مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

تغییر ارادی ویژگی شخصیتی

image

اولین مربی شناختی در ایران

صفحه نخست

عملکرد برتر    آموزش و یادگیری    یادگیری خود تنظیم    فراشناخت 

 مطالعه-خواندن   انگیزش و هیجان   سنجش و ارزشیابی   عصب روانشناسی

سه شنبه - 25 آذر 1404

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

روانشناسی شخصیت

تغییر ارادی ویژگی شخصیتی

آیا انسان‌ها می‌توانند ویژگی‌های شخصیتی خود را به اختیار و صرفاً با خواستن تغییر دهند یا نه.

 

خلاصه پژوهش: افرادی که هدف داشتند تا برخی ویژگی‌های شخصیتی‌شان (از میان عوامل پنج‌گانه‌ی شخصیتی – Big Five) را افزایش دهند، واقعاً پس از چند هفته تغییر قابل اندازه‌گیری در خودشان تجربه کردند. یکی از مداخلات (روش‌های آموزشی برای تغییر) اثرگذار بود و به آن‌ها کمک کرد سریع‌تر و مؤثرتر تغییر کنند.

نتیجهٔ نظری: شخصیت انسان ثابت مطلق نیست و می‌تواند تحت تأثیر اراده و هدف‌گذاری آگاهانه تغییر کند.

نکته‌های کلیدی و جزئیات هر نکته

پس‌زمینه‌ی موضوع: تحقیقات گذشته نشان داده‌اند اکثر مردم تمایل دارند شخصیت‌شان را تغییر دهند. اما سؤال اصلی این است: آیا فقط خواستن و تمایل داشتن می‌تواند منجر به تغییر واقعی در شخصیت شود؟

هدف پژوهش: آیا افراد می‌توانند با تصمیم و اراده‌ی شخصی (volitional change) شخصیت خود را تغییر دهند یا نه.

برای این کار، دو مطالعه‌ی آزمایشی تصادفی (randomized) به مدت ۱۶ هفته انجام دادند.

طراحی و روش تحقیق: در هر دو مطالعه، افراد ابتدا اهداف شخصیتی خود را اعلام کردند (مثلاً گفتند می‌خواهند برون‌گراتر، وظیفه‌شناس‌تر، عاطفی‌تر و … شوند). طی ۱۶ هفته، از آنان خواسته شد: خودشان ویژگی‌های شخصیتی‌شان را گزارش کنند. رفتارهای روزمره‌ی مربوط به همان ویژگی‌ها را نیز ثبت کنند. داده‌ها بررسی شد تا ببینند آیا هدف‌گذاری برای تغییر منجر به تغییر واقعی در گزارش‌ها و رفتارها شده است یا خیر.

نتایج تجربی: افرادی که هدف داشتند یکی از ویژگی‌های «Big Five» را افزایش دهند، در نهایت افزایشی واقعی در خود‌گزارش‌ها (self-reports) و رفتارهای مرتبط با آن ویژگی نشان دادند.

مداخلات (Interventions): دو نوع مداخله آزمایش شد. مداخله اول ناموفق بود (تغییری ایجاد نکرد). مداخله دوم: مؤثر بود — در آن به شرکت‌کنندگان آموزش داده شد چگونه «اجرای نیت‌ها» (Implementation Intentions) را عملی کنند، یعنی برنامه‌ریزی عملی برای انجام رفتارهای مرتبط با ویژگی موردنظر.مثلاً «اگر روزی با فرد جدیدی ملاقات کنم، سعی می‌کنم گفتگو را من شروع کنم» (برای افزایش برون‌گرایی).این نوع برنامه‌ریزی به تغییر پایدارتر کمک کرد.

فرآیندهای نظری مورد آزمون: پژوهش، فرآیندهای روان‌شناختی گوناگونی را هم آزمود تا بفهمد چگونه تغییر با اراده ممکن می‌شود، نه فقط اینکه آیا ممکن است. این مطالعه اولین گام در جهت درک دقیق «فرآیند تغییر ارادی ویژگی‌های شخصیتی» است.

