مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

فرآیند گام‌به‌گام مشاوره تحصیلی

image

صفحه نخست   عملکرد برتر   آموزش و یادگیری   یادگیری خود تنظیم   فراشناخت 

 مطالعه-خواندن   انگیزش و هیجان   سنجش و ارزشیابی   عصب روانشناسی

جمعه - 02 آبان 1404

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

مشاوره تحصیلی

از شناخت درونی تا انتخاب عملی برنامه‌ها

فرآیند گام‌به‌گام مشاوره تحصیلی

 

مشاورهٔ تحصیلی مؤثر، فراتر از پاسخ‌گویی به پرسش‌های اداری است؛ این یک فرایند مشارکتی است که هدف آن توانمندسازی فراگیر برای پیمودن موفقیت‌آمیز مسیر آکادمیک و دستیابی به اهداف بلندمدت حرفه‌ای است. عملکرد یک مشاور تحصیلی موفق بر سه ستون اساسی استوار است:

۱. تسهیل‌گری آموزشی و ابزاری: تضمین دسترسی دانشجو به دانش سیستمی (آیین‌نامه‌ها، دروس و الزامات) و ابزارهای لازم برای مدیریت مسیر تحصیلی.

۲. توسعه فردی و انگیزشی: کمک به دانشجو برای خودشناسی، ارزیابی واقع‌بینانهٔ توانمندی‌ها، و تعریف اهداف آموزشی منسجم و معنادار.

۳. ایجاد رابطهٔ مبتنی بر اعتماد: برقراری یک ارتباط حمایتی که در آن دانشجو احساس امنیت کرده تا بتواند چالش‌های درونی و بیرونی خود را بدون قضاوت مطرح کند.

هشت رفتار کلیدی که مستقیماً از ادبیات مشاوره استخراج شده‌اند، به مشاور اجازه می‌دهد تا عملکرد خود را در سه حوزه مهارت‌های ادراکی و زمینه‌ای، مهارت‌های اطلاعاتی و سیستمی، و مهارت‌های هدف‌گذاری و خود-تنظیمی بسنجد و نقاط قوت و فرصت‌های توسعه خود را در فرایند مشاوره تحصیلی شناسایی نماید. هدف نهایی، ارتقاء کیفیت خدمات مشاوره‌ای برای حمایت از موفقیت دانشجویان است.

فرآیند گام‌به‌گام مشاوره تحصیلی

۱. کاوش در اهداف زندگی

هدف این مرحله پیدا کردن پاسخ به سؤال «می‌خواهم در زندگی چه‌کاره باشم و چرا؟» است. در این مرحله مشاور به فرد کمک می‌کند: ارزش‌های شخصی و علایق اصلی‌اش را شناسایی کند (مثلاً خلاقیت، کمک به دیگران، امنیت مالی و...)؛ مسیر زندگی دلخواه را از نظر سبک زندگی، جایگاه اجتماعی و احساس رضایت ترسیم کند؛ و چشم‌اندازی کلی از زندگی شغلی و شخصی ایده‌آل خود داشته باشد.

۲. بررسی اهداف شغلی / تحصیلی

این مرحله از اهداف زندگی وارد حوزهٔ اجرایی‌تر می‌شود: بررسی می‌شود چه مشاغل یا رشته‌هایی با علاقه‌ها و استعدادهای فرد هماهنگ است؛ تحلیل بازار کار، مهارت‌های موردنیاز و مسیرهای رشد در هر زمینه انجام می‌گیرد؛ و نتیجهٔ این مرحله معمولاً یک «نقشهٔ مسیر شغلی» است: از حال تا شغل آینده.

۳. انتخاب برنامه آموزشی

در این مرحله فرد به کمک مشاور، بهترین مسیر آموزشی را برای رسیدن به اهدافش انتخاب می‌کند: انتخاب مقطع مناسب (دیپلم، کارشناسی، فنی‌حرفه‌ای، کاردانی، یا آموزش‌های آزاد)؛ انتخاب نوع مؤسسه (دانشگاه، آموزشگاه، آنلاین یا حضوری)؛ و بررسی هزینه، زمان، محل و سطح دشواری برنامه‌ها.

