چهارشنبه
- 16 مهر 1404
مجله
اینترنتی
روان تنظیم
مجله تخصصی
روانشناسی
تربیتی شناختی
●اولین
مربی شناختی
در ایران●
===========================
تضمین
یادگیری بهینه
یک
رویکرد جامع برای
بهینهسازی
آموزشی
مقدمه
دستیابی
به یادگیری بهینه،
چالش بنیادینی
در زمینههای
آموزشی محسوب
میشود که نیازمند
رویکردهای
نظاممند
مبتنی بر
چارچوبهای
نظری، شیوههای
مبتنی بر
شواهد، و
ملاحظات زمینهای
است. این تحلیل
با بهرهگیری
از منابع علمی
متنوع در حوزههای
طراحی آموزشی،
روانشناسی
شناختی، و مدیریت
آموزشی،
اقدامات کلیدی
که ذینفعان
آموزشی میتوانند
برای تضمین
نتایج یادگیری
بهینه اجرا
کنند، ترکیب و
ارائه مینماید.
شواهد حاکی از
آن است که دستیابی
به یادگیری بهینه
نیازمند رویکردی
چندوجهی است
که بهینهسازی
برنامه درسی،
اصول طراحی
آموزشی، مدیریت
بار شناختی،
راهبردهای
انگیزشی، و ایجاد
محیطهای یادگیری
جذاب را در بر
میگیرد.
اقدامات
بنیادین در
طراحی آموزشی
اساس تضمین
یادگیری بهینه
در فرآیندهای
نظاممند
طراحی آموزشی
نهفته است که
مداخلات آموزشی
را بر اساس
چارچوبهای
نظری مستقر،
پایهریزی میکند.
سیل و همکاران
(۲۰۱۷) تبیین میکنند
که طراحی
آموزشی، به
عنوان یک رشته
علمی برای
برنامهریزی
و توسعه محیطهای
یادگیری، قصد
دارد کیفیت
آموزش را از
طریق توسعه محیطهای
یادگیری مبتنی
بر نظریههای
مناسب یادگیری
و آموزش تضمین
کند. این درک
بنیادین،
مستلزم چندین
اقدام حیاتی
است. نخست،
دستاندرکاران
باید تحلیل
آموزشی جامعی
برای تعیین
اهداف، توسعه
راهبردهای
آموزشی، و
انجام ارزشیابیها
برای بررسی و
بازنگری مواد
آموزشی انجام
دهند (خلیل و
الخضر، ۲۰۱۶).
این
رویکرد تحلیلی
تضمین میکند
که مداخلات
آموزشی بهطور
هدفمند با نتایج
مطلوب همسو
هستند تا اینکه
بهطور
خودسرانه
اجرا شوند.
علاوه بر این،
فرآیند کامل
طراحی آموزشی
شامل تحلیل نیازها
و اهداف،
توسعه مواد
آموزشی،
اجرا، و ارزشیابی
اثربخشی برای
بهبود یادگیری
است (سیل و همکاران،
۲۰۱۷). براون و گرین
(۲۰۱۹) این فرآیند
را بسط داده و
رویههای کلیدی
شامل تحلیل یادگیرنده،
تحلیل تکلیف،
تحلیل نیازها،
توسعه اهداف و
مقاصد،
سازماندهی
آموزش، توسعه
فعالیتهای
آموزشی، و
سنجش پیشرفت یادگیرنده
را برمیشمارند.
این اقدامات
نظاممند تضمین
میکنند که
آموزش صرفاً
ارائه نمیشود،
بلکه بهطور
عمدی برای تسهیل
یادگیری طراحی
میشود.
تأکید نظری
طراحی آموزشی
بر این نکته
است که نظریههای
طراحی‑آموزشی، پایگاه
دانشی را برای
هدایت عمل
آموزشی در
مورد چگونگی
تسهیل یادگیری
فراهم میکنند
(ریگلوت، ۲۰۱۳).
دستاندرکاران
باید هم از
روشهای پایه
که بهصورت
علمی ثابت شده
است بهطور
مداوم احتمال یادگیری
را افزایش میدهند،
و هم از روشهای
متغیر که بهعنوان
بسترهایی برای
روشهای پایه
عمل میکنند،
استفاده کنند.