بحث نظری و دیدگاه‌ها

دو دیدگاه اصلی در روان‌شناسی شخصیت:

۱. دیدگاه ثابت (مک‌کری و کاستا، ۲۰۰۸): ویژگی‌های شخصیتی زیستی هستند و تغییر نمی‌کنند مگر از طریق رشد طبیعی یا زیستی.

۲. دیدگاه انعطاف‌پذیر (فرلی و رابرتز، ۲۰۰۵): ویژگی‌های شخصیتی نسبتاً پایدار‌اند، اما قابل تغییر بر اثر محیط، تجربه‌های زندگی یا اراده‌ی شخصی‌اند.

پژوهش حاضر به گروه دوم تعلق دارد و سعی دارد نخستین مدرک تجربی برای امکان تغییر شخصیت به‌صورت خودخواسته (volitional) ارائه کند.

نتیجهٔ نهایی

افراد می‌توانند از طریق هدف‌گذاری آگاهانه و برنامه‌ریزی اجرایی باعث تغییر در ویژگی‌های شخصیتی خود شوند. این تغییر نه تنها در گزارش شخصی، بلکه در رفتار روزمره نیز منعکس می‌شود. در‌نتیجه، تحول شخصیتی به‌صورت داوطلبانه ممکن است — بر خلاف تصور سنتی که شخصیت را تقریباً ثابت می‌دانست.

نکته‌ها: بیش از ۸۷٪ مردم می‌خواهند برون‌گراتر شوند؛ بیش از ۹۷٪ می‌خواهند وظیفه‌شناسی‌شان را بالا ببرند. دو آزمایش طولی ۱۶ هفته‌ای با طرح تصادفی انجام شد. هدف‌گذاری مشخص تغییر قابل اندازه‌گیری در ویژگی و رفتار بود. دو مداخله آزمایش شد؛ یکی بی‌اثر، یکی (با آموزش «نیت اجرایی») مؤثر. شخصیت با اراده و تمرین قابل تغییر است. پژوهش گامی نخست در شناخت «چگونگی تغییر شخصیتی ارادی» است.

دیدگاه و یافته‌های گسترده‌ی تحقیقات چند دههٔ اخیر درباره‌ی تغییر شخصیت

شخصیت انسان نه فقط ثابت نیست، بلکه با گذشت زمان، رشد، نقش‌های اجتماعی، تجربه‌های شخصی و حتی با اراده درونی تغییر می‌کند. تغییر شخصیت یک پدیدهٔ طبیعی و قابل مشاهده است؛ نقش‌های اجتماعی و هویت‌های جدید از محرک‌های مهم این تغییرند؛ حتی فعالیت‌های شناختی و رفتاری ساده یا انگیزش درونی برای تغییر شخصیت می‌توانند مبدأ تحول باشند.

اثبات تغییر شخصیت در تحقیقات چند دهه‌ی اخیر

پژوهش‌های فراوان نشان داده‌اند که ویژگی‌های شخصیتی افراد در طول زمان تغییر می‌کنند. این تغییرات دلایل گوناگونی دارند؛ از جمله رشد سنی، تجربه‌های زندگی و نقش‌های اجتماعی جدید.

الگوی رشد و تغییر بر اثر سن (Normative Maturation): وقتی افراد پیرتر می‌شوند معمولاً با‌ملاحظه‌تر (agreeable)، وظیفه‌شناس‌تر (conscientious)، و از نظر هیجانی باثبات‌تر (emotionally stable) می‌شوند. این مسیر رشد، نوعی الگوی طبیعی یا هنجاری تغییر شخصیت است.

دلایل آن: فرآیندهای زیستیِ رشد و بلوغ؛ و تجربه‌های مشترک زندگی مثل آغاز کار یا تشکیل رابطه‌ی عاطفی پایدار.

