مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

تأمل و اقدام پژوهی

اولین مربی شناختی در ایران

======================================

یکشنبه - 21 تیر 1405

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

تأمل و اقدام پژوهی

 

استفاده از تأمل (بازاندیشی) به عنوان ابزاری برای پشتیبانی و توسعهٔ عمل، به طور فزایندهای در حوزه های آموزش، مراقبتهای بهداشتی و علوم اجتماعی مورد شناسایی قرار می گیرد. از تأمل برای ایجاد عمق در دانش و معنا استفاده می شود، هم برای خود فرد و هم برای کسانی که بر روی آنها عمل می شود. همگام با کاربرد تأمل، استفادهٔ گسترده از پژوهش عملی (اقدام پژوهی) نیز جریان دارد که برخی آن را راهی برای بررسی انسانها از منظر فلسفی می دانند؛ رویکردی که در آن به اشتراک گذاری در بسترهای حمایتگر متقابل صورت می گیرد. در نتیجه، بسیاری از دانشگاهیان و متخصصان بر این باورند که بدون در نظر گرفتن تأمل فلسفی، نمی توان روش شناسی اقدام پژوهی را بهبود بخشید.

دو محور کلیدی: 

۱. تأمل (بازاندیشی) به عنوان ابزاری ضروری برای تعمیق دانش و بهبود عملکرد در حوزه های انسانی (آموزش، سلامت و علوم اجتماعی) شناخته شده است. 

۲. اقدام پژوهی که در کنار تأمل به کار می رود، نه تنها یک روش تحقیق، بلکه رویکردی فلسفی به مطالعهٔ انسانهاست که در محیطی مشارکتی و حمایتگر شکل می گیرد. 

نتیجهٔ: هرگونه بهبود در روش شناسی اقدام پژوهی، مستلزم توجه به تأمل فلسفی است.

۱. دوگانگی «عمل» و «تفکر» (تأمل) 

تأمل صرفاً یک فعالیت ذهنی منفعل نیست، بلکه فرایندی فعال برای «ساخت معنا» و «تولید دانش» است. این تأمل هم به نفع خودِ فرد (توسعهٔ شخصی) و هم به نفع مخاطبان (بهبود خدمات) عمل می کند. در واقع، تأمل حلقهٔ واسط بین تجربهٔ عملی و یادگیری نظری است.

۲. اقدام پژوهی به مثابهٔ یک پارادایم فلسفی 

   - برخلاف رویکردهای اثبات گرایانه که به دنبال کشف حقایق عینی و مستقل از انسان هستند، اقدام پژوهی به عنوان رویکردی تفسیری-انتقادی معرفی میشود که: 

     - بر مشارکت و هم آفرینی دانش تأکید دارد. 

     - در بستر روابط حمایتگر متقابل شکل میگیرد (که یادآور مفاهیمی مانند «جامعهٔ عملی» یا «یادگیری مشارکتی» است). 

     - هدف آن صرفاً حل مسئله نیست، بلکه تغییر و توانمندسازی انسانهاست.

۳. پیوند ناگسستنی تأمل و اقدام پژوهی 

بدون تأمل فلسفی، بهبود روش شناسی اقدام پژوهی ممکن نیست.

اقدام پژوهی بدون پشتوانهٔ تأمل، به مجموعه ای از تکنیکهای سطحی تبدیل میشود. 

تأمل فلسفی (که دربرگیرندهٔ پرسش از مفروضات، ارزشها و اهداف است) به اقدام پژوهی عمق اخلاقی، معرفت شناختی و روش شناختی می بخشد. 

   - به عبارت دیگر، تأمل، «موتور محرکه» و «چشم انداز انتقادی» اقدام پژوهی است.

۴. ابعاد چندگانهٔ تأمل 

   سه سطح تأمل: 

     - تأمل در عمل (حین انجام کار) 

     - تأمل بر عمل (پس از انجام کار) 

     - تأمل فلسفی (که فراتر از موقعیتهای خاص رفته و به بنیادهای معرفتی و وجودی عمل میپردازد)

۵. کاربرد میان رشته ای 

   - سه حوزهٔ آموزش، سلامت و علوم اجتماعی نشان میدهد که این رویکرد، محدود به یک رشته نیست و از قابلیت تعمیم پذیری مفهومی برخوردار است. این نشان از اهمیت «پارادایم بازاندیشانه» در همهٔ حرفه های یاریگرانه دارد.

