اولین
مربی شناختی
در ایران
صفحه
نخست عملکرد
برتر آموزش
و یادگیری یادگیری
خود تنظیم فراشناخت
مطالعه-خواندن انگیزش
و هیجان سنجش
و ارزشیابی عصب
روانشناسی
دوشنبه
- 15 تیر 1405
مجله
اینترنتی
روان تنظیم
مجله
تخصصی
روانشناسی
تربیتی شناختی
چرخۀ شش مرحله ای خلاقیت
چارچوبی
نوین برای
بهره گیری
از فرایندهای
شناختی
ناخودآگاه
نکته
های کلیدی:
فرایندهای
شناختی
ناخودآگاه به
عنوان
منبعی مهم برای
تفکر خلاق و بینش
های
ناگهانی
شناسایی شده
اند.
تفکر
خلاق با کاهش
فعالیت در قشر
پیشانی چپ و
همزمان افزایش
فعالیت در قشر
پیشانی راست،
تقویت میشود.
افزایش
برانگیختگی
ناخودآگاه و
کاهش برانگیختگی
هشیارانه – به
ویژه از طریق
دستیابی به
حالت تفکر
منفصل و قطع
موقت ارتباط
با محرکهای بیرونی
– مکانیزمی کلیدی
برای اجازه
دادن به ایده ها
جهت ظهور طبیعی
است.
ایدهٔ
اصلی
سه
مؤلفهٔ بنیادین
برای تقویت
خلاقیت وجود
دارد:
۱. استفاده
از یک چرخهٔ
شش مرحله
ای که به
طور عمدی
فرایندهای
ناخودآگاه را
فعال می کند.
۲. تغییر
تعادل فعالیت
الکتریکی مغز
به نفع نیمکرۀ
راست (با کاهش
فعالیت نیمکرۀ
چپ و افزایش
راست) که از طریق
تحریک مغزی غیرتهاجمی
پشتیبانی میشود.
۳. ایجاد
شرایطی که در
آن آگاهی هشیارانه
کاهش یابد
(مثلاً با
فاصله گیری از
محرکهای بیرونی
و تفکر غیرمتمرکز)
تا ایده ها به طور
خودجوش از
ناخودآگاه سر
برآورند.
خلاقیت
واقعی صرفاً
با تلاش
آگاهانه و
تفکر منطقی به
دست نمیآید،
بلکه ریشه در
فرایندهای
ناخودآگاه
مغز دارد. نویسندگان
با تکیه بر
شواهد عصب شناختی،
استدلال میکنند
که شبکهٔ پیشفرض
مغز (که هنگام
خیالپردازی،
استراحت یا
خواب فعال میشود)
منبع اصلی ایده های
ناب و بینش های
ناگهانی است.
آنها چرخهٔ
شش مرحله ای
را به عنوان
یک روش عملی پیشنهاد
میدهند که این
فرایندهای
ناخودآگاه را
به طور
سیستماتیک به
کار میگیرد.
در این چرخه،
پس از مراحل
اولیهٔ تحلیل
آگاهانه (درک
مسئله، تفکر
همگرا و
واگرا)، فرد
وارد مراحل
ناخودآگاه میشود
(تفکر منفصل،
توقف تفکر، و
پردازش در
خواب) تا به ایده های
خلاقانه دست یابد.
در نهایت،
کارآمدی این
روش با یک
مطالعهٔ علمی
در هلند تأیید
شده است.
در
مجموع، ایدهٔ
اصلی این است
که خلاقیت
زمانی شکوفا میشود
که کنترل هشیارانه
را کاهش دهیم،
فضای ذهنی را
برای پردازش
ناخودآگاه
باز کنیم، و
از طریق
مداخلات فیزیولوژیکی
(تحریک مغزی) این
روند را تسهیل
نماییم.
