مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی
مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

نقش بنیادین اهداف

image

صفحه نخست   عملکرد برتر   آموزش و یادگیری   یادگیری خود تنظیم   فراشناخت 

 مطالعه-خواندن   انگیزش و هیجان   سنجش و ارزشیابی   عصب روانشناسی   

یکشنبه - 20 مهر 1404

مجله اینترنتی روان تنظیم

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

انگیزش و هیجان

نقش بنیادین اهداف

چه عواملی فراگیران را به یادگیری ترغیب می‌کند؟

نظریه انتظار–ارزش / جهتگیری های هدفی

 

انگیزش به سرمایه‌گذاری شخصی اشاره دارد که یک فرد برای رسیدن به یک وضعیت یا نتیجه مطلوب دارد (ماهر و مایر، ۱۹۹۷). در زمینه یادگیری، انگیزش بر جهت، شدت، پایداری و کیفیت رفتارهای یادگیری که فراگیران در آن درگیر هستند، تأثیر می‌گذارد.

اصل: انگیزش فراگیران، آنچه را که برای یادگیری انجام می‌دهند، ایجاد، هدایت و حفظ می‌کند.

اهمیت انگیزش، در زمینه یادگیری، قابل اغماض نیست (ایمز، ۱۹۹۰). با ورود فراگیران به دانشگاه و کسب استقلال بیشتر در مورد اینکه چه چیزی، چه زمانی و چگونه مطالعه و یادگیری می‌کنند، انگیزش نقش مهمی در هدایت رفتارهای آنها ایفا می‌کند. علاوه بر این، از آنجا که اهداف رقابتی زیادی وجود دارد که برای توجه، زمان و انرژی آنها رقابت می‌کنند، درک آنچه ممکن است انگیزش فراگیران را برای دنبال کردن اهداف خاص مربوط به یادگیری افزایش یا کاهش دهد، بسیار مهم است. انگیزش سرمایه‌گذاری شخصی یک فرد است که بر جهت، شدت، پایداری و کیفیت رفتارهای یادگیری تأثیر می‌گذارد.

اگر فراگیران محتوای درس را جالب یا مرتبط نبینند، ممکن است ارزش کمی برای تسلط بر آن قائل شوند یا اصلاً ارزشی برای آن قائل نباشند و ممکن است در انجام رفتارهای لازم برای یادگیری عمیق کوتاهی کنند. به طور مشابه، اگر فراگیران انتظار موفقیت در یک درس را نداشته باشند، ممکن است از رفتارهای لازم برای یادگیری فاصله بگیرند. تصور کنید که اگر فراگیران کلاس ارزش یادگیری استفاده از منابع اولیه را می‌دیدند و انتظار داشتند که سخت‌کوشی آنها منجر به عملکرد قوی و نمرات خوب شود، چقدر متفاوت می‌بودند.

بنابراین دو مفهوم مهم وجود دارد که برای درک انگیزش اساسی هستند: (1) ارزش ذهنی یک هدف و (2) انتظارات یا توقعات برای دستیابی موفقیت‌آمیز به آن هدف. اگرچه نظریه‌های زیادی برای توضیح انگیزش ارائه شده است، اما اکثر آنها این دو مفهوم را در هسته چارچوب خود قرار می‌دهند (اتکینسون، ۱۹۵۷، ۱۹۶۴؛ ویگفیلد و اکلس، ۱۹۹۲، ۲۰۰۰). انتظارات و ارزش‌ها با هم تعامل دارند تا بر سطح انگیزش برای انجام رفتار هدفمند تأثیر بگذارند.

این دو مفهوم مهم برای درک انگیزش اساسی هستند و پایه و اساس بسیاری از نظریه‌های انگیزش را تشکیل می‌دهند: ارزش ذهنی یک هدف و انتظارات یا توقعات برای دستیابی موفقیت‌آمیز به آن هدف دو مفهوم اساسی و مهم برای درک انگیزش هستند. این دو مفهوم هسته اصلی چارچوب بسیاری از نظریه‌های انگیزش، مانند «نظریه انتظار–ارزش (Expectancy–Value Theory) را تشکیل می‌دهند:

ارزش ذهنی یک هدف (Subjective Value) به این سوال پاسخ می‌دهد: "چقدر این هدف برای من مهم و ارزشمند است؟" اگر فراگیران محتوای درس را جالب، مرتبط یا مفید نبینند (ارزش پایین)، انگیزشی برای یادگیری عمیق آن نخواهند داشت.

