اولین مربی شناختی در ایران
صفحه نخست عملکرد برتر آموزش و یادگیری یادگیری خود تنظیم فراشناخت
مطالعه-خواندن انگیزش و هیجان سنجش و ارزشیابی عصب روانشناسی
چهارشنبه - 14 آبان 1404
مجله اینترنتی روان تنظیم
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
عنوان اصلی: تخصص
اکتساب عملکرد متخصص
اوج عملکرد حرفهای
بنجامین اس. بلوم (۱۹۸۵) سه مرحله مهم در رشد استعدادهای جوانان را مشخص میکند:
- دانشآموز در یک زمینه لذتبخش و اغلب بازیگوشانه با فعالیت آشنا میشود. آنها ممکن است "امید" نشان دهند و والدین خود را به پیشنهاد آموزش صریح ترغیب کنند.
- دانشآموز یک برنامه آگاهانه برای پیشرفت را آغاز میکند و درگیر آموزش و تمرین میشود.
- دانشآموز متعهد میشود که تمام وقت آن فعالیت را مطالعه کند و اغلب در یک آکادمی اختصاصی برای آن هدف شرکت میکند. این مرحله با امرار معاش حرفهای دانشآموز به اوج خود میرسد.
اریکسون و همکاران (۱۹۹۳) مرحله چهارم را پیشنهاد میکنند: هنگامی که دانشآموز یک متخصص حرفهای میشود، تلاش میکند تا سهم منحصر به فردی در آن حوزه داشته باشد (یعنی به یک اجراکننده "برجسته" تبدیل شود).
در پژوهشهای پیشگام خود بلوم (۱۹۸۵الف، ۱۹۸۵ب) و مدل اریکسون و همکاران (۱۹۹۳) در ادامه نشان دادند که توسعه عملکرد سطح بالا در حوزههای مختلف (هنر، ورزش، علم) معمولاً از مسیر چند مرحلهی پیوسته طی میشود. در مطالعات بلوم (۱۹۸۵ب)، بر اساس مصاحبه با نوازندگان ممتاز، والدین و معلمان آنان، روند رشد چنین ترسیم شد:
۱. مرحلهی آغازین: کودک در فضای بازیگوش و آزاد با حوزه آشنا میشود و علاقهای طبیعی بروز میدهد.
۲. مرحلهی تمرین پایه: والدین، آموزش رسمی با معلمی حاذق را آغاز کرده و کودک را به تمرین منظم و تشویق هدفمند عادت میدهند.
۳. مرحلهی تعهد جدی: در دوران نوجوانی، فرد تصمیم میگیرد به سطح بالای حوزهاش برسد؛ خانواده و مربیان برای فراهمکردن شرایط آموزش پیشرفته (حتی جابهجایی جغرافیایی) اقدام میکنند.
۴. مرحله تسلط (اریکسون و همکاران، ۱۹۹۳): یادگیرنده به نقطهای میرسد که فراتر از آموزههای مربیان خود حرکت میکند و شروع به خلق نوآوریهای شخصی و دستاوردهای خلاقانه میکند.
بلوم تأکید داشت که تقریباً همهی افرادِ در سطح بینالمللی، زیر نظر مربیانی رشد کردهاند که خود یا شاگردانشان به آن سطح از عملکرد رسیدهاند. این مسیر نشان میدهد استعداد ذاتی نقش اندکی دارد و آنچه موفقیت را رقم میزند، تمرین آگاهانه و طولانیمدت با راهنمایی خبره است.
اوج عملکرد حرفهای (Expert Performance) به بالاترین سطح از توانایی و کارایی گفته میشود که یک فرد میتواند به طور مداوم و قابل اعتماد در یک حوزه تخصصی خاص به آن دست یابد. این سطح فراتر از "شایسته بودن" یا "خوب بودن" است و نشاندهنده تبدیل شدن به یکی از برترین افراد در آن زمینه در سطح ملی یا بینالمللی است.
