صفحه نخست عملکرد برتر آموزش و یادگیری یادگیری خود تنظیم فراشناخت
مطالعه-خواندن انگیزش و هیجان سنجش و ارزشیابی عصب روانشناسی
دوشنبه - 05 آبان 1404
مجله اینترنتی روان تنظیم
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
روانشناسی سلامت
جایگاه روانشناسی سلامت
قدرت تخیل عامل مهمی در پزشکی است. میتواند بیماریهایی را در انسان و حیوانات ایجاد کند و آنها را درمان کند. در واقع، قدرت تخیل در پزشکی هم از جنبهی روانتنی (سایکوسوماتیک) و هم از جنبهی درمان ذهنی و شناختی نقش مهمی دارد.
۱. تخیل میتواند بیماری ایجاد کند
در بدن انسان، ذهن و جسم کاملاً بههم پیوستهاند. وقتی شخصی چیزی را بهشدت تصور میکند — مثلاً درد، بیماری یا ترس — این تصویر ذهنی میتواند واکنشهای واقعی در بدن ایجاد کند:
- افزایش ضربان قلب، تعریق، تنگی نفس و حتی درد واقعی از راه تحریک سیستم عصبی خودمختار.
- در برخی افراد، تخیلهای مداومِ منفی یا اضطراب، به شکل بیماریهای روانتنی (مثل زخم معده، سردرد، خارش، بیخوابی) بروز پیدا میکنند.
این پدیده گاهی به آنچه در پزشکی به عنوان اثر نوسیبو شناخته میشود مربوط است: یعنی تصور یا انتظارِ منفی از یک چیز، باعث بروز نشانههای واقعی میشود.
۲. تخیل میتواند درمانگر باشد
در سمت دیگر، تخیل نیروی شفابخش دارد — همان چیزی که بهعنوان اثر پلاسبو شناخته شده است.
وقتی شخص باور میکند که در حال بهبود است، تخیل مثبتش واقعاً فرآیندهای فیزیولوژیک درون بدن را فعال میکند:
- آزاد شدن اندورفینها و سروتونین (مسکّنها و شادیآفرینهای طبیعی بدن)
- بهبود عملکرد سیستم ایمنی
- تسریع در ترمیم بافتها
در رواندرمانی و پزشکی نوین هم از تصویرسازی ذهنی هدایتشده استفاده میشود؛ فرد با تخیل کردنِ صحنههای آرامشبخش یا ترمیم بدن، روند درمان فیزیکی را تقویت میکند.
بنابراین، تخیل نیرویی دو سویه است — اگر ناآگاهانه و منفی باشد، بدن را بیمار میکند؛ اگر آگاهانه و مثبت بهکار رود، توان شفا دارد.
به هیچ وجه نباید مشاهدات فوق را با تعریف معاصر روانشناسی سلامت برابر دانست؛ بیماری، نه در علتشناسی و نه در درمان آن، نمیتواند کاملاً با اصطلاحات محدود به قلمرو جسم (سوما) درک شود. این جوهره حوزه روانشناسی سلامت است که فرآیندهای بیماری را نمیتوان صرفاً بر اساس پارامترهای بیولوژیکی و فیزیولوژیکی درک کرد. در عوض، یک مدل زیستی-روانی-اجتماعی، تصویر کاملتری از بیماری، کسالت، سلامت و تندرستی را بهتر نشان میدهد. چنین مدلی به جای تأکید بر اولویت متغیرهای جسمی، ادعا میکند که عوامل بیولوژیکی، روانشناختی و اجتماعی همگی شاخصهای مهم و حیاتی تعریف بیماری را با توجه به مسائل سببشناسی، پاتوژنز، سیر و درمان تشکیل میدهند. تحقیقات اخیر نشان میدهد که کمتر از ۲۵٪ از شکایات جسمی ارائه شده به پزشکان مراقبتهای اولیه، علل ارگانیک یا بیولوژیکی شناخته شده یا قابل اثباتی دارند، که نیاز به یک مدل کاملتر را تا حد زیادی برجسته میکند. چنین دیدگاهی با دیدگاه چندگانگی انتقادی برنامهریزی شده سازگار است، که یک رویکرد روششناختی است که در آن تلاش میشود تا سوگیریهای ذاتی در هر جستجوی تک متغیره برای دانش به حداقل برسد. در طول دو دهه گذشته، تلاشهای طیف گستردهای از روانشناسان علاقهمند به بیماری و ناخوشی، انواع مختلفی از پشتیبانی را برای این مدل زیسترواناجتماعی با استفاده از این دیدگاه چند متغیره فراهم کرده است.