در یک جمله: تأمل نه یک فعالیت حاشیه ای، بلکه هستهٔ مرکزی هرگونه پژوهش عملی و انسان محور معرفی میکند که بدون آن، اقدام پژوهی به ابزاری بیجان و فاقد بینش انتقادی تبدیل میشود.

پل مکینتاش استدلال میکند که عمل تأملی (بازاندیشی) و اقدام پژوهی در صورت عدم استفاده از رویکردهای خلاقانه و تازه، ممکن است به کاربردهایی مکانیکی و قالبی تبدیل شوند. در کشمکش میان استفاده از «عمل مبتنی بر شواهد» که بر پایهٔ پژوهشهای «عینی» و محکم استوار است، از یکسو، و «تأمل» که با «ذهنیت» و ادراک شخصی همراه است از سوی دیگر، خودِ تأمل، نوعی پژوهش است. مکینتاش با به کارگیری رویکردهای خلاقانه و بصری نوین، شیوع و کارآمدی هر دو حوزهٔ اقدام پژوهی و تأمل را افزایش می دهد.

دو ادعای بنیادین: 

۱. تأمل، خود نوعی پژوهش معتبر است، نه صرفاً یک فعالیت جانبی یا ذهنی. 

۲. برای رهایی از قالبی شدن، باید از روشهای خلاقانه و بصری (مانند نقاشی، نقشهٔ ذهنی، داستانسرایی تصویری و...) استفاده کرد تا هم عینیت پژوهشهای مبتنی بر شواهد و هم ذهنیت تأمل، در کنار هم به کار گرفته شوند.

لایه های تازه مفهوم تأمل و اقدام پژوهی

۱. هشدار دربارهٔ «مکانیکی شدن»

وقتی تأمل و اقدام پژوهی به صورت تکراری و بدون نوآوری انجام شوند، به مرور زمان به ابزاری تشریفاتی تبدیل میشوند که تنها ظاهر کار را حفظ می کنند، اما روح انتقادی و تحول آفرین خود را از دست میدهند.

- این هشدار، یادآور مفهوم «روالزدگی در حرفه های یاریگرانه» است که در آن، متخصصان به جای تفکر عمیق، به سراغ الگوهای از پیش آماده میروند.

۲. کشمکش میان عینیت و ذهنیت

  - عمل مبتنی بر شواهد (Evidence-Based Practice): برگرفته از پژوهشهای کمّی، آزمایشگاهی و آماری که ادعای عینیت و تعمیم پذیری دارند.

  - تأمل (Reflection): مبتنی بر تجربهٔ زیسته، ادراک شخصی و تفسیر فردی که جنبهٔ ذهنی و زمینهمدار دارد.

- مکینتاش به جای انتخاب یکی از این دو، به دنبال آشتی و تلفیق آنهاست و معتقد است تأمل میتواند در کنار شواهد عینی، به عنوان یک منبع پژوهشی مشروع قرار گیرد.

#### ۳. تأمل، خود پژوهش است

- این جمله، سه پیامد مهم دارد:

  - معرفتی (شناختی): تأمل صرفاً «نظریه پردازی شخصی» نیست، بلکه فرایندی نظام مند برای کشف معنا و تولید دانش جدید است.

  - روش شناختی: اگر تأمل پژوهش است، پس باید معیارهای کیفیت (مانند درستی، اعتبار و شفافیت) را برای آن تعریف کرد، هرچند این معیارها با پژوهشهای کمی تفاوت دارند.

  - حرفه ای: به متخصصان (معلمان، پزشکان، مددکاران اجتماعی) مشروعیت میدهد تا تجربیات خود را بعنوان منبعی معتبر برای بهبود عمل در نظر بگیرند.

