مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

استرس، خود تنظیمی، و رفتار سلامت

image

image

اولین مربی شناختی در ایران

صفحه نخست

عملکرد برتر    آموزش و یادگیری    یادگیری خود تنظیم    فراشناخت 

 مطالعه-خواندن   انگیزش و هیجان   سنجش و ارزشیابی   عصب روانشناسی

جمعه - 28 آذر 1404

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

روانشناسی سلامت

استرس، خود تنظیمی، و رفتار سلامت

 

روانشناسی سلامت یک حوزه پویا و بین‌رشته‌ای در روانشناسی است که فراتر از درک صرفاً بیولوژیکی بیماری‌ها حرکت می‌کند. جوهره اصلی آن ترویج مدل زیستی-روانی-اجتماعی است که تأکید دارد عوامل بیولوژیکی، روانشناختی و اجتماعی همگی شاخص‌های حیاتی در تعریف و درمان بیماری، کسالت، سلامت و تندرستی هستند.

مدل چندعاملی (زیستی-روانی-اجتماعی)

این مدل تصویر کامل‌تری از سلامت ارائه می‌دهد، زیرا تحقیقات نشان می‌دهد کمتر از ۲۵٪ از شکایات جسمی علل ارگانیک اثبات‌شده دارند. این دیدگاه با رویکرد چندگانگی انتقادی سازگار است و سعی در به حداقل رساندن سوگیری‌های ناشی از جستجوی تک‌عاملی دارد.

گسترش دامنه و ماهیت بین‌رشته‌ای

این حوزه از سوالات ساده‌تر شروع شد و اکنون بسیار گسترده شده است. ماهیت آن التقاطی، چندرشته‌ای و پویا است و دانشجویان آن در معرض رشته‌هایی مانند عصب‌شناسی، ایمونولوژی، بهداشت عمومی و پزشکی قرار می‌گیرند. روانشناسی سلامت نقش مهمی در توسعه پزشکی رفتاری داشته است.

ادغام در حوزه سلامت و فرصت‌های شغلی

روانشناسان سلامت اکنون در محیط‌های متعددی مانند دانشگاه‌ها، دانشکده‌های پزشکی، بیمارستان‌ها و کلینیک‌ها مشغول به کار هستند و تقاضا برای خدمات آن‌ها رو به افزایش است. تمرکز بالینی بر مداخلات شناختی-رفتاری است که با سیستم مراقبت‌های مدیریت­شده سازگار است.

تأثیر اقتصادی و پیشگیری

هزینه‌های بالای مراقبت‌های بهداشتی بر لزوم پیشگیری از بیماری و تشخیص زودهنگام تأکید دارد. روانشناسی سلامت با تمرکز بر پیشگیری و تغییر رفتارهای ناسالم (مانند مصرف مواد، استرس، رژیم غذایی نامناسب) به مقرون‌به‌صرفه‌تر شدن مراقبت کمک می‌کند.

چالش‌ها و آینده روشن

علیرغم پیشرفت‌ها، نابرابری‌های شدید در سلامت بر اساس قومیت/نژاد، وضعیت اجتماعی-اقتصادی و جنسیت همچنان وجود دارد که نیاز به کار بیشتری را نشان می‌دهد. آینده این حوزه روشن است؛ روانشناسان سلامت در موقعیت منحصربه‌فردی برای کاهش مرگ و میر ناشی از عوامل رفتاری قرار دارند. این رشته دیگر "در حال ظهور" نیست، بلکه به عنوان یکی از پویاترین تخصص‌ها تثبیت شده است و شاهد رشد تحقیقات قابل توجهی در دنیا است.