انتظارات یا توقعات برای دستیابی موفقیت‌آمیز به آن هدف (Expectancy) به این سوال پاسخ می‌دهد: "چقدر احتمال می‌دهم که اگر تلاش کنم، موفق شوم؟" اگر فراگیران انتظار موفقیت نداشته باشند (توقعات پایین)، حتی اگر درس را ارزشمند بدانند، ممکن است از رفتارهای لازم برای یادگیری دوری کنند.

نتیجه آنکه این دو مفهوم با هم تعامل دارند تا بر سطح انگیزش برای انجام رفتار هدفمند تأثیر بگذارند و نهایتاً همان اصل یادگیری را فعال یا غیرفعال می سازند. انگیزش فراگیران، آنچه را که برای یادگیری انجام می‌دهند، ایجاد، هدایت و حفظ می‌کند.

اهداف بر عنوان عامل سازمان‌دهنده رفتار باانگیزش تمرکز دارد و بین انواع مختلف اهداف و نتایج یادگیری مرتبط با آن‌ها تمایز قائل می‌شوند. اهداف زمینه‌ای را فراهم می‌کنند که در آن ارزش‌ها و انتظارات معنا پیدا می‌کنند و بر انگیزش تأثیر می‌گذارند. گفتن اینکه کسی انگیزش دارد، چیز زیادی به ما نمی‌گوید، مگر اینکه بگوییم آن شخص برای انجام چه کاری انگیزش دارد. بنابراین، اهداف به عنوان ویژگی اساسی سازمان‌دهنده رفتار باانگیزش عمل می‌کنند (رایان، ۱۹۷۰؛ میچل، ۱۹۸۲؛ الیوت و فرایر، ۲۰۰۸). در اصل، آنها به عنوان قطب‌نمایی عمل می‌کنند که طیف وسیعی از اقدامات هدفمند، از جمله مواردی که مربوط به فعالیت‌های فکری و خلاقانه فرد، روابط اجتماعی و بین فردی، هویت و خودپنداره، نیازهای ایمنی و دارایی‌های مادی و تمایل به مولد و شایسته بودن در جهان است را هدایت و راهنمایی می‌کنند (فورد، ۱۹۹۲). علاوه بر این، تعدادی از اهداف اغلب به طور همزمان در حال اجرا هستند. این قطعاً برای دانشجویان دانشگاه صادق است که ممکن است در هر لحظه به دنبال کسب دانش و مهارت، پیدا کردن دوستان جدید، نشان دادن به دیگران مبنی بر باهوش بودن، کسب حس استقلال و تفریح باشند.

هنگام بررسی راه‌هایی که اهداف دانشجویان بر رفتارهای یادگیری آنها تأثیر می‌گذارد، شایان ذکر است که اهداف دانشجویان برای خودشان ممکن است با اهداف اساتید برای آنها متفاوت باشد. اساتید می‌خواهند دانشجویانشان از طریق استفاده و قدردانی از منابع اولیه، به درک فلسفه دانش دست یابند. این هدف ممکن است آشکارا با اهداف دانشجویان برای خودشان همسو نباشد. شکل کلی‌تری از عدم تطابق اغلب زمانی اتفاق می‌افتد که اساتید می‌خواهند دانشجویانشان یادگیری را به خاطر خود آن دنبال کنند، اما آنها در درجه اول با اهداف عملکردی انگیزش می‌گیرند (دوئک و لگت، ۱۹۸۸). اهداف عملکردی شامل محافظت از یک تصویر شخصی مطلوب و ارائه یک شهرت مثبت و شخصیت عمومی است. وقتی دانشجویان با اهداف عملکردی هدایت می‌شوند، به استانداردهای هنجاری توجه می‌کنند و سعی می‌کنند آنچه را که برای نشان دادن شایستگی لازم است انجام دهند تا باهوش به نظر برسند، جایگاه کسب کنند و مورد تقدیر و ستایش قرار گیرند. الیوت و همکارانش (الیوت، ۱۹۹۹؛ الیوت و مک‌گرگور، ۲۰۰۱) تمایز بیشتری بین اهداف عملکردی قائل می‌شوند. آنها معتقدند که اهداف متمرکز بر عملکرد ممکن است دو شکل داشته باشند: اهداف رویکرد عملکردی و اهداف اجتناب از عملکرد. فراگیرانی که اهداف رویکرد عملکردی دارند، بر کسب شایستگی از طریق برآورده کردن استانداردهای هنجاری تمرکز می‌کنند. از سوی دیگر، فراگیرانی که اهداف اجتناب از عملکرد دارند، بر اجتناب از بی‌کفایتی از طریق برآورده کردن استانداردها تمرکز می‌کنند. آنها معتقدند که چارچوب شناختی که فراگیران با آن به یادگیری می‌پردازند، برای کسانی که جهت‌گیری رویکردی در مقابل جهت‌گیری اجتنابی دارند، متفاوت است و نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که اهداف رویکرد عملکردی برای یادگیری سودمندتر از اهداف اجتناب از عملکرد هستند (الیوت و مک‌گرگور، ۲۰۰۱؛ کوری و همکاران، ۲۰۰۶).

