کاربست
نظریه خودکارامدی
بندورا در رشد
و عملکرد شناختی
مقاله
تحلیلی
چکیده
نظریه
خودکارامدی آلبرت
بندورا، که در
چارچوب نظریه شناختی-اجتماعی
شکل گرفته، یکی
از تأثیرگذارترین
چارچوبهای نظری
در روانشناسی تربیتی
و شناختی محسوب
میشود. این مقاله
به تحلیل جامع
مقاله بنیادین
بندورا با عنوان
«خودکارامدی ادراکشده
در رشد و عملکرد
شناختی» (۱۹۹۳)
میپردازد و نشان
میدهد که چگونه
باورهای خودکارامدی
از طریق چهار فرایند
اصلیِ شناختی،
انگیزشی، عاطفی
و انتخابی بر عملکرد
انسان تأثیر میگذارند.
مقاله حاضر ضمن
مرور مبانی نظری
خودکارامدی، به
بررسی سه سطح تأثیرگذاری
آن در حوزه آموزش
شامل دانشآموزان،
معلمان و کارکنان
آموزشی میپردازد.
یافتههای تحلیلی
نشان میدهد که
خودکارامدی نهتنها
بر عملکرد فردی،
بلکه بر کارآمدی
جمعی سازمانهای
آموزشی نیز تأثیری
تعیینکننده دارد
و ویژگیهای جمعیت
دانشآموزی از
طریق تغییر باورهای
کارآمدی جمعی کارکنان،
بر دستاوردهای
تحصیلی تأثیر میگذارد.
واژگان کلیدی: خودکارامدی،
نظریه شناختی-اجتماعی،
فرایندهای شناختی،
خودتنظیمی، کارآمدی
جمعی، رشد شناختی
۱. مقدمه
نظریه
خودکارامدی (Self-Efficacy) که توسط آلبرت
بندورا در چارچوب
نظریه شناختی-اجتماعی
مطرح شده، به یکی
از بنیادیترین
مفاهیم در روانشناسی
معاصر تبدیل شده
است. بندورا در
مقاله تأثیرگذار
خود با عنوان «خودکارامدی
ادراکشده در رشد
و عملکرد شناختی»
(۱۹۹۳) که در نشریه
Educational Psychologist منتشر شد، به
بررسی جامع نقش
باورهای خودکارامدی
در فرایندهای شناختی،
انگیزشی، عاطفی
و انتخابی پرداخته
است . این مقاله
که تاکنون بیش
از ۷٬۹۸۸ استناد
دریافت کرده، یکی
از پُرجستوکارترین
آثار بندورا محسوب
میشود.
آنچه
نظریه خودکارامدی
را از سایر نظریههای
خودپنداره متمایز
میسازد، تأکید
آن بر باورهای
فرد درباره تواناییهای
خاص خود در موقعیتهای
مشخص است. بندورا
خودکارامدی را
«باور به تواناییهای
خود برای سازماندهی
و اجرای مسیرهای
عمل موردنیاز برای
مدیریت موقعیتهای
پیشبینیشده»
تعریف میکند .
این باورها تعیین
میکنند که افراد
چگونه احساس میکنند،
چگونه میاندیشند،
چگونه خود را برمیانگیزند
و چگونه رفتار
میکنند.
در
این مقاله تحلیلی،
ضمن بررسی دقیق
مبانی نظری و تجربی
مقاله بندورا (۱۹۹۳)،
به کاربستهای
آن در حوزه آموزش
و یادگیری پرداخته
خواهد شد. هدف اصلی،
تبیین سازوکارهای
تأثیرگذاری خودکارامدی
بر رشد و عملکرد
شناختی در سه سطح
فردی، معلمی و
سازمانی است.
۲. مبانی
نظری خودکارامدی
۲-۱. جایگاه
خودکارامدی در
نظریه شناختی-اجتماعی
نظریه
شناختی-اجتماعی
بندورا بر اصل
علیت سهگانه متقابل
(Triadic Reciprocal Causation) استوار
است که بر اساس
آن، رفتار، عوامل
شخصی (شامل باورها
و شناختها) و تأثیرات
محیطی، همگی در
تعامل دوسویه با
یکدیگر قرار دارند
. در این چارچوب،
خودکارامدی بهعنوان
یکی از مهمترین
عوامل شخصی، نقشی
محوری در تنظیم
عملکرد انسان ایفا
میکند.
