مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

آموزش خودتنظیمی برای معلمان آینده

image

اولین مربی شناختی در ایران

صفحه نخست

عملکرد برتر    آموزش و یادگیری    یادگیری خود تنظیم    فراشناخت 

 مطالعه-خواندن   انگیزش و هیجان   سنجش و ارزشیابی   عصب روانشناسی

چهارشنبه - 19 آذر 1404

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

یادگیری خود تنظیم

خودتنظیمی کاربردی

آموزش خودتنظیمی برای معلمان آینده

توانمندسازی معلمان آینده: راهنمای آموزش خودتنظیمی مبتنی بر نظریه شناختی اجتماعی

 

بزودی

چالش اصلی در آموزش خلاقیت در رویکردهای دانش‌آموزمحور

راه‌حل‌هایی برای بهبود ارزیابی و انتخاب ایده‌های خلاقانه توسط دانش‌آموزان

هدف: رویکردهای آموزشی دانش‌آموزمحور برای تقویت خلاقیت

چالش: این روش‌ها به‌طور خودکار خلاقیت دانش‌آموزان را افزایش نمی‌دهند، زیرا دانش‌آموزان تمایل دارند ایده‌های خلاقانه را دست‌کم بگیرند و رد کنند، حتی زمانی که برای حل مسئله، ایده‌های بسیار نوآورانه مورد نیاز است.

اهمیت: درک اینکه دانش‌آموزان چگونه ایده‌ها را ارزیابی و انتخاب می‌کنند، برای افزایش خلاقیت حیاتی است.

یافته‌ها و عوامل مؤثر بر ارزیابی ایده

ارزیابی ایده‌ها به هر دو مؤلفه خاص (مربوط به خود ایده) و عمومی (مربوط به زمینه‌ها یا حالات کلی) بستگی دارد.

حالت عاطفی ملایم (mild state of affect) و گشودگی به تجربه (openness to experience) نقش مهمی در این ارزیابی ایفا می‌کنند.

توصیه‌ها برای بهبود ارزیابی و انتخاب

توصیه‌هایی برای معلمان برای بهبود این فرآیند:

قرار دادن در معرض تنوع: دانش‌آموزان باید در معرض ایده‌های متنوع قرار گیرند.

راهبردهای آموزشی مؤثر: استفاده از راهبردهای آموزشی مناسب به دانش‌آموزان کمک می‌کند.

دستورالعمل صریح: معلمان باید به صراحت به دانش‌آموزان دستور دهند که ایده‌های خلاقانه را انتخاب کنند و آن‌ها را تشویق کنند که همزمان به تولید و پالایش ایده‌ها بپردازند.

ملاحظه در پیاده‌سازی: آموزش صریح برای تبدیل ایده‌های خلاقانه به محصولات ملموس ممکن است به طور ناخواسته بر انتخاب اولیه آن‌ها برای ایده‌های خلاقانه تأثیر منفی بگذارد.

ایجاد تعادل: دانش‌آموزان در ارزیابی و انتخاب بین نوآوری (Novelty) و سودمندی (Usefulness) دچار چالش می‌شوند.

توجه به واکنش‌ها: معلمان باید تا حد امکان به واکنش‌های دانش‌آموزان (مانند فوران‌های عاطفی) توجه کنند و آن‌ها را مدیریت نمایند.

 

آموزش خودتنظیمی برای معلمان آینده

توانمندسازی معلمان آینده: راهنمای آموزش خودتنظیمی مبتنی بر نظریه شناختی اجتماعی

 

چرا یادگیری تدریس کافی نیست؟

دنیای آموزش امروز به سرعت در حال تغییر است. داوطلبان معلمی دیگر فقط نباید دانش محتوایی و روش‌های تدریس را بیاموزند؛ بلکه باید عامل و مدیر فرآیند یادگیری خود نیز باشند. اینجاست که نظریه شناختی اجتماعی آلبرت بندورا و مفهوم خودتنظیمی حیاتی می‌شوند.

نکته کلیدی: یادگیری تدریس یک مهارت است، اما یادگیری نحوه یادگیری و رشد یک توانایی است.