این رویکرد
دوگانه اذعان
دارد که در
حالی که اصول
خاصی بهطور جهانی
مؤثر هستند،
کاربرد آنها
باید با موقعیتهای
یادگیری خاص،
زمینهمند
شود.
مدیریت
بار شناختی و
پردازش
اطلاعات
یک اقدام حیاتی
برای تضمین یادگیری
بهینه، مدیریت
بار شناختی
برای همسوسازی
با ظرفیتهای
پردازشی یادگیرندگان
است. نظریه
بار شناختی
رهنمودهای اساسی
برای ارائه
اطلاعات بهگونهای
فراهم میکند
که فعالیتهای
یادگیرنده را
برای بهینهسازی
عملکرد ذهنی
تشویق کند (کیرشنر،
۲۰۰۲). این نظریه
پیشنهاد میکند
که با رمزگذاری
چندین عنصر بهعنوان
یک عنصر در
طرحوارههای
شناختی،
خودکارسازی
قواعد، و بهکارگیری
بیش از یک وجه
ارائه، از
محدودیتهای
حافظه کاری
عبور کنیم. این
اقدامات بهویژه
هنگامی حیاتی
هستند که یادگیرندگان
با تکالیف
شناختی پیچیدهای
مواجهاند که
ممکن است توسط
اطلاعات غرق
شوند.
پاس و
همکاران (۲۰۰۴)
بسط
میدهند که
برای تکالیف
شناختی پیچیده
که یادگیرندگان
توسط اطلاعات
غرق میشوند، یادگیری
بهینه از طریق
کنترل آموزشی
بار شناختی بیشازحد
بالا و مدیریت
آن به سطحی
قابلمدیریتتر،
حاصل میشود.
برعکس، موقعیتهای
یادگیری با نیازمندیهای
پردازشی پایین،
از شرایط تمرینی
که بار شناختی
را افزایش میدهند
و بدینترتیب یادگیرنده
را به چالش میکشند،
بهره میبرند.
این رویکرد
دوطرفه به مدیریت
بار شناختی،
اهمیت تنظیم
شدت آموزشی با
ظرفیت یادگیرنده
را برجسته میسازد.
ون مرینبوئر
و آیرس (۲۰۰۵) جزئیات
بیشتری را
ارائه میدهند
و روشهای
آموزشی را برای
کاهش بار
شناختی ذاتی
مرتبط با مواد
دارای تعامل‑عنصری
بالا شناسایی
میکنند که به
درک بهتر کمک
میکند. بهطور
مهم، آنها تأکید
میکنند که رویکردهای
آموزشی باید
با سطح تخصص یادگیرنده
تنظیم شوند، زیرا
روشهایی که
بار شناختی زایا
را ایجاد میکنند،
برای یادگیرندگان
با تخصص پایین
و بالا متفاوت
است. این اثر
معکوس تخصص،
ضرورت طراحی
آموزشی تطبیقی
را که به صلاحیت
در حال توسعه یادگیرندگان
پاسخ میدهد،
برجسته میسازد.
بهکارگیری
اصول مبتنی بر
شواهد برای
طراحی آموزشی،
مانند آنچه از
نظریه
چندرسانهای
و بار شناختی
مشتق شده است،
به کاهش
پردازش شناختی
زائد و مدیریت
میزان
اطلاعات
ارائهشده به یادگیرنده
کمک میکند
(خلیل و
الخضر، ۲۰۱۶).
این
اقدامات در
مجموع تضمین میکنند
که منابع
شناختی یادگیرندگان
بهسوی یادگیری
معنادار هدایت
میشوند، نه اینکه
صرف پردازشهای
غیرضروری تلف
شوند.
