مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

محدودیت های تمرین هدفمند

 image

دوشنبه - 17 شهریور 1404

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

عملکرد برتر

تمرین سنجیده

محدودیت های تمرین هدفمند

 

بن فرانکلین اولین نابغه معروف آمریکا بود. او دانشمندی بود که با مطالعات خود در زمینه برق شهرت خود را به دست آورد، نویسنده و ناشر محبوب سالنامه ریچارد، بنیانگذار اولین کتابخانه عمومی امانت دهی در آمریکا، یک دیپلمات ماهر، و مخترع. اما بزرگترین علاقه او شطرنج بود. او یکی از اولین شطرنج بازان آمریکا بود. او بیش از پنجاه سال شطرنج بازی کرد و هر چه بزرگتر شد زمان بیشتری را صرف آن کرد. بنابراین بن فرانکلین بسیار درخشان بود و هزاران ساعت را صرف بازی شطرنج کرد، گاهی اوقات در برابر بهترین بازیکنان آن زمان.

آیا این او را به یک شطرنج باز بزرگ تبدیل کرد؟ خیر. او بالاتر از حد متوسط بود، اما هرگز آنقدر خوب نبود که با بازیکنان بهتر اروپا مقایسه شود، خیلی کمتر. این شکست منبع ناامیدی بزرگی برای او بود، اما او نمی دانست که چرا نمی تواند بهتر شود.

امروز می‌دانیم: او هرگز به خود فشار نیاورد، هرگز از منطقه آسایش خود خارج نشد، هرگز ساعت‌ها تمرین هدفمندی را که برای بهبود نیاز داشت، انجام نداد. او مانند پیانیستی بود که سی سال همان آهنگ ها را به همان شکل می نواخت. این دستور رکود است، نه بهبود.

خارج شدن از منطقه راحتی به معنای تلاش برای انجام کاری است که قبلاً نمی توانستید انجام دهید. گاهی ممکن است انجام آن چیز جدید را نسبتاً آسان بدانید و سپس به ادامه دادن ادامه دهید. اما گاهی اوقات به چیزی برخورد می کنید که شما را سرد می کند و به نظر می رسد هرگز قادر به انجام آن نخواهید بود.

یافتن راه هایی برای دور زدن این موانع یکی از کلیدهای پنهان تمرین هدفمند است. به طور کلی راه حل این نیست که «بیشتر تلاش کن»، بلکه «متفاوت تلاش کن». به عبارت دیگر این یک مسئله تکنیکی است. هنگامی که به آن حد رسیدید، مجبور هستید تکنیک دیگری را توسعه دهید.

این یک الگوی منظم در کل مطالعه حافظه است: تا یک نقطه بهبود می‌یابید، گیر می‌کنید، به دنبال رویکرد متفاوتی می‌گردید که می‌تواند کمک کند از مانع عبور کنید، آن را پیدا می کنید و سپس به طور پیوسته پیشرفت می کنید تا زمانی که مانع دیگری ایجاد شود.

بهترین راه برای عبور از هر مانعی این است که از جهتی متفاوت به آن برخورد کنید، که یکی از دلایل مفید بودن کار با معلم یا مربی است. کسی که قبلاً با انواع موانعی که احتمالاً با آنها روبرو خواهید شد آشنا است، می تواند راه هایی را برای غلبه بر آنها پیشنهاد کند. و گاهی اوقات معلوم می شود که یک مانع بیشتر از هر چیز دیگری روانی است.

معلم معروف ویولن دوروتی دیلی زمانی را توصیف کرد که یکی از شاگردانش برای کمک به افزایش سرعت او در قطعه خاصی که قرار بود در یک جشنواره موسیقی بنوازد به او مراجعه کرد. او نتوانسته بود که آن را با سرعت کافی اجرا کند. دیلی ابتدا ضبطی از پرلمن در حال نواختن قطعه دریافت کرد و آن را زمان بندی کرد. سپس یک مترونوم را روی سرعت آهسته تنظیم کرد و از شاگردش خواست که قطعه را با این سرعت بنوازد که کاملاً در حد توانایی های او بود. از او خواست بارها و بارها آن را بنوازد و هر بار کمی سرعت مترونوم را افزایش داد. در نهایت، پس از اینکه یک بار دیگر قطعه را بدون عیب و نقص پشت سر گذاشت، او در واقع آن را سریعتر از پرلمن نواخته بود.