معلمان آینده با حجم عظیمی از اطلاعات، فناوری‌های جدید و نیازهای متغیر دانش‌آموزان خود روبرو هستند. در چنین محیطی، تکیه صرف بر دستورالعمل‌های خارجی یا آموزش اولیه منجر به فرسودگی شغلی یا عدم انعطاف‌پذیری خواهد شد. خودتنظیمی به شما این قدرت را می‌دهد که نه تنها با شرایط سازگار شوید، بلکه آنها را به فرصت‌هایی برای توسعه حرفه‌ای تبدیل کنید.

شما اصول نظری خودتنظیمی را درک خواهید کرد و آنها را به ابزارهای عملی برای موفقیت در کلاس درس تبدیل خواهید کرد.

بخش ۱: چارچوب نظری: نظریه شناخت اجتماعی و عاملیت

نظریه شناخت اجتماعی (SCT)، که توسط آلبرت بندورا معرفی شده است، دیدگاهی پویا از یادگیری ارائه می‌دهد که در آن فرد به عنوان یک عامل فعال در نظر گرفته می‌شود که هم تحت تأثیر محیط قرار می‌گیرد و هم از آن تأثیر می‌پذیرد (جبر متقابل).

عاملیت انسانی

عاملیت هسته SCT است. این مفهوم به توانایی افراد در کنترل فعال عملکرد و محیط خود اشاره دارد.

برای یک معلم آینده، عاملیت به معنای موارد زیر است:

قصد: توانایی تعیین اهداف و برنامه‌ریزی برای دستیابی به آنها.

خودواکنشی: توانایی نظارت بر پیشرفت، ارزیابی خود و تنظیم رفتار بر اساس بازخورد.

خوداندیشی: توانایی تفکر در مورد فرآیندهای ذهنی و تصمیم‌گیری خود (فراشناخت).

فرمول اساسی تعامل (بر اساس SCT) عبارت است از:

P فرد (شامل باورها، شناخت‌ها و اهداف)

E محیط (شامل منابع، کلاس درس و سیستم آموزشی)

B رفتار (عملکرد رفتاری و نتایج)

این سه عامل به طور مداوم بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند. به عنوان مثال، باور شما در مورد مدیریت کلاس P بر رفتار شما در کلاس B تأثیر می‌گذارد، که به نوبه خود بر واکنش‌های دانش‌آموزان E تأثیر می‌گذارد و در نهایت بازخورد محیطی، باور اولیه شما را تقویت یا تضعیف می‌کند.

تمرکز ویژه: خودکارآمدی

خودکارآمدی مهمترین سازه در نظریه بندورا است و مستقیماً بر عاملیت شما تأثیر می‌گذارد.

تعریف خودکارآمدی: باور شما به توانایی‌تان در سازماندهی و اجرای اقدامات مورد نیاز برای تولید نتایج مطلوب در یک زمینه خاص.

مهم: خودکارآمدی مهارت واقعی شما نیست، بلکه باور شما به توانایی‌تان در استفاده از آن مهارت است. ممکن است بهترین دانش محتوایی را داشته باشید، اما اگر باور نداشته باشید که می‌توانید آن را به طور مؤثر به دانش‌آموزان منتقل کنید، خودکارآمدی پایینی خواهید داشت.

منابع خودکارآمدی (چهار منبع خودکارآمدی)

بندورا چهار منبع اصلی باورهای خودکارآمدی را شناسایی کرد که هر معلم آینده‌ای باید به طور فعال دنبال کند:

تجارب تسلط: این قدرتمندترین منبع است.

هر بار که یک فعالیت تدریس (حتی یک فعالیت کوچک) را با موفقیت انجام می‌دهید، باور شما تقویت می‌شود.

کاربرد عملی: هنگام آموزش، به جای تمرکز بر نمره نهایی، بر تکمیل موفقیت‌آمیز هر مرحله کوچک تمرکز کنید (مثلاً، رهبری موفقیت‌آمیز یک بحث ۵ دقیقه‌ای).