روانشناسی سلامت پلی میان روانشناسی و پزشکی ایجاد کرده و با استفاده از مدل‌های چندعاملی، نقش حیاتی در ارتقای سلامت عمومی، پیشگیری و بهبود کیفیت مراقبت‌های بهداشتی ایفا می‌کند. روانشناسی همچنان یک رشته محبوب است، زیرا مهارت‌های آکادمیک و کاربردی ارزشمندی را فراهم می‌کند و پایه و اساس آموزش‌های تکمیلی حرفه‌ای است. روانشناسی سلامت به عنوان یک حوزه تحقیقاتی و حرفه‌ای کاربردی در روانشناسی معرفی شده است که بر تأثیر ادراکات، شناخت‌ها و الگوهای رفتاری بر فرآیندهای فیزیولوژیکی (مانند سیستم‌های قلبی-عروقی، غدد درون‌ریز و ایمنی) تمرکز دارد، زیرا این فرآیندها تعیین‌کننده علائم و پیامدهای سلامت هستند.

رویکرد زیستی-روانی-اجتماعی: تحقیقات روانشناسی سلامت ذاتاً زیستی-روانی-اجتماعی است، چرا که تعاملات اجتماعی ما نیز بر ادراکات و رفتارها تأثیر می‌گذارند. این حوزه به دنبال بررسی عوامل تعیین‌کننده و پیامدهای سلامت جسمی و روانی است.

اهمیت روزافزون: با توجه به حیاتی بودن الگوهای رفتاری در حفظ سلامتی، این حوزه اهمیت فزاینده‌ای یافته است، زیرا بدون ارتقای سبک زندگی سالم، مدیریت هزینه‌های درمانی بیماری‌های مزمن دشوار خواهد بود. همچنین، این رشته ابزارهای روش‌شناختی مفیدی برای ارزیابی مداخلات تغییر رفتار ارائه می‌دهد.

محتوای اصلی: پنج بخش مهم روانشناسی سلامت شامل مبانی بیولوژیکی، استرس، حمایت اجتماعی، انگیزش و رفتار، و جنبه‌های مربوط به بیماران است. این حوزه نحوه شکل‌گیری رفتارهای مرتبط با سلامت توسط فرآیندهای روانی و تأثیر آن‌ها بر سیستم‌های فیزیولوژیک را بررسی می‌کند.

تعریف و اهداف: بر اساس تعریف سازمان جهانی بهداشت، سلامت شامل رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی است. روانشناسی سلامت به طور جامع به ارتقای سلامت، پیشگیری از بیماری، درک عوامل علت‌شناختی و بهبود سیستم‌ها و سیاست‌های مراقبت‌های بهداشتی می‌پردازد.

پیوند فرآیندها: روانشناسان سلامت به دنبال درک چگونگی ارتباط باورها و رفتارهای فردی با فرآیندهای بیولوژیکی (مثلاً تأثیر استرس شغلی بر سیستم ایمنی) و همچنین تأثیر فرآیندهای اجتماعی (مانند وضعیت اجتماعی-اقتصادی یا نحوه ارتباط متخصصان با بیمار) بر نتایج سلامتی هستند. بهبود فرآیندهای تغییر رفتار در بیماران و متخصصان، پتانسیل ارائه خدمات بهداشتی را تعیین می‌کند.

روانشناسی سلامت بر نقش مداخلات مبتنی بر شواهد و اهمیت رفتارهای سلامتی تأکید می‌کند.

نقش تحقیقات و مداخلات: تحقیقات روانشناختی، مدل‌هایی از فرآیندهای علّی ارائه می‌دهد که اساس طراحی مداخلات اثربخش برای تغییر عملکرد روانشناختی و رفتاری است. این مداخلات باعث افزایش کارایی و مقرون به صرفه بودن خدمات بهداشتی می‌شوند.

فعالیت روانشناسان سلامت: روانشناسان حرفه‌ای سلامت از این یافته‌ها برای ارزیابی افراد و طراحی مداخلاتی استفاده می‌کنند که بر ادراکات، باورها، رفتارها و روابط اجتماعی تأثیر می‌گذارد و این مداخلات در سطوح فردی تا جامعه اعمال می‌شوند (سلامت فردی و عمومی).