ایجاد محیطهای
یادگیری بهینه
زمینه فیزیکی
و اجتماعی یادگیری
بهطور قابلتوجهی
بر پیامدها
تأثیر میگذارد
و نیازمند
اقدامات عمدی
برای ایجاد محیطهای
یادگیری بهینه
است. شرنوف (۲۰۱۳)
محیطهای
یادگیری بهینه
را بهعنوان
محیطهای
آموزشی با
شواهد تجربی
از درگیرکنندگی
جوانان تعریف
میکند که بهطور
خاص به ویژگیهای
محیطی در بافت
کلاس درس
پرداخته و مدلهای
کل مدرسه و پس
از مدرسه را
توصیف میکند.
این محیطها
شدت تحصیلی و
پاسخ عاطفی
مثبت را ترکیب
میکنند تا یادگیری
را هم بازیگونه
و هم چالشبرانگیز،
هم خودجوش و
هم مهم سازند
(شرنوف و چیکسنتمیهالی،
۲۰۰۹).
ساختاردهی
فعالیتهای یادگیری
برای ترویج
خودمختاری و
ابتکارعمل، و
همچنین تعامل
همتایان و
نظارت
بزرگسالان،
نشاندهنده یک
اقدام کلیدی
در طراحی محیط
است (شرنوف و چیکسنتمیهالی،
۲۰۰۹). این رویکرد
اغلب شامل
ساختاردهی
فعالیتهای یادگیری
بیشتر شبیه به
کلاسهای غیردرسی
و فعالیتهای
غنیسازی پس
از مدرسه است
که ممکن است
از طریق افزایش
خودمختاری و
تعامل اجتماعی
معنادار، درگیری
را ترویج کند.
الگوی مفهومی
برای بهسازی
که توسط شرنوف
(۲۰۱۳) ارائه
شده، بر چگونگی
تداوم درگیری
بالا توسط
معلمان مؤثر،
طراحی فعالیتهای
کلاسی برای بیشینهسازی
انگیزش، و روشهایی
که برنامههای
مدل جدید،
مدارس جایگزین
موفق، و
برنامههای
پس از مدرسه
جذب در یادگیری
را تسهیل میکنند،
متمرکز است.
کلینچیو (۲۰۲۳)
بر
بهینهسازی
برنامه درسی و
منابع تأکید
دارد و به روششناسیهایی
برای بهینهسازی
طراحی برنامه
درسی،
تعاملات معلم‑دانشآموز،
ادغام فناوری،
و تخصیص منابع
برای بهبود پیامدها
میپردازد. این
اقدامات
اذعان دارند
که محیطهای یادگیری
فراتر از فضای
فیزیکی گسترش یافته
و طیف کاملی
از منابع
آموزشی و
تعاملاتی را
در بر میگیرند
که تجربه یادگیری
را شکل میدهند.
مانئا و استان
(۲۰۲۱) همچنین
شناسایی میکنند
که تضمین
عملکرد تحصیلی
شامل عوامل بههمپیوسته
در سطوح فردی
(انگیزش، آگاهی،
تصمیمگیری)،
اجتماعی (میانجیگری)،
و محیط فیزیکی
(سازماندهی،
طراحی) است که
ماهیت بومشناختی
محیطهای یادگیری
را برجسته میسازد.
راهبردهای
انگیزشی و
خودتنظیمی
انگیزه
نشاندهنده یک
بعد حیاتی یادگیری
بهینه است و نیازمند
اقدامات نظاممند
برای تقویت و
تداوم درگیری یادگیرنده
است. پینتریچ (۱۹۹۹)
توضیح
میدهد که یادگیری
بهینه با پذیرش
اهداف تسلط و
اهداف توانایی
نسبی توسط
دانشآموزان
تسهیل میشود
و توسط باورهای
خودکارآمدی
مثبت و ارزش
تکلیف ترویج میگردد.
یادگیری
خودتنظیمشده،
که بهعنوان
راهبردهایی
که دانشآموزان
برای تنظیم
شناخت خود بهکار
میبرند تعریف
میشود، شامل
راهبردهای
شناختی و
فراشناختی و
راهبردهای مدیریت
منابع مورد
استفاده برای
کنترل یادگیری
است. سه دسته
کلی راهبردهای
یادگیری
خودتنظیم—راهبردهای
شناختی یادگیری،
راهبردهای
خودتنظیمی
برای کنترل
شناخت، و
راهبردهای مدیریت
منابع—چارچوبی
برای توسعه
خودمختاری یادگیرنده
فراهم میآورند.
