مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

عوامل موثر بر الگوپذیری

image

اولین مربی شناختی در ایران

صفحه نخست   عملکرد برتر   آموزش و یادگیری   یادگیری خود تنظیم   فراشناخت 

 مطالعه-خواندن   انگیزش و هیجان   سنجش و ارزشیابی   عصب روانشناسی

دوشنبه - 26 آبان 1404

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

کتاب درسی روانشناسی تربیتی شناختی

فصل ششم

نظریه شناختی اجتماعی

عوامل موثر بر الگوپذیری

 

فقط نگاه‌کردن به کسی که کاری انجام می‌دهد کافی نیست تا آن رفتار را یاد بگیریم یا خودمان انجام دهیم. ویژگی‌های شخصیِ فردِ مشاهده‌کننده، اعتبار و مهارتِ الگویی که دیده می‌شود، و نتایجی که آن الگو می‌گیرد (مثلاً پاداش یا تنبیه) همگی بر میزان و کیفیت یادگیری تأثیر می‌گذارند.

 یادگیری تا حد زیادی به عوامل رشدی (تکاملی) بستگی دارد — یعنی سن، توانایی‌های شناختی، و ظرفیت ذهنی فرد در طول رشد. این شامل توانایی دانش‌آموزان برای یادگیری از طریق مشاهده‌ی دیگران هم می‌شود. تحقیقات نشان داده‌اند که کودکان حتی در سنین پایین (حدود ۶ تا ۱۲ ماه) می‌توانند رفتارهایی را که از دیگران می‌بینند تقلید کنند. با این حال، کودکان خردسال نمی‌توانند مدت طولانی روی رفتار الگو تمرکز کنند، و در تشخیص نکات مهم از جزئیات بی‌اهمیت هم مشکل دارند.

با رشد شناختی، عملکردهای ذهنی مثل تمرین ذهنی، سازمان‌دهی، و بسط دادن اطلاعات بهتر می‌شود. کودکان بزرگ‌تر دانش بیشتری دارند که به آن‌ها کمک می‌کند اطلاعات جدید را بهتر بفهمند و از استراتژی‌های حافظه‌ای استفاده کنند. کودکان کوچک معمولاً رفتارهای مشاهده‌شده را بر اساس ویژگی‌های فیزیکی در ذهن رمزگذاری می‌کنند (مثلاً توپ گرد است، می‌جهد، آن را پرتاب می‌کنی). اما کودکان بزرگ‌تر اطلاعات را به‌صورت دیداری یا نمادین در ذهنشان نمایش می‌دهند.

فرایند اجرای رفتار

اطلاعاتی که از مشاهده به دست آمده است فقط زمانی می‌تواند به عمل تبدیل شود که کودک توانایی فیزیکی لازم را داشته باشد. اجرای رفتار شامل ترجمه‌ی آنچه در حافظه ذخیره شده است به عمل، مقایسه‌ی عملکرد فعلی با آنچه در ذهن است، و اصلاح اشتباه‌ها در حین اجرا است.  

توانایی خود‌تنظیمی (self-regulation) — یعنی کنترل و هدایت رفتار برای مدت طولانی‌تر — با رشد افزایش می‌یابد.  

کودکان خردسال معمولاً به پیامدهای فوری رفتارشان انگیزه پیدا می‌کنند (مثلاً پاداش یا تشویق فوری). اما با افزایش سن، کودکان تمایل دارند رفتاری را انجام دهند که با اهداف و ارزش‌های درونی‌شان سازگار است.

خلاصه‌، هرچه کودک بزرگ‌تر و رشد‌یافته‌تر می‌شود، در مشاهده، پردازش، به یادآوری، و اجرای رفتارهای الگویی توانمندتر می‌شود. همچنین انگیزه‌ی او از انجام کارها، از پیامدهای آنی به اهداف و ارزش‌های شخصی تغییر می‌کند.

همه رفتارهایی که از دیگران مشاهده می‌شوند به یک اندازه مفید یا تأثیرگذار نیستند، و اینکه چرا مردم بیشتر به بعضی افراد یا "الگوها" توجه می‌کنند تا به دیگران. رفتارهایی که در مواجهه با محیط موفق‌تر عمل می‌کنند، توجه بیشتری جلب می‌کنند؛ یعنی اگر کسی در کاری موفق شود، دیگران با دقت بیشتری رفتار او را مشاهده می‌کنند تا یاد بگیرند. مردم معمولاً به یک مدل (الگو) توجه می‌کنند چون فکر می‌کنند ممکن است خودشان در آینده در همان موقعیت قرار بگیرند و می‌خواهند بدانند چگونه رفتار کنند تا موفق شوند. مثلاً دانش‌آموز به معلم توجه می‌کند چون معلم از او می‌خواهد تمرکز کند، اما همچنین چون می‌داند بعداً باید همان مهارت‌ها و رفتارها را خودش نشان دهد. یا مثلاً شاگرد به مربی تنیس خود توجه می‌کند چون مربی در تنیس خبره است و شاگرد می‌خواهد بازی‌اش را بهتر کند.  