تجربه جانشینی/مدل‌سازی: موفقیت دیگران (همکاران یا مربیان) را که شبیه شما هستند، مشاهده کنید. دیدن موفقیت دیگران باعث می‌شود بگویید: "اگر او می‌تواند این کار را انجام دهد، من هم می‌توانم."

کاربرد عملی: معلمان باتجربه را از نزدیک مشاهده کنید و استراتژی‌های موفق آنها را تجزیه و تحلیل کنید (نه فقط مشاهده، بلکه مدل‌سازی شناختی.)

ترغیب کلامی: از مربیان یا همکاران خود تشویق و بازخورد مثبت دریافت کنید. این روش به خودی خود ضعیف است، اما می‌تواند در مواقع تردید کمک کند.

کاربرد عملی: به طور فعال به دنبال بازخورد سازنده باشید و نظرات مثبت را به عنوان مدرکی از توانایی خود ثبت کنید.

تفسیر حالات فیزیولوژیکی و عاطفی: پاسخ‌های فیزیکی شما به موقعیت‌ها. اگر هنگام سخنرانی استرس زیاد را به عنوان "ناتوانی" تفسیر کنید، خودکارآمدی کاهش می‌یابد. اگر آن را به عنوان "انگیزه برای عملکرد بهتر" تفسیر کنید، خودکارآمدی افزایش می‌یابد.

کاربرد عملی: استفاده از تکنیک‌های آرامش و بازسازی شناختی برای تغییر تفسیر استرس به انرژی.

بخش ۲ چارچوب عملی: چرخه‌های خودتنظیمی برای عمل‌گرایی

خودتنظیمی فرآیندی است که افراد از طریق آن انگیزش، رفتار و شناخت خود را برای رسیدن به اهدافشان هدایت و مدیریت می‌کنند. این فرآیند عموماً در یک چرخه پویا رخ می‌دهد که توسط محققانی مانند بری زیمرمن توسعه داده شده است.

مرحله دوراندیشی/برنامه‌ریزی

این مرحله قبل از اجرای یک وظیفه آموزشی رخ می‌دهد و شامل تصمیمات استراتژیک و انگیزشی است.

الف) تحلیل وظیفه

شما باید وظیفه تدریس پیش رو را از منظر اهداف، موانع و منابع بررسی کنید.

اهداف خودکارآمدی: تعیین اهداف عملکردی و اهداف یادگیری.

مثالی از هدف عملکردی: «تا پایان این جلسه، ۸۰٪ دانش‌آموزان قادر به حل معادلات درجه دوم خواهند بود.» (نتیجه‌گرا)

مثالی از هدف یادگیری: «امروز، باید استفاده از استعاره‌های بصری را برای توضیح مفاهیم انتزاعی تمرین کنم.» (فرآیندگرا)

ب) راهبردها و خودکارآمدی

در این مرحله، شما راهبردهای خاصی را بر اساس تحلیل وظیفه انتخاب می‌کنید و سطح موفقیت مورد انتظار خود را پیش‌بینی می‌کنید.

انتخاب راهبرد: اگر هدف، مشارکت بالا است، راهبرد باید شامل روش‌های پرسش و پاسخ فعال باشد.

پیش‌بینی خودکارآمدی: بپرسید: «بر اساس منابع و مهارت‌های فعلی من، چقدر احتمال دارد که بتوانم این راهبرد را با موفقیت اجرا کنم؟» اگر خودکارآمدی پایین است، هدف باید تنظیم شود یا راهبرد ساده شود.

مرحله ۲ کنترل عملکرد/ارادی: مرحله عملکرد و اجرا

این مرحله در طول اجرای واقعی فعالیت یادگیری رخ می‌دهد و بر حفظ تمرکز و تنظیم رفتار در لحظه تأکید دارد.