روزیوا (۲۰۲۵)
جزئیات
میدهد که
راهبردهای
آموزشی برای
ترویج مشارکت
دانشآموزان
شامل هدفگذاری،
یادگیری
مشارکتی،
تاکتیکهای
درگیری فعال،
و یادگیری فردیشده
است که همگی
به یک محیط یادگیری
تحریککننده
کمک میکنند.
تکنیکهای
روانشناختی
برای افزایش
اعتمادبهنفس
و انگیزه دانشآموزان
شامل حمایت
عاطفی، توسعه
خودکارآمدی،
و تقویت مثبت
است. علاوه بر
این، ترویج
ذهنیت رشد،
ارائه نقد مفید،
و حفظ یک محیط یادگیری
مثبت، عملکرد
تحصیلی
بلندمدت و
عادات یادگیری
مادامالعمر
را تضمین میکند.
آدیکاری و
همکاران (۲۰۲۵)
اقدامات
عملی مانند ایجاد
رویههای
روشن کلاسی،
تعیین
انتظارات
بالا، ارائه
حمایت اساسی
برای کمک به
دانشآموزان
در دستیابی به
اهداف، و
آموزش فعال
فرآیندهای
درگیر در یادگیری
را شناسایی میکنند.
ترویج
خودمختاری
دانشآموزان،
استفاده از تکنیکهای
یادگیری
خودتنظیمشده،
پذیرش پاسخگویی
در قبال آموزش
خود، و تشویق
روشهای یادگیری
فعال، درگیری
و انگیزش دانشآموزان
را بیشینه میسازد.
شانک و زیمرمن
(۲۰۱۲) بسط میدهند
که یادگیری بهینه
شامل
راهبردها و
رفتارهای
شناختی مانند
پایش،
سازماندهی،
مرور، مدیریت
زمان، و ایجاد
یک محیط کاری
مولد است که
فرآیندهای
انگیزشی شامل
اهداف،
خودکارآمدی،
خودپنداره، و
ارزشها بهعنوان
عوامل حیاتی
برای یادگیری
خودتنظیمشده
عمل میکنند.
شرلی و
هارگریوز (۲۰۲۱)
رویکردهای
عملی شامل تقویت
انگیزش درونی،
ارائه
بازخورد
مثبت، و ایجاد
تجارب «جریان»
در دانشآموزان
را پیشنهاد میکنند،
در حالی که بر
توانمندسازی
دانشآموزان
با دادن صدا
به آنها در
برنامه درسی،
ارزشیابی، شیوههای
یادگیری، و سیاستهایی
که حیات مدرسه
را تعریف میکنند،
تأکید میورزند.
این رویکرد
توانمندسازی
اذعان دارد که
انگیزش پایدار
زمانی پدیدار
میشود که یادگیرندگان
خود را بهعنوان
عاملانی فعال
در سفر آموزشی
خود درک کنند.
شیوههای
تدریس مؤثر و
راهبردهای
آموزشی
کیفیت شیوههای
تدریس بهطور
بنیادین پیامدهای
یادگیری را
شکل میدهد و
نیازمند
اقدامات نظاممند
مبتنی بر
شواهد تجربی
است. فیشر و
همکاران (۲۰۱۷)
تأکید
میکنند که
دستیابی به یادگیری
بهینه از
تقاطع معلم،
دانشآموز، و
محتوا حاصل میشود
که رویکردی
متوازن را شکل
میدهد. اولویتدهی
به تأثیرات،
راهبردها، و
اقداماتی که
اندازه اثر بیشتر
از ۴۰/۰
دارند—که با یادگیری
دانشآموزان
حداقل به میزان
یک سال به ازای
هر سال حضور
در مدرسه
همبستگی
دارد—پیشرفت
را تضمین میکند.
بهطور قابلتوجه،
بهبود شفافیت
معلم—با
دانستن آنچه
باید تدریس
شود، اطلاعرسانی
به دانشآموزان
درباره اهداف یادگیری،
و توافق بر معیارهای
موفقیت—تأثیر
قوی بر یادگیری
دانشآموزان
دارد که با
اندازه اثر ۷۵/۰ تأیید
شده است.