بندورا
در مقاله خود (۱۹۹۳)
تأکید میکند که
«کارکرد مؤثر ذهنی،
بسیار فراتر از
درک ساده دانش
واقعی و عملیات
استدلالی برای
فعالیتهای معین
است» . به عبارت
دیگر، صرف داشتن
دانش و مهارت برای
موفقیت کافی نیست؛
بلکه باور به توانایی
استفاده از آن
دانش در شرایط
چالشبرانگیز،
عاملی تعیینکننده
محسوب میشود.
۲-۲. تمایز
خودکارامدی از
مفاهیم مشابه
یکی
از نکات ظریف اما
بنیادین در نظریه
بندورا، تمایز
قائل شدن میان
دو نوع انتظار
است: انتظار پیامد
(Outcome Expectancy) و
انتظار کارآمدی
(Efficacy Expectation). بندورا
(۱۹۷۷) این تمایز
را چنین تبیین
میکند: «انتظار
پیامد، برآورد
فرد از این است
که یک رفتار معین
به پیامدهای خاصی
منجر خواهد شد.
اما انتظار کارآمدی،
اعتقاد به این
است که فرد میتواند
رفتار موردنیاز
برای تولید آن
پیامدها را با
موفقیت اجرا کند».
این
تمایز از آن جهت
حائز اهمیت است
که فرد ممکن است
بداند یک مسیر
عمل خاص به پیامد
مطلوب منجر میشود،
اما اگر به توانایی
خود در انجام آن
اقدامات شک داشته
باشد، این آگاهی
تأثیری بر رفتار
او نخواهد داشت
. بهبیان دیگر،
خودکارامدی، پل
میان «دانستن»
و «انجام دادن»
است.
۳. چهار فرایند
اصلی تأثیرگذاری
خودکارامدی
بندورا
در مقاله خود (۱۹۹۳)
چهار فرایند اصلی
را معرفی میکند
که از طریق آنها
باورهای خودکارامدی
بر عملکرد انسان
تأثیر میگذارند:
فرایندهای شناختی،
انگیزشی، عاطفی
و انتخابی.
۳-۱. فرایندهای
شناختی
خودکارامدی
از طریق تأثیر
بر الگوهای تفکر،
بر عملکرد شناختی
اثر میگذارد.
افراد با خودکارامدی
بالا، سناریوهای
موفقیت را تجسم
میکنند که راهنمایی
مثبت برای عملکرد
فراهم میآورد.
در مقابل، کسانی
که به توانایی
خود شک دارند،
سناریوهای شکست
را مرور کرده و
بر موانع احتمالی
تمرکز میکنند.
بندورا
در این زمینه به
مطالعه کالینز
(۱۹۸۲) اشاره میکند
که در آن کودکان
با سطوح مختلف
توانایی ریاضی
بررسی شدند. نتایج
نشان داد که در
هر سطح از توانایی،
کودکانی که باور
قویتری به توانایی
خود داشتند، استراتژیهای
غلط را سریعتر
کنار گذاشته و
عملکرد بهتری از
خود نشان دادند.
همچنین، نگرش مثبت
به ریاضیات بیشتر
توسط خودکارامدی
پیشبینی میشد
تا توانایی واقعی.
نکته
کلیدی دیگر، تأثیر
باور درباره ماهیت
توانایی است. بندورا
و وود (۱۹۸۹) نشان
دادند کسانی که
توانایی را بهعنوان
مهارت اکتسابی
مینگرند، در برابر
مشکلات تابآوری
بیشتری داشته و
عملکرد بهتری از
خود نشان میدهند،
در حالی که کسانی
که توانایی را
ذاتی میدانند،
با اولین شکست،
خودکارامدیشان
کاهش مییابد.