تحلیل
مفهومی
۱. رویارویی با
پارادایم سنتی
خلاقیت:
بیشتر
مدلهای خلاقیت
(مانند مدل
والاس، ۱۹۲۶)
بر مراحل
آگاهانه مانند
آماده سازی و
تأیید تأکید
دارند. اما این
متن با صراحت
بر ناخودآگاه
به عنوان منبع
اصلی بینش های
ناگهانی
انگشت می گذارد.
این رویکرد
همسو با نظریۀ
«بازداری
شناختی» و
«تفکر واگرا»
است و نشان میدهد
که خلاقیت
لزوماً حاصل
تلاش فزایندۀ
آگاهانه نیست،
بلکه حاصل
رهاسازی موقت
از آن تلاش
است.
۲. دوگانۀ مغزی
(چپ/راست) و
شواهد تجربی:
پیشنهاد
کاهش فعالیت
قشر پیشانی چپ
(مسئول تحلیل
منطقی، زبان،
و بازداری) و
افزایش فعالیت
قشر پیشانی
راست (مسئول
انعطافپذیری،
پردازش کلی، و
ارتباطات
دورافتاده) ریشه
در یافته های
تحریک مغزی دارد.
این پیشنهاد
از این ایده
حمایت میکند
که خلاقیت نیازمند
«تعلیق موقتِ
منتقد درونی»
(نیمکرۀ چپ) و
«تقویت ادراک
کل نگر» (نیمکرۀ
راست) است.
البته باید
توجه داشت که
این دوگانه انگاری
ساده انگارانه
نیست؛ بلکه به
معنای تغییرِ
توازنِ فعالیت
است، نه حذف
کامل یکی از نیمکره
ها.
۳. نقش محوریِ کاهش
برانگیختگی
هشیارانه
این بخش
به مفاهیم
روانشناختی
چون "سیستم
فعالسازی
نزولی" و "شبکه
حالت پیشفرض
مغز (DMN)" نزدیک میشود.
در حالت تفکر
منفصل (مثلاً
هنگام راه رفتن،
دوش گرفتن، یا
خیالپردازی)،
شبکۀ پیشفرض
فعال میشود و
ارتباطات بین
بخشهای دور از
هم در مغز
افزایش مییابد
که عامل اصلی
بینشهای
ناگهانی است.
به بیان دیگر،
قطع ارتباط با
محرکهای بیرونی،
اجازه میدهد
تا الگوهای
نهفته در
حافظه و تجربیات
گذشته، به شیوهای
نوین بازترکیب
شوند.
۴. چرخۀ شش مرحله
ای بهعنوان
چارچوب اجرایی:
این چرخه یک
رویکرد سیستماتیک
برای مدیریت
فرایندی
ارائه میدهد
که اغلب تصادفی
یا غیرقابلکنترل
تلقی میشود.
چارچوب نظری-کاربردی
عصب شناسی
خلاقیت:
۱. پارادایم شکنی
در تعریف خلاقیت
و روشهای
پرورش آن
نویسندگان
با نقد روشهای
رایج (مانند
طوفان فکری،
اسکمپر و...) که
عمدتاً بر
تفکر آگاهانه
و واگرا متمرکزند،
نشان میدهند
که این روشها
برای مسائل پیچیده
کافی نیستند.
آنها با
استناد به
شواهدی از انیشتین
و مندلیف،
استدلال میکنند
که بسیاری از
اکتشافات
بزرگ، حاصل پردازش
ناخودآگاه در
شرایطی مانند
نواختن موسیقی
یا خواب بوده
است. بنابراین،
رویکرد جدید
آنها به دنبال
پر کردن شکاف
میان روشهای
آگاهانه و
پتانسیل عظیم
ناخودآگاه
است.
۲. بنیان
عصب شناختی:
سه شبکهٔ مغزی
و تعامل آنها
نقش
سه شبکهٔ بزرگ
مغزی را در
خلاقیت توضیح
میدهد:
شبکهٔ پیشفرض (DMN):
منبع ایده پردازی
خودجوش و تداعی های
ناآگاهانه.
