ساختاری
حافظه معنایی
غنیتر میسازد
و نشان میدهد
که ویژگیهای
شبکه حافظه،
نهتنها بر
تولید ایده،
بلکه بر ارزیابی
فراشناختی آن نیز
تأثیر میگذارند.
پیامدهای عملی
این یافتهها
در حوزههای
آموزش خلاقیت،
ارزیابی
خلاقانه، و
طراحی
مداخلات
فراشناختی،
راهگشای رویکردهای
نوین در پرورش
و سنجش خلاقیت
است.
با
وجود محدودیتها،
این پژوهش چشماندازی
نوین برای
پژوهشهای آینده
در حوزه تعامل
شناخت و
فراشناخت در
خلاقیت ترسیم
میکند. پژوهشهای
آینده میتوانند
با استفاده از
تکالیف متنوعتر،
تحلیلهای
سطح تکلیف، و
بررسی زمینههای
اجتماعی، درک
ما را از این
تعامل پیچیده
عمیقتر
سازند و به
توسعه مدلهای
جامعتری از
فرآیندهای
خلاقانه و فراشناختی
کمک کنند. در
نهایت، درک
بهتر این
تعامل میتواند
به طراحی
مداخلات
مؤثرتری برای
بهبود هم خلاقیت
و هم خودآگاهی
فراشناختی در
حوزه خلاقیت
منجر شود.
---
۸. جایگاه
مقاله در ادبیات
پژوهشی
مقاله
حاضر با عنوان
«حافظه معنایی
و ارزیابی
خلاقانه» که
در سال ۲۰۲۵
در مجله BMC Psychology منتشر
شده است، در
زمره پژوهشهای
پیشرو در حوزه
تعامل شناخت و
فراشناخت در
خلاقیت قرار میگیرد.
این مقاله با
بهرهگیری از
رویکرد شبکههای
حافظه معنایی
و تحلیل تفاوتهای
فردی، نوآوریهای
متعددی را
معرفی میکند:
نخست،
این پژوهش برای
نخستین بار به
بررسی نقش ویژگیهای
ساختاری شبکه
حافظه معنایی
(در سطح فردی)
در قضاوتهای
فراشناختی
درباره خلاقیت
میپردازد. در
حالی که پژوهشهای
پیشین بر سرنخهای
فراشناختی در
سطح ایدهها
(مانند فاصله
معنایی)
متمرکز بودهاند
(کنت و همکاران،
۲۰۲۳؛ سیدی و
همکاران،
۲۰۲۰)، این
مقاله نشان میدهد
که ویژگیهای
پایدار
ساختار حافظه
نیز میتوانند
قضاوتهای
فراشناختی را
پیشبینی
کنند.
دوم،
این پژوهش با
استفاده از
تحلیل رگرسیون
گامبهگام،
الگوی متمایزی
از پیشبینیکنندههای
اصالت عینی و
قضاوتهای
ذهنی را آشکار
میسازد که
نشاندهنده
جدایی نظاممند
میان شناخت و
فراشناخت در
خلاقیت است. این
یافته،
چارچوب
فراشناخت
خلاق (لبودا و
بندک، ۲۰۲۳) را
با شواهد تجربی
جدید غنیتر میسازد.
سوم،
این مقاله با
ترکیب روششناسی
شبکههای
معنایی، تکلیف
کاربردهای جایگزین،
و سنجشهای
فراشناختی،
رویکردی بینارشتهای
ارائه میدهد
که میتواند
الگویی برای
پژوهشهای آینده
در حوزه خلاقیت
و فراشناخت
باشد. این رویکرد
یکپارچه،
امکان بررسی
همزمان سطوح
مختلف تحلیل
(ساختاری،
عملکردی، و
فراشناختی) را
فراهم میآورد.
چهارم،
این مقاله با
تأکید بر پیامدهای
عملی یافتهها
در حوزههای
آموزش، ارزیابی،
و مداخلات
فراشناختی،
نشان میدهد
که پژوهش بنیادین
در حوزه خلاقیت
میتواند
کاربردهای عینی
و ملموسی
داشته باشد. این
ویژگی، مقاله
را نهتنها از
منظر نظری،
بلکه از منظر
عملی نیز
ارزشمند میسازد.