زمانی که ما به مانع برخورد می کنیم و فکر می کنیم که ممکن است نتوانیم بیشتر پیشرفت کنیم باید تکنیک مشابهی را بکار ببریم. کلید حرکت در این است که تکالیف تقسیم شده کوچک را با دقت بیشتری رمزگذاری کنیم تا دوباره شروع به بهبودی کنیم. هر زمان که در تلاش برای پیشرفت در چیزی هستید، با چنین موانعی روبرو می شوید – نقاطی که پیشرفت در آنها غیرممکن به نظر می رسد، یا حداقل در جایی که نمی دانید برای پیشرفت چه کاری باید انجام دهید. این طبیعی است. چیزی که طبیعی نیست، یک مانع واقعی است که دور زدن و عبور از آن غیرممکن باشد. به‌طور شگفت‌انگیزی نادر است که یک فرد نشان دهد به محدودیت‌های تغییر ناپذیری در عملکرد رسیده است.

مردم اغلب تسلیم می شوند و تلاش برای بهبود را متوقف می کنند. در حالی که همیشه می توان به بهبود ادامه داد، اما همیشه آسان نیست. حفظ تمرکز و تلاش مورد نیاز برای تمرین هدفمند کار سختی است و عموماً سرگرم کننده نیست.

بنابراین موضوع انگیزه به ناچار مطرح می شود: چرا برخی افراد به این نوع تمرین می‌پردازند؟ چه چیزی آنها را به ادامه وا می دارد؟ در این سؤالات حیاتی عوامل متعددی در کار است. چرا برخی افراد اینقدر به خودشان فشار می آورند تا پیشرفت کنند؟

بخش بزرگی از آن این است که وقتی بعد از چند جلسه اول بهبودی مشاهده می شود، واقعا لذت ایجاد می کند: احساس خوبی داشتن و همین احساس را ادامه دادن. همچنین، پس از رسیدن به سطح معینی در توانایی ها، به یک نقطه قوت تبدیل می شود. این نوع دیگری از بازخورد مثبت را ارائه می کند. به طور کلی، بازخورد مثبت معنادار یکی از عوامل مهم در حفظ انگیزه است.

این می تواند بازخورد درونی باشد، مانند رضایت از دیدن بهبود خود در چیزی، یا بازخورد بیرونی ارائه شده توسط دیگران، اما تفاوت زیادی در این دارد که آیا فرد قادر به حفظ تلاش مداوم لازم برای بهبود از طریق تمرین هدفمند خواهد بود یا خیر.

یکی دیگر از عوامل این است که فرد دوست دارد خودش را به چالش بکشد. انگیزه‌ بسیاری افرادی که به سختی تمرین کرده اند، صرفاً بهبود عملکرد است، نه لزوماً برنده شدن. علاوه بر این، طی سال‌ها آنها می‌دانند که تمرین منظم، هفته به هفته، ماه به ماه به چه معناست، و بعید به نظر می‌رسد که این وظیفه دلهره آور را رها کنند.

پس از اتمام کار، به این نکته توجه باید کرد که فقط افرادی ادامه می دهند که به طور گسترده آموزش دیده‌اند. هیچکدام از آنها دست از سر کار برنمی دارند.

بنابراین در اینجا به طور خلاصه تمرین هدفمند داریم:

از منطقه راحتی خود خارج شوید، اما این کار را به روشی متمرکز، با اهداف روشن، برنامه ای برای رسیدن به آن اهداف و راهی برای نظارت بر پیشرفت خود انجام دهید. و راهی برای حفظ انگیزه خود بیابید. این دستور العمل یک شروع عالی برای هر کسی است که مایل به بهبود است - اما هنوز فقط یک شروع است.