۴. نقش «رویکردهای خلاقانه و بصری» در حل کشمکش

- برای فرار از مکانیکی شدن و نیز برای پیوند عینیت و ذهنیت، باید از ابزارهای غیرکلامی و هنری استفاده کرد، زیرا:

  - رویکردهای بصری (مانند نقاشی، کلاژ، عکاسی، فیلم، نقشهٔ مفهومی) میتوانند لایه هایی از واقعیت را نشان دهند که در کلمات نمی گنجند.

  - خلاقیت، فرد را از چارچوبهای ذهنی تکراری خارج کرده و امکان دیدن تازهٔ مسئله را فراهم میکند.

  - این رویکردها، هم به مستندسازی «شواهد عینی» (از طریق تصاویر) کمک می کنند و هم به بیان «ادراک ذهنی» (از طریق تفسیر شخصی از تصاویر).

۵. افزایش «شیوع» و «کارآمدی»

- شیوع (prevalence): یعنی ترویج استفاده از تأمل و اقدام پژوهی در میان حرفه مندان بیشتری.

- کارآمدی (effectiveness): یعنی بهبود کیفیت و تأثیر واقعی این روشها در عمل.

- نکتهٔ ظریف این است که بدون خلاقیت، افزایش شیوع به معنی گسترش یک روش مکانیکی و بی کیفیت خواهد بود؛ بنابراین خلاقیت، شرط لازم برای هر دو هدف است.

مکینتاش با پل زدن میان شواهد عینی و تأمل ذهنی، و با بهره گیری از ابزارهای هنری و بصری، تلاش میکند تأمل را از حاشیه ای شخصی به هسته ای پژوهشی ارتقا دهد و اقدام پژوهی را از جمود روشی نجات بخشد؛ به گونه ای که هم «علمی» باشد و هم «انسانی».

رویکردهای خلاقانه

رویکردهای خلاقانه را میتوان به گونه ای مؤثر در مسیرهای بازاندیشانهٔ انتقادی به کار گرفت و بدین ترتیب، سبکی نوین از اقدام پژوهی پدید آورد که هم نوآورانه است و هم از پشتوانهٔ نظری مستحکم برخوردار. رویکرد حاصل از این کار، پژوهش مبتنی بر شواهد را در حوزه های آموزش، مراقبتهای بهداشتی و سایر علوم اجتماعی بهبود می بخشد تا ادراک و فهم ما از رویدادها، هویت و خود ارتقا یابد.

۱. تلفیق خلاقیت با بازاندیشی انتقادی، گونهٔ تازه ای از اقدام پژوهی می آفریند که هم خلاق است و هم نظریه مند. 

۲. این رویکرد نوین، نه تنها پژوهش مبتنی بر شواهد را تقویت میکند، بلکه به درک عمیق تر از هویت، خود و رویدادها می انجامد. 

۳. این چارچوب، مخاطبان گسترده ای از دانشجو تا پژوهشگر حرفه ای را در بر میگیرد و کاربرد میان رشته ای دارد.

واکاوی چند لایهٔ مفهومی کلیدی:

۱. «بازاندیشی انتقادی» به مثابهٔ بستر خلاقیت

- مکینتاش خلاقیت را بعنوان یک فعالیت خودسرانه یا صرفاً هنری مطرح نمی کند؛ بلکه آن را در چارچوب بازاندیشی انتقادی قرار میدهد. 

- بازاندیشی انتقادی یعنی پرسش از مفروضات بنیادین، قدرت، ایدئولوژی و سوگیریهای شخصی و نهادی. بنابراین، خلاقیت در اینجا نه برای تزئین، که برای دیدن نادیده ها و گفتن ناگفته ها بکار میرود. 

- ترکیب «خلاقیت + نقد» یعنی هنر و تخیل در خدمت رهایی بخشی و آگاهی بخشی قرار میگیرند، نه صرفاً زیبایی شناسی.

۲. سبک نوین اقدام پژوهی: «نوآوری» و «استحکام نظری» در کنار هم

- یکی از مهمترین انتقادات به اقدام پژوهی آن را «غیرعلمی» یا «فاقد مبانی نظری» میداند. 