وقتی چند مدل (الگو) هم‌زمان وجود داشته باشند، مردم بیشتر به مدل‌هایی توجه می‌کنند که توانمندتر و کارآمدترند. توانایی یا شایستگی مدل (model competence) معمولاً از نتایج رفتار او شناخته می‌شود — مثلاً موفقیت یا شکست — و همچنین از نشانه‌هایی که نشان‌دهنده‌ی مهارت یا اعتبار او هستند.

یکی از ویژگی‌های مهم یک مدل مؤثر، اعتبار یا پرستیژ او است. مدل‌هایی که شهرت یا جایگاه بالاتری دارند، بیشتر توجه دیگران را جلب می‌کنند. مثلاً معمولاً افراد بیشتری در سخنرانی یک فرد مشهور شرکت می‌کنند تا در سخنرانی یک فرد کمتر شناخته‌شده. در بیشتر مواقع، افراد با جایگاه بالا (افراد "دارای پرستیژ") به خاطر توانایی و عملکرد خوبشان به آن موقعیت رسیده‌اند؛ بنابراین مردم فکر می‌کنند اگر رفتار این افراد را تقلید کنند، خودشان هم پاداش خواهند گرفت.

برای بیشتر کودکان، والدین و معلمان مدل‌هایی با جایگاه بالا هستند، و تأثیر آن‌ها فقط محدود به آموزش نیست — بلکه به زمینه‌های دیگری مثل رفتار اجتماعی، موفقیت تحصیلی، پوشش و رفتار ظاهری هم گسترش پیدا می‌کند. مثلاً تأثیر معلم نه فقط بر یادگیری درسی بلکه بر نحوه‌ی رفتار و برخورد دانش‌آموز هم دیده می‌شود.

همچنین پرستیژ مدل‌ها گاهی به حوزه‌هایی که در آن‌ها تخصص ندارند هم سرایت می‌کند. برای نمونه، نوجوانان ممکن است شیوه‌ی لباس پوشیدن یا محصولاتی را که هنرمندان مشهور در تبلیغات استفاده می‌کنند، تقلید کنند — حتی اگر آن هنرمندان در زمینه‌ی مد یا محصول تخصصی نداشته باشند.

با رشد، مدل‌سازی و مشاهده‌ی دیگران در انسان بیشتر می‌شود، ولی کودکان خردسال بیشتر از بزرگسالان تحت تأثیر بزرگ‌ترها هستند، چون هنوز قدرت گزینش یا تحلیل مستقل در آن‌ها کمتر است.

خلاصه‌، در یک جمله، انسان‌ها بیشترین توجه را به رفتار کسانی نشان می‌دهند که موفق، توانا، و دارای اعتبار بالا هستند؛ چون باور دارند تقلید از آن‌ها به موفقیت و پاداش منجر می‌شود.

پیامدهای جانشینی یا غیرمستقیم

پیامدهای جانشینی یا غیرمستقیم (Vicarious Consequences) در یادگیری مشاهده‌ای یعنی اثر پاداش یا تنبیهی که "الگو" دریافت می‌کند بر رفتار و یادگیری فردِ مشاهده‌کننده.

مفهوم کلی:

وقتی شخصی رفتار دیگران را مشاهده می‌کند، پیامدهایی که آن افراد تجربه می‌کنند (پاداش یا تنبیه) می‌تواند بر یادگیری و انگیزه خود مشاهده‌گر تأثیر بگذارد. به عبارت دیگر، اگر ببینیم کسی برای انجام کاری تشویق می‌شود، احتمال بیشتری وجود دارد که خودمان آن رفتار را انجام دهیم (بندورا، ۱۹۸۶).

نقش پیامدهای جانشینی

پیامدهای جانشینی دو کار انجام می‌دهند:

۱. آگاه‌سازی: آنها نشان می‌دهند که چه رفتارهایی مؤثر و قابل قبول هستند.

۲. انگیزش: آنها فرد را به انجام همان رفتار تشویق می‌کنند.

