جمعه - 07 شهریور 1404
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
یادگیری خود تنظیم
یادگیری خود تنظیم از دیدگاه مونیک بوکارتس
پرورش باورهای انگیزشی
انگیزه یکی از عوامل مهم در ایجاد یادگیری خودتنظیم است و معلمان و دانشآموزان باید به خوبی از نحوه استفاده از آن در ایجاد محیطهای یادگیری خودتنظیم آگاه باشند. استفاده از اصول انگیزشی هم در یادگیری خودتنظیم و هم در پیشرفت تحصیلی ضروری است.
باورهای انگیزشی
معلمان، مانند محققان، باید از باورهای انگیزشی که دانشآموزان به کلاس میآورند، ایده خوبی داشته باشند. دانشآموزان ممکن است قبل از ورود به کلاس، باورهای مناسب یا نامناسبی در مورد یک موضوع داشته باشند. آگاهی از باورهای انگیزشی دانشآموزان به معلمان این امکان را میدهد تا فعالیتهای یادگیری را برنامهریزی کنند که از باورهای انگیزشی مناسب آنها به طور مناسب استفاده کند و به آنها سرنخهایی در مورد چگونگی بررسی مجدد باورهای نامناسب شان بدهد. دانشآموزان در پنهان کردن افکار و احساسات خود بسیار خوب هستند، که منجر به سوء تفاهم در مورد ارزشها، باورهای خودکارآمدی و انتظارات عملکرد آنها میشود. امیدواریم مجموعه اصولی که در مورد باورهای انگیزشی کشف شده است، بینش بیشتری در مورد باورهای انگیزشی دانشآموزان و نحوه تأثیر این باورها بر مشارکت، تعهد و عملکرد آنها در زندگی کلاسی ارائه دهد. آگاهی از این اصول به عنوان راهنمایی برای کمک به دانشآموزان در ایجاد باورهای انگیزشی مناسب و حذف باورهای نامناسب عمل خواهد کرد (بوکارتس، ۲۰۰۲)
اصلاح باورهای انگیزشی نامناسب
دانشآموزانی که میگویند هرگز نمیتوانند یک کار را با موفقیت انجام دهند، به شما نشان میدهند که ارتباط بین اعمال خود و نتیجه مثبت را درک نمیکنند. میتوانید با ایجاد موقعیتهای یادگیری که در آن بتوانند موفقیت را تجربه کنند، به آنها کمک کنید تا ارتباط را دوباره برقرار کنند. با این حال، کافی نیست که فقط راه حل صحیح را به آنها بدهید. آنها همچنین باید درک کنند که چرا طرح راه حل صحیح است و چه کاری میتوانند برای بهبود بیشتر مهارت خود انجام دهند. شما باید با پرسیدن سوالاتی مانند: برای رسیدن به آن راه حل چه کردید؟، چگونه فهمیدید که استراتژی مورد استفاده شما مؤثر است؟ آیا این استراتژی برای مشکلات آینده مؤثر خواهد بود؟ چرا بله و چرا نه؟ توجه دانشآموزان خود را جلب کنید.
به طور متناقض، دانشآموزانی که باورهای انگیزشی نامناسبی در خود ایجاد کردهاند، به چنین بازخورد فرآیندمحوری علاقهای ندارند. آنها فقط میخواهند بدانند که آیا این پاسخ درست است یا خیر، و آیا در مسیر درست حرکت میکنند. هنگام درخواست بازخورد نتیجهمحور از دانشآموزان خود مراقب باشید. به جای تأکید بر کاستیهای آنها، روی آنچه که قبلاً به آن تسلط یافتهاند تمرکز کنید (مثلاً، شما سه پاسخ درست دادید. این بهتر از دیروز بود). حتی بهتر است به نقاط قوت برنامه راهحل آنها اشاره کنید. چنین بازخورد فرآیندمحوری به آنها حس پیشرفت میدهد که برای ایجاد هویت مثبت به عنوان یک یادگیرنده موفق ضروری است. به تدریج آنها را تشویق کنید تا در مورد عملکرد خود تأمل کنند (خودارزیابی). به عنوان مثال، آنها را تشویق کنید تا بیان کنند که چرا جمله صحیح پیام آنها را بهتر منتقل میکند (بوکارتس، ۲۰۰۲).
ایجاد باورهای انگیزشی مناسب
متأسفانه، همه دانشآموزان ذاتاً انگیزه ندارند و شما باید مراقب دانشآموزانی باشید که انگیزه کمتری برای یادگیری دارند. مهم است که تشخیص دهید فضای کلاس درس و نحوه تعامل شما با دانشآموزان میتواند انگیزه آنها را تسهیل یا مهار کند. با اشاره به ارزش ذاتی تکلیف و کاربردهای بالقوه آن در سایر زمینههای برنامه درسی و فراتر از آن، تکالیف و فعالیتها را برای دانشآموزان خود معنادار کنید (بوکارتس، ۲۰۰۲).
