اولین
مربی شناختی
در ایران
======================================
شنبه
- 20 تیر 1405
مجله
اینترنتی
روان تنظیم
مجله
تخصصی
روانشناسی
تربیتی شناختی
نظریهٔ
خودتعیینگری
جنبش
علمی و تغییر
دهنده
پارادایم
نظریهٔ
خودتعیینگری
با نقد رویکردهای
سنتی که بر
کنترل بیرونی
انگیزش تأکید
دارند، بر درک
فرایندهای
درونی،
خودسامانی و
تجربهٔ زیستهٔ
انگیزش انسان
متمرکز است و
بهجای
کنترل، به
دنبال شناسایی
عواملی است که
انرژی و جهتگیری
طبیعی رفتار
را تقویت یا
تضعیف میکنند.
این
ایده نشاندهندهٔ
یک گذار
پارادایمی از
روانشناسی
رفتارگرایانه
و شناختی‑کنترلی
به رویکردی
انسانگرا و
خود‑مختارانه
در انگیزش
است. با تأکید
بر «طراحی
کارکردی از
درون» و
«تجربه» به جای
«دستکاری بیرونی»،
بر عاملیت،
خود‑تنظیمی
و نیازهای
روانشناختی
بنیادین
(مانند
خودمختاری،
شایستگی و
ارتباط) دلالت
می شود. نکتهٔ
کلیدی این است
که این نگاه
نه فقط توصیفی،
بلکه هنجاری نیز
هست؛ یعنی علمی
که به جای
پرسش از
«چگونه میتوان
کنترل کرد»،
پرسش از «چه چیزی
شکوفایی طبیعی
را ممکن میسازد»
را دنبال میکند.
همچنین، این ایده
به نقد قدرت و
سوگیری در
پژوهشهای
انگیزشی میپردازد
و بر اهمیت
بافتارهای
حمایتگر (نه
کنترلی) در تغییر
رفتار تأکید میگذارد.
۱. چرخش کوپرنیکی
- نکتهٔ
ظریف: کوپرنیک
نه یک «تغییر
ساده»، بلکه
«واژگونی
مرجع» ایجاد
کرد (مرکز
جهان از زمین
به خورشید). به
همان گونه،
مرجع انگیزش
را نباید «محیط
کنترلی» (بیرون)
دانست، بلکه
«عامل درونی»
(خودِ ارگانیسم)
باید مرجع
باشد.
باید
به دنبال انقلاب
هستیشناختی
در تعریف
«انسان» بود؛
نه اصلاح یک
نظریه، بلکه
تغییر نگاه به
چیستیِ کنشگری
انسان.
۲. نقد روششناختی
و بالینی
جایگاه
نقد فقط نظری
نیست، بلکه
مبتنی بر
تجربهٔ شکست
در کار بالینی
است. رویکردهای
کنترلی (مثلاً
شرطیسازی یا
بازسازی
شناختی) ممکن
است در آزمایشگاه
جواب دهند،
اما در اتاق
درمان باعث
مقاومت، ازخودبیگانگی
یا عود میشوند.
انتقاد از دستکاریهای
شناختی یعنی
حتی رویکردهای
بهظاهر
انسانمحور
(مثل درمان
شناختی-رفتاری)
را هم در
صورتِ کنترلی
بودن، زیر
سوال میبرند.
۳. تقابل «یادگیری
طبیعی» در
برابر «تغییر
تحمیلی»
موجودات
زنده «طبیعی» یاد
میگیرند،
رشد میکنند و
خود را سامان
میدهند. نظریهٔ
ارگانیسمی در SDT معتقد
است انسانها
دارای «گرایشهای
رشد فطری»
هستند (مشابه
رویکرد
راجرز).
بنابراین، تغییر
واقعی زمانی
رخ میدهد که
محیط امکان دهنده
(نه تعیینکننده)
باشد.
- نکتهٔ
پنهان فرض
انسانشناختی
خوشبینانه
است که با نظریههای
تکاملی یا
روانکاوی (که
بر تعارض یا
غرایز بنیادین
تأکید دارند)
در تناقض قرار
میگیرد.
۴. سه وجه از
انگیزش درونی
طراحی
کارکردی
یعنی
انگیزش یک
«ساختار
هدفمند» درونی
دارد، نه
تصادفی یا
صرفاً واکنشی.