- مکینتاش نشان میدهد که اقدام پژوهی خلاقانه، به شرط آنکه با نظریه های انتقادی (مانند نظریهٔ پدیدارشناسی، هرمنوتیک یا نظریهٔ اجتماعی-فرهنگی) گره بخورد، هم نوآورانه است (چون از روشهای مرسوم فاصله می گیرد) و هم از لحاظ نظری استوار (چون مبانی معرفت شناختی و روش شناختی مشخصی دارد). 

- این دوگانه، تقابل سنتی «خلاقیت در برابر دقت علمی» را برهم میزند.

۳. بهبود پژوهش مبتنی بر شواهد با افزودن لایه های ادراکی

- پژوهش مبتنی بر شواهد معمولاً بر داده های کمّی و مشاهدات بیرونی متمرکز است. اما مکینتاش معتقد است که ادراک انسانی (که شامل شهود، احساس، تفسیر و بینش است) نیز باید بعنوان شواهدی معتبر وارد پژوهش شود. 

- با رویکرد خلاقانه-بازاندیشانه، «شواهد» دیگر صرفاً عدد و آمار نیست، بلکه شامل تصاویر، روایتها، استعاره ها و بازنمایی های حسی از رویدادها نیز میشود. این امر، درک ما را از سه مقولهٔ بنیادین متحول میکند: 

  - رویدادها (Events): دیگر صرفاً وقایع عینی، بلکه رویدادهایی که توسط افراد معنا مییابند. 

  - هویت (Identity): چگونه افراد خود را در بستر عمل و تعاملات میسازند و بازمیسازند. 

  - خود (Self): لایه های درونیتر وجودی که از طریق تأمل خلاقانه نمایان میشوند (مانند ترسها، آرزوها، ارزشها و تناقضات درونی).

۴. مخاطب شناسی و کاربرد میان رشته ای

- اشاره به «دانشجویان کارشناسی و تحصیلات تکمیلی» و «پژوهشگران آموزشی و اجتماعی» نشان میدهد که این رویکرد، نه یک نظریهٔ نخبه گرا، بلکه روشی آموزش پذیر و فراگیر است. 

- کاربرد «طیف گسترده ای از رشته ها» بر میان رشته ای بودن تأکید دارد؛ یعنی این روش در روانشناسی، جامعه شناسی، مطالعات آموزشی، پرستاری، مددکاری اجتماعی، مدیریت آموزشی و حتی هنر درمانی کاربرد دارد. 

- این گستردگی، نشان از قابلیت ترجمه پذیری مفهومی دارد، یعنی اصول آن را میتوان به حوزه های مختلف تعمیم داد بدون آنکه دچار تحریف شود.

سیر استدلالی سهگانه:

* شناسایی جایگاه تأمل و اقدام پژوهی به عنوان ابزارهای ضروری

* نقد مکانیکی شدن و ارائهٔ راهکار خلاقیت و تصویرسازی برای پیوند عینیت و ذهنیت

* اعلام نتیجه: رویکرد خلاقانه-انتقادی به سبکی نوین از اقدام پژوهی می انجامد که هم علمی و هم انسانی است و درک ما از خود، هویت و رویدادها را دگرگون میکند.

جمع بندی نهایی

اقدام پژوهیِ خلاقانه و منتقدانه، پلی است میان هنر و علم، ذهن و عین، خود و دیگری، که نه تنها پژوهش را غنی تر می کند، بلکه به انسانها کمک میکند تا خود و جهان را عمیق تر، شفافتر و دگرگون کننده تر درک کنند.

 

 

McIntosh, P. (2010). Action research and reflective practice: Creative and visual methods to facilitate reflection and learning. Routledge.

 

پل مکینتاش پیشینه‌ای عملی در حوزهٔ مراقبت‌های بهداشتی و اجتماعی، به‌ویژه در زمینهٔ ناتوانی‌های یادگیری (learning disabilities) دارد و تجربهٔ گسترده‌ای در آموزش عالیِ حرفه‌مندان این حوزه‌ها کسب کرده است. او در زمان انتشار کتاب، به‌عنوان پژوهشگر (Research Fellow) در دانشگاه کوئین مری لندن (Queen Mary, University of London) مشغول به فعالیت بوده است . این پیشینهٔ عملی و آکادمیک، نشان‌دهندهٔ رویکردی کاربردی و مبتنی بر تجربه در آثار اوست.