با این
حال، مقاله
حاضر نیز
مانند هر
پژوهش علمی با
محدودیتهایی
مواجه است که
در بخش پیشین
به تفصیل مورد
بحث قرار
گرفت. با وجود
این محدودیتها،
این مقاله با
ارائه شواهد
تجربی جدید و
طرح پرسشهای
نوین، مسیر را
برای پژوهشهای
آینده در حوزه
تعامل شناخت و
فراشناخت در
خلاقیت هموار
میسازد و به
غنیسازی ادبیات
موجود در این
حوزه کمک شایانی
میکند.
---
منابع مهم
|
Acar, S., & Runco, M.
A. (2019). Divergent thinking: New methods, recent research, and extended theory.
*Psychology of Aesthetics, Creativity, and the Arts, 13*(2), 153-158. Ackerman, R. (2019). Heuristic
cues for meta-reasoning judgments: Review and methodology. *Psihologijske Teme,
28*(1), 1-20. Ackerman, R., Parush, A.,
Nassar, F., & Shtub, A. (2016). Metacognition and system usability: Incorporating
metacognitive research paradigm into usability testing. *Computers in Human Behavior,
54*, 101-113. Ackerman, R., & Zalmanov,
H. (2012). The persistence of the fluency–confidence association in problem
solving. *Psychonomic Bulletin & Review, 19*(6), 1187-1192. Bai, H., Leseman, P. P.,
Moerbeek, M., Kroesbergen, E. H., & Mulder, H. (2021). Serial order effect
in divergent thinking in five-to six-year-olds: Individual differences as related
to executive functions. *Journal of Intelligence, 9*(2), 20. Beaty, R. E., Christensen,
A. P., Benedek, M., Silvia, P. J., & Schacter, D. L. (2017). Creative constraints:
Brain activity and network dynamics underlying semantic interference during idea
production. *NeuroImage, 148*, 189-196. Beaty, R. E., Johnson, D.
R., Zeitlen, D. C., & Forthmann, B. (2022). Semantic distance and the alternate
uses task: Recommendations for reliable automated assessment of originality. *Creativity
Research Journal, 34*(3), 245-260. Beaty, R. E., & Kenett,
Y. N. (2023). Associative thinking at the core of creativity. *Trends in Cognitive
Sciences, 27*(7), 671-683. Beaty, R. E., Kenett, Y.
N., Hass, R. W., & Schacter, D. L. (2023). Semantic memory and creativity:
The costs and benefits of semantic memory structure in generating original ideas.
*Thinking & Reasoning, 29*(2), 305-339. Beaty, R. E., & Silvia,
P. J. (2012). Why do ideas get more creative over time? An executive interpretation
of the serial order effect in divergent thinking tasks. *Psychology of Aesthetics,
Creativity, and the Arts, 6*(4), 309-319. Beaty, R. E., Silvia, P.
J., Nusbaum, E. C., Jauk, E., & Benedek, M. (2014). The roles of associative
and executive processes in creative cognition. *Memory & Cognition, 42*(7),
1-12. Benedek, M., Beaty, R. E.,
Schacter, D. L., & Kenett, Y. N. (2023). The role of memory in creative ideation.
*Nature Reviews Psychology, 2*(4), 246-257. Benedek, M., Christensen,
A. P., Fink, A., & Beaty, R. E. (2019). Creativity assessment in neuroscience
research. *Psychology of Aesthetics, Creativity, and the Arts, 13*(2), 218. Benedek, M., & Fink,
A. (2019). Toward a neurocognitive framework of creative cognition: The role of
memory, attention, and cognitive control. *Current Opinion in Behavioral Sciences,
27*, 116-122. Benedek, M., Jauk, E., Sommer,
M., Arendasy, M., & Neubauer, A. C. (2014). Intelligence, creativity, and
cognitive control: The common and differential involvement of executive functions
in intelligence and creativity. *Intelligence, 46*, 73-83. Benedek, M., Kenett, Y.
N., Umdasch, K., Anaki, D., Faust, M., & Neubauer, A. C. (2017). How semantic
memory structure and intelligence contribute to creative thought: A network science
approach. *Thinking & Reasoning, 23*(2), 158-183. Chrysikou, E. G. (2019).