اهمیت رفتارهای بهداشتی: رفتارهای بهداشتی (مانند خواب، ورزش، رژیم غذایی و مصرف الکل) تأثیر حیاتی بر مرگ و میر دارند. مطالعات نشان می‌دهد افرادی که چهار رفتار کلیدی (سیگار نکشیدن، فعالیت بدنی، مصرف کم الکل، مصرف 5 وعده میوه/سبزیجات) را رعایت می‌کنند، احتمال مرگ و میر کمتری دارند و از نظر سلامت بیولوژیکی جوان‌تر به نظر می‌رسند (حتی در سنین بالا).

پیامدهای اقتصادی: ترویج رفتارهای بهداشتی به دلیل کاهش تقاضا برای خدمات درمانی و کاهش غیبت‌های ناشی از بیماری (مانند آمار بریتانیا) دارای پیامدهای اقتصادی قابل توجهی است.

مسیرهای اثرگذاری: فرآیندهای روانی بر سلامت از دو طریق اثر می‌گذارند:

مسیرهای رفتاری (غیرمستقیم): تأثیر عوامل روانی (مانند استرس) بر رفتارهایی مانند ورزش و رژیم غذایی.

مسیرهای روانی-فیزیولوژیکی (مستقیم): تأثیر مستقیم عوامل روانی (مانند اضطراب) بر سیستم‌های فیزیکی بدن (ایمنی، قلبی-عروقی) که در بلندمدت می‌تواند منجر به بیماری شود.

همچنین، فرآیندهای روانی می‌توانند آغازگر اثر دارونما (شفا) باشند.

خودتنظیمی فرآیندهای ذهنی و رفتاری، به عنوان یک مؤلفه کلیدی برای حفظ سلامتی فردی و اجتماعی، از طریق مداخلات مبتنی بر شواهد و ترویج رفتارهای بهداشتی، می‌تواند سلامت جسمی و روانی را به طور چشمگیری بهبود بخشد و هزینه‌های بهداشتی را کاهش دهد.

اهمیت سلامت

چالش‌های افراد در حفظ رفتارهای بهداشتی، به نقش روانشناسی سلامت در درک و بهبود این رفتارها می‌پردازد.

سلامت و روانشناسی خودتنظیمی

بسیاری از مردم به اهمیت سلامتی آگاه هستند و می‌دانند که رفتارشان نقش حیاتی در آن دارد، اما اکثریت در حفظ مداوم رفتارهای بهداشتی مانند رژیم غذایی سالم یا ورزش منظم با مشکل مواجه هستند.

روانشناسی سلامت به سه حوزه اصلی تمرکز دارد:

۱. تأثیر استرس بر تغییرات فیزیولوژیکی بدن (قلبی عروقی، ایمنی و غیره).

۲. چگونگی بازیابی عملکرد اجتماعی و عاطفی یا سازگاری افراد با محدودیت‌های ناشی از بیماری.

۳. درک رفتارهای آسیب‌رسان به سلامتی و یافتن راه‌هایی برای کاهش آنها

نکته کلیدی در روانشناسی سلامت، مفهوم موانع در مسیر دستیابی به اهداف است. این موانع لزوماً خارجی نیستند؛ گاهی اوقات اهداف مختلف یک فرد با یکدیگر در تضاد هستند (مثلاً هدف سلامتی در برابر دنبال کردن یک علاقه دیگر). احساسات منفی ناشی از تهدید رسیدن به هدف، افراد را وادار به انجام اقداماتی می‌کند که ممکن است در کوتاه‌مدت تسکین‌دهنده باشند اما در بلندمدت مضر باشند.

رفتار انسان یک سیستم خودتنظیم است. انسان‌ها اهداف آگاهانه و ضمنی دارند، و اغلب بین رضایت کوتاه‌مدت و رفاه بلندمدت در تعارض هستند.