۴. انتخاب دوره‌ها

انتخاب دقیق واحدها یا دوره‌هایی که بیشترین تأثیر را در رسیدن به اهداف فرد دارند: هماهنگ بودن دروس با نیاز آینده شغلی؛ بالانس بین دروس سخت و آسان در هر ترم؛ و استفاده از مشاوره برای انتخاب دروسی که پیش‌نیاز یا مکمل اهداف حرفه‌ای‌اند  

۵. برنامه‌ریزی کلاس‌ها

آخرین مرحله، اجرای عملی تصمیم‌هاست: تنظیم جدول زمانی ترم یا هفته؛ هماهنگی بین ساعت کلاس‌ها، کار نیمه‌وقت، و استراحت؛ و پیش‌بینی زمان مرور، پروژه‌ها و آمادگی برای امتحان  

نتیجه نهایی یک نقشه تحصیلی و شغلی شخصی‌سازی‌شده که فرد را از شناخت خود تا تحقق هدف کاری هدایت می‌کند: از «چه می‌خواهم بشوم؟» تا «کدام واحد را این ترم بگیرم؟».

مسئولیت‌های مشاور

این مسئولیت‌ها تضمین می‌کنند که مشاوره صرفاً درباره انتخاب رشته نباشد، بلکه یک فرآیند توسعه فردی و هدایت مسیر باشد.

۱. هدف‌گذاری و خودشناسی؛ به فراگیر کمک می‌کند تا اهداف واقع‌بینانه را تعریف و توسعه دهد: کمک به تعریف اهداف واقع‌بینانه؛ فراتر رفتن از آرزوها و رسیدن به اهداف عملی و قابل اندازه‌گیری.

۲. شناسایی و انطباق؛ نیازهای ویژه و منابع موجود را شناسایی می‌کند: تشخیص نقاط قوت، ضعف، چالش‌های یادگیری، یا نیازهای خاص. تطبیق فراگیر با منابع موجود؛ معرفی بهترین منابع، دوره‌ها، یا فرصت‌های موجود متناسب با وضعیت فرد.

۳. طراحی برنامه شخصی‌سازی‌شده؛ به فراگیر کمک می‌کند تا برنامه‌ای متناسب با توانایی‌ها و علایق خود طراحی کند: اطمینان از اینکه مسیر تحصیلی نه تنها منطقی است، بلکه برای فراگیر جذاب و قابل اجرا باشد.

۴. نظارت و ارزیابی؛ پیشرفت به سوی اهداف آموزشی/شغلی را زیر نظر دارد: نظارت بر پیشرفت و بررسی مداوم عملکرد تحصیلی و اطمینان از حرکت در مسیر درست و اصلاح مسیر در صورت لزوم.

۵. آگاهی‌بخشی شغلی؛ ارتباط بین آمادگی تحصیلی و دنیای کار را مورد بحث قرار می‌دهد: بحث در مورد ارتباط آمادگی تحصیلی و دنیای کار؛ پل زدن بین دانش کسب‌شده در کلاس‌ها و مهارت‌های مورد نیاز در بازار کار آینده.

مشاور در این فرایند، نقش راهنما، تحلیلگر، برنامه‌ریز و تسهیل‌کننده را ایفا می‌کند.

رفتارهای مشاور

بخش اول: رفتارهای بین فردی مشاور 

مهارت‌های بین فردی و ارتباطی یک مشاور موفق تعیین می‌کنند که فراگیر تا چه حد به مشاور اعتماد کرده و چقدر از راهنمایی‌های او استقبال می‌کند.

۱. آموزش مهارت‌های لازم برای بهبود جایگاه تحصیلی در دانشگاه (مهارت‌ها بقای تحصیلی)

۲. منابع انسانی موجود برای فراگیران، مانند مرکز مشاوره، مراکز بهداشتی و درمانی، و مرکز دانشجویی را به روشنی بیان کنید.

۳. برای بحث‌های شخصی در دسترس فراگیران باشید.

۴. به فراگیران کمک کنید تا توانایی‌ها، علایق و اهداف خود را بشناسند.

