مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

بررسی مفهوم فراشناخت کاربردی

image

اولین مربی شناختی در ایران

صفحه نخست

عملکرد برتر    آموزش و یادگیری    یادگیری خود تنظیم    فراشناخت 

 مطالعه-خواندن   انگیزش و هیجان   سنجش و ارزشیابی   عصب روانشناسی

شنبه - 22 آذر 1404

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

فراشناخت

فراشناخت کاربردی

بررسی مفهوم فراشناخت کاربردی

چگونه کنترل صورت می گیرد؟

 

فراشناخت به دانش و تجربیاتی اشاره دارد که فرد درباره فرآیندهای فکری و شناختی خود دارد. با وجود اینکه این مفهوم ریشه در فلسفه و روانشناسی شناختی دارد، کاربردهای گسترده‌ای در زندگی روزمره دارد، مانند زمانی که یک دانش‌آموز تصمیم می‌گیرد برای امتحان، کافی خوانده یا در اعتماد به حافظه خود (مانند حافظه شاهدان عینی) چگونه است.

تحقیقات مدرن در فراشناخت دو ریشه موازی دارد:

۱. روانشناسی شناختی (دهه ۱۹۶۰): بر تجربیات آگاهانه مانند «احساس دانستن» تمرکز دارد. تحقیقات اولیه هارت نشان داد که این قضاوت‌های حسی (مانند احساس دانستن) می‌توانند پیش‌بینی‌کننده‌های معتبری برای عملکرد واقعی در یادآوری اطلاعات باشند.

۲. روانشناسی رشد (دهه ۱۹۷۰): توسط افرادی مانند فلاول بر توسعه تفکر فراشناختی در کودکان، مانند بهبود آگاهی از قوانین حاکم بر حافظه، متمرکز شد.

دوران «مدرن» فراشناخت با نظریه نظارت و کنترل نلسون و نارنز (۱۹۹۰) آغاز شد که توانست تحقیقات قبلی را ادغام کند: نظارت فراشناختی شامل فرآیندهایی که فرد از طریق آن‌ها، فرآیندهای شناختی خود (مانند میزان درک مطلب) را مشاهده و تجربه می‌کند؛ و کنترل فراشناختی شامل تصمیمات آگاهانه و ناآگاهانه‌ای که بر اساس خروجی نظارت گرفته می‌شود (مثلاً تصمیم به ادامه‌ی مطالعه یا مرور دوباره‌ی یک بخش).

اهمیت کنترل در فراشناخت کاربردی بسیار حیاتی است، زیرا نشان می‌دهد که می‌توان استراتژی‌های کنترلی دانش‌آموزان را برای بهبود یادگیری‌شان آموزش داد و انعطاف‌پذیرتر ساخت؛ همانطور که مطالعات نشان داد دانش‌آموزان بسته به فشار زمانی، استراتژی‌های متفاوتی (انتخاب مطالب با احساس دانستن بالا یا پایین) را برای مطالعه مجدد انتخاب می‌کنند.

تمایز بین دانش و آگاهی فراشناختی (فلاول):

دانش فراشناختی دانش صریح و قابل گزارش‌دهی در مورد توانایی‌های شناختی خود است (مثلاً: من در جغرافیا قوی‌تر از تاریخ هستم). توسعه‌گرایان (رشدگراها) بیشتر بر این جنبه تمرکز کرده‌اند، مانند مفهوم خودکارآمدی حافظه (افراد چقدر فکر می‌کنند یاد گرفته‌اند). این در سنین مختلف متفاوت است (جوانان بیش‌برآورد، سالمندان کم‌برآورد می‌کنند).

آگاهی فراشناختی احساسات و تجربیاتی است که هنگام درگیر شدن در فرآیند شناختی (مانند بازیابی اطلاعات) داریم (مثلاً احساس مبهم آشنایی با یک مفهوم، یا به یاد آوردن واضح جزئیات یک رویداد ورزشی).

       شناخت‌گرایان بیشتر به این تجربه حسی توجه دارند و میزان پیش‌بینی‌کنندگی این قضاوت‌ها برای عملکرد واقعی مهم است.

حوزه‌های کاربردی اصلی:

۱. آموزش (غالب‌ترین حوزه):

بسیاری از دانشجویان، حتی توانمند، در نظارت بر میزان درک خود مشکل دارند. تشویق به انجام آزمون‌های تمرینی می‌تواند توانایی افراد برای پیش‌بینی عملکردشان در آزمون اصلی را بهبود بخشد و مطالعه را موثرتر کند.