Creativity in and out of (cognitive) control. *Current Opinion in Behavioral Sciences,
27*, 94-99. Collins, A. M., & Loftus,
E. F. (1975). A spreading-activation theory of semantic processing. *Psychological
Review, 82*, 407-428. Dunlosky, J., & Rawson,
K. A. (2012). Overconfidence produces underachievement: Inaccurate self evaluations
undermine students' learning and retention. *Learning and Instruction, 22*(4),
271-280. Ericson, K. M. M. (2011).
Forgetting we forget: Overconfidence and memory. *Journal of the European Economic
Association, 9*(1), 43-60. Finke, R. A. (1996). Imagery,
creativity, and emergent structure. *Consciousness and Cognition, 5*(3), 381-393. Green, A. E., Beaty, R.
E., Kenett, Y. N., & Kaufman, J. C. (2024). The process definition of creativity.
*Creativity Research Journal, 36*(3), 544-572. Grohman, M., Wodniecka,
Z., & Klusak, M. (2006). Divergent thinking and evaluation skills: Do they
always go together? *Journal of Creative Behavior, 40*(2), 125-145. Jauk, E., Benedek, M., &
Neubauer, A. C. (2014). The road to creative achievement: A latent variable model
of ability and personality predictors. *European Journal of Personality, 28*(1),
95-105. Kenett, Y. N. (2025). The
role of knowledge in creative thinking. *Creativity Research Journal, 37*(2),
242-249. Kenett, Y. N., & Ackerman,
R. (2023). Creative metacognition: A much needed Bridge between meta-reasoning
and creativity. *Physics of Life Reviews, 47*, 162-164. Kenett, Y. N., Anaki, D.,
& Faust, M. (2014). Investigating the structure of semantic networks in low
and high creative persons. *Frontiers in Human Neuroscience, 8*(407), 1-16. Kenett, Y. N., & Faust,
M. (2019). A semantic network cartography of the creative Mind. *Trends in Cognitive
Sciences, 23*(4), 271-274. Kenett, Y. N., Gooz, N.,
& Ackerman, R. (2023). The role of semantic associations as a metacognitive
cue in creative Idea generation. *Journal of Intelligence, 11*(4), 59. Kim, K. H. (2008). Meta-analyses
of the relationship of creative achievement to both IQ and divergent thinking
test scores. *Journal of Creative Behavior, 42*(2), 106-130. Kleinmintz, O. M., Ivancovsky,
T., & Shamay-Tsoory, S. G. (2019). The two-fold model of creativity: The neural
underpinnings of the generation and evaluation of creative ideas. *Current Opinion
in Behavioral Sciences, 27*, 131-138. Koriat, A. (1993). How do
we know that we know? The accessibility model of the feeling of knowing. *Psychological
Review, 100*(4), 609-639. Koriat, A. (1997). Monitoring
one's own knowledge during study: A cue-utilization approach to judgments of learning.
*Journal of Experimental Psychology: General, 126*(4), 349-370. Koriat, A., Sheffer, L.,
& Ma'ayan, H. (2002). Comparing objective and subjective learning curves:
Judgments of learning exhibit increased underconfidence with practice. *Journal
of Experimental Psychology: General, 131*(2), 147-162. Kumar, A. A. (2021). Semantic
memory: A review of methods, models, and current challenges. *Psychonomic Bulletin
& Review, 28*(1), 40-80. Lebuda, I., & Benedek,
M. (2023). A systematic framework of creative metacognition. *Physics of Life
Reviews, 46*, 161-181. Lloyd-Cox, J., Pickering,
A., & Bhattacharya, J. (2022). Evaluating creativity: How Idea context and
rater personality affect considerations of novelty and usefulness. *Creativity
Research Journal, 34*(4), 373-390. Metcalfe, J. (2013). Cognitive
optimism: Self-deception or memory-based processing heuristics? In *Metacognition*
(pp. 100-110). Psychology Press. Nelson, T. O. (1990). Metamemory:
A theoretical framework and new findings. In *Psychology of Learning and Motivation*
(Vol. 26, pp. 125-173). Elsevier. Nijstad, B. A., De Dreu,
C. K., Rietzschel, E. F., & Baas, M. (2010). The dual pathway to creativity