۵. ارتباطی را به فراگیران ارائه دهید که به یک تجربه آموزشی شخصی‌سازی‌شده در طول دوره آشنایی کمک کند.

۶. به فراگیران کمک و تشویق کنید تا بهترین چیزی را که می‌توانند کشف کنند (و پتانسیل‌های خود را به حداکثر برسانند).

۷. ارائه تصویری یکپارچه از دانشگاه با توجه به دوره‌ها، رویه‌ها، الزامات و اهداف دانشگاه.

۸. دانشجویان را تشویق کنید تا خود را در رابطه با دانشگاه و فرصت‌های آن ارزیابی کنند.

۹. اطلاعاتی در مورد خودتان به عنوان فردی که در حال گذراندن فرآیند تحصیل است، فاش کنید.

۱۰. نسبت به فرآیند انتقال به دانشگاه همدلی و درک خود را نشان دهید.

۱۱. در رابطه با مشکلاتی که فراگیران مطرح می‌کنند، صمیمیت، احترام و صداقت شخصی خود را نشان دهید. (Aiken, et. al. 1976)

می‌توان این رفتارها را در سه دستهٔ اصلی قرار داد:

۱. تسهیل‌گری آموزشی و ابزاری

اولین محور شامل جنبه‌های عملیاتی و ابزاری مشاوره است. جنبه‌های عملی و آموزشی مستقیماً به حل مشکلات خودارزیابی (کنترل زمان و تمرکز) کمک می‌کند و شامل موارد ذیل است:

آموزش مهارت‌های بقا؛ آموزش مهارت‌های لازم برای بهبود جایگاه تحصیلی در دانشگاه: آموزش تکنیک‌های مدیریت زمان، مطالعه مؤثر، یا مهارت‌های امتحانی که مستقیماً بر عملکرد تأثیر می‌گذارد.

معرفی منابع؛ منابع انسانی موجود برای فراگیران، مانند مرکز مشاوره، مراکز بهداشتی و درمانی و مرکز دانشجویی را به روشنی بیان کنید. اطلاع‌رسانی شفاف دربارهٔ تمام پشتیبانی‌های موجود در محیط دانشگاه (سلامت، مالی، آکادمیک).

ارائه تصویری یکپارچه از دانشگاه با توجه به دوره‌ها، رویه‌ها، الزامات و اهداف دانشگاه: عمل کردن به عنوان «نقشهٔ راه» دانشگاه، تا فراگیر ساختار کلی محیط خود را درک کند.

تکنیک‌های پیشنهادی برای اجرا و خروجی مورد انتظار از فراگیر

 

آموزش مهارت‌های بقا

 

 آموزش مدیریت زمان: معرفی تکنیک‌هایی مانند پومودورو، ماتریس آیزنهاور، یا "روش قورباغه را قورت بده". 

 فراگیر یک جدول زمانی هفتگی مبتنی بر تکنیک انتخابی ایجاد می‌کند. 

 

 

 آموزش مطالعه مؤثر: آموزش یادداشت‌برداری فعال (مانند روش کورنل) و مرور فاصله‌دار (Spaced Repetition). 

 فراگیر حداقل یک جلسهٔ مطالعه را با تکنیک جدید یادداشت‌برداری ثبت می‌کند. 

 

 

معرفی منابع

 ایجاد فهرست منابع دسترسی: تهیه یک چک‌لیست یا نمودار سازمانی که محل دقیق و نحوهٔ تماس با مراکز مشاوره، سلامت روان، و خدمات دانشجویی را مشخص کند. 

 فراگیر اطلاعات تماس سه منبع اصلی را در جایی که در دسترس است (مثلاً روی میز) ذخیره می‌کند. 

 

 

 ارائه تصویر یکپارچه

 ترسیم مسیر تحصیلی: ساخت یک فلوچارت ساده از "نقطه شروع فعلی" تا "نقطه پایان (فارغ‌التحصیلی/شغل)" که مراحل کلیدی (انتخاب واحد، امتحانات جامع، پایان‌نامه) در آن مشخص باشد. 

 فراگیر حداقل یک رویداد مهم ترم بعدی (مثلاً ددلاین ثبت پروژه‌های بزرگ) را روی تقویم خود مشخص می‌کند. 