نقش تجربه‌ها و نقش‌های اجتماعی در تغییر ویژهٔ فردی: فراتر از روند طبیعی رشد، تجربه‌ها و نقش‌های اجتماعی خاص هر فرد (شغل، عشق، خانواده...) نیز می‌توانند شخصیت او را منحصراً شکل دهند. وقتی فرد به کار شغلی‌اش بیشتر دل می‌بندد، معمولاً وظیفه‌شناس‌تر می‌شود. وقتی فرد در رابطه‌ی عاشقانه‌ای سرمایه‌گذاری احساسی می‌کند، ثبات هیجانی بیشتری پیدا می‌کند.

علت نظری این پدیده‌ها: هر نقش اجتماعی (کارمند، شریک زندگی، والد و...) الگوهای خاصی از فکر، احساس، و رفتار را تقویت می‌کند. استمرار این الگوها به‌تدریج می‌تواند به تغییر پایدار ویژگی‌های شخصیتی منجر شود.

سازوکار دوم: شکل‌گیری هویت و بازتعریف «خود»

نقش‌های اجتماعی فقط رفتار بیرونی را تغییر نمی‌دهند؛ بلکه درک فرد از هویت خودش را هم بازسازی می‌کنند. وقتی کسی هویت جدیدی را می‌پذیرد و به آن متعهد می‌شود، تغییرات در افکار، احساسات، و رفتارها درونی می‌شود و در نهایت به تغییر شخصیت منجر می‌گردد. فردی که خود را «معلم» می‌بیند، احتمالاً در گذر زمان رفتاری منظم‌تر، همدل‌تر و مسئول‌تر پیدا می‌کند — و این صفات در او تثبیت می‌شود.

شرط اصلی تداوم تغییر

صرف تجربه یا نقش اجتماعی مهم نیست؛ بلکه تداوم و سازگاری شناختی–هیجانی–رفتاری لازم است. یعنی فرد باید به‌صورت پایدار الگوهای فکری، احساسی و رفتاری جدید را در زندگی روزمره تکرار کند. این تکرار و تقویت در نهایت باعث می‌شود تغییر جدید در ذهن و رفتار فرد "بلورین" یا "کریستالی" شود و به‌ویژگی شخصیتی دائمی بدل گردد.

شواهد تجربی از مداخلات شناختی و رفتاری

مطالعات نشان داده‌اند که حتی مداخلات کوچک و عادی می‌توانند منجر به تغییر شخصیت شوند: مثلاً درمان‌های روان‌شناختی، یا تمرین‌های ذهنی مثل حل جدول روزانه یا بازی‌های فکری. این فعالیت‌ها با تغییر در افکار، هیجان‌ها، رفتارها همراه هستند؛ و همان تغییرات به‌تدریج در شخصیت فرد نهادینه می‌شوند.

گسترش چارچوب نظری: نقش انگیزهٔ درونی

شاید حتی بدون مداخلات بیرونی، انگیزهٔ درونی فرد برای تغییر شخصیتش بتواند همان اثر را ایجاد کند. این انگیزه موجب تغییر در مفهوم خود (Self-concept)، هویت اجتماعی، و الگوهای پایدار فکر و رفتار می‌شود. اگر چنین تغییرات درونی مدت کافی حفظ شوند، ممکن است به تغییر شخصیتی دائمی و پایدار بینجامند.

نتیجهٔ جمع‌بندی

 

 دسته 

 ماهیت تغییر 

 عامل ایجاد 

 پیامد 

 

 

 تغییر طبیعی

(Normative

 تدریجی، همراه با سن 

 زیست‌شناسی و تجربه‌های عمومی زندگی 

 افزایش توافق‌پذیری، وظیفه‌شناسی، و ثبات هیجانی 

 

 

 تغییر فردی

 (Idiosyncratic) 

 خاص هر فرد 

 نقش‌ها و تجربه‌های اجتماعی متفاوت 

 سازگاری و بازسازی رفتارها، تحول شخصیت منحصر‌به‌فرد 

 

 

 تغییر ارادی

(Volitional/Intrapersonal

 ناشی از تصمیم، انگیزه، هدف‌گذاری شخصی 

 خواست فرد برای بازتعریف خود و رفتارها 

 تغییر پایدار در هویت و ویژگی‌های شخصیتی 

 

 

شخصیت انسان چیزی ایستا و ژنتیکی صرف نیست؛ بلکه مجموعه‌ای پویا از افکار، احساسات و رفتارهاست که می‌تواند با سن، تجربه، نقش اجتماعی یا حتی انگیزهٔ آگاهانه تغییر کند. اگر این تغییرات به اندازهٔ کافی استمرار یابند، به شکل ویژگی‌های شخصیتی جدید تثبیت می‌شوند.