محدودیت های تمرین هدفمند

هیچ یک از ما باور نداریم که افراد با استعداد خاصی مثلا برای به خاطر سپردن ارقام به دنیا آمده اند، بلکه پذیرفته ایم که مهارت‌هایی که آنها توسعه داده اند را می‌توان به طور کامل به آموزش‌هایی که طی کرده اند نسبت داد، و بهترین راه برای اثبات آن اجرای همان کار است. با افراد دیگری مطالعه کنید و ببینید آیا به همین نتیجه می رسید یا خیر.

یکی از عوامل قبل از شروع به کار این است که به خاطر بسپاریم که دیگران به طرز چشمگیری کیفیت کار خود را افزایش داده اند، بنابراین افراد جدید خواهند دانست که چنین بهبودی ممکن است. عامل دوم که پوشیده می ماند - آن چیزی است که در زمان شروع کار می‌دانند - اما افراد جدید نباید چیزی در مورد نحوه انجام این کار بدانند. آنها باید رویکرد خود را ارائه دهند.

معمولا ابتدای کار وقتی شروع می کنند، با سرعتی که بسیار شبیه به افراد قبلی هستند، بهبود می یابند. در انتهای این مرحله اکثر افراد به دیواری برخورد می کنند که نمی توانند از کنار آن بگذرند. بدون اینکه پیشرفتی داشته باشند، تصمیم می گیرند جلسات آموزشی را رها کنند. افرادی که در این مرحله ادامه می دهند مهارت خود را به حدی افزایش می دهند که از هر فرد آموزش ندیده ای بهتر خواهند بود - و با برخی از افراد ماهر قابل مقایسه خواهند بود - اما از آنچه یک متخصص به دست آورده است بسیار پایین تر خواهند بود.

تفاوت در چیست؟ یک متخصص با ایجاد مجموعه‌ای از ساختارهای ذهنی، مانند خاطرات مختلف - که بسیاری از آنها بر اساس زمان اجرا هستند - به علاوه سیستمی برای پیگیری ترتیب یادآوری‌ها - که به او اجازه می دهد از حافظه بلندمدت خود برای دور زدن محدودیت‌های معمول استفاده کند، موفق می شود حافظه کوتاه‌مدت و حافظه بلندمدت را یکپارچه کند. 

همانطور که خواهیم دید، کلید بهبود عملکرد ذهنی تقریباً از هر نوع، توسعه ساختارهای ذهنی است که امکان اجتناب از محدودیت‌های حافظه کوتاه‌مدت و برخورد مؤثر با حجم زیادی از اطلاعات را در آن واحد ممکن می‌سازد. یک متخصص این کار را کرده است. اما بقیه که نمی دانند چگونه این کار را انجام داده است، رویکرد کاملاً متفاوتی را برای بهبود عملکرد ذهنی ایجاد می کنند.

جایی که متخصص گروه‌های سه و چهار مهارتی را عمدتاً از نظر زمان اجرا به عمل در می آورد، یک فرد ماهر از مجموعه‌ای استادانه از مهارت ها استفاده می‌کند که بر مواردی مانند روزها، تاریخ‌ها و زمان‌های روز تکیه دارد.

یکی از تفاوت‌های کلیدی بین متخصص و یک فرد ماهر این است که متخصص همیشه از قبل تصمیم می‌گیرد که از چه الگویی برای انجام عملیات استفاده کند و مجموعه‌های سه و چهار مهارتی را به اضافه یک گروه مهارتی جدید اجرا می‌کند، آنها را بارها و بارها با خودش تکرار می کند تا زمانی که نمای آن در حافظه اش باقی می ماند.