فراگیران، برخلاف اهداف عملکردی، هنگامی که با اهداف یادگیری هدایت می‌شوند، سعی می‌کنند شایستگی کسب کنند و واقعاً یاد بگیرند که یک فعالیت یا وظیفه چه چیزی می‌تواند به آنها بیاموزد. همانطور که می‌توانید تصور کنید، اگر بخواهیم فراگیران به درک عمیقی که از کاوش و ریسک‌پذیری فکری حاصل می‌شود دست یابند (یک هدف یادگیری)، اما آنها فقط بخواهند آنچه را که برای گرفتن نمره خوب لازم است انجام دهند (یک هدف عملکردی)، ممکن است به انواع رفتارهای یادگیری و نتایجی که می‌خواهیم دست پیدا نکنیم. در واقع، اکثر تحقیقات نشان می‌دهند فراگیرانی که اهداف یادگیری دارند، در مقایسه با کسانی که اهداف عملکردی دارند (به‌ویژه اهداف اجتناب از عملکرد)، بیشتر احتمال دارد از استراتژی‌های مطالعه‌ای استفاده کنند که منجر به درک عمیق‌تر می‌شود، در صورت نیاز درخواست کمک می‌کنند، در مواجهه با مشکل پافشاری می‌کنند و به دنبال تکالیف چالش‌برانگیز می‌روند و در آنها احساس راحتی می‌کنند.

فراگیران همچنین ممکن است اهداف دیگری داشته باشند که با اهداف اساتید به عنوان مربی در تضاد باشد. به عنوان مثال، اهداف اجتناب از کار (میس و هولت، ۱۹۹۳)، شامل تمایل به اتمام کار در اسرع وقت با کمترین تلاش ممکن است. فراگیرانی که در درجه اول با اهداف اجتناب از کار هدایت می‌شوند، ممکن است علاقه کمی به یادگیری نشان دهند و بیگانه، دلسرد یا بی‌علاقه به نظر برسند. با این حال، مهم است به یاد داشته باشید که اهداف اجتناب از کار اغلب وابسته به زمینه هستند؛ به طوری که دانشجویی که در یک زمینه بسیار سخت کار می‌کند، ممکن است از کار در زمینه دیگر اجتناب کند. به عنوان مثال، یک دانشجوی مهندسی متعهد اگر نبیند که چگونه دانش و دیدگاه‌های فلسفه دانش در رشد و توسعه فکری و حرفه‌ای گسترده‌تر او کاربرد دارد، ممکن است تا حد امکان در دوره آموزشی فلسفه دانش کم کار کند.