 

 

۲. توسعه فردی و انگیزشی

این بخش، موتور محرکهٔ برنامه‌ریزی است و مربوط به تشویق فراگیر به کشف و شکوفایی پتانسیل‌های درونی‌اش است:

شناخت توانایی‌ها و اهداف: به فراگیران کمک کنید تا توانایی‌ها، علایق و اهداف خود را بشناسند. این همان مرحلهٔ اساسی است که مشاور با پرسشگری عمیق، فرد را به خودشناسی هدایت می‌کند.

تشویق به کشف پتانسیل: به فراگیران کمک و تشویق کنید تا بهترین چیزی را که می‌توانند کشف کنند (و پتانسیل‌های خود را به حداکثر برسانند).  فراتر رفتن از حد انتظار و کمک به فراگیر برای دستیابی به بهترین نسخهٔ خود.

خودارزیابی در بستر دانشگاه: دانشجویان را تشویق کنید تا خود را در رابطه با دانشگاه و فرصت‌های آن ارزیابی کنند. ایجاد چارچوبی برای مقایسهٔ توانمندی‌های فردی با فرصت‌ها و الزامات محیط آکادمیک.

بخش توسعه فردی و انگیزشی جایی است که مشاوره از سطح "مدیریت بحران" به سطح "برنامه‌ریزی برای آینده و شکوفایی" ارتقا می‌یابد. این بخش به طور مستقیم با آن دسته از مشکلات که در مورد نداشتن برنامه یا فهرست مشخص از مطالب بود ارتباط دارد. اگر هدف مشخص نباشد، مدیریت زمان معنایی پیدا نمی‌کند.

راهنمای عملی: اجرای توسعه فردی و انگیزشی؛ تکنیک‌های پیشنهادی برای اجرا و خروجی مورد انتظار از فراگیر

 

وظیفه مشاور 

 تکنیک‌های پیشنهادی برای اجرا 

 خروجی مورد انتظار از فراگیر 

 

 

 شناخت توانایی‌ها و اهداف

 

 تکنیک ارزش‌ها (شفاف‌سازی ارزش‌ها): استفاده از تمرین‌هایی مانند "سه کلمه برای توصیف خود در ۱۰ سال آینده" یا "ماتریس تأثیرگذاری" برای استخراج ارزش‌های بنیادین. 

 فراگیر سه "ارزش اصلی" خود (مثلاً: استقلال، کمک به دیگران، نوآوری) را شناسایی و ثبت می‌کند. 

 

 

 تکنیک اهداف SMART: کمک به تبدیل اهداف بلندمدت مبهم (مثلاً موفقیت شغلی) به اهداف مشخص، قابل اندازه‌گیری و زمان‌بندی شده. 

 فراگیر یک هدف بلندمدت و سه هدف میان‌مدت مرتبط با آن هدف اصلی تعریف می‌کند. 

 

 

تشویق به کشف پتانسیل

 معرفی حوزهٔ "یادگیری اکتشافی" (Exploratory Learning): پیشنهاد پروژه‌های جانبی کوچک، مطالعهٔ کتاب‌هایی خارج از سرفصل اصلی یا شرکت در وبینارهای مرتبط با علایق ناشناخته. 

 فراگیر یک فعالیت "خارج از برنامهٔ درسی" برای انجام دادن در ماه آینده مشخص می‌کند. 

 

 

 خودارزیابی در بستر دانشگاه

 تحلیل شکاف (Gap Analysis): مقایسهٔ مهارت‌های فعلی فراگیر (که با ابزارها سنجیده شده) با مهارت‌های مورد نیاز برای شغل یا مقطع تحصیلی هدف. 

 فراگیر لیستی از سه "مهارت کلیدی" که باید در طول تحصیل کسب کند (مثلاً: تحلیل داده، سخنرانی عمومی) تهیه می‌کند. 