مفهوم محوری مورد بحث، شکاف خواستن-رفتار است که یکی از جنبه‌های مهم خودتنظیمی محسوب می‌شود. خودتنظیمی به فرآیندهای هدف‌گذاری و تلاش برای دستیابی به اهداف، به‌ویژه در شرایط دشوار، اشاره دارد. روانشناسی سلامت، شکست مکرر در دستیابی به اهداف سلامتی را یک مورد اولیه برای نشان دادن اهمیت رویکرد خودتنظیمی می‌داند، زیرا این رفتارها نیازمند سرمایه‌گذاری در اهداف بلندمدت و کنترل نیازهای فوری هستند. این رویکرد، درک جدیدی از اینکه چرا و چه زمانی افراد در رفتارهای سلامت بلندمدت خود موفق می‌شوند، ارائه می‌دهد.

خودتنظیمی رفتاری (Behavioral Self-Regulation) و معیارهای آن در مدل‌های روانشناسی، با تمرکز ویژه بر نظریه کنترل سایبرنتیک کارور و شایر است.

خلاصه خودتنظیمی رفتاری

ریشه‌های رفتاری و معیارهای اصلی: نظریه‌های اولیه خودتنظیمی بر مبنای رفتار بودند. برای اینکه یک مدل رفتاری، مدل خودتنظیمی در نظر گرفته شود، باید سه معیار کلیدی را داشته باشد: توجه صریح به اهداف، دیدگاه فرد به عنوان یک عامل فعال در شکل‌دهی به خود یا رفتارش، و تأکید بر فرآیندهای ارادی در تلاش برای رسیدن به هدف.

محوریت اهداف: مفهوم هدف در تمام مدل‌های خودتنظیمی رفتاری محوری است. اهداف به زندگی معنا می‌دهند، به فعالیت‌ها انرژی بخشیده و آن‌ها را هدایت می‌کنند. اهداف آینده‌نگر هستند و افراد آگاهانه از آن‌ها برای تنظیم رفتارشان استفاده می‌کنند.

نیاز به فرآیند ارادی: یک نظریه خودتنظیمی علاوه بر انگیزه (تعیین هدف)، باید فرآیندهای ارادی (Volition) در تلاش برای دستیابی به هدف را نیز توضیح دهد؛ فرآیندی که به‌طور پویا با تغییرات محیطی سازگار می‌شود.

نظریه کنترل سایبرنتیک (کارور و شایر)

این نظریه به عنوان پایه علم خودتنظیمی مطرح می‌شود و مبتنی بر این است که افراد با شناسایی اهداف و نظارت بر پیشرفت خود در جهت آن اهداف عمل می‌کنند.

فرآیند اصلی (TOTE): خودتنظیمی رفتاری نیازمند داشتن هدف، نظارت بر پیشرفت، و عمل برای کاهش اختلاف بین وضعیت فعلی و استاندارد تعیین شده (هدف) است. این فرآیند پویا در چرخه تست-عملیات-آزمایش-خروج (TOTE) خلاصه می‌شود.

حلقه بازخورد منفی: زمانی رخ می‌دهد که رفتار باعث کاهش اختلاف بین وضعیت فعلی و هدف شود (مانند تلاش برای رسیدن به یک هدف ارزشمند).

حلقه بازخورد مثبت: در اقدامات اجتنابی دخیل است (مانند پرهیز از غذاهای پرکالری).

سلسله مراتب اهداف: اهداف به صورت سلسله مراتبی سازماندهی شده‌اند؛ اهداف سطح پایین‌تر وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف سطح بالاتر هستند. هرچه هدف در سلسله مراتب بالاتر باشد، بیشتر با احساس خود فرد گره خورده و تعهد بیشتری به آن وجود دارد.

نقش عواطف (احساسات): احساساتی که فرد تجربه می‌کند، نشان‌دهنده نحوه پیشرفت فرآیند تنظیم رفتار است.