اگرچه اهداف دانشجویان ممکن است دقیقاً با اهداف اساتید برای آنها مطابقت نداشته باشد، اما این دو مجموعه اهداف (اهداف اساتید و اهداف دانشجویان) همیشه با هم در تضاد نیستند. در واقع، هنگامی که برخی از اهداف آنها با اهداف اساتید همسو باشد، موقعیت‌های یادگیری قدرتمندی ایجاد می‌شود. به عنوان مثال، تصور کنید اگر دانشجوی مهندسی که در بالا ذکر شد، متوجه شود که توانایی توسعه، ارائه و ارزیابی یک استدلال منطقی می‌تواند به او کمک کند تا به یک مهندس مؤثرتر تبدیل شود (مثلاً با کمک به او در دفاع از یک انتخاب طراحی مهندسی در برابر مشتری یا بیان محدودیت‌های مهندسی به همکارانش). با نزدیک‌تر شدن اهداف خودش و اهداف استادش - و در نتیجه پربارتر شدن آنها - انگیزش او برای دنبال کردن اهداف یادگیری ممکن است تقویت شود.

علاوه بر این، اگر یک فعالیت بیش از یک هدف را برآورده کند، انگیزش برای دنبال کردن آن فعالیت احتمالاً بیشتر از زمانی است که فقط یک هدف را برآورده کند. نکته مرتبط با این نکته این است که اهداف عاطفی و اهداف اجتماعی می‌توانند نقش مهمی در کلاس درس ایفا کنند (فورد، ۱۹۹۲). به عنوان مثال، اگر اهداف فراگیر در یک دوره پروژه طراحی صنعتی شامل یادگیری و به کارگیری اصول اساسی طراحی (یک هدف یادگیری)، دوست‌یابی (یک هدف اجتماعی) و مشارکت در فعالیت‌های محرک (یک هدف عاطفی) باشد، اجازه دادن به فراگیر برای کار بر روی پروژه دوره به عنوان بخشی از یک گروه، فرصتی را برای او فراهم می‌کند تا همزمان چندین هدف را برآورده کند و به طور بالقوه انگیزش او را افزایش می‌دهد. این نکته بیشتر توسط تحقیقاتی پشتیبانی می‌شود که نشان می‌دهد فراگیرانی که چندین نوع هدف دارند، نسبت به کسانی که فقط یک نوع هدف دارند، موفق‌تر هستند (وال و همکاران، ۲۰۰۳).

البته همچنین ممکن است که فراگیران تعدادی اهداف متضاد داشته باشند. برای مثال، یک فراگیر ممکن است هدفش کسب نمره خوب در امتحان روانشناسی پیش رو باشد که برای آن یک جلسه مطالعه عصرانه برنامه‌ریزی شده است. در عین حال، او ممکن است هدفش ایجاد ارتباط با همسالانش از طریق ورزش‌های درون مدرسه‌ای نیز باشد و در نتیجه، تمایل داشته باشد که در جلسه ثبت‌نام درون مدرسه‌ای که همزمان با جلسه مطالعه برگزار می‌شود، شرکت کند. برای پیچیده‌تر کردن موضوع، ممکن است هدفش حفظ سلامتی باشد و از آنجایی که گلودرد و سایر علائم سرماخوردگی را تجربه کرده است، فکر کند که عاقلانه است که بدون شرکت در جلسه مطالعه یا جلسه ثبت‌نام درون مدرسه‌ای، مستقیماً به رختخواب برود. با توجه به این طیف اهداف رقیب، او کدام یک را انتخاب می‌کند؟ متغیرهای مهمی وجود دارند که می‌توانند بینشی در مورد اینکه فراگیر برای دنبال کردن کدام هدف انگیزش خواهد داشت، ارائه دهند. به یاد داشته باشید که ارزش و انتظارات برای تأثیرگذاری بر انگیزش، با هم تعامل دارند.

خلاصه‌ای از آنچه تحقیقات در مورد انگیزش به ما می‌گوید:

۱. اهداف به عنوان قطب‌نمای رفتار باانگیزش

تحقیقات نشان می‌دهند که صرفاً گفتن اینکه کسی انگیزش دارد، کافی نیست؛ باید مشخص کرد که برای انجام چه کاری انگیزش دارد.

نقش سازمان‌دهنده: اهداف به عنوان ویژگی اساسی سازمان‌دهنده رفتار باانگیزش عمل می‌کنند و زمینه‌ای را فراهم می‌آورند که در آن مفاهیم ارزش و انتظارات معنا پیدا می‌کنند.

 طیف گسترده اهداف: اهداف نه تنها فعالیت‌های فکری و خلاقانه، بلکه روابط اجتماعی، هویت، نیازهای ایمنی و تمایل به شایسته بودن را نیز هدایت می‌کنند.