با شروع از سوالات سادهتر، مانند اینکه چه نوع فرآیندهای روانشناختی بر بیماری تأثیر میگذارند، حوزه روانشناسی سلامت از آن زمان تاکنون از نظر دامنه، عمق و تأثیر خود بسیار گسترش یافته است. در ابتدا، حوزه از محققان و متخصصانی با علایق مشترک در مسائل مربوط به سلامت و بیماری که در حوزههای سنتیتر (اما متنوعتر) روانشناسی آموزش دیدهاند تشکیل شده بود.
تنوع رویکردها، مدلها و طرحهای مفهومی که توسط این افراد گرد هم آمدهاند، به ایجاد حوزهای با دامنه وسیع، التقاطی، چندرشتهای، پویا و امکان توسعههای خلاقانه کمک کرده است. برنامههای آموزشی در روانشناسی سلامت از این وسعت بهره بردهاند و اکنون دانشجویان علاوه بر پایه محکمی در روانشناسی، در معرض نورولوژی، غدد درونریز، ایمونولوژی، بهداشت عمومی، اپیدمیولوژی و سایر زیرشاخههای پزشکی نیز قرار دارند.
در طول دو دهه گذشته، روانشناسان سلامت بیشتر در حوزه عمومی تحقیقات و مداخلات سلامت ادغام شدهاند و فرصتهای شغلی در طیف وسیعی از محیطهای سلامتمحور به دست آوردهاند. اگرچه روانشناسی از اوایل قرن بیستم تا حدودی با سلامت درگیر بوده است، اما تعداد بسیار کمی از روانشناسان در محیطهای پزشکی کار کردهاند و بیشتر به عنوان دستیار تا اعضای کامل تیمهای چند رشتهای. با این حال، اکنون طیف گستردهای از موقعیتهای مرتبط با سلامت برای روانشناسان در محیطهایی مانند دانشگاهها، دانشکدههای پزشکی، بیمارستانها، کلینیکهای سلامت، سازمانهای حفظ سلامت و مطبهای خصوصی ایجاد شده است و تقاضای رو به رشد برای چنین خدماتی را ایجاد کرده است. تمرکز روانشناسی سلامت بالینی بر مداخلات و آموزش مهارتهای شناختی-رفتاری با پشتوانه تجربی، کوتاه، مسئلهمحور، با خواستههای سیستم مراقبت مدیریتشده سازگار بوده است که باید مجوز برنامههای درمانی را فراهم کند. علاوه بر این، درصد زیاد و رو به رشد تولید ناخالص ملی که برای مراقبتهای بهداشتی هزینه میشود، بر لزوم مهار هزینهها از طریق تشخیص زودهنگام و پیشگیری از بیماری تأکید میکند. تحقیقات روانشناسی سلامت با تمرکز بر توسعه و ارزیابی فعالیتهای پیشگیرانهای که برای کمک به حفظ و بهبود سلامت در نظر گرفته شدهاند، مقرونبهصرفهتر است و میتواند به کاهش نیاز به خدمات مراقبتهای بهداشتی پرهزینه کمک کند. بنابراین، چنین عوامل اقتصادی به تسهیل پذیرش روانشناسان در عرصه سلامت کمک کردهاند.
آینده برای پذیرش و فرصتهای مداوم روانشناسان سلامت روشن به نظر میرسد، زیرا این حوزه ارزش خود را از طریق مشارکتهای انجام شده در حمایت از یک مدل زیستی-روانی-اجتماعی و همچنین با توجه به پیامدهای کاربردی و بالینی آنها (به عنوان مثال، پیشگیری اولیه، ثانویه و ثالثیه) نشان داده است. گزارشهای اخیر منتشر شده از جراح کل ایالات متحده همچنان بر اهمیت علی عوامل رفتاری و روانشناختی در رابطه با علل اصلی مرگ و میر در ایالات متحده تأکید میکنند. به عنوان مثال، چنین گزارشهایی نشان میدهند که عوامل خطر رفتاری مختلف (به عنوان مثال، سوء مصرف مواد، استرس، رژیم غذایی، مصرف دخانیات) از مهمترین کانونهای توجه در مورد ارتقاء سلامت و پیشگیری از بیماری هستند. به این ترتیب، روانشناسان سلامت در موقعیت منحصر به فردی برای انجام تحقیقات و توسعه برنامههایی هستند که برای پیشگیری و تغییر عادات و رفتارهای ناسالم و همچنین ترویج عادات و رفتارهای سالم طراحی شدهاند.
