مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

مدل غنی شده فراشناخت

image

جمعه - 04 مهر 1404

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

فراشناخت

مدل غنی شده فراشناخت

 

مدل کلاسیک فراشناخت همان گونه که در مقاله سمیناری نلسون (1996) (رجوع شود به نلسون و نارنز 1994) آمده است دارای دو سطح است: سطح شی که به شناخت مربوط است و سطح فرا که به فراشناخت مربوط است. سطح فرا توسط سطح شی از طریق کارکرد نظارت بازخورد داده می شود و سطح شی را از طریق کنترل بازخورد می دهد. با وجود این، این مدل فراشناخت را مانند یک فرایند واحد به تصویر می کشد و وجوه آن را متمایز نمی کند، چنانکه فلاول (1979) انجام داده است. فلاول (1979) تجربه های فراشناختی را از دانش فراشناختی متمایز می کند، اگرچه آنها هر دو وجوه کارکرد نظارت هستند. تجربه های فراشناختی به شکل احساسهای فراشناختی (مانند احساس اطمینان) و داوریهای فراشناختی (مانند داوری در مورد یادگیری) در می آید که به ویژگیهای پردازش شناختی و تکلیف زمانیکه شخص روی تکلیف کار می کند ارتباط می یابد (افکلایدز 2006). از طرف دیگر دانش فراشناختی دانش بیانی مربوط به اشخاص، تکلیف، راهبردها، و اهداف است. دانشی است که از حافظه بازیابی می شود؛ باورها و نظریه هایی است که مربوط به شناخت و کارکرد آن است، و مربوط به تفکر ما و دیگران می شود (افکلایدز 2006). سرانجام، راهبردهای فراشناختی وجود دارند که مهارتهای فراشناختی نیز نامیده می شوند، مانند برنامه ریزی، که کارکرد کنترلی فراشناخت را بازنمایی می کند. با وجود این باید ذکر شود که کنترل فراشناختی نمی تواند به مهارتهای فراشناختی کاهش یابد، زیرا کنترل می تواند با فرا خواندن راهبردهای شناختی نیز اجرا شود (نلسون و نارنز 1994). مدل غنی شده فراشناخت (Enriched Model of Meta-Cognition) (افکلایدز 2008) بر اساس مدل نلسون و نارنز (1994) قرار دارد اما وجوه فراشناخت را ظاهر می سازد، یعنی تجربه های فراشناختی (ME)، دانش فراشناختی (MK) و مهارتهای فراشناختی (MS). بعلاوه، سه سطح کارکرد فراشناخت را متمایز می کند. یعنی، در سطح شی (یعنی شناخت) فرایندهای نظارتی و کنترلی وجود دارد که آگاهانه نیستند. اینها از فرایندهای مربوطه در سطح آگاهانه شخص مجزا هستند، که در آن شخص با توجه به فرایندهای آنلاین تکلیف و تجربه های قبلی با تکالیف مشابه، هشیارانه از محتوای هشیاری خود آگاه است (نظارت و کنترل شناخت).   بعلاوه، طبق مدل غنی شده، فرایندهای فراشناختی به شخص محدود نمی شوند. شواهد افزاینده ای برای فراشناخت واسطه شده اشتراکی و اجتماعی وجود دارد. اثرات اجتماعی بر تنظیم فردی شناخت وجود دارد. این سطح از فراشناخت، سطح اجتماعی، بعنوان سطح (فرا – فرا) مجسم شده است، و با مفهوم سازی نلسون از فراشناخت که در آن بیش از یک سطح فرا موجود است هماهنگ است. برای شرح فرایندها در هر سطح فراشناخت، فرد می تواند مثال ذیل را در مورد درک مطلب متنی پیگیری کند. در خلال خواندن، نظارت در سطح شی، سهولت فرایند معنا سازی (درک مطلب) را تحریک می کند؛ هرچه که فرایند درک مطلب بصورت خودکار جریان می یابد، شخص با خواندن متن پیش می رود. با این وجود اگر درک مطلب موقتا شکست بخورد، در نتیجه نظارت کنترل را بازخورد می دهد، و خواندن کند می شود (توجه به عبارتهایی که درک نشده اند بیشتر معطوف می شود). پردازش پر کوشش در حرکات برگشتی چشم در خواندن ظاهر می شود بدون آنکه شخص از حرکات پیش و پس چشم آگاه باشد. با این وجود، تا زمانیکه پردازش شناختی بدون وقفه اجرا می گردد (بازسازی می شود) شخص از اجرای کنترل آگاه نیست. از طرف دیگر اگر برخلاف