 اهداف همزمان: دانشجویان دانشگاه اغلب به طور همزمان چندین هدف را دنبال می‌کنند (مانند کسب دانش، پیدا کردن دوستان جدید، نشان دادن باهوش بودن، تفریح).

۲. ناهمخوانی بین اهداف اساتید و دانشجویان

یکی از یافته‌های مهم، وجود تفاوت بین اهداف مربیان (مانند درک عمیق یا قدردانی از منابع اولیه) و اهداف دانشجویان است.

۳. راه‌هایی که اهداف دانشجویان بر رفتارهای یادگیری آنها تأثیر می‌گذارد

 اهداف یادگیری (Mastery/Learning Goals):

 تمرکز: کسب شایستگی و یادگیری واقعی آنچه یک فعالیت یا وظیفه می‌تواند آموزش دهد.

 نتایج مثبت: دانشجویانی که اهداف یادگیری دارند، بیشتر احتمال دارد از استراتژی‌های مطالعه عمیق استفاده کنند، در صورت نیاز درخواست کمک کنند، در مواجهه با مشکل پافشاری کنند و تکالیف چالش‌برانگیز را بپذیرند.

 اهداف عملکردی (Performance Goals):

 تمرکز: حفظ یک تصویر شخصی مطلوب، ارائه یک شهرت مثبت، و نشان دادن شایستگی برای کسب جایگاه و ستایش.

 زیرگروه‌های اهداف عملکردی:

 عملکردی رویکردی (Performance-Approach): تمرکز بر کسب شایستگی از طریق برآورده کردن استانداردهای هنجاری (برای باهوش به نظر رسیدن).

 اجتناب از عملکرد (Performance-Avoidance): تمرکز بر اجتناب از بی‌کفایتی از طریق برآورده کردن استانداردها (برای احمق به نظر نرسیدن).

 نتیجه‌گیری تحقیقات: اهداف رویکرد عملکردی برای یادگیری سودمندتر از اهداف اجتناب از عملکرد هستند.

۴. اهداف اجتناب از کار

 تمرکز: تمایل به اتمام کار در اسرع وقت با کمترین تلاش ممکن.

 نکته مهم: این اهداف اغلب وابسته به زمینه هستند. یک فراگیر ممکن است در یک درس سخت‌کوش باشد اما در درسی دیگر که ارتباط آن را با اهداف کلی خود نمی‌بیند، از کار اجتناب کند.

۵. قدرت همسویی و هم‌افزایی اهداف

تحقیقات نشان می‌دهد که انگیزش زمانی تقویت می‌شود که:

 همسویی: اهداف شخصی فراگیر با اهداف آموزشی اساتید مطابقت داشته باشد (مثلاً دانشجوی مهندسی درک کند که مهارت‌های استدلالی فلسفه به او کمک می‌کند تا یک مهندس مؤثرتر شود).

 هم‌افزایی: یک فعالیت بیش از یک هدف را برآورده کند (مانند یک پروژه گروهی که هم هدف یادگیری و هم هدف اجتماعی و عاطفی را برآورده می‌کند). دانشجویانی که چندین نوع هدف دارند، نسبت به کسانی که فقط یک نوع هدف دارند، موفق‌تر هستند.

۶. حل تضاد اهداف

در زندگی دانشجویی، اهداف رقیب و متضاد (مانند مطالعه، ورزش اجتماعی، استراحت) معمول هستند. انتخاب اینکه دانشجو کدام هدف را دنبال کند، به متغیرهای مهمی بستگی دارد که همان مفاهیم ارزش و انتظارات برای هر یک از آن اهداف هستند.

 

مجله اینترنتی روان تنظیم

Online Journal of Ravantanzim

مجله تخصصی روانشناسی تربیتی شناختی

مدیر مسئول: محمود دلیر عبدی نیا

روانشناس تربیتی با دیدگاه شناختی

دانش آموخته دانشگاه تهران

لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات مجله اینترنتی روان تنظیم و یا از طریق ایمیل برای ما ارسال کنید.

استفاده از مطالب ارائه شده در این پایگاه، صرفا با ذکر منبع آزاد می باشد.