با این حال، علیرغم چنین پیشرفتهایی، هنوز نیاز زیادی به کار در این زمینه وجود دارد. به عنوان مثال، اگرچه در ایالات متحده مبلغ گزافی برای مراقبتهای بهداشتی هزینه میشود، اما این لزوماً به معنای مراقبت با کیفیت بالا برای اکثر آمریکاییها نیست. مقایسه میزان مرگ و میر و عوارض در بین گروههای قومی/نژادی، تفاوتهای زیادی را نشان میدهد. به عنوان مثال، اگرچه کاهش کلی در مرگ و میر برای همه گروهها وجود داشته است، اما مرگ و میر کلی برای سیاهپوستان ۵۵٪ بیشتر از سفیدپوستان بوده است. همچنین اختلافات قابل توجهی در سلامت مربوط به وضعیت اجتماعی-اقتصادی، وضعیت قومی/نژادی و حتی جنسیت وجود دارد.
به همین ترتیب، نیاز مداومی به گسترش دامنه تلاشهای روانشناسی سلامت، چه در حوزه تحقیقات و چه در حوزه بالینی، وجود دارد. ما نه تنها باید درک بهتری از چگونگی تعامل عوامل بیولوژیکی، روانشناختی و اجتماعی با یکدیگر در رابطه با خوشههای مختلف علائم و اختلالات پزشکی داشته باشیم، بلکه باید شیوه ارائه خدمات درمانی را نیز بهبود بخشیم. تحقیقات باید در مورد تأثیر سیاستهای مراقبتهای بهداشتی بر سلامت و رفاه انجام شود. بنابراین، مبادا که بخواهیم به افتخارات خود بسنده کنیم و اگر معتقدیم که کار ما از نظر تحقیقات روانشناسی سلامت و کاربردهای بالینی تقریباً تمام شده است، باید سخنان جان لاک در مورد اعتماد به نفس بیش از حد را به خاطر بسپاریم:
کسی که بدون آگاهی کامل از توانایی خود، قضاوت میکند، نمیتواند خود را از قضاوت نادرست تبرئه کند.
با این حال، همانطور که از مطالب غنی موجود در روانشناسی سلامت برمیآید، این مسیر تاکنون بسیار پربار بوده است.
اهمیت فرآیندهای روانشناختی در تجربه سلامت و بیماری
شواهد روزافزونی در مورد نقش رفتار در روندهای فعلی ابتلا و مرگ و میر در حال جمعآوری است: برخی از رفتارهای بهداشتی، ابتلا و مرگ و میر را کاهش میدهند.
پیشرفتهای اخیر، به ویژه در عمل بالینی، فراگیرتر شده است و روانشناسان سلامت در مراکز مراقبتهای بهداشتی بالینی و پزشکی تقاضای فزایندهای دارند. در ایالات متحده، بزرگترین حوزه استقرار روانشناسان در سالهای اخیر در مراکز پزشکی بوده است. روانشناسان به اعضای حیاتی تیمهای بالینی و تحقیقاتی چند رشتهای در توانبخشی، قلب و عروق، اطفال، سرطانشناسی، بیهوشی، طب خانواده، دندانپزشکی و سایر حوزههای پزشکی تبدیل شدهاند. با این مشارکت فزاینده روانشناسان در خدمات بهداشتی، دستورالعملهایی برای برنامههای آموزشی حرفهای و عمل اخلاقی در ایالات متحده، اروپا و جاهای دیگر تدوین شده است.