 

 

۳. ایجاد رابطهٔ مبتنی بر اعتماد

در این مرحله، می‌توانیم به سراغ ایجاد رابطهٔ مبتنی بر اعتماد برویم که تضمین می‌کند شما در اجرای این برنامه‌ها، حامی و همدل خواهید داشت. یک مشاور موفق، فردی است که هم نقشهٔ راه را می‌شناسد (مسئولیت‌های قبلی)، هم مهارت‌های ارتباطی لازم برای همراهی فرد در طول مسیر را دارد (رفتارهای بین فردی فعلی).

این سومین و شاید حیاتی‌ترین بخش است، زیرا بدون ایجاد اعتماد و همدلی، هیچ‌یک از ابزارهای فنی (بخش‌های ۱ و ۲) به درستی توسط شما به کار گرفته نخواهند شد. این بخش مستقیماً با مشکل از دست دادن تمرکز و عدم پیوستگی مبارزه می‌کند، زیرا احساس امنیت روانی، پایهٔ تمرکز طولانی‌مدت است.

این رفتارها ستون فقرات یک رابطهٔ درمانی و راهنمایی موفق هستند:

همدلی و درک: نسبت به فرآیند انتقال به دانشگاه همدلی و درک خود را نشان دهید.  نشان دادن فهم عمیق از استرس‌ها و چالش‌های ناشی از «انتقال» به محیط جدید دانشگاه.

صمیمیت، احترام و صداقت: در رابطه با مشکلاتی که فراگیران مطرح می‌کنند، صمیمیت، احترام و صداقت شخصی خود را نشان دهید.  پایه‌های اخلاقی برای هر تعامل مؤثر؛ ایجاد فضایی امن برای مطرح کردن مشکلات واقعی.

در دسترس بودن برای مسائل شخصی: برای بحث‌های شخصی در دسترس فراگیران باشید. پذیرش نقش حمایتی فراتر از مسائل صرفاً درسی.

تجربه شخصی: اطلاعاتی در مورد خودتان به عنوان فردی که در حال گذراندن فرآیند تحصیل است، فاش کنید. به اشتراک‌گذاری تجربیات مرتبط خود مشاور برای ایجاد حس ارتباط انسانی (نه صرفاً ماشینی).

شخصی‌سازی تجربه: ارتباطی را به فراگیران ارائه دهید که به یک تجربه آموزشی شخصی‌سازی‌شده در طول دوره آشنایی کمک کند.  استفاده از تمام این داده‌ها برای ارائه یک تجربهٔ منحصربه‌فرد برای هر فراگیر.

راهنمای عملی: اجرای ایجاد رابطهٔ مبتنی بر اعتماد؛ تکنیک‌های پیشنهادی برای اجرا و خروجی مورد انتظار از فراگیر

 

 وظیفه مشاور 

 تکنیک‌های پیشنهادی برای اجرا 

 خروجی مورد انتظار از فراگیر 

 

 

 همدلی و درک 

 تأیید احساسات: به‌جای حل فوری مشکل، مشاور باید ابتدا با عباراتی مانند "من کاملاً درک می‌کنم که این انتقال چقدر می‌تواند استرس‌زا باشد" شروع کند. 

 فراگیر احساس کند که تجربه‌اش کاملاً معتبر و درک شده است، نه اینکه صرفاً یک مانع زودگذر باشد. 

 

 

 صمیمیت، احترام و صداقت

 تعیین مرزهای شفاف: ایجاد یک قرارداد اولیه که انتظارات متقابل (مانند حفظ محرمانگی، زمان‌بندی جلسات) را روشن می‌کند و هرگز از حدود احترام عبور نکند. 

 فراگیر با اطمینان بیشتری مسائل شخصی یا درسی حساس را مطرح کند. 

 

 

 در دسترس بودن برای مسائل شخصی

 "پنجرهٔ سؤالات باز": در انتهای هر جلسه، به جای پرسش "آیا سؤال دیگری داری؟"، پرسیدن سؤالی که فرد را تشویق به اشتراک‌گذاری کند، مانند: "چه چیز دیگری اخیراً ذهن شما را به خود مشغول کرده است؟" 

 فراگیر مسائل حاشیه‌ای و زمینه‌ای (مثل مشکلات خواب یا روابط) را که بر مطالعه تأثیر می‌گذارد، مطرح کند. 