مکسوگا‑گیج و
همکاران (۲۰۱۲)
بر
سه حوزه کلیدی
تدریس مؤثر
متمرکز هستند:
ارائه آموزش
صریح و جذاب
تحصیلی، اجرای
راهبردهای مدیریت
کلاس مبتنی بر
شواهد تجربی،
و ایجاد روابط
با دانشآموزان
و خانوادههای
آنها. معلمان
موفق مؤلفههای
تحصیلی،
رفتاری، و
اجتماعی را
ترکیب میکنند
تا یک محیط
کلاسی
منحصربهفرد
ایجاد کنند که
یادگیری و درگیری
دانشآموزان
را ترویج میکند.
چارچوب
سازماندهی شیوههای
تدریس مؤثر عینی
و راهبردهای
خاص برای ایجاد
و ترویج یک محیط
کلاسی مثبت،
راهنمایی عملی
برای دستاندرکاران
فراهم میآورد.
آنتونتی و
گارور (۲۰۱۵) بر
نیاز به تغییر
عمیق از تمرکز
بر تدریس به
اولویتدهی
به یادگیری
دانشآموز
برای تضمین
شناخت و درگیری
ارزشمند و دقیق
تأکید میکنند.
مدل «نگاه به یادگیری»
که شامل بازدیدهای
کلاسی است،
شرایط تدریس و
یادگیری را
بررسی میکند
تا انتقال از برنامهریزی
آموزشی به
طراحی کار باکیفیت
دانشآموز را
تسهیل کند.
گنجاندن
راهبردها و
ابزارهای عملی،
از جمله آنهایی
که بر اساس
بهترین تفکر
جاری در آموزش
هستند، کلاسها
را بهسوی
تفکر عمیقتر
و کار درگیرکنندهتر
سوق میدهد.
ارزشیابی،
سنجش، و بهبود
مستمر
تضمین یادگیری
بهینه نیازمند
فرآیندهای
ارزشیابی
نظاممند و بهبود
مستمر است. بریگز
(۱۹۹۱) کل فرآیند
طراحی آموزشی،
از ارزیابی نیازها
و تحلیل اهداف
تا توسعه
راهبردهای
آموزشی و ارزشیابی
مناسب، و ارزشیابی
نهایی را پوشش
میدهد. این
رویکرد جامع
تضمین میکند
که مداخلات
آموزشی نه
تنها اجرا میشوند،
بلکه بهطور
نظاممند برای
اثربخشی ارزیابی
میگردند.
براون و گرین (۲۰۱۹)
نیز
بر ارزشیابی
موفقیت طراحی
آموزشی بهعنوان
گامی حیاتی در
فرآیند کلی
طراحی آموزشی
تأکید میکنند.
خلیل و
الخضر (۲۰۱۶) اشاره
میکنند که
تضمین نتایج یادگیری
موفق نیازمند
آن است که
طراحان آموزشی
تحلیل آموزشی
را برای تعیین
اهداف، توسعه
راهبردهای
آموزشی، و
انجام ارزشیابیها
برای بررسی و
بازنگری مواد
انجام دهند. این
فرآیند تکراری
طراحی، اجرا،
ارزشیابی، و
بازنگری،
تعهد به عمل
مبتنی بر
شواهد را تجسم
میبخشد که پیوسته
پیامدهای یادگیری
را بهبود میبخشد.
سیل و
همکاران (۲۰۱۷)
توضیح
میدهند که
مدلهای جدیدتر
طراحی آموزشی
بر اساس اصول
مبتنی بر
پژوهش با هدف
تسهیل و بهینهسازی
یادگیری
شناختی و حل
مسئله پیچیده
عمل میکنند.
این مدلها
ارزشیابی را
بهعنوان
مؤلفهای جداییناپذیر
در خود جای میدهند
و تضمین میکنند
که مداخلات
آموزشی در
پاسخ به شواهد
نوظهور و نیازهای
یادگیرنده
تکامل مییابند.