تنظیم خودکار، پردازش شناختی اجرا نشود (مانند شکست فرایندهای درک مطلب)، در نتیجه شخص هشیارانه از فقدان پیشروی پردازش شناختی آگاه می شود. بنابراین، برون داد نظارت و کنترل غیر هشیار می تواند به سطح آگاهی هشیار (سطح آگاهی شخصی) در شکل احساس ها یا داوریهای فراشناختی برسد. در مثال بالا، احساس فراشناختی تجربه شده همان فرا درک مطلب است: "من نمی فهمم." در آگاهی سطح شخصی دانش فراشناختی نیز حضور دارد (مانند درباره درک مطلب خواندنی و عواملی که بر آن اثر می گذارند): "کلماتی از عبارت حذف شده اند که درک نمی شوند". همچنین آگاهی از نشانگرهای فیزیولوژیک مربوط به هزینه کوشش (مانند توجه افزایش یافته به عبارتهای خاص یا اغلب نا آشنا) و تجربه های عاملیت وجود دارد، به این معنا که این (من) هست که در کنترل فرایند درک مطلب و عاملیت راهبردها برای غلبه بر شکست در فرایند درک مطلب هست (یا نیست). بعلاوه، آگاهی از هیجانها یا حالتهای عاطفی مربوط به تکلیف و فرایندها یا بازده پردازش نیز وجود دارد. برای مثال، شگفتی یا ناکامی از اینکه نمی فهمد که چه چیزی را می خواند. سرانجام، نظارت بر تجارب ذهنی (فراشناختی، فیزیولوژیک، ارادی، یا عاطفی) در آگاهی سطح شخصی با مشاهده عملکرد در جریان و بازده های آن همگام می شود. در مثال بالا، شخص می فهمد که نمی تواند سوالات متن را پاسخ گوید. این آگاهی از تجربه های فراشناختی در ارتباط با عملکرد یکپارچه سازی، ممکن می گردد. همه این اطلاعات به شکل یک بازنمایی واحد از تکلیف، بافت، رفتار و بازده های آن بعلاوه شخص (بعنوان عامل) که با آن در یک مکان و زمان واحد سروکار دارد در می آید. نظارت در سطح آگاهی شخصی، بنوبه خود، برای تنظیم هشیارانه و سنجیده شناخت، یعنی، کاربرد راهبردهای شناختی و فراشناختی بعلاوه راهبردهای ارادی برای کنترل هیجانها، انگیزش، و محیط درون داد فراهم می کند. کنترل هشیارانه و سنجیده در آگاهی سطح شخصی شامل کاربرد راهبردهای شناختی و مهارتهای فراشناختی می گردد. برای مثال، کاربرد راهبردهای جهت دهی (دقیقا چه چیزی را نفهمیدم؟)؛ برنامه ریزی (ابتدا مکانی را که مشکل در درک مطلب شروع شد مشخص می کنم، سپس متن را دوباره می خوانم و بررسی می کنم که آیا کلمه ای را جا انداخته ام یا برای معنای لغات جدید به فرهنگ لغات نگاه می کنم)؛ نظارت بر کاربرد راهبرد انتخاب-برنامه ریزی، و ارزیابی بازده راهبرد بکار برده شده، یعنی، آیا درک مطلب بهبود یافته یا مشکل ادامه یافته است. اگر مشکل حل نشد، پس تصمیمات کنترلی جدید، مانند رها کردن فعالیت یا شروع دور جدیدی از خود تنظیمی درک مطلب باید گرفته شود. راهبرد دیگر درخواست کمک از دانش آموز همسال یا معلم است. در چنین حالتی، دانش آموز باید به دیگری توضیح دهد که مشکل چیست (این جمله را نمی فهمم یا این جمله با جمله پیش در تضاد است)، و فرد دیگر باید مشکل دانش آموز را به همراه متن و تجربه خودش از فرا درک مطلب بازنمایی کند. این مثالی است از کارکرد آگاهی سطح اجتماعی، که در آن نظارت بر اساس باز اندیشی و مشاهده تجربه های ذهنی، افکار یا اعمال دیگران (بعلاوه خودش) صورت می گیرد. کنترل در این سطح به شکل دستورالعملهایی برای دانش آموز در انتخاب نوع راهبرد، توضیحات، یا کوشش مشترک برای معناسازی، مانند خواندن و فکر کردن با صدای بلند به گونه ای که دانش آموز بتواند فرایند درک مطلب همراهش را به همان گونه که رخ می دهد پیروی کند در می آید. یادگیری مشارکتی این سطح از کارکرد فراشناخت را پیش فرض می گیرد. رشد علم، مدلهای رسمی شناخت، آموزش مهارتهای تفکر بعلاوه تنظیم شناخت به شکل منطقی نیز بر اساس این سطح آگاهی صورت می گیرند (افکلایدز، 2014).