 

 

 تجربه شخصی

 استفاده استراتژیک از داستان‌های شخصی: به اشتراک گذاشتن یک شکست یا چالش گذشته که مربوط به موضوع فعلی فراگیر است، برای نرم کردن فضای آموزش. (مثلاً: "من هم در ترم دومم با مشکل مشابهی در مدیریت زمان مواجه شدم...") 

 کاهش فاصلهٔ ادراکی بین مشاور و فراگیر؛ تبدیل مشاور از یک "مرجع" به یک "راهنما". 

 

 

شخصی‌سازی تجربه

 یادداشت‌برداری از جزئیات کوچک: ثبت مواردی مانند نام حیوان خانگی، رشتهٔ مورد علاقهٔ غیردرسی، یا دغدغه‌های خانوادگی برای ارجاع در جلسات آینده. 

 فراگیر احساس کند که مشاور او را به عنوان یک فرد منحصر به فرد می‌شناسد، نه صرفاً یک پروندهٔ دانشجویی. 

 

 

جمع‌بندی کل فرآیند مشاوره

ما اکنون هر سه محور اصلی مسئولیت‌های مشاور را به اقدامات عملی تبدیل کردیم:

۱.  ابزارها و تکنیک‌ها (تسهیل‌گری): برای حل مشکلات عملی زمان و مطالعه.

۲.  نقشهٔ راه (توسعه فردی): برای تعیین اینکه ابزارها باید به سمت چه هدفی به کار روند.

۳.  رابطه (اعتماد): برای اطمینان از اینکه شما واقعاً از این ابزارها استفاده خواهید کرد.

--------------------------------------

بخش دوم: رفتارهای تحصیلی مشاور

۱. نشان دادن درک از آنچه دانشجویان جدید برای ورود به دانشگاه باید طی کنند.

۲. در صورت لزوم، ارائه منابع به سایر منابع دانشگاهی.

۳. کمک به دانشجویان برای ارزیابی واقع‌بینانه انتخاب رشته دانشگاهی خود.

۴. کمک به دانشجویان برای دستیابی به اهداف آموزشی فوری خود.

۵. ارائه اطلاعات در مورد دروس، الزامات، آزمون‌ها، ثبت‌نام، تغییرات دروس و غیره.

۶. تفسیر نتایج آزمون با مرتبط کردن آنها با آزمون‌های استاندارد توانایی و معافیت‌های دروس.

۷. کمک به دانشجویان برای ارزیابی و درک اهداف آموزشی خود.

۸. فراهم کردن زمان برای دانشجویان برای پرسیدن سوالات (Aiken, et. al. 1976)

این رفتارها، پایه‌های یک مدل مشاورهٔ مؤثر را پوشش می‌دهند و به خوبی در سه حوزهٔ کلیدی مشاوره دسته‌بندی می‌شوند. تحلیل جزئی هر بخش به شرح زیر است:

تحلیل ۸ رفتار کلیدی مشاور تحصیلی

این رفتارها ترکیبی از مهارت‌های محتوایی (دانش سیستمی)، مهارت‌های راهنمایی (تسهیل‌گری تصمیم‌گیری)، و مهارت‌های ارتباطی (توسعه فردی) را نشان می‌دهند.

۱. مهارت‌های ادراکی و زمینه‌ای

این دسته بر توانایی مشاور در درک موقعیت دانشجو تأکید دارد.

رفتار ۱: نشان دادن درک از آنچه دانشجویان جدید برای ورود به دانشگاه باید طی کنند.

این رفتار نشان‌دهندهٔ همدلی شناختی (Cognitive Empathy) و آگاهی مشاور از چالش‌های ترنزیشن (انتقال) است. یک مشاور موفق باید از بروکراسی، انتظارات آکادمیک و استرس‌های اولیهٔ دانشجو آگاه باشد تا راهنمایی‌هایش قابل اجرا و حمایتی باشند. این بخش، پایهٔ ایجاد رابطهٔ مؤثر را می‌سازد.

رفتار ۳: کمک به دانشجویان برای ارزیابی واقع‌بینانه انتخاب رشته دانشگاهی خود.