 

کتاب او با عنوان کامل

Action Research and Reflective Practice: Creative and Visual Methods to Facilitate Reflection and Learning

در سال ۲۰۱۰ توسط انتشارات راتلج (Routledge) منتشر شده است . این کتاب در ۲۰۸ صفحه و شامل ۲۱ تصویر، به بررسی روش‌های خلاقانه و بصری برای تقویت تأمل و یادگیری می‌پردازد .

ساختار کتاب این کتاب در دو بخش اصلی سازماندهی شده است که مسیر استدلالی مکینتاش را به‌خوبی نشان می‌دهد :

  بخش ۱  

از عمل مبتنی بر شواهد تا پژوهشگرِ خود

From evidence-based practice to researcher of the self

فصل ۱: تنش در عمل مبتنی بر شواهد و عمل تأملی

فصل ۲: رابطهٔ بین تأمل و اقدام‌پژوهی

فصل ۳: مروری بر نظریه‌های خودآگاه و ناخودآگاه

 بخش ۲  خلاقیت و پژوهشگر-عمل‌کننده

Creativity and the practitioner-researcher

فصل ۴: منظور از خلاقیت چیست؟

فصل ۵: استفاده از استعاره و نمادگرایی به‌عنوان تحلیل

فصل ۶: امکانات بی‌پایانِ دانستن و دگرگونی

فصل ۷: اندیشه‌های پایانی؛ پیوندها با اقدام‌پژوهی و خلاقیت انتقادی

این ساختار نشان می‌دهد که کتاب چگونه از شناسایی یک مسئله آغاز می‌شود، به ارائهٔ چارچوبی نظری می‌پردازد و در نهایت، راهکارهای عملیِ خلاقانه را پیشنهاد می‌کند.

 

خلاصه این رویکرد

   نقد رویکردهای مکانیکی: مکاینتاش هشدار می‌دهد که عمل تأملی و اقدام‌پژوهی در صورت عدم استفاده از رویکردهای خلاقانه، به فرایندهای مکانیکی و قالبی تبدیل می‌شوند.

   پل زدن بر شکاف عینیت و ذهنیت: کتاب به کاوش در تنش میان عمل مبتنی بر شواهد (که بر پژوهش‌های به‌ظاهر عینی استوار است) و تأمل (که با ذهنیت و ادراک شخصی گره خورده) می‌پردازد.

   ادعای اصلی (تأمل، خود پژوهش است): استدلال کلیدی مکینتاش این است که تأمل، خود به‌تنهایی نوعی پژوهش معتبر و مشروع به‌شمار می‌آید.

   ارائهٔ روش‌های خلاقانه: کتاب با به‌کارگیری رویکردهای نوینِ خلاقانه و بصری (مانند استعاره و نمادگرایی)، به دنبال افزایش کارایی و شیوع اقدام‌پژوهی و تأمل است .

   در نهایت، کتاب نشان می‌دهد که این رویکرد خلاقانه و بازاندیشانهٔ انتقادی، سبک جدیدی از اقدام‌پژوهی را خلق می‌کند که هم نوآورانه و هم از لحاظ نظری مستحکم است و به درک عمیق‌تری از رویدادها، هویت و خود منجر می‌شود.

 

مجله اینترنتی روان تنظیم

Online Journal of Ravantanzim

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا

روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی

دانش آموخته دانشگاه تهران

اولین مربی شناختی در ایران

لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.

استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.

 

مجموعه انتشاراتی روان تنظیم

عنوان

هدف

پلتفرم

مجله اینترنتی روان تنظیم (تخصصی)

پژوهشی-نظریه پردازی

بلاگ اسکای

اندیشکده روان تنظیم

ایده پردازی

ویرگول

مجله اینترنتی یادگیری و آموزش (روان تنظیم)

یادگیری و آموزش

رز بلاگ

مجله اینترنتی خلاقیت (روان تنظیم)

خلاقیت

رز بلاگ

مجله کسب و کار روان تنظیم

کسب و کار

بلاگیکس

مجله اینترنتی آموزش و پرورش مدرن

کاربردی-پرورشی

بلاگفا

 

============================