model: Creative ideation as a function of flexibility and persistence. *European
Review of Social Psychology, 21*(1), 34-77. Nusbaum, E. C., & Silvia,
P. J. (2011). Are intelligence and creativity really so different? Fluid intelligence,
executive processes, and strategy use in divergent thinking. *Intelligence, 39*(1),
36-45. Organisciak, P., Acar, S.,
Dumas, D., & Berthiaume, K. (2023). Beyond semantic distance: Automated scoring
of divergent thinking greatly improves with large Language models. *Thinking Skills
and Creativity, 49*, 101356. Orwig, W., Beaty, R. E.,
Benedek, M., & Schacter, D. L. (2024). Creative evaluation: the role of memory
in novelty & effectiveness judgements. *Creativity Research Journal*, 1-9. Reiter-Palmon, R., Illies,
M. Y., Cross, K., Buboltz, C., & Nimps, T. (2009). Creativity and domain specificity:
The effect of task type on multiple indexes of creative problem-solving. *Psychology
of Aesthetics, Creativity, and the Arts, 3*(2), 73-80. Richardson, B. H., Ball,
L. J., Christensen, B. T., & Marsh, J. E. (2023). Collaborative meta-reasoning
in creative contexts: Advancing an Understanding of collaborative monitoring and
control in creative teams. In *The Routledge International Handbook of Creative
Cognition* (pp. 372-396). Routledge. Runco, M. A., & Jaeger,
G. J. (2012). The standard definition of creativity. *Creativity Research Journal,
24*(1), 92-96. Schraw, G. (2009). A conceptual
analysis of five measures of metacognitive monitoring. *Metacognition and Learning,
4*, 33-45. Scott, G., Leritz, L. E.,
& Mumford, M. D. (2004). The effectiveness of creativity training: A quantitative
review. *Creativity Research Journal, 16*(4), 361-388. Sidi, Y., Torgovitsky, I.,
Soibelman, D., Miron-Spektor, E., & Ackerman, R. (2020). You May be more original
than you think: Predictable biases in self-assessment of originality. *Acta Psychologica,
203*, 103002. Siew, C. S. Q., Wulff, D.
U., Beckage, N. M., & Kenett, Y. N. (2019). Cognitive network science: A review
of research on cognition through the lens of network representations, processes,
and dynamics. *Complexity, 2019*, 2108423. Silvia, P. J. (2008). Discernment
and creativity: How well can people identify their most creative ideas? *Psychology
of Aesthetics, Creativity, and the Arts, 2*(3), 139-146. Silvia, P. J. (2015). Intelligence
and creativity are pretty similar after all. *Educational Psychology Review, 27*(4),
1-8. Silvia, P. J., Beaty, R.
E., & Nusbaum, E. C. (2013). Verbal fluency and creativity: General and specific
contributions of broad retrieval ability (Gr) factors to divergent thinking. *Intelligence,
41*(5), 328-340. Simonton, D. K. (2023).
The blind-variation and selective-retention theory of creativity: Recent developments
and current status of BVSR. *Creativity Research Journal, 35*(3), 304-323. Sowden, P. T., Pringle,
A., & Gabora, L. (2014). The shifting sands of creative thinking: Connections
to dual-process theory. *Thinking & Reasoning, 21*(1), 40-60. Sungkhasettee, V. W., Friedman,
M. C., & Castel, A. D. (2011). Memory and metamemory for inverted words: Illusions
of competency and desirable difficulties. *Psychonomic Bulletin & Review,
18*(5), 973-978. Thompson, V. A., Turner,
J. A. P., & Pennycook, G. (2011). Intuition, reason, and metacognition. *Cognitive
Psychology, 63*(3), 107-140. Torrance, E. P. (1966).
*Torrance test of creative thinking*. Scholastic Testing Service, Inc. |
مجله
اینترنتی
روان تنظیم
Online
Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی
روانشناسی
تربیتی
شناختی
مدیر
مسئول: محمود
دلیر عبدی نیا
روانشناس
تربیتی با
دیدگاه
شناختی
دانش
آموخته دانشگاه
تهران
●اولین
مربی شناختی
در ایران●
لطفا نظرات
و پیشنهادات
خود را از
طریق بخش نظرات
مجله
اینترنتی
روان تنظیم و
یا از طریق ایمیل
برای ما ارسال
کنید.
استفاده از
مطالب ارائه
شده در این
پایگاه، صرفا
با ذکر منبع
آزاد می باشد.