این هستهٔ تصمیم‌گیری آگاهانه است. مشاور نقش فیلتر واقعیت را بازی می‌کند، جایی که انتظارات دانشجو با قابلیت‌ها و بازار کار منطبق می‌شود. این رفتار نیاز به مهارت‌های تحلیلی قوی در کنار مهارت‌های بین فردی دارد تا دانشجو احساس نکند که قضاوت شده است.

۲. مهارت‌های اطلاعاتی و سیستمی

این دسته بر دانش فنی و توانایی مشاور در پیمایش سیستم‌های آموزشی تمرکز دارد.

رفتار ۲: در صورت لزوم، ارائه منابع به سایر منابع دانشگاهی.

نشان‌دهندهٔ شبکه‌سازی حرفه‌ای و پذیرش این واقعیت است که مشاور نمی‌تواند همه چیز را بداند. ارجاع به موقع به متخصصین دیگر (مانند روانشناسان، اساتید گروه خاص، یا دفتر ثبت نام) نشان‌دهندهٔ یکپارچگی و تخصص حرفه‌ای است.

رفتار ۵: ارائه اطلاعات در مورد دروس، الزامات، آزمون‌ها، ثبت‌نام، تغییرات دروس و غیره.

این مهارت پایهٔ "دانش محتوایی" یا "تسهیل‌گری ابزاری" است. اگر مشاور در این زمینه ضعف داشته باشد، اعتبار خود را در مدیریت مسائل اجرایی از دست می‌دهد. این بخش مستلزم به‌روز بودن مداوم با آیین‌نامه‌های آموزشی است.

رفتار ۶: تفسیر نتایج آزمون با مرتبط کردن آنها با آزمون‌های استاندارد توانایی و معافیت‌های دروس.

این نیازمند سواد کمی و تحلیلی است. مشاور باید بتواند داده‌ها (نمرات) را به بینش‌های عملی (کجا قرار است دانشجو باشد؟ آیا از پیش‌نیازها معاف می‌شود؟) تبدیل کند. این رفتار فراتر از ارائهٔ نمره است؛ تفسیر آن است.

۳. مهارت‌های هدف‌گذاری و خود-تنظیمی (Goal Setting & Self-Regulation)

این دسته بر کمک به دانشجو برای مالکیت مسیر تحصیلی‌اش متمرکز است.

رفتار ۴: کمک به دانشجویان برای دستیابی به اهداف آموزشی فوری خود.

تمرکز بر برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت و اجرایی. این رفتار، اهداف بزرگ (مانند فارغ‌التحصیلی) را به گام‌های کوچک‌تر و قابل اندازه‌گیری (مانند "ثبت‌نام موفق در این ترم") تبدیل می‌کند. این کار به دانشجو حس کنترل می‌دهد.

رفتار ۷: کمک به دانشجویان برای ارزیابی و درک اهداف آموزشی خود.

این سطح عمیق‌تر از رفتار ۴ است؛ این یعنی خودشناسی و خودکاوی (Self-Exploration). چرا دانشجو این رشته را انتخاب کرده است؟ ارزش‌های اصلی او چیست؟ این رفتار مستقیماً با انگیزهٔ درونی دانشجو سروکار دارد.

رفتار ۸: فراهم کردن زمان برای دانشجویان برای پرسیدن سوالات (Aiken, et. al. 1976, p. 18).

این رفتارها بر کیفیت تعامل تأکید دارد. اهمیت «زمان اختصاص داده شده» در مشاوره اثبات شده است. این عمل نشان می‌دهد که نیازهای شنیداری و ابهامات دانشجو بر برنامهٔ زمانی مشاور اولویت دارد و یک جزء حیاتی از فرایند رابطهٔ درمانی/مشاوره‌ای است.

نتیجه‌گیری:

این ۸ رفتار، یک الگوی کامل را پوشش می‌دهند: از فهم اولیه (رفتار ۱) تا تفسیر داده‌ها (رفتار ۶) و در نهایت، تسهیل تصمیم‌گیری‌های اجرایی (رفتار ۴) و عمیق‌ترین سطح خودشناسی (رفتار ۷). هر یک از این موارد، یک محور ارزیابی قوی برای سنجش عملکرد یک مشاور تحصیلی ایجاد می‌کند.