مثلاً وقتی کسی را می‌بینیم که با انجام کار خاصی به موفقیت می‌رسد، از او توالی رفتارهای موفق را یاد می‌گیریم، و باور می‌کنیم اگر ما هم همان کار را انجام دهیم، نتیجه‌ی مشابهی می‌گیریم.

آزمایش معروف «عروسک بوبو» (بندورا، راس، و راس، ۱۹۶۳)

در این پژوهش کودکان رفتار پرخاشگرانه‌ی بزرگسالان را هنگام کتک زدن یک عروسک بوبو دیدند (به‌صورت زنده، فیلم، یا کارتون). مدل‌ها پاداش یا تنبیه نشدند، بنابراین کودکان نتیجه گرفتند این رفتار «قابل قبول» است.  بعد از مشاهده، کودکان در بازی با همان عروسک، رفتارهای پرخاشگرانه‌ی بسیار بیشتری نشان دادند — بدون تفاوت بین مدل زنده، فیلمی یا کارتونی.  این نشان داد که دیدن رفتار بدون پیامد منفی می‌تواند یادگیری و تکرار آن را در کودکان تقویت کند.

شباهت با الگوها

شباهت میان فرد و الگو باعث می‌شود که رفتار الگو برای فرد قابل تقلیدتر و «مناسب‌تر» به نظر برسد. این شباهت می‌تواند شامل: جنسیت، سن، و وضعیت اجتماعی یا سطح توانایی باشد.  وقتی فرد اطلاعات کمی درباره‌ی ارزش عملی رفتار دارد، شباهت با الگو اهمیت بیشتری پیدا می‌کند (مثلاً در کاری تازه یا ناشناخته).

مثال از پژوهش‌ها:

- کودکان گاهی بیشتر از الگوهای هم‌جنس تقلید می‌کنند، مخصوصاً برای رفتارهایی که درباره‌ی جنسیت آن‌ها اطمینان ندارند.  

- اما برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند جنسیت الگو بیشتر بر اجرا اثر دارد تا بر یادگیری؛ یعنی کودک از هر دو جنس یاد می‌گیرد، ولی ممکن است فقط رفتارهایی را اجرا کند که برای جنس خودش مناسب می‌داند.

شباهت سنی

کودکان معمولاً رفتار هم‌سن‌های خودشان را مناسب‌تر می‌دانند و بیشتر از آن‌ها تقلید می‌کنند، مگر این‌که اطلاعاتی درباره‌ی توانایی و مهارت الگو داشته باشند. وقتی توانایی‌ها مشخص باشد، شباهت در سطح مهارت اهمیت بیشتری دارد تا در سن.

یادگیری از همسالان در مقابل بزرگسالان

تحقیقات نشان داده‌اند که کودکان الزاماً از بزرگسالان نسبت به همسالان بهتر یا بدتر یاد نمی‌گیرند ؛ بلکه سبک آموزشی متفاوت است: بزرگسالان بیشتر از گفتار و توضیح اصول کلی استفاده می‌کنند. کودکان بیشتر نمایش عملی و اشاره به جزئیات چگونگی انجام کار را به کار می‌برند. بنابراین آموزش همسالان می‌تواند برای کودکانی که در پردازش کلامی ضعف دارند، بسیار مفید باشد.

خود‌مدل‌سازی

بالاترین درجه‌ی شباهت بین مدل و مشاهده‌کننده وقتی است که فرد خودش مدل باشد. در این روش، عملکرد فرد ضبط می‌شود و بعد خودش آن را مشاهده می‌کند.  این کار به یادگیری مهارت‌هایی کمک می‌کند که موقع اجرا نمی‌توان آن‌ها را دید (مثلاً حرکات ژیمناستیک یا سخنرانی). اگر در فیلم خطا وجود داشته باشد، مشاهده بدون راهنمایی ممکن است باعث دلسردی شود؛ ولی اگر مربی توضیح دهد چطور بهتر عمل کند، این مشاهده باعث افزایش باور به توانایی یا خودکارآمدی (selfefficacy) می‌شود.

پژوهش شانک و هانسون (۱۹۸۹):

در آموزش محاسبه‌ی کسرها، کودکانی که فیلم موفقیت‌های خودشان را دیدند،  خودکارآمدی بالاتری داشتند،  انگیزه‌ی بیشتری پیدا کردند، و عملکردشان بهتر شد. جالب آن‌که فرقی نداشت فیلم نشان‌دهنده‌ی «موفقیت کامل» باشد یا «پیشرفت تدریجی» — هر دو باعث رشد باور به توانایی و انگیزه شدند.

جمع‌بندی نهایی

۱. مشاهده پاداش یا تنبیه دیگران مسیر یادگیری و عملکرد را شکل می‌دهد.