عاطفه منفی (ناشی از پیشرفت کُندتر از حد انتظار) معمولاً نشان می‌دهد که فرد باید تلاش بیشتری کند.

با این حال، اگر انتظار برای کاهش اختلاف نامطلوب باشد، ممکن است انگیزه کناره‌گیری شکل گیرد که می‌تواند منجر به تعیین اهداف کم‌ارزش‌تر یا جایگزین شود (تسلیم سازگار).

دو دیدگاه اصلی خودتنظیمی

در مورد نظریه‌های خودتنظیمی (Self-regulation) مقایسه و بررسی نظریه قدرت اراده و منابع خودکنترلی (Willpower and Self-Control Resources Theory) و نظریه‌های کنش رفتاری (Behavioral Action Theories) ضروری است.

۱. نظریه قدرت اراده و منابع خودکنترلی (باومایستر و همکاران)

این نظریه بر اراده و خودکنترلی به عنوان منابعی محدود برای تنظیم رفتار تأکید دارد و سه فرض اصلی دارد:

ظرفیت محدود: ظرفیت خودتنظیمی محدود است زیرا فرآیندی پر زحمت است.

منبع مشترک: همه وظایف خودتنظیمی از یک منبع (محدود) مشترک استفاده می‌کنند.

وابستگی به منبع: موفقیت در خودتنظیمی کاملاً به در دسترس بودن این منبع بستگی دارد.

این منبع شبیه به یک عضله خسته توصیف می‌شود که پس از استفاده کاهش یافته و نیاز به بازیابی دارد. این نظریه در توضیح شکست خودتنظیمی (مانند تسلیم شدن به وسوسه‌ها) بسیار مؤثر است، اما در توضیح اینکه افراد چگونه به خودتنظیمی موفق دست می‌یابند یا استراتژی‌های خود را برای رسیدن به هدف در مواجهه با سرخوردگی تعیین می‌کنند، ضعیف عمل می‌کند. همچنین، در مورد نقش تنظیم اهداف شخصی ابهام دارد.

۲. نظریه‌های کنش رفتاری (Behavioral Action Theories)

این مدل‌ها (مانند مدل فرانظری - TTM و مدل فرآیند اتخاذ اقدامات احتیاطی PAPM) فرآیند تغییر رفتار را به صورت مراحل متمایز توصیف می‌کنند که فرد برای رسیدن به هدف طی می‌کند.

مدل‌های مرحله‌ای فرض می‌کنند افراد در مراحل مختلف، رفتارهای متفاوتی از خود نشان می‌دهند و مداخلات باید متناسب با هر مرحله باشد. مدل PAPM هفت مرحله را برای تصمیم‌گیری و اقدام احتیاطی شناسایی می‌کند (از ناآگاهی تا نگهداری).

این مدل‌ها در توصیف انتقال از یک مرحله به مرحله دیگر جذابیت شهودی دارند، اما مکانیسم‌های روان‌شناختی دقیق در این انتقال‌ها هنوز مبهم باقی مانده‌اند. این نظریه‌ها بیشتر بر فرآیند تلاش برای هدف تمرکز دارند و به نقش اهداف شخصی و تفاوت بین مرحله انگیزشی و ارادی برای تغییر رفتار توجه می‌کنند.

نتیجه‌گیری کلی

نظریه باومایستر بر انرژی ذهنی (خودکنترلی) مورد نیاز برای مقاومت تمرکز دارد، در حالی که نظریه‌های کنش رفتاری بر مسیر و مراحل لازم برای رسیدن به یک هدف تمرکز می‌کنند. این دو رویکرد مکمل یکدیگر هستند و جنبه‌های مختلف خودتنظیمی را پوشش می‌دهند.