(الف) خودنظارتی

شما باید به طور فعال رفتار خود و محیط کلاس درس را نظارت کنید و داده‌ها را جمع‌آوری کنید. این کار اغلب به صورت ذهنی انجام می‌شود:

نظارت بر عملکرد: "آیا دانش‌آموزان به طور فعال گوش می‌دهند؟ آیا من خیلی سریع پیش می‌روم؟"

نظارت بر استراتژی: "آیا استراتژی بحث گروهی که انتخاب کردم واقعاً همه را درگیر می‌کند یا فقط تعداد کمی از افراد صحبت می‌کنند؟"

(ب) خودکنترلی

خودکنترلی شامل استفاده از تاکتیک‌هایی برای حفظ توجه و انگیزه در مواجهه با حواس‌پرتی است.

استراتژی‌های تمرکز: مانند یادداشت‌برداری مداوم از یادداشت‌های کوچک و برنامه‌ریزی‌شده برای یادآوری مرحله بعدی.

استراتژی‌های انگیزشی: اگر احساس می‌کنید که غرق در کار هستید، از تکنیک‌های "تقسیم‌بندی" استفاده کنید تا به شما کمک کند احساس کنید که در حال پیشرفت هستید.

مثالی از خودکنترلی در کلاس درس: اگر متوجه شدید که اگر گروهی از دانش‌آموزان از مسیر اصلی منحرف شده‌اند، به جای اینکه منتظر پایان بحث باشید (که باعث اتلاف وقت می‌شود)، شما به طور فعال مداخله می‌کنید و با یک سوال راهنما آنها را به مسیر اصلی برمی‌گردانید.

مرحله ۳ خوداندیشی

پس از پایان فعالیت، این مرحله برای یادگیری واقعی بسیار مهم است. در این مرحله، شما با استفاده از داده‌های جمع‌آوری‌شده در مرحله اجرا، در مورد عملکرد خود قضاوت می‌کنید.

الف) خودداوری

این مرحله از دو بخش اساسی تشکیل شده است:

مقایسه معیار: مقایسه عملکرد واقعی با اهداف از پیش تعیین‌شده.

مثال: "هدف من حل ۸۰٪ معادلات بود، اما فقط ۶۵٪ از آنها به درستی پاسخ داده شدند."

اسناد علی: توضیح اینکه چرا نتایج حاصل شد. این مرحله به شدت تحت تأثیر باورهای خودکارآمدی قرار دارد.

اگر خودکارآمدی بالا باشد: "ما شکست خوردیم زیرا استراتژی تدریس من برای این گروه خاص بی‌اثر بود. دفعه بعد نحوه توضیح خود را تغییر خواهم داد." (علت خارجی/قابل کنترل)

اگر خودکارآمدی پایین باشد: "من شکست خوردم زیرا در این کار خوب نیستم." (علت درونی/غیرقابل تغییر)

خود-پاسخی

بر اساس قضاوت‌های فوق، شما باید یا پاسخ‌های سازگارانه یا دفاعی بدهید. در فرآیند خود-تنظیمی، یک پاسخ سازگارانه مطلوب است:

پاسخ سازگارانه: تنظیم مجدد اهداف برای آینده، تغییر استراتژی‌ها یا تلاش دوباره و سخت‌تر. (مثال: "من به آموزش بیشتری در مدیریت فعال کلاس درس نیاز دارم")

پاسخ دفاعی: کاهش تلاش آینده یا سرزنش عوامل خارجی بدون پذیرش مسئولیت شخصی (که چرخه یادگیری را قطع می‌کند.)

بخش ۳ ادغام استراتژی‌های خود-تنظیمی در توسعه حرفه‌ای مداوم

برای تبدیل شدن به یک معلم خود-تنظیم، لازم است این چارچوب‌ها را نه تنها به عنوان یک مهارت کلاسی، بلکه به عنوان راهی برای زندگی حرفه‌ای بپذیرید.

روزنامه‌نگاری تأملی: ثبت و مستندسازی تأمل

نوشتن یک دفتر خاطرات تأملی یکی از مؤثرترین راه‌ها برای رسمیت بخشیدن به مرحله خوداندیشی است. این دفتر خاطرات باید فراتر از یک گزارش روزانه از وقایع باشد و بر چرخه خودتنظیمی تمرکز کند:

اجزای چرخه خودتنظیمی

سوالات کلیدی برای دفتر خاطرات

پیش‌بینی

هدف اصلی من برای این جلسه چه بود؟ کدام استراتژی را برای دستیابی به آن انتخاب کردم؟ در اجرای آن چقدر خودکارآمد بودم؟

عملکرد

در طول اجرا چه چیزی مشاهده کردم؟ آیا نیاز به تنظیم استراتژی در لحظه داشتم؟

خودداوری

آیا به هدف رسیدم؟ چرا؟ (دلایل را شناسایی کنید: آمادگی ضعیف، دانش‌آموزان خسته، استراتژی نامناسب.