این با نظریهٔ
انتخاب هدف (Goal-setting) همخوانی
دارد اما بر
خودمختاری
تأکید میکند.
تجربهٔ
زیسته
تفاوت
میان «انگیزش
بروننگر» (که
فرد آن را حس میکند)
و «دروننگر»
در اینجاست. SDT میگوید کیفیت
تجربه (مثلاً
لذت، معنا،
اصالت) از کمیت
آن مهمتر
است.
نیروهای
سهگانه
(تسهیل،
انحراف، تضعیف)
اینجا
اشاره به نیازهای
بنیادین روانشناختی
(خودمختاری،
شایستگی،
ارتباط) دارد.
هر نیروی محیطی
که این سه را
نقض کند، انگیزه
را «تضعیف» یا
«منحرف» میکند،
نه فقط کاهش میدهد
(مثلاً از انگیزهٔ
درونی به بیرونی
تغییر جهت میدهد.
۵. نقد قدرت و
سیاست در علم
- رویکرد
سنتی (کنترلی):
تمرکز بر شرطیسازی
بیرونی،
پاداشها،
تنبیهها و
دستکاریهای
شناختی برای
تغییر رفتار
- رویکرد
نظریه خودتعیینگری
(ارگانیسمی):
تمرکز بر ظرفیتهای
طبیعی ارگانیسم
برای یادگیری،
رشد و
خودسازماندهی
علومِ
کنترلی
معمولاً در
خدمت نهادهای
قدرت (مدارس،
سازمانها،
ارتش، بازار
کار) هستند که
به دنبال «پیشبینی
و کنترل»
رفتارند. SDT با این رویکرد،
علم را به سمت توانمندسازی
(نه اطاعتپذیری)
سوق میدهد. این
یک موضعِ رهاییبخش
در روانشناسی
است.
۶. چالش
«چگونه» در
برابر «چه»
این
به معنای تغییر
سؤال پژوهشی
است:
-
علمِ کنترل میپرسد:
«چه پاداشی
باعث افزایش
تکرار رفتار میشود؟»
- SDT میپرسد:
«زیر چه شرایطی
فرد رفتار را
مال خود میداند
و با اشتیاق
دنبال میکند؟»
- این تغییر
سؤال، روششناسی
را از آزمایشهای
شرطیسازی به
سمت پدیدارشناسی،
مصاحبههای کیفی
و مطالعات طولی
سوق میدهد.
۷. تناقضهای
درونیِ SDT (نگاه
نقادانه)
- تناقض اول:
اگر انگیزه
«طراحی شده»
است (یعنی
ساختار دارد)،
آیا این خود
نوعی «جبر
درونی» نیست؟ SDT پاسخ میدهد:
طراحی، به
معنای
«انعطافپذیری
موقعیتی»
است، نه جبر.
- تناقض دوم:
تأکید بر «طبیعی
بودن» میتواند
به طبیعتگرایی
سادهانگارانه
منجر شود (هر چیزی
طبیعی، خوب
است). درحالی
که SDT
بعدها با
مفهوم
«خودتنظیمی یکپارچه»
نشان میدهد
که حتی انگیزههای
درونی نیز نیاز
به بازاندیشی
انتقادی
دارند.
- تناقض سوم:
نقد کنترل بیرونی،
اما SDT خود
از مفاهیمی
مانند «حمایت
از خودمختاری»
استفاده میکند
که میتواند
بهعنوان
«کنترل نرم»
تفسیر شود (یعنی
محیطهایی که
بهظاهر حمایتگرند
اما در واقع
هدایتگر
پنهان دارند).
جمعبندی:
- SDT انسان
را موجودی
خودسامان و
فعال معرفی میکند،
نه منفعل و
واکنشپذیر.
- علم را از
نقش «ابزار
کنترل» به
«تسهیلگر
شکوفایی» تغییر
میدهد.
- با ایجاد
چرخش کوپرنیکی،
مسئولیت را از
محیط به فرد و
سپس به تعامل
فرد-محیط
منتقل میکند.
- اما در عین
حال، نیازمند
مراقبت از دامهای
طبیعتگرایی
و کنترلهای
پنهان در پوشش
حمایت است.
بنیانگذاران
نظریهٔ خودتعیینگری،
با نقد رویکردهای
رایج در روانشناسی
انگیزش که بر
کنترل بیرونی
رفتار تأکید
دارند، رویکردی
معکوس در پیش
میگیرند.