استرس مزمن، هورمون کورتیزول و پاسخ التهاب در سلامت قلب و عروق

استرس مزمن و کورتیزول

استرس مزمن یک عامل مخرب پنهان برای سلامت قلب و عروق است. کورتیزول (هورمون اصلی استرس) که توسط غدد فوق کلیوی ترشح می‌شود، در پاسخ به استرس آزاد می‌گردد.

عملکرد کورتیزول: وظیفه اصلی آن افزایش فوری انرژی بدن برای واکنش فرار یا مقابله است. این کار با افزایش تولید گلوکز (از طریق تجزیه چربی‌ها و پروتئین‌ها) و افزایش قند خون انجام می‌شود.

اثر ضدالتهابی کوتاه‌مدت کورتیزول

کورتیزول در کوتاه‌مدت یک سرکوب‌کننده قوی التهاب است که از آسیب‌های گسترده ناشی از استرس حاد جلوگیری می‌کند.

پاسخ التهابی (التهاب):

التهاب یک مکانیسم دفاعی حیاتی برای مبارزه با عفونت و ترمیم بافت‌های آسیب‌دیده است.

التهاب حاد (کوتاه‌مدت) مفید است و با علائمی چون قرمزی، گرمی، تورم، درد و از دست دادن عملکرد همراه است. التهاب مزمن زمانی رخ می‌دهد که عامل اولیه از بین نرود. در این حالت، التهاب به یک فرآیند مخرب تبدیل شده و می‌تواند به بافت‌های سالم آسیب بزند.

بیماری‌های مرتبط با التهاب مزمن

التهاب مزمن در توسعه بیماری‌های جدی مانند بیماری‌های قلبی-عروقی، دیابت نوع ۲، و برخی بیماری‌های خودایمنی نقش محوری دارد.

نقطه اوج رابطه: در شرایط استرس مزمن، بدن به کورتیزول مقاوم شده و اثر کنترلی آن بر التهاب از بین می‌رود. این امر به التهاب مزمن اجازه می‌دهد تا آسیب‌های خود را آغاز کند.

به طور خلاصه، استرس مداوم بدن را در حالت آماده‌باش نگه می‌دارد که نیازمند افزایش مداوم قند و فشار خون است.

پاسخ استرس (سازگاری تکاملی در برابر تهدیدات امروزی)

۱. تضاد تکاملی در واکنش به استرس

واکنش تکاملی: واکنش استرس فرار یا مقابله (Fight or Flight) برای بقای اجداد ما در برابر تهدیدات حاد و کوتاه مدت (مانند حیوانات وحشی) بسیار سازگار بود و بدن را برای فعالیت فیزیکی سریع آماده می‌کرد و پس از رفع خطر، به سرعت به حالت عادی بازمی‌گشت.

استرس مدرن: در زندگی امروزی، تهدیدات اغلب مزمن و طولانی‌مدت هستند (فشار کاری، مشکلات مالی، ترافیک). این استرس‌های مداوم باعث فعال‌سازی بیش از حد محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال و باقی ماندن سطح کورتیزول (هورمون استرس) در خون در سطوح بالا می‌شود.

۲. مکانیسم آسیب به عروق توسط کورتیزول مزمن

فعال‌سازی مداوم استرس و ترشح بالای کورتیزول مستقیماً خطر بیماری‌های قلبی-عروقی را افزایش می‌دهد، به ویژه از طریق تسریع آترواسکلروز (تصلب شرایین):

افزایش فشار خون: کورتیزول باعث افزایش فشار خون می‌شود که نیروی مکانیکی مضاعفی به دیواره رگ‌ها وارد کرده و به سلول‌های پوششی رگ (اندوتلیال) آسیب می‌زند و آن‌ها را مستعد التهاب می‌کند.

اختلال در متابولیسم: استرس مزمن، سطح گلوکز و اسیدهای چرب آزاد را بالا نگه می‌دارد. این افزایش، نفوذ چربی و قند به دیواره آسیب‌دیده رگ را تسهیل کرده و هسته اولیه پلاک‌های چربی را تشکیل می‌دهد.