۲. زمینه‌های قانونی:

       تحقیقات نشان می‌دهد که اطمینان (اعتماد به نفس) گزارش‌های شاهدان عینی و دقت واقعی آنها ارتباط بسیار ضعیفی دارند، که پیامدهای مهمی برای سیستم قضایی دارد. باورهای فراشناختی (شبیه دانش فراشناختی) قابل آموزش هستند؛ آموزش می‌تواند به سالمندان کمک کند تا با غلبه بر کلیشه‌های منفی مرتبط با سن، اعتماد به نفس بیشتری در مورد حافظه خود کسب کنند.

کاربردهای نوین شامل ارزیابی عصب‌روان‌شناختی (مثلاً در بیماران اولیه آلزایمر که هنوز توانایی خودارزیابی دارند) و یادگیری واژگان زبان خارجی می شود.

انواع تحقیقات:

چهار نوع تحقیق نظری، پایه (پایه-کاربردی)، کاربردی (اعتبار محیطی)، و پژوهش کاربردی (طراحی ابزارها و محصولات خاص) وجود دارد. اگرچه مداخلات خاص (مانند ابزارهای بهبود دهنده یادگیری یا کمک به قضات) هنوز توسعه نیافته‌اند، اما محققانی که به دنبال طراحی چنین ابزارهای کاربردی هستند، می‌توانند از این یافته‌ها استفاده کنند.

به طور خلاصه، ارتباط بین مفاهیم انتزاعی (دانش و آگاهی فراشناختی) و کاربردهای عملی در آموزش و قانون بر نیاز به توسعه ابزارهای کاربردی مشخص تأکید می‌کند.

تعمیق ماهیت نظارت و کنترل در فراشناخت

پس از طرد درون‌نگری توسط رفتارگرایان، با ظهور فراشناخت، مشاهده فعالیت‌های ذهنی دوباره مورد توجه قرار گرفت. تمرکز اصلی فراشناخت بر نظارت و کنترل است: نظارت شامل توانایی فرد در قضاوت صحیح درباره فرآیندهای شناختی خود؛ و کنترل شامل توانایی استفاده از این قضاوت‌ها برای تغییر رفتار (مثلاً تنظیم استراتژی یادگیری).

سیر تکامل تحقیقات:

۱. قبل از دهه ۱۹۸۰: تحت سلطه توسعه‌گرایان (مانند فلاول) بود و بر فرآیندهای توسعه‌ای تمرکز داشت.

۲. دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰: تحت سلطه روانشناسان شناختی بود که به فرآیندهای از پیش توسعه‌یافته در بزرگسالان علاقه‌مند بودند. تحقیقات اولیه بر صحت قضاوت‌های فراشناختی متمرکز بود (آیا قضاوت‌ها دقیق هستند؟).

۳. تمرکز فعلی: تغییر به سمت کنترل فراشناختی؛ یعنی اینکه افراد چگونه از قضاوت‌های خود برای تنظیم، تدوین استراتژی و به حداکثر رساندن یادگیری استفاده می‌کنند.

تعاریف کلیدی:

فلاول (۱۹۷۶) فراشناخت را به عنوان «دانش فرد از فرآیندها و محصولات شناختی خود» تعریف کرد. کلو (۱۹۸۲) و براون (۱۹۸۷) دو ویژگی اصلی را شامل دانش در مورد تفکر و توانایی نظارت و تنظیم فرآیند تفکر دانستند.

در ابتدا این نگرانی وجود داشت که قضاوت‌های فراشناختی صرفاً پدیده‌های فرعی (Epiphenomena) باشند؛ یعنی افراد احساساتی را تجربه کنند که آن را به صورت قضاوت بیان می‌کنند، اما این احساسات هیچ تأثیری بر فرآیندهای شناختی واقعی (مانند رمزگذاری یا بازیابی) نگذارند. بنابراین، اعتبار قضاوت‌ها و ارتباط آن‌ها با کنترل رفتار اهمیت محوری یافت. اگر قضاوت‌ها دقیق باشند، آنگاه کنترل رفتار بر اساس آن‌ها ارزشمند می‌شود.

نلسون و نارنز (۱۹۹۰، ۱۹۹۴) یک ساختار دو سطحی اساسی را معرفی کردند:

۱. سطح متا: پویا است و با ارزیابی وضعیت فعلی (از طریق درون‌نگری) عمل می‌کند.

۲. سطح شیء: اعمال و رفتارهای بیرونی فرد را توصیف می‌کند.

۳. تعامل: در حین نظارت، سطح شیء (مشاهدات رفتاری) به سطح فرا اطلاعات می‌دهد. در حین کنترل، سطح فرا بر سطح شیء تأثیر گذاشته و رفتار را تغییر می‌دهد.