دو سوال اصلی که محور مطالعه هادسون و رابرتز (۲۰۱۴) و تحقیقات بعدی را تشکیل می‌دهند.

سؤال ۱: آیا مردم واقعاً می‌خواهند ویژگی‌های شخصیتی خود را تغییر دهند؟

خلاصه‌ی پاسخ و یافته‌ها:

بیش از ۲۰ سال است که نظریه‌پردازان (باومایستر، کیکولت و دیگران) اظهار داشته‌اند که بسیاری از افراد تمایل آگاهانه‌ای به تغییر جنبه‌هایی از شخصیت خود دارند. با این حال تا مدت‌ها تحقیقات تجربی مشخصی دربارهٔ چگونه و در چه جهتی مردم می‌خواهند تغییر کنند انجام نشده بود.

یافته‌های جدیدتر (هادسون و رابرتز، ۲۰۱۴): افراد به‌صورت گسترده اهداف تغییر شخصیتی دارند. تقریباً همه شرکت‌کنندگان می‌خواستند در هر پنج بُعد اصلی شخصیت (Big Five) افزایش پیدا کنند:

۱. برونگرایی

۲. سازگاری

۳. وظیفه‌شناسی

۴. ثبات عاطفی

۵. گشودگی به تجربه

کمتر از ۱۳٪ از افراد تمایلی به حفظ وضع فعلی داشتند؛ بقیه خواهان نوعی تغییر بودند.

عوامل مؤثر بر میل به تغییر: کسانی که فاقد صفات اجتماعی مطلوب‌اند (مثلاً وظیفه‌شناسی یا برون‌گرایی پایین)، معمولاً تمایل دارند همان صفات را در خود افزایش دهند. افرادی که از جنبه‌هایی از زندگی خود ناراضی‌اند (مثلاً عملکرد در دانشگاه یا شغل)، تمایل دارند شخصیت خود را در جهتی تغییر دهند که بتواند این نارضایتی را جبران کند (مثلاً افزایش وظیفه‌شناسی برای موفقیت بیشتر تحصیلی).

نتیجهٔ سؤال ۱: بله — شواهد نشان می‌دهد که اکثریت افراد خواهان تغییر ویژگی‌های شخصیتی خود هستند، و این خواسته‌ها جهت‌دار و معنا‌دار هستند، نه صرفاً آرزوهای مبهم.

سؤال ۲: آیا مردم واقعاً می‌توانند ویژگی‌های شخصیتی خود را تغییر دهند؟

وضع موجود دانسته‌ها:

- اگرچه روشن است که افراد خواهان تغییرند،هنوز معلوم نیست که این خواسته‌ها واقعاً به تغییر واقعی و پایدار در ویژگی‌های شخصیتی منجر می‌شوند یا نه.

هیچ مطالعه‌ای مستقیماً بررسی نکرده که آیا صرف خواستِ تغییر می‌تواند موجب تغییر واقعی شخصیت شود؟.

شواهد مقدماتی از رفتارهای هدفمند:

دو پژوهش مقدماتی نشان می‌دهند که برخی افراد عمداً رفتارهایی را پیش می‌گیرند تا شخصیتشان را در جهت دلخواه شکل دهند:

۱. کوئینلان، جاکارد، و بلانتون (۲۰۰۶): دانشجویانی که می‌ترسیدند در آینده «افراد کسل‌کننده» شوند، رفتارهایی مانند نوشیدن افراطی را در پیش گرفتند تا خود را «مفرح‌تر و جذاب‌تر» نشان دهند. (نمونه‌ای از تلاش رفتاری برای تغییر در برون‌گرایی یا جذابیت اجتماعی.)