۳-۲. فرایندهای
انگیزشی
بندورا
(۱۹۹۱) معتقد است
که «بیشتر انگیزش
انسانی بهصورت
شناختی تولید میشود»
. خودکارامدی از
سه طریق بر انگیزش
تأثیر میگذارد:
تعیین اهدافی که
افراد برای خود
برمیگزینند،
میزان تلاشی که
صرف میکنند، و
میزان پایداری
در مواجهه با دشواریها.
در
مطالعه بندورا
و سروون (۱۹۸۶)،
نشان داده شد که
ترکیب سه عامل
خودتأثیری (خودکارامدی
قوی، نارضایتی
از عملکرد نامطلوب،
و پذیرش استانداردهای
چالشبرانگیز)
بخش عمدهای از
تغییرپذیری در
انگیزش را تبیین
میکند.
مطالعه
زیمرمن،
بندورا، و
مارتینز-پونز
(۱۹۹۲) بر روی دانشآموزان
دبیرستانی نشان
داد که خودکارامدی
برای خودتنظیمی،
هم بهطور مستقیم
و هم از طریق تعیین
اهداف شخصی، بر
موفقیت تحصیلی
تأثیر میگذارد.
جالب اینکه آرزوهای
والدین تنها از
طریق تأثیر بر
اهداف شخصی کودکان،
بر موفقیت تحصیلی
تأثیر غیرمستقیم
داشت.
۳-۳. فرایندهای
عاطفی
باورهای
خودکارامدی بر
میزان استرس و
افسردگی در موقعیتهای
تهدیدآمیز یا دشوار
تأثیر میگذارند
. بندورا نشان میدهد
که افرادی که باور
دارند میتوانند
بر تهدیدها کنترل
داشته باشند، الگوهای
فکری آشفتهکننده
را برنمیانگیزند؛
اما کسانی که باور
به مدیریت تهدید
ندارند، اضطراب
بالایی را تجربه
میکنند.
در
حوزه تحصیلی، دانشآموزانی
که خودکارامدی
پایینی برای مدیریت
الزامات تحصیلی
دارند، بهویژه
در معرض اضطراب
امتحان هستند
(میس،
ویگفیلد، و
اکلز، ۱۹۹۰) نشان
دادند که موفقیتها
و شکستهای گذشته
از طریق تأثیر
بر خودکارامدی،
اضطراب را برمیانگیزند.
نکته مهم این است
که خودکارامدی،
پیشبینیکننده
بهتری برای موفقیت
تحصیلی است تا
سطح اضطراب.
۳-۴. فرایندهای
انتخابی
خودکارامدی
از طریق تأثیر
بر انتخاب فعالیتها
و محیطها، مسیر
زندگی افراد را
شکل میدهد. افراد
از فعالیتها و
موقعیتهایی که
معتقدند فراتر
از تواناییهایشان
است، اجتناب میکنند
و فعالیتهایی
را برمیگزینند
که خود را برای
آنها توانا میدانند.
بندورا
انتخاب شغل را
نمونه بارزی از
تأثیر خودکارامدی
بر مسیر زندگی
میداند: هرچه
باور افراد به
کارآمدی خود قویتر
باشد، گزینههای
شغلی بیشتری را
ممکن میدانند،
علاقه بیشتری نشان
میدهند، خود را
بهتر برای مشاغل
مختلف آماده میکنند
و پایداری بیشتری
در مشاغل دشوار
دارند.
۴. سطوح سهگانه
خودکارامدی در
حوزه آموزش
بندورا
در مقاله خود (۱۹۹۳)
سه سطح را معرفی
میکند که خودکارامدی
در آنها بهعنوان
عامل مهمی در توسعه
تحصیلی عمل میکند:
دانشآموزان،
معلمان و کارکنان
آموزشی.
۴-۱. خودکارامدی
شناختی دانشآموزان
باورهای
دانشآموزان به
توانایی خود در
تنظیم یادگیری
و تسلط بر موضوعات
تحصیلی، آرزوها،
سطح انگیزش و موفقیت
تحصیلی آنان را
تعیین میکند .
پژوهشهای شانک
(۱۹۸۹) نشان
داد که برنامههای
آموزشی که بر تقویت
خودکارامدی از
طریق تعیین اهداف
نزدیک، بازخورد
اسنادی و خودگویی
مثبت تأکید دارند،
بهطور چشمگیری
تواناییهای شناختی
کودکان را بهبود
میبخشند.
بندورا
تأکید میکند که
«هدف اصلی آموزش
رسمی باید تجهیز
دانشآموزان به
ابزارهای فکری،
باورهای خودکارامدی
و تواناییهای
خودتنظیمی برای
یادگیری مادامالعمر
باشد» . در این راستا،
زیمرمن و
مارتینز-پونز
(۱۹۸۶) نشان دادند
که خودتنظیمکنندههای
خوب، عملکرد تحصیلی
بهتری نسبت به
خودتنظیمکنندههای
ضعیف دارند.
۴-۲. خودکارامدی
معلمان
باورهای
معلمان به توانایی
خود در ایجاد انگیزه
و ارتقای یادگیری،
بر نوع محیطهای
یادگیری که ایجاد
میکنند و سطح
پیشرفت تحصیلی
دانشآموزان تأثیر
میگذارد (گیبسون
و دمبو، ۱۹۸۴) دریافتند
که معلمان با خودکارامدی
بالا، زمان بیشتری
را به یادگیری
تحصیلی اختصاص
میدهند، به دانشآموزان
نیازمند کمک میکنند
و موفقیتهای آنان
را تحسین میکنند؛
در مقابل، معلمان
با خودکارامدی
پایین، زمان بیشتری
را به امور غیردرسی
اختصاص میدهند
و بهسرعت از کمک
به دانشآموزان
دست میکشند.
اشتون
و وب (۱۹۸۶) تأثیر
تجمعی خودکارامدی
معلمان را بر موفقیت
تحصیلی دانشآموزان
مستند کردند و
نشان دادند که
باورهای معلمان
درباره کارآمدی
خود، سطح موفقیت
دانشآموزان در
ریاضیات و زبان
را در طول سال تحصیلی
پیشبینی میکند.
۴-۳. کارآمدی
جمعی مدارس
بندورا
در مقاله خود (۱۹۹۳)
مفهوم کارآمدی
جمعی (Collective Efficacy) را بهعنوان
توسعه خودکارامدی
در سطح گروه مطرح
میکند. او مینویسد:
«معلمان بهجای
اینکه بهصورت
مجزا عمل کنند،
بهطور جمعی در
یک نظام اجتماعی
تعاملی فعالیت
میکنند» . باورهای
کارکنان، فرهنگهای
مدرسهای را ایجاد
میکند که میتواند
بر نحوه عملکرد
مدارس تأثیر حیاتی
بگذارد.
تحلیل
مسیر انجامشده
در مقاله بندورا
(۱۹۹۳) نشان میدهد
که ویژگیهای نامطلوب
جمعیت دانشآموزی
(از جمله محرومیت
اقتصادی-اجتماعی)
بیشتر از طریق
تضعیف باورهای
کارآمدی جمعی کارکنان
بر موفقیت مدرسه
تأثیر میگذارد
تا از طریق تأثیر
مستقیم . بهعبارت
دیگر، عواملی مانند
فقر و ترکتحصیل،
با تضعیف باور
معلمان به توانایی
خود در آموزش مؤثر،
عملکرد مدرسه را
تضعیف میکنند.
بندورا
در این زمینه شواهد
قابلتوجهی ارائه
میدهد: مدارسی
که کارکنان آنها
بهطور جمعی به
توانایی خود در
ارتقای موفقیت
تحصیلی باور دارند،
جو مثبتی برای
توسعه ایجاد میکنند
و به سطوح بالایی
از موفقیت دست
مییابند.
مطالعهی
تشانن و بار (۲۰۰۴) نیز نشان
داد که معلمانی
که سطح تعهد
پایینتری
دارند، تمایل
دارند برنامههای
کمتری برای
آموزش مؤثر
تدوین کنند
۵. منابع
شکلگیری خودکارامدی
بندورا
در آثار خود، چهار
منبع اصلی را برای
شکلگیری باورهای
خودکارامدی معرفی
میکند که در مقاله
۱۹۹۳ نیز به آنها
اشاره شده است
:
۵-۱. تجارب
تسلط
(Mastery Experiences)
موفقیتهای
عملی و مستقیم،
قویترین منبع
خودکارامدی محسوب
میشوند. بندورا
(۱۹۹۳) نشان داد
که موفقیت در خواندن
و ریاضیات که در
ابتدای سال اندازهگیری
میشود، خودکارامدی
جمعی معلمان را
در پایان سال پیشبینی
میکند.
گودارد (۲۰۰۱) نیز
دریافت که ۶۵
درصد از واریانس
خودکارامدی جمعی
را میتوان به
آزمون خواندن یک
سال قبل نسبت داد.
۵-۲. تجارب
غیرمستقیم (Vicarious Experiences)
مشاهده
موفقیت دیگران،
بهویژه کسانی
که شباهتهایی
با فرد دارند،
میتواند خودکارامدی
را تقویت کند . این
نوع یادگیری زمانی
مؤثرتر است که
موقعیت الگو، بیشترین
شباهت را با موقعیت
واقعی فرد داشته
باشد.
۵-۳. ترغیب
کلامی (Social Persuasion)
تشویق
و بازخورد از سوی
دیگران میتواند
بر باورهای خودکارامدی
تأثیر بگذارد،
بهشرط آنکه از
سوی فردی معتبر
و قابلاعتماد
ارائه شود . ترکیب
ترغیب کلامی با
تجارب غیرمستقیم،
تأثیری قدرتمندتر
دارد.
۵-۴. حالات
فیزیولوژیک و عاطفی
تفسیر
فرد از نشانههای
بدنی خود (مانند
تپش قلب یا تعریق)
میتواند بر خودکارامدی
تأثیر بگذارد.
حالات عاطفی مثبت
در مدرسه، با کاهش
استرس و افزایش
خودکارامدی معلمان
همراه است.
۶. تحلیل
و نقد
۶-۱. نقاط قوت
نظریه
نظریه
خودکارامدی بندورا
از چند جهت دارای
نقاط قوت برجسته
است. نخست، این
نظریه چارچوبی
جامع برای تبیین
تفاوتهای فردی
در عملکرد فراهم
میآورد و نشان
میدهد که چگونه
دو فرد با توانایی
یکسان ممکن است
عملکردهای متفاوتی
داشته باشند. دوم،
تأکید بر ماهیت
پویا و قابلتغییر
خودکارامدی، امکان
مداخلات آموزشی
و درمانی مؤثر
را فراهم میسازد.
سوم، گسترش مفهوم
خودکارامدی به
سطح جمعی، درک
ما را از پویاییهای
سازمانی و فرهنگ
مدرسه عمیقتر
کرده است.
۶-۲. چالشهای
مفهومی
با
وجود تأثیر گسترده
نظریه خودکارامدی،
برخی چالشهای
مفهومی نیز مطرح
شده است
(کوان، ۲۰۰۶) در
تحلیل مفهومی خود
از نظریه بندورا
نشان میدهد که
مفاهیمی مانند
«خودکارامدی»،
«خودکارامدی ادراکشده»
و «باور کارآمدی»
در آثار بندورا
گاه بهگونهای
به کار رفتهاند
که تمایز آنها
دشوار است . همچنین،
رابطه میان خودکارامدی
و خودتنظیمی نیازمند
شفافسازی بیشتری
است، چرا که این
دو مفهوم در آثار
بندورا بهشدت
در هم تنیده شدهاند.
علاوهبراین،
برخی پژوهشگران
مانند ویتلی (۲۰۰۲)
به چالش کشیدهاند
که آیا همیشه خودکارامدی
بالا مطلوب است
یا گاهی تردیدهای
کارآمدی میتواند
معلمان را به تغییر
و بهبود بیشتر
باز کند.
۶-۳. مسیرهای
پژوهشی آینده
پژوهشهای
آتی در حوزه خودکارامدی
میتوانند بر چند
محور متمرکز شوند:
نخست، بررسی عمیقتر
مکانیسمهای عصبی-شناختی
زیربنای خودکارامدی؛
دوم، مطالعه تأثیرات
فرهنگی بر شکلگیری
و تأثیر خودکارامدی؛
سوم، توسعه مداخلات
دقیقتر برای تقویت
خودکارامدی در
جمعیتهای مختلف؛
و چهارم، بررسی
رابطه خودکارامدی
با مفاهیم نوینی
مانند تابآوری
و هوش هیجانی.
۷. نتیجهگیری
مقاله
بندورا (۱۹۹۳) با
عنوان «خودکارامدی
ادراکشده در رشد
و عملکرد شناختی»،
نقطه عطفی در درک
ما از نقش باورهای
خودکارامدی در
فرایندهای شناختی،
انگیزشی، عاطفی
و انتخابی محسوب
میشود. این مقاله
نشان میدهد که
خودکارامدی نهتنها
بر عملکرد فردی،
بلکه بر کارآمدی
معلمان و کارآمدی
جمعی مدارس نیز
تأثیری تعیینکننده
دارد.
یافتههای
کلیدی این مقاله
شامل موارد زیر
است: (۱) خودکارامدی
از طریق چهار فرایند
اصلی بر عملکرد
تأثیر میگذارد؛
(۲) در هر سطح از توانایی،
باور به توانایی،
پیشبینیکننده
بهتری برای عملکرد
است تا خود توانایی؛
(۳) ماهیت توانایی
(ذاتی یا اکتسابی)
بر تابآوری و
عملکرد تأثیر میگذارد؛
(۴) کارآمدی جمعی
معلمان، نقش مهمی
در موفقیت تحصیلی
مدارس ایفا میکند؛
و (۵) ویژگیهای
جمعیت دانشآموزی
از طریق تأثیر
بر باورهای کارآمدی
جمعی بر موفقیت
تحصیلی اثر میگذارند.
با
وجود چالشهای
مفهومی و نیاز
به پژوهشهای بیشتر،
نظریه خودکارامدی
بندورا همچنان
یکی از تأثیرگذارترین
و کاربردیترین
چارچوبهای نظری
در روانشناسی تربیتی
و شناختی باقی
مانده است و راهگشای
درک عمیقتر از
سازوکارهای موفقیت
انسانی در حوزههای
مختلف زندگی است.
فهرست
منابع
|
- Ashton, P. T., &
Webb, R. B. (1986). Making a
difference: Teachers' sense of efficacy and student achievement. Longman. - Bandura, A. (1977). Self-efficacy: Toward a unifying theory of behavioral change. Psychological Review, 84(2), 191-215. - Bandura, A. (1993). Perceived self-efficacy in cognitive development and functioning. Educational Psychologist, 28(2), 117-148. - Bandura, A. (1997). Self-efficacy: The exercise of control. New York: Freeman. - Cowan, T. J. (2006). A conceptual analysis of Albert Bandura's account of self-efficacy and its educational implications (Doctoral dissertation). University of Western Ontario. - Goddard, R. D. (2001). Collective efficacy: A neglected construct in the study of schools and student achievement. Journal of educational psychology, 93(3), 467. - Tschannen-Moran, M., & Barr, M. (2004). Fostering student learning: The relationship of collective teacher efficacy and student achievement. Leadership and Policy in Schools, 3(3), 189-209. - Wheatley, K. F. (2002). The potential benefits of teacher efficacy doubts for educational reform. Teaching and Teacher Education, 18, 5–22. - Zimmerman, B. J., - Bandura, A., & Martinez-Pons, M. (1992).
Self-motivation for academic attainment: The role of self-efficacy beliefs and
personal goal setting. American Educational Research Journal, 29(3), 663-676. |
=====================
تعریف
یادگیری از
دیدگاه
ریچارد مایر
رویاهای
شبانه:
آرزوهای خفته
یا تحلیل
اطلاعات
سازندهگرایی
و عاملیت
فراشناختی
ضرورت
توجه علمی به
خواندن
آموزشگاهی
نقدی
درونپارادایمی
بر رویکرد
آموزشی
سازندهگرایانه
گونهشناسیهای
نوین،
ساختارهای
تازه و
مسیرهای
پژوهشی رو به
رشد خلاقیت
بلوغ
علمی حوزهٔ
مطالعاتی
خلاقیت و
نوآوری