نتیجهگیری
اقدامات
لازم برای تضمین
یادگیری بهینه،
نشاندهنده یک
نظام یکپارچه
از شیوههای
مبتنی بر علوم
شناختی، طراحی
آموزشی، نظریه
انگیزش، و مدیریت
آموزشی است.
شواهد ترکیبشده
از منابع علمی
متنوع، چندین
الزام بههمپیوسته
را آشکار میسازد.
نخست، فرآیندهای
نظاممند طراحی
آموزشی باید نیازهای
یادگیرنده را
تحلیل کنند،
اهداف روشنی
تعیین نمایند،
و مداخلات
مبتنی بر
شواهد را
توسعه دهند.
دوم، بار
شناختی باید
از طریق اصول
مشتقشده از
نظریه بار
شناختی مدیریت
شود و تضمین
کند که ارائه
اطلاعات به
محدودیتهای
حافظه کاری
احترام میگذارد
و در عین حال
ساخت طرحواره
و خودکارسازی
را ترویج میکند.
سوم، محیطهای
یادگیری باید
بهطور عمدی
طراحی شوند تا
شدت تحصیلی را
با درگیری
عاطفی مثبت
متوازن کنند و
حالتهای جریان
و انگیزش درونی
را تقویت نمایند.
چهارم،
راهبردهای
انگیزشی و
خودتنظیمی باید
بهطور نظاممند
بهکار گرفته
شوند تا
خودمختاری یادگیرنده،
خودکارآمدی،
و آگاهی
فراشناختی را
توسعه دهند.
پنجم، شیوههای
تدریس باید بر
راهبردهای
مبتنی بر
شواهد با
اندازه اثر
اثباتشده
اولویت
بگذارند و بر
شفافیت معلم،
ایجاد رابطه،
و آموزش صریح
تأکید کنند.
در نهایت، فرآیندهای
ارزشیابی و
بهبود مستمر
باید تضمین
کنند که
مداخلات
آموزشی مؤثر
باقی میمانند
و به نیازهای
در حال تکامل
پاسخ میدهند.
این
اقدامات در
مجموع نشاندهنده
یک رویکرد
جامع برای بهینهسازی
آموزشی است که
فراتر از هر
مداخله یا چشمانداز
نظری منفردی
عمل میکند.
ادغام ابعاد
شناختی، انگیزشی،
محیطی، و
آموزشی تضمین
میکند که یادگیری
در سطوح متعدد
تجربه آموزشی
پشتیبانی میشود.
همانطور که
شرلی و هارگریوز
(۲۰۲۱) مشاهده میکنند،
پرداختن به
آنچه که درگیری
بهینه را مختل
میکند و
برداشتن
موانع، به
اندازه اجرای
راهبردهای
مثبت اهمیت
دارد. شواهد
ارائهشده در
این تحلیل
نشان میدهد
که یادگیری بهینه
نه از طریق هیچ
اقدام منفردی،
بلکه از طریق
هماهنگی نظاممند
و عمدی چندین
شیوه مبتنی بر
شواهد حاصل میشود
که با هم شرایطی
را برای یادگیری
عمیق، پایدار،
و معنادار
فراهم میآورند.
منابع
|
Adhikari, N. P., Budhathoki, J. K., & Adhikari, S. (2025).
Student motivation in the classroom: Practical techniques and strategies. Cognition,
8(1), 1-15. Antonetti, J. V., & Garver, J. R. (2015). 17,000 classroom
visits can't be wrong: Strategies that engage students, promote active
learning, and boost achievement. ASCD. Briggs, L. J. (1991). Instructional design: Principles and
applications. Educational Technology Publications. Brown, A. H., & Green, T. D. (2019). The essentials of
instructional design: Connecting fundamental principles with process and
practice (4th ed.). Routledge. Clinciu, R. A. (2023). Optimizing educational management:
Strategies for effective learning environments and academic excellence. Journal
of Educational Sciences, Psychology, Mentality, Education, Novelty. Section
Social Sciences, 11(2), 45-62. Fisher, D., Frey, N., Quaglia, R. J., Smith, D., & Lande, L.