۲. استیونسون و کلگ (۲۰۱۱): با روش کیفی نشان دادند که برخی دانشجویان عمداً فعالیت‌های فوق‌برنامه‌ای خاصی را انتخاب می‌کنند تا ویژگی‌های شخصیتی دلخواه مانند رهبری و شجاعت اجتماعی در آن‌ها پرورش یابد.

جمع‌بندی پاسخ سؤال ۲: شواهد اولیه نشان می‌دهند که برخی افراد برای تغییر شخصیت خود استراتژی‌های عملی و هدفمند به کار می‌گیرند. با این حال، هنوز نامعلوم است که آیا این تلاش‌ها واقعاً موفق به تغییر پایدار در صفات شخصیتی می‌شوند یا نه. بنابراین، پژوهش فعلی گسترش این پرسش است:

آیا خواست آگاهانه (Volitional intention) به‌تنهایی می‌تواند شخصیت انسان را دگرگون کند؟

خلاصه نهایی مشترک دو سؤال

 

 سؤال 

 مضمون 

 پاسخ علمی خلاصه 

 

 

 ۱. آیا مردم می‌خواهند تغییر کنند؟ 

 بررسی میل آگاهانه افراد به تغییر صفات شخصیتی 

 بله؛ اکثریت افراد خواهان افزایش در پنج بعد بزرگ شخصیت هستند، به‌ویژه وقتی صفات مطلوب اجتماعی را کمتر دارند یا از وضع زندگی خود ناراضی هستند. 

 

 

 ۲. آیا مردم می‌توانند تغییر کنند؟ 

 بررسی اثر واقعی این میل بر تغییر شخصیت 

 هنوز شواهد قطعی وجود ندارد؛ اما برخی افراد عمداً فعالیت‌ها یا رفتارهایی انجام می‌دهند تا صفات دلخواه را در خود ایجاد کنند — با این حال موفقیت این تلاش‌ها نیازمند بررسی‌های تجربی بیشتر است. 

 

 

به‌صورت خلاصه، این دو پرسش ستون نظریه‌ی پژوهش را می‌سازند:

۱ خواستن تغییر شخصیت تا چه حد فراگیر است؟

۲ و آیا این خواستن واقعاً می‌تواند شخصیت را تغییر دهد؟

نتیجه کاربردی: آدم بهتری بشیم – تغییر ویژگی‌های شخصیتی

بیشتر ما در طول زندگی‌مون گاهی حس می‌کنیم دوست داریم «آدم بهتری بشیم» — شاید بخوایم اجتماعی‌تر بشیم، آرام‌تر برخورد کنیم، یا منظم‌تر و مسئول‌تر باشیم. این تمایل برای رشد شخصی کاملاً طبیعی و انسانی‌ست. حتی محققان روان‌شناسی سال‌هاست بررسی می‌کنند که آیا واقعاً می‌توان ویژگی‌های شخصیتی رو تغییر داد؟

تا مدت‌ها تصور می‌شد شخصیت هرکس ثابت و غیرقابل‌تغییره، اما تحقیقات جدید نشون داده که شخصیت مثل یک ساختار انعطاف‌پذیر می‌مونه: می‌تونه با تجربه، سن، و اراده‌ی خود فرد رشد پیدا کنه و دگرگون بشه.