چگونه میتوانید به دانشآموزان خود کمک کنید تا باورهای انگیزشی مناسبی را در خود پرورش دهند؟ برنامه درسی را به مهارتهایی تبدیل کنید که دانشآموزان شما آنها را مرتبط و جالب بدانند. علایق فعلی و اهداف شغلی آینده آنها را کشف کنید. یک فیلم، بریده روزنامه یا داستانی ارائه دهید که اهمیت و ارتباط عملی محتوا و مهارتهای جدید را برجسته کند. از دانشآموزانی که قبلاً انگیزه داشتند بپرسید که چرا این مهارتهای جدید را ارزشمند یافتهاند. از طرف دیگر، از دانشآموزان خود بخواهید با والدین، سایر معلمان مدرسه یا دانشآموزان سابق خود گفتگو کنند تا بفهمند چه زمانی از محتوا یا مهارتهای جدید استفاده کردهاند. این فعالیتها توجه و کنجکاوی دانشآموزان شما را جلب میکند. این نیمی از داستان انگیزه است. نیمه دیگر به علاقه آنها بستگی دارد.
مهم است که دانشآموزان تعادل بهینهای بین نیازهای درک شده و ظرفیت فعلی خود درک کنند. به آنها اجازه دهید فعالیتها را مطابق با ظرفیت فعلی خود انتخاب کنند. به عنوان مثال، دانشآموزی را که از مسائل ریاضی بسیار آسان خسته شده است، مجبور نکنید که محتوای درس را با همان سرعت یا به همان روشی که دانشآموزان کندتر انجام میدهند، مرور کند. همچنین، دانشآموزانی را که مسائل ریاضی برایشان دشوار است، تشویق کنید تا آنها را به روشی که کمتر تهدیدآمیز باشد، طراحی مجدد کنند. با اجازه دادن به دانشآموزان برای تطبیق فعالیت یادگیری با نیازهای روانی خود، به آنها حس استقلال و خودمختاری بدهید. انکار این حق به عنوان فشار خارجی برای انطباق تعبیر میشود (بوکارتس، ۲۰۰۲).
یادگیری تسلطمحور
میزان موفقیت شما در ایجاد یک موقعیت یادگیری تسلطمحور، نشانهای از شایستگی حرفهای شماست. میتوانید با توضیح دادن به دانشآموزان خود مبنی بر اینکه علاقهای به دیدن خروجی دقیق فرد ندارید، بلکه میتوانید بر تلاشهای آنها برای رسیدن به یک استراتژی راهحل تمرکز کنید، جهتگیری تسلطمحور را اجرا کنید. دانشآموزان فقط در صورتی جمله "تلاش مهمتر از نتیجه است" را باور خواهند کرد که شما بر اساس آنچه میگویید عمل کنید. به عبارت دیگر، بازخورد را طبق برنامه راهحل ایجاد کنید، دانشآموزان را تشویق کنید تا اطلاعات مربوط به استراتژیهایی را که استفاده میکنند به اشتراک بگذارند و به آنها اجازه دهید از اشتباهات خود درس بگیرند. این کار دشوار است زیرا دانشآموزان خودمحور وقتی مجبورند در مورد اشتباهات خود تأمل کنند، دلسرد میشوند. با استفاده از نظرات حمایتی که فعالیت، پیشرفت و تلاش آنها را برجسته میکند، آنها را متقاعد خواهید کرد که برای تلاشهای خود برای حل مشکلات ارزش قائل هستید، به خصوص وقتی که در مورد آنچه کار نمیکند و چرا تأمل میکنند. جهتگیری تسلطمحور زمانی ایجاد میشود که این دانشآموزان به یافتن بخشهایی از یک راهحل و تشخیص خطاهای در حال پیشرفت افتخار کنند (بوکارتس، ۲۰۰۲).
تلاش محوری
مشاهدات معلمان نشان داده است که دانشآموزان آستانهای برای تشخیص اینکه آیا برای رسیدن به یک هدف یادگیری به اندازه کافی تلاش خواهند کرد یا خیر، ایجاد میکنند. آنها از قوانین توقف خاصی استفاده میکنند. به طور کلی، نظریههای دانشآموزان در مورد تلاش توسعه نیافته است. آنها به تکالیفی نیاز دارند که باورهای مربوط به تلاش در حوزه خاص را توسعه دهند و تشویق شوند که این باورها را با توسعه مهارتهایشان بهروزرسانی کنند. وقتی شما تلاش را تشویق و ارزشگذاری میکنید، دانشآموزان شما شروع به دیدن خود به عنوان مسئول یادگیری خود میکنند. با این حال، ضروری است که به دانشآموزان خود بازخورد کافی ارائه دهید. یک راه خوب برای شروع، ایجاد تکالیفی است که دانشآموزان را ملزم به پیشبینی تلاش مورد نیاز برای تکمیل تکلیف میکند. پس از تکمیل یک تکلیف، میتوان از دانشآموزان خواست تا در مورد تلاشی که انجام دادهاند تأمل کنند. آیا کافی بوده یا بیش از حد، و چرا؟ هنگامی که دانشآموزان عادت تأمل در مورد تلاش خود را در خود پرورش میدهند، برای خودتنظیمی یادگیری خود مجهزتر میشوند (بوکارتس، ۲۰۰۲).
مجله اینترنتی روان تنظیم
Online Journal of Ravantanzim
مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا
روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی
دانش آموخته دانشگاه تهران
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.