فرایندهای مختلف در نظارت و کنترل
 در سطوح مختلف فراشناخت

دو کاربرد مدل غنی شده فراشناخت عبارتند از: اول، فرایندهای مختلفی در زیر بنای نظارت و کنترل در سطوح مختلف کارکرد فراشناخت وجود دارد. دوم، نظارت و کنترل فراشناختی نه تنها با عوامل شناختی بلکه با عوامل عاطفی نیز تحت تاثیر قرار می گیرد. تا آن جاییکه ماهیت فرایندهای نظارت و کنترل مورد نظر است، فرد می تواند موارد ذیل را در فرض بگیرد: (نگاه کنید به جدول 1) نظارت در سطح شی سهولت و روانی (یا فقدان آن) را در پردازش شناختی، گسستگی در پردازش، تضاد پاسخ، و خطا، انتظارات مربوط به عواملی که بر حافظه یا شناخت اثر می گذارد مانند اینکه اندازه حروف کلمات مطلب یادگیری یاد آوری را اثر می گذارد، یا تکیه کردن بر عملکرد همکار اثر می گذارد. از طرف دیگر کنترل در سطح شی، شامل کنترل شناختی (مانند، بدست آوردن یا از دست دادن کنترل بسته به شرایط وابسته)، افزایش زمان، کوشش، و توجه در تکلیف؛ شروع و خاتمه دادن پردازش و بکار انداختن کارکردهای اجرایی، یعنی بازداری پاسخ، به روز رسانی، تغییر توجه، جابجایی پاسخ می گردد. نظارت در آگاهی سطح شخصی بر پایه آگاهی از تجربه های فراشناختی (مانند احساس و داوری فراشناختی)، آگاهی از ویژگیهای افکار خود، تکلیف و بافت (مانند دانش خاص و آنلاین تکلیف)، و آگاهی از تجربه های عاطفی، انگیزشی بعلاوه ارادی قرار دارد. فرایندهایی که فراشناخت آگاهی در سطح شخصی را افزایش می دهند از فرایندهای ناهشیار اکتشافی استنباطی که بر اساس آشنایی و کاربرد نشانه برای فرایندهای شناخت اجتماعی، قرار دارند متفاوت هستند، فرایندهای هشیارانه تحلیلی از محتواهای هشیاری فرد، و مشاهده عملکرد فرد و بازده آن. بخصوص، تجربه های فراشناختی (ME)، و بویژه احساسات و داوریهای فراشناختی، استنباطهایی هستند که بر اساس فرایندهای اکتشافی قرار دارند که از نشانه های حاصل از تکلیف، و بافت، یا فرایندهای شناختی استفاده می کند. دانش فراشناختی (MK) که دانش یا باورهای بیانی مربوط به سطح شی یا جهان بیرون و تجارب قبلی فرد با تکالیف-موقعیتها فرض می شود که بر اساس انتزاع، باز اندیشی و مشاهده کارهای شناختی فرد و تجربه های همراه آن قرار دارند در حالیکه بخش دیگر ممکن است از آموزش رسمی و شناخت اجتماعی نشات بگیرد. آن بخش از دانش فراشناختی می تواند آشکار باشد. کنترل در آگاهی سطح شخص شامل تشکیل و کاربرد قواعد کلی آشکار تکلیف است که از پردازش تکلیف در مقابل آشفتگی یا تداخل محافظت می کند. در این سطح کنترل نیز شکل انتخاب، کاربرد و تغییر راهبردهای شناختی، مانند تکرار، توزیع و ایجاد فاصله زمانی، اختصاص دادن زمان مطالعه، و غیره می گیرد. در سطح آگاهی شخصی مهارتهای فراشناختی بعنوان راهبردهایی هستند که بر شناخت عمل می کنند و آن را تنظیم می کنند. سر انجام، در سطح اجتماعی، نظارت آگاهی بر اساس مشاهده و باز اندیشی رفتار دیگران، عملکرد و بازده های آن، در تعامل و ارتباط با دیگران، و دانش نظریه های رسمی شناخت، بر اساس فرایندهای منطقی تحلیلی قرار دارد. کنترل، از طرف دیگر، شامل کاربرد راهبردهای آموخته شده که از طریق آموزش و فرایندهای تعامل اجتماعی، بعلاوه کاربرد مهارتهای فراشناختی در تعامل اجتماعی یا بافتهای مشارکتی بدست آمده اند (افکلایدز، 2014).