دو پرسش مهم باعث شد دانشمندان این موضوع رو جدی‌تر بررسی کنن:

۱. آیا مردم واقعاً می‌خواهند ویژگی‌های شخصیتی خود را تغییر دهند؟

۲. اگر بخواهند، آیا واقعاً می‌توانند این کار را انجام دهند؟

به زبان ساده، سوال اینه: آیا همین خواستن برای تغییر، خودش می‌تونه سرآغاز یک تحول در شخصیت ما باشه؟

پژوهش‌های جدید نشان داده‌اند که بیشتر مردم واقعا میل به تغییر دارند. در یک مطالعه معروف، فقط کمتر از ۱۳٪ از افراد گفتند که از شخصیت فعلی‌شون راضی‌اند و نمی‌خوان عوض بشن. بقیه گفتند دوست دارن در یکی یا چند تا از این ویژگی‌ها رشد کنن:

- برون‌گرایی (اجتماعی‌تر و جسورتر بودن)،

- سازگاری (مهربان‌تر و صبورتر بودن)،

- وظیفه‌شناسی (منظم‌تر و مسئول‌تر بودن)،

- ثبات هیجانی (آرام‌تر و متعادل‌تر بودن)،

- گشودگی به تجربه (کنجکاوتر و خلاق‌تر بودن).

 نکته جالب اینه که خواسته‌هاشون جهت‌دار بودن. مثلاً کسی که حس کرده زیادی خجالتیه، خواسته برون‌گراتر بشه؛ یا کسی که از بی‌نظمی خودش ناراضی بوده، خواسته وظیفه‌شناسیش بالا بره. به عبارت ساده، آدم‌ها دقیقاً اون بخش‌هایی از خودشون رو می‌خوان بهبود بدن که حس می‌کنن مانع رشد و رضایتشونه.

و درباره‌ی سؤال دوم — آیا واقعاً می‌تونن تغییر کنن؟ تحقیقات نشون داده که بعضی افراد عمداً قدم‌هایی برمی‌دارن تا خودشون رو در جهت دلخواه شکل بدن. مثلاً دانشجویانی که می‌ترسیدن در آینده آدم‌های بی‌روح و کسل‌کننده بشن، سعی کردن بیشتر در فعالیت‌های گروهی یا مهیج شرکت کنن. یا کسانی که می‌خواستن رهبر یا آدم تأثیرگذار بشن، آگاهانه به سراغ کارهای داوطلبانه یا مسئولیت‌های جمعی رفتن. این مثال‌ها نشون می‌ده انسان‌ها می‌تونن رفتارهایی رو برگزینند که شخصیت جدیدشون رو بسازه. البته هنوز معلوم نیست که این تلاش‌ها همیشه پایدار و موفق باشه، اما مسیرش روشنه: اول خواستن، بعد تمرین، بعد تغییر رفتاری، و در نهایت تغییر شخصیتی.

تحقیقات روان‌شناسی امروز به ما یادآوری می‌کنن که شخصیت ما سرنوشتِ از پیش ساخته‌شده نیست. می‌تونیم ویژگی‌هایی مثل اعتماد‌به‌نفس، آرامش، منظم‌بودن یا مهربانی رو عمداً در خودمون پرورش بدیم، درست مثل یاد گرفتن یک مهارت جدید. وقتی آرزوی تغییر رو داریم، این فقط یک احساس نیست — این اولین جرقه‌ی رشد درونی ماست. با خواستن واقعی، رفتارهای تازه شکل می‌گیرن؛ با استمرار اون رفتارها، ذهن و احساس ما عوض می‌شن؛ و وقتی این تغییرها ثابت بمونن، به بخش پایدار شخصیت ما تبدیل می‌شن.

«اگر واقعا بخوای، و برای چیزی که می‌خوای تمرین و تکرار کنی، شخصیتت هم می‌تونه تغییر کنه.» تحول شخصیتی فقط رؤیا نیست، بلکه یه فرآیند واقعیِ رشد انسانیه — فرآیندیه که با یک خواستن ساده آغاز می‌شه، و با استمرار رفتارهای جدید، به «نسخه‌ی بالغ‌تر خودت» ختم می‌شه.

 

Hudson, N. W., & Fraley, R. C. (2015). Volitional personality trait change: Can people choose to change their personality traits? Journal of Personality and Social Psychology, 109(3), 490–507.

 

مجله اینترنتی روان تنظیم

Online Journal of Ravantanzim

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا

روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی

دانش آموخته دانشگاه تهران

اولین مربی شناختی در ایران

لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.

استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.