نظارت قبل از بازیابی، قبل یا حین یادگیری (شامل قضاوت‌های مربوط به سهولت یادگیری، احساس یادگیری و احساس دانستن) و کنترل در طول یادگیری (تخصیص زمان مطالعه) و در طول بازیابی (تنظیم استراتژی جستجو و خاتمه جستجو) صورت می گیرد.

در مجموع، این بخش نشان می‌دهد که تحقیقات از صرفاً اندازه‌گیری «دقت» قضاوت‌های ذهنی (نظارت) به سمت درک چگونگی استفاده عملی از این قضاوت‌ها برای تنظیم و بهبود عملکرد (کنترل) تغییر جهت داده است.

دقت قضاوت‌ها و مکانیسم‌های فراشناخت

مطالعات اولیه (قبل از ۱۹۷۰) نشان دادند که افراد توانایی قابل اعتمادی در پیش‌بینی عملکرد آینده خود دارند:

هارت (۱۹۶۵) - احساس دانستن (FOK): شرکت‌کنندگان توانستند به طور دقیق پیش‌بینی کنند که کدام یک از سؤالاتی که به آنها پاسخ نداده بودند، در آزمون تشخیص بعدی به درستی پاسخ داده خواهد شد.

آندروود (۱۹۶۶) - سهولت یادگیری: افراد با دقت بسیار بالایی (همبستگی ۰.۹۰) دشواری یادگیری ترکیب‌های سه حرفی را پیش‌بینی کردند.

آربوکل و کادی (۱۹۶۹) - قضاوت یادگیری: پیش‌بینی‌های افراد در مورد به خاطر سپردن جفت‌های مرتبط با عملکرد واقعی حافظه آنها همبستگی داشت؛ جفت‌هایی که آسان‌تر ارزیابی شدند، بهتر به خاطر سپرده شدند.

نتیجه‌گیری کلی اولیه: افراد می‌توانستند در زمان ارائه مطلب، به طور قابل اعتماد پیش‌بینی کنند که آیا بعداً آن را به یاد خواهند آورد یا خیر.

نگاه معاصر به دقت قضاوت‌ها:

با وجود مطالعات اولیه، اجماع امروزی این است که قضاوت‌های فراشناختی:

   از نظر دقت متوسط هستند (بالاتر از شانس، اما نه کامل).

   افراد اغلب در قضاوت‌های خود بیش از حد مطمئن هستند (Overconfident).

   این عدم دقت در زمینه‌هایی مانند شهادت شاهدان عینی و پیش‌بینی حافظه آینده مشهود است.

   اثر تأخیر در قضاوت یادگیری: اگر تأخیری بین ارائه مطلب و تصمیم‌گیری در مورد قضاوت در نظر گرفته شود، دقت پیش‌بینی بهبود می‌یابد.

دو فرضیه اصلی بر این بحث حاکم است که افراد چگونه به این قضاوت‌ها می‌رسند:

۱. دیدگاه دسترسی مستقیم: قضاوت بر اساس ویژگی‌هایی از هدف انجام می‌شود که فرد می‌تواند به آن‌ها دسترسی پیدا کند یا آن‌ها را بازیابی نماید. اگر هنگام بازیابی، اطلاعات کافی در دسترس باشد (حتی اگر کامل نباشد)، قضاوت فراشناختی مثبت خواهد بود.

۲. دیدگاه استنباطی: افراد قضاوت‌های خود را بر اساس مجموعه‌ای از سرنخ‌ها و نشانه‌های محیطی و داخلی بنا می‌کنند.

فرضیه آشنایی با نشانه‌ها: قضاوت‌ها بر اساس سطح آشنایی با نشانه‌های موجود در زمان قضاوت انجام می‌شوند.

روش اکتشافی دسترسی‌پذیری: قضاوت‌ها بر اساس میزان اطلاعات بازیابی شده، صرف نظر از صحت آنها، انجام می‌شوند. بازیابی اطلاعات نادرست نیز می‌تواند به عنوان نشانه ای برای تقویت قضاوت‌ها (از نظر میزان اطلاعات بازیابی شده) عمل کند.

نتیجه‌گیری نهایی:

شواهد از هر دو دیدگاه (مستقیم و استنباطی) پشتیبانی می‌کند، و محتمل‌ترین سناریو این است که هر دو مکانیسم در قضاوت‌های فراشناختی نقش دارند. این درک پیچیده از نظارت و کنترل، پیامدهای مهمی برای بهبود استراتژی‌های مطالعه و آموزش دارد.