فرایندهای احتمالی نظارت و کنترل در سطوح گوناگون کارکرد فراشناختی

نظارت:

  • نظارت بر ویژگیهای پردازش شناختی: سهولت/فقدان سهولت؛ انقطاع و گسستگی؛ تضاد؛ خطا
  • آگاهی از تجربه های فراشناختی فرد (احساسات، داوریها، افکار، ... )؛ مشاهده عملکرد و بازده های آن
  • باز اندیشی در تجربه های فراشناختی (خود فرد و دیگران) و عملکرد و بازده های آن در مقابل تکلیف و بافت آن
  • شناخت اجتماعی و تعامل با دیگران؛ نظریه های رسمی شناخت

کنترل:

  • افزایش زمان، کوشش و توجه بر تکلیف یا پردازش؛ آغاز گری و اختتام پردازش؛ بازداری پاسخ، به روز رسانی، جابجایی توجه، تغییر پاسخ
  • شکل دهی و بکار بردن قواعد کلی تکلیف؛ انتخاب راهبرد، کاربرد راهبرد، تغییر راهبرد
  • بکاربردن مهارتهای فراشناختی
  • کاربرد راهبردهای آموخته شده در حیطه های گوناگون دانش

کاربردهای مدل غنی شده

تغییر پذیری بین و میان شخص

از آنجاییکه سطوح فرا و فرا-فرا بازنمایی های سطح شیء متناظر آنها هستند (یعنی سطح شیء و سطح آگاهی شخصی، بترتیب) و این بازنمایی ها بر اساس فرایندهای استنباطی یا تحلیلی که برای ویژگیهای انتخابی موقعیت، تکلیف، یا فرایند بکار برده شده اند قرار دارند، قابل درک است که تجربه های فراشناختی و دانش فراشناختی می توانند در میان افراد مختلف متفاوت باشند (مانند، یک تکلیف توسط معلم و دانش آموز بطور متفاوتی بازنمایی شده است)، و این نشانگر آن است که تفاوتهای فردی وجود دارد. برای مثال، برخی از افراد تمایل دارند که علی رغم تکلیف بیشتر از دیگران مطمئن باشند. بعلاوه، تفاوتهایی در یک فرد می تواند وجود داشته باشد از یک موقع به موقع دیگر (گوناگونی درون آزمودنی)، بسته به نشانه ها، باورها، یا اطلاعات در فرایند بازنمایی بکار برده شده اند. برای مثال، هنگامی که شخص در مورد موضوع بیشتر یاد می گیرد و ملزومات تکلیف را بهتر درک می کند داوریهای یادگیری می تواند تغییر پیدا کند (افکلایدز، 2014).

نظارت بر نادرستی

بعلاوه، اگر نشانه های بکار رفته برای شیء مورد نظر که در حال ارائه شدن است معتبر نباشد، نظارت می تواند نادرست باشد. برای مثال، اگر شخص به نشانه های یادیار مانند روانی و سهولت توجه می کند و نه به نشانه هایی که به درستی اطلاعات بیاد آوری شده مرتبط هستند، سپس روابط فراشناخت با عملکرد می تواند پایین باشد یا اصلا وجود نداشته باشد. بخصوص، یک پاسخ بازیابی شده بطور روان به یک سوال می تواند با اطمینان بالا همراه باشد که درست است حتی اگر چنین نباشد. چنین تفاوتی بین تجربه ها یا دانش فراشناختی و درستی عملکرد کاربردهایی برای هر دوی اعتبار و روایی تجربه های فراشناختی و دانش فراشناختی (مانند روابط با عملکرد) دارد (افکلایدز، 2014).

اثربخشی تصمیمات کنترلی

نظارت نادرست بر شناخت کاربردهایی برای اثربخشی تصمیمات کنترلی دارد. برای مثال، یک پاسخ بسیار مطمئن از مشارکت بیشتر با همان تکلیف جلوگیری می کند اگرچه وارسی درستی پاسخ قبل از پایان دادن جستجوی حافظه یا حل مسئله مورد نیاز است. یا، اطمینان به اینکه فرد در آزمون آینده قطعه ای خاص از اطلاعات را بیاد خواهد آورد (داوری یادگیری، JOL) در مقایسه با قطعه دیگر بر اختصاص زمان مطالعه به آیتمهای فردی اثر می گذارد. اگر داوریهای یادگیری نادرست باشند، پس اختصاص زمان مطالعه نیز خدشه دار است (افکلایدز، 2014).

 

مجله اینترنتی روان تنظیم

Online Journal of Ravantanzim

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا

روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی

دانش آموخته دانشگاه تهران

لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.

استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.