۲. شباهت بین فرد و الگو (از نظر سن، جنسیت یا موقعیت) یادگیری را مؤثرتر می‌کند.

۳. کودکان از همسالان و بزرگسالان یاد می‌گیرند، اما سبک یادگیری آنها متفاوت است.

۴. خودمشاهده‌گری یا خودالگوسازی یکی از مؤثرترین راه‌ها برای یادگیری و ایجاد اعتماد به نفس است خودِ فرد است.

نحوه‌ی بهینه‌سازی تأثیر الگوها

بهینه‌سازی تأثیر الگوها (models) بر یادگیری دانش‌آموزان در سطوح مختلف تحصیلی صورت می گیرد. به‌ویژه با تأکید بر اهمیت ویژگی‌های الگو و شباهت آن‌ها با دانش‌آموزان.

به‌طور خلاصه:

چرا مردم به الگوها توجه می‌کنند؟

افراد تا حدودی به این دلیل به الگوها توجه می‌کنند که باور دارند خودشان هم ممکن است با موقعیت‌های مشابهی روبه‌رو شوند.

استفاده از اعتبار و شایستگی الگو

بهره‌گیری مؤثر از اعتبار و شایستگی الگو می‌تواند انگیزه دانش‌آموزان دبیرستانی را برای توجه به درس‌ها و یادگیری از آن‌ها افزایش دهد. 

مثال: مشکل مصرف الکل در دبیرستان

اگر مصرف الکل در دبیرستانی مشکل‌ساز شده باشد، مسئولین مدرسه می‌توانند برنامه‌ای در مورد آموزش و سوءمصرف الکل (پیشگیری، درمان) برگزار کنند که شامل سخنرانانی از خارج از مدرسه باشد. این سخنرانان می‌توانند افراد بانفوذی مانند فارغ‌التحصیلان دبیرستان و دانشگاه (که اخیراً فارغ‌التحصیل شده‌اند)، افرادی که با موفقیت بر مشکلات الکل غلبه کرده‌اند و کسانی که با سوءمصرف‌کنندگان الکل کار می‌کنند، باشند.

شباهت نسبی سنی الگوها با دانش‌آموزان، همراه با تجربیات شخصی الگوها، باعث می‌شود الگوها بسیار شایسته به نظر برسند. این افراد ممکن است تأثیر بیشتری بر دانش‌آموزان نسبت به نوشته‌ها یا درس‌هایی که توسط معلمان و مشاوران تدریس می‌شوند، داشته باشند.

استفاده از همسالان در سطح ابتدایی

در سطح دبستان، استفاده از همسالان برای کمک به آموزش مهارت‌های تحصیلی می‌تواند یادگیری و خودکارآمدی را در بین فراگیران افزایش دهد. کودکان ممکن است با کودکانی که مشکلات مشابهی داشته‌اند، همذات‌پنداری کنند.

مثال: آموزش تقسیم طولانی (Long Division)

چهار دانش‌آموز در کلاس خود در یادگیری تقسیم مشکل دارند. این چهار دانش‌آموز با دانش‌آموزانی که نشان داده‌اند می‌فهمند چگونه تقسیم طولانی را انجام دهند، جفت می‌شوند. کودکی که به همکلاسی خود توضیح می‌دهد چگونه یک مسئله تقسیم طولانی را حل کند، این کار را به گونه‌ای انجام می‌دهد که همکلاسی‌اش بتواند بفهمد.

نکات کلیدی:

۱. اهمیت شباهت: دانش‌آموزان به الگوهایی که شبیه خودشان هستند (از نظر سن، تجربه، مشکلات و غیره) توجه بیشتری می‌کنند و از آنها بهتر یاد می‌گیرند.

۲. اعتبار و شایستگی: الگوها باید معتبر و شایسته به نظر برسند تا انگیزه دانش‌آموزان افزایش یابد.

۳. تجربیات شخصی: به اشتراک گذاشتن تجربیات شخصی می‌تواند الگوها را برای دانش‌آموزان ملموس‌تر و باورپذیرتر کند.

۴. آموزش همسالان: استفاده از همسالان برای تدریس می‌تواند به دانش‌آموزان کمک کند تا مفاهیم را بهتر درک کنند، زیرا همسالان ممکن است بتوانند مفاهیم را به زبانی ساده‌تر و قابل فهم‌تر توضیح دهند.

 

مجله اینترنتی روان تنظیم

Online Journal of Ravantanzim

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا

روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی

دانش آموخته دانشگاه تهران

اولین مربی شناختی در ایران

لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.

استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.