L. (2017). Engagement by design: Creating learning environments where
students thrive. Corwin Press. Khalil, M. K., & Elkhider, I. A. (2016). Applying learning
theories and instructional design models for effective instruction. Advances
in Physiology Education, 40(2), 147-156. Kirschner, P. A. (2002). Cognitive load theory: Implications of
cognitive load theory on the design of learning. Learning and Instruction,
12(1), 1-10. MacSuga-Gage, A. S., Simonsen, B., & Briere, D. E. (2012).
Effective teaching practices: Effective teaching practices that promote a
positive classroom environment. Beyond Behavior, 22(1), 14-22. Manea, A. D., & Stan, C. (2021). Optimization of
learning-inclusive and innovating strategies. Astra Salvensis, 9(1), 127-142. Paas, F., Renkl, A., & Sweller, J. (2004). Cognitive load
theory: Instructional implications of the interaction between information
structures and cognitive architecture. Instructional Science, 32(1-2), 1-8. Pintrich, P. R. (1999). The role of motivation in promoting and
sustaining self-regulated learning. International Journal of Educational
Research, 31(6), 459-470. Reigeluth, C. M. (Ed.). (2013). Instructional-design theories
and models: A new paradigm of instructional theory (Vol. 2). Routledge. Ruziyevna, M. M. (2025). Pedagogical and psychological methods
for developing students' motivation for learning. Spanish Journal of
Innovation and Integrity, 38, 128-136. Schunk, D. H., & Zimmerman, B. J. (Eds.). (2012). Motivation
and self-regulated learning: Theory, research, and applications. Routledge. Seel, N. M., Lehmann, T., Blumschein, P., & Podolskiy, O. A.
(2017). Instructional design for learning: Theoretical foundations. Sense
Publishers. Shernoff, D. J. (2013). Optimal learning environments to promote
student engagement. Springer. Shernoff, D. J., & Csikszentmihalyi, M. (2009). Flow in
schools: Cultivating engaged learners and optimal learning environments. In
R. Gilman, E. S. Huebner, & M. J. Furlong (Eds.), Handbook of positive
psychology in schools (pp. 131-145). Routledge. Shirley, D., & Hargreaves, A. (2021). Five paths of student
engagement: Blazing the trail to learning and success. Solution Tree Press. Van Merrienboer, J. J. G., & Ayres, P. (2005). Research on
cognitive load theory and its design implications for e-learning. Educational
Technology Research and Development, 53(3), 5-13. |
مجله
اینترنتی
روان تنظیم
Online
Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی
روانشناسی
تربیتی
شناختی
مدیر
مسئول: محمود
دلیر عبدی نیا
روانشناس
تربیتی با
دیدگاه
شناختی
دانش
آموخته دانشگاه
تهران
اولین
مربی شناختی
در ایران
لطفا نظرات
و پیشنهادات
خود را از
طریق بخش نظرات
مجله
اینترنتی روان
تنظیم و یا از
طریق ایمیل
برای ما ارسال
کنید.
استفاده از
مطالب ارائه
شده در این
پایگاه، صرفا
با ذکر منبع
آزاد می باشد.
عنوان
|
هدف
|
پلتفرم
|
مجله
اینترنتی
روان تنظیم
(تخصصی)
|
پژوهشی-نظریه
پردازی
|
بلاگ
اسکای
|
اندیشکده
روان تنظیم
|
ایده
پردازی
|
ویرگول
|
مجله
اینترنتی
یادگیری و
آموزش (روان
تنظیم)
|
یادگیری
و آموزش
|
رز
بلاگ
|
مجله
اینترنتی
خلاقیت (روان
تنظیم)
|
خلاقیت
|
رز
بلاگ
|
|
مجله کسب
و کار روان
تنظیم |
کسب و
کار |
بلاگیکس |
|
مجله
اینترنتی
آموزش و
پرورش مدرن |
کاربردی-پرورشی |
بلاگفا |
|
عمومی
روانشناسی و
توسعه فردی |
بلاگ
اسکای |
|
|
لینکدین |
|
|
============================