هنگام خیالپردازی
یا استراحت
فعال میشود.
شبکهٔ اجرایی (ECN):
مسئول تفکر
منطقی،
برنامه ریزی و
ارزیابی
آگاهانهٔ ایده ها.
شبکهٔ
برجستگی (SN):
مانند یک کلید
عمل میکند و بین
دو شبکهٔ قبلی
جا به جا میشود.
همچنین به عنوان یک فیلتر
شناختی عمل میکند
که ایده های غیرمتعارف
را سرکوب میکند.
نکتهٔ
کلیدی این است
که خلاقیت اوج
تعامل پویا و
متعادل بین این
سه شبکه است.
اگر شبکهٔ
اجرایی بیش از حد
غالب باشد،
انعطاف ناپذیری
و گیرکردن در
جزئیات رخ میدهد
و اگر شبکهٔ پیشفرض
بیش از حد
فعال باشد، ایده
ها هرج و مرج گونه
و غیرعملی
خواهند بود.
خلاقان برتر
کسانی هستند
که میتوانند
به خوبی بین این
حالات جا به جا
شوند (انعطاف پذیری
شناختی).
۳. چرخهٔ
شش مرحله ای:
ترجمهٔ عصب شناسی
به عمل
این
چرخه دقیقاً
برای پیروی از
توالی طبیعی
فعالیت مغزی
در حل مسئلهٔ
خلاق طراحی
شده است:
مراحل ۱ تا ۳ (آگاهانه):
درک مسئله،
تفکر همگرا (پیداکردن
پاسخ درست)،
تفکر واگرا
(تولید راه حلهای
متعدد). این
مراحل شبکهٔ
اجرایی را
فعال کرده و
خوراک فکری
لازم برای
ناخودآگاه را
فراهم میکنند.
مراحل ۴ تا ۶ (ناخودآگاه):
این مراحل
هستهٔ نوآوری
روش هستند.
مرحلهٔ ۴ (تفکر
منفصل):
کاهش آگاهی هشیارانه
و افزایش
برانگیختگی
ناخودآگاه با
قطع موقت
ارتباط با
محرکهای بیرونی
(مثلاً قدم زدن
یا گوش دادن
به موسیقی). در
این حالت، فیلتر
شبکهٔ برجستگی،
ایده های غیرمتعارف
را عبور میدهد.
مرحلهٔ ۵ (توقف
تفکر): ترک
عمدی تمرکز بر
مسئله (دورهٔ
نهفتگی یا
کمون). به
ناخودآگاه
اجازه میدهد
بدون دخالت
ذهن آگاهانه،
اطلاعات را
بازترکیب کند.
مرحلهٔ ۶ (خواب):
قدرتمندترین
مرحله. در
خواب، به ویژه
در مرحلهٔ REM،
مغز بدون
محدودیتهای
تفکر منطقی و
هنجارهای
اجتماعی،
سناریوهای
مختلف را شبیه سازی
کرده و به
بازترکیبی
خلاقانه میپردازد.
تکنیکهای
«القای
هدفمند رؤیا»
برای تقویت این
مرحله بکار
گرفته می شوند.
۴. مکانیسمهای
کلیدی و شواهد
تجربی
تعادل نیمکره
های مغز:
پژوهشها نشان
میدهند که
کاهش فعالیت
قشر پیشانی چپ
(منطقی) و افزایش
فعالیت راست
(کل نگر)
خلاقیت را
افزایش میدهد.
روش پیشنهادی
شامل ارزیابی
و تحریک
هدفمند برای
رفع عدم تعادل
است.
تعدیل برانگیختگی
قشری: افراد
خلاق میتوانند
به طور انعطاف
پذیر بین حالت
«تمرکز بالا»
(برای کارهای
تحلیلی) و
«آرامش/حواسپرتی»
(برای کارهای
خلاقانه) جا به
جا شوند. این
روش با
استفاده از
نوروفیدبک، این
مهارت را
آموزش میدهد.