مسئولیت‌پذیری شخصی

بر اساس قضاوت، چه درس عملی برای تدریس بعدی‌ام خواهم آموخت؟ این تجربه چگونه باور خودکارآمدی من را تغییر داد؟

تنظیم فراشناختی

فراشناخت (دانستن درباره دانستن) هسته خودتنظیمی است. معلمان خودتنظیم می‌دانند چه زمانی به کمک نیاز دارند و چگونه منابع خود را مدیریت کنند.

شناسایی شکاف دانش: یک معلم خودتنظیم به طور مداوم شکاف بین دانش فعلی خود و دانش مورد نیاز برای موفقیت را ارزیابی می‌کند.

تنظیم یادگیری: هنگامی که شکافی شناسایی شد، معلم به طور فعال به دنبال منابع آموزشی جدید (مثلاً شرکت در یک کارگاه، خواندن مقالات جدید) برای پر کردن آن است، بدون اینکه منتظر تجویز سازمان آموزشی باشد.

شکاف فراشناختی = عملکرد فعلی با عملکرد مورد نیاز مقایسه می شود.

اهمیت اجتماعی شدن و بازخورد همسالان

زمینه

نظریه شناختی اجتماعی بر جنبه اجتماعی تأکید دارد. خودتنظیمی در انزوا اتفاق نمی‌افتد.

مشاهده هدفمند: به جای مشاهده منفعل، مشاهده را به یک فعالیت خودتنظیمی تبدیل کنید. هنگام مشاهده یک همکار، اهداف خاصی را برای ارزیابی استراتژی‌های او بر اساس مرحله پیش‌بینی تعیین کنید.

درخواست بازخورد متمرکز: هنگام درخواست بازخورد، خیلی کلی نباشید. از مربی بخواهید که فقط روی یک جنبه خاص تمرکز کند (مثلاً "توانایی من در هدایت بحث‌های انتقادی"). این منجر به بازخورد هدفمندتر و قابل استفاده‌تر در چرخه خودتنظیمی شما خواهد شد.

نتیجه‌گیری: گنجاندن استراتژی‌های خودتنظیمی در حرفه خود

برای موفقیت در دنیای آموزش امروز، "یادگیری" کافی نیست؛ شما باید "یاد بگیرید که چگونه یاد بگیرید." محققان اکیداً توصیه می‌کنند که این استراتژی‌های خودتنظیمی را در برنامه درسی خود بگنجانید.

خودتنظیمی تضمین می‌کند که شکست‌های اجتناب‌ناپذیر در سفر تدریس شما به جای نقاط پایانی، به داده‌هایی برای بهبود تبدیل شوند. با تقویت باورهای خودکارآمدی خود با موفقیت‌ها و ساختاردهی فرآیند یادگیری خود به سه مرحله (پیش‌بینی، انجام، تأمل)، نه تنها به یک معلم شایسته تبدیل خواهید شد، بلکه یک یادگیرنده مادام‌العمر و یک مدیر توانمند برای حرفه خود نیز خواهید بود.

تعهد شما به عنوان یک معلم آینده: هر بار که وارد کلاس درس می‌شوید، به یاد داشته باشید که شما کاملاً مسئول هدایت یادگیری خود و بهبود مداوم عملکرد خود هستید. این قدرت درونی قدرتمندترین ابزاری است که می‌توانید در زرادخانه تدریس خود داشته باشید.

 

مجله اینترنتی روان تنظیم

Online Journal of Ravantanzim

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا

روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی

دانش آموخته دانشگاه تهران

اولین مربی شناختی در ایران

لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.

استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.