التهاب مزمن: با وجود خاصیت ضدالتهابی حاد کورتیزول، سطح مزمن آن باعث تغییراتی در پاسخ ایمنی و افزایش خفیف اما مداوم نشانگرهای التهابی می‌شود که رشد پلاک‌ها را تشدید می‌کند.

۳. عواقب جدی انسداد عروق

تصلب شرایین می‌تواند به اندام‌های حیاتی آسیب بزند:

درد قفسه سینه (آنژین صدری): در اثر تنگی شریان‌های کرونر قلب هنگام افزایش تقاضای اکسیژن.

لنگیدن متناوب: درد پا هنگام راه رفتن به دلیل کمبود اکسیژن‌رسانی در اثر گرفتگی عروق محیطی.

حمله قلبی و سکته مغزی: جدی‌ترین عواقب زمانی رخ می‌دهند که پلاک پاره شود و لخته خونی تشکیل شده، جریان خون را به طور کامل مسدود کند؛ این اتفاق در شریان‌های کرونر منجر به حمله قلبی و در شریان‌های مغز منجر به سکته مغزی می‌شود.

شواهد پژوهشی

مطالعات نشان داده‌اند که استرس‌های شغلی مزمن و تغییرات بزرگ زندگی (مانند طلاق) با افزایش مرگ و میر ناشی از بیماری‌های عروق کرونر مرتبط است. حتی استرس‌های حاد عاطفی (مانند شکست تیمی در فوتبال) می‌توانند منجر به افزایش ناگهانی پذیرش بیماران قلبی شوند، که این امر به آزادسازی سریع کاتکولامین‌ها نسبت داده می‌شود.

نتیجه‌گیری نهایی

در حالی که پاسخ استرس از نظر تکاملی یک مزیت بوده، در دنیای مدرن، استرس مزمن با ترشح مداوم کورتیزول، مستقیماً فرآیند آترواسکلروز را تسریع کرده و یک عامل خطر اساسی برای بیماری‌های قلبی-عروقی است. بنابراین، مدیریت استرس یک استراتژی حیاتی برای پیشگیری از بیماری‌های قلبی محسوب می‌شود.

استرس با تحلیل بردن منابع شناختی و عاطفی، خودتنظیمی را تضعیف می‌کند و منجر به اختلال در کنترل تکانه، تصمیم‌گیری و رفتارهای انطباقی، به ویژه در حرفه‌های پراسترس مانند مراقبت‌های بهداشتی، می‌شود. مطالعات اخیر تأیید می‌کنند که خودتنظیمی تا ۴۶٪ از رابطه بین استرس درک شده و کیفیت زندگی را میانجیگری می‌کند، با اثرات دو طرفه اما نامتقارن که در آن استرس در درجه اول قبل از تأثیر بر بهزیستی، تنظیم را مختل می‌کند.

سطوح بالاتر استرس، اختلالات خودتنظیمی را پیش‌بینی می‌کنند که از طریق کاهش کنترل عاطفی و مدیریت زمان، کیفیت زندگی را کاهش می‌دهد. ذهن آگاهی با ایجاد تاب‌آوری و ارتقای ارزیابی مجدد شناختی، خودمدیریتی استرس را افزایش می‌دهد و ۴۳ درصد از واریانس نتایج را از طریق مسیر «زنجیره ایجاد منابع» توضیح می‌دهد.

مداخلاتی مانند تمرین‌های مبتنی بر ذهن‌آگاهی و آموزش بیوفیدبک، خودتنظیمی را برای مقابله با اثرات استرس با بهبود آگاهی عاطفی، کنترل فیزیولوژیکی و ارزیابی مجدد شناختی افزایش می‌دهند.

 

مجله اینترنتی روان تنظیم

Online Journal of Ravantanzim

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا

روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی

دانش آموخته دانشگاه تهران

اولین مربی شناختی در ایران

لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.

استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.