اعتبارسنجی
علمی:
مطالعهٔ
دانشگاه رادبود
با ۱۹۸
دانشجو،
بهبود
معناداری را
در شاخصهای
خلاقیت (تعداد
ایده،
انعطافپذیری،
اصالت) در
گروهی که این
روش را آموزش
دیدند، نسبت
به گروه کنترل
نشان داد.
۵. نگاهی
نقادانه و
جامع به مدل
نقاط قوت:
برخلاف بسیاری
از روشهای
خلاقیت که
صرفاً مجموعه ای
از تکنیکها
هستند، این
مدل یک چارچوب
یکپارچه
ارائه میدهد
که مبتنی بر
شواهد عصب شناختی
است و به صراحت
به نقش
ناخودآگاه میپردازد.
همچنین ماهیت
چرخه ای و
تکراری آن
(حلزونی) با
واقعیت حل
مسئلهٔ پیچیده
همخوانی دارد.
محدودیتها و
چالشها:
خود نویسندگان
به محدودیتهایی
اشاره می کنند:
جامعهٔ
آماری محدود
به دانشجویان
هلندی با پیشینهٔ
غربی است و
تعمیم پذیری
فرهنگی آن نیاز
به بررسی
دارد.
اثربخشی
مراحل ۴
تا ۶ (به
ویژه خواب) به
زمان نیاز
دارد و در دنیای
پرشتاب امروز
ممکن است
کاربردی
نباشد.
نیاز
به تحقیقات
مقایسه ای با سایر
روشها برای
سنجش برتری
نسبی آن وجود
دارد.
ملاحظهٔ مهم:
مدل تأکید
دارد که خلاقیت
صرفاً به
مراحل
ناخودآگاه
خلاصه نمی شود.
مراحل ابتدایی
آگاهانه (درک
عمیق مسئله)
برای تغذیهٔ
ناخودآگاه ضروری
هستند. همچنین
پس از ظهور یک ایده،
باید دوباره
به مرحلهٔ اول
(ارزیابی
آگاهانه)
بازگشت.
بنابراین، این
روش یک «رهایی
از تفکر» نیست،
بلکه یک «مدیریت
هوشمندانهٔ
تعامل بین
خودآگاه و
ناخودآگاه»
است.
جمع بندی تحلیل
مقاله
یک گام بلند
در جهت علمی تر
کردن آموزش
خلاقیت است. این
مقاله با
ارائهٔ یک مدل
نظری مستحکم و
یک روش عملی
گام به گام،
نشان میدهد که
چگونه میتوان
از توانایی
نهفتهٔ مغز در
پردازش
ناخودآگاه
برای حل مسائل
پیچیده بهره
برد. این رویکرد،
خلاقیت را از یک
استعداد
صرفاً ذاتی به
یک مهارت قابل
آموزش و با
پشتوانهٔ علمی
تبدیل میکند.
منبع:
|
Crijns, M., Biekens, P., & Kianush, K. (2025).
Fostering creative thinking skills through the unconscious: A novel approach. Journal of Cognitive
Enhancement, 9, 480–495. |
مجله
اینترنتی
روان تنظیم
Online
Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی
روانشناسی
تربیتی
شناختی
مدیر
مسئول: محمود
دلیر عبدی نیا
روانشناس
تربیتی با
دیدگاه
شناختی
دانش
آموخته دانشگاه
تهران
اولین
مربی شناختی
در ایران
لطفا نظرات
و پیشنهادات
خود را از
طریق بخش نظرات
مجله
اینترنتی
روان تنظیم و
یا از طریق ایمیل
برای ما ارسال
کنید.
استفاده از
مطالب ارائه
شده در این
پایگاه، صرفا
با ذکر منبع
آزاد می باشد.