به رسمیت شناختن حوزه روانشناسی سلامت چند دهه است که رخ داده است. دیگر درست نیست که از روانشناسی سلامت به عنوان یک تخصص در حال ظهور در روانشناسی صحبت کنیم؛ در چند دهه گذشته، روانشناسی سلامت به عنوان یکی از پویاترین تخصصها در رشته بزرگتر روانشناسی شکوفا شده است. روانشناسی سلامت نه تنها به عنوان یک تخصص مستقل شناخته میشود، بلکه تأثیر عمیقی بر روانشناسی بالینی داشته و نقش عمدهای (اگر نگوییم عمدهترین) در توسعه و حیات بخشیدن به حوزه بین رشتهای به نام پزشکی رفتاری ایفا کرده است. همپوشانی آن با پزشکی رفتاری هم در تئوری و هم در عمل قوی بوده است و روانشناسی سلامت، مانند پزشکی رفتاری، واقعاً یک حوزه بین رشتهای است. از آنجا که علل اصلی مرگ و میر دارای اجزای رفتاری قابل توجهی هستند، عوامل خطر رفتاری (مانند مصرف مواد مخدر و الکل، رفتارهای جنسی ناامن، سیگار کشیدن، رژیم غذایی، سبک زندگی بیتحرک) تمرکز اصلی تلاشها در حوزه ارتقای سلامت و پیشگیری از بیماریها هستند. روشهای رفتاری نیز نقش فزایندهای در درمان و توانبخشی ایفا میکنند. فراتر از حوزه بالینی، ارتباط روانشناسی با سلامت عمومی، آموزش سلامت و ارتقای سلامت توسط روانشناسان سلامت و متخصصان ارتقای سلامت مورد بحث قرار گرفته است.
با توجه به تأکید روانشناسی بر رفتار و تغییر رفتار، این رشته سهم منحصر به فردی در مراقبتهای بهداشتی و سلامت عمومی دارد. روانشناسان سلامت در حال حاضر در حال انجام تحقیقات در مورد توسعه عادات سالم و همچنین پیشگیری یا کاهش رفتارهای ناسالم هستند. هم تأثیر رفتار بر سلامت و هم تأثیر وضعیت سلامت و بیماری بر عوامل روانشناختی در حال بررسی است. پیوندهای روانی-اجتماعی در زمینههایی مانند روانعصب-ایمنیشناسی، درد، اختلالات قلبی عروقی، سرطان، ایدز/اچآیوی و سایر بیماریهای مزمن در حال تعریف هستند. واسطههای روانی-اجتماعی مؤثر در ارتقای سلامت عمومی در حال شناسایی هستند.
ایالات متحده تأثیرگذارترین چارچوبهای نظری و ایدئولوژیک و بخش بزرگی از کارهای تجربی را تولید کرده است. بخش روانشناسی سلامت APA (بخش ۳۸) یکی از بزرگترین و سریعترین رشدها را در این انجمن دارد. مجله آن، روانشناسی سلامت، یکی از پرتیراژترین مجلات روانشناسی است. با این حال، در چند دهه اخیر، تحقیقات قابل توجهی در اروپا آغاز شده است. روانشناسی سلامت دیگر کاملاً تحت سلطه تحولات ایالات متحده نیست. انجمن روانشناسی سلامت اروپا (EHPS) بدون شک نقش تأثیرگذاری در گسترش صحنه روانشناسی سلامت داشته است. روانشناسی سلامت، گرایش بین رشتهای و بینالمللی به این حوزه را تشویق کرده و بستری برای روشها و نظریههای جدید، بحثها و مناظرات، از جمله رویکردهای انتقادی، ایجاد کرده است. روانشناسی سلامت، بر مراقبتهای روانشناختی برای مشکلات پزشکی نیز تمرکز کرده است. تخصص روانشناسی سلامت در تحقیقات و کارهای حرفهای در حوزه به سرعت در حال گسترش است.
با توجه به این پیشرفتها، میتوان دریافت که روانشناسی سلامت یکی از پویاترین و پرجنبوجوشترین حوزههای روانشناسی است. پیشرفت روانشناسی سلامت از یک حوزه تحقیقاتی به ارائه خدمات بهداشتی، اجتنابناپذیر است.
مجله اینترنتی روان تنظیم
Online Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا
روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی
دانش آموخته دانشگاه تهران
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.
استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.