مشاهده درون‌نگرانه در درک فرآیندهای ذهنی

ویلیام جیمز (۱۸۹۰) بیان می‌کند که تکیه اصلی ما، قبل از هر چیز، باید بر مشاهده درون‌نگر باشد. این به معنای نگاه کردن به افکار، احساسات و فرآیندهای ذهنی خودمان برای درک نحوه عملکرد ذهن است. نظارت برای قضاوت موفقیت‌آمیز درباره فرآیندهای شناختی خودمان است. کنترل برای استفاده از آن قضاوت‌ها برای تغییر رفتار است.

بخش اعظم تحقیقات کنونی در زمینه فراشناخت، به چگونگی اعمال این قضاوت‌های نظارتی برای تغییر رفتار در دو موقعیت کلیدی می‌پردازد: در طول یادگیری با استفاده از قضاوت‌ها برای تنظیم استراتژی‌های مطالعه؛ در طول به خاطر سپردن با استفاده از قضاوت‌ها برای تصمیم‌گیری درباره بازیابی اطلاعات.

به طور خلاصه، فراشناخت به معنای توانایی نظارت بر ذهن خود (بر اساس درون‌نگری) و سپس کنترل رفتار بر اساس آن نظارت است، و تحقیقات فعلی عمدتاً بر کاربرد عملی این کنترل در یادگیری و حافظه متمرکز هستند.

در اوایل دهه ۱۹۸۰، وضعیت تحقیقات فراشناخت (که در آن زمان اغلب به عنوان فراحافظه از آن یاد می‌شد) چندان رضایت‌بخش نبود. کاوانا و پرلماتر (۱۹۸۲) اظهار داشتند که «وضعیت فعلی فراشناخت خوب نیست». فلاول (۱۹۸۲) اذعان کرد که «هیچ یک از ما هنوز هیچ پیشنهاد عمیقاً روشنگرانه و دقیقی در مورد چیستی فراشناخت، نحوه عملکرد آن و چگونگی تکامل آن ارائه نکرده‌ایم.» این وضعیت باعث شد برخی محققان (مانند مارشال و مورتون، و ول‌من) تصور کنند که فراشناخت دیگر موضوع ارزشمندی برای تحقیق نیست.

تحقیقات فراشناخت با کار بنیادی توماس نلسون و همکارانش احیای چشمگیری پیدا کرد.

تحقیقات فراشناختی قبل از دهه ۱۹۸۰ عمدتاً بر فرآیندهای رشدی متمرکز بود (مانند کار فلاول در سال ۱۹۷۹، که به بررسی چگونگی رشد این توانایی‌ها در کودکان پرداخت). با این حال، تحقیقات در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ تحت سلطه روانشناسان شناختی بود که بر فرآیندهای کاربردی در بزرگسالان تمرکز داشتند. برای به حداکثر رساندن دانش کسب شده، نیاز به ادغام بین این دو خط تحقیقاتی بود:    تحقیقات رشدی (چگونه فراشناخت شکل می‌گیرد)؛ و تحقیقات شناختی بزرگسالان (چگونه در بزرگسالان فعال است).

این ترکیب به ویژه برای رویکرد کاربردی (تلاش برای درک چگونگی استفاده از استراتژی‌های فراشناختی در موقعیت‌های یادگیری روزمره) حیاتی بود.

تحولات در تحقیقات بزرگسالان

بخش بزرگی از تحقیقات در دهه ۱۹۸۰، به تأیید این موضوع اختصاص یافت که آیا قضاوت‌های فراشناختی واقعاً دقیق (Accuracy) هستند یا خیر. این مرحله با تمرکز کوتاهی بر روی مکانیسم‌های شناختی زیربنایی این قضاوت‌ها دنبال شد.

در حال حاضر، بسیاری از محققان فراشناخت توجه خود را به کنترل فراشناختی معطوف کرده‌اند. این به معنای پاسخ به این پرسش است که: افراد چگونه از قضاوت‌های فراشناختی خود برای تنظیم، تدوین استراتژی و به حداکثر رساندن یادگیری استفاده می‌کنند؟ تنها پس از بررسی دقت قضاوت‌های فراشناختی و چگونگی شکل‌گیری آن‌ها (مکانیسم‌ها)، بررسی اینکه چگونه از این دانش برای کنترل رفتار استفاده می‌شود، ارزش پیدا می‌کند.

به بیان ساده، ابتدا باید بدانیم قضاوت‌ها چقدر درست هستند و چگونه ایجاد می‌شوند (دقت و مکانیسم‌ها)؛ سپس می‌توانیم بررسی کنیم که ما چگونه از این قضاوت‌ها برای بهبود یادگیری خود (کنترل) بهره می‌بریم.

 

مجله اینترنتی روان تنظیم

Online Journal of Ravantanzim

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا

روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی

دانش آموخته دانشگاه تهران

اولین مربی شناختی در ایران

لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.

استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.