به این الگوی از پیش تعیین شده به عنوان "ساختار بازیابی" اشاره می شود که به متخصص اجازه می دهد تا بر حفظ مجموعه های سه و چهار مهارتی به صورت جداگانه تمرکز کند و سپس به خاطر نگه می دارد که ساختار بازیابی هر یک از این مجموعه های فردی در کجا قرار می گیرند.

ثابت شده است که این یک رویکرد بسیار قدرتمند است، زیرا به متخصص اجازه می‌دهد هر مجموعه سه یا چهار مهارتی را در زمان واحد اجرا کند یا برخی یادیاری‌های دیگر را رمزگذاری کند، آن را در حافظه بلندمدت خود قرار دهد تا مجبور نباشد دوباره به آن فکر کند تا زمانی که او در پایان تمام رشته مهارت ها را به خاطر بیاورد.

در مقابل، یک فرد ماهر، یادیارهای خود را ابداع می کند و با توجه به مهارت هایی که آموخته است تصمیم می گیرد از چه یادیاری برای به خاطر سپردن آنها استفاده کند. بدون نوعی سازگاری که رویکرد متخصص ارائه می کند، یک فرد ماهر نمی تواند به بیش از چند واحد عمل تسلط یابد.

با آموزش، متخصص روش خود را برای اجرای مهارت ها به تازه کار انتقال می دهد. با این شروع، تازه کار حداقل در ابتدا می تواند خیلی سریعتر پیشرفت کند. او در جلسات تمرینی بسیار کمتری به حد معمول مهارت می رسد، اما بعد از آن شروع به کاهش سرعت می کند و وقتی به حد متخصص می رسد، به نظر می آید که دیگر از پیروی از روش متخصص سود چندانی نمی‌برد و پیشرفتش ضعیف می شود. در این زمان تازه کار شروع به توسعه نسخه خود از روش متخصص می کند. او روش‌های کمی متفاوتی برای رمزگذاری رشته‌های سه و چهار مهارتی ارائه می کند و مهمتر از آن، ساختار بازیابی متفاوتی را طراحی می کند که برای او بسیار بهتر عمل می کند.

با این حال، هنگامی که ما بررسی کنیم که تازه کار چگونه مهارت ها را به خاطر می‌سپارد، متوجه شویم که او به فرآیندهای ذهنی بسیار شبیه فرآیندهایی که متخصص توسعه داده بود، تکیه می‌کند و از حافظه بلندمدت برای دور زدن محدودیت‌های حافظه کوتاه‌مدت استفاده می‌کند.

بعد از چندین سال آموزش، تازه کار در نهایت قادر به به خاطر سپردن مهارت های بیشتر از متخصص خواهد بود. در این مرحله، تازه کار ، مانند متخصص قبل از او، در این مهارت خاص که تا به حال شناخته بود، بهترین شده است.

در اینجا یک درس مهم وجود دارد: اگرچه به طور کلی می توان با تمرین متمرکز و دور ماندن از منطقه راحتی خود تا حدی پیشرفت کرد، اما این همه چیز نیست. تلاش زیاد کافی نیست. در فشار قرار دادن خود برای رفع محدودیت ها کافی نیست. جنبه های دیگر، به همان اندازه مهم برای تمرین و آموزش وجود دارد که اغلب نادیده گرفته می شوند. یک رویکرد خاص برای تمرین و آموزش ثابت کرده است که قوی ترین و موثرترین راه برای بهبود توانایی های فرد در هر زمینه ای است که مورد مطالعه قرار گرفته است. این رویکرد یک تمرین سنجیده و عمدی است که به زودی آن را به تفصیل شرح خواهیم داد. اما ابتدا نگاهی دقیق‌تر به این خواهیم داشت که چه چیزی در پس انواع بهبود شگفت‌انگیز است که با تمرین صحیح امکان‌پذیر است.

 

مجله اینترنتی روان تنظیم

Online Journal of Ravantanzim

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا

روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی

دانش آموخته دانشگاه تهران

لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.

استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.