آنها معتقدند
علم انگیزش باید
بهجای جستجوی
روشهای
کنترل بیرونی،
بر درک فرایندهای
درونیِ
خودانگیختگی،
رشد طبیعی و
عواملی که این
جریان درونی
را تقویت یا
تضعیف میکنند،
متمرکز شود.
این
تمایز نشاندهنده
یک گذار هستیشناختی
در نگاه به
انسان است: از
موجودی منفعل
که نیاز به
کنترل دارد،
به موجودی
فعال که دارای
گرایشهای
رشدی ذاتی
است.
- نیازهای
بنیادین مطرح
در نظریه
خودتعیینگری،
فرافرهنگی
هستند
- کاربردهای
نظریه در
بافتارهای
مختلف، غنای
مفهومی آن را
افزایش داده
است
- نظریه
خودتعیینگری
از یک چارچوب
غربی به
پارادایمی
جهانی تبدیل
شده است
ویژگیهای
معرفتشناختی
نظریه خودتعیینگری
- نظریهای
پویا و در حال
رشد که نشان
از رویکرد فرایندی
به دانش دارد
- پژوهشمحوری:
تأکید بر
شواهد تجربی،
پژوهشهای
مداخلهای و
کاربردهای میدانی
- توسعهپذیری
مفهومی: گسترش
نظریه به حوزههای
جدید (هیجان،
تنظیم هیجان،
روابط، یادگیری،
عصبشناسی)
بُعد
انسانی و عاطفی
روابط
شخصی، دوستیها،
خانواده و
همکاران نشاندهنده
بُعد انسانی پروژه
علمی است. نظریه
خودتعیینگری
نه فقط یک
چارچوب نظری،
بلکه یک پروژه
جمعی با سرمایههای
عاطفی و انسانی
است.
پارادایم
علمی-انسانی:
1. انسان به
جای موجودی
منفعل، موجودی
خودکنشگر و
دارای گرایشهای
رشدی ذاتی در
نظر گرفته میشود
2. انگیزش به
جای پدیدهای
کنترلپذیر،
پدیدهای
خودسامانیافته
و مبتنی بر نیازهای
روانی بنیادین
است
3. دانش علمی
به جای مجموعهای
از یافتههای
نهایی، فرایندی
پویا، مشارکتی
و ناتمام است
4. جامعه علمی
به جای رقابت
فردی، شبکهای
از همکاریهای
جهانی و میاننسلی
است
نظریه
خودتعیینگری
در این روایت،
نه فقط یک نظریه
روانشناختی،
بلکه جنبشی
علمی با دغدغههای
انسانی و
آرمانهای
رهاییبخش
است که به
دنبال درک و
توانمندسازی
ظرفیتهای
ذاتی انسان
برای رشد و
بهزیستی است.
مجله
اینترنتی
روان تنظیم
Online
Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی
روانشناسی
تربیتی
شناختی
مدیر
مسئول: محمود
دلیر عبدی نیا
روانشناس
تربیتی با
دیدگاه
شناختی
دانش
آموخته دانشگاه
تهران
اولین
مربی شناختی
در ایران
لطفا نظرات
و پیشنهادات
خود را از
طریق بخش نظرات
مجله
اینترنتی
روان تنظیم و
یا از طریق ایمیل
برای ما ارسال
کنید.
استفاده از
مطالب ارائه
شده در این
پایگاه، صرفا
با ذکر منبع
آزاد می باشد.
عنوان
|
هدف
|
پلتفرم
|
مجله
اینترنتی
روان تنظیم
(تخصصی)
|
پژوهشی-نظریه
پردازی
|
بلاگ
اسکای
|
اندیشکده
روان تنظیم
|
ایده
پردازی
|
ویرگول
|
مجله
اینترنتی
یادگیری و
آموزش (روان
تنظیم)
|
یادگیری و
آموزش
|
رز بلاگ
|
مجله
اینترنتی
خلاقیت (روان
تنظیم)
|
خلاقیت
|
رز بلاگ
|
|
مجله
کسب و کار
روان تنظیم |
کسب و کار |
بلاگیکس |
|
مجله
اینترنتی
آموزش و
پرورش مدرن |
کاربردی-پرورشی |
بلاگفا |