در واقع، اوج عملکرد حرفهای شامل سه بُعد اصلی است که آن را از عملکرد خوب متمایز میکند:
۱. کیفیت و دقت بینقص
عملکرد در سطح اوج، کمترین میزان خطا را دارد، حتی تحت فشار. یک قطعهساز ماهر میتواند قطعهای را با ظرافت بسیار دقیق (مثلاً در حد میکرون) تولید کند، در حالی که یک قطعهساز خوب ممکن است گاهی اوقات ظرافت را از دست بدهد.
۲. سازگاری و قابلیت اتکا
فرد متخصص میتواند عملکرد برتر خود را در شرایط مختلف و در طول زمان حفظ کند. این شامل توانایی عملکرد عالی در شرایط استرسزا، خستگی، یا محیطهای غیرقابل پیشبینی است. یک ورزشکار المپیک در فینال رقابتها، تحت شدیدترین فشار روانی، همچنان میتواند رکورد یا بهترین عملکرد خود را ثبت کند، زیرا آمادگی او نه تنها جسمی بلکه ذهنی نیز است.
۳. حل مسئله در سطح بالا
زمانی که یک موقعیت جدید یا چالشی پیش میآید که در کتابهای درسی یا تجربیات قبلی مستقیماً به آن پرداخته نشده است، متخصص اوج، میتواند با استفاده از دانش عمیق، استدلال قیاسی و شهود توسعهیافته، راهحلهای نوآورانه و مؤثر پیدا کند. یک مدیر عامل در یک بحران اقتصادی پیشبینی نشده، با تکیه بر درک عمیق از دینامیک بازار (نه صرفاً پیروی از دستورالعملهای قدیمی)، استراتژی جدیدی اتخاذ میکند که شرکت را نجات میدهد.
کیفیت و دقت بیعیب و نقص - برگرفته از مدل تمرین آگاهانه آندرس اریکسون (۱۹۹۳، ۲۰۰۶)، که بر بهبود مستمر دقت و بازخورد تمرکز دارد. سازگاری و قابلیت اطمینان - برگرفته از مفهوم تخصص تطبیقی در کار هاتانو-ایناگاکی (۱۹۸۶) و بعدها در مدلهای عملکرد سازمانی (به عنوان مثال، در کار جان برانسفورد و همکاران، ۱۹۹۹، ۲۰۰۰) است. حل مسئله سطح بالا - بر اساس مرحله نهایی مدل توسعه استعداد بلوم (۱۹۸۵ب)، که نشان میدهد در سطح «عملکرد تخصصی»، افراد قادر به ایجاد راهحلهای جدید برای مشکلات پیچیده و غیرروتین هستند.
تمایز کلیدی اوج عملکرد حرفهای با مهارت سطح بالا
اوج عملکرد حرفهای صرفاً به معنی داشتن مهارت بالا نیست؛ بلکه به معنای بالاترین سطح قابل دستیابی از مهارت است که معمولاً تنها تعداد بسیار کمی از افراد در هر حوزه به آن میرسند. این سطح از عملکرد معمولاً نتیجه ترکیب زمان طولانی (حدود ۱۰ سال)، آمادگی شدید، و تمرین آگاهانه هدفمند است. این یک حالت ثابت نیست، بلکه نیازمند حفظ و تداوم در سطوح بالای فعالیت است.
اوج عملکرد پس از یک دوره ۱۰ ساله آمادگی شدید به دست می آید. تجزیه و تحلیلهای آزمایشگاهی عملکرد حرفهای، مکانیسمهای پیچیده بسیاری را نشان داد که نشاندهنده سازگاری شدید با الزامات تکلیف در حوزههای تخصصی مربوطه است. ماهیت و ساختار فعالیتهای مقدماتی برای دستیابی به بالاترین سطوح عملکرد در یک حوزه خاص مهم هستند.
در توسعه عملکرد حرفهای، میتوان چندین مرحله را تشخیص داد که در آنها مشارکت در آن حوزه به تدریج افزایش مییابد (بلوم، ۱۹۸۵). در یک حوزهی خاص، ابتدا انواع گوناگون فعالیتها بررسی میشوند، سپس آن دسته از فعالیتهایی که بیشترین ارتباط را با بهبود عملکرد از طریق تمرین آگاهانه دارند شناسایی میگردند؛ در نهایت، شواهدی که در گذشته بهعنوان پشتوانهی نقش استعداد ذاتی مطرح میشدند، در واقع بازتابی از نتایج تمرینات هدفمند و فشردهی بلندمدت به نظر میرسند. تمرکز اصلی بر روی مکانیسمها و ساختار تمرینات مورد نیاز برای رسیدن به اوج عملکرد تخصصی است، به جای تکیه صرف بر استعداد ذاتی.
این مطالب سه نکته مهم و متوالی را مطرح میکند که در توسعه عملکرد حرفهای حیاتی هستند:
۱. اوج عملکرد نتیجه آمادگی طولانیمدت است.
عملکرد در سطح بسیار بالا (اوج عملکرد حرفهای) یک شبه اتفاق نمیافتد، بلکه پس از یک دوره طولانی (۱۰ سال) آمادگی شدید به دست میآید. تجزیه و تحلیلهای آزمایشگاهی نشاندهنده سازگاریهای فیزیولوژیکی/عصبی/شناختی پیچیدهای هستند که بدن و ذهن فرد برای پاسخگویی به الزامات دقیق تکلیف (Task Requirements) در حوزه تخصصی خود ایجاد کرده است.
یک نوازنده ویولن کلاسیک که به اوج شهرت میرسد، احتمالاً حداقل ۱۰,۰۰۰ ساعت تمرین داشته است. این تمرینها باعث ایجاد تغییرات دائمی در مناطق حرکتی و حسی مغز (مانند بزرگتر شدن ناحیه مربوط به انگشتان ویولن در قشر حسی-حرکتی) شده که سازگاریهای پیچیده مورد نظر را منعکس میکند.
۲. توسعه عملکرد دارای مراحل پیشرونده است.
طبق مدلهایی مانند مدل بلوم (۱۹۸۵ب)، ورود به یک حوزه تخصصی مجموعهای از مراحل متوالی و با شدت فزاینده است. مشارکت فرد در آن حوزه به تدریج عمیقتر میشود. این مراحل شامل کسب مهارتهای پایه، ورود به آموزشهای تخصصیتر، و سپس ورود به رقابتها و چالشهای سطح بالا هستند.
در شطرنج، این مراحل میتواند شامل:
مرحله اولیه: یادگیری قوانین و بازیهای ساده (شروع).
مرحله متوسط: مطالعه الگوهای تاکتیکی و بازی با افراد قویتر (افزایش مشارکت).
مرحله پیشرفته: تحلیل بازیهای استادان بزرگ، شبیهسازی شرایط مسابقه و تمرکز بر نقاط ضعف فردی (آمادگی شدید).
۳. اهمیت تمرین آگاهانه در برابر استعداد ذاتی.
این بخش حیاتیترین بخش است. شواهدی که قبلاً به عنوان استعداد ذاتی (Talent) تلقی میشدند، در واقع نتیجه تمرینات شدید و طولانیمدت هستند. تمرین آگاهانه به تمرین هدفمند، متمرکز بر نواحی ضعف، همراه با بازخورد فوری و مداوم اشاره دارد، نه صرفاً تکرار یک فعالیت. دو کودک ممکن است با استعداد یکسان شروع کنند، اما کودکی که به طور آگاهانه (Deliberately) و منظم روی تکنیکهای سختتر تمرکز میکند (و بازخورد میگیرد)، در نهایت عملکرد بهتری نسبت به کودکی خواهد داشت که فقط "بازی میکند" یا به صورت غیرمتمرکز تمرین میکند، حتی اگر دومی در ابتدا کمی باهوشتر به نظر میرسید. این تمایز، برتری تمرین بلندمدت را بر استعداد اولیه نشان میدهد.
به طور خلاصه، تعهد، ساختار تمرینات، و زمان صرف شده عامل اصلی رسیدن به اوج عملکرد در هر حوزه تخصصی است. این جمله، هسته اصلی بحث درباره توسعه مهارتهای تخصصی در بسیاری از حوزهها، به ویژه در روانشناسی ورزش و مطالعات عملکرد است.
تشریح مفهوم اوج عملکرد و ۱۰ سال آمادگی شدید
این ایده که رسیدن به اوج عملکرد حرفهای (Expert Performance) نیازمند زمان طولانی و آمادگی شدید است، عمدتاً ریشه در پژوهشهای آندرس اریکسون (K. Anders Ericsson) دارد که مفهوم «قانون ۱۰,۰۰۰ ساعت» را شهرت داد (هرچند که به طور خاص به ۱۰ سال اشاره می کنند که تقریباً معادل ۱۰,۰۰۰ ساعت تمرین فشرده است).
چرا ۱۰ سال؟ این بازه زمانی (۱۰ سال) به چند دلیل مهم در مدلهای توسعه مهارت گنجانده شده است:
۱. زمان لازم برای تغییرات عصبی-شناختی: مغز و بدن انسان برای ایجاد تغییرات ساختاری و عملکردی که در سطح یک "متخصص" لازم است (سازگاریهای پیچیده)، به زمان نیاز دارد. این تغییرات شامل:
حافظه کاری پیشرفته: توانایی ذخیره و بازیابی الگوهای پیچیده (مانند ترکیبهای تاکتیکی یا تشخیص سریع موقعیت).
مکانیسمهای حرکتی بهینه: تبدیل حرکات ارادی و نیازمند توجه به حرکات خودکار و بدون نیاز به تمرکز زیاد (که انرژی شناختی آزاد میکند).
۲. عمق مواجهه با موقعیتهای بحرانی: یک دهه تمرین شدید این فرصت را فراهم میکند تا فرد با طیف وسیعی از چالشها، شکستها، و موقعیتهای غیرمنتظره در حوزه خود روبرو شود و برای آنها راهحلهای پایدار بیاموزد.
مثالهای کاربردی
مثال ۱: اوج عملکرد در جراحی مغز و اعصاب
یک جراح مغز و اعصاب را در نظر بگیرید که به اوج شهرت و مهارت رسیده است:
۱. آمادگی اولیه (سالهای ۱ تا ۴): فرد آموزشهای پزشکی عمومی، تشریح و فارغالتحصیلی از دانشکده پزشکی را پشت سر میگذارد. او دانش پایه را کسب میکند اما هنوز مهارتهای اجرایی بالایی ندارد.
۲. دوره تخصصی و رزیدنتی (سالهای ۵ تا ۱۰): این دوره با تمرین شدید و تحت نظارت همراه است. جراح ساعتهای طولانی را صرف مشاهده، دستیاری، و در نهایت انجام عملهای پیچیده میکند.
۳. سازگاری پیچیده: او یاد میگیرد که در حین جراحیهای طولانی، سطح خستگی خود را مدیریت کند، در مواجهه با خونریزیهای غیرمنتظره به سرعت واکنش دهد، و با دقت میلیمتری کار کند.
معمولاً تا پایان دهه اول آموزشهای فشرده، فرد تازه به سطح "متخصص" (Expert) میرسد که میتواند به طور مستقل در شرایط استاندارد عمل کند. برای رسیدن به اوج عملکرد، یعنی زمانی که جراح میتواند پیچیدهترین و نادرترین موارد را با موفقیت بالا مدیریت کند، نیاز به سالها تجربه اضافی در انجام عملهای منحصربهفرد (تمرین آگاهانه در مواجهه با موارد کمیاب) دارد تا آن سازگاری شدید حاصل شود.
نتیجهگیری: این ۱۰ سال، صرفاً زمان گذراندن در محل کار نیست، بلکه دورهای از "آمادگی شدید" است که طی آن فرآیندهای بیولوژیکی و شناختی فرد برای سازگاری با بالاترین سطح تقاضاهای آن شغل، به صورت بنیادی تغییر میکند.
مثال ۲: مراحل توسعه عملکرد در مشاوره فردی
برای شفافسازی این مراحل در شغل مشاوره فردی (Individual Counseling)، میتوانیم مسیر یک مشاور تا رسیدن به سطح اوج عملکرد را بر اساس چارچوب توسعه مهارت (که شامل مراحل پیشرونده و تمرین آگاهانه است) ترسیم کنیم. در اینجا مراحل توسعه از یک مبتدی تا اوج عملکرد حرفهای در مشاوره فردی آمده است:
۱. دانشجو/کارآموز (تازه کار): یادگیری اصول و نظریهها و درک چارچوبهای نظری (مانند CBT، روانکاوی)؛ نیاز به دستورالعملهای واضح برای هر جلسه؛ عملکرد بسیار وابسته به نظارت مستقیم سوپروایزر.
۲. شایسته (تازه کار پیشرفته): اجرای تکنیکهای آموختهشده؛ میتواند جلسات پایه را با ساختار مشخص برگزار کند. در مواجهه با موارد پیچیده یا بحرانی دچار تردید میشود و زمان زیادی برای تصمیمگیری نیاز دارد.
۳. شایسته کارآزموده (با کفایت): مدیریت موقعیتهای استاندارد، توانایی مدیریت پروندههای روتین، حفظ مرزها و استفاده از تکنیکها به صورت خودکار؛ عملکرد خوب است اما هنوز ممکن است فرصتهای عمیقتر تغییر را از دست بدهد. (این مرحله ممکن است چند سال طول بکشد).
۴. ماهر (متخصص اسمی): با درک کلنگر و بصیرت؛ شروع به دیدن الگوهای بلندمدت در زندگی مراجع میکند. توانایی پیشبینی واکنشهای مراجع در آینده را پیدا میکند. شروع به انطباق تکنیکها با مراجع بهجای پیروی کورکورانه از تکنیکها.
۵. اوج عملکرد حرفهای (متخصص واقعی): شهود، نوآوری، و تأثیرگذاری عمیق؛ این مرحله حداقل ۱۰ سال تمرین فشرده نیاز دارد.
اوج عملکرد حرفهای در مشاوره فردی
یک مشاور در اوج عملکرد حرفهای (Expert Counselor) دارای ویژگیهای زیر است:
۱. ادغام شهودی
مشاور در این سطح، فرآیند تشخیص و مداخله را تقریباً به صورت ناخودآگاه انجام میدهد. در حین گوش دادن به مراجع، او همزمان چندین لایه از اطلاعات (کلامی، غیرکلامی، تاریخچه، الگوهای انتقال) را بدون نیاز به تحلیل آگاهانه پردازش میکند. او میداند چه زمانی باید سکوت کند، چه زمانی سؤال بپرسد، و چه زمانی باید از یک تکنیک خارج شود و صرفاً "همراه" مراجع باشد.
۲. تمرین آگاهانه در مواجهه با موارد کمیاب
این مشاور به ندرت با پروندههای تکراری روبرو میشود. اوج عملکرد او در تواناییاش برای موفقیت در پیچیدهترین و مزمنترین مواردی است که مشاوران سطح پایینتر از رسیدگی به آنها ناتوان بودهاند. او به طور فعال به دنبال مطالعه مواردی است که الگوی مشخصی ندارند تا دانش خود را از طریق حل چالشهای جدید گسترش دهد.
۳. تأثیر پایدار
اوج عملکرد در مشاوره به نتایجی ختم میشود که فراتر از حل مشکل فعلی است. مشاور متخصص به مراجع کمک میکند تا نظامهای درونی خود را بازسازی کند؛ به طوری که مراجع پس از پایان مشاوره، برای مقابله با بحرانهای آینده تجهیز شده باشد.
نکته کلیدی: در این سطح، بحث بر سر استعداد ذاتی نیست، بلکه این است که آن مشاور در طول ۱۰ سال، هزاران ساعت را صرف تمرین آگاهانه (مانند نوشتن گزارشهای تحلیلی دقیق، شرکت در کارگاههای پیشرفته، و دریافت سوپرویژنهای سختگیرانه بر روی شکستهای خود) کرده است تا سیستمهای عصبی و شناختیاش برای مواجهه با پیچیدگیهای روان انسان به طور کامل سازگار شود.
مثال ۳: مراحل توسعه عملکرد در مدیریت کسب و کار
موفقیت در آن مستقیماً با توانایی رهبری، تصمیمگیری در شرایط ابهام و ایجاد ارزش چند برابری مرتبط است. در اینجا مراحل توسعه یک مدیر کسب و کار تا رسیدن به سطح اوج عملکرد حرفهای، با تمرکز بر مدیریت یک شرکت متوسط رو به رشد، آورده شده است:
۱. دانشجو/کارمند فنی: تسلط بر یک مهارت تخصصی (مثلاً بازاریابی، مالی یا عملیات)؛ تمرکز بر اجرای وظایف روزانه محول شده. موفقیت در رسیدن به KPIهای کوتاهمدت تیم خود. برای هر تصمیمی نیاز به تأیید مدیر بالادستی دارد.
۲. مدیر اجرایی میانی: مدیریت تیمهای کوچک و فرآیندها؛ شروع به درک این میکند که چگونه وظایف تیمش بر بخشهای دیگر تأثیر میگذارد. در مدیریت منابع (بودجه، افراد) تا حدی موفق است اما هنوز در استراتژیهای بلندمدت محدودیت دارد.
۳ مدیر ارشد: رهبری چند دپارتمان و توسعه استراتژیهای بخشی؛ توانایی طراحی استراتژیهایی که رشد پایدار ایجاد میکنند. در این مرحله، شروع به توسعه "مکانیسمهای سازگاری" (سیستمهای داخلی شرکت برای مدیریت ریسک و تغییر) میکند.
۴ اوج عملکرد حرفهای: رهبری کل سازمان، تعریف چشمانداز، ایجاد فرهنگ و نوآوری. این مرحله نتیجه ۱۰ سال تمرین آگاهانه در مواجهه با شکستها، مذاکرات سخت و تصمیمگیریهای با ریسک بالا است.
اوج عملکرد حرفهای در مدیریت کسب و کار
یک مدیر در اوج عملکرد، تفاوتهای زیر را با مدیران خوب (مرحله ۳) دارد:
۱. توانایی تعریف مجدد "بازی"
مدیر خوب در چارچوبهای موجود بهترین عملکرد را دارد؛ مدیر اوج، چارچوب را تغییر میدهد. این به معنای شناسایی فرصتهای بازار است که هیچکس دیگری آنها را ندیده یا آنقدر ریسکی تلقی شدهاند که نادیده گرفته شدهاند. این مدیر قادر است صنعت خود را با تعریف یک مدل کسب و کار کاملاً جدید تغییر دهد (مانند آنچه که مدیران نوآور بزرگ در طول تاریخ انجام دادهاند).
۲. مدیریت ابهام به عنوان منبع
مدیران معمولی از ابهام دوری میکنند. مدیر در اوج عملکرد، ابهام را به عنوان "فضای خالی" برای نوآوری میبیند. او میتواند در شرایطی که ۶۰٪ اطلاعات لازم وجود ندارد، تصمیمی بگیرد که ۹۰٪ سودآور است، زیرا "سازگاری شدید" او (که در طول سالها با شکستهای سخت تمرین شده) اجازه میدهد تا به سرعت مسیر را در صورت نیاز اصلاح کند.
۳. فرهنگسازی به عنوان مزیت رقابتی
اوج عملکرد مدیر، فقط در اعداد و ارقام مالی نیست، بلکه در توانایی او برای کاشتن یک فرهنگ سازمانی خاص است که به منبع پایداری از عملکرد برتر تبدیل میشود. این فرهنگ، به قدری درونی شده است که شرکت حتی بدون حضور مستقیم مدیر برای مدتی، میتواند به مسیر درست خود ادامه دهد.
نکته کلیدی: آنچه که به نظر میرسد "استعداد ذاتی" یک مدیر در تصمیمگیریهای بزرگ است (مثلاً در یک جلسه هیئت مدیره)، در واقع فرآیند پیچیدهای است که با ۱۰ سال تمرین آگاهانه در زمینههای مختلف (از مذاکره با اتحادیه تا رهبری تیمهای توسعه محصول) ساخته شده است. او توانسته است "مکانیسمهای پیچیده" تحلیل موقعیت، ارزیابی ریسک، و مدیریت انسانها را به صورت یکپارچه درونی کند.
مجله اینترنتی روان تنظیم
Online Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا
روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی
دانش آموخته دانشگاه تهران
اولین